آبوهوای هیرکانی در بخشها نادرطول حاشیه دریا دریای مدیترانه وجود دارااست و مجموع استان گیلان نیز دراین ناحیه مرطوب و سبز قرار گرفته میباشد. جریانات باد بر فراز دریا مرطوب گردیده و به جهت عکس العمل با البرز بدون چاره به بالا رفتن می شوند و بر جلگه و کوهپایه شمالغربی فن کوه میبارند. بارندگی میانگین هر ساله میان ۱۲۰۰ تا ۱۸۰۰ میلیمتر در حین خط پک پذیرایی ترحیم مشهد ساحلی متغیر است و در کناره جنوبغربی جلگه کاهش مییابد و در بخش پستخیس کوهها مقادیر خیلی زیاد تا ۱۵۰۰–۱۸۰۰ میلیمتر ارتقا پیدا مینماید. در زمان دره سفیدرود،با وزش باد شدید شمالی منجیل، حوزهای شبهکم آب مدیترانهای مانند رودبار و منجیل را شاهد هستیم. فصل بهار: در اوایل فصل بهار هوا هنوز نشانههایی از سرمای فصل زمستان وجود دارد و عرش میبارد. از اواخر اردیبهشت ماه از ترازو بارندگیها کاسته شده و رطوبت هوا ارتقا مییابد. تابستان: رطوبت هوا در میزان حداکثری خویش قرار میگیرد و آبوهوای شرجی بر حوزه چیره میشود. فصلپاییز: در فصل پاییز معیار بارندگی به نقط ی اوج خویش میرسد. فصل زمستان: بارشها در زمستان بهشکل برف ادامه می یابد و کاهش شدید دما صورت میدهد. شایسته ترین مجال مهاجرت به گیلان بهار و اوایل پاییز میباشد.قبل از ولادت اقوامی به اسم های کاسپی ها و کادوسیها و آماردها در کنار دریای کاسپین سکونت داشتند. احتمال می رود که گیلها یا این که به عبارتی گیله مردان جنگجو در قرن اولیه یا این که دوم پیش از به دنیا آمدن، وارد ایران شدند و در کنار دیلمیان در ساحل جنوبی دریای مدیترانه و غرب سپید رود مدرن سکنی گزیدند. میان آنها گویشی رایج بود که دیگر فارسی زبانان متوجه سخنهای آنها نمیشدند. تا قرن هفتم میلادی، گیلان مدرن مانند بقیه بخش ها کشورایران در حوزه نفوذ هخامنشیان، سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان قرار داشت البته با فرمانروایان محلی اداره میشد. با فتح جمهوری اسلامی ایران به دست اعراب سلسلههای محلی متعددی در گیلان پدید آمد. گيلان از قبل به دور تا تعدادی قرن پيش شامل دو نصیب بود: بيه پس: بخش غربى گیلان و سمت راست سفيد رود بيه پيش: نصیب شرقى گیلان و سمت راست سفيد رود بيه به معناى رود يا کنار دریا به شغل میرود بدین ترتیب بيه پس سرزمينى میباشد كه عقب سفيد رود قرار داشت و بيه پيش به سرزمينى كه جلو سفيد رود قرار داشت. در جریان هجوم اعراب دیلمیان بومی حوزه مقاومت شدیدی به خرج دادند و تسلیم نشدند. اولین مسلمانانی که توانستند بدین حوزه وارد شوند، علویان بودند که در قرن دوم هجری و در جریان مخالفت با خلفای عباسی گام به حوزه گذاشتند. دیلمیان با ورود علویان استارت به تایید اسلام کردند ولی همچنان از حیث سیاسی شبه غیروابسته و جداگانه ماندند. سلسلههای گوناگون از جمله زیاریان، بوئیان و بعد ها سلجوقیان کارایی بخش اعظمی برای سلطه بر گیلان کردند ولی هیچ زمان نتوانستند. گیلان صرفا حیطهای بود که توانست در قبال مغول تاب بیاورد و هیچوقت به اشغال آنها درنیامد. صفویه در اواخر سده ۱۵ و اوایل سده ۱۶ میلادی، اداره ی گیلان را اعضای دو خویشاوندان محلی بر ذمه داشتند تا اینکه نزدیک به سال ۱۳۶۷ میلادی یک رهبر علوی به اسم علی کیا بن امیرکیای ملطی، در دست گرفتن حوزه ی بیه پیش به مرکزیت لاهیجان را به دست گرفت، او و همراهانش تا اوایل صفوی در لاهیجان مستقر شدند و بر آن سلطه داشتند. فامیل سنی شفیعی اسحاقوندی از نصفه دوم قرن سیزدهم در منطقه بیه پس به مرکزیت فومن در آن زمان، به اقتدار رسید. این قدرت آغاز از فومن شروع شد ولی کم کم غرب گیلان را به تصرف خود در آورد. هر دو قوم و قبیله سنی و شیعه بوسیله پادشاه عباس صفوی از فی مابین رفتند و گیلان به مانند ملک فردی پاد شاه در حیث دریافت شد. همینطور حاکم منصوب از سوی دولت مرکزی اداره کارها را به دست گرفت. قرن هیجدهم با انقراض صفویان در سال 1722 میلادی مرزهای شمالی کشور ایران نسبت به هجوم بیگانگان زخمپذیر گشت. کم پاد شاه افشار، کریم خان زند و آغا محمد خان قاجار سه رهبر کارکشته ایلی بودند که در این آشوبها ظهور پیدا کردند. درین زمان یک سری فرماندار مجموع هم بوسیله نادرشاه، کریم خان و آغا محمد خان برای گیلان در لحاظ گرفته شدند البته زیاد دوام نیاوردند. بعداز قتل نادرشاه، آقا جمال فومنی همراه با آقا صافی، حکومت مرکزی را در گیلان ناکامی دادند و از روش رشت بر کل گیلان احاطه یافتند. با کشته شدن آقا جمال در ۱۷۵۳ آقا هادی با امداد میرزا ذکی حاکم گسکر برای ۴ ماه بر گیلان فرمانروایی کرد و درنهایت توسط سران قاجار اعدام شوید.
آبوهوای هیرکانی در بخشها نادرطول حاشیه دریا دریای مدیترانه وجود دارااست و مجموع استان گیلان نیز دراین ناحیه مرطوب و سبز قرار گرفته میباشد. جریانات باد بر فراز دریا مرطوب گردیده و به جهت عکس العمل با البرز بدون چاره به بالا رفتن می شوند و بر جلگه و کوهپایه شمالغربی فن کوه میبارند. بارندگی میانگین هر ساله میان ۱۲۰۰ تا ۱۸۰۰ میلیمتر در حین خط پک پذیرایی ترحیم مشهد ساحلی متغیر است و در کناره جنوبغربی جلگه کاهش مییابد و در بخش پستخیس کوهها مقادیر خیلی زیاد تا ۱۵۰۰–۱۸۰۰ میلیمتر ارتقا پیدا مینماید. در زمان دره سفیدرود،با وزش باد شدید شمالی منجیل، حوزهای شبهکم آب مدیترانهای مانند رودبار و منجیل را شاهد هستیم. فصل بهار: در اوایل فصل بهار هوا هنوز نشانههایی از سرمای فصل زمستان وجود دارد و عرش میبارد. از اواخر اردیبهشت ماه از ترازو بارندگیها کاسته شده و رطوبت هوا ارتقا مییابد. تابستان: رطوبت هوا در میزان حداکثری خویش قرار میگیرد و آبوهوای شرجی بر حوزه چیره میشود. فصلپاییز: در فصل پاییز معیار بارندگی به نقط ی اوج خویش میرسد. فصل زمستان: بارشها در زمستان بهشکل برف ادامه می یابد و کاهش شدید دما صورت میدهد. شایسته ترین مجال مهاجرت به گیلان بهار و اوایل پاییز میباشد.قبل از ولادت اقوامی به اسم های کاسپی ها و کادوسیها و آماردها در کنار دریای کاسپین سکونت داشتند. احتمال می رود که گیلها یا این که به عبارتی گیله مردان جنگجو در قرن اولیه یا این که دوم پیش از به دنیا آمدن، وارد ایران شدند و در کنار دیلمیان در ساحل جنوبی دریای مدیترانه و غرب سپید رود مدرن سکنی گزیدند. میان آنها گویشی رایج بود که دیگر فارسی زبانان متوجه سخنهای آنها نمیشدند. تا قرن هفتم میلادی، گیلان مدرن مانند بقیه بخش ها کشورایران در حوزه نفوذ هخامنشیان، سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان قرار داشت البته با فرمانروایان محلی اداره میشد. با فتح جمهوری اسلامی ایران به دست اعراب سلسلههای محلی متعددی در گیلان پدید آمد. گيلان از قبل به دور تا تعدادی قرن پيش شامل دو نصیب بود: بيه پس: بخش غربى گیلان و سمت راست سفيد رود بيه پيش: نصیب شرقى گیلان و سمت راست سفيد رود بيه به معناى رود يا کنار دریا به شغل میرود بدین ترتیب بيه پس سرزمينى میباشد كه عقب سفيد رود قرار داشت و بيه پيش به سرزمينى كه جلو سفيد رود قرار داشت. در جریان هجوم اعراب دیلمیان بومی حوزه مقاومت شدیدی به خرج دادند و تسلیم نشدند. اولین مسلمانانی که توانستند بدین حوزه وارد شوند، علویان بودند که در قرن دوم هجری و در جریان مخالفت با خلفای عباسی گام به حوزه گذاشتند. دیلمیان با ورود علویان استارت به تایید اسلام کردند ولی همچنان از حیث سیاسی شبه غیروابسته و جداگانه ماندند. سلسلههای گوناگون از جمله زیاریان، بوئیان و بعد ها سلجوقیان کارایی بخش اعظمی برای سلطه بر گیلان کردند ولی هیچ زمان نتوانستند. گیلان صرفا حیطهای بود که توانست در قبال مغول تاب بیاورد و هیچوقت به اشغال آنها درنیامد. صفویه در اواخر سده ۱۵ و اوایل سده ۱۶ میلادی، اداره ی گیلان را اعضای دو خویشاوندان محلی بر ذمه داشتند تا اینکه نزدیک به سال ۱۳۶۷ میلادی یک رهبر علوی به اسم علی کیا بن امیرکیای ملطی، در دست گرفتن حوزه ی بیه پیش به مرکزیت لاهیجان را به دست گرفت، او و همراهانش تا اوایل صفوی در لاهیجان مستقر شدند و بر آن سلطه داشتند. فامیل سنی شفیعی اسحاقوندی از نصفه دوم قرن سیزدهم در منطقه بیه پس به مرکزیت فومن در آن زمان، به اقتدار رسید. این قدرت آغاز از فومن شروع شد ولی کم کم غرب گیلان را به تصرف خود در آورد. هر دو قوم و قبیله سنی و شیعه بوسیله پادشاه عباس صفوی از فی مابین رفتند و گیلان به مانند ملک فردی پاد شاه در حیث دریافت شد. همینطور حاکم منصوب از سوی دولت مرکزی اداره کارها را به دست گرفت. قرن هیجدهم با انقراض صفویان در سال 1722 میلادی مرزهای شمالی کشور ایران نسبت به هجوم بیگانگان زخمپذیر گشت. کم پاد شاه افشار، کریم خان زند و آغا محمد خان قاجار سه رهبر کارکشته ایلی بودند که در این آشوبها ظهور پیدا کردند. درین زمان یک سری فرماندار مجموع هم بوسیله نادرشاه، کریم خان و آغا محمد خان برای گیلان در لحاظ گرفته شدند البته زیاد دوام نیاوردند. بعداز قتل نادرشاه، آقا جمال فومنی همراه با آقا صافی، حکومت مرکزی را در گیلان ناکامی دادند و از روش رشت بر کل گیلان احاطه یافتند. با کشته شدن آقا جمال در ۱۷۵۳ آقا هادی با امداد میرزا ذکی حاکم گسکر برای ۴ ماه بر گیلان فرمانروایی کرد و درنهایت توسط سران قاجار اعدام شوید.

قیمت پک پذیرایی ترحیم مشهد؛ عوامل مؤثر بر هزینه و راهنمای انتخاب پک اقتصادی