loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 24
سه شنبه 30 ارديبهشت 1404 زمان : 12:44


بعضی رسوم خاکساریه
درویشان خاکسار در اواخر هر سال با مجاورت شدن عید نوروز، بر در منزل اعیان و تسلط خیمه می‌زدند و یکسری روزی را در خیمه به رمز می‌بردند و شعر می‌خواندند و دعا می‌کردند تا مالک آن منزل به آن‌ها مبلغی می‌بخشید و خیمه خویش را توده می‌کردند[۲۴]. آن‌ها در روزهای عاشورا و تاسوعا در میان عموم سقایی می‌کردند و مدیحه پک پذیرایی ترحیم مشهد می‌خواندند[۲۵].

هر مورد از درویشان خاکسار از مرشد خویش رساله ای دستنوشته می‌گرفتند و مکلف بودند آن را به یار و همدم داشته باشند. از طرف قطب خاکساریه در هر شهری نقیبی حضور داشت که اذن داشت از درویشان زمان گرد رساله‌هایشان را مطالبه نماید و در شرایطی‌که درویشی رساله نداشت یا این که به سوال‌های نقیب جواب صحیح نمی‌اعطا کرد، نقیب اورا از کسوت درویشی خلع میکرد[۲۶].

درویشان گُل مولا[۲۷]، شبهای آدینه به پَرسه/ پارسه می‌رفتند؛ بدین ترتیب که کشکول به دست در کوچه‌ها و بازارها رویکرد رفته و در منقبت علی (ع) با صدای رسا شعر می‌خواندند و رهگذران و کسبه به دلخواه خویش پول یا این که خوراکی در کشکولشان می‌گذاشتند. آن‌ها نیز دستاورد پرسه را به پیران خویش نثار می‌کردند[۲۸].

درویشان خاکسار، گاه در کناره مسجد یا این که حَرَم امامزاده ای معتکف می‌شدند و هنگام سحر و غروب آفتاب در مدح علی (ع) شعر می‌خواندند. این ترسیم را «طلب نشستن» می‌گفتند[۲۹].

ابزارهای خاص آن‌ها
جامه، تاج (کلاه نمدی درویشان)، کشکول، فن (میانبند خاص خاکساران)، کفنی (تی شرت سپید و بلند آنها)، تخته پوست، عصا و سنگ قناعت (سنگی که بر شکم می‌بستند)به عنوان مثال ابزارهای حافظه گردیده در رساله‌های خاکساران برای آنها میباشد[۳۰].

درویشان فارس و خاکساریه
در عهد و پیمان قاجار، درویشان فارس جزء سلسله خاکساریه محسوب می‌شدند. آن ها بعداز طی پروسه سلوک در طریقت خویش، به خاکساریه می‌پیوستند و دسته‌های دیگر خاکسار آن ها را پست خیس از خویش و خدمتگزار و فرّاش خودشان می‌شمردند[۳۱]. فرقه فارس در نقالی تبحر داشتند و شبهای ماه رمضان در قهوه منزل‌ها مراسم مشاعره ای به اسم سخنوری اعمال می‌کردند[۳۲]. فارس‌ها، مشایخ خویش را، پدر می‌نامیدند[۳۳]

درویشان فارس
درویشان فارس، زیرشاخه ای از خاکساریه بودند[۳۴]. باوجوداین، رساله وسیلةالنجاة که از یکی درویشان فارس پیمان قاجار به جامانده میباشد، علامت می دهد که بعضا از درویشان فارس با خاکساریه اختلاف داشتند و خویش را فرقه ای جدا می‌دانستند.[۳۵]

صنفها فارس
فرقه فارس، پیشه ور بودند و خویش را ۱۷ سلسله می‌دانستند و مقصودشان ۱۷ صنف بود که عبارت بودند از: درویش، روحانی، چاووش، سقا، پدر، پهلوان، بوجار، شاطر، مُکاری، قصاب، نعل سد، شبرو، شاطر، جلودار، پاره دوز، غسال، سلمانی و قهوه چی[۳۶]. این صنوف در نوشته‌های درویشان فارس، گوناگون نام برده‌اند[۳۷].

مراسم تشرف به آئین درویشان فارس، لسان دادن اسم داشته میباشد[۳۸].

مراتب سلوک آنها عبارت‌اند از؛ بچه ابدالی، غزاوت، مُفِرد ابدالی، درویش ازروی اختیار، علمداری، دست نقیب و نقیبی.

درویشان فارس، به هر ۱ از مراتب سلوک که می‌رسیدند، از پیر خویش پروانه یا این که اذن طومار ای به اسم مُجَلّا یار و همدم با ابزارها و لباس‌هایی خاص به اسم وصله اخذ می‌کردند[۳۹]

تقسیمات خاکساریه
خاکساریه به ۳ مجموعهِ غلامعلی شاهی، معصومعلی شاهی و نورائی تقسیم می‌گردیده‌اند[۴۰].

قطب‌های خاکساریه
قطب نام دار خاکسارانِ غلامعلی‌شاهی در اواخر پیمان قاجار و اوایل زمان پهلوی بهارعلیشاه یزدی (متوفی ۱۳۵۵) و قطب قبل از وی، قطارعلیشاه (متوفی ۱۳۰۸) بود. بعداز فوت بهارعلیشاه که در نجف بومی بود و در عراق و کشور‌ایران مریدان بسیار داشت، حاج مطهرعلیشاه جانشین وی شد[۴۱].

حاج مطهرعلیشاه (متوفی ۱۳۶۱ش) که بیشتراز ۱۰۰ سال زیست، به اصلاحاتی در طرز خاکساریه پرداخت[۴۲] و با آنکه مالک خانقاه‌هایی در کوفه و مشهد نیز بود، راس این سلسله را طهران قرار اعطا کرد. وی در دروازه دولت طهران در مجاورت منزلت حاجب شیرازی، درویش شعر سرا، خانقاهی سازه کرد که همچنان باقی میباشد. حاج مطهرعلیشاه بنابه وصیتش، در لاهیجان در مجاورت بقعه روحانی خداپرست گیلانی (متوفی ۷۰۰ق.)، در باغچه ای وابسته به خاکساریه به خاک امانت شد[۴۳].

پراکندگی جغرافیایی
امروزه از ۳ دسته خاکساران، بیش تر از تمامی دسته غلامعلی شاهی و شمار اندکی از تیم معصومعلی شاهی در کشور ایران باقیمانده‌اند که بیشتر در طهران، مشهد، شیراز، کرمانشاه و اهواز سکونت دارا‌هستند.

جستارهای متعلق


بعضی رسوم خاکساریه
درویشان خاکسار در اواخر هر سال با مجاورت شدن عید نوروز، بر در منزل اعیان و تسلط خیمه می‌زدند و یکسری روزی را در خیمه به رمز می‌بردند و شعر می‌خواندند و دعا می‌کردند تا مالک آن منزل به آن‌ها مبلغی می‌بخشید و خیمه خویش را توده می‌کردند[۲۴]. آن‌ها در روزهای عاشورا و تاسوعا در میان عموم سقایی می‌کردند و مدیحه پک پذیرایی ترحیم مشهد می‌خواندند[۲۵].

هر مورد از درویشان خاکسار از مرشد خویش رساله ای دستنوشته می‌گرفتند و مکلف بودند آن را به یار و همدم داشته باشند. از طرف قطب خاکساریه در هر شهری نقیبی حضور داشت که اذن داشت از درویشان زمان گرد رساله‌هایشان را مطالبه نماید و در شرایطی‌که درویشی رساله نداشت یا این که به سوال‌های نقیب جواب صحیح نمی‌اعطا کرد، نقیب اورا از کسوت درویشی خلع میکرد[۲۶].

درویشان گُل مولا[۲۷]، شبهای آدینه به پَرسه/ پارسه می‌رفتند؛ بدین ترتیب که کشکول به دست در کوچه‌ها و بازارها رویکرد رفته و در منقبت علی (ع) با صدای رسا شعر می‌خواندند و رهگذران و کسبه به دلخواه خویش پول یا این که خوراکی در کشکولشان می‌گذاشتند. آن‌ها نیز دستاورد پرسه را به پیران خویش نثار می‌کردند[۲۸].

درویشان خاکسار، گاه در کناره مسجد یا این که حَرَم امامزاده ای معتکف می‌شدند و هنگام سحر و غروب آفتاب در مدح علی (ع) شعر می‌خواندند. این ترسیم را «طلب نشستن» می‌گفتند[۲۹].

ابزارهای خاص آن‌ها
جامه، تاج (کلاه نمدی درویشان)، کشکول، فن (میانبند خاص خاکساران)، کفنی (تی شرت سپید و بلند آنها)، تخته پوست، عصا و سنگ قناعت (سنگی که بر شکم می‌بستند)به عنوان مثال ابزارهای حافظه گردیده در رساله‌های خاکساران برای آنها میباشد[۳۰].

درویشان فارس و خاکساریه
در عهد و پیمان قاجار، درویشان فارس جزء سلسله خاکساریه محسوب می‌شدند. آن ها بعداز طی پروسه سلوک در طریقت خویش، به خاکساریه می‌پیوستند و دسته‌های دیگر خاکسار آن ها را پست خیس از خویش و خدمتگزار و فرّاش خودشان می‌شمردند[۳۱]. فرقه فارس در نقالی تبحر داشتند و شبهای ماه رمضان در قهوه منزل‌ها مراسم مشاعره ای به اسم سخنوری اعمال می‌کردند[۳۲]. فارس‌ها، مشایخ خویش را، پدر می‌نامیدند[۳۳]

درویشان فارس
درویشان فارس، زیرشاخه ای از خاکساریه بودند[۳۴]. باوجوداین، رساله وسیلةالنجاة که از یکی درویشان فارس پیمان قاجار به جامانده میباشد، علامت می دهد که بعضا از درویشان فارس با خاکساریه اختلاف داشتند و خویش را فرقه ای جدا می‌دانستند.[۳۵]

صنفها فارس
فرقه فارس، پیشه ور بودند و خویش را ۱۷ سلسله می‌دانستند و مقصودشان ۱۷ صنف بود که عبارت بودند از: درویش، روحانی، چاووش، سقا، پدر، پهلوان، بوجار، شاطر، مُکاری، قصاب، نعل سد، شبرو، شاطر، جلودار، پاره دوز، غسال، سلمانی و قهوه چی[۳۶]. این صنوف در نوشته‌های درویشان فارس، گوناگون نام برده‌اند[۳۷].

مراسم تشرف به آئین درویشان فارس، لسان دادن اسم داشته میباشد[۳۸].

مراتب سلوک آنها عبارت‌اند از؛ بچه ابدالی، غزاوت، مُفِرد ابدالی، درویش ازروی اختیار، علمداری، دست نقیب و نقیبی.

درویشان فارس، به هر ۱ از مراتب سلوک که می‌رسیدند، از پیر خویش پروانه یا این که اذن طومار ای به اسم مُجَلّا یار و همدم با ابزارها و لباس‌هایی خاص به اسم وصله اخذ می‌کردند[۳۹]

تقسیمات خاکساریه
خاکساریه به ۳ مجموعهِ غلامعلی شاهی، معصومعلی شاهی و نورائی تقسیم می‌گردیده‌اند[۴۰].

قطب‌های خاکساریه
قطب نام دار خاکسارانِ غلامعلی‌شاهی در اواخر پیمان قاجار و اوایل زمان پهلوی بهارعلیشاه یزدی (متوفی ۱۳۵۵) و قطب قبل از وی، قطارعلیشاه (متوفی ۱۳۰۸) بود. بعداز فوت بهارعلیشاه که در نجف بومی بود و در عراق و کشور‌ایران مریدان بسیار داشت، حاج مطهرعلیشاه جانشین وی شد[۴۱].

حاج مطهرعلیشاه (متوفی ۱۳۶۱ش) که بیشتراز ۱۰۰ سال زیست، به اصلاحاتی در طرز خاکساریه پرداخت[۴۲] و با آنکه مالک خانقاه‌هایی در کوفه و مشهد نیز بود، راس این سلسله را طهران قرار اعطا کرد. وی در دروازه دولت طهران در مجاورت منزلت حاجب شیرازی، درویش شعر سرا، خانقاهی سازه کرد که همچنان باقی میباشد. حاج مطهرعلیشاه بنابه وصیتش، در لاهیجان در مجاورت بقعه روحانی خداپرست گیلانی (متوفی ۷۰۰ق.)، در باغچه ای وابسته به خاکساریه به خاک امانت شد[۴۳].

پراکندگی جغرافیایی
امروزه از ۳ دسته خاکساران، بیش تر از تمامی دسته غلامعلی شاهی و شمار اندکی از تیم معصومعلی شاهی در کشور ایران باقیمانده‌اند که بیشتر در طهران، مشهد، شیراز، کرمانشاه و اهواز سکونت دارا‌هستند.

جستارهای متعلق

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 501
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه