(درگذشت: ۱۱۷ق)، از راویان حدیث و باقیماندگان رخداد کربلا بود که احادیثی همانند حدیث جایگاه و حدیث رد الشمس را نقل نموده است. همسرش محمد بن ابیسعید در کربلا شهید شد. فاطمه نیز بعداز اسارت به شام برده شد. در مجلس یزید، شخصی شامی اورا از یزید برای کنیزی درخواست کرد که با عکس العمل زینب(س) مواجه شد. فاطمه همینطور از خلق نیک نعمان بن بشیر با اسیران کربلا گزارش پک پذیرایی ترحیم مشهد داده میباشد.
نسب
فاطمه دختر علی بن ابیطالب و مادرش ام ولد بود.[۱] او با محمد بن ابیسعید بن عقیل وصلت کرد و دختری به اسم حمیده برای وی به عالم آورد.[۲] ولی در موسوعة کربلا، فاطمه، همسر ابوسعید معرفی گردیده که برای وی محمد و حمیده را به عالم آورده و محمد در هفتسالگی در کربلا به شهید شدن رسیده میباشد.[۳]
محمد بن ابیسعید شوهر فاطمه در اتفاق کربلا به شهیدشدن رسید[۴] بعداز آن فاطمه به تزویج سعید بن اسود بن ابیالبحتری درآمد[۵]و مالک دو فرزند به اسم برزه و خالد شد.[۶] فاطمه بعداز سعید به عقد منذر بن عبیدة بن زبیر درآمد[۷] و از وی عثمان و کَبره متولد شدند.[۸] فاطمه بعد از مرگ منذر زنده بود[۹] و در سال ۱۱۷ق درگذشت.[۱۰]
احادیث
فاطمه، از پدرش،[۱۱] اسماء بنت عمیس،[۱۲] امامه بنت ابیالعاص،[۱۳] ام الحسن دختر حضرت علی،[۱۴] امام حسن(ع)[۱۵] و سایر افراد داستان نموده است. حارث بن کعب کوفی، عبدالرحمان بن ابینعیم بجلی، عبیدالله بن بشیر جعفی،[۱۶] موسی جهنی،[۱۷] عیسی بن عثمان،[۱۸] ابوبصیر[۱۹] و... از وی قصه کردهاند. احادیث منقول از او بیشتر در قضیههای اعتقادی،[۲۰] فقاهتی[۲۱] و اخلاقی[۲۲] میباشد.
او حدیث رد الشمس[۲۳] و مقام[۲۴] را از اسماء بنت عمیس نقل نموده است. اورده شده که نسائی و ابن ماجه از او داستان کردهاند.[۲۵]
حادثه کربلا
فاطمه در رخداد کربلا حضور داشت و به یار زینب(س) و دیگر اسیران به دمشق برده شد.[۲۶] در مجلس یزید، مردی از اهل شام از یزید بن معاویه درخواست کرد تا اورا به کنیزی خویش در آورد که با برخورد تند زینب(س) مواجه شد.[۲۷] ابومخنف این جریان را به واسطه حارث بن کعب از او گزارش نموده است.[۲۸] اما سازه بر بعضی گزارشها این اتفاق درباره فاطمه دختر امام حسین چهره داده میباشد.[۲۹]
فاطمه بنت علی(ع) در گزارشی از ملازمت نعمان بن بشیر با اسیران کربلا در مسیر رجوع به مدینه، به خوی نیک نعمان اشاره نموده است. بعداز ورود کاروان به مدینه، فاطمه به خواهرش زینب(س) توصیه اعطا کرد به پاس این ملازمت و همراهی، کادوای به نعمان بدهند. زینب(س) جواب اعطا کرد: «به معبود قسم، چیزی نداریم جز زیورآلات خویش». آنان دستبند و ساقبندهایشان را نزد نعمان فرستادند و معذرت خواهی کردند. ولی نعمان از تایید کادو پرهیز کرد و خاطرنشان کرد:
«در صورتیکه آنچه کردم برای عالم بود، زیورهایتان و کمتر از آن نیز منرا خشنود می کرد اما به معبود این عمل را جز برای خداوند و قربت شما با رسول آفریدگار نکردم.»[۳۰]
محلاتی در ریاحین الشریعه از عدم آوازه او در کتاب ها رجالی شیعه اظهار تعجب نموده است.[۳۱]
پانویس
ابن جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۵، ص۳۴۴.
ابن سعد، الطبقات، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۳۴۰؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۲، ص۹۴.
بیضون، موسوعة کربلاء، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۵۲۹.
ابن سعد، الطبقات، ۱۴۱۶ق، طبقه خامسه، ج۱، ص۴۷۷.
ابن حبیب بغدادی، المحبر، دارالآفاق، ص۵۶؛ ابن تمهید، جمهرة انساب العرب، ۱۴۰۳ق، ص۱۲۵.
ابن سعد، الطبقات، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۳۴۰.
ابن تمهید، جمهرة انساب العرب، ۱۴۰۳ق، ص۱۲۵؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، دارالآفاق، ص۵۷.
ابن سعد، الطبقات، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۳۴۰.
ابن سعد، الطبقات، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۳۴۰.
طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۷، ص۱۰۷.
طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۱۱، ص۶۶۷؛ ابن سعد، الطبقات، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۳۴۰؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج۲۳، ص۱۱.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۰۹۷-۱۰۹۸؛ عاملی، ثابت الهداة، ۱۴۲۵ق، ج۳، ۲۳۹؛ جزری، اسنی المطالب، ۱۴۲۶ق، ص۱۶۱؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۳۷، ص۲۶۳، ۲۶۸؛ مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۲۹.
کلینی، الکافی، ۱۳۶۵ش، ج۶، ص۳۷۰؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج۲۵، ص۲۰۱؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۱، ص۱۵۹.
مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۲۹.
برقی، رجال، ۱۳۸۳ق، ص۶۱.
محدث نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۲۰۷؛ کلینی، الکافی، ۱۳۶۵ش، ج۱۴، ص۲۰۷، ص۲۴۹.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۰۹۷-۱۰۹۸؛ عاملی، ثابت الهداة، ۱۴۲۵ق، ج۳، ۲۳۹؛ جزری، اسنی المطالب، ۱۴۲۶ق، ص۱۶۱؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۳۷، ص۲۶۳.
ابن سعد، الطبقات، ۱۴۱۴ق، ص۳۴۱
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۱، ص۱۵۹؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج۲۵، ص۲۰۱.
مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۲۹؛ عاملی، ثابت الهداة، ۱۴۲۵ق، ج۱، ص۴۱۴؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۱، ص۱۷۷.
محدث نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۲۰۷، ج۱۴، ص۲۴۹.
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۱، ص۱۵۹.
مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۲۹؛ عاملی، ثابت الهداة، ۱۴۲۵ق، ج۱، ص۴۱۴؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۱، ص۱۷۷.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۰۹۷-۱۰۹۸؛ عاملی، ثابت الهداة، ۱۴۲۵ق، ج۳، ۲۳۹؛ جزری، اسنی المطالب، ۱۴۲۶ق، ص۱۶۱؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۳۷، ص۲۶۳، ۲۶۸.
صالحی شامی، سبل الهدی، ۱۴۱۴ق، ج۹،
(درگذشت: ۱۱۷ق)، از راویان حدیث و باقیماندگان رخداد کربلا بود که احادیثی همانند حدیث جایگاه و حدیث رد الشمس را نقل نموده است. همسرش محمد بن ابیسعید در کربلا شهید شد. فاطمه نیز بعداز اسارت به شام برده شد. در مجلس یزید، شخصی شامی اورا از یزید برای کنیزی درخواست کرد که با عکس العمل زینب(س) مواجه شد. فاطمه همینطور از خلق نیک نعمان بن بشیر با اسیران کربلا گزارش پک پذیرایی ترحیم مشهد داده میباشد.
نسب
فاطمه دختر علی بن ابیطالب و مادرش ام ولد بود.[۱] او با محمد بن ابیسعید بن عقیل وصلت کرد و دختری به اسم حمیده برای وی به عالم آورد.[۲] ولی در موسوعة کربلا، فاطمه، همسر ابوسعید معرفی گردیده که برای وی محمد و حمیده را به عالم آورده و محمد در هفتسالگی در کربلا به شهید شدن رسیده میباشد.[۳]
محمد بن ابیسعید شوهر فاطمه در اتفاق کربلا به شهیدشدن رسید[۴] بعداز آن فاطمه به تزویج سعید بن اسود بن ابیالبحتری درآمد[۵]و مالک دو فرزند به اسم برزه و خالد شد.[۶] فاطمه بعداز سعید به عقد منذر بن عبیدة بن زبیر درآمد[۷] و از وی عثمان و کَبره متولد شدند.[۸] فاطمه بعد از مرگ منذر زنده بود[۹] و در سال ۱۱۷ق درگذشت.[۱۰]
احادیث
فاطمه، از پدرش،[۱۱] اسماء بنت عمیس،[۱۲] امامه بنت ابیالعاص،[۱۳] ام الحسن دختر حضرت علی،[۱۴] امام حسن(ع)[۱۵] و سایر افراد داستان نموده است. حارث بن کعب کوفی، عبدالرحمان بن ابینعیم بجلی، عبیدالله بن بشیر جعفی،[۱۶] موسی جهنی،[۱۷] عیسی بن عثمان،[۱۸] ابوبصیر[۱۹] و... از وی قصه کردهاند. احادیث منقول از او بیشتر در قضیههای اعتقادی،[۲۰] فقاهتی[۲۱] و اخلاقی[۲۲] میباشد.
او حدیث رد الشمس[۲۳] و مقام[۲۴] را از اسماء بنت عمیس نقل نموده است. اورده شده که نسائی و ابن ماجه از او داستان کردهاند.[۲۵]
حادثه کربلا
فاطمه در رخداد کربلا حضور داشت و به یار زینب(س) و دیگر اسیران به دمشق برده شد.[۲۶] در مجلس یزید، مردی از اهل شام از یزید بن معاویه درخواست کرد تا اورا به کنیزی خویش در آورد که با برخورد تند زینب(س) مواجه شد.[۲۷] ابومخنف این جریان را به واسطه حارث بن کعب از او گزارش نموده است.[۲۸] اما سازه بر بعضی گزارشها این اتفاق درباره فاطمه دختر امام حسین چهره داده میباشد.[۲۹]
فاطمه بنت علی(ع) در گزارشی از ملازمت نعمان بن بشیر با اسیران کربلا در مسیر رجوع به مدینه، به خوی نیک نعمان اشاره نموده است. بعداز ورود کاروان به مدینه، فاطمه به خواهرش زینب(س) توصیه اعطا کرد به پاس این ملازمت و همراهی، کادوای به نعمان بدهند. زینب(س) جواب اعطا کرد: «به معبود قسم، چیزی نداریم جز زیورآلات خویش». آنان دستبند و ساقبندهایشان را نزد نعمان فرستادند و معذرت خواهی کردند. ولی نعمان از تایید کادو پرهیز کرد و خاطرنشان کرد:
«در صورتیکه آنچه کردم برای عالم بود، زیورهایتان و کمتر از آن نیز منرا خشنود می کرد اما به معبود این عمل را جز برای خداوند و قربت شما با رسول آفریدگار نکردم.»[۳۰]
محلاتی در ریاحین الشریعه از عدم آوازه او در کتاب ها رجالی شیعه اظهار تعجب نموده است.[۳۱]
پانویس
ابن جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۵، ص۳۴۴.
ابن سعد، الطبقات، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۳۴۰؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۲، ص۹۴.
بیضون، موسوعة کربلاء، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۵۲۹.
ابن سعد، الطبقات، ۱۴۱۶ق، طبقه خامسه، ج۱، ص۴۷۷.
ابن حبیب بغدادی، المحبر، دارالآفاق، ص۵۶؛ ابن تمهید، جمهرة انساب العرب، ۱۴۰۳ق، ص۱۲۵.
ابن سعد، الطبقات، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۳۴۰.
ابن تمهید، جمهرة انساب العرب، ۱۴۰۳ق، ص۱۲۵؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، دارالآفاق، ص۵۷.
ابن سعد، الطبقات، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۳۴۰.
ابن سعد، الطبقات، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۳۴۰.
طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۷، ص۱۰۷.
طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۱۱، ص۶۶۷؛ ابن سعد، الطبقات، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۳۴۰؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج۲۳، ص۱۱.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۰۹۷-۱۰۹۸؛ عاملی، ثابت الهداة، ۱۴۲۵ق، ج۳، ۲۳۹؛ جزری، اسنی المطالب، ۱۴۲۶ق، ص۱۶۱؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۳۷، ص۲۶۳، ۲۶۸؛ مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۲۹.
کلینی، الکافی، ۱۳۶۵ش، ج۶، ص۳۷۰؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج۲۵، ص۲۰۱؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۱، ص۱۵۹.
مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۲۹.
برقی، رجال، ۱۳۸۳ق، ص۶۱.
محدث نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۲۰۷؛ کلینی، الکافی، ۱۳۶۵ش، ج۱۴، ص۲۰۷، ص۲۴۹.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۰۹۷-۱۰۹۸؛ عاملی، ثابت الهداة، ۱۴۲۵ق، ج۳، ۲۳۹؛ جزری، اسنی المطالب، ۱۴۲۶ق، ص۱۶۱؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۳۷، ص۲۶۳.
ابن سعد، الطبقات، ۱۴۱۴ق، ص۳۴۱
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۱، ص۱۵۹؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج۲۵، ص۲۰۱.
مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۲۹؛ عاملی، ثابت الهداة، ۱۴۲۵ق، ج۱، ص۴۱۴؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۱، ص۱۷۷.
محدث نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۲۰۷، ج۱۴، ص۲۴۹.
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۱، ص۱۵۹.
مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۲۹؛ عاملی، ثابت الهداة، ۱۴۲۵ق، ج۱، ص۴۱۴؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۱، ص۱۷۷.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۰۹۷-۱۰۹۸؛ عاملی، ثابت الهداة، ۱۴۲۵ق، ج۳، ۲۳۹؛ جزری، اسنی المطالب، ۱۴۲۶ق، ص۱۶۱؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۳۷، ص۲۶۳، ۲۶۸.
صالحی شامی، سبل الهدی، ۱۴۱۴ق، ج۹،

قیمت پک پذیرایی ترحیم مشهد؛ عوامل مؤثر بر هزینه و راهنمای انتخاب پک اقتصادی