پلورالیسم (pluralism) به معنای کثرتگرایی، عقیده یا این که رویکردی پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد که از اصالت تکثر امان مینماید و به دلایل متعدد، کثرتگرایی را رفیعتر از وحدتگرایی میداند. یعنی آن را صحیحخیس و مفیدتر قلمداد مینماید و قائل به کثرتهایی میباشد که قابل تحویل یا این که قابل تقلیل به "وحدت" نیستند.
ایدۀ پلورالیسم به طور تقریب در وسط قرن بیستم مطرح شد و خاستگاهی فقاهتی دارااست. مهاجرانی که از کشورهای غیرمسیحی به کشورهای غربی رفته بودند، در قبال مبلغان مسیحیت مقاومت میکردند و حاضر نبودند از آیینشان دست بکشند. از سوی دیگر اکثری از آنان با اینکه بر آیین دیگری بودند، مبتنی بر خلق و خوی مسیحی آدمهای خیر و خوبی محسوب میشدند. به این ترتیب کارل رانر متکلم مسیحی این ایده را مطرح کرد کهاین اشخاص "مسیحیان بیاسم" میباشند.
خواسته وی این بود کهاین اشخاص باطنا مسیحی و بدین ترتیب اهل نجاتاند، اگرچه ظاهرا مسیحی نیستند. این تزی شمولگرایانه بود که همچنان مسیحیت را صرفا شیوه نجات میدانست البته برای غیرمسیحیان نیز جا گشوده میکرد تا وارد جرگۀ "مسیحیت حقیقی وواقعی" شوند؛ اگرچه آن ها خودشان را مسیحی نمیدانستند.
تز کارل رانر به ندرت پیشرفت پیدا کرد و کلیسای کاتولیک در اواخر دهۀ 1960 عهده دار شد رهروان بقیه ادیان، به ویژه مسلمان ها، می توانند در آخرت اهل رستگاری و نجات باشند. یعنی کلیسا دیگر آنان را مسیحیان بیاسم نمیدانست بلکه معتقد بود اشخاص دیگری در عالم میباشند که مسیحی نیستند اما میتوانند رستگار شوند.
پلورالیسم در واقع رویکردی مختلف از مونیسم (یگانهگرایی/ انحصارگرایی) و شمولگرایی میباشد. انحصارگرایان معتقدند آئین یا این که مذهب آن ها فقط رویکرد نجات اخروی میباشد. شمولگرایان آئین خودشان را آیین حق میدانند و رهروان بقیه ادیان را تا جایی که دینشان با آیین حق اشتراک داراست، بر روش صواب می دانند. ولی پلورالیستها یا این که کثرتگرایان، قائل به "ادیان حق" و "صراطهای بدون واسطه"اند.
مسلمانها برای اتخاذ موضعی شمولگرایانه نسبت به یهودیان و مسیحیان و و رهروان یک کدام از دو آیین دیگر مشکلی ندارند چراکه در قرآن آیاتی میباشد که صریحا دلالت داراهستند که برای مثال یهودیان و مسحیانی که به پروردگار و آخرت یقین داراهستند و نیکوکارند، در آخرت رستگار میشوند (آیۀ 62 سورۀ بقره).
ولی اکثر متکلمان سنتی مسلمان، با پلورالیسم نقص دارا هستند و از جمله نمیپذیرند بودیسم یا این که شینتوئیسم یا این که کنفوسیانیسم در شرق آسیا، راهی به سوی رستگاری اخروی میباشد چراکه این ادیان جزو ادیان ابراهیمی نیستند.
ولی مسلمانها مدافع پلورالیسم بر کلان بودن هدایت پروردگار و نکات ظریفی اشاره مینمایند که در قرآن وجود داراست و چندان پررنگ نشده میباشد. از جمله در قرآن واژۀ "سُبُلنا" به شغل رفته میباشد: یعنی "شیوه های ما". به این ترتیب کثرتگرایان مسلمان معتقدند چهت نیل به معبود خیر یک "روش" که "رویکردها" وجود داراهستند و به همین استدلال نباید روندگان شیوه های دیگر را محروم از نجات اخروی دانست.
پلورالیسم فقهی در جمهوری اسلامی ایران با اسم عبدالکریم سروش عجین شدهاست چراکه آغاز وی در میانه دهۀ 1370 با تکثیر مقالۀ "صراطهای بی واسطه" این ایده را مطرح و از آن هواخواهی کرد. نوشتهیعلمیای که هرج و مرج بخش اعظمی برانگیخت و با انتقادهای تند بعضی از متکلمان سنتی مواجه شد.
پلورالیسم چیست؟
با این اکنون روشنفکران فقهی کشورایران با سپری شد فرصت، تا حدی در قبال انتقادها عقبنشینی کردند؛ بهاین مضمون که امروزه دیگر بر "حقهای متکثر" تاکید چندانی ندارند و تنها "دایرۀ نجات" را کبیر در لحاظ می گیرند.
منتقدین پلورالیسم فقهی میگفتند تثلیث و توحید هر دو نمیتوانند صحیح باشد چون معبود یا این که یکی از میباشد یا این که سه عدد؛ و نمیتواند هم یکی از باشد هم سه عدد! اگرچه مدافعان پلورالیسم فقهی پاسخهایی برای این نقدها داشتند البته در کل پذیرفتند دو گزارۀ تماما متناقض در دو نظام فکری را به راحتی نمیقدرت صحیح دانست و بایستی یکی آنهارا بر دیگری ترجیح بخشید.
به این ترتیب بهتدریج پلورالیسم شرعی در کشور ایران به "پلورالیسم نجاتی" تقلیل یافت. یعنی خداباوران درستکار، همه اهل نجات قلمداد شدند؛ بدون اینکه چه شرعی داراهستند. این موضع منطقا مشتمل بر هم اکنون خداباورانِ نیکوکاری که موحد هم نبودند، میشد.
پلورالیسم (pluralism) به معنای کثرتگرایی، عقیده یا این که رویکردی پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد که از اصالت تکثر امان مینماید و به دلایل متعدد، کثرتگرایی را رفیعتر از وحدتگرایی میداند. یعنی آن را صحیحخیس و مفیدتر قلمداد مینماید و قائل به کثرتهایی میباشد که قابل تحویل یا این که قابل تقلیل به "وحدت" نیستند.
ایدۀ پلورالیسم به طور تقریب در وسط قرن بیستم مطرح شد و خاستگاهی فقاهتی دارااست. مهاجرانی که از کشورهای غیرمسیحی به کشورهای غربی رفته بودند، در قبال مبلغان مسیحیت مقاومت میکردند و حاضر نبودند از آیینشان دست بکشند. از سوی دیگر اکثری از آنان با اینکه بر آیین دیگری بودند، مبتنی بر خلق و خوی مسیحی آدمهای خیر و خوبی محسوب میشدند. به این ترتیب کارل رانر متکلم مسیحی این ایده را مطرح کرد کهاین اشخاص "مسیحیان بیاسم" میباشند.
خواسته وی این بود کهاین اشخاص باطنا مسیحی و بدین ترتیب اهل نجاتاند، اگرچه ظاهرا مسیحی نیستند. این تزی شمولگرایانه بود که همچنان مسیحیت را صرفا شیوه نجات میدانست البته برای غیرمسیحیان نیز جا گشوده میکرد تا وارد جرگۀ "مسیحیت حقیقی وواقعی" شوند؛ اگرچه آن ها خودشان را مسیحی نمیدانستند.
تز کارل رانر به ندرت پیشرفت پیدا کرد و کلیسای کاتولیک در اواخر دهۀ 1960 عهده دار شد رهروان بقیه ادیان، به ویژه مسلمان ها، می توانند در آخرت اهل رستگاری و نجات باشند. یعنی کلیسا دیگر آنان را مسیحیان بیاسم نمیدانست بلکه معتقد بود اشخاص دیگری در عالم میباشند که مسیحی نیستند اما میتوانند رستگار شوند.
پلورالیسم در واقع رویکردی مختلف از مونیسم (یگانهگرایی/ انحصارگرایی) و شمولگرایی میباشد. انحصارگرایان معتقدند آئین یا این که مذهب آن ها فقط رویکرد نجات اخروی میباشد. شمولگرایان آئین خودشان را آیین حق میدانند و رهروان بقیه ادیان را تا جایی که دینشان با آیین حق اشتراک داراست، بر روش صواب می دانند. ولی پلورالیستها یا این که کثرتگرایان، قائل به "ادیان حق" و "صراطهای بدون واسطه"اند.
مسلمانها برای اتخاذ موضعی شمولگرایانه نسبت به یهودیان و مسیحیان و و رهروان یک کدام از دو آیین دیگر مشکلی ندارند چراکه در قرآن آیاتی میباشد که صریحا دلالت داراهستند که برای مثال یهودیان و مسحیانی که به پروردگار و آخرت یقین داراهستند و نیکوکارند، در آخرت رستگار میشوند (آیۀ 62 سورۀ بقره).
ولی اکثر متکلمان سنتی مسلمان، با پلورالیسم نقص دارا هستند و از جمله نمیپذیرند بودیسم یا این که شینتوئیسم یا این که کنفوسیانیسم در شرق آسیا، راهی به سوی رستگاری اخروی میباشد چراکه این ادیان جزو ادیان ابراهیمی نیستند.
ولی مسلمانها مدافع پلورالیسم بر کلان بودن هدایت پروردگار و نکات ظریفی اشاره مینمایند که در قرآن وجود داراست و چندان پررنگ نشده میباشد. از جمله در قرآن واژۀ "سُبُلنا" به شغل رفته میباشد: یعنی "شیوه های ما". به این ترتیب کثرتگرایان مسلمان معتقدند چهت نیل به معبود خیر یک "روش" که "رویکردها" وجود داراهستند و به همین استدلال نباید روندگان شیوه های دیگر را محروم از نجات اخروی دانست.
پلورالیسم فقهی در جمهوری اسلامی ایران با اسم عبدالکریم سروش عجین شدهاست چراکه آغاز وی در میانه دهۀ 1370 با تکثیر مقالۀ "صراطهای بی واسطه" این ایده را مطرح و از آن هواخواهی کرد. نوشتهیعلمیای که هرج و مرج بخش اعظمی برانگیخت و با انتقادهای تند بعضی از متکلمان سنتی مواجه شد.
پلورالیسم چیست؟
با این اکنون روشنفکران فقهی کشورایران با سپری شد فرصت، تا حدی در قبال انتقادها عقبنشینی کردند؛ بهاین مضمون که امروزه دیگر بر "حقهای متکثر" تاکید چندانی ندارند و تنها "دایرۀ نجات" را کبیر در لحاظ می گیرند.
منتقدین پلورالیسم فقهی میگفتند تثلیث و توحید هر دو نمیتوانند صحیح باشد چون معبود یا این که یکی از میباشد یا این که سه عدد؛ و نمیتواند هم یکی از باشد هم سه عدد! اگرچه مدافعان پلورالیسم فقهی پاسخهایی برای این نقدها داشتند البته در کل پذیرفتند دو گزارۀ تماما متناقض در دو نظام فکری را به راحتی نمیقدرت صحیح دانست و بایستی یکی آنهارا بر دیگری ترجیح بخشید.
به این ترتیب بهتدریج پلورالیسم شرعی در کشور ایران به "پلورالیسم نجاتی" تقلیل یافت. یعنی خداباوران درستکار، همه اهل نجات قلمداد شدند؛ بدون اینکه چه شرعی داراهستند. این موضع منطقا مشتمل بر هم اکنون خداباورانِ نیکوکاری که موحد هم نبودند، میشد.

قیمت پک پذیرایی ترحیم مشهد؛ عوامل مؤثر بر هزینه و راهنمای انتخاب پک اقتصادی