فرمانروایان ادریسی
ادریس بن عبدالله بن حسن مُثنّیٰ، از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) مؤسس و اولین حکم دهنده ادریسی میباشد. اورا شخصی پسندیده، فاضل، خوشاخلاق و رفتار، عادل، شجاع، بخشنده و شعر سرا تعریف پک پذیرایی ترحیم مشهد کردهاند.[۵۲]
بعد از پیریزی دولت ادریسی و فتوحات اول، هارون خلیفه عباسی شم خطر کرد و شخصی به اسم سلیمان بن جریر، دارای اسم و رسم به شَمّاخ که گفته می گردد از متکلمان زیدی بوده را بهمراد از در میان برداشتن ادریس نزد وی ارسال کرد.[۵۳] شماخ به ادریس مجاورت شد و نزد وی منزلت بالایی پیدا کرد. وی که در جلسات به نقل فضائل اهلبیت(ع) میپرداخت و بر امامت ادریس احتجاج میکرد، یک روز در خلا راشد، ادریس را مسموم و گریزو فرار کرد.[۵۴]
بعد از کشتهشدن ادریس، آگاهی و دور اندیشی راشد غلام وی حکومت نوپای ادریسی را از هلاکت نجات اعطا کرد. راشد بزرگان و رجال را توده کرد و به آنان سفارش بخشید تا فرصت زایمان همسر ادریس شکیبایی نمایند و درصورتی که فرزند پسر بود، با وی بیعت نمایند و در شرایطیکه دختر بود، یک نفر را از در بین خویش تعیین نمایند. بعداز آنکه معلوم شد فرزند ادریس پسر میباشد، اورا به اسم پدرش اسمگذاری کردند و راشد ذمه دار تربیت وی شد، به وی فقه و حدیث و جنگاوری یادگرفت و در یازدهسالگی برای وی بیعت گرفت.[۵۵] ادریس دوم در هفدهسالگی، مستقلاً حکومت را در مشت گرفت.[۵۶]
به صورت کلی، سیزده قاضی و امام ادریسی حکومت کردند که از این تعداد، نُه نفر مرتبط با زمانٔ ابتدا و چهار نفر حاکمان زمان دوم بودند که به فاطمیان یا این که امویان خراج میدادند:[۵۷]
ادریس نخستین
ادریس دوم
محمدبن ادریس (المُنتَصِر)
علی بن محمد بن ادریس
یحیی (نخستین) بن محمد
یحیی(دوم) بن یحیی
علی بن قدمت بن ادریس
یحیی (سوم) المقدام
یحیی (چهارم)
حسن الحجام
قاسم بن محمد
ابوالعیش احمد بن قاسم
حسن بن قاسم گنون
نبو
حکومت ادریسیان
امام علی
امام حسن مجتبی
حسن مثنی
عبدالله محض
ادریس اولیه
(مؤسس ادریسیان)
ادریس دوم
قاسم محمد منتصر قدمت
محمد یحیی سوم علی اولیه یحیی اولیه ادریس علی دوم
حسن الحجام ابراهیم یحیی دوم یحیی چهارم
قاسم گنون
حسن ابوالعیش احمد
مناسبات سیاسی ادریسیان
خوارج یکی دولتهای اهل یک محل ادریسیان بودند که به دلایل عقیدتی و سیاسی، رابطه ها پرتنشی با آن ها داشتند. ادریس دوم با خوارج بهشدت واکنش کرد و فرزندش نیز با آن ها رابطه ها تیرهای داشت.[۵۸] نبرد فی مابین خوارج و ادریسیان تا نقطه پایان زمانٔ اولیه حکومت ادریسی ادامه داشت و یک توشه، در عصرٔ علی بن قدمت بن ادریس به تصرف قسمتهایی از پایتخت ادریسیان باعث شد.[۵۹]
رابطه ها آلادریس با همسایگان اُمَاو خویش نیز بر اساس دشمنی میچرخید. ولی در پیمان ابوالعیش احمد بن قاسم، از حاکمان ادریسی عصرٔ دوم، آنها در زمرهٔ دوستان اُمَویان درآمدند.[۶۰]
اَغلبیان دیگر اهالیٔ حکومت ادریسی، گرچه گاهی از آنان در قبال امویان هواخواهی می کرد، ادله فشار دستگاه خلافت عباسی بر ادریسیان بود.[۶۱] فاطمیان نیز در عوض ادریسیان سیاست دوگانهای داشتند و در غایت قلمرو آلادریس را تصرف و آنهارا خراجگذار خویش کردند.[۶۲]
ادریسیان در نقطع ی عطف توان
بیان شده که دولت ادریسی به دربار شارلمانی سفیر پیامبر میباشد.[۶۳]
قلمرو ادریسیان
ادریسیان بر مغربِ اَقصیٰ حکومت میکردند که قابلتطبیق بر مرز و بومهایی از دو میهن مراکش و الجزایر کنونی میباشد.[۶۴]
حکومت ادریسی در عصرٔ در آغاز که دارنده اقتدار و استقلال بود توانست قلمرو حکمرانی خویش را در شمال تا وَهران و تِلِمسان نیز پیشرفت دهد؛[۶۵] همچنانکه در جهت جنوب نیز تا سوس اقصی و حتی بخش ها جنوبیخیس آن پیش رفتند.[۶۶] نهر مولویه نیز بهتیتر سرحد شرقی حکومت آن ها معرفی گردیده است.[۶۷]
در عصرٔ اولیه حکومت ادریسی، شهر فاس که بهفرمان ادریس دوم سازه گردیده بود پایتخت ادریسیان بود.[۶۸] در زمانٔ دوم، سلطهٔ ادریسیان از یکسری شهر مثلا بَصره (شهری در مغرب اقصیٰ، فی مابین طَنجَه و فاس[۶۹])، اَصیل و حَجَرالنَّراز بالاتر نرفت.[۷۰]
فرمانروایان ادریسی
ادریس بن عبدالله بن حسن مُثنّیٰ، از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) مؤسس و اولین حکم دهنده ادریسی میباشد. اورا شخصی پسندیده، فاضل، خوشاخلاق و رفتار، عادل، شجاع، بخشنده و شعر سرا تعریف پک پذیرایی ترحیم مشهد کردهاند.[۵۲]
بعد از پیریزی دولت ادریسی و فتوحات اول، هارون خلیفه عباسی شم خطر کرد و شخصی به اسم سلیمان بن جریر، دارای اسم و رسم به شَمّاخ که گفته می گردد از متکلمان زیدی بوده را بهمراد از در میان برداشتن ادریس نزد وی ارسال کرد.[۵۳] شماخ به ادریس مجاورت شد و نزد وی منزلت بالایی پیدا کرد. وی که در جلسات به نقل فضائل اهلبیت(ع) میپرداخت و بر امامت ادریس احتجاج میکرد، یک روز در خلا راشد، ادریس را مسموم و گریزو فرار کرد.[۵۴]
بعد از کشتهشدن ادریس، آگاهی و دور اندیشی راشد غلام وی حکومت نوپای ادریسی را از هلاکت نجات اعطا کرد. راشد بزرگان و رجال را توده کرد و به آنان سفارش بخشید تا فرصت زایمان همسر ادریس شکیبایی نمایند و درصورتی که فرزند پسر بود، با وی بیعت نمایند و در شرایطیکه دختر بود، یک نفر را از در بین خویش تعیین نمایند. بعداز آنکه معلوم شد فرزند ادریس پسر میباشد، اورا به اسم پدرش اسمگذاری کردند و راشد ذمه دار تربیت وی شد، به وی فقه و حدیث و جنگاوری یادگرفت و در یازدهسالگی برای وی بیعت گرفت.[۵۵] ادریس دوم در هفدهسالگی، مستقلاً حکومت را در مشت گرفت.[۵۶]
به صورت کلی، سیزده قاضی و امام ادریسی حکومت کردند که از این تعداد، نُه نفر مرتبط با زمانٔ ابتدا و چهار نفر حاکمان زمان دوم بودند که به فاطمیان یا این که امویان خراج میدادند:[۵۷]
ادریس نخستین
ادریس دوم
محمدبن ادریس (المُنتَصِر)
علی بن محمد بن ادریس
یحیی (نخستین) بن محمد
یحیی(دوم) بن یحیی
علی بن قدمت بن ادریس
یحیی (سوم) المقدام
یحیی (چهارم)
حسن الحجام
قاسم بن محمد
ابوالعیش احمد بن قاسم
حسن بن قاسم گنون
نبو
حکومت ادریسیان
امام علی
امام حسن مجتبی
حسن مثنی
عبدالله محض
ادریس اولیه
(مؤسس ادریسیان)
ادریس دوم
قاسم محمد منتصر قدمت
محمد یحیی سوم علی اولیه یحیی اولیه ادریس علی دوم
حسن الحجام ابراهیم یحیی دوم یحیی چهارم
قاسم گنون
حسن ابوالعیش احمد
مناسبات سیاسی ادریسیان
خوارج یکی دولتهای اهل یک محل ادریسیان بودند که به دلایل عقیدتی و سیاسی، رابطه ها پرتنشی با آن ها داشتند. ادریس دوم با خوارج بهشدت واکنش کرد و فرزندش نیز با آن ها رابطه ها تیرهای داشت.[۵۸] نبرد فی مابین خوارج و ادریسیان تا نقطه پایان زمانٔ اولیه حکومت ادریسی ادامه داشت و یک توشه، در عصرٔ علی بن قدمت بن ادریس به تصرف قسمتهایی از پایتخت ادریسیان باعث شد.[۵۹]
رابطه ها آلادریس با همسایگان اُمَاو خویش نیز بر اساس دشمنی میچرخید. ولی در پیمان ابوالعیش احمد بن قاسم، از حاکمان ادریسی عصرٔ دوم، آنها در زمرهٔ دوستان اُمَویان درآمدند.[۶۰]
اَغلبیان دیگر اهالیٔ حکومت ادریسی، گرچه گاهی از آنان در قبال امویان هواخواهی می کرد، ادله فشار دستگاه خلافت عباسی بر ادریسیان بود.[۶۱] فاطمیان نیز در عوض ادریسیان سیاست دوگانهای داشتند و در غایت قلمرو آلادریس را تصرف و آنهارا خراجگذار خویش کردند.[۶۲]
ادریسیان در نقطع ی عطف توان
بیان شده که دولت ادریسی به دربار شارلمانی سفیر پیامبر میباشد.[۶۳]
قلمرو ادریسیان
ادریسیان بر مغربِ اَقصیٰ حکومت میکردند که قابلتطبیق بر مرز و بومهایی از دو میهن مراکش و الجزایر کنونی میباشد.[۶۴]
حکومت ادریسی در عصرٔ در آغاز که دارنده اقتدار و استقلال بود توانست قلمرو حکمرانی خویش را در شمال تا وَهران و تِلِمسان نیز پیشرفت دهد؛[۶۵] همچنانکه در جهت جنوب نیز تا سوس اقصی و حتی بخش ها جنوبیخیس آن پیش رفتند.[۶۶] نهر مولویه نیز بهتیتر سرحد شرقی حکومت آن ها معرفی گردیده است.[۶۷]
در عصرٔ اولیه حکومت ادریسی، شهر فاس که بهفرمان ادریس دوم سازه گردیده بود پایتخت ادریسیان بود.[۶۸] در زمانٔ دوم، سلطهٔ ادریسیان از یکسری شهر مثلا بَصره (شهری در مغرب اقصیٰ، فی مابین طَنجَه و فاس[۶۹])، اَصیل و حَجَرالنَّراز بالاتر نرفت.[۷۰]

تفاوت پذیرایی مراسم ترحیم خانوادگی و مراسمهای پرجمعیت