loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 27
چهارشنبه 7 آذر 1403 زمان : 10:02


دانش و آیین: چهار ارتباط
چهار ارتباط دانش و آیین از لحاظ ایان باربور
هنگامی صبح از خواب بیدار می‌شویم موبایل هوشمند خویش را برمی‌داریم، پست الکترونیک‌ها را بررسی میکنیم. سراغ دستگاه چایی‌ساز می رویم و هم‌زمان معطل نانی هستیم که در توستر جای دارد. و تا شب پک پذیرایی ترحیم مشهد به همین منوال با اشکال و اقسام چیزهایی که دانش و تکنولوژی برای ما به ارمغان آورده‌اند سرگرم هستیم. ابداً مگر میگردد تصور کرد که سوای کلیه این‌ها معاش کرد؟ فارغ از برق، آب لوله کشی، گاز، لپ‌تاپ، تلفن همراه هوشمند و… .

کلیه این‌ها نشانه دهندۀ توفیق دانش و مداقه بالای آن در معاش ماست. درحال حاضر چنانچه کسی بگوید می بایست دربین دانش و آئین دست به گزینش بزنید چه؟ در اینجا احتمالاً کم اشخاصی چشمان خویش را بر روی موهبت‌های دانش می‌بندند و آیین را بر می‌گزینند.

ایان باربور
درین نوشته‌ی‌علمی تقسیم بندی چهارگانه ایان باربور از ارتباط ها دانش و آئین را، مطابق «کتاب آیین و دانش» آن، تحقیق میکنیم. ایان باربور، در پنجم اکتبر ۱۹۲۳ در پکن در چین دیده به جهان گشود و کودکی خویش را در آنجا طی کرد. وی کارشناسی و فوق لیسانس خویش را، در حرفه فیزیک سپری کرد و دکترای فلسفه در فیزیک را از دانش کده شیکاگو اخذ کرد. وی به باعث عشق وافر به الهیات بعد از دریافت کردن دکترا به دانشکده ییل رفت و لیسانس در فن الهیات اخذ کرد. ایان باربور در سال 1999 مشوق تمپلتون را به خیال همت‌هایش برای ساخت و ساز گفتمان در بین دنیای دانش و آئین اخذ کرد. در‌این نوشته‌ی علمی تیم‌بندی چهارگانه باربور از شیوه های رابطه دانش و آیین، بر طبق کتاب «دانش و آئین» آن معرفی می‌گردد.

الف) تعارض دانش و آیین
دو موضع متقابل الهیاتیِ «لفظ‌مداری کتاب مقدس» و «ماده‌گرایی علمی» وجود داراست که معتقدند تعارض‌های بدون شوخی در میان دانش و باورهای فقاهتی کلاسیک وجود داراست. ابزار استحصال به معرفت در ماده‌گرایی علمی منطق و داده ‌های حسی میباشد و ابزار لفظ‌مداران کتاب مقدس، کتاب مقدس میباشد که مصون از خطاست. هر دو مدعا میباشند که دانش و الهیات هرکدام پاراگراف‌های حقیقی وواقعی رقیبی را دربارۀ ناحیهای واحد، یعنی تاریخ طبیعت مطرح می‌نمایند که می بایست یک کدام از آنان‌را گزینش کرد.

ماده‌گرایان علمی گفت و گو خویش را با دانش استارت می‌نمایند، البته در نقطه نهایی ادعای فلسفی پهناور‌ای را مطرح می سازند. از طرفی لفظ‌مداران کتاب مقدس از الهیات به سمت ابراز ادعاهایی درباره موضوعات علمی می روند.

1. ماده گرایی علمی
ماده‌گرایان علمی ادامه دهندگان شیوه دیوید هیوم و طبیعت‌گرایان تکاملی قرن هفدهم می‌باشند که در دو اطمینان با یکدیگر مشترک‌اند:

1- طرز علمی، صرفا مسیر قابل اتکا چهت نیل به معرفت میباشد،

2- ماده (یا این که ماده و انرژی) حقیقت بنیادی در دنیا میباشد.

اعتقاد و باور نخستین، تعبیری معرفت‌شناختی دربارۀ خصوصیت‌های بازرسی و معرفت به شمار میاید، ولی اعتقاد و باور دوم، تعبیری متافیزیکی دربارۀ خصوصیت‌های حقیقت میباشد. نقطه اتصال این دو فرض با هم این میباشد که تنها چیزهایی که دانش به آن ها میپردازد حقیقی وواقعی‌اند و فقط دانش میتواند واقعیت را آشکار نماید.

همینطور اکثری از دنیوی‌گرایان به تقلیل‌گرایی اعتقاد دارا هستند. طبق تقلیل‌گرایی معرفت شناختی ضوابط و عقیده‌های کلیه علم ها، علی الاصول، به ضوابط فیزیک و شیمی تقلیل پذیرند. و تقلیل‌گراییم متافیزیکی داعیه می‌نماید که اجزای سازندۀ هر سیستم، بنیادی‌ترین حقیقت آن را تشکیل میدهند. دنیوی‌گرایان اعتقاد و باور دارا‌هستند که فقط علل تاثیرگذار در عالم انگیزه‌های دنیوی می‌باشند که میتوانند کلیه چیز را تبیین نمایند.

2. «لفظ‌مداری» کتاب مقدس
لفظ‌مداری به‌این معناست که متن کتاب مقدس دربرگیرنده تفاسیر استعاری و تمثیلی نیست و هر چه در کتاب مقدس آمده به به عبارتی معنای ظاهری آن دارای اعتبار میباشد.

برخی از نظرها علمی نو مثل عقیده تکامل، در صورتیکه بخواهیم برداشت لفظ‌مدارانه‌ای از کتاب مقدس داشته باشیم، با آن تعارض دارا هستند. در محاکمه مشهور اسکوپس مراد گردیده بود که فراگیری تکامل، به انگیزه تعارض تکامل با کتاب مقدس، در مدرسه ها ممنوع خواهد شد. در زمان جدیدتر برهان جدیدی به اسم خلقت‌گرایی علمی یا این که دانش خلقت، تاکید داراست که شواهدی علمی به عایدی آفرینش دنیا در یک سری هزار سال قبلی وجود داراست.

در سال 1981، در مجلس ایالت آرکانزاس، رسمی ثبت شد که طبق آن عقیده خلقت‌گرایی، به صورت یک عقیده علمی و دور از هر سیرتکامل ارجاع به کتاب مقدس، از شانس برابری با تکامل برای مطرح شدن در کلاس‌‎ها و متن ها درسی زیست‌شناسی بهره مند خواهد شد.

البته در سال 1982 دادگاه ناحیه‌ای آمریکا، ضابطه آرکانزاس را تغییر‌و تحول بخشید. چون این ضابطه نگرش فقاهتی خاصی را اشاعه می‌بخشید و با ضابطه طلاق کلیسا و دولت تنافی داشت.

ولی آیا این دادخواست‌ها به عایدی دانش میباشد؟ هنگامی که طرف‌داران موضع‌های ایدئولوژیک، سعی می‌نمایند تا توان دولت را در نوسازی دانش به شغل مارک، میتوانیم شاهد باشیم که دانش در معرض خطر میباشد. نظر ها علمی مدام زیر اثر موضوع اجتماعی و اقتصادی بودند البته نباید اذن بدهیم که فشارهای سیاسی نتیجه ها علمی خاصی را به پژوهشگران زور نمایند.

ماده‌گرایان علمی، که فلسفه‌های الحادی را تحت عنوان بخشی از دانش اشاعه می‌نمایند و نقادان عقیده تکامل مانند فلیپ جانسون هم که اعتراض‌های معتبری را مطرح کرده‌اند، در گیر یک نادرست مشترک گردیده‌اند و آن این میباشد که عقیده تکامل ذاتاً الحادی میباشد و می بایست میان آئین و دانش دست به گزینش زد. این نگرش ناشی از نواقص تخصصی کردن و پاره پاره نمودن یادگرفتن بهتر میباشد. طرز تربیت محققان به سیرتکامل‌ای میباشد که به تدریج در معرض تاریخ و فلسفه دانش یا این که هرگونه تأملی دربارۀ رابطه با جامعه، خلق یا این که درنگ شرعی قرار میدهد. از سوی دیگر روحانیون نیز شناخت اندکی با دانش دارا هستند.

ب) استقلال دانش و آئین
یک منش برای پرهیز از تعارض دانش و آیین این میباشد که به هرمورد از آن ها تحت عنوان شاخه‌هایی تماما غیر وابسته و خودمختار بنگریم که هر مورد از منطقهای متمایز برخوردارند و نحوه‌های منحصر به فرد به خویش را دارا هستند. هوا داران این طریقه می گویند: دو حوزۀ توان وجود دارااست و هر طرف می بایست قلمروی دیگری را با شخصیت بشمارد. هرکدام می بایست درباره ی مسائل خویش ابراز لحاظ نماید و با حوزۀ دیگر کاری نداشته باشد. انگیزۀ این سیرتکامل تفکیک به نصیب‌های به طور کاملً مستقل و نفوذناپذیر، خلال اینکه پرهیز از تعارض‌های غیرضروری بوده، جانبداری از خصوصیتِ متمایزِ ناحیههای گوناگون حیات نیز بوده میباشد. بعضی نویسندگان تاکید می‌نمایند که دانش و آیین، به مکان آنکه از ناحیههای پژوهشی گوناگون بهره مند باشند، دارنده بینش‌های گوناگون دربارۀ حوزۀ مشترکند.

1. روش‌های متخالف
گروه دیگری از رهروان کلیسای انجیلی، فارغ از مدد از لفظ‌مداری کتاب مقدس، بر نقش محوری کتاب مقدس تأکید می‌نمایند. آنان بر مرگ فدیه‌وار مسیح و دگرگونی اعتقادی ناگهانی فرد مؤمن در قبول مسیح تحت عنوان فرد ناجی تاکید می‌نمایند. آن ها اقتدار دگرگون‌ساز انجیل را مدنظر قرار می دهند، که خیر با دانش انذار میشود و خیر از سوی آن امان می گردد. و اصولاً دانش و آئین دو حوزه غیروابسته به شمار میایند.

دو مجموعه از طلاق مصرح دانش و آئین نگهبانی می‌نمایند:

پروتستان های مذهب ارتدوکس
این تیم حاصل پژوهش ها تازه دربارۀ کتاب مقدس و بازرسی‌های علمی را می‌پذیرند. همینطور درصدد بازیافت تأکید حرکت اصلاح‌گری بر محوریت [حضرت] مسیح و تفوق وحی بوده میباشد. معبود موجودی متعالی میباشد و به صورت کلی «چیز دیگری» میباشد و آشنایی پذیر وجود ندارد مگر به آن واحد سنجش که خویش را آشکار ساخته میباشد. و ساحت فعل پروردگار، تاریخ میباشد خیر طبیعت. محققان آزادند تا فارغ از هیچ دخالتی از سوی الهیات، به کارشان بپردازند و عالمان الهیات نیز از همین آزادی برخوردارند؛ چون طرز‌ها و مورد گزینه بازرسی آن دو به طور کاملً نامتشابه میباشد. دانش بر پایۀ تاخیر و مشاهدۀ بشر پایدار میباشد در حالی که الهیات مطابق وحی الهی سازه گردیده‌است.

اگزیستانسیالیسم‌ها
اگزیستانسیال‌ها در میان حوزۀ هئیت فردی انسانی و حوزۀ اشیای غیرشخصی تفاوت قائل‌اند. او‌لین صرفا از روش تضارب فرضی و دومین از رویه نوعی انفصال عینی شناخته می‌گردد. ما قادر خواهیم بود وجود اصیل آدم را فقط از خط مش مشغول شدن فردی آدم‌ها تحت عنوان افراد بی‌همتایی که آزادانه تصمیم می گیرند، بشناسیم.

اگزیستانسیالیست‌های فقاهتی می گویند آفریدگار تنها در شرکت کردن فردی و بی‌واسطه از نوع زابطۀ «اینجانب تو» گزینه مواجهه قرار می گیرد خیر در بررسی منفصل و در دست گرفتن ماهرانه‌ای که مشخصه ارتباط ها «اینجانب آن» در دانش میباشد.

لانگدن گیل کی تمایزهای تحت را میان آیین و دانش مطرح می‌نماید: دانش در جست و جویبار تبیین داده‌های عینی، عام و تکرار پذیر میباشد. آئین دربارۀ وجود نظم و زیبایی در عالم و دربارۀ تجارب‌های ما در معاش درونی – مانند گناه، اضطراب و بیهودگی از یک سو، و آمرزش، باور و تمامیت از سوی دیگر – سوال می‌نماید. دانش از کیفیت عینی سوال می‌نماید. آئین از چراهای فردی [=انسانی] دربارۀ مضمون‌ و غرض و نیز دربارۀ عاقبت و منشأ غایی ما میپرسد. مبنای اعتبار دانش، عبارت میباشد از انسجام منطقی و کفایت تجربی، ولی اعتبار پایانی در آئین، پروردگار و وحی میباشد که از راه و روش افرادی که به آن ها روشنی و بینایی اعطا گردیده است و در تجربیات ما پذیرش گردیده‌اند، فهم میشوند. دانش، پیش‌بینی‌هایی معدودّی را مهیا می‌نماید که می توانیم آنها‌را به صورت تجربی بیازماییم. آئین بایستی از گویش نمادین و تمثیلی استعمال نماید؛ چون معبود، متعالی میباشد.

2. لهجه‌های گوناگون
بعضی دانش و آئین را تحت عنوان دو گویش گوناگون تعبیر و تفسیر می‌نمایند که به انگیزه کارکردهای تماماً متفاوتشان ربطی به یکدیگر ندارند. به عبارتی‌طور که ویتگنشتاین مطرح کرد، هر بازی زبانی با شیوۀ استعمال آن در یک قضیه اجتماعی تمییز می یابد. دانش و آئین تماماً با یکدیگر مختلف‌اند و دربارۀ هیچ کدام نباید با معیارهای دیگری داوری نمود. گویش دانش عمدتاً برای پیش‌بینی و در دست گرفتن به کار گیری می گردد. ما نباید از دانش انتظار داشته باشیم کارهایی را اعمال دهد که برای آن در حیث گرفته نشده میباشد؛ مانند ارائه دنیا‌بینی محصل، عرضه فلسفۀ حیات یا این که مطرح ساختن گروه‌ای از هنجارهای اخلاقی.

مبتنی بر بینش تحلیلگران زبانی، کارکرد گویش آیین، عبارت میباشد از توصیۀ روش‌ای برای حیات، خارج کشیدن گروه‌ای از رویکردها و تشویق وفاداری نسبت به اصول خاص اخلاقی. و آئین نیز نمی‌توانداز حوزه خویش بیرون گردد و دربارۀ موضوعات علمی نظرها نماید.

ج) مذاکره دانش و آئین
سبک دعوا، عنوانی میباشد برای دسته‌ای از نگرش‌ها که از استقلال بالاتر میروند، ولی رابطه‌هایی را در میان دانش و آئین تصور می‌نمایند که مانند رابطه‌هایی که در سبک یکپارچگی مطرح گردد، تنگاتنگ یا این که بدون واسطه نیستند. سبک مشاجره، مشاجره را با خصوصیت‌های دانش در دانش یا این که طبیعت استارت می‌نماید، خیر با عقیده‌های خاص علمی، مانند عقیده‌هایی که دوستداران سبک یکپارچگی به آن متوسل می گردند.


دانش و آیین: چهار ارتباط
چهار ارتباط دانش و آیین از لحاظ ایان باربور
هنگامی صبح از خواب بیدار می‌شویم موبایل هوشمند خویش را برمی‌داریم، پست الکترونیک‌ها را بررسی میکنیم. سراغ دستگاه چایی‌ساز می رویم و هم‌زمان معطل نانی هستیم که در توستر جای دارد. و تا شب پک پذیرایی ترحیم مشهد به همین منوال با اشکال و اقسام چیزهایی که دانش و تکنولوژی برای ما به ارمغان آورده‌اند سرگرم هستیم. ابداً مگر میگردد تصور کرد که سوای کلیه این‌ها معاش کرد؟ فارغ از برق، آب لوله کشی، گاز، لپ‌تاپ، تلفن همراه هوشمند و… .

کلیه این‌ها نشانه دهندۀ توفیق دانش و مداقه بالای آن در معاش ماست. درحال حاضر چنانچه کسی بگوید می بایست دربین دانش و آئین دست به گزینش بزنید چه؟ در اینجا احتمالاً کم اشخاصی چشمان خویش را بر روی موهبت‌های دانش می‌بندند و آیین را بر می‌گزینند.

ایان باربور
درین نوشته‌ی‌علمی تقسیم بندی چهارگانه ایان باربور از ارتباط ها دانش و آئین را، مطابق «کتاب آیین و دانش» آن، تحقیق میکنیم. ایان باربور، در پنجم اکتبر ۱۹۲۳ در پکن در چین دیده به جهان گشود و کودکی خویش را در آنجا طی کرد. وی کارشناسی و فوق لیسانس خویش را، در حرفه فیزیک سپری کرد و دکترای فلسفه در فیزیک را از دانش کده شیکاگو اخذ کرد. وی به باعث عشق وافر به الهیات بعد از دریافت کردن دکترا به دانشکده ییل رفت و لیسانس در فن الهیات اخذ کرد. ایان باربور در سال 1999 مشوق تمپلتون را به خیال همت‌هایش برای ساخت و ساز گفتمان در بین دنیای دانش و آئین اخذ کرد. در‌این نوشته‌ی علمی تیم‌بندی چهارگانه باربور از شیوه های رابطه دانش و آیین، بر طبق کتاب «دانش و آئین» آن معرفی می‌گردد.

الف) تعارض دانش و آیین
دو موضع متقابل الهیاتیِ «لفظ‌مداری کتاب مقدس» و «ماده‌گرایی علمی» وجود داراست که معتقدند تعارض‌های بدون شوخی در میان دانش و باورهای فقاهتی کلاسیک وجود داراست. ابزار استحصال به معرفت در ماده‌گرایی علمی منطق و داده ‌های حسی میباشد و ابزار لفظ‌مداران کتاب مقدس، کتاب مقدس میباشد که مصون از خطاست. هر دو مدعا میباشند که دانش و الهیات هرکدام پاراگراف‌های حقیقی وواقعی رقیبی را دربارۀ ناحیهای واحد، یعنی تاریخ طبیعت مطرح می‌نمایند که می بایست یک کدام از آنان‌را گزینش کرد.

ماده‌گرایان علمی گفت و گو خویش را با دانش استارت می‌نمایند، البته در نقطه نهایی ادعای فلسفی پهناور‌ای را مطرح می سازند. از طرفی لفظ‌مداران کتاب مقدس از الهیات به سمت ابراز ادعاهایی درباره موضوعات علمی می روند.

1. ماده گرایی علمی
ماده‌گرایان علمی ادامه دهندگان شیوه دیوید هیوم و طبیعت‌گرایان تکاملی قرن هفدهم می‌باشند که در دو اطمینان با یکدیگر مشترک‌اند:

1- طرز علمی، صرفا مسیر قابل اتکا چهت نیل به معرفت میباشد،

2- ماده (یا این که ماده و انرژی) حقیقت بنیادی در دنیا میباشد.

اعتقاد و باور نخستین، تعبیری معرفت‌شناختی دربارۀ خصوصیت‌های بازرسی و معرفت به شمار میاید، ولی اعتقاد و باور دوم، تعبیری متافیزیکی دربارۀ خصوصیت‌های حقیقت میباشد. نقطه اتصال این دو فرض با هم این میباشد که تنها چیزهایی که دانش به آن ها میپردازد حقیقی وواقعی‌اند و فقط دانش میتواند واقعیت را آشکار نماید.

همینطور اکثری از دنیوی‌گرایان به تقلیل‌گرایی اعتقاد دارا هستند. طبق تقلیل‌گرایی معرفت شناختی ضوابط و عقیده‌های کلیه علم ها، علی الاصول، به ضوابط فیزیک و شیمی تقلیل پذیرند. و تقلیل‌گراییم متافیزیکی داعیه می‌نماید که اجزای سازندۀ هر سیستم، بنیادی‌ترین حقیقت آن را تشکیل میدهند. دنیوی‌گرایان اعتقاد و باور دارا‌هستند که فقط علل تاثیرگذار در عالم انگیزه‌های دنیوی می‌باشند که میتوانند کلیه چیز را تبیین نمایند.

2. «لفظ‌مداری» کتاب مقدس
لفظ‌مداری به‌این معناست که متن کتاب مقدس دربرگیرنده تفاسیر استعاری و تمثیلی نیست و هر چه در کتاب مقدس آمده به به عبارتی معنای ظاهری آن دارای اعتبار میباشد.

برخی از نظرها علمی نو مثل عقیده تکامل، در صورتیکه بخواهیم برداشت لفظ‌مدارانه‌ای از کتاب مقدس داشته باشیم، با آن تعارض دارا هستند. در محاکمه مشهور اسکوپس مراد گردیده بود که فراگیری تکامل، به انگیزه تعارض تکامل با کتاب مقدس، در مدرسه ها ممنوع خواهد شد. در زمان جدیدتر برهان جدیدی به اسم خلقت‌گرایی علمی یا این که دانش خلقت، تاکید داراست که شواهدی علمی به عایدی آفرینش دنیا در یک سری هزار سال قبلی وجود داراست.

در سال 1981، در مجلس ایالت آرکانزاس، رسمی ثبت شد که طبق آن عقیده خلقت‌گرایی، به صورت یک عقیده علمی و دور از هر سیرتکامل ارجاع به کتاب مقدس، از شانس برابری با تکامل برای مطرح شدن در کلاس‌‎ها و متن ها درسی زیست‌شناسی بهره مند خواهد شد.

البته در سال 1982 دادگاه ناحیه‌ای آمریکا، ضابطه آرکانزاس را تغییر‌و تحول بخشید. چون این ضابطه نگرش فقاهتی خاصی را اشاعه می‌بخشید و با ضابطه طلاق کلیسا و دولت تنافی داشت.

ولی آیا این دادخواست‌ها به عایدی دانش میباشد؟ هنگامی که طرف‌داران موضع‌های ایدئولوژیک، سعی می‌نمایند تا توان دولت را در نوسازی دانش به شغل مارک، میتوانیم شاهد باشیم که دانش در معرض خطر میباشد. نظر ها علمی مدام زیر اثر موضوع اجتماعی و اقتصادی بودند البته نباید اذن بدهیم که فشارهای سیاسی نتیجه ها علمی خاصی را به پژوهشگران زور نمایند.

ماده‌گرایان علمی، که فلسفه‌های الحادی را تحت عنوان بخشی از دانش اشاعه می‌نمایند و نقادان عقیده تکامل مانند فلیپ جانسون هم که اعتراض‌های معتبری را مطرح کرده‌اند، در گیر یک نادرست مشترک گردیده‌اند و آن این میباشد که عقیده تکامل ذاتاً الحادی میباشد و می بایست میان آئین و دانش دست به گزینش زد. این نگرش ناشی از نواقص تخصصی کردن و پاره پاره نمودن یادگرفتن بهتر میباشد. طرز تربیت محققان به سیرتکامل‌ای میباشد که به تدریج در معرض تاریخ و فلسفه دانش یا این که هرگونه تأملی دربارۀ رابطه با جامعه، خلق یا این که درنگ شرعی قرار میدهد. از سوی دیگر روحانیون نیز شناخت اندکی با دانش دارا هستند.

ب) استقلال دانش و آئین
یک منش برای پرهیز از تعارض دانش و آیین این میباشد که به هرمورد از آن ها تحت عنوان شاخه‌هایی تماما غیر وابسته و خودمختار بنگریم که هر مورد از منطقهای متمایز برخوردارند و نحوه‌های منحصر به فرد به خویش را دارا هستند. هوا داران این طریقه می گویند: دو حوزۀ توان وجود دارااست و هر طرف می بایست قلمروی دیگری را با شخصیت بشمارد. هرکدام می بایست درباره ی مسائل خویش ابراز لحاظ نماید و با حوزۀ دیگر کاری نداشته باشد. انگیزۀ این سیرتکامل تفکیک به نصیب‌های به طور کاملً مستقل و نفوذناپذیر، خلال اینکه پرهیز از تعارض‌های غیرضروری بوده، جانبداری از خصوصیتِ متمایزِ ناحیههای گوناگون حیات نیز بوده میباشد. بعضی نویسندگان تاکید می‌نمایند که دانش و آیین، به مکان آنکه از ناحیههای پژوهشی گوناگون بهره مند باشند، دارنده بینش‌های گوناگون دربارۀ حوزۀ مشترکند.

1. روش‌های متخالف
گروه دیگری از رهروان کلیسای انجیلی، فارغ از مدد از لفظ‌مداری کتاب مقدس، بر نقش محوری کتاب مقدس تأکید می‌نمایند. آنان بر مرگ فدیه‌وار مسیح و دگرگونی اعتقادی ناگهانی فرد مؤمن در قبول مسیح تحت عنوان فرد ناجی تاکید می‌نمایند. آن ها اقتدار دگرگون‌ساز انجیل را مدنظر قرار می دهند، که خیر با دانش انذار میشود و خیر از سوی آن امان می گردد. و اصولاً دانش و آئین دو حوزه غیروابسته به شمار میایند.

دو مجموعه از طلاق مصرح دانش و آئین نگهبانی می‌نمایند:

پروتستان های مذهب ارتدوکس
این تیم حاصل پژوهش ها تازه دربارۀ کتاب مقدس و بازرسی‌های علمی را می‌پذیرند. همینطور درصدد بازیافت تأکید حرکت اصلاح‌گری بر محوریت [حضرت] مسیح و تفوق وحی بوده میباشد. معبود موجودی متعالی میباشد و به صورت کلی «چیز دیگری» میباشد و آشنایی پذیر وجود ندارد مگر به آن واحد سنجش که خویش را آشکار ساخته میباشد. و ساحت فعل پروردگار، تاریخ میباشد خیر طبیعت. محققان آزادند تا فارغ از هیچ دخالتی از سوی الهیات، به کارشان بپردازند و عالمان الهیات نیز از همین آزادی برخوردارند؛ چون طرز‌ها و مورد گزینه بازرسی آن دو به طور کاملً نامتشابه میباشد. دانش بر پایۀ تاخیر و مشاهدۀ بشر پایدار میباشد در حالی که الهیات مطابق وحی الهی سازه گردیده‌است.

اگزیستانسیالیسم‌ها
اگزیستانسیال‌ها در میان حوزۀ هئیت فردی انسانی و حوزۀ اشیای غیرشخصی تفاوت قائل‌اند. او‌لین صرفا از روش تضارب فرضی و دومین از رویه نوعی انفصال عینی شناخته می‌گردد. ما قادر خواهیم بود وجود اصیل آدم را فقط از خط مش مشغول شدن فردی آدم‌ها تحت عنوان افراد بی‌همتایی که آزادانه تصمیم می گیرند، بشناسیم.

اگزیستانسیالیست‌های فقاهتی می گویند آفریدگار تنها در شرکت کردن فردی و بی‌واسطه از نوع زابطۀ «اینجانب تو» گزینه مواجهه قرار می گیرد خیر در بررسی منفصل و در دست گرفتن ماهرانه‌ای که مشخصه ارتباط ها «اینجانب آن» در دانش میباشد.

لانگدن گیل کی تمایزهای تحت را میان آیین و دانش مطرح می‌نماید: دانش در جست و جویبار تبیین داده‌های عینی، عام و تکرار پذیر میباشد. آئین دربارۀ وجود نظم و زیبایی در عالم و دربارۀ تجارب‌های ما در معاش درونی – مانند گناه، اضطراب و بیهودگی از یک سو، و آمرزش، باور و تمامیت از سوی دیگر – سوال می‌نماید. دانش از کیفیت عینی سوال می‌نماید. آئین از چراهای فردی [=انسانی] دربارۀ مضمون‌ و غرض و نیز دربارۀ عاقبت و منشأ غایی ما میپرسد. مبنای اعتبار دانش، عبارت میباشد از انسجام منطقی و کفایت تجربی، ولی اعتبار پایانی در آئین، پروردگار و وحی میباشد که از راه و روش افرادی که به آن ها روشنی و بینایی اعطا گردیده است و در تجربیات ما پذیرش گردیده‌اند، فهم میشوند. دانش، پیش‌بینی‌هایی معدودّی را مهیا می‌نماید که می توانیم آنها‌را به صورت تجربی بیازماییم. آئین بایستی از گویش نمادین و تمثیلی استعمال نماید؛ چون معبود، متعالی میباشد.

2. لهجه‌های گوناگون
بعضی دانش و آئین را تحت عنوان دو گویش گوناگون تعبیر و تفسیر می‌نمایند که به انگیزه کارکردهای تماماً متفاوتشان ربطی به یکدیگر ندارند. به عبارتی‌طور که ویتگنشتاین مطرح کرد، هر بازی زبانی با شیوۀ استعمال آن در یک قضیه اجتماعی تمییز می یابد. دانش و آئین تماماً با یکدیگر مختلف‌اند و دربارۀ هیچ کدام نباید با معیارهای دیگری داوری نمود. گویش دانش عمدتاً برای پیش‌بینی و در دست گرفتن به کار گیری می گردد. ما نباید از دانش انتظار داشته باشیم کارهایی را اعمال دهد که برای آن در حیث گرفته نشده میباشد؛ مانند ارائه دنیا‌بینی محصل، عرضه فلسفۀ حیات یا این که مطرح ساختن گروه‌ای از هنجارهای اخلاقی.

مبتنی بر بینش تحلیلگران زبانی، کارکرد گویش آیین، عبارت میباشد از توصیۀ روش‌ای برای حیات، خارج کشیدن گروه‌ای از رویکردها و تشویق وفاداری نسبت به اصول خاص اخلاقی. و آئین نیز نمی‌توانداز حوزه خویش بیرون گردد و دربارۀ موضوعات علمی نظرها نماید.

ج) مذاکره دانش و آئین
سبک دعوا، عنوانی میباشد برای دسته‌ای از نگرش‌ها که از استقلال بالاتر میروند، ولی رابطه‌هایی را در میان دانش و آئین تصور می‌نمایند که مانند رابطه‌هایی که در سبک یکپارچگی مطرح گردد، تنگاتنگ یا این که بدون واسطه نیستند. سبک مشاجره، مشاجره را با خصوصیت‌های دانش در دانش یا این که طبیعت استارت می‌نماید، خیر با عقیده‌های خاص علمی، مانند عقیده‌هایی که دوستداران سبک یکپارچگی به آن متوسل می گردند.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 502
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه