loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 19
پنجشنبه 1 آذر 1403 زمان : 10:15


عقلانی کردن جامعه

امام علی(ع) در خطبه‌ای از هدف ها اصلی انبیا را برانگیختن عقلها میداند: «لیثیروا لهم دفائن العقول». عقلانی‌کردن جامعه یک کدام از راههای اسلامی‌کردن جامعه میباشد. بگذریم از اینکه معنای عقل پک پذیرایی ترحیم مشهد فی مابین فیلسوفان چیست و ارتباط در میان آیین و عقل چه‌گونه میباشد؛ البته پرورش استقلال فکری و آزادی تامل از نماد‌های عقلانی و اسلامی کردن جامعه هست. اسلام مکث و تبعیت را در رویارویی هم گذارده. در جامعه‌ای که تعصب و تاسی دست و پای اندیشه را بسته باشد و حق زیرا و چرا به قسم حافظ «درد راز دهد»، نمی‌اقتدار آن جامعه را پیامبرپسند دانست؛ چرا قرآن کریم ومهربان اقتدا و تبعیت کورکورانه از پدران و گذشتگان را محکوم نموده است، چون تاسی پیشینیان از عقلانیت بدور میباشد: «اولو کان آباءهم لا یعقلون شیئا و لا یهتدون». ملاک پیروی از دیگری مکث میباشد.

علی(ع) در کلامی عقل را بر دو نصیب تقسیم می‌نماید: «عقل ماجرا» و «عقل آگاهی». کسی را با صحبت دیگری مجاب کردن و از گفته‌های گذشتگان استدلال‌آوردن و کلام کسی را قاضی بر عقل درک کردن، فعالیت عقل ماجرا میباشد که از نظر امام ارزشی ندارد. اساسی عقل آگاهی میباشد؛ یعنی حرف هر کسی و در هر مقامی می بایست با محک عقل معقول شود و هر روایتی را بایستی آگاهی کرد. در جامعه‌ای که عقلها در ادامه عقول بقیه افراد میباشد و بازار پیروی رونق داراست و بازار ژرف اندیشی نادر‌سوست و کسی را زمان‌اندیشیدن نباشد، نمی‌قدرت آن جامعه را اسلامی دانست؛ به ‌ویژه سپس که تعصب و بی‌خردی، به جهل مذهبی نیز دامن بزند. در آنجاست که می بایست درانتظار هر نوع مفاسدی مانند «خوارجی» بودن و «داعشی» شدن گرد هم آیی. یک کدام از آیاتی که در قرآن این مورد را هشدار داده، آنجاست که می فرماید: «و ننزّلُ اینجانب القرآن ما هو شفاءٌ و رحمه للمؤمنین و لا یزیدُ الظالمین الاّ خسارا»(اسراء،۸۲) قرآن برای مؤمنان شفاست، البته برای ستمکاران خیر صرفا شفا وجود ندارد، بلکه ضرر و زیان میباشد. یعنی در جامعه ها غیرعقلانی که جهل مذهبی وجود دارااست و در سایه این جهل، ظلم سایه خویش را وسیع میباشد، آئین خسران‌آور میباشد! به تعبیر و تفسیر آیه شریفه، قرآن در چنگ ظالمان زیانبار میباشد؛ زیرا سرپوشی برای ظلم خواهد بود. می دانیم جنایاتی در تاریخ اسلام به اسم قرآن پیش آمده که در نادانی نیفتاده بوده میباشد؛ از تاریخ عاشورا تا جنایات داعش. کلیه اینها در سایه قرآن و به اسم قرآن رخداد. خواجه شیراز اینها را می‌دانست و می‌ذکر کرد:

حافظا، می‌ خور و رندی کن و خوش باش، اما ر دام تزویر نکن زیرا دگران قرآن را!
و پیش آز وی فردوسی می‌دانست که می‌اعلام کرد:

خسارت کسان از پی منفعت خویشر بجویند و آئین اندر آرند پیش و مولوی بر این اعتقاد بود که گردآوری‌ای با ریسمان قرآن در چاه افتاده‌اند:

زانکه از قرآن بسی گمره شدندر زین رسن قومی داخل چه شدند

مر رسن را وجود ندارد جرمی ای عنودر زیرا تو‌را سودای بالاسر عدم وجود

این ابیات اشاره میباشد به آیه «یُضلُّ به کثیرا و یهدی به کثیرا» (بقره،۲۶).

معاویه در نزاع صفین با قرآن عموم را فریب اعطا کرد و از جهل مذهبی سود‌ها پیروزی. ما در‌حالتی که هسته و مغز آیین و قرآن را فروگذاشتیم و به قالب چسبیدیم، لاجرم جریان خوارج و داعش بازتولید گردد و به اسم آئین خشونت‌ها شکل خواهد گرفت و حقها ضایع خواهد گشت. هشدار آیه شریفه «لایفقهون الا قلیلا» و «اکثر هم لایعقلون» به‌این فرمان میباشد؛ چرا قرآن کریم ومهربان اکثریت جامعه را به عدم تفقه و ژرف اندیشی توبیخ می‌کند؟ یعنی در جامعه‌ای که آیین باشد، البته عقلانیت و فقاهت محصل نباشد، نمی‌قدرت نام آن جامعه را اسلامی گذاشت.

مرحوم شهیدمطهری که از فقدان عقلانیت در جامعه مسلمانی شکوه می‌نماید، جریان اخباری‌گری را پیش میکشد که آنان به عقل قصه توکل می‌کردند: «در میان ما شیعه ها نزدیک به چهار قرن پیش جریانی به اسم اخباری‌گری پدیدآمد که اصولاً به عقل و عامل و اجتهاد معتقد نبودند و می‌گفتند بایستی مستقیماً به خبر‌ها مراجعه کرد و امرها شرعی را از آن ها گرفت. جریان اخباری‌گری، این تعصب افراطی احمقانه‌ای که در زمینه ی خبر‌ها پیدا کردند که درست و ضعیف را با هم یک کدام از دانستند، یک کدام از آن جریان‌های فکری خطرناکی میباشد که در دنیای اسلام پیدا شد و اثرش هم جمود فکری میباشد، به عبارتی چیزی که الان ما به آن دچار هستیم. اینها شیوع می‌نمایند به فقید تشیع».

حضرت علی(ع) فرمود: «لا تزکوا مع الجهل مذهب»، هیچ فقهی با جهالت پرورش نمی‌نماید، یعنی موحد با جهالت گردآوری میشود البته هر دوی اینها در کنار هم با پرورش و گرانقدر عده نمی شود؛ لهذا حضرت از دست خوارج اینگونه با پروردگار شکوه می کرد: «الی الله اشکو اینجانب معشر یعیشون جُهّالا: به خداوند گلایه می کنم از مردمی که در جهالت و نا‌آگاهی معاش می‌نمایند» (نهج‌البلاغه، خطبه ۱۷) و آنها‌را اینگونه خطاب می کرد: «و أنتُم معاشرُ أخفّاءُ الهام، سُفهاءُ الاءحلام: شما گروهی می‌باشید مدل‌مغز و معدود کوچک و ابله.» (نهج‌البلاغه، خطبه ۳۶) تردید وجود ندارد که خوارج مسلمان بودند و تعصب فقاهتی متعددی داشتند؛ ولی جهل مذهبی همدم با تعصب که در آن ها وجود داشت، هزاران آدم را به کشتن اعطا کرد.


عقلانی کردن جامعه

امام علی(ع) در خطبه‌ای از هدف ها اصلی انبیا را برانگیختن عقلها میداند: «لیثیروا لهم دفائن العقول». عقلانی‌کردن جامعه یک کدام از راههای اسلامی‌کردن جامعه میباشد. بگذریم از اینکه معنای عقل پک پذیرایی ترحیم مشهد فی مابین فیلسوفان چیست و ارتباط در میان آیین و عقل چه‌گونه میباشد؛ البته پرورش استقلال فکری و آزادی تامل از نماد‌های عقلانی و اسلامی کردن جامعه هست. اسلام مکث و تبعیت را در رویارویی هم گذارده. در جامعه‌ای که تعصب و تاسی دست و پای اندیشه را بسته باشد و حق زیرا و چرا به قسم حافظ «درد راز دهد»، نمی‌اقتدار آن جامعه را پیامبرپسند دانست؛ چرا قرآن کریم ومهربان اقتدا و تبعیت کورکورانه از پدران و گذشتگان را محکوم نموده است، چون تاسی پیشینیان از عقلانیت بدور میباشد: «اولو کان آباءهم لا یعقلون شیئا و لا یهتدون». ملاک پیروی از دیگری مکث میباشد.

علی(ع) در کلامی عقل را بر دو نصیب تقسیم می‌نماید: «عقل ماجرا» و «عقل آگاهی». کسی را با صحبت دیگری مجاب کردن و از گفته‌های گذشتگان استدلال‌آوردن و کلام کسی را قاضی بر عقل درک کردن، فعالیت عقل ماجرا میباشد که از نظر امام ارزشی ندارد. اساسی عقل آگاهی میباشد؛ یعنی حرف هر کسی و در هر مقامی می بایست با محک عقل معقول شود و هر روایتی را بایستی آگاهی کرد. در جامعه‌ای که عقلها در ادامه عقول بقیه افراد میباشد و بازار پیروی رونق داراست و بازار ژرف اندیشی نادر‌سوست و کسی را زمان‌اندیشیدن نباشد، نمی‌قدرت آن جامعه را اسلامی دانست؛ به ‌ویژه سپس که تعصب و بی‌خردی، به جهل مذهبی نیز دامن بزند. در آنجاست که می بایست درانتظار هر نوع مفاسدی مانند «خوارجی» بودن و «داعشی» شدن گرد هم آیی. یک کدام از آیاتی که در قرآن این مورد را هشدار داده، آنجاست که می فرماید: «و ننزّلُ اینجانب القرآن ما هو شفاءٌ و رحمه للمؤمنین و لا یزیدُ الظالمین الاّ خسارا»(اسراء،۸۲) قرآن برای مؤمنان شفاست، البته برای ستمکاران خیر صرفا شفا وجود ندارد، بلکه ضرر و زیان میباشد. یعنی در جامعه ها غیرعقلانی که جهل مذهبی وجود دارااست و در سایه این جهل، ظلم سایه خویش را وسیع میباشد، آئین خسران‌آور میباشد! به تعبیر و تفسیر آیه شریفه، قرآن در چنگ ظالمان زیانبار میباشد؛ زیرا سرپوشی برای ظلم خواهد بود. می دانیم جنایاتی در تاریخ اسلام به اسم قرآن پیش آمده که در نادانی نیفتاده بوده میباشد؛ از تاریخ عاشورا تا جنایات داعش. کلیه اینها در سایه قرآن و به اسم قرآن رخداد. خواجه شیراز اینها را می‌دانست و می‌ذکر کرد:

حافظا، می‌ خور و رندی کن و خوش باش، اما ر دام تزویر نکن زیرا دگران قرآن را!
و پیش آز وی فردوسی می‌دانست که می‌اعلام کرد:

خسارت کسان از پی منفعت خویشر بجویند و آئین اندر آرند پیش و مولوی بر این اعتقاد بود که گردآوری‌ای با ریسمان قرآن در چاه افتاده‌اند:

زانکه از قرآن بسی گمره شدندر زین رسن قومی داخل چه شدند

مر رسن را وجود ندارد جرمی ای عنودر زیرا تو‌را سودای بالاسر عدم وجود

این ابیات اشاره میباشد به آیه «یُضلُّ به کثیرا و یهدی به کثیرا» (بقره،۲۶).

معاویه در نزاع صفین با قرآن عموم را فریب اعطا کرد و از جهل مذهبی سود‌ها پیروزی. ما در‌حالتی که هسته و مغز آیین و قرآن را فروگذاشتیم و به قالب چسبیدیم، لاجرم جریان خوارج و داعش بازتولید گردد و به اسم آئین خشونت‌ها شکل خواهد گرفت و حقها ضایع خواهد گشت. هشدار آیه شریفه «لایفقهون الا قلیلا» و «اکثر هم لایعقلون» به‌این فرمان میباشد؛ چرا قرآن کریم ومهربان اکثریت جامعه را به عدم تفقه و ژرف اندیشی توبیخ می‌کند؟ یعنی در جامعه‌ای که آیین باشد، البته عقلانیت و فقاهت محصل نباشد، نمی‌قدرت نام آن جامعه را اسلامی گذاشت.

مرحوم شهیدمطهری که از فقدان عقلانیت در جامعه مسلمانی شکوه می‌نماید، جریان اخباری‌گری را پیش میکشد که آنان به عقل قصه توکل می‌کردند: «در میان ما شیعه ها نزدیک به چهار قرن پیش جریانی به اسم اخباری‌گری پدیدآمد که اصولاً به عقل و عامل و اجتهاد معتقد نبودند و می‌گفتند بایستی مستقیماً به خبر‌ها مراجعه کرد و امرها شرعی را از آن ها گرفت. جریان اخباری‌گری، این تعصب افراطی احمقانه‌ای که در زمینه ی خبر‌ها پیدا کردند که درست و ضعیف را با هم یک کدام از دانستند، یک کدام از آن جریان‌های فکری خطرناکی میباشد که در دنیای اسلام پیدا شد و اثرش هم جمود فکری میباشد، به عبارتی چیزی که الان ما به آن دچار هستیم. اینها شیوع می‌نمایند به فقید تشیع».

حضرت علی(ع) فرمود: «لا تزکوا مع الجهل مذهب»، هیچ فقهی با جهالت پرورش نمی‌نماید، یعنی موحد با جهالت گردآوری میشود البته هر دوی اینها در کنار هم با پرورش و گرانقدر عده نمی شود؛ لهذا حضرت از دست خوارج اینگونه با پروردگار شکوه می کرد: «الی الله اشکو اینجانب معشر یعیشون جُهّالا: به خداوند گلایه می کنم از مردمی که در جهالت و نا‌آگاهی معاش می‌نمایند» (نهج‌البلاغه، خطبه ۱۷) و آنها‌را اینگونه خطاب می کرد: «و أنتُم معاشرُ أخفّاءُ الهام، سُفهاءُ الاءحلام: شما گروهی می‌باشید مدل‌مغز و معدود کوچک و ابله.» (نهج‌البلاغه، خطبه ۳۶) تردید وجود ندارد که خوارج مسلمان بودند و تعصب فقاهتی متعددی داشتند؛ ولی جهل مذهبی همدم با تعصب که در آن ها وجود داشت، هزاران آدم را به کشتن اعطا کرد.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 501
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه