اثرها سوء و مضرات انفاق سوای قصد كسب رضاى خداوند: وقتى انفاق درراه خداوند و به علت تحصيل رضاى وی باشد، نمو و زیادشدن آن از اثاثیه قانون شکنیناپذیر آن خواهد بود، زیرا فواید انفاق در غير شیوه خداوند ممكن میباشد توأم با ضررهایی باشد كه (مسلماً است) براى اينكه وقتى رضاى معبود علت آدمى نباشد لابد علت اين میباشد كه اینجانب توانگر به فقير انفاق كنم تا شر اورا از خویش دفع نمايم و يا حاجت اورا برآورم تا اعتدالى به اکنون جامعه ببخشم و مسافت طبقاتى را كم كنم (و در تمامی اين فرضها بهطور غیرمستقیم منافعى عايد خویش انفاق كننده میشود) پک پذیرایی ترحیم مشهد و اين خویش نوعى استخدام و استثمار فقير به عایدی خويش میباشد كه چهبسا در دل فقير اثر ها سوء بجاى گذارد و چهبسا اين اثر ها سوء، در دل فقرا متراكم گردد و ناآرامی و بلواها به رویه بيندازد البته درصورتی که انفاق صرفا براى رضاى معبود شکل بگيرد و انفاق گر بهجز خشنودى وی هدفى و منظورى نداشته باشد، آن اثر ها سوء پديد نمیآید و درنتیجه اين شغل خير محض میگردد (تعبیر المیزان، ج ۲، ص ۵۹۵).
آیه ها ۲۶۲ سوره مبارکه بقره: الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ ثُمَّ لَا يُتْبِعُونَ مَا أَنفَقُوا مَنًّا وَلَا أَذًى لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (٢٦٢) قَوْلٌ مَّعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِّن صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَا أَذًى وَاللَّـهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ (٢٦٣).
۱۲. ثواب انفاق کنندگان نزد پروردگارشان میباشد: گزاره (لهم اجرهم عند ربهم) به انفاق كنندگان اطمينان میدهد كه پاداششان نزد معبود محفوظ میباشد تا با اطمينان خیال و خاطر در اين رویکرد قدم بردارند زيرا چيزى كه نزد آفریدگار میباشد خیر خطر نابودى داراست و خیر نقصان، بلكه تعبير “ربهم” ممكن میباشد اشاره به اين باشد كه معبود آن ها را رویش می دهد و بر آن می افزاید (تعبیروتفسیر مثال، ج ۲، ص ۳۱۹).
۱۳. انفاق کننده در گیر بیم و ناراحتی نمیشود: گزاره ” وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ”، اشاره به اين میباشد كه آنان هيچ نوع نگرانى نخواهند داشت، زيرا واهمه، به عبارتیسیرتکامل كه در کهن هم اشاره شد نسبت به کارها آينده میباشد و اندوه و غم، نسبت به کارها پیشین، به این ترتیب با دقت به اينكه جایزه انفاق كنندگان در پيشگاه آفریدگار محفوظ میباشد، خیر از آينده خویش در رستاخيز ترسى داراهستند و خیر ازآنچه درراه معبود بخشيدهاند، اندوهى به دل روش مىدهند. بعضى نيز گفتهاند آن ها ترسى از فقر و كينه و بخل و مغبون شدن ندارند و خیر غمى ازآنچه انفاق كردهاند (تعبیر و تفسیر مثال، ج ۲، ص ۲۱۹).
آیه ۲۶۴ سوره مبارکه بقره: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالْأَذَى كَالَّذِي يُنفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْدًا لَّا يَقْدِرُونَ عَلَى شَيْءٍ مِّمَّا كَسَبُوا وَاللَّـهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ (۲۶۵)، مفهوم ها تحت از این آیه قابلبرداشت میباشد:
۱۴. بیتاثیر بودن انفاق ریایی یا این که انفاقی که با منت یا این که اذیت یار میباشد: اين آيه وجه همانندی رياكار به سنگ را بيان مینماید، معناى وسيعى میباشد كه هم در رياكار می باشد و هم در آن سنگ و آن بیتاثیر و سست بودن کار میباشد همچنان خاكى كه روى سنگ صاف جای دارد با بارانى اندك از بين رفته و نمیتواند اثرى داشته باشد. معناى اين مثل آن میباشد كه كسى كه در انفاق خویش مرتكب ريا می شود، در ريا كردنش و در ترتيب اجر بر انفاقش هم اکنون سنگ صافى را داراست كه مختصر خاكى روى آن باشد، همینکه بارانى تند بر آن ببارد، همين بارانى كه مايه حيات زمين و سرسبزى آن و آراستگیاش به گل و گياه میباشد، در اين سنگ خاکآلود چنين اثرى ندارد و خاك نامبرده در قبال آن باران دوام نياورده و بهکلی شسته میگردد، فقط سنگى دشوار می ماند كه خیر آبى در آن فرو میرود و خیر گياهى از آن می روید، پس وابل (باران پشتدار) هرچند از پرنورترین اسباب و اثاث حيات و نمو میباشد و همچنين هرچند خاك هم منجر ديگرى براى آن میباشد ولی وقتى محل اين آبوخاک، سنگ طاقت فرسا باشد فعالیت اين دو سبب ساز فسخ می گردد، سوای اينكه نقصى و قصورى در ناحيه آبوخاک باشد، پس اين اکنون سنگ طاقت فرسا بود و عیناً حالا رياكار نيز چنين میباشد … و از همين آيه برمیآید كه قبول شدن اجرا، احتياج به نيتى خالص و قصدى به وجه اللّه داراست. شيعه و سنى هم از نبی آفریدگار (صلى الله عليه و آله و سلم) روايت کردهاند كه فرمود: (انما الاعمال بالنيات – معيار در قیمت اجرا فقط نیتها می باشند)(تعبیر المیزان ج ۲، ص ۵۹۸ و ۵۹۹). اینسیرتکامل میباشد جاری ساختن رياكارانه و انفاقهای آميخته با منت و آزار كه از دلهای طاقت فرسا و قساوتاند سرچشمه مىگيرد و صاحبانش هيچ منفعتاى از آن نمىمارک و آحاد زحماتشان بر باد مىرود (تعبیر مثال، ج ۲، ص ۳۲۴ و ۳۲۵).
۱۵. انفاق کنندگانی که دورویی مینمایند یا این که انفاقشان همپا با منت یا این که اذیت میباشد، در مدار کفرند و آیتم هدایت نیستند: و گزارهی (و اللّه لا يهدى القوم الكافرين) حكم را نسبت به رياكار و كافر به وجهى عام بيان مینماید و می فرماید: ريا كننده در رياكاريش يكى از مصاديق كافر میباشد و آفریدگار عموم كافر را هدايت نمینماید و به همين جهت گزاره نامبرده كار تعليل را مینماید (تعبیر المیزان، ج ۲، ص ۵۹۸) و در پايان آيه مىفرمايد: “و معبود مجموعه كافران را هدايت نمىكند” (وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ). اشاره به اينكه پروردگار توفيق هدايت را از آنان مىگيرد چراکه با پاى خویش، راه و روش كفر و ريا و منت و آزار را پوييدند و چنين كسانى شايسته هدايت نيستند و بدینترتیب انفاقهای ريايى و آميخته با منت و آزار، کلیه در يك رديف قرارگرفتهاند (تعبیروتفسیر مثال، ج ۲، ص ۳۲۵).
آیه ۲۶۵ سوره مبارکه بقره: وَ مَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّـهِ وَ تَثْبِيتًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ فَإِن لَّمْ يُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللَّـهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿٢٦٥﴾ مفهوم ها ذیل از تفاسیر این آیه قابلدستیابی میباشد:
۱۶. تقويت روح ايمان و ايجاد ادب در دلوجان: پاراگراف “اِبْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ تَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ” انگيزههاى انفاق صحيح و الهى را بيان مىكند و آن دو چيز میباشد: “طلب خشنودى معبود” و “تقويت روح ايمان و ايجاد متانت در دلوجان” اين پاراگراف مىگويد: انفاق كنندگان واقعى كسانى میباشند كه صرفا به خیال خشنودى آفریدگار و رویش فضائل انسانى و تثبيت اين صفات در داخل جان خویش و همچنين پايان دادن به اضطراب و غمهایی كه براثر حس مسئوليت در قبال محرومان در وجدان آنها پيدا مىگردد مبادرت به انفاق مىكنند (مثال، ج ۲، ص ۳۲۷). اما علامه طباطبایی دربارهی “وَ تَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ” حیث دیگری دارا هستند، وی می فرمایند: خواسته از “تَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ” اين میباشد كه آدمى زمام نفس را در مشت داشته باشد تا بتواند نيت خالصى را كه داشته نگه بدارد و اين تثبيت هم از ناحيه نفس میباشد و هم واقع بر نفس، بی آلایشخیس بگويم نفس هم فاعل تثبيت میباشد و هم مفعول آن
اثرها سوء و مضرات انفاق سوای قصد كسب رضاى خداوند: وقتى انفاق درراه خداوند و به علت تحصيل رضاى وی باشد، نمو و زیادشدن آن از اثاثیه قانون شکنیناپذیر آن خواهد بود، زیرا فواید انفاق در غير شیوه خداوند ممكن میباشد توأم با ضررهایی باشد كه (مسلماً است) براى اينكه وقتى رضاى معبود علت آدمى نباشد لابد علت اين میباشد كه اینجانب توانگر به فقير انفاق كنم تا شر اورا از خویش دفع نمايم و يا حاجت اورا برآورم تا اعتدالى به اکنون جامعه ببخشم و مسافت طبقاتى را كم كنم (و در تمامی اين فرضها بهطور غیرمستقیم منافعى عايد خویش انفاق كننده میشود) پک پذیرایی ترحیم مشهد و اين خویش نوعى استخدام و استثمار فقير به عایدی خويش میباشد كه چهبسا در دل فقير اثر ها سوء بجاى گذارد و چهبسا اين اثر ها سوء، در دل فقرا متراكم گردد و ناآرامی و بلواها به رویه بيندازد البته درصورتی که انفاق صرفا براى رضاى معبود شکل بگيرد و انفاق گر بهجز خشنودى وی هدفى و منظورى نداشته باشد، آن اثر ها سوء پديد نمیآید و درنتیجه اين شغل خير محض میگردد (تعبیر المیزان، ج ۲، ص ۵۹۵).
آیه ها ۲۶۲ سوره مبارکه بقره: الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ ثُمَّ لَا يُتْبِعُونَ مَا أَنفَقُوا مَنًّا وَلَا أَذًى لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (٢٦٢) قَوْلٌ مَّعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِّن صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَا أَذًى وَاللَّـهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ (٢٦٣).
۱۲. ثواب انفاق کنندگان نزد پروردگارشان میباشد: گزاره (لهم اجرهم عند ربهم) به انفاق كنندگان اطمينان میدهد كه پاداششان نزد معبود محفوظ میباشد تا با اطمينان خیال و خاطر در اين رویکرد قدم بردارند زيرا چيزى كه نزد آفریدگار میباشد خیر خطر نابودى داراست و خیر نقصان، بلكه تعبير “ربهم” ممكن میباشد اشاره به اين باشد كه معبود آن ها را رویش می دهد و بر آن می افزاید (تعبیروتفسیر مثال، ج ۲، ص ۳۱۹).
۱۳. انفاق کننده در گیر بیم و ناراحتی نمیشود: گزاره ” وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ”، اشاره به اين میباشد كه آنان هيچ نوع نگرانى نخواهند داشت، زيرا واهمه، به عبارتیسیرتکامل كه در کهن هم اشاره شد نسبت به کارها آينده میباشد و اندوه و غم، نسبت به کارها پیشین، به این ترتیب با دقت به اينكه جایزه انفاق كنندگان در پيشگاه آفریدگار محفوظ میباشد، خیر از آينده خویش در رستاخيز ترسى داراهستند و خیر ازآنچه درراه معبود بخشيدهاند، اندوهى به دل روش مىدهند. بعضى نيز گفتهاند آن ها ترسى از فقر و كينه و بخل و مغبون شدن ندارند و خیر غمى ازآنچه انفاق كردهاند (تعبیر و تفسیر مثال، ج ۲، ص ۲۱۹).
آیه ۲۶۴ سوره مبارکه بقره: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالْأَذَى كَالَّذِي يُنفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْدًا لَّا يَقْدِرُونَ عَلَى شَيْءٍ مِّمَّا كَسَبُوا وَاللَّـهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ (۲۶۵)، مفهوم ها تحت از این آیه قابلبرداشت میباشد:
۱۴. بیتاثیر بودن انفاق ریایی یا این که انفاقی که با منت یا این که اذیت یار میباشد: اين آيه وجه همانندی رياكار به سنگ را بيان مینماید، معناى وسيعى میباشد كه هم در رياكار می باشد و هم در آن سنگ و آن بیتاثیر و سست بودن کار میباشد همچنان خاكى كه روى سنگ صاف جای دارد با بارانى اندك از بين رفته و نمیتواند اثرى داشته باشد. معناى اين مثل آن میباشد كه كسى كه در انفاق خویش مرتكب ريا می شود، در ريا كردنش و در ترتيب اجر بر انفاقش هم اکنون سنگ صافى را داراست كه مختصر خاكى روى آن باشد، همینکه بارانى تند بر آن ببارد، همين بارانى كه مايه حيات زمين و سرسبزى آن و آراستگیاش به گل و گياه میباشد، در اين سنگ خاکآلود چنين اثرى ندارد و خاك نامبرده در قبال آن باران دوام نياورده و بهکلی شسته میگردد، فقط سنگى دشوار می ماند كه خیر آبى در آن فرو میرود و خیر گياهى از آن می روید، پس وابل (باران پشتدار) هرچند از پرنورترین اسباب و اثاث حيات و نمو میباشد و همچنين هرچند خاك هم منجر ديگرى براى آن میباشد ولی وقتى محل اين آبوخاک، سنگ طاقت فرسا باشد فعالیت اين دو سبب ساز فسخ می گردد، سوای اينكه نقصى و قصورى در ناحيه آبوخاک باشد، پس اين اکنون سنگ طاقت فرسا بود و عیناً حالا رياكار نيز چنين میباشد … و از همين آيه برمیآید كه قبول شدن اجرا، احتياج به نيتى خالص و قصدى به وجه اللّه داراست. شيعه و سنى هم از نبی آفریدگار (صلى الله عليه و آله و سلم) روايت کردهاند كه فرمود: (انما الاعمال بالنيات – معيار در قیمت اجرا فقط نیتها می باشند)(تعبیر المیزان ج ۲، ص ۵۹۸ و ۵۹۹). اینسیرتکامل میباشد جاری ساختن رياكارانه و انفاقهای آميخته با منت و آزار كه از دلهای طاقت فرسا و قساوتاند سرچشمه مىگيرد و صاحبانش هيچ منفعتاى از آن نمىمارک و آحاد زحماتشان بر باد مىرود (تعبیر مثال، ج ۲، ص ۳۲۴ و ۳۲۵).
۱۵. انفاق کنندگانی که دورویی مینمایند یا این که انفاقشان همپا با منت یا این که اذیت میباشد، در مدار کفرند و آیتم هدایت نیستند: و گزارهی (و اللّه لا يهدى القوم الكافرين) حكم را نسبت به رياكار و كافر به وجهى عام بيان مینماید و می فرماید: ريا كننده در رياكاريش يكى از مصاديق كافر میباشد و آفریدگار عموم كافر را هدايت نمینماید و به همين جهت گزاره نامبرده كار تعليل را مینماید (تعبیر المیزان، ج ۲، ص ۵۹۸) و در پايان آيه مىفرمايد: “و معبود مجموعه كافران را هدايت نمىكند” (وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ). اشاره به اينكه پروردگار توفيق هدايت را از آنان مىگيرد چراکه با پاى خویش، راه و روش كفر و ريا و منت و آزار را پوييدند و چنين كسانى شايسته هدايت نيستند و بدینترتیب انفاقهای ريايى و آميخته با منت و آزار، کلیه در يك رديف قرارگرفتهاند (تعبیروتفسیر مثال، ج ۲، ص ۳۲۵).
آیه ۲۶۵ سوره مبارکه بقره: وَ مَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّـهِ وَ تَثْبِيتًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ فَإِن لَّمْ يُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللَّـهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿٢٦٥﴾ مفهوم ها ذیل از تفاسیر این آیه قابلدستیابی میباشد:
۱۶. تقويت روح ايمان و ايجاد ادب در دلوجان: پاراگراف “اِبْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ تَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ” انگيزههاى انفاق صحيح و الهى را بيان مىكند و آن دو چيز میباشد: “طلب خشنودى معبود” و “تقويت روح ايمان و ايجاد متانت در دلوجان” اين پاراگراف مىگويد: انفاق كنندگان واقعى كسانى میباشند كه صرفا به خیال خشنودى آفریدگار و رویش فضائل انسانى و تثبيت اين صفات در داخل جان خویش و همچنين پايان دادن به اضطراب و غمهایی كه براثر حس مسئوليت در قبال محرومان در وجدان آنها پيدا مىگردد مبادرت به انفاق مىكنند (مثال، ج ۲، ص ۳۲۷). اما علامه طباطبایی دربارهی “وَ تَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ” حیث دیگری دارا هستند، وی می فرمایند: خواسته از “تَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ” اين میباشد كه آدمى زمام نفس را در مشت داشته باشد تا بتواند نيت خالصى را كه داشته نگه بدارد و اين تثبيت هم از ناحيه نفس میباشد و هم واقع بر نفس، بی آلایشخیس بگويم نفس هم فاعل تثبيت میباشد و هم مفعول آن

تفاوت پذیرایی مراسم ترحیم خانوادگی و مراسمهای پرجمعیت