معاویه و احیاء تعصب
در زمانه حکومت معاویه، رقابتهای قبیلگی بیش تر از پیش اشاعه یافت؛ از جمله معاویه در پیکار خویش با علی(ع)، لشکر کوفه را دوست داران بنی هاشم معرفی پک پذیرایی ترحیم مشهد میکرد.[۴۸]
این بینش در طول جانشینان معاویه نیز ادامه داشت. در زمانه حکومت امویان، برای ساخت منازعات قومی و انکار یا این که در نظرنگرفتن نقش نگرشها و علتهای اعتقادی در رویدادها تاریخی صدر اسلام، و حتی ظهور اسلام، کوششی دورازشوخی شکل گرفت. نمونة بارز این جریان، سخنان یزید بعداز رخداد عاشورا میباشد. یزید در شعری که حاکی از خرسندی و برد بود، صریحاً وحی و پیامبری را انکار کرد و اسلام را نتایج بازیگریهای سیاسی بنی هاشم، در قبال بنی امیه، خواند.[۴۹]
وقتی که امام حسین(ع) در مدینه از بیعت با یزید امنتاع کرد، بنی هاشم از وی هواخواهی کردند[۵۰] و برخی از هاشمیان (آل عقیل و آل علی) اورا در هنگام قیامش بر ضد یزید نیز ملازمت و همراهی کردند.[۵۱]
بنی هاشم به رغم دشمنی با حکومت ظالمانه بنی امیه آنگاه که عبدالله بن زبیر در سال ۶۳ هجری مکه را تصرف کرد و زخمهای فراوانی بر حکومت امویان وارد آورد از بیعت با وی پرهیز کردند تا جایی که عبدالله، مبادرت به تبعید و به نقلی زندانی کردن اشخاصی زیرا محمد بن حنیفه و عبدالله بن عباس کرد.[۵۲]
با سرکوب قیام عبدالله بن زبیر امویان مجدد متوجه بنی هاشم شدند و به آزار رسانی و شکنجه حامیان آنها پرداختند. فرمان هشام بن عبدالملک بر پایه ی برش دادن دست و گویش کمیت بن زید اسدی به جرم سرودن مرثیه برای زید بن علی بن حسین مثالای از این حقیقت میباشد.[۵۳]
ولی علی رغم آنکه انتقام جوییهای بنی امیه عرصه را بر بنی هاشم تنگ کرده بود، نفوذ وی فی مابین عموم کاهش نیافت؛ از جمله، برای مثال دلایل یادشده برای ناکامی عبدالله بن زبیر، واکنش نامناسب او با بنی هاشم بوده میباشد[۵۴] و یا این که آنگاه که زیاد بن با تقوا بر ضد امویان خروج کرد (۱۳۳ق.) مردمان را بنی هاشم فراخواند.[۵۵] همینطور حامیان بنی عباس در نواحی خراسان عموم را به حکومت بنی هاشم میخواندند.[۵۶]
بنی عباس
نوشتهیعلمیٔ اساسی: بنی عباس
در زمان امویان، بنی هاشم در عین تنوع تیرهها صف سیاسی واحدی را رقم میزدند. البته در اواخر حکومت امویان، هاشمیان در دو تیرة اصلی فرزندان امام علی(ع) و فرزندان عباس بن عبدالمطلب بروز اجتماعی داشتند.
ارتقا نارضایتی مسلمانها از حکومت امویان، به پیدایی تکانها و جنبشهای ضداموی در نیمة نخستین قرن دوم انجامید. تمایل روزافزون عموم به اهل بیت نبی(ص) و امتناع اهل بیت(ع) از تایید درخواست آنها برای قیام، فرصتی برای عده ای از فرزندان عباس، عموی نبی، که ادعا حکومت داشتند، پدید آورد.
عباسیان با دقت به حرمت اجتماعی «بنی هاشم»، از به عبارتی شروع در تعالینمایی انتسابشان به هاشم کوشیدند و از سال ۱۱۱ هجری پایین لوای «دعوت هاشمی» شغل کردند.[۵۷]
معاویه و احیاء تعصب
در زمانه حکومت معاویه، رقابتهای قبیلگی بیش تر از پیش اشاعه یافت؛ از جمله معاویه در پیکار خویش با علی(ع)، لشکر کوفه را دوست داران بنی هاشم معرفی پک پذیرایی ترحیم مشهد میکرد.[۴۸]
این بینش در طول جانشینان معاویه نیز ادامه داشت. در زمانه حکومت امویان، برای ساخت منازعات قومی و انکار یا این که در نظرنگرفتن نقش نگرشها و علتهای اعتقادی در رویدادها تاریخی صدر اسلام، و حتی ظهور اسلام، کوششی دورازشوخی شکل گرفت. نمونة بارز این جریان، سخنان یزید بعداز رخداد عاشورا میباشد. یزید در شعری که حاکی از خرسندی و برد بود، صریحاً وحی و پیامبری را انکار کرد و اسلام را نتایج بازیگریهای سیاسی بنی هاشم، در قبال بنی امیه، خواند.[۴۹]
وقتی که امام حسین(ع) در مدینه از بیعت با یزید امنتاع کرد، بنی هاشم از وی هواخواهی کردند[۵۰] و برخی از هاشمیان (آل عقیل و آل علی) اورا در هنگام قیامش بر ضد یزید نیز ملازمت و همراهی کردند.[۵۱]
بنی هاشم به رغم دشمنی با حکومت ظالمانه بنی امیه آنگاه که عبدالله بن زبیر در سال ۶۳ هجری مکه را تصرف کرد و زخمهای فراوانی بر حکومت امویان وارد آورد از بیعت با وی پرهیز کردند تا جایی که عبدالله، مبادرت به تبعید و به نقلی زندانی کردن اشخاصی زیرا محمد بن حنیفه و عبدالله بن عباس کرد.[۵۲]
با سرکوب قیام عبدالله بن زبیر امویان مجدد متوجه بنی هاشم شدند و به آزار رسانی و شکنجه حامیان آنها پرداختند. فرمان هشام بن عبدالملک بر پایه ی برش دادن دست و گویش کمیت بن زید اسدی به جرم سرودن مرثیه برای زید بن علی بن حسین مثالای از این حقیقت میباشد.[۵۳]
ولی علی رغم آنکه انتقام جوییهای بنی امیه عرصه را بر بنی هاشم تنگ کرده بود، نفوذ وی فی مابین عموم کاهش نیافت؛ از جمله، برای مثال دلایل یادشده برای ناکامی عبدالله بن زبیر، واکنش نامناسب او با بنی هاشم بوده میباشد[۵۴] و یا این که آنگاه که زیاد بن با تقوا بر ضد امویان خروج کرد (۱۳۳ق.) مردمان را بنی هاشم فراخواند.[۵۵] همینطور حامیان بنی عباس در نواحی خراسان عموم را به حکومت بنی هاشم میخواندند.[۵۶]
بنی عباس
نوشتهیعلمیٔ اساسی: بنی عباس
در زمان امویان، بنی هاشم در عین تنوع تیرهها صف سیاسی واحدی را رقم میزدند. البته در اواخر حکومت امویان، هاشمیان در دو تیرة اصلی فرزندان امام علی(ع) و فرزندان عباس بن عبدالمطلب بروز اجتماعی داشتند.
ارتقا نارضایتی مسلمانها از حکومت امویان، به پیدایی تکانها و جنبشهای ضداموی در نیمة نخستین قرن دوم انجامید. تمایل روزافزون عموم به اهل بیت نبی(ص) و امتناع اهل بیت(ع) از تایید درخواست آنها برای قیام، فرصتی برای عده ای از فرزندان عباس، عموی نبی، که ادعا حکومت داشتند، پدید آورد.
عباسیان با دقت به حرمت اجتماعی «بنی هاشم»، از به عبارتی شروع در تعالینمایی انتسابشان به هاشم کوشیدند و از سال ۱۱۱ هجری پایین لوای «دعوت هاشمی» شغل کردند.[۵۷]

تفاوت پذیرایی مراسم ترحیم خانوادگی و مراسمهای پرجمعیت