دانشمندان برداشتهای متفاوتی از حدیث ارائه کردهاند:
ثابت امامت
مقدس اردبیلی از فقیهان شیعه (درگذشت: ۹۹۳ق) این حدیث را نص صریحی در امامت امام علی(ع) دانسته میباشد.[۳۸] بهاطمینان او و اشخاصی دیگری، تشبیه پیکار امام علی(ع) با نزاع نبی اکرم(ص) بر امامت امام علی دلالت داراست[۳۹] و دلیلی بر رد امامت سایر افراد میباشد.[۴۰] اما بعضا از عالمان اهلسنت همانند شافعی و ابنتیمیه بهرغم درستشمردن این حدیث، دلالت آن بر امامت امام علی را نپذیرفتهاندو[۴۱] شافعی تنهاکارکرد حدیث را در پرنورشدن کیفیت مبارزه با ستمگران پک پذیرایی ترحیم مشهد دانسته میباشد.[۴۲]
اشراف بی نقص به دانش تأویل قرآن
بعضا از عالمان شیعه، احادیث نزاع خاصفالنعل براساس تأویل قرآن را دلیلی بر اشراف بی نقص امام علی(ع) بر قرآن[۴۳] و برخورداری وی از دانش تأویل[۴۴] می دانند.[۴۵] همینطور از این قصه اینگونه برداشت گردیده که کتاب آفریدگار سوای امام کفایت نمینماید و کلام اشخاصی که قرآن را کافی میدانند و نیاز به معصومان را در تبیین آیهها رد مینمایند، بیاعتبار میباشد.[۴۶]
حقانیت امام علی(ع) در نبردهای فرصت وی
عده ای از عالمان گفتهاند حرف رسول اکرم(ص)، پیشبینی و ثابت حقانیت امام علی(ع) در مبارزههایی میباشد که در طول خلافتش با سه مجموعه ناکثین، قاسطین و مارقین جاری ساختن بخشید.[۴۷] تودهای این تعبیر و تفسیر را نشانه از ارتداد مخالفانی که با امام جنگیدهاند، دانستهاند. [۴۸]
قصه پیکار با مشرکان
به نقل از حکم دهنده نیشابوری، محدث شافعیمذهب در قرن چهارم قمری، در صلح حدیبیه، سهیل بن عمرو بهیار تعدادی نفر از سران مشرکان، به حضور فرستاده(ص) آمدند و یک کدام از حالت صلحطومار را اینگونه ذکر کردند: «در صورتیکه کسی از اشخاص ما، بهسوی تو آمد، اورا به ما برگردان.» رسول(ص) از این صحبت غمگین شد و جواب اعطا کرد: «لَتَنْتَهُنَّ يَا مَعْشَرَ قُرَيْشٍ أَوْ لَيَبْعَثَنَّ اَللَّهُ إِلَيْكُمْ رَجُلاً اِمْتَحَنَ اَللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ يَضْرِبُ رِقَابَكُمْ عَلَى اَلدِّينِ فَقَالَ بَعْضُ مَنْ حَضَرَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ أَبُو بَكْرٍ ذَلِكَ اَلرَّجُلُ قَالَ لاَ قِيلَ فَعُمَرُ قَالَ لاَ وَ لَكِنَّهُ خَاصِفُ اَلنَّعْلِ فِي اَلْحُجْرَةِ فَتَبَادَرَ اَلنَّاسُ إِلَى اَلْحُجْرَةِ يَنْظُرُونَ مَنِ اَلرَّجُلُ فَإِذَا هُوَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ؛ ای دسته قریش، از این درخواست دست بردارید، وگرنه مردی را بهسوی شما میفرستم که پروردگار قلب اورا با ایمان آزموده میباشد تا گردنهای شمارا به خیال آئین معبود بزند؛ از رسول پرسش شد که آن فرد ابوبکر و قدمت می باشند؟ نبی(ص) فرمود: «خیر، وی کسی میباشد که کفش منرا پینه می زند.» دراین هنگام عموم امام علی(ع) را سرگرم پینهزدن کفش نبی دیدند.[۴۹]
سید هاشم بحرانی این ماجرا را در ارعاب خاندان ثقیف[۵۰] و نسائی در ترساندن «بنووَلیعه» فامیلای در کنده یا این که حَضرَموت دانستهاند.[۵۱]
ثابت امامت امام علی
شماری از عالمان، این حدیث را نشانهدهنده امامت امام علی(ع) دانستهاند. اینان گفتهاند مقاتله با مشرکان و گردنزدن آنها بهامر آفریدگار بود و خاصفالنعلی که به تعبیر و تفسیر داستان، «قلبش بهوسیله ایمان آزموده گردیده» تنهافرد لایق امامت و جانشینی فرستاده(ص) میباشد.[۵۲]
ماجرا بیان کندهٔ جانشینان رسول
حُرّ عامِلی محدث و دانا شیعه، روایتی از فرستاده اکرم(ص) نقل کرده که در آن از امام علی با کنیه خاصفالنعل حافظه گردیده و بر جانشینی وی و امامت فرزندانش از نسل امام حسین(ع) تصریح شدهاست.[۵۳] وی در حدیث دیگری آورده نبی(ص) در پاسخ سؤال ابوبکر و قدمت دربارهٔ خلیفه پس از خودش، جانشین خویش را خاصفالنعل نامید، درحالیکه علی(ع) درگیر پینهزدن کفش رسول بود.[۵۴] از عایشه نیز شبیه اینگونه روایتی نقل گردیدهاست.[۵۵]
ابوالصلاح حلبی (م ۴۴۷ق) در تخمینالمعارف گزارشی آورده میباشد که نبی اکرم(ص) در یکی سفرهای خویش، از ابوبکر و قدمت میخواهد بر خاصفالنعل بهتیتر «امیرالمؤمنین» درود نمایند، درحالیکه امام علی(ع) سرگرم وصلهکردن کفشهای نبی بود.[۵۶]
ماجرا هادی امت
خزاز مولف کتاب کفایةالاثر روایتی را بیان کرده که در آن، رسول اسلام(ص) در تعبیروتفسیر کلمه و واژه «هادی» در آیه هفتم سوره رعد، امام علی(ع) را خاصفالنعل معرفی کرد که در آن فرصت در کنارهای به پینهزدن کفش رسول درگیر بود و بعد به ذکر فضیلت ها امام پرداخت و امامان بعداز خویش را دوازده بدن، به عدد نقبای بنیاسرائیل معرفی کرد و مهدی را از آن ها دانست.[۵۷]
استنادها به روایات خاصفالنعل
طبق پارهای از گزارشها، وقتیکه عایشه تصمیم گرفت برعلیه امام علی(ع) کودتا نماید، از امسلمه خواست تا اورا ملازمت و همراهی نماید.[۵۸] امسلمه اورا نهی کرد و در ذکر فضیلت ها امام، به روایتی از نبی اکرم(ص) که جانشین خویش را خاصفالنعل دانسته بود، استناد کرد.[۵۹] عایشه سخنان امسلمه را پذیرش کرد؛[۶۰] ولی حاضر نشد دست از مخالفت با امام بردارد.[۶۱] مطابق بعضا نقلها عایشه بعداز شنیدن گفتههای امسلمه، تصمیم گرفت دست از کودتا بر علیه امام علی(ع) بردارد، البته عبدالله بن زبیر اورا از این فعالیت پشیمان تشکیل داد.[۶۲]
خویش امام علی(ع) نیز در پارهای از سخنانش به روایات خاصفالنعل استناد[۶۳] و بدین زمینه افتخار میکرد.[۶۴] به عنوان مثال، احمد بن علی طبرسی محدث و متکلم شیعه در قرن ششم قمری، در کتابش، الاحتجاج به گزارشی پرداخته که امام برای ثابت حقانیت خویش در پیکار جمل بهاین مورد تمسک جسته میباشد.[۶۵]
انگیزه استعمال از کنیه
بیان شده ادله به کار گیری رسول اسلام(ص) از تعبیروتفسیر خاصفالنعل برای امام علی(ع)، علامت دادن نقط ی اوج تواضع امام با وجود مقام ویژه و رابطه مجاورت وی با فرستاده اسلام(ص) بود. طبق این حرف، رسول بهشکل غیرمستقیم عموم را به رهبری فردی که از خصوصیت تواضع برخورداراست، رهنمون تشکیل داد.[۶۶] بعضی معتقدند که به کارگیری از تفسیر تازه بهمکان اسم دارای اسم و رسم، باعث ماندگاری آن در یادها میشود و رسول با استعمال از تعابیر مختلف برای معرفی امام علی(ع)، قضیه را برای ماندگاری بیشتر وی در ذهن ها عموم آماده نمود؛ چنانکه استعمال فرستاده از تعبیروتفسیر ابوتراب برای علی(ع) در همین راستا بوده میباشد.[۶۷]
در نظم و شعر
کتاب علیٌ(ع) خاصفُ نَعلِ النَّبی(ص)
احادیث خاصفالنعل در اشعار شاعران در طی تاریخ رفلکس داشته میباشد.[۶۸] به عنوان مثال سید حِمیَری، [۶۹] ابوعلویه اصفهانی، سید مهدی بحرالعلوم و سایر افراد در اشعارشان، به حدیث خاصفالنعل اشاره کرده[۷۰] یا این که از تیتر خاصفالنعل بهتیتر لقبی برای امام علی(ع) حافظه کردهاند.[۷۱] کتابهای گوناگونی به نقل این اشعار پرداختهاند.[۷۲]
تکنگاری
کتاب «علیٌ(ع) خاصفُ نَعلِ النَّبی(ص) و قراءةٌ فی رُموزِ الْحدیث و معانیه» به لهجه عربی، نوشته ماجد عطیه میباشد. مولف با بیان حدیث نبوی خاصفالنعل، در ادامه ثابت امامت و خلافت بلافصل، امام علی(ع) میباشد.[۷۳]
نقطه نهاییطومار ارشد با تیتر «ثابت امامت بلافصل امیرالمومنین(ع) در حدیث مقاتله (خاصفالنعل)، با تأکید بر طریق علامه میر حامد حسین» نگاشته گردیده که به اعتبارسنجی و دلالتسنجی حدیث پرداخته میباشد.[۷۴]
نوشته ی علمیای با تیتر «معناکاوی قصههای مبارزه تأویل» به تحقیق معنای ظریف تأویل در قصه نزاع خاصفالنعل برای تأویل قرآن پرداخته میباشد.[۷۵]
دانشمندان برداشتهای متفاوتی از حدیث ارائه کردهاند:
ثابت امامت
مقدس اردبیلی از فقیهان شیعه (درگذشت: ۹۹۳ق) این حدیث را نص صریحی در امامت امام علی(ع) دانسته میباشد.[۳۸] بهاطمینان او و اشخاصی دیگری، تشبیه پیکار امام علی(ع) با نزاع نبی اکرم(ص) بر امامت امام علی دلالت داراست[۳۹] و دلیلی بر رد امامت سایر افراد میباشد.[۴۰] اما بعضا از عالمان اهلسنت همانند شافعی و ابنتیمیه بهرغم درستشمردن این حدیث، دلالت آن بر امامت امام علی را نپذیرفتهاندو[۴۱] شافعی تنهاکارکرد حدیث را در پرنورشدن کیفیت مبارزه با ستمگران پک پذیرایی ترحیم مشهد دانسته میباشد.[۴۲]
اشراف بی نقص به دانش تأویل قرآن
بعضا از عالمان شیعه، احادیث نزاع خاصفالنعل براساس تأویل قرآن را دلیلی بر اشراف بی نقص امام علی(ع) بر قرآن[۴۳] و برخورداری وی از دانش تأویل[۴۴] می دانند.[۴۵] همینطور از این قصه اینگونه برداشت گردیده که کتاب آفریدگار سوای امام کفایت نمینماید و کلام اشخاصی که قرآن را کافی میدانند و نیاز به معصومان را در تبیین آیهها رد مینمایند، بیاعتبار میباشد.[۴۶]
حقانیت امام علی(ع) در نبردهای فرصت وی
عده ای از عالمان گفتهاند حرف رسول اکرم(ص)، پیشبینی و ثابت حقانیت امام علی(ع) در مبارزههایی میباشد که در طول خلافتش با سه مجموعه ناکثین، قاسطین و مارقین جاری ساختن بخشید.[۴۷] تودهای این تعبیر و تفسیر را نشانه از ارتداد مخالفانی که با امام جنگیدهاند، دانستهاند. [۴۸]
قصه پیکار با مشرکان
به نقل از حکم دهنده نیشابوری، محدث شافعیمذهب در قرن چهارم قمری، در صلح حدیبیه، سهیل بن عمرو بهیار تعدادی نفر از سران مشرکان، به حضور فرستاده(ص) آمدند و یک کدام از حالت صلحطومار را اینگونه ذکر کردند: «در صورتیکه کسی از اشخاص ما، بهسوی تو آمد، اورا به ما برگردان.» رسول(ص) از این صحبت غمگین شد و جواب اعطا کرد: «لَتَنْتَهُنَّ يَا مَعْشَرَ قُرَيْشٍ أَوْ لَيَبْعَثَنَّ اَللَّهُ إِلَيْكُمْ رَجُلاً اِمْتَحَنَ اَللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ يَضْرِبُ رِقَابَكُمْ عَلَى اَلدِّينِ فَقَالَ بَعْضُ مَنْ حَضَرَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ أَبُو بَكْرٍ ذَلِكَ اَلرَّجُلُ قَالَ لاَ قِيلَ فَعُمَرُ قَالَ لاَ وَ لَكِنَّهُ خَاصِفُ اَلنَّعْلِ فِي اَلْحُجْرَةِ فَتَبَادَرَ اَلنَّاسُ إِلَى اَلْحُجْرَةِ يَنْظُرُونَ مَنِ اَلرَّجُلُ فَإِذَا هُوَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ؛ ای دسته قریش، از این درخواست دست بردارید، وگرنه مردی را بهسوی شما میفرستم که پروردگار قلب اورا با ایمان آزموده میباشد تا گردنهای شمارا به خیال آئین معبود بزند؛ از رسول پرسش شد که آن فرد ابوبکر و قدمت می باشند؟ نبی(ص) فرمود: «خیر، وی کسی میباشد که کفش منرا پینه می زند.» دراین هنگام عموم امام علی(ع) را سرگرم پینهزدن کفش نبی دیدند.[۴۹]
سید هاشم بحرانی این ماجرا را در ارعاب خاندان ثقیف[۵۰] و نسائی در ترساندن «بنووَلیعه» فامیلای در کنده یا این که حَضرَموت دانستهاند.[۵۱]
ثابت امامت امام علی
شماری از عالمان، این حدیث را نشانهدهنده امامت امام علی(ع) دانستهاند. اینان گفتهاند مقاتله با مشرکان و گردنزدن آنها بهامر آفریدگار بود و خاصفالنعلی که به تعبیر و تفسیر داستان، «قلبش بهوسیله ایمان آزموده گردیده» تنهافرد لایق امامت و جانشینی فرستاده(ص) میباشد.[۵۲]
ماجرا بیان کندهٔ جانشینان رسول
حُرّ عامِلی محدث و دانا شیعه، روایتی از فرستاده اکرم(ص) نقل کرده که در آن از امام علی با کنیه خاصفالنعل حافظه گردیده و بر جانشینی وی و امامت فرزندانش از نسل امام حسین(ع) تصریح شدهاست.[۵۳] وی در حدیث دیگری آورده نبی(ص) در پاسخ سؤال ابوبکر و قدمت دربارهٔ خلیفه پس از خودش، جانشین خویش را خاصفالنعل نامید، درحالیکه علی(ع) درگیر پینهزدن کفش رسول بود.[۵۴] از عایشه نیز شبیه اینگونه روایتی نقل گردیدهاست.[۵۵]
ابوالصلاح حلبی (م ۴۴۷ق) در تخمینالمعارف گزارشی آورده میباشد که نبی اکرم(ص) در یکی سفرهای خویش، از ابوبکر و قدمت میخواهد بر خاصفالنعل بهتیتر «امیرالمؤمنین» درود نمایند، درحالیکه امام علی(ع) سرگرم وصلهکردن کفشهای نبی بود.[۵۶]
ماجرا هادی امت
خزاز مولف کتاب کفایةالاثر روایتی را بیان کرده که در آن، رسول اسلام(ص) در تعبیروتفسیر کلمه و واژه «هادی» در آیه هفتم سوره رعد، امام علی(ع) را خاصفالنعل معرفی کرد که در آن فرصت در کنارهای به پینهزدن کفش رسول درگیر بود و بعد به ذکر فضیلت ها امام پرداخت و امامان بعداز خویش را دوازده بدن، به عدد نقبای بنیاسرائیل معرفی کرد و مهدی را از آن ها دانست.[۵۷]
استنادها به روایات خاصفالنعل
طبق پارهای از گزارشها، وقتیکه عایشه تصمیم گرفت برعلیه امام علی(ع) کودتا نماید، از امسلمه خواست تا اورا ملازمت و همراهی نماید.[۵۸] امسلمه اورا نهی کرد و در ذکر فضیلت ها امام، به روایتی از نبی اکرم(ص) که جانشین خویش را خاصفالنعل دانسته بود، استناد کرد.[۵۹] عایشه سخنان امسلمه را پذیرش کرد؛[۶۰] ولی حاضر نشد دست از مخالفت با امام بردارد.[۶۱] مطابق بعضا نقلها عایشه بعداز شنیدن گفتههای امسلمه، تصمیم گرفت دست از کودتا بر علیه امام علی(ع) بردارد، البته عبدالله بن زبیر اورا از این فعالیت پشیمان تشکیل داد.[۶۲]
خویش امام علی(ع) نیز در پارهای از سخنانش به روایات خاصفالنعل استناد[۶۳] و بدین زمینه افتخار میکرد.[۶۴] به عنوان مثال، احمد بن علی طبرسی محدث و متکلم شیعه در قرن ششم قمری، در کتابش، الاحتجاج به گزارشی پرداخته که امام برای ثابت حقانیت خویش در پیکار جمل بهاین مورد تمسک جسته میباشد.[۶۵]
انگیزه استعمال از کنیه
بیان شده ادله به کار گیری رسول اسلام(ص) از تعبیروتفسیر خاصفالنعل برای امام علی(ع)، علامت دادن نقط ی اوج تواضع امام با وجود مقام ویژه و رابطه مجاورت وی با فرستاده اسلام(ص) بود. طبق این حرف، رسول بهشکل غیرمستقیم عموم را به رهبری فردی که از خصوصیت تواضع برخورداراست، رهنمون تشکیل داد.[۶۶] بعضی معتقدند که به کارگیری از تفسیر تازه بهمکان اسم دارای اسم و رسم، باعث ماندگاری آن در یادها میشود و رسول با استعمال از تعابیر مختلف برای معرفی امام علی(ع)، قضیه را برای ماندگاری بیشتر وی در ذهن ها عموم آماده نمود؛ چنانکه استعمال فرستاده از تعبیروتفسیر ابوتراب برای علی(ع) در همین راستا بوده میباشد.[۶۷]
در نظم و شعر
کتاب علیٌ(ع) خاصفُ نَعلِ النَّبی(ص)
احادیث خاصفالنعل در اشعار شاعران در طی تاریخ رفلکس داشته میباشد.[۶۸] به عنوان مثال سید حِمیَری، [۶۹] ابوعلویه اصفهانی، سید مهدی بحرالعلوم و سایر افراد در اشعارشان، به حدیث خاصفالنعل اشاره کرده[۷۰] یا این که از تیتر خاصفالنعل بهتیتر لقبی برای امام علی(ع) حافظه کردهاند.[۷۱] کتابهای گوناگونی به نقل این اشعار پرداختهاند.[۷۲]
تکنگاری
کتاب «علیٌ(ع) خاصفُ نَعلِ النَّبی(ص) و قراءةٌ فی رُموزِ الْحدیث و معانیه» به لهجه عربی، نوشته ماجد عطیه میباشد. مولف با بیان حدیث نبوی خاصفالنعل، در ادامه ثابت امامت و خلافت بلافصل، امام علی(ع) میباشد.[۷۳]
نقطه نهاییطومار ارشد با تیتر «ثابت امامت بلافصل امیرالمومنین(ع) در حدیث مقاتله (خاصفالنعل)، با تأکید بر طریق علامه میر حامد حسین» نگاشته گردیده که به اعتبارسنجی و دلالتسنجی حدیث پرداخته میباشد.[۷۴]
نوشته ی علمیای با تیتر «معناکاوی قصههای مبارزه تأویل» به تحقیق معنای ظریف تأویل در قصه نزاع خاصفالنعل برای تأویل قرآن پرداخته میباشد.[۷۵]

تفاوت پذیرایی مراسم ترحیم خانوادگی و مراسمهای پرجمعیت