loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 42
چهارشنبه 21 خرداد 1404 زمان : 11:35


مذهب جعفری
نوشته ی علمیٔ مهم: مذهب جعفری
در بین امامان شیعه، بیشترین ماجرا از امام راست گو(ع) نقل گردیده است.[۵۸] او همینطور بیشترین شمار راویان را داشته میباشد. اِربِلی شمار قصه‌کنندگان از اورا ۴۰۰۰ بدن دانسته میباشد.[۵۹] به گفته ابان بن تغلب شیعه ها هرگاه در کلام نبی(ص) اختلاف‌حیث پیدا می‌کردند، به صحبت حضرت علی(ع) تمسک می‌کردند و بعد از آن که در صحبت علی اختلاف‌حیث داشتند، به حرف امام درست گو(ع) رجوع و برگشت می‌کردند.[۶۰] به دلیل نقل بیشترین احادیث دینی و کلامی از امام راست گو(ع)، مذهب شیعه امامی را مذهب جعفری نیز می خوانند.[۶۱] امروزه امام درست گو(ع) به اسم مدیر مذهب جعفری معروف میباشد.[۶۲] در سال ۱۳۷۸ق، روضه خوان شَلتوت مدیریت کالج الأزهر در مصر، در ادامه مکاتباتی با آیت الله بروجردی، مذهب جعفری را به رسمیت آشنایی و کار به آن را به نظر فقهی روا پک پذیرایی ترحیم مشهد شمرد.[۶۳]

مناظرات و گفتگوهای علمی
در متن‌ها حدیثی شیعه، مناظرات و گفتگوهایی دربین امام درستگو(ع) و متکلمان مذهب‌ها دیگر و نیز برخی از منکران وجود پروردگار گزارش شد‌ه‌است.[۶۴] در بعضی از مناظرات، شاگردان امام درست گو(ع) در حضور او در مورد‌ای که تخصص داشته‌اند، با سایر افراد مناظره کرده‌اند. درین جلسات امام راست گو(ع) بر مناظره پژوهش کرده و گاه خویش نیز وارد دعوا شد‌ه‌است.[۶۵] مثلا در گفتمان با عالمی از اهل شام که خویش درخواست مناظره با شاگردان امام درست گو(ع) را داشت، امام از هشام بن سلامت خواست تا در قضیه صحبت با وی گفتمان نماید.[۶۶] همینطور از شخصی که قصد مناظره با اورا داشت، خواست تا در هر موضوع‌ای که میخواهد، آغاز با شاگردانش گفتمان نماید و در شکل غلبه بر آن ها با وی مناظره نماید. آن شخص در مسئله قرآن با حُمران بن اَعیَن، در مورد ادبیات عربی با ابان بن تغلب، در فقه با زُراره و در صحبت با مؤمن الطاق و هِشام بن تندرست مناظره کرد و مغلوب شد.[۶۷]

احمد بن علی طبرسی در کتاب الاحتجاج تیم‌ای از مناظرات امام راستگو(ع) را گرد آورده میباشد که برخی از آنان عبارت میباشد از:

مناظره با یکی منکران پروردگار درباره وجود خداوند[۶۸]
مناظره با ابوشاکر دَیصانی، درباره وجود آفریدگار[۶۹]
مناظره با ابن‌ابی‌العوجاء درباره وجود آفریدگار[۷۰]
مناظره با ابن‌ابی‌العوجاء درباره حدوث عالَم[۷۱]
مناظره‌ای زمان بر با یک کدام از منکران وجود خداوند درباره مسائل متعدد فقاهتی[۷۲]
مناظره با ابوحنیفه درباره روش استنباط احکام شرعی، به‌ویژه قیاس[۷۳]
مناظره با برخی از علماء معتزله درباره طریق گزینش حکم دهنده و برخی احکام فقاهتی[۷۴]
سیره سیاسی
حیات امام راستگو(ع)، با خلافت ده خلیفه پایان بنی‌امیه به عنوان مثال قدمت بن عبدالعزیز و هشام بن عبدالملک و دو خلیفه ابتدا عباسی، سفاح و منصور دوانیقی هم زمان بود.[۷۵] وی در هجرت امام باقر(ع) به شام که به درخواست هشام بن مخلوق الملک شکل گرفت، هم پا بابا بود.[۷۶] در امامت امام راست گو(ع)، پنج خلیفه پایان اموی یعنی از هشام بن عبدالملک به آنگاه و سفاح و منصور خلفای عباسی حکومت کردند.[۷۷]

هجران از قیام مسلحانه
به‌رغم آنکه امامت امام درست گو(ع) با ضعف و فروپاشی امویان همدم بود، او از زد خورد‌های نظامی و سیاسی هجران جست و حتی دعوت به خلافت را نپذیرفت. شهرستانی در الملل والنحل گزارش نموده است که ابومسلم خراسانی بعداز مرگ ابراهیم امام، در طومار‌ای امام درستگو(ع) را سزاوار‌ترین شخص برای خلافت خواند و از وی دعوت کرد تا خلافت را بپذیرد؛ البته امام درستگو(ع) در جواب نوشت: «خیر تو از یاران اینجانب هستی و خیر زمان، زمان اینجانب میباشد».[۷۸] وی جواب دعوت ابوسلمه علاوه بر برای خلافت را نیز با سوزاندن طومار‌اش بخشید.[۷۹] او همینطور در قیام‌هایی که بر ضد حکومت اتفاق افتاد، مثلا قیام عمویش زید بن علی، کمپانی نکرد.[۸۰] مطابق حدیثی، امام درست گو(ع) خلا یاران راستین را انگیزه جلوگیری از قیام شمرده میباشد.[۸۱]در بعضا احادیث حضرت تعداد ۱۷ نفر و گاه پنج نفر را برای قیام کافی دانسته میباشد و در قبال سماجت برخی از یاران برای قیام به آن‌ها می‌فرمود ما عالی از شما و بقیه افراد می دانیم که چه هنگامی و چه وظیفه‌ای داریم.[۸۲]

اختلاف با عبدالله بن حسن مثنی
در سال‌های نهایی حکومت بنی‌امیه، گروهی از بنی‌هاشم به عنوان مثال عبدالله بن حسن مثنی و پسرانش و سفاح و منصور در ابواء توده شدند تا برای قیام برضد حکومت، با یکی‌از خودشان بیعت نمایند. درین گرد‌همایی عبدالله پسرش، محمد را مهدی معرفی کرد و از حاضران خواست با وی بیعت نمایند.
امام راستگو(ع) زمانی از این روایت باخبر شد، اعلام کرد: پسر تو مهدی وجود ندارد و اینک نیز هنگام ظهور مهدی وجود ندارد. عبدالله از سخنان او خشمگین شد و اورا به حسادت جنایتکار کرد. امام راست گو(ع) عهد خورد که از روی حسادت صحبت نمی‌گوید و اذعان کرد که پسران وی کشته می شوند و خلافت به سَفّاح و منصور می رسد.[۸۳] فرستاده جعفریان ریشه اختلاف در بین فرزندان امام حسن(ع) و فرزندان امام حسین(ع) را همین روایت دانسته میباشد.[۸۴]


مذهب جعفری
نوشته ی علمیٔ مهم: مذهب جعفری
در بین امامان شیعه، بیشترین ماجرا از امام راست گو(ع) نقل گردیده است.[۵۸] او همینطور بیشترین شمار راویان را داشته میباشد. اِربِلی شمار قصه‌کنندگان از اورا ۴۰۰۰ بدن دانسته میباشد.[۵۹] به گفته ابان بن تغلب شیعه ها هرگاه در کلام نبی(ص) اختلاف‌حیث پیدا می‌کردند، به صحبت حضرت علی(ع) تمسک می‌کردند و بعد از آن که در صحبت علی اختلاف‌حیث داشتند، به حرف امام درست گو(ع) رجوع و برگشت می‌کردند.[۶۰] به دلیل نقل بیشترین احادیث دینی و کلامی از امام راست گو(ع)، مذهب شیعه امامی را مذهب جعفری نیز می خوانند.[۶۱] امروزه امام درست گو(ع) به اسم مدیر مذهب جعفری معروف میباشد.[۶۲] در سال ۱۳۷۸ق، روضه خوان شَلتوت مدیریت کالج الأزهر در مصر، در ادامه مکاتباتی با آیت الله بروجردی، مذهب جعفری را به رسمیت آشنایی و کار به آن را به نظر فقهی روا پک پذیرایی ترحیم مشهد شمرد.[۶۳]

مناظرات و گفتگوهای علمی
در متن‌ها حدیثی شیعه، مناظرات و گفتگوهایی دربین امام درستگو(ع) و متکلمان مذهب‌ها دیگر و نیز برخی از منکران وجود پروردگار گزارش شد‌ه‌است.[۶۴] در بعضی از مناظرات، شاگردان امام درست گو(ع) در حضور او در مورد‌ای که تخصص داشته‌اند، با سایر افراد مناظره کرده‌اند. درین جلسات امام راست گو(ع) بر مناظره پژوهش کرده و گاه خویش نیز وارد دعوا شد‌ه‌است.[۶۵] مثلا در گفتمان با عالمی از اهل شام که خویش درخواست مناظره با شاگردان امام درست گو(ع) را داشت، امام از هشام بن سلامت خواست تا در قضیه صحبت با وی گفتمان نماید.[۶۶] همینطور از شخصی که قصد مناظره با اورا داشت، خواست تا در هر موضوع‌ای که میخواهد، آغاز با شاگردانش گفتمان نماید و در شکل غلبه بر آن ها با وی مناظره نماید. آن شخص در مسئله قرآن با حُمران بن اَعیَن، در مورد ادبیات عربی با ابان بن تغلب، در فقه با زُراره و در صحبت با مؤمن الطاق و هِشام بن تندرست مناظره کرد و مغلوب شد.[۶۷]

احمد بن علی طبرسی در کتاب الاحتجاج تیم‌ای از مناظرات امام راستگو(ع) را گرد آورده میباشد که برخی از آنان عبارت میباشد از:

مناظره با یکی منکران پروردگار درباره وجود خداوند[۶۸]
مناظره با ابوشاکر دَیصانی، درباره وجود آفریدگار[۶۹]
مناظره با ابن‌ابی‌العوجاء درباره وجود آفریدگار[۷۰]
مناظره با ابن‌ابی‌العوجاء درباره حدوث عالَم[۷۱]
مناظره‌ای زمان بر با یک کدام از منکران وجود خداوند درباره مسائل متعدد فقاهتی[۷۲]
مناظره با ابوحنیفه درباره روش استنباط احکام شرعی، به‌ویژه قیاس[۷۳]
مناظره با برخی از علماء معتزله درباره طریق گزینش حکم دهنده و برخی احکام فقاهتی[۷۴]
سیره سیاسی
حیات امام راستگو(ع)، با خلافت ده خلیفه پایان بنی‌امیه به عنوان مثال قدمت بن عبدالعزیز و هشام بن عبدالملک و دو خلیفه ابتدا عباسی، سفاح و منصور دوانیقی هم زمان بود.[۷۵] وی در هجرت امام باقر(ع) به شام که به درخواست هشام بن مخلوق الملک شکل گرفت، هم پا بابا بود.[۷۶] در امامت امام راست گو(ع)، پنج خلیفه پایان اموی یعنی از هشام بن عبدالملک به آنگاه و سفاح و منصور خلفای عباسی حکومت کردند.[۷۷]

هجران از قیام مسلحانه
به‌رغم آنکه امامت امام درست گو(ع) با ضعف و فروپاشی امویان همدم بود، او از زد خورد‌های نظامی و سیاسی هجران جست و حتی دعوت به خلافت را نپذیرفت. شهرستانی در الملل والنحل گزارش نموده است که ابومسلم خراسانی بعداز مرگ ابراهیم امام، در طومار‌ای امام درستگو(ع) را سزاوار‌ترین شخص برای خلافت خواند و از وی دعوت کرد تا خلافت را بپذیرد؛ البته امام درستگو(ع) در جواب نوشت: «خیر تو از یاران اینجانب هستی و خیر زمان، زمان اینجانب میباشد».[۷۸] وی جواب دعوت ابوسلمه علاوه بر برای خلافت را نیز با سوزاندن طومار‌اش بخشید.[۷۹] او همینطور در قیام‌هایی که بر ضد حکومت اتفاق افتاد، مثلا قیام عمویش زید بن علی، کمپانی نکرد.[۸۰] مطابق حدیثی، امام درست گو(ع) خلا یاران راستین را انگیزه جلوگیری از قیام شمرده میباشد.[۸۱]در بعضا احادیث حضرت تعداد ۱۷ نفر و گاه پنج نفر را برای قیام کافی دانسته میباشد و در قبال سماجت برخی از یاران برای قیام به آن‌ها می‌فرمود ما عالی از شما و بقیه افراد می دانیم که چه هنگامی و چه وظیفه‌ای داریم.[۸۲]

اختلاف با عبدالله بن حسن مثنی
در سال‌های نهایی حکومت بنی‌امیه، گروهی از بنی‌هاشم به عنوان مثال عبدالله بن حسن مثنی و پسرانش و سفاح و منصور در ابواء توده شدند تا برای قیام برضد حکومت، با یکی‌از خودشان بیعت نمایند. درین گرد‌همایی عبدالله پسرش، محمد را مهدی معرفی کرد و از حاضران خواست با وی بیعت نمایند.
امام راستگو(ع) زمانی از این روایت باخبر شد، اعلام کرد: پسر تو مهدی وجود ندارد و اینک نیز هنگام ظهور مهدی وجود ندارد. عبدالله از سخنان او خشمگین شد و اورا به حسادت جنایتکار کرد. امام راست گو(ع) عهد خورد که از روی حسادت صحبت نمی‌گوید و اذعان کرد که پسران وی کشته می شوند و خلافت به سَفّاح و منصور می رسد.[۸۳] فرستاده جعفریان ریشه اختلاف در بین فرزندان امام حسن(ع) و فرزندان امام حسین(ع) را همین روایت دانسته میباشد.[۸۴]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 501
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه