توریه
توریه مخفی کردن مراد و معنای اساسی و ظواهر کردن معنای غیر از آن میباشد به صورتی که استفاده کننده یا این که مخاطبان درباره حقیقت در گیر خطا شوند. توریه با کذب تفاوت داراست و موضوعاً از آن بیرون میباشد. در منابع دینی، توریه بهتیتر یک کدام از طرق نجات از دروغگویی و قسم و سوگند لاف، در ابواب متفاوت مطرح پک پذیرایی ترحیم مشهد گردیده است.
کلمه توریه در قرآن نیامده؛ اما در تفاسیر و منابع حدیثی، آیه ها زیادی از مصادیق توریه شمرده شدهاست. همینطور در بعضا روایات به توریه پیامبران و امامان(ع) که به اقتضای مصلحت اعمال گردیده، اشاره شدهاست. توریه دارنده قوانینی میباشد که مثلا آنها میاقتدار به توانگری بر توریه کردن و ضایع نشدن حق الناس در شکل توریه اشاره نمود. درباره تایید صلاحیت و عدم مجوز توریه و اخلاقی بودن یا این که نبودن آن دربین عالمان خلق و خوی اختلافاتی وجود دارااست.
معناشناسی
توریه به معنای نهفته کردن معنای مهم و ظواهر کردن غیر از آن و یا این که پوشانیدن و فاش نکردن صحبت میباشد.[۱] بهطور کلی میقدرت توریه را نهفته کردن شیء پشت شیء دیگر تعریفوتمجید کرد.[۲] در علم ها متفاوت معانی متفاوتی برای این کلمه استفاده گردیدهاست. در علم ها قرآنی و به تفسیر منابع ادبی، توریه از محسِّنات معنوی کلام بهشمارمیرود. در اینجا توریه بهمعنای استعمال از لفظی میباشد که دو معنای مجاورت و بدور داراست و گوینده به قرینهای مخفی، معنای بدور را عزم نماید. هرچند ممکن میباشد استفاده کننده بهمعنای مجاورت دقت کند. توریه با کلمههایی زیرا ایهام و تخیل و مغالطه و توجیه هم معرفی و اقسامی برای آن اورده شده میباشد.[۳]
در متنها حدیثی و فقاهتی به ویژه فقه اهل سنّت، کاربرد کلمه مِعراض یا این که مَعاریض به مکان توریه[۴] هم رایج میباشد و گاه تعابیری دیگر مانند «تأویل»[۵] و «تعریض»[۶] به فعالیت رفته میباشد. بایستی دقت داشت که معنای تعریض و توریه دارنده وجوه متفاوتی نیز میباشند.[۷] در اصطلاح دینی توریه آن میباشد که متکلم از کلام خویش معنایی را جز آنچه کاربر میفهمد(معنای مغایر ظواهر) عزم نماید.[۸]
مصادیق توریه در قرآن و احادیث
مصداق توریه در حالتیکه درست میباشد که خواسته گوینده عرفاً پرنور باشد و در حالتیکه که مستمع به دلیلی از قبیل کوتاهی در ادراک متوجه صحبت گوینده نشود، توریه مصداق نمییابد.[۹] بعضی نیز توریه را فهماندن معنایی غیر از معنای اورده شده بوسیله گوینده تمجید کردهاند.[۱۰] برخی از فقها قائلند که توریه خلال اقوال، در افعال هم شکل میگیرد.[۱۱] بایستی اعتنا داشت که در قرآن کلمه و واژه توریه استعمال نشده، البته در تعبیروتفسیر بعضا آیهها به آن اشاره گردیده است.
بیماری حضرت ابراهیم(ع)
در ماجرا بتشکنی حضرت ابراهیم(ع)، زمانی که فامیل اورا دعوت به کمپانی در پایکوبی کردند او در پاسخ آنها بیماری را عذری برای نرفتن خویش به جشن و پای کوبی ذکر مینماید.[۱۲] برخی از مفسران شیعه[۱۳] و اهل سنت[۱۴] این سخن حضرت ابراهیم را بر توریه حمل کرده و اینگونه تعبیر و تفسیر نمودهاند که خواسته او، مریض شدن در آتی و یا این که بیماری پیش از مرگ و همینطور خویش مرگ بوده میباشد.[۱۵]
علامه مجلسی تصریح داراست که بخش اعظمی از احادیث جهت تجویز توریه بدین آیهها استناد کردهاند.[۱۶] در مقابل این لحاظ، علامه طباطبایی اینگونه دلیل میاورد که ادله بر مریض نبودن حضرت ابراهیم(ع) نیست[۱۷] و اساساً صحبت بیان کردن به نحوه توریه، زیرا موجب سلب اتکا از گفتار پیامبران میگردد، برای آن ها جایز وجود ندارد.[۱۸]
شکستن بتها بوسیله ابراهیم(ع)
بعد از شکستن بتها به وسیله حضرت ابراهیم(ع) زمانی که اورا بازداشت و از وی بازخواست کردند، او این شغل را به بت تبارک نسبت میدهد. مفسران اینگونه ذکر مینمایند که منظور حضرت ابراهیم(ع) این بوده که چنانچه این بتها کلام میگویند پس شکستن آنان نیز شغل بت تعالی میباشد و برای ثابت بطلان اعتقادوباور بتپرستان شغل را به شرطی محال تعلیق مینماید.[۱۹] در پذیرش این لحاظ روایاتی نیز نقل شده میباشد.[۲۰]
همینطور بعضا از مفسران واژه و کلمه خطیئه در سوره شعرا[۲۱] که درباره گفتارهای حضرت ابراهیم مذکور را توریه تعبیر کرده[۲۲] و لحاظ مخالف آن مبتنی بر لاف بیان کردن و جاری ساختن گناه به وسیله وی، که با طهارت انبیا ناسازگار میباشد را رد نمودهاند.[۲۳]
ماجرا سرقت برادران یوسف(ع)
ماجرا برادران حضرت یوسف(ع) در برگشت از مصر که اشاره به اعلان سرقت بوسیله آن ها و پیدا شدن استکان شاه همپا کاروان آنها گردیده[۲۴] برخی از مفسرین آن را توریه دانسته و خواسته از آن را سرقت یوسف از پدرش و یا این که در رده استفهام گرفتهاند. این تعبیروتفسیر در احادیث نیز پذیرش شدهاست.[۲۵]
آیه ها دیگری نیز میباشند که مفسران آنها را مصداق توریه و یا این که دارنده اشاره بدین مورد دانستهاند. از این آیهها میقدرت به آیه ۷۳ سور کهف[۲۶] و آیه ۱۲۵ سوره نحل[۲۷] و همینطور نشانهها دیگری از سوره یوسف اشاره کرد.[۲۸]
همینطور به موجب روایات و ماجراهای تاریخی، گاه مصالح مهمی وجود داشته که به اقتضای آن ها پیامبران و امامان(ع) و بزرگان فقهی دربارۀ اموری با توریه کلام میگفتند.[۲۹]
پیامبر اکرم(ص): مورد ها زیادی در سیره نبی اکرم(ص) نقل گردیدهاست که وی توریه نموده و یا این که آن را تجویز نموده است، از آن گزاره اینکه آن حضرت زمانی که موزیک هجرت یا این که جهاد داشت، با توریه قصد خویش را مخفی میکرد تا معاندان از آن با خبر نشوند،[۳۰] همینطور آن حضرت قسم و سوگند سُوَید بن حنظله را بر طبق آنکه وائل بن حجر اخوی اوست، با حمل کلام وی بر توریه تأیید فرمود.[۳۱]
ائمه اطهار(ع): در سیره امامان شیعه(ع) و رهروان آنان نیز توریه کردن تحت عنوان یک کدام از شیوه های تقیه در مورد ها اضطرار، مورد قبول بوده میباشد.[۳۲]
برای مثال میاقتدار به روایتی اشاره نمود که بر پایه ی آن امام درستگو(ع) توریه یکی یاران خویش را در قبال شخصی از معارضان که در حضور وی بود، تأیید فرمود.[۳۳] در سخنان امامان، تقیه و توریه مایه عفووبخشش الاهی بر شیعه ها و موجب نگهداری و تندرست مؤمنان از شر کافران و بدکاران خوانده گردیده است.[۳۴] با اعتنا به کثرت وقوع توریه در سخنان امامان، آن ها خویش بر بایستگی دوراندیشی و تأمل در روایات، به مراد بازشناسی مفاد تقیه و توریه از سایر موردها، تأکید کردهاند.[۳۵]
صحابه و تابعین: از صحابه و تابعین نیز مورد ها زیادی از توریه گزارش گردیدهاست.[۳۶]
مؤمن آل فرعون: ضمن پیامبران، به فعالیت بردن توریه از سوی بعضا صالحان نیز گزارش گردیده، برای مثال درباره حزقیل، مؤمن آل فرعون، که با توریه کردن در قبال سوال فرعون، خویش را نجات اعطا کرد.[۳۷]
توریه
توریه مخفی کردن مراد و معنای اساسی و ظواهر کردن معنای غیر از آن میباشد به صورتی که استفاده کننده یا این که مخاطبان درباره حقیقت در گیر خطا شوند. توریه با کذب تفاوت داراست و موضوعاً از آن بیرون میباشد. در منابع دینی، توریه بهتیتر یک کدام از طرق نجات از دروغگویی و قسم و سوگند لاف، در ابواب متفاوت مطرح پک پذیرایی ترحیم مشهد گردیده است.
کلمه توریه در قرآن نیامده؛ اما در تفاسیر و منابع حدیثی، آیه ها زیادی از مصادیق توریه شمرده شدهاست. همینطور در بعضا روایات به توریه پیامبران و امامان(ع) که به اقتضای مصلحت اعمال گردیده، اشاره شدهاست. توریه دارنده قوانینی میباشد که مثلا آنها میاقتدار به توانگری بر توریه کردن و ضایع نشدن حق الناس در شکل توریه اشاره نمود. درباره تایید صلاحیت و عدم مجوز توریه و اخلاقی بودن یا این که نبودن آن دربین عالمان خلق و خوی اختلافاتی وجود دارااست.
معناشناسی
توریه به معنای نهفته کردن معنای مهم و ظواهر کردن غیر از آن و یا این که پوشانیدن و فاش نکردن صحبت میباشد.[۱] بهطور کلی میقدرت توریه را نهفته کردن شیء پشت شیء دیگر تعریفوتمجید کرد.[۲] در علم ها متفاوت معانی متفاوتی برای این کلمه استفاده گردیدهاست. در علم ها قرآنی و به تفسیر منابع ادبی، توریه از محسِّنات معنوی کلام بهشمارمیرود. در اینجا توریه بهمعنای استعمال از لفظی میباشد که دو معنای مجاورت و بدور داراست و گوینده به قرینهای مخفی، معنای بدور را عزم نماید. هرچند ممکن میباشد استفاده کننده بهمعنای مجاورت دقت کند. توریه با کلمههایی زیرا ایهام و تخیل و مغالطه و توجیه هم معرفی و اقسامی برای آن اورده شده میباشد.[۳]
در متنها حدیثی و فقاهتی به ویژه فقه اهل سنّت، کاربرد کلمه مِعراض یا این که مَعاریض به مکان توریه[۴] هم رایج میباشد و گاه تعابیری دیگر مانند «تأویل»[۵] و «تعریض»[۶] به فعالیت رفته میباشد. بایستی دقت داشت که معنای تعریض و توریه دارنده وجوه متفاوتی نیز میباشند.[۷] در اصطلاح دینی توریه آن میباشد که متکلم از کلام خویش معنایی را جز آنچه کاربر میفهمد(معنای مغایر ظواهر) عزم نماید.[۸]
مصادیق توریه در قرآن و احادیث
مصداق توریه در حالتیکه درست میباشد که خواسته گوینده عرفاً پرنور باشد و در حالتیکه که مستمع به دلیلی از قبیل کوتاهی در ادراک متوجه صحبت گوینده نشود، توریه مصداق نمییابد.[۹] بعضی نیز توریه را فهماندن معنایی غیر از معنای اورده شده بوسیله گوینده تمجید کردهاند.[۱۰] برخی از فقها قائلند که توریه خلال اقوال، در افعال هم شکل میگیرد.[۱۱] بایستی اعتنا داشت که در قرآن کلمه و واژه توریه استعمال نشده، البته در تعبیروتفسیر بعضا آیهها به آن اشاره گردیده است.
بیماری حضرت ابراهیم(ع)
در ماجرا بتشکنی حضرت ابراهیم(ع)، زمانی که فامیل اورا دعوت به کمپانی در پایکوبی کردند او در پاسخ آنها بیماری را عذری برای نرفتن خویش به جشن و پای کوبی ذکر مینماید.[۱۲] برخی از مفسران شیعه[۱۳] و اهل سنت[۱۴] این سخن حضرت ابراهیم را بر توریه حمل کرده و اینگونه تعبیر و تفسیر نمودهاند که خواسته او، مریض شدن در آتی و یا این که بیماری پیش از مرگ و همینطور خویش مرگ بوده میباشد.[۱۵]
علامه مجلسی تصریح داراست که بخش اعظمی از احادیث جهت تجویز توریه بدین آیهها استناد کردهاند.[۱۶] در مقابل این لحاظ، علامه طباطبایی اینگونه دلیل میاورد که ادله بر مریض نبودن حضرت ابراهیم(ع) نیست[۱۷] و اساساً صحبت بیان کردن به نحوه توریه، زیرا موجب سلب اتکا از گفتار پیامبران میگردد، برای آن ها جایز وجود ندارد.[۱۸]
شکستن بتها بوسیله ابراهیم(ع)
بعد از شکستن بتها به وسیله حضرت ابراهیم(ع) زمانی که اورا بازداشت و از وی بازخواست کردند، او این شغل را به بت تبارک نسبت میدهد. مفسران اینگونه ذکر مینمایند که منظور حضرت ابراهیم(ع) این بوده که چنانچه این بتها کلام میگویند پس شکستن آنان نیز شغل بت تعالی میباشد و برای ثابت بطلان اعتقادوباور بتپرستان شغل را به شرطی محال تعلیق مینماید.[۱۹] در پذیرش این لحاظ روایاتی نیز نقل شده میباشد.[۲۰]
همینطور بعضا از مفسران واژه و کلمه خطیئه در سوره شعرا[۲۱] که درباره گفتارهای حضرت ابراهیم مذکور را توریه تعبیر کرده[۲۲] و لحاظ مخالف آن مبتنی بر لاف بیان کردن و جاری ساختن گناه به وسیله وی، که با طهارت انبیا ناسازگار میباشد را رد نمودهاند.[۲۳]
ماجرا سرقت برادران یوسف(ع)
ماجرا برادران حضرت یوسف(ع) در برگشت از مصر که اشاره به اعلان سرقت بوسیله آن ها و پیدا شدن استکان شاه همپا کاروان آنها گردیده[۲۴] برخی از مفسرین آن را توریه دانسته و خواسته از آن را سرقت یوسف از پدرش و یا این که در رده استفهام گرفتهاند. این تعبیروتفسیر در احادیث نیز پذیرش شدهاست.[۲۵]
آیه ها دیگری نیز میباشند که مفسران آنها را مصداق توریه و یا این که دارنده اشاره بدین مورد دانستهاند. از این آیهها میقدرت به آیه ۷۳ سور کهف[۲۶] و آیه ۱۲۵ سوره نحل[۲۷] و همینطور نشانهها دیگری از سوره یوسف اشاره کرد.[۲۸]
همینطور به موجب روایات و ماجراهای تاریخی، گاه مصالح مهمی وجود داشته که به اقتضای آن ها پیامبران و امامان(ع) و بزرگان فقهی دربارۀ اموری با توریه کلام میگفتند.[۲۹]
پیامبر اکرم(ص): مورد ها زیادی در سیره نبی اکرم(ص) نقل گردیدهاست که وی توریه نموده و یا این که آن را تجویز نموده است، از آن گزاره اینکه آن حضرت زمانی که موزیک هجرت یا این که جهاد داشت، با توریه قصد خویش را مخفی میکرد تا معاندان از آن با خبر نشوند،[۳۰] همینطور آن حضرت قسم و سوگند سُوَید بن حنظله را بر طبق آنکه وائل بن حجر اخوی اوست، با حمل کلام وی بر توریه تأیید فرمود.[۳۱]
ائمه اطهار(ع): در سیره امامان شیعه(ع) و رهروان آنان نیز توریه کردن تحت عنوان یک کدام از شیوه های تقیه در مورد ها اضطرار، مورد قبول بوده میباشد.[۳۲]
برای مثال میاقتدار به روایتی اشاره نمود که بر پایه ی آن امام درستگو(ع) توریه یکی یاران خویش را در قبال شخصی از معارضان که در حضور وی بود، تأیید فرمود.[۳۳] در سخنان امامان، تقیه و توریه مایه عفووبخشش الاهی بر شیعه ها و موجب نگهداری و تندرست مؤمنان از شر کافران و بدکاران خوانده گردیده است.[۳۴] با اعتنا به کثرت وقوع توریه در سخنان امامان، آن ها خویش بر بایستگی دوراندیشی و تأمل در روایات، به مراد بازشناسی مفاد تقیه و توریه از سایر موردها، تأکید کردهاند.[۳۵]
صحابه و تابعین: از صحابه و تابعین نیز مورد ها زیادی از توریه گزارش گردیدهاست.[۳۶]
مؤمن آل فرعون: ضمن پیامبران، به فعالیت بردن توریه از سوی بعضا صالحان نیز گزارش گردیده، برای مثال درباره حزقیل، مؤمن آل فرعون، که با توریه کردن در قبال سوال فرعون، خویش را نجات اعطا کرد.[۳۷]

قیمت پک پذیرایی ترحیم مشهد؛ عوامل مؤثر بر هزینه و راهنمای انتخاب پک اقتصادی