loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 34
شنبه 22 شهريور 1404 زمان : 20:17


تناسخ یا این که بازپیدایی به‌معنای جابجایی روح آدم از جسمی به جسم دیگر میباشد. در بین شیعه‌ها، اعتقادوباور به تناسخ فسخ و اطمینان به آن، به‌عامل انکار معاد، بی دینی به حساب میآید. همینطور روایاتی از امامان شیعه(ع) در رد تناسخ وارداتی و مفسران و متکلمان شیعه نیز در رد تناسخ دلیل‌هایی ارائه پک پذیرایی ترحیم مشهد کرده‌اند.

از نگاه پژوهشگران، اعتقادوباور به تناسخ در عقاید اکثریت مسلمان‌ها وجود نداشته میباشد، هرچند توده‌ای از مسلمانها در مواجهه با فرهنگ و تمدن‌ها و ادیان دیگر به تناسخ تمایل پیدا کرده‌اند. غلات را از اولی معتقدان به تناسخ به‌شمار ‌آورده‌اند؛ ولی آورده شده، نظریه تنی چند از فرقه‌های غالی در حلول روح الهی در روح امامان شیعه(ع)، از رمز تسامحِ فرقه‌شناسان با نظریه تناسخ یکسان دانسته شد‌ه‌است. برخی از عالمان اهل‌سنت، تناسخ را با نظریه رجعت در اطمینان شیعه یک کدام از دانسته‌اند. از حیث عالمان شیعه رجعت با تناسخ تفاوت مهم دارااست و رجعت برخلاف تناسخ موجب تعدد تن برای یک نفس نمیشود.

محمد بن زکریای رازی اول فیلسوف اسلامی معتقد به تناسخ و ابن‌سینا اول فیلسوف اسلامی دانسته گردیده که به گستردن به رد تناسخ پرداخته میباشد. از لحاظ گردآوری‌ای از دانشمندان، ملاصدرا، بر مبناى عقیده جنبش جوهرى، طرز ساخت و ساز و بقاى نفس را به‌سیرتکامل‌اى تمجید می‌نماید که ثابت تناسخ غیرممکن می شود.

بعضی معتقدند که مبانی عرفان اسلامی، مثلا شوق واشتیاق عارفان به شکاف بدون نقص جهان نمی‌تواند با تناسخ سازگار باشد، زیرا تناسخ نوعی رجوع و برگشت روح به تنِ مادی میباشد. اعتقاد به بنیادهای عقیدتی اسلامی، مانند نظریه معاد، در درنگ عارفان و صوفیان مسلمان را نیز از دلایل رد تناسخ بوسیله آن‌ها دانسته‌اند. نقل شده که اطمینان جمع‌ای از صوفیان مسلمان به حلول و تجلی (ظهور الهی در موجودات) موجب جنایتکار‌شدن آن ها به تناسخ گردیده است.

تعریف و تمجید و منزلت
تناسخ یا این که بازپیدایی را به‌معنای جابجایی روح بشر از جسمی به جسم دیگر دانسته‌اند.[۱] اورده شده که در پروسه تناسخ معاش گذشتۀ شخصْ کیفیت جسم نو او‌را انتخاب می‌نماید.[۲] هسته مهم معنا تناسخ را حضور روح بعد از مرگ در دنیا جسمانی برشمرده‌اند؛ حضوری که دلایل آن در نظام‌های متعدد شرعی و فلسفی بسیار متنوع محاسبه شد‌ه‌است.[۳]

نظریه تناسخ را یکی معتقدات عام اکثر ادیان تاریخ آدم، از ادیان ابتدایی تا ادیان نو، برشمرده‌اند.[۴]

تناسخ با بعضی اعتقادات ادیان ابراهیمی، به‌خصوص با اعتقاد و باور به معاد، ناسازگار قلمداد گردیده است.[۵] فی مابین مسلمان‌ها، بطلان تناسخ و کفرآمیز بودن آن گزینه اجماع تلقی گردیده‌است.[۶]

بعضی پژوهشگران اطمینان به ازلی‌بودن ارواح، ناتوانی در توجیه مشقت‌ها، عملکرد برای ساخت‌و‌ساز سازش فی مابین شرور و عدل الهی و توجیه ایفا انتقام‌جویانه را از دلایل پرورش اطمینان به تناسخ در بعضا از اشخاص دانسته‌اند.[۷]


تناسخ یا این که بازپیدایی به‌معنای جابجایی روح آدم از جسمی به جسم دیگر میباشد. در بین شیعه‌ها، اعتقادوباور به تناسخ فسخ و اطمینان به آن، به‌عامل انکار معاد، بی دینی به حساب میآید. همینطور روایاتی از امامان شیعه(ع) در رد تناسخ وارداتی و مفسران و متکلمان شیعه نیز در رد تناسخ دلیل‌هایی ارائه پک پذیرایی ترحیم مشهد کرده‌اند.

از نگاه پژوهشگران، اعتقادوباور به تناسخ در عقاید اکثریت مسلمان‌ها وجود نداشته میباشد، هرچند توده‌ای از مسلمانها در مواجهه با فرهنگ و تمدن‌ها و ادیان دیگر به تناسخ تمایل پیدا کرده‌اند. غلات را از اولی معتقدان به تناسخ به‌شمار ‌آورده‌اند؛ ولی آورده شده، نظریه تنی چند از فرقه‌های غالی در حلول روح الهی در روح امامان شیعه(ع)، از رمز تسامحِ فرقه‌شناسان با نظریه تناسخ یکسان دانسته شد‌ه‌است. برخی از عالمان اهل‌سنت، تناسخ را با نظریه رجعت در اطمینان شیعه یک کدام از دانسته‌اند. از حیث عالمان شیعه رجعت با تناسخ تفاوت مهم دارااست و رجعت برخلاف تناسخ موجب تعدد تن برای یک نفس نمیشود.

محمد بن زکریای رازی اول فیلسوف اسلامی معتقد به تناسخ و ابن‌سینا اول فیلسوف اسلامی دانسته گردیده که به گستردن به رد تناسخ پرداخته میباشد. از لحاظ گردآوری‌ای از دانشمندان، ملاصدرا، بر مبناى عقیده جنبش جوهرى، طرز ساخت و ساز و بقاى نفس را به‌سیرتکامل‌اى تمجید می‌نماید که ثابت تناسخ غیرممکن می شود.

بعضی معتقدند که مبانی عرفان اسلامی، مثلا شوق واشتیاق عارفان به شکاف بدون نقص جهان نمی‌تواند با تناسخ سازگار باشد، زیرا تناسخ نوعی رجوع و برگشت روح به تنِ مادی میباشد. اعتقاد به بنیادهای عقیدتی اسلامی، مانند نظریه معاد، در درنگ عارفان و صوفیان مسلمان را نیز از دلایل رد تناسخ بوسیله آن‌ها دانسته‌اند. نقل شده که اطمینان جمع‌ای از صوفیان مسلمان به حلول و تجلی (ظهور الهی در موجودات) موجب جنایتکار‌شدن آن ها به تناسخ گردیده است.

تعریف و تمجید و منزلت
تناسخ یا این که بازپیدایی را به‌معنای جابجایی روح بشر از جسمی به جسم دیگر دانسته‌اند.[۱] اورده شده که در پروسه تناسخ معاش گذشتۀ شخصْ کیفیت جسم نو او‌را انتخاب می‌نماید.[۲] هسته مهم معنا تناسخ را حضور روح بعد از مرگ در دنیا جسمانی برشمرده‌اند؛ حضوری که دلایل آن در نظام‌های متعدد شرعی و فلسفی بسیار متنوع محاسبه شد‌ه‌است.[۳]

نظریه تناسخ را یکی معتقدات عام اکثر ادیان تاریخ آدم، از ادیان ابتدایی تا ادیان نو، برشمرده‌اند.[۴]

تناسخ با بعضی اعتقادات ادیان ابراهیمی، به‌خصوص با اعتقاد و باور به معاد، ناسازگار قلمداد گردیده است.[۵] فی مابین مسلمان‌ها، بطلان تناسخ و کفرآمیز بودن آن گزینه اجماع تلقی گردیده‌است.[۶]

بعضی پژوهشگران اطمینان به ازلی‌بودن ارواح، ناتوانی در توجیه مشقت‌ها، عملکرد برای ساخت‌و‌ساز سازش فی مابین شرور و عدل الهی و توجیه ایفا انتقام‌جویانه را از دلایل پرورش اطمینان به تناسخ در بعضا از اشخاص دانسته‌اند.[۷]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 502
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه