زهد از «وقایة»، و وقایة به معنی نگهداری شیء هست، از آن چه به او ضرر و زیان برساند. [1]
شهید مطهری در مضمون واژه زهدو تقوا نوشته اند: این واژه و کلمه از ماده «وقی» میباشد که به معنای نگهداری و صیانت و حفظ می باشد. معنای اتّقای احتفاظ است، ولی تا کنون دیده نشده که در ترجمه پک پذیرایی ترحیم مشهد های فارسی این واژه را به صورت حفظ و حفظ ترجمه کنند... و اضافه کرده اند که کسی مدعی نشده می باشد که معنای زهد، هراس یا پرهیز و اجتناب می باشد، بلکه چون دیده شده لازمه صیانت خود از چیزی رخنه و خودداری می باشد... . در بعضا مفاد، به معنای واهمه و ترس استعمال شدهاست. [2]
منفعت آن که به حیث می رسد معنای مناسب برای کلمه و واژه زهد و تقوا «خودنگهداری» است. در تأیید این نکته که «وقایة» به معنای پناه و محافظت از شرور و آفات می باشد، به تعدادی آیه می اقتدار استناد کرد؛ مانند: «فَوَقهُمُ اللّه ُ شَرَّ ذلِک الیَومِ وَ لَقَّهم نَضرَةً وَ سُرُورا»؛[3] پروردگار هم از شرّ و فتنه آن روز آنهارا محفوظ داشت و به آن ها روی خندان و دل شادمان عطا نمود.
و نیز: «قُوآا أنفُسَکُم وَ أهلِیکُم نارا»؛[4] خود را با خانواده خویش از آتش جهنم نگاهدارید. [5]
در آیه ها قرآن کریم 243 [6] واژه و کلمه تقوا به صورت اسمی و فعلی و به عنوان صفت به کار رفته، و بیشتر به صورت «اتقوااللّه » آمده است. معدودی از این تعداد، به صورت «إتقوا رَبّمعدود» یا «إتقوا اللّه الّذی خَلقکم» به کار رفته هست. این تعداد فعل دستور به صراحت نشان میدهد که تا چه حد رعایت تقوا اهمیت دارااست، و تا چه حد انسان از زهد و تقوا غفلت می کند. برای مثال این اوامر این است که می فرماید: «فَاتَّقُوا اللّه َ یأُالبته الأَلبَب لَعَلَّنادر تُفلِحُون»؛[7] پس ای خردمندان فقیه! از آفریدگار بترسید، باشد که رستگار شوید.
و نیز میفرماید: «اتَّقوا اللّه َ حَقَّ تُقاتِه»؛[8] از خداوند بترسید، در صورتیکه لایق خدا خوف بودن هست.
در فرهنگ و تمدن قرآن مهربان، متقی کسی است که با ایمان و فعالیت صالح برای خود ملکه ای نفسانی فراهم می سازد تا او را از زخم های درونی (هوای نفس) و بیرونی (شیطان) مصون دارااست. [9]
و متقین و پرهیزکاران، همان مؤمنانند و پرهیزکاری، از اوصاف منحصر به فرد طبقه معینی نیست تا مانند احسان و خشوع و خلوص جزء مقامات خاصه محسوب شود، بلکه صفتی هست که مجموعاَ پروسه ایمان بعد از تحقق ایمان پیدا می شود. استدلال آن هم این میباشد که پروردگار آن را به عنوان یک صفت خاص برای طبقه مخصوص از مؤمنان (با آن کلیه اختلاف درجاتی که دارند)، بیان نکرده است. [10]
خواجه نصیر الدین طوسی میگوید: زهدو تقوا و ورع عبارت است از ایفا همیشگی اعمال شایسته سوای کوتاهی و سستی. [11] این معنی، در واقع ناظر به اثاثیه تقواست، نه اصل ماهیّت زهدوتقوا.
شهید مطهری میگوید: تقوای دینی و الهی یعنی این که آدم خود را از آنچه... آئین در زندگی معین کرده و اشتباه و گناه و پلیدی و زشتی شناخته شده، مراقبت و صیانت کند و مرتکب آنها نشود. [12]
به عقیده شهید مطهری، ما دو نوع زهدو تقوا قادر خواهیم بود داشته باشیم؛ تقوایی که ضعف است و تقوایی که قوت میباشد. نوع اول این میباشد که آدم برای این که خود را از آلودگی های معاصی نگهداری کند، از موجبات آنها فرار می کند و خود را همیشه از محیط گناه به دور نگه دارد... .
نوع دوم این که در روح خود وضعیت و قوتی بوجود آورد که به او مصونیت روحی و اخلاقی دهد که در شرایطیکه فرضا در محیطی قرار گیرد که وسایل و موجبات گناه فراهم باشد، آن موقعیت و ملکه روحی، او را محافظت کند. [13]
از این بیان، و بیانات امامان معصوم (علیهم السلام)[14] میفهمیم که زهد به معنای خود نگه داری، نگهداری، کنترل نفس و حاکمیت و تسلّط بر نفس هست، نه به معنای پرهیزکاری که عدّه ای از شل طلبان منزوی، شعار خود قرار داده و تقوای اسلامی را که با ستیز و جنگ همپا میباشد، به کناره گیری و غربت از جامعه و امت اسلامی توجیه و تأویل می کنند.
بعضی از محققین که زهدوتقوا را در اصطلاح شرع به معنای واهمه و هراس به کار گیری کرده اند، درباره مورد ها تقوا صحیح به نظر نمی رسد؛ زیرا با دقت به مجموع نشانهها و روایات وارده، زهد بدین مضمون صحیح نیست، جز آن که معنای لازمی آن را در حیث داشته باشیم؛ زیرا در قرآن می خوانیم: «کُتِبَ عَلَیکمُ الصّیامُ کما کُتِبَ علی الذّینَ من قبلِکُم لَعَلَّکُم تَتَّقون»؛[15] بر شما هم روزه داشتن فرض گردید، چنان که اُمَم گذشته را فرض شد و این فرمان برای آن است که تمیز از شهوات پست حیوانی شده و پرهیزکار شوید.
آیت اللّه فاضل لنکرانی می نویسد: «در صورتیکه زهد و تقوا به معنای واهمه و واهمه باشد، مگر روزه داری در آدم خوف ساختوساز می کند؟ و چه تناسبی فی مابین خوف و روزه است. در حالی که اگر زهد به معنای خود نگه داری و تحفظ باشد (چه کسی است)، میان تحفظ و روزه داری ارتباط مستقیم وجود دارااست؛ زیرا روزه کلاس تمرین برای تحفظ و خود نگه داری هست.
و یا در آیه: «اتَّقوا اللّه حقَّ تُقاتِه»؛[16] از خدا بترسید، در شرایطی که سزاوار پروردگار واهمه بودن است، روشن است که درصورتیکه زهدوتقوا را به معنای هراس بگیریم، آیه مضمون و مفهومی پیدا نخواهد کرد، ولی در شرایطی که زهدوتقوا را به معنای تحفّظ و خود نگه داری بگیریم، آیه منظوری روشن و هدفی مشخص و معلوم خواهد داشت».
و از آنجا که تقرّب به خدا برگزیدگان هدفی میباشد که عالمان و تمامی مؤمنان طالب آن می باشند و خدا رحمان و رحیم میباشد و واجد همگی صفات کمال میباشد، نمی قدرت از تقوای وی تفسیر به هراس کرد. به این ترتیب در شرایطیکه ترسی در دل بندگان میباشد، مرتبط با سوء کار خویش آن هاست، پس آدم پارسا، همواره از این که زیر تأثیر نفس امّاره خویش قرار گیرد، می بایست خائف و بیمناک باشد.
البته درباره نسبت زهد و زهدوتقوا بایستی بیان کرد که مشترکات متعددی با یکدیگر دارا هستند. مثلا می قدرت ذکر کرد که جهان گرایی (نظیر جنس دوستی، جایگاه پرستی و... )، خویش نوعی بی تقوایی به حساب آورده می شود و از آرم های زهدو تقوا، انفاق از متاع میباشد و فرد خداترس میتواند فارغ از شک و فکر، از محصول خویش انفاق نماید. همینطور از آرم های زهدوتقوا این میباشد که بشر، باور به قیامت نتیجه ها نماید و مومن، اکثر اوقات به حافظه قیامت میباشد.
با این وجود که می قدرت دربین زهد و زهدو تقوا مشترکاتی را بر شمرد، ولی در بین آن دو فرق هایی نیز میباشد. مع الوصف دراین سوژه، هرمورد از اوصاف زهد و تقوا جداگانه مطرح می گردند. کلاً زهدوتقوا بیشتر ناظر به حالات نفسانی میباشد، در حالی که تقوا رابطه بیشتری با کارها دنیوی و محسوس و جلوه های جهان دارااست که از بیرون وجود بر آدم تاثیر میگذارد.
زهد از «وقایة»، و وقایة به معنی نگهداری شیء هست، از آن چه به او ضرر و زیان برساند. [1]
شهید مطهری در مضمون واژه زهدو تقوا نوشته اند: این واژه و کلمه از ماده «وقی» میباشد که به معنای نگهداری و صیانت و حفظ می باشد. معنای اتّقای احتفاظ است، ولی تا کنون دیده نشده که در ترجمه پک پذیرایی ترحیم مشهد های فارسی این واژه را به صورت حفظ و حفظ ترجمه کنند... و اضافه کرده اند که کسی مدعی نشده می باشد که معنای زهد، هراس یا پرهیز و اجتناب می باشد، بلکه چون دیده شده لازمه صیانت خود از چیزی رخنه و خودداری می باشد... . در بعضا مفاد، به معنای واهمه و ترس استعمال شدهاست. [2]
منفعت آن که به حیث می رسد معنای مناسب برای کلمه و واژه زهد و تقوا «خودنگهداری» است. در تأیید این نکته که «وقایة» به معنای پناه و محافظت از شرور و آفات می باشد، به تعدادی آیه می اقتدار استناد کرد؛ مانند: «فَوَقهُمُ اللّه ُ شَرَّ ذلِک الیَومِ وَ لَقَّهم نَضرَةً وَ سُرُورا»؛[3] پروردگار هم از شرّ و فتنه آن روز آنهارا محفوظ داشت و به آن ها روی خندان و دل شادمان عطا نمود.
و نیز: «قُوآا أنفُسَکُم وَ أهلِیکُم نارا»؛[4] خود را با خانواده خویش از آتش جهنم نگاهدارید. [5]
در آیه ها قرآن کریم 243 [6] واژه و کلمه تقوا به صورت اسمی و فعلی و به عنوان صفت به کار رفته، و بیشتر به صورت «اتقوااللّه » آمده است. معدودی از این تعداد، به صورت «إتقوا رَبّمعدود» یا «إتقوا اللّه الّذی خَلقکم» به کار رفته هست. این تعداد فعل دستور به صراحت نشان میدهد که تا چه حد رعایت تقوا اهمیت دارااست، و تا چه حد انسان از زهد و تقوا غفلت می کند. برای مثال این اوامر این است که می فرماید: «فَاتَّقُوا اللّه َ یأُالبته الأَلبَب لَعَلَّنادر تُفلِحُون»؛[7] پس ای خردمندان فقیه! از آفریدگار بترسید، باشد که رستگار شوید.
و نیز میفرماید: «اتَّقوا اللّه َ حَقَّ تُقاتِه»؛[8] از خداوند بترسید، در صورتیکه لایق خدا خوف بودن هست.
در فرهنگ و تمدن قرآن مهربان، متقی کسی است که با ایمان و فعالیت صالح برای خود ملکه ای نفسانی فراهم می سازد تا او را از زخم های درونی (هوای نفس) و بیرونی (شیطان) مصون دارااست. [9]
و متقین و پرهیزکاران، همان مؤمنانند و پرهیزکاری، از اوصاف منحصر به فرد طبقه معینی نیست تا مانند احسان و خشوع و خلوص جزء مقامات خاصه محسوب شود، بلکه صفتی هست که مجموعاَ پروسه ایمان بعد از تحقق ایمان پیدا می شود. استدلال آن هم این میباشد که پروردگار آن را به عنوان یک صفت خاص برای طبقه مخصوص از مؤمنان (با آن کلیه اختلاف درجاتی که دارند)، بیان نکرده است. [10]
خواجه نصیر الدین طوسی میگوید: زهدو تقوا و ورع عبارت است از ایفا همیشگی اعمال شایسته سوای کوتاهی و سستی. [11] این معنی، در واقع ناظر به اثاثیه تقواست، نه اصل ماهیّت زهدوتقوا.
شهید مطهری میگوید: تقوای دینی و الهی یعنی این که آدم خود را از آنچه... آئین در زندگی معین کرده و اشتباه و گناه و پلیدی و زشتی شناخته شده، مراقبت و صیانت کند و مرتکب آنها نشود. [12]
به عقیده شهید مطهری، ما دو نوع زهدو تقوا قادر خواهیم بود داشته باشیم؛ تقوایی که ضعف است و تقوایی که قوت میباشد. نوع اول این میباشد که آدم برای این که خود را از آلودگی های معاصی نگهداری کند، از موجبات آنها فرار می کند و خود را همیشه از محیط گناه به دور نگه دارد... .
نوع دوم این که در روح خود وضعیت و قوتی بوجود آورد که به او مصونیت روحی و اخلاقی دهد که در شرایطیکه فرضا در محیطی قرار گیرد که وسایل و موجبات گناه فراهم باشد، آن موقعیت و ملکه روحی، او را محافظت کند. [13]
از این بیان، و بیانات امامان معصوم (علیهم السلام)[14] میفهمیم که زهد به معنای خود نگه داری، نگهداری، کنترل نفس و حاکمیت و تسلّط بر نفس هست، نه به معنای پرهیزکاری که عدّه ای از شل طلبان منزوی، شعار خود قرار داده و تقوای اسلامی را که با ستیز و جنگ همپا میباشد، به کناره گیری و غربت از جامعه و امت اسلامی توجیه و تأویل می کنند.
بعضی از محققین که زهدوتقوا را در اصطلاح شرع به معنای واهمه و هراس به کار گیری کرده اند، درباره مورد ها تقوا صحیح به نظر نمی رسد؛ زیرا با دقت به مجموع نشانهها و روایات وارده، زهد بدین مضمون صحیح نیست، جز آن که معنای لازمی آن را در حیث داشته باشیم؛ زیرا در قرآن می خوانیم: «کُتِبَ عَلَیکمُ الصّیامُ کما کُتِبَ علی الذّینَ من قبلِکُم لَعَلَّکُم تَتَّقون»؛[15] بر شما هم روزه داشتن فرض گردید، چنان که اُمَم گذشته را فرض شد و این فرمان برای آن است که تمیز از شهوات پست حیوانی شده و پرهیزکار شوید.
آیت اللّه فاضل لنکرانی می نویسد: «در صورتیکه زهد و تقوا به معنای واهمه و واهمه باشد، مگر روزه داری در آدم خوف ساختوساز می کند؟ و چه تناسبی فی مابین خوف و روزه است. در حالی که اگر زهد به معنای خود نگه داری و تحفظ باشد (چه کسی است)، میان تحفظ و روزه داری ارتباط مستقیم وجود دارااست؛ زیرا روزه کلاس تمرین برای تحفظ و خود نگه داری هست.
و یا در آیه: «اتَّقوا اللّه حقَّ تُقاتِه»؛[16] از خدا بترسید، در شرایطی که سزاوار پروردگار واهمه بودن است، روشن است که درصورتیکه زهدوتقوا را به معنای هراس بگیریم، آیه مضمون و مفهومی پیدا نخواهد کرد، ولی در شرایطی که زهدوتقوا را به معنای تحفّظ و خود نگه داری بگیریم، آیه منظوری روشن و هدفی مشخص و معلوم خواهد داشت».
و از آنجا که تقرّب به خدا برگزیدگان هدفی میباشد که عالمان و تمامی مؤمنان طالب آن می باشند و خدا رحمان و رحیم میباشد و واجد همگی صفات کمال میباشد، نمی قدرت از تقوای وی تفسیر به هراس کرد. به این ترتیب در شرایطیکه ترسی در دل بندگان میباشد، مرتبط با سوء کار خویش آن هاست، پس آدم پارسا، همواره از این که زیر تأثیر نفس امّاره خویش قرار گیرد، می بایست خائف و بیمناک باشد.
البته درباره نسبت زهد و زهدوتقوا بایستی بیان کرد که مشترکات متعددی با یکدیگر دارا هستند. مثلا می قدرت ذکر کرد که جهان گرایی (نظیر جنس دوستی، جایگاه پرستی و... )، خویش نوعی بی تقوایی به حساب آورده می شود و از آرم های زهدو تقوا، انفاق از متاع میباشد و فرد خداترس میتواند فارغ از شک و فکر، از محصول خویش انفاق نماید. همینطور از آرم های زهدوتقوا این میباشد که بشر، باور به قیامت نتیجه ها نماید و مومن، اکثر اوقات به حافظه قیامت میباشد.
با این وجود که می قدرت دربین زهد و زهدو تقوا مشترکاتی را بر شمرد، ولی در بین آن دو فرق هایی نیز میباشد. مع الوصف دراین سوژه، هرمورد از اوصاف زهد و تقوا جداگانه مطرح می گردند. کلاً زهدوتقوا بیشتر ناظر به حالات نفسانی میباشد، در حالی که تقوا رابطه بیشتری با کارها دنیوی و محسوس و جلوه های جهان دارااست که از بیرون وجود بر آدم تاثیر میگذارد.

تفاوت پذیرایی مراسم ترحیم خانوادگی و مراسمهای پرجمعیت