loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 72
چهارشنبه 9 آبان 1403 زمان : 15:35


«ذکر» چنانکه راغب در مفردات گفته، گاهی به معنی حفظ مطالب و معارف آمده است با این تفاوت که واژه «مراقبت» به استارت آن گفته می شود و کلمه «ذکر» به ادامه آن و گاهی به معنی یادآوری چیزی پک پذیرایی ترحیم مشهد به لهجه یا به قلب می باشد.

در حدیثی می خوانیم که علی علیه السلام فرمود: «الذّکرُ ذِکرانِ: ذِکرُ اللّهِ عَزَّ وَجَلَّ عِندَ المُصیبَةِ وَافضَلُ مِن ذلِک ذِکرُ اللّهِ عِندَ ما حَرَّمَ اللّهُ عَلَیک فَیکونَ حاجِزاً؛ ذکر بر دو گونه می‌باشد: یاد خدا کردن هنگام مصیبت (و طاقت و استقامت ورزیدن) و از آن رفیعتر این می باشد که آفریدگار را در عوض محرّمات خاطر کند و دربین او و حرام حایلّی تشکیل داد کند».[1] به همین ادله در بعضی روایات، ذکر آفریدگار سپر و وسیله دفاعی شمرده شده.

در حدیثی از امام راست گو علیه السلام می‌خوانیم که روزی رسول صلی الله علیه و آله رو به یارانش کرد و فرمود: «اتَّخَذُوا جُنَّةً فَقالوا: یا رَسولَ اللّهِ أمِن عدوٍّ قَد اظَلَّنا؟ قالَ لا وَلکنَّ مِن النّارِ، قولوا سُبحانَ اللّهِ وَالحَمدُلِلّهِ وَلا إلهَ إلّااللّهُ وَاللّهُ أکبَرُ؛ سپرهایی برای خود فراهم سازید. عرض کردند: ای نبی خداوند صلی الله علیه و آله آیا در ازای دشمنان که اطراف ما را اشراف کرده و بر ما سایه افکنده اند؟ فرمود: نه، از آتش (دوزخ و جهنم)؛ بگویید: سبحان اللّه والحمدللّه، خداوند را به عصمت بستایید و بر نعمت هایش شکر گویید و غیر از او معبودی انتخاب نکنید و اورا از همه چیز برتر بدانید».[2]

حضرت موسی همیشه به یاد آفریدگار بود
این نکته در زندگی حضرت موسی علیه السلام قابل توجّه است که همیشه به خاطر معبود و متوجّه درگاه او بود و حلّ هر مشکلی را از او می خواست.هنگامی که مرد قبطی را کشت و رخنه‌ اولایی از او سرزد فوراً از معبود تقاضای عفو و بخشش و مغفرت کرد «اذعان کرد: پروردگارا، من به خویشتن ستم کردم، من‌را بیامرز» «قَالَ رَبّ إِنّی ظَلَمْتُ نَفْسِی فَاغْفِرْ لِی».[3]

و زمانی که از مصر بیرون آمد «اظهار‌کرد: پروردگارا، منرا از این فامیل ستمکار رهایی بخش» «قَالَ رَبّ نَجّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ».[4]و هنگامی که متوجّه سرزمین مدین شد «بیان کرد: امید‌داریم پروردگارم مرا به طریق راست هدایت کند» «قَالَ عَسَی رَبّی أَنْ یهْدِینِی سَوَاءَ السَّبِیلِ».[5]

زمانی که گوسفندان شعیب را سیراب کرد و در سایه آرمید «اعلام کرد: پروردگارا، به هر خیر و نه که بر من فرو فرستی نیازمندم» «فَقَالَ رَبّ إِنّی لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَی مِنْ خَیرٍ فَقِیرٌ».[6]

این دعای اخیر موسی در بحرانی ترین لحظات زندگی او به قدری مؤدّبانه و توأم با آرامش و خونسردی بود که حتّی نگفت خدایا نیازهای مرا برطرف کن، بلکه تنها عرض کرد: من محتاج خیر و احسان توام.

البتّه تصوّر نشود که حضرت موسی تنها در موانع در تامل آفریدگار بود، بلکه بعد از آن که در قصر فرعون در ناز و نعمت بود خدا را فراموش نکرد. لذا در روایات آمده می‌باشد که روزی در حضور فرعون عطسه زد و بلافاصله «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ الْعَالَمِینَ» اظهار کرد، فرعون از شنیدن این صحبت غمگین شد و به او سیلی زد و موسی نیز ریش اورا گرفت و کشید، فرعون سخت عصبانی شد و تصمیم بر کشتن او گرفت، ولی همسر فرعون به عنوان اینکه او خردسال می باشد و متوجّه کارهای خود نیست اورا از مرگ نجات داد.[7]

خاطر معبود در تمامی در حال حاضر
هنگامی که نام آفریدگار برده می شود یک فقیه عظمت، اقتدار، علم و حکمت در قلب بشر متجلّی می‌شود، به دلیل آن که او دارای اسماءِ حسنی و صفات علیا و صاحب و مالک مجموع کمالات و منزّه از هرگونه عیب و نقص هست. توجّه مداوم به چنین حقیقتی که دارای چنان اوصافی است، روح انسان را به خیر ها و عصمت ها سوق می دهد و از بدی ها و زشتی ها به دور می‌دارد. به تعبیر و تفسیر دیگر، بازتاب صفات او در جان انسان تجلّی پیدا می کند.

توجّه به چنین خداوند بزرگی موجب شم حضور دائم در پیشگاه اوست و با این شم، انسان از گناه و آلودگی فاصله می گیرد. خیال و خاطر او یاد آوری مراقبت اوست، خیال حساب و جزای اوست، خاطر دادگاه عدل و بهشت و دوزخ وجهنم اوست و چنین یادی جان را صفا و دل را فروغ و حیات می بخشد.

به همین عامل در روایات اسلامی آمده است که هر چیز اندازه ای دارااست جز خیال و خاطر آفریدگار که هیچ حدّ و مرزی برای آن نیست. در کافی از امام صادق علیه السلام داستان شد‌ه‌است که فرمود: «ما مِن شَی ءٍ الّا وَلَهُ حَدٌّ ینتَهی الَیهِ الّا الذّکرَ فَلَیسَ لَهُ حَدٌّ ینتَهی الَیهِ؛ هر چیزی حدّی داراست که هنگامی به آن رسد نقطه پايان می پذیرد جز ذکر پروردگار که حدّی برای پایان آن وجود ندارد».

سپس خاطر نشان کرد: «فَرَضَ اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ الفَرائضَ فَمَن أدّاهُنَّ فَهُوَ حَدُّهُنَّ وَشَهرُ رَمَضان فَمَن صامَهُ فَهُوَ حَدُّهُ وَالحَجُّ فَمَن حَجَّ فَهُوَ حَدُّهُ الّا الذّکرَ فَإنَّ اللّهَ عَزَّ وَجَلَّ لَم یرضِ مِنهُ بِالقَلیلِ وَلَم یجعَل لَهُ حدّاً ینتَهی الَیهِ ثُمَّ تَلا: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أُذْکروا اللَّهَ ذِکرًا کثِیرًا* وَسَبّحُوهُ بُکرَةً وَأَصِیلًا»[8]؛ خدا نمازهای فریضه را واجب کرده است، کسی که آنها را ادا کند حدّ آن تأمین شده، ماه مبارک رمضان را هر که روزه بگیرد حدّش اعمال گردیده و حج را هر کس (یک بار) به جا آورد همان حدّ اوست، جز ذکر آفریدگار که پروردگار به اندک آن راضی نشده و برای فزونی آن حدّی قائل نگردیده، سپس به عنوان شاهد سخن این آیه را قرائت فرمود: ای کسانی که ایمان آورده اید، آفریدگار را بسیار خیال کنید و صبح و شام او را تسبیح گویید».[9] امام صادق علیه السلام در پایین همین روایت از پدرش امام باقر علیه السلام نقل می کند که «او کثیرالذّکر بود و هرگاه با او شیوه می رفتم ذکر خدا می اعلام کرد و هنگام غذا خوردن نیز به ذکرخدا مشغول بود، حتّی زمانی بامردم کلام می گفت ازذکر خداوند غافل نمی‌شد».

سرانجام با این گزاره پرمعنی حدیث مزبور نقطه پایان می پذیرد: «وَالبَیتُ الَّذی یقرَا فیهِ القُرآن وَیذکرُ اللّه عَزَّ وَجلّ فیهِ تَکثُرُ بَرَکتُهُ وَتَحضُرُهُ المَلائِکةُ وَتَهرُبُ مِنهُ الشَّیاطینَ وَیضی ءُ لِأهلِ السَّماءِ کما یضی ءُ الکوکبُ الدُّری لِأهلِ الارضِ؛ خانه ای که در آن قرائت قرآن شود و معبود یاد شود برکتش افزون گردد، فرشتگان در آن حضور می یابند و شیاطین از آن فرار و گریز می کنند و برای اهل آسمان ها می درخشد همانطور که ستاره درخشان برای اهل زمین».[10]

امّا خانه ای که در آن خواندن قرآن و ذکر خداوند نیست برکاتش اندک خواهد بود، فرشتگان از آن سفر می کنند و شیاطین در آن حضور دائم دارند.

این زمینه به قدری اهمّیت دارد که در حدیثی خیال و خاطر پروردگار معادل مجموع خیر عالم و آخرت شمرده شده، چنانکه از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل گردیده است که فرمود: «مَن اعطِی لِساناً ذاکراً فَقَد اعطِی خَیرَ الدُّنیا وَالآخِرَةِ؛ آن که پروردگار زبانی به او داده که به عنوان کردن خداوند درگیر می‌باشد، خیر عالم و آخرت به او داده شده».[11] روایات در اهمّیت خیال پروردگار چندان فراوان است که در شرایطی‌که بخواهیم تمامی آن ها را در اینجا بیاوریم از عهده کتاب خارج می باشد، این سخن را با حدیث کوتاه و پرمعنای دیگری از امام راستگو علیه السلام نقطه پایان می بریم آنجا که فرمود: «مَن أکثَرَ ذِکرِ اللّهِ عَزَّ وَجَلَّ اظَلَّهُ اللّهُ فی جَنَّتِهِ؛ هر کس بسیار خیال آفریدگار کند خدا او را در سایه لطف خود در پردیس برین جای خواهد داد».[12] ناگفته پیداست که این کلیه برکات و خیرات مربوط به ذکر لفظی و حرکت زبان که خالی از تفکر و تامل و کار باشد نیست، بلکه هدف ذکری است که سرچشمه فکر شود، فکری که بازتاب وسیع اش در انجام انسان آشکار گردد، چنانکه در روایات به این مضمون‌ تصریح می کند.[13]


«ذکر» چنانکه راغب در مفردات گفته، گاهی به معنی حفظ مطالب و معارف آمده است با این تفاوت که واژه «مراقبت» به استارت آن گفته می شود و کلمه «ذکر» به ادامه آن و گاهی به معنی یادآوری چیزی پک پذیرایی ترحیم مشهد به لهجه یا به قلب می باشد.

در حدیثی می خوانیم که علی علیه السلام فرمود: «الذّکرُ ذِکرانِ: ذِکرُ اللّهِ عَزَّ وَجَلَّ عِندَ المُصیبَةِ وَافضَلُ مِن ذلِک ذِکرُ اللّهِ عِندَ ما حَرَّمَ اللّهُ عَلَیک فَیکونَ حاجِزاً؛ ذکر بر دو گونه می‌باشد: یاد خدا کردن هنگام مصیبت (و طاقت و استقامت ورزیدن) و از آن رفیعتر این می باشد که آفریدگار را در عوض محرّمات خاطر کند و دربین او و حرام حایلّی تشکیل داد کند».[1] به همین ادله در بعضی روایات، ذکر آفریدگار سپر و وسیله دفاعی شمرده شده.

در حدیثی از امام راست گو علیه السلام می‌خوانیم که روزی رسول صلی الله علیه و آله رو به یارانش کرد و فرمود: «اتَّخَذُوا جُنَّةً فَقالوا: یا رَسولَ اللّهِ أمِن عدوٍّ قَد اظَلَّنا؟ قالَ لا وَلکنَّ مِن النّارِ، قولوا سُبحانَ اللّهِ وَالحَمدُلِلّهِ وَلا إلهَ إلّااللّهُ وَاللّهُ أکبَرُ؛ سپرهایی برای خود فراهم سازید. عرض کردند: ای نبی خداوند صلی الله علیه و آله آیا در ازای دشمنان که اطراف ما را اشراف کرده و بر ما سایه افکنده اند؟ فرمود: نه، از آتش (دوزخ و جهنم)؛ بگویید: سبحان اللّه والحمدللّه، خداوند را به عصمت بستایید و بر نعمت هایش شکر گویید و غیر از او معبودی انتخاب نکنید و اورا از همه چیز برتر بدانید».[2]

حضرت موسی همیشه به یاد آفریدگار بود
این نکته در زندگی حضرت موسی علیه السلام قابل توجّه است که همیشه به خاطر معبود و متوجّه درگاه او بود و حلّ هر مشکلی را از او می خواست.هنگامی که مرد قبطی را کشت و رخنه‌ اولایی از او سرزد فوراً از معبود تقاضای عفو و بخشش و مغفرت کرد «اذعان کرد: پروردگارا، من به خویشتن ستم کردم، من‌را بیامرز» «قَالَ رَبّ إِنّی ظَلَمْتُ نَفْسِی فَاغْفِرْ لِی».[3]

و زمانی که از مصر بیرون آمد «اظهار‌کرد: پروردگارا، منرا از این فامیل ستمکار رهایی بخش» «قَالَ رَبّ نَجّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ».[4]و هنگامی که متوجّه سرزمین مدین شد «بیان کرد: امید‌داریم پروردگارم مرا به طریق راست هدایت کند» «قَالَ عَسَی رَبّی أَنْ یهْدِینِی سَوَاءَ السَّبِیلِ».[5]

زمانی که گوسفندان شعیب را سیراب کرد و در سایه آرمید «اعلام کرد: پروردگارا، به هر خیر و نه که بر من فرو فرستی نیازمندم» «فَقَالَ رَبّ إِنّی لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَی مِنْ خَیرٍ فَقِیرٌ».[6]

این دعای اخیر موسی در بحرانی ترین لحظات زندگی او به قدری مؤدّبانه و توأم با آرامش و خونسردی بود که حتّی نگفت خدایا نیازهای مرا برطرف کن، بلکه تنها عرض کرد: من محتاج خیر و احسان توام.

البتّه تصوّر نشود که حضرت موسی تنها در موانع در تامل آفریدگار بود، بلکه بعد از آن که در قصر فرعون در ناز و نعمت بود خدا را فراموش نکرد. لذا در روایات آمده می‌باشد که روزی در حضور فرعون عطسه زد و بلافاصله «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ الْعَالَمِینَ» اظهار کرد، فرعون از شنیدن این صحبت غمگین شد و به او سیلی زد و موسی نیز ریش اورا گرفت و کشید، فرعون سخت عصبانی شد و تصمیم بر کشتن او گرفت، ولی همسر فرعون به عنوان اینکه او خردسال می باشد و متوجّه کارهای خود نیست اورا از مرگ نجات داد.[7]

خاطر معبود در تمامی در حال حاضر
هنگامی که نام آفریدگار برده می شود یک فقیه عظمت، اقتدار، علم و حکمت در قلب بشر متجلّی می‌شود، به دلیل آن که او دارای اسماءِ حسنی و صفات علیا و صاحب و مالک مجموع کمالات و منزّه از هرگونه عیب و نقص هست. توجّه مداوم به چنین حقیقتی که دارای چنان اوصافی است، روح انسان را به خیر ها و عصمت ها سوق می دهد و از بدی ها و زشتی ها به دور می‌دارد. به تعبیر و تفسیر دیگر، بازتاب صفات او در جان انسان تجلّی پیدا می کند.

توجّه به چنین خداوند بزرگی موجب شم حضور دائم در پیشگاه اوست و با این شم، انسان از گناه و آلودگی فاصله می گیرد. خیال و خاطر او یاد آوری مراقبت اوست، خیال حساب و جزای اوست، خاطر دادگاه عدل و بهشت و دوزخ وجهنم اوست و چنین یادی جان را صفا و دل را فروغ و حیات می بخشد.

به همین عامل در روایات اسلامی آمده است که هر چیز اندازه ای دارااست جز خیال و خاطر آفریدگار که هیچ حدّ و مرزی برای آن نیست. در کافی از امام صادق علیه السلام داستان شد‌ه‌است که فرمود: «ما مِن شَی ءٍ الّا وَلَهُ حَدٌّ ینتَهی الَیهِ الّا الذّکرَ فَلَیسَ لَهُ حَدٌّ ینتَهی الَیهِ؛ هر چیزی حدّی داراست که هنگامی به آن رسد نقطه پايان می پذیرد جز ذکر پروردگار که حدّی برای پایان آن وجود ندارد».

سپس خاطر نشان کرد: «فَرَضَ اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ الفَرائضَ فَمَن أدّاهُنَّ فَهُوَ حَدُّهُنَّ وَشَهرُ رَمَضان فَمَن صامَهُ فَهُوَ حَدُّهُ وَالحَجُّ فَمَن حَجَّ فَهُوَ حَدُّهُ الّا الذّکرَ فَإنَّ اللّهَ عَزَّ وَجَلَّ لَم یرضِ مِنهُ بِالقَلیلِ وَلَم یجعَل لَهُ حدّاً ینتَهی الَیهِ ثُمَّ تَلا: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أُذْکروا اللَّهَ ذِکرًا کثِیرًا* وَسَبّحُوهُ بُکرَةً وَأَصِیلًا»[8]؛ خدا نمازهای فریضه را واجب کرده است، کسی که آنها را ادا کند حدّ آن تأمین شده، ماه مبارک رمضان را هر که روزه بگیرد حدّش اعمال گردیده و حج را هر کس (یک بار) به جا آورد همان حدّ اوست، جز ذکر آفریدگار که پروردگار به اندک آن راضی نشده و برای فزونی آن حدّی قائل نگردیده، سپس به عنوان شاهد سخن این آیه را قرائت فرمود: ای کسانی که ایمان آورده اید، آفریدگار را بسیار خیال کنید و صبح و شام او را تسبیح گویید».[9] امام صادق علیه السلام در پایین همین روایت از پدرش امام باقر علیه السلام نقل می کند که «او کثیرالذّکر بود و هرگاه با او شیوه می رفتم ذکر خدا می اعلام کرد و هنگام غذا خوردن نیز به ذکرخدا مشغول بود، حتّی زمانی بامردم کلام می گفت ازذکر خداوند غافل نمی‌شد».

سرانجام با این گزاره پرمعنی حدیث مزبور نقطه پایان می پذیرد: «وَالبَیتُ الَّذی یقرَا فیهِ القُرآن وَیذکرُ اللّه عَزَّ وَجلّ فیهِ تَکثُرُ بَرَکتُهُ وَتَحضُرُهُ المَلائِکةُ وَتَهرُبُ مِنهُ الشَّیاطینَ وَیضی ءُ لِأهلِ السَّماءِ کما یضی ءُ الکوکبُ الدُّری لِأهلِ الارضِ؛ خانه ای که در آن قرائت قرآن شود و معبود یاد شود برکتش افزون گردد، فرشتگان در آن حضور می یابند و شیاطین از آن فرار و گریز می کنند و برای اهل آسمان ها می درخشد همانطور که ستاره درخشان برای اهل زمین».[10]

امّا خانه ای که در آن خواندن قرآن و ذکر خداوند نیست برکاتش اندک خواهد بود، فرشتگان از آن سفر می کنند و شیاطین در آن حضور دائم دارند.

این زمینه به قدری اهمّیت دارد که در حدیثی خیال و خاطر پروردگار معادل مجموع خیر عالم و آخرت شمرده شده، چنانکه از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل گردیده است که فرمود: «مَن اعطِی لِساناً ذاکراً فَقَد اعطِی خَیرَ الدُّنیا وَالآخِرَةِ؛ آن که پروردگار زبانی به او داده که به عنوان کردن خداوند درگیر می‌باشد، خیر عالم و آخرت به او داده شده».[11] روایات در اهمّیت خیال پروردگار چندان فراوان است که در شرایطی‌که بخواهیم تمامی آن ها را در اینجا بیاوریم از عهده کتاب خارج می باشد، این سخن را با حدیث کوتاه و پرمعنای دیگری از امام راستگو علیه السلام نقطه پایان می بریم آنجا که فرمود: «مَن أکثَرَ ذِکرِ اللّهِ عَزَّ وَجَلَّ اظَلَّهُ اللّهُ فی جَنَّتِهِ؛ هر کس بسیار خیال آفریدگار کند خدا او را در سایه لطف خود در پردیس برین جای خواهد داد».[12] ناگفته پیداست که این کلیه برکات و خیرات مربوط به ذکر لفظی و حرکت زبان که خالی از تفکر و تامل و کار باشد نیست، بلکه هدف ذکری است که سرچشمه فکر شود، فکری که بازتاب وسیع اش در انجام انسان آشکار گردد، چنانکه در روایات به این مضمون‌ تصریح می کند.[13]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 502
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه