اِخبات اصطلاحی قرآنی به معنای خضوع و تسلیم در قبال پروردگار و یقین داشتن به وی میباشد. متانت یافتن با بیان و خاطر معبود و اِنابه (توبه) از سایر معانی اخبات نام برده میباشد. علامه طباطبایی اخبات را شکلی از اعتقادوباور به معبود می داند که ایمان آدم در آن متزلزل نمیشود. مُخْبِتین (خاشعان) در قرآن از اهل فردوس شمرده گردیدهاند و چهار خصوصیت برای آنها در آیه ۳۵ سوره حج مذکور میباشد: خوف از معبود، حوصله بر مصیبت، برپاداشتن نماز و انفاق کردن. در روایاتی از اهلبیت(ع) و به خصوص امام علی(ع) از مصادیق مخبتین ذکر شده پک پذیرایی ترحیم مشهد گردیده است.
اِخبات در اثرها عارفان، منزلی از منازلِ سیر و سلوک و از فرآیند اول رده طُمَأنینه بهشمار میرود. درین جایگاه، سالک به مرحلهای از اعتقاد و باور و رهایی از شک و تردید رسیده میباشد. در جایگاه اخبات، سالک می بایست آغاز از گناه هجران نماید، آن گاه عزماش در سیر و سلوک اثبات بماند و در غایت، پایینتأثیر ثنا و سرزنش سایر افراد قرار نگیرد و صرفا خویش را سرزنش نماید.
معرفی و منزلت
اِخبات از ریشه «خَبْت» (بر وزن ثَبت) گرفته گردیده که در معنای زمین صاف و پهناور میباشد که بشر به راحتی و با یقین می تواند در آن قدم بردارد.[۱] واژه و کلمه اخبات به طور مصدر در قرآن نیامده البته مشتقات آن در سه مکان قرآن (آیه ۳۴ و ۵۴ سوره حج، آیه ۲۳ سوره هود) آمده میباشد.[۲] معانی زیادی برای اخبات آورده شده میباشد.[۳] بیشتر مفسران اخبات را خضوع و خشوع در قبال خدا، به یار و همدم تسلیم امر معبود بودن و یقین داشتن به وی معنی کردهاند.[۴]
از سایر معانی برای اخبات به ادب یافتن با بیان و حافظه پروردگار،[۵] اِنابه (توبه)،[۶] آهستهدریافت کردن و نگهبانیبه دست آوردن به خدا[۷] اشاره گردیدهاست. اورده شده در گویش فارسی واژه و کلمه واحدی نمیتواند کل معنی اخبات را در خویش گردآوری نماید و بایستی با گزاره معنا آن را منتقل کرد.[۸] کلمه استکبار و تکبر را ضدونقیض واژه و کلمه اخبات دانستهاند.[۹] اخبات ارتباط معنایی قربت با مفاهیمی مانند زهدو تقوا، اخلاص، وَجَل (خوف)، سَکینه(متانت)، ترس و خشیت دارااست که نقل شده تمامی این مفاهیم در اخبات عده میباشد.[۱۰]
علامه طباطبایی اخبات را شکلی از اعتقاد به آفریدگار میداند که ایمان آدم در آن متزلزل نمی شود.[۱۱] واقعیت اخبات را ذلتی باطنی و شکستهدلی و تواضع در قبال خداوند تعریف کردهاند.[۱۲] اورده شده اخبات، اعتقاد و باور و آرامشی میباشد که از خضوع در قبال خداوند نتایج میگردد.[۱۳] رده اخبات منزلت خاصی دانسته گردیده که ایمان و کار پارسا و بالاترین جايگاه صابران را در خویش دارااست[۱۴] و آدم درین جایگاه در سیر و سلوک خویش از غرور بدور میباشد.[۱۵]
اخبات در احادیث به معنای تسلیم آمده و در کنار کلماتی نظیر تضرع و اِنابه و ایمان و زهدو تقوا بیان گردیدهاست.[۱۶] امام درستگو(ع) در روایتی تسلیم را به عبارتی اخبات دانسته میباشد.[۱۷] امام سجاد(ع) در دعایی معروف به مناجات انجیلیه از معبود وصال به سکو اخبات را طلب مینماید.(وهب له اینجانب خضوع التذلل وخضوع التقلل في رهبة الاخبات)[۱۸] در دعای ختم قرآن نیز درخواست وصال به منزلت اخبات در حرف امیرالمؤمنین(ع) به گزارش فرستاده(ص) آمده میباشد.[۱۹]
مخبتین چه عده ای میباشند؟
قرآن در آیه ۲۳ سوره هود مخبتین را در قبال کافران و از اهل پردیس دانسته میباشد.[۲۰] قرآن در آیه ۳۵ سوره حج چهار خصوصیت برای این تیم مذکور میباشد:
وقتی که اسم پروردگار برده گردد دلهایشان از واهمه معبود میلرزد.
بر آنچه از رنجها به آن ها می رسد شکیبا میباشند.
نماز را برپامیداراهستند.
از آنچه به آنها روزی داده میگردد انفاق مینمایند.[۲۱]
مبتنی بر آیه ها قرآن، مخبت به کسی نقل شده که با مجموع وجود در قبال خدا خاضع و خاشع بوده و به مرحله یقین و تسلیم قدم گذاشته میباشد.[۲۲] درباره مخبتین اورده شده که آنان با مراعات عظمت پروردگار در گیر واهمه و با مراعات منزلت ربوبیت وی دارنده اعتقاد می شوند[۲۳] و مدام نفس خویش را شماتت مینماید.[۲۴] مخبتین در احادیث به معانی گوناگون به عنوان مثال صالحان و عابدان آمده میباشد[۲۵] و مقامی فراتر از تکیه و رضا داراهستند.[۲۶] در احادیث از اهلبیت(ع) و بهخصوص امام علی(ع) و اصحاب ائمه(ع) مثلا سلمان فارسی تحت عنوان مصادیق مخبتین ذکر شدهاند.[۲۷]
رده اخبات در عرفان
در اثرهاِ عارفان، اخبات منزلی از منازل سیر و سلوک[۲۸] و از روند اولِ جایگاه طمأنینه بهشمار میرود.[۲۹] درین جایگاه، سالک از برگشت به نفس به منزلت امن وارداتی و از هرگونه شک وتردید و تردیدی رهایی پیدا مینماید.[۳۰] سالک در موضع اخبات به متانت و طمأنینه و پایداری در سیر الی الله میرسد.[۳۱]
برای اخبات سه مرحله بیان شده میباشد:
در آغاز آنکه سالک در دوری از گناه و هجران از شهوات غرق خواهد شد؛
دوم آنکه عزم وی در سیر الی الله نقصان نپذیرد و تعلقاتی مانند جنس و فرزند و جایگاه رویه سلوک را بر وی نبندد؛
سوم این که حمد و شماتت عموم در وی تاثیر نکند و خویش شماتتگر نفسش باشد.[۳۲]
خواجه عبدالله انصاری (۴۸۱ق) عارف و از سرآمدان تصوف، در رساله صد میدان، بعداز فروتنی و تَذَلُّل، میدان سی و نهم را اخبات معرفی و آن را به «قابل انعطافخویی و تُنُکدلی (نازکدل)» معنی مینماید[۳۳] محمد استعلامی، عرفانپژوه، اعتقاد دارد حدود تمجیدهای خضوع و تذلل و اخبات چندان از هم متمایز وجود ندارد. او این نظر را دارد منازل خضوع و تذلل و اخبات و اخلاص در اثر ها صوفیان تعریفوتمجیدهای شبیه یا این که در حدود هم دارااست و در کلیه آنان کلام در افتادگیِ عبد و بنده در قبال عظمت آفریدگار میباشد.[۳۴]
تکنگاری
کتاب «سیمای مخبتین در قرآن و احادیث»، نوشته امرالله سلیمانی در سال ۱۳۸۵ش منتشر شدهاست.
کتاب «اخبات»، نوشته علی صفایی حائری در سال ۱۴۰۲ش منتشر شدهاست.
اِخبات اصطلاحی قرآنی به معنای خضوع و تسلیم در قبال پروردگار و یقین داشتن به وی میباشد. متانت یافتن با بیان و خاطر معبود و اِنابه (توبه) از سایر معانی اخبات نام برده میباشد. علامه طباطبایی اخبات را شکلی از اعتقادوباور به معبود می داند که ایمان آدم در آن متزلزل نمیشود. مُخْبِتین (خاشعان) در قرآن از اهل فردوس شمرده گردیدهاند و چهار خصوصیت برای آنها در آیه ۳۵ سوره حج مذکور میباشد: خوف از معبود، حوصله بر مصیبت، برپاداشتن نماز و انفاق کردن. در روایاتی از اهلبیت(ع) و به خصوص امام علی(ع) از مصادیق مخبتین ذکر شده پک پذیرایی ترحیم مشهد گردیده است.
اِخبات در اثرها عارفان، منزلی از منازلِ سیر و سلوک و از فرآیند اول رده طُمَأنینه بهشمار میرود. درین جایگاه، سالک به مرحلهای از اعتقاد و باور و رهایی از شک و تردید رسیده میباشد. در جایگاه اخبات، سالک می بایست آغاز از گناه هجران نماید، آن گاه عزماش در سیر و سلوک اثبات بماند و در غایت، پایینتأثیر ثنا و سرزنش سایر افراد قرار نگیرد و صرفا خویش را سرزنش نماید.
معرفی و منزلت
اِخبات از ریشه «خَبْت» (بر وزن ثَبت) گرفته گردیده که در معنای زمین صاف و پهناور میباشد که بشر به راحتی و با یقین می تواند در آن قدم بردارد.[۱] واژه و کلمه اخبات به طور مصدر در قرآن نیامده البته مشتقات آن در سه مکان قرآن (آیه ۳۴ و ۵۴ سوره حج، آیه ۲۳ سوره هود) آمده میباشد.[۲] معانی زیادی برای اخبات آورده شده میباشد.[۳] بیشتر مفسران اخبات را خضوع و خشوع در قبال خدا، به یار و همدم تسلیم امر معبود بودن و یقین داشتن به وی معنی کردهاند.[۴]
از سایر معانی برای اخبات به ادب یافتن با بیان و حافظه پروردگار،[۵] اِنابه (توبه)،[۶] آهستهدریافت کردن و نگهبانیبه دست آوردن به خدا[۷] اشاره گردیدهاست. اورده شده در گویش فارسی واژه و کلمه واحدی نمیتواند کل معنی اخبات را در خویش گردآوری نماید و بایستی با گزاره معنا آن را منتقل کرد.[۸] کلمه استکبار و تکبر را ضدونقیض واژه و کلمه اخبات دانستهاند.[۹] اخبات ارتباط معنایی قربت با مفاهیمی مانند زهدو تقوا، اخلاص، وَجَل (خوف)، سَکینه(متانت)، ترس و خشیت دارااست که نقل شده تمامی این مفاهیم در اخبات عده میباشد.[۱۰]
علامه طباطبایی اخبات را شکلی از اعتقاد به آفریدگار میداند که ایمان آدم در آن متزلزل نمی شود.[۱۱] واقعیت اخبات را ذلتی باطنی و شکستهدلی و تواضع در قبال خداوند تعریف کردهاند.[۱۲] اورده شده اخبات، اعتقاد و باور و آرامشی میباشد که از خضوع در قبال خداوند نتایج میگردد.[۱۳] رده اخبات منزلت خاصی دانسته گردیده که ایمان و کار پارسا و بالاترین جايگاه صابران را در خویش دارااست[۱۴] و آدم درین جایگاه در سیر و سلوک خویش از غرور بدور میباشد.[۱۵]
اخبات در احادیث به معنای تسلیم آمده و در کنار کلماتی نظیر تضرع و اِنابه و ایمان و زهدو تقوا بیان گردیدهاست.[۱۶] امام درستگو(ع) در روایتی تسلیم را به عبارتی اخبات دانسته میباشد.[۱۷] امام سجاد(ع) در دعایی معروف به مناجات انجیلیه از معبود وصال به سکو اخبات را طلب مینماید.(وهب له اینجانب خضوع التذلل وخضوع التقلل في رهبة الاخبات)[۱۸] در دعای ختم قرآن نیز درخواست وصال به منزلت اخبات در حرف امیرالمؤمنین(ع) به گزارش فرستاده(ص) آمده میباشد.[۱۹]
مخبتین چه عده ای میباشند؟
قرآن در آیه ۲۳ سوره هود مخبتین را در قبال کافران و از اهل پردیس دانسته میباشد.[۲۰] قرآن در آیه ۳۵ سوره حج چهار خصوصیت برای این تیم مذکور میباشد:
وقتی که اسم پروردگار برده گردد دلهایشان از واهمه معبود میلرزد.
بر آنچه از رنجها به آن ها می رسد شکیبا میباشند.
نماز را برپامیداراهستند.
از آنچه به آنها روزی داده میگردد انفاق مینمایند.[۲۱]
مبتنی بر آیه ها قرآن، مخبت به کسی نقل شده که با مجموع وجود در قبال خدا خاضع و خاشع بوده و به مرحله یقین و تسلیم قدم گذاشته میباشد.[۲۲] درباره مخبتین اورده شده که آنان با مراعات عظمت پروردگار در گیر واهمه و با مراعات منزلت ربوبیت وی دارنده اعتقاد می شوند[۲۳] و مدام نفس خویش را شماتت مینماید.[۲۴] مخبتین در احادیث به معانی گوناگون به عنوان مثال صالحان و عابدان آمده میباشد[۲۵] و مقامی فراتر از تکیه و رضا داراهستند.[۲۶] در احادیث از اهلبیت(ع) و بهخصوص امام علی(ع) و اصحاب ائمه(ع) مثلا سلمان فارسی تحت عنوان مصادیق مخبتین ذکر شدهاند.[۲۷]
رده اخبات در عرفان
در اثرهاِ عارفان، اخبات منزلی از منازل سیر و سلوک[۲۸] و از روند اولِ جایگاه طمأنینه بهشمار میرود.[۲۹] درین جایگاه، سالک از برگشت به نفس به منزلت امن وارداتی و از هرگونه شک وتردید و تردیدی رهایی پیدا مینماید.[۳۰] سالک در موضع اخبات به متانت و طمأنینه و پایداری در سیر الی الله میرسد.[۳۱]
برای اخبات سه مرحله بیان شده میباشد:
در آغاز آنکه سالک در دوری از گناه و هجران از شهوات غرق خواهد شد؛
دوم آنکه عزم وی در سیر الی الله نقصان نپذیرد و تعلقاتی مانند جنس و فرزند و جایگاه رویه سلوک را بر وی نبندد؛
سوم این که حمد و شماتت عموم در وی تاثیر نکند و خویش شماتتگر نفسش باشد.[۳۲]
خواجه عبدالله انصاری (۴۸۱ق) عارف و از سرآمدان تصوف، در رساله صد میدان، بعداز فروتنی و تَذَلُّل، میدان سی و نهم را اخبات معرفی و آن را به «قابل انعطافخویی و تُنُکدلی (نازکدل)» معنی مینماید[۳۳] محمد استعلامی، عرفانپژوه، اعتقاد دارد حدود تمجیدهای خضوع و تذلل و اخبات چندان از هم متمایز وجود ندارد. او این نظر را دارد منازل خضوع و تذلل و اخبات و اخلاص در اثر ها صوفیان تعریفوتمجیدهای شبیه یا این که در حدود هم دارااست و در کلیه آنان کلام در افتادگیِ عبد و بنده در قبال عظمت آفریدگار میباشد.[۳۴]
تکنگاری
کتاب «سیمای مخبتین در قرآن و احادیث»، نوشته امرالله سلیمانی در سال ۱۳۸۵ش منتشر شدهاست.
کتاب «اخبات»، نوشته علی صفایی حائری در سال ۱۴۰۲ش منتشر شدهاست.

راهنمای مدیریت سفارش پک پذیرایی ترحیم در مشهد؛ از انتخاب تا تحویل