شغلهای سیاسی درون عراق
بعضا از عملهای سیاسی سید محسن حکیم در درون عراق عبارتند از:
تأسیس و ثبت جماعت العلماء فی النجف الاشرف.
مسافرت به بغداد در ۱۳۴۲ش در اعتراض به رژیم بعثی حکومت عبدالسلام عارف و حبس و شکنجه معارضان.
اعتراض شدید به سیاست طایفهگرایی، تبعیض مذهبی و پک پذیرایی ترحیم مشهد تفرقهافکنی.
اعتراض به ثبت ضابطه ملیسازی بعضی از کمپانیهای تجاری در ۱۳۴۳ش که به تضعیف اقتدار مالی شیعهها میانجامید.
عکس العمل شدید به تصمیم حکومت عبدالسلام عارف در سرکوب کردهای شمال عراق. او با فتوا به روا نبودن نزاع با کردها، از کشتار آن ها دوری کرد.[۱۸]
مرقد آیت الله حکیم در کتابخانه
کارها نسبت به مسلمانها عالم
سید محسن حکیم به مورد فلسطین آلرژی ویژهای نماد میاعطا کرد. وی در قبال تهاجم رژیم صهیونیستی اسرائیل به فلسطین در سال ۱۳۴۶ش، تمامی مسلمان ها را به ایستادگی و بسیج تجهیزات فراخواند، به رسمیت شناختن اسرائیل از جانب حکومت وقت کشورایران را محکوم کرد و در واقعه حریق زدن مسجد الاقصی در ۱۳۴۸ش، با صدور بیانیهای، مسئولیت دینی و تاریخی مسلمانها را در قبال صهیونیستها یادآور شد.[۱۹]سید احمد شبیری زنجانی اطمینان داشت که ضمن ملا بودن فهم و شعور مصالح همگانی اسلام از حالت مرجعیت عامه میباشد وسید محسن حکیم را واجد این شرط می دانست. [۲۰]
نقل شده در جریان محکومیت سید قطب (از رهبران حرکت اسلامی مصر) از سوی نظام جمال عبدالناصر، محسن حکیم در ۶ جمادیالاول ۱۳۸۶ق با ارسال تلگرافی خطاب به جمال عبدالناصر، خواهان کنسل حکم اعدام او و دوستانش شد.[۲۱][یادداشت ۲]
موضع ها حکیم در مواجهه با رویدادهای کشور ایران
آیتاللّه حکیم در بعضی از رویدادهای سیاسی جمهوری اسلامی ایران، مخالفت خویش را با همت حکومت محمدرضا پهلوی علامت بخشید؛ برای مثال:
عکس العمل شدید به ثبت لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی.
اظهار تأثر شدید از کشته شدن چندین شاگرد در اتفاق فیضیه و ارائه این توصیه که علما تیمجمعی به عتبات مسافرت نمایند تا وی بتواند رأی مصرح خویش را درباره دولت کشورایران صادر نماید. امام خمینی و شماری دیگر از علمای قم در جواب بهاین سفارش، هجرت را به صلاح ندانستند و حضور در جمهوری اسلامی ایران را ضروری قلمداد کردند.
محکومیت رخداد ۱۵ خرداد ماه ۱۳۴۲ش و اعلام ناتوانی حکومت کشور ایران در اداره میهن.[۲۲]
عدم ملازمت و همراهی در بعضی مسائل: حسینعلی منتظری در کتاب خاطرات خویش، آورده که برخی، ذهن حکیم را نسبت به آیتالله خمینی مغشوش کرده بود و به همین برهان، وی با آیتالله خمینی ملازمت و همیاری نمیکرد.[یادداشت ۳]
تکنگاری
کتاب «احیاگر حوزه علمیه نجف، آیتالله العظمی سید محسن حکیم» تاثیر صفاءالدین تبرائیان میباشد که به معاش، عملها و نقش آیتالله حکیم تحت عنوان مرجع شیعه در دنیا اسلام میپردازد. این کتاب از سوی راس سندها انقلاب اسلامی منتشر گردیده است.[۲۳]
کتاب «مرجع بعدازظهر آیتالله العظمی حکیم به داستان تصویر» نیز تاثیر تبرائیان میباشد که در آن بیشتراز ۳۰۰ تصویر از آیتالله حکیم، فرزندان و شاگردانش و بناهای عتبات عالیات عده شدهاست.
کتاب الامام الحکیم، نوشته سید احمد حسینی اشکوری نیز، به تفصیلاکنون سید محسن حکیم پرداخته میباشد.[۲۴]
شغلهای سیاسی درون عراق
بعضا از عملهای سیاسی سید محسن حکیم در درون عراق عبارتند از:
تأسیس و ثبت جماعت العلماء فی النجف الاشرف.
مسافرت به بغداد در ۱۳۴۲ش در اعتراض به رژیم بعثی حکومت عبدالسلام عارف و حبس و شکنجه معارضان.
اعتراض شدید به سیاست طایفهگرایی، تبعیض مذهبی و پک پذیرایی ترحیم مشهد تفرقهافکنی.
اعتراض به ثبت ضابطه ملیسازی بعضی از کمپانیهای تجاری در ۱۳۴۳ش که به تضعیف اقتدار مالی شیعهها میانجامید.
عکس العمل شدید به تصمیم حکومت عبدالسلام عارف در سرکوب کردهای شمال عراق. او با فتوا به روا نبودن نزاع با کردها، از کشتار آن ها دوری کرد.[۱۸]
مرقد آیت الله حکیم در کتابخانه
کارها نسبت به مسلمانها عالم
سید محسن حکیم به مورد فلسطین آلرژی ویژهای نماد میاعطا کرد. وی در قبال تهاجم رژیم صهیونیستی اسرائیل به فلسطین در سال ۱۳۴۶ش، تمامی مسلمان ها را به ایستادگی و بسیج تجهیزات فراخواند، به رسمیت شناختن اسرائیل از جانب حکومت وقت کشورایران را محکوم کرد و در واقعه حریق زدن مسجد الاقصی در ۱۳۴۸ش، با صدور بیانیهای، مسئولیت دینی و تاریخی مسلمانها را در قبال صهیونیستها یادآور شد.[۱۹]سید احمد شبیری زنجانی اطمینان داشت که ضمن ملا بودن فهم و شعور مصالح همگانی اسلام از حالت مرجعیت عامه میباشد وسید محسن حکیم را واجد این شرط می دانست. [۲۰]
نقل شده در جریان محکومیت سید قطب (از رهبران حرکت اسلامی مصر) از سوی نظام جمال عبدالناصر، محسن حکیم در ۶ جمادیالاول ۱۳۸۶ق با ارسال تلگرافی خطاب به جمال عبدالناصر، خواهان کنسل حکم اعدام او و دوستانش شد.[۲۱][یادداشت ۲]
موضع ها حکیم در مواجهه با رویدادهای کشور ایران
آیتاللّه حکیم در بعضی از رویدادهای سیاسی جمهوری اسلامی ایران، مخالفت خویش را با همت حکومت محمدرضا پهلوی علامت بخشید؛ برای مثال:
عکس العمل شدید به ثبت لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی.
اظهار تأثر شدید از کشته شدن چندین شاگرد در اتفاق فیضیه و ارائه این توصیه که علما تیمجمعی به عتبات مسافرت نمایند تا وی بتواند رأی مصرح خویش را درباره دولت کشورایران صادر نماید. امام خمینی و شماری دیگر از علمای قم در جواب بهاین سفارش، هجرت را به صلاح ندانستند و حضور در جمهوری اسلامی ایران را ضروری قلمداد کردند.
محکومیت رخداد ۱۵ خرداد ماه ۱۳۴۲ش و اعلام ناتوانی حکومت کشور ایران در اداره میهن.[۲۲]
عدم ملازمت و همراهی در بعضی مسائل: حسینعلی منتظری در کتاب خاطرات خویش، آورده که برخی، ذهن حکیم را نسبت به آیتالله خمینی مغشوش کرده بود و به همین برهان، وی با آیتالله خمینی ملازمت و همیاری نمیکرد.[یادداشت ۳]
تکنگاری
کتاب «احیاگر حوزه علمیه نجف، آیتالله العظمی سید محسن حکیم» تاثیر صفاءالدین تبرائیان میباشد که به معاش، عملها و نقش آیتالله حکیم تحت عنوان مرجع شیعه در دنیا اسلام میپردازد. این کتاب از سوی راس سندها انقلاب اسلامی منتشر گردیده است.[۲۳]
کتاب «مرجع بعدازظهر آیتالله العظمی حکیم به داستان تصویر» نیز تاثیر تبرائیان میباشد که در آن بیشتراز ۳۰۰ تصویر از آیتالله حکیم، فرزندان و شاگردانش و بناهای عتبات عالیات عده شدهاست.
کتاب الامام الحکیم، نوشته سید احمد حسینی اشکوری نیز، به تفصیلاکنون سید محسن حکیم پرداخته میباشد.[۲۴]

تفاوت پذیرایی مراسم ترحیم خانوادگی و مراسمهای پرجمعیت