رساندن خبر شهید شدن امام
بعداز اینکه امام حسین از اسب به زمین زمین خورد ذوالجناح بر بالین وی آمد و دور جسد بیحالا امام میچرخید و اورا رایحه میکرد و میبوسید. آن گاه پیشانیاش به خون تن امام حسین آغشته کرد در حالیکه پاهایش را بر زمین میکوبید و شیهه رمز میبخشید به سوی چادرگاه رفت[۸] مطهری مجتهد اسلام پژوه می گوید زمانی تیری به سینه مقدس امام جلسه و از روی اسب به زمین زمینخورد؛ این اسب که یک حیوان تربیتگردیده برای میدان مبارزه بود در همین ضمنها- یا این که پس از برش دادن رمز مقدسش- آمد یالهای خودش را به خون اباعبدالله خونین کرد و به پایگاه مهم خودش رجوع. [۹]زمانی که به چادرگاه رسید شیهه می کشید و رمز خویش را به زمین میکوبید، زمانی که اهل بیت امام حسین ذوالجناح را به آن حالا دیدند از چادرها خارج آمده و بدور ذوالجناح گرد آمده و دست بر راز و شکل و پای وی میکشیدند ام کلثوم دو دست خویش را بر بالای راز خود گذاشت و اعلامکرد: وامحمداه واجداه وانبیاه..[۱۰] این قصه از نوحههایی میباشد که در مجالس سوگواری حسینی به وسیله مداحان خوانده میشود.[۱۱] مقرم در کتاب مقتل از از امام باقر(عليه السلام) نقل نموده است كه اسب آن حضرت در شيهه اش مى اعلامکرد: «اَلظَّليمَةَ اَلظَّليمَةَ مِنْ أُمَّة قَتَلَتْ ابْنَ بِنْتِ نَبِيِّها»؛ (پشتیبانی از ظلم و ستمِ امتى كه فرزند دختر پک پذیرایی ترحیم مشهد پيامبرشان را كشتند). [۱۲]
خونی که روی یال تو پیداست، ذو الجناح
خون مدام سرازیر مولاست، ذو الجناح
یک قطره آفتاب به روی تنت گردهمایی
بوی آفریدگار ز یال تو برخاست، ذو الجناح
آخر و عاقبت
تاریخنگاران درباره ی عاقبت ذوالجناح در بعد از ظهر عاشورا اختلاف دارا هستند؛
گروهی بر این باروند که ذوالجناح بعداز رساندن خبر شهید شدن سیدالشهداء به قبیله وی آنقدر رمز خویش را به زمین کوبید تا اینکه مقابل چادرگاه مرد.[۱۳]
بعضی نیز میگویند قبل از شهیدشدن امام کشته شد و امام هنگامی را پیاده با لشکر عبیدالله بن زیاد جنگید تا به شهیدشدن رسید.[۱۴]
بعضی دیگر میگویند وی از چادرگاه به سوی شط فرات رفت و خویش را در آن انداخت و غرق شد.[۱۵]
رساندن خبر شهید شدن امام
بعداز اینکه امام حسین از اسب به زمین زمین خورد ذوالجناح بر بالین وی آمد و دور جسد بیحالا امام میچرخید و اورا رایحه میکرد و میبوسید. آن گاه پیشانیاش به خون تن امام حسین آغشته کرد در حالیکه پاهایش را بر زمین میکوبید و شیهه رمز میبخشید به سوی چادرگاه رفت[۸] مطهری مجتهد اسلام پژوه می گوید زمانی تیری به سینه مقدس امام جلسه و از روی اسب به زمین زمینخورد؛ این اسب که یک حیوان تربیتگردیده برای میدان مبارزه بود در همین ضمنها- یا این که پس از برش دادن رمز مقدسش- آمد یالهای خودش را به خون اباعبدالله خونین کرد و به پایگاه مهم خودش رجوع. [۹]زمانی که به چادرگاه رسید شیهه می کشید و رمز خویش را به زمین میکوبید، زمانی که اهل بیت امام حسین ذوالجناح را به آن حالا دیدند از چادرها خارج آمده و بدور ذوالجناح گرد آمده و دست بر راز و شکل و پای وی میکشیدند ام کلثوم دو دست خویش را بر بالای راز خود گذاشت و اعلامکرد: وامحمداه واجداه وانبیاه..[۱۰] این قصه از نوحههایی میباشد که در مجالس سوگواری حسینی به وسیله مداحان خوانده میشود.[۱۱] مقرم در کتاب مقتل از از امام باقر(عليه السلام) نقل نموده است كه اسب آن حضرت در شيهه اش مى اعلامکرد: «اَلظَّليمَةَ اَلظَّليمَةَ مِنْ أُمَّة قَتَلَتْ ابْنَ بِنْتِ نَبِيِّها»؛ (پشتیبانی از ظلم و ستمِ امتى كه فرزند دختر پک پذیرایی ترحیم مشهد پيامبرشان را كشتند). [۱۲]
خونی که روی یال تو پیداست، ذو الجناح
خون مدام سرازیر مولاست، ذو الجناح
یک قطره آفتاب به روی تنت گردهمایی
بوی آفریدگار ز یال تو برخاست، ذو الجناح
آخر و عاقبت
تاریخنگاران درباره ی عاقبت ذوالجناح در بعد از ظهر عاشورا اختلاف دارا هستند؛
گروهی بر این باروند که ذوالجناح بعداز رساندن خبر شهید شدن سیدالشهداء به قبیله وی آنقدر رمز خویش را به زمین کوبید تا اینکه مقابل چادرگاه مرد.[۱۳]
بعضی نیز میگویند قبل از شهیدشدن امام کشته شد و امام هنگامی را پیاده با لشکر عبیدالله بن زیاد جنگید تا به شهیدشدن رسید.[۱۴]
بعضی دیگر میگویند وی از چادرگاه به سوی شط فرات رفت و خویش را در آن انداخت و غرق شد.[۱۵]

تفاوت پذیرایی مراسم ترحیم خانوادگی و مراسمهای پرجمعیت