loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 19
پنجشنبه 1 خرداد 1404 زمان : 10:51


استارت خلافت ابوبکر

حدیثی از امام علی(ع) در تعریف فرستاده(ص)، به خط حافظ عثمان، خوشنویس سده یازدهم هجری، که در چهار طرف آن اسم خلفای راشدین آمده میباشد (۱۱۰۳ق). یک روز بعد از ماجرای سقیفه ابوبکر به مسجد رفت و بعداز ثنا پروردگار پک پذیرایی ترحیم مشهد اعلام‌کرد:‌

«ای عموم، در حالی که شایسته ترین شما نیستم، بر شما ولایت یافتم. در فعالیت بهتر منرا امداد دهید و درصورتی که کج شدم، منرا هدایت نمایید... ناتوان شما پیش اینجانب ناتوان میباشد تا ان شاء الله حق را بدو رسانم و نیرومند شما نزد اینجانب ناتوان میباشد تا ان شاء الله حق را از وی بستانم. هیچ کس جهاد در راه و روش معبود را فرو نگذارد. چه، هر قومی که جهاد را فرو نهند، معبود آنان‌را خوار می‌گرداند... مادام که تاسی آفریدگار و نبی وی می کنم، اطاعتم نمایید و در شرایطی که از دستور پروردگار و رسول سرپیچیدم، حق اطاعت بر شما ندارم. به نماز برخیزید که معبود شمارا عفو و بخشش نماید.»[۸۵]
او در خطبه دیگر بعد از ثنا معبود خاطرنشان کرد:‌

«ای عموم، اینجانب نیز زیرا شمایم. شاید آنچه فرستاده خداوند می‌توانست کرد، از اینجانب توقع دارید. پروردگار محمد(ص) را از جهانیان برگزید و از آفات مصون داشت، البته اینجانب تابعم خیر مبدع. درصورتی که به روش راست رفتم اطاعتم فرمائید و در حالتی‌که غلط کردم، به روش راست هدایتم نمایید... با خبر باشید که من را شیطانی میباشد که گاهی من‌را فرو میگیرد، هرگاه پیش اینجانب آمد، از اینجانب بپرهیزید....[۸۶]
این خطبه‌ها از نگرش پژوهشگران و پژوهشگران اهل سنت علامت‌ای از وقار، تواضع و پای‌بندی ابوبکر به سنت‌های نبوی و رهنمودی نفیس در طریق حکومت برای آیندگان به شمار آمده میباشد[۸۷]، اما علمای شیعه بعضا از نصیب‌های آنها‌را از مطاعن ابوبکر و دلیلی بر ناشایستگی وی راجع به خلافت دانسته و در‌این باب بر مبنای اعتقادات خود (اصل امامت) به مشاجره پرداخته‌اند.[۸۸]

با اینکه خلافت ابوبکر در آن مجلس قطعی شد، اما گروهی از مهاجران و انصار از بیعت با او امتناع ورزیدند. اسم یکسری بدن از آن ها که در منابع آمده عبارتند از: علی(ع)، سعد بن عباده، عباس بن عبدالمطلب، ادب بن عباس، زبیر بن عوام، خالد بن سعید، مقداد بن عمرو، سلمان فارسی، ابوذر غفاری، عمار یاسر ، براء بن عازب، ابی بن کعب، حذیفه بن یمان، خزیمه بن اثبات، ابو ایوب انصاری، راحت بن حنیف، عثمان بن حنیف، ابوالهیثم بن التیهان، سعد بن ابی وقاص و ابوسفیان بن حرب.[۸۹] از این دربین جز سعد بن عباده که خویش مدعا خلافت بود و اشخاصی زیرا ابوسفیان و هوادارانش که هدف های مادی داشتند[۹۰]، گروهی به استناد سوابق علی(ع) در اسلام، سرویس ها براق و قرابت و خویشی وی با فرستاده یعنی به عبارتی برهان‌ای که در سقیفه برای حق تقدم ابوبکر در ارتباط خلافت بدانها استناد گردیده بود و علی(ع) و بنی هاشم نیز تنهاً از باب الزام معارضان بدان احتجاج می‌کردند[۹۱] خلافت را حق علی(ع) می‌دانستند و گروهی دیگر شیعه ها علی(ع) مسأله جانشینی و رهبری جامعه اسلامی را والاترین جایگاه مذهبی می‌دانستند و با استناد به آیه «اِنَّ الله اصْطَفی آدَمَ وَ نوحاً وَ آلَ اِبْراهیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمینَ، ذُرّیهً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ…»[۹۲] و اینکه حضرت محمد(ص) و فامیل وی از ذریه ابراهیم‌اند و دارنده به عبارتی فضیلت ها و استعداد‌ها، و نیز آیه «اِنَّما وَلیکُمُ الله وَ رَسولُهُ وَ الَّذینَ آمَموزیک الّذینَ یقیمونَ الصّلوة وَ یؤتونَ الزّکوهَ وَهُمْ راکِعونَ»[۹۳] و آیاتی دیگر[۹۴]، همینطور به استناد خبر‌ها متواتری زیرا، حدیث‌دار[۹۵]، حدیث جایگاه[۹۶] و حدیث غدیر[۹۷]، قائل به «نص و گزینش» در خلافت بودند.[۹۸]

سعد بن عباده تا نقطه نهایی قدمت خویش با ابوبکر و قدمت بن خطاب بیعت نکرد. او در خلافت قدمت به شام کوچ کرد و در حوران نیم‌شبی اورا کشته یافتند.[۹۹] البته بلاذری به ماجرا از مدائنی، ابومخنف و کلبی آورده میباشد که قدمت مردی را به حوران گسیل کرد و بدو دستور اعطا کرد که اورا تطمیع کن و به بیعت فرا خوان و در‌صورتی‌که نپذیرفت، از خداوند بر ضد وی امداد خواه. آن مرد با سعد دیدار کرد و زیرا نتوانست از وی بیعت بگیرد، با تیری او را کشت. بلاذری آن‌گاه به قصه مشهوری که مبتنی بر آن «سعد به دست جنیان مقتول»، اشاره می‌نماید.[۱۰۰]براساس بعضی گزارش‌ها هنگامی ابوقحافه، بابا ابوبکر از به اقتدار وصال پسرش آگاه شد آیه ۲۶ سوره آل عمران را خواند البته بعد از این که پرسید به چه دلیلی وی به زمامداری رسید گفتند به باعث این که سنش زیاد بود؛ ابو قحافه در پاسخشان ذکر کرد اینجانب که از وی سنم ببیش خیس میباشد. و در نقل دیگری ابوقحافه پرسید چرا علی را به زمامداری برنگزیدند؟ گفتند زیرا علی سنش نادر میباشد و ابوبکر سنش بیش خیس بود و وی درپاسخ اذعان کرد در حالتی‌که به متعددی سن باشد اینجانب که سنم بیش خیس میباشد و ادامه داد که در حق علی ظلم کردند چون که فرستاده برای وی بیعت گرفته بود و به امر داده بود که با وی بیعت کنیم. [۱۰۱]


استارت خلافت ابوبکر

حدیثی از امام علی(ع) در تعریف فرستاده(ص)، به خط حافظ عثمان، خوشنویس سده یازدهم هجری، که در چهار طرف آن اسم خلفای راشدین آمده میباشد (۱۱۰۳ق). یک روز بعد از ماجرای سقیفه ابوبکر به مسجد رفت و بعداز ثنا پروردگار پک پذیرایی ترحیم مشهد اعلام‌کرد:‌

«ای عموم، در حالی که شایسته ترین شما نیستم، بر شما ولایت یافتم. در فعالیت بهتر منرا امداد دهید و درصورتی که کج شدم، منرا هدایت نمایید... ناتوان شما پیش اینجانب ناتوان میباشد تا ان شاء الله حق را بدو رسانم و نیرومند شما نزد اینجانب ناتوان میباشد تا ان شاء الله حق را از وی بستانم. هیچ کس جهاد در راه و روش معبود را فرو نگذارد. چه، هر قومی که جهاد را فرو نهند، معبود آنان‌را خوار می‌گرداند... مادام که تاسی آفریدگار و نبی وی می کنم، اطاعتم نمایید و در شرایطی که از دستور پروردگار و رسول سرپیچیدم، حق اطاعت بر شما ندارم. به نماز برخیزید که معبود شمارا عفو و بخشش نماید.»[۸۵]
او در خطبه دیگر بعد از ثنا معبود خاطرنشان کرد:‌

«ای عموم، اینجانب نیز زیرا شمایم. شاید آنچه فرستاده خداوند می‌توانست کرد، از اینجانب توقع دارید. پروردگار محمد(ص) را از جهانیان برگزید و از آفات مصون داشت، البته اینجانب تابعم خیر مبدع. درصورتی که به روش راست رفتم اطاعتم فرمائید و در حالتی‌که غلط کردم، به روش راست هدایتم نمایید... با خبر باشید که من را شیطانی میباشد که گاهی من‌را فرو میگیرد، هرگاه پیش اینجانب آمد، از اینجانب بپرهیزید....[۸۶]
این خطبه‌ها از نگرش پژوهشگران و پژوهشگران اهل سنت علامت‌ای از وقار، تواضع و پای‌بندی ابوبکر به سنت‌های نبوی و رهنمودی نفیس در طریق حکومت برای آیندگان به شمار آمده میباشد[۸۷]، اما علمای شیعه بعضا از نصیب‌های آنها‌را از مطاعن ابوبکر و دلیلی بر ناشایستگی وی راجع به خلافت دانسته و در‌این باب بر مبنای اعتقادات خود (اصل امامت) به مشاجره پرداخته‌اند.[۸۸]

با اینکه خلافت ابوبکر در آن مجلس قطعی شد، اما گروهی از مهاجران و انصار از بیعت با او امتناع ورزیدند. اسم یکسری بدن از آن ها که در منابع آمده عبارتند از: علی(ع)، سعد بن عباده، عباس بن عبدالمطلب، ادب بن عباس، زبیر بن عوام، خالد بن سعید، مقداد بن عمرو، سلمان فارسی، ابوذر غفاری، عمار یاسر ، براء بن عازب، ابی بن کعب، حذیفه بن یمان، خزیمه بن اثبات، ابو ایوب انصاری، راحت بن حنیف، عثمان بن حنیف، ابوالهیثم بن التیهان، سعد بن ابی وقاص و ابوسفیان بن حرب.[۸۹] از این دربین جز سعد بن عباده که خویش مدعا خلافت بود و اشخاصی زیرا ابوسفیان و هوادارانش که هدف های مادی داشتند[۹۰]، گروهی به استناد سوابق علی(ع) در اسلام، سرویس ها براق و قرابت و خویشی وی با فرستاده یعنی به عبارتی برهان‌ای که در سقیفه برای حق تقدم ابوبکر در ارتباط خلافت بدانها استناد گردیده بود و علی(ع) و بنی هاشم نیز تنهاً از باب الزام معارضان بدان احتجاج می‌کردند[۹۱] خلافت را حق علی(ع) می‌دانستند و گروهی دیگر شیعه ها علی(ع) مسأله جانشینی و رهبری جامعه اسلامی را والاترین جایگاه مذهبی می‌دانستند و با استناد به آیه «اِنَّ الله اصْطَفی آدَمَ وَ نوحاً وَ آلَ اِبْراهیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمینَ، ذُرّیهً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ…»[۹۲] و اینکه حضرت محمد(ص) و فامیل وی از ذریه ابراهیم‌اند و دارنده به عبارتی فضیلت ها و استعداد‌ها، و نیز آیه «اِنَّما وَلیکُمُ الله وَ رَسولُهُ وَ الَّذینَ آمَموزیک الّذینَ یقیمونَ الصّلوة وَ یؤتونَ الزّکوهَ وَهُمْ راکِعونَ»[۹۳] و آیاتی دیگر[۹۴]، همینطور به استناد خبر‌ها متواتری زیرا، حدیث‌دار[۹۵]، حدیث جایگاه[۹۶] و حدیث غدیر[۹۷]، قائل به «نص و گزینش» در خلافت بودند.[۹۸]

سعد بن عباده تا نقطه نهایی قدمت خویش با ابوبکر و قدمت بن خطاب بیعت نکرد. او در خلافت قدمت به شام کوچ کرد و در حوران نیم‌شبی اورا کشته یافتند.[۹۹] البته بلاذری به ماجرا از مدائنی، ابومخنف و کلبی آورده میباشد که قدمت مردی را به حوران گسیل کرد و بدو دستور اعطا کرد که اورا تطمیع کن و به بیعت فرا خوان و در‌صورتی‌که نپذیرفت، از خداوند بر ضد وی امداد خواه. آن مرد با سعد دیدار کرد و زیرا نتوانست از وی بیعت بگیرد، با تیری او را کشت. بلاذری آن‌گاه به قصه مشهوری که مبتنی بر آن «سعد به دست جنیان مقتول»، اشاره می‌نماید.[۱۰۰]براساس بعضی گزارش‌ها هنگامی ابوقحافه، بابا ابوبکر از به اقتدار وصال پسرش آگاه شد آیه ۲۶ سوره آل عمران را خواند البته بعد از این که پرسید به چه دلیلی وی به زمامداری رسید گفتند به باعث این که سنش زیاد بود؛ ابو قحافه در پاسخشان ذکر کرد اینجانب که از وی سنم ببیش خیس میباشد. و در نقل دیگری ابوقحافه پرسید چرا علی را به زمامداری برنگزیدند؟ گفتند زیرا علی سنش نادر میباشد و ابوبکر سنش بیش خیس بود و وی درپاسخ اذعان کرد در حالتی‌که به متعددی سن باشد اینجانب که سنم بیش خیس میباشد و ادامه داد که در حق علی ظلم کردند چون که فرستاده برای وی بیعت گرفته بود و به امر داده بود که با وی بیعت کنیم. [۱۰۱]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 501
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه