امام حسن عسکری(ع)
امام عسکری(ع) به بازه زمانی ۶ سال (از ۲۵۴ تا ۲۶۰ق) امامت کرد.[۵۷] زمان امامت وی هم زمان با سه خلیفه عباسی بود: معتز عباسی(۲۵۲-۲۵۵ق)، مهتدی (۲۵۵-۲۵۶ق) و معتمد (۲۵۶-۲۷۹ق). در عصر معاش امام عسکری(ع)، دستگاه عباسی به ابزار دستی برای امیران حریف تبدیل گردیده بود و بخصوص فرماندهان نظامی تُرک نقش مؤثری در نظام حکومتی داشتند. معتز در سال ۲۵۵ق امام عسکری را زندانی کرد.[۵۸] وی در عصر یک ساله خلیفه آجل (مهتدی) نیز همچنان در زندان بود.[۵۹] با استارت خلافت معتمد (۲۵۶ق) که با قیامهای شیعی رو به رو بود، امام از زندان آزاد شد و توشه دیگر به سازماندهی اجتماعی و مالی امامیه اهتمام ورزید. در صفر سال ۲۶۰ق امام به فرمان معتمد به زندان زمینخورد و فرد خلیفه روزمره خبرها مرتبط با امام را پیگیری میکرد. بعداز مدتی امام عسکری به منزل حسن بن سهل و آسان (وزیر مامون) در اطراف شهر واسط منتقل شد.[۶۰] دراین مجال، میان شیعهها داخل شدن امام منتظَر اشاعه یافته، و خلیفه عباسی در جستجوی فرزند امام عسکری پک پذیرایی ترحیم مشهد (ع) بود.[۶۱]
امام مهدی(عج)
حضرت مهدی (عج)، دوازدهمی و واپسین امام شیعه ها میباشد که در ۲۵۵ق، در حین حکومت معتمد عباسی متولد شد. زادگاه وی در سامرا، در منزل پدرش بود که به امر خلیفه درین شهر ذیل لحاظ قرار داشت. معتمد عباسی به قابلهها فرمان کرده بود تا وقت و بیوقت، سرزده وارد منزل سادات شوند - بهویژه منزل امام حسن عسکری(ع) - و داخل منزل را بگردند و از حالا همسر وی با خبر شوند و گزارش دهند.[۶۲] نخست خلافت «معتضد» عباسی، در سال ۲۷۹ق، دو توشه منزل امام عسکری(ع) از سوی حکومت تفتیش شد.[۶۳] حضرت مهدی، در ۲۶۰ق بعداز شهید شدن پدرش، غایب بودن صغری خویش را با تعیین نماینده قانونی یا این که نائب خاص آغاز کرد.[۶۴]
حالت طالبیان و شیعه ها
اورده شده ابن عباس به فرزندش على وصیت کرد(۶۸ق) بعد از مرگ وی، از حجاز بیرون گردد و از قیامهاى پسرعموهایش، علویان دورى نماید.[۶۵] محمدبنعلی، نوه ابنعباس در ۱۰۰ق هنگامی داعی خویش را به خراسان میارسال کرد، به وی سفارش کرد از فردی به اسم پیروز و یارانش که در نیشابور عموم را به امام باقر (ع) دعوت می کرد، هجران نماید.[۶۶] وی، برادران، فرزندان، داعیان و علاقه مندانش در قیام زید (۱۲۲ق)و فرزندش یحیی (۱۲۵ق) کمپانی نکردند.[۶۷]
در سال ۱۲۶ق بعداز مرگ هشام بن عبدالملک، بنی هاشم در موسم حج در دهکده ابواء، مدفن آمنه، مامان فرستاده عده شدند. دراین گرد هم آیی، محمد بن عبدالله مشهور به نفس زکیه تحت عنوان خلیفه آتی معرفی شد و بنیعباس و سایر بجز امام درستگو با وی بیعت کردند.[۶۸]
بنیعباس در سال ۱۲۷ق در قیام عبدالله بن معاویه، نوه عبدالله بن جعفر بن ابیطالب، کمپانی کردند. [یادداشت ۴] عبدالله در سال ۱۲۹ق از سپاه مروان ناکامی خورد و به آرزو امداد ابومسلم به هرات رفت. عبدالله در سال ۱۳۰ق به وسیله حکم کننده هرات و به امر ابومسلم، در زندان کشته شد.[۷۰]
بنیهاشم در سال ۱۲۹ق، در مکه برای تجدید بیعت تشکیل گردهمایی دادند اما بنیعباس با شنیدن آغاز قیام ابومسلم، نشست را شکاف کردند.[۷۱]
در زمان سفاح (۱۳۶-۱۳۲ق) علویان از ادب نسبی بهره مند بودند. اما سفاح، وزیر خویش، ابوسلمه ضمن را که از داعیان و عامل ها مفید سقوط بنیامیه و استارت خلافت بنیعباس بود، به قتل رساند. چون وی به علویان اظهار رغبت کرده بود و اقتدار بخش اعظمی داشت.[۷۲] ابومسلم در قتل ابوسلمه، مخالفتی نکرد. وی یکسری ماه بعد از آغاز خلافت سفاح، سلیمان بن کثیر را نیز به گمان همیاری با علویان گردن زد.[۷۳] وی آن گاه حرکت سهم دار بن روضه خوان (۱۳۳ق) را در بخارا سرکوب کرد و اورا کشت. تنی چند از مورخان، سهم دار و ماهیت قیام اورا شیعی دانستهاند.[۷۴] سفاح راءس حکومت خویش را از کوفه به حیره، بعد انبار منتقل کرد؛ چون عموم کوفه را متمایل به علویان میدانست. وی شهر هاشمیه را مجاورت انبار تشکیل داد.[۷۵]
امام حسن عسکری(ع)
امام عسکری(ع) به بازه زمانی ۶ سال (از ۲۵۴ تا ۲۶۰ق) امامت کرد.[۵۷] زمان امامت وی هم زمان با سه خلیفه عباسی بود: معتز عباسی(۲۵۲-۲۵۵ق)، مهتدی (۲۵۵-۲۵۶ق) و معتمد (۲۵۶-۲۷۹ق). در عصر معاش امام عسکری(ع)، دستگاه عباسی به ابزار دستی برای امیران حریف تبدیل گردیده بود و بخصوص فرماندهان نظامی تُرک نقش مؤثری در نظام حکومتی داشتند. معتز در سال ۲۵۵ق امام عسکری را زندانی کرد.[۵۸] وی در عصر یک ساله خلیفه آجل (مهتدی) نیز همچنان در زندان بود.[۵۹] با استارت خلافت معتمد (۲۵۶ق) که با قیامهای شیعی رو به رو بود، امام از زندان آزاد شد و توشه دیگر به سازماندهی اجتماعی و مالی امامیه اهتمام ورزید. در صفر سال ۲۶۰ق امام به فرمان معتمد به زندان زمینخورد و فرد خلیفه روزمره خبرها مرتبط با امام را پیگیری میکرد. بعداز مدتی امام عسکری به منزل حسن بن سهل و آسان (وزیر مامون) در اطراف شهر واسط منتقل شد.[۶۰] دراین مجال، میان شیعهها داخل شدن امام منتظَر اشاعه یافته، و خلیفه عباسی در جستجوی فرزند امام عسکری پک پذیرایی ترحیم مشهد (ع) بود.[۶۱]
امام مهدی(عج)
حضرت مهدی (عج)، دوازدهمی و واپسین امام شیعه ها میباشد که در ۲۵۵ق، در حین حکومت معتمد عباسی متولد شد. زادگاه وی در سامرا، در منزل پدرش بود که به امر خلیفه درین شهر ذیل لحاظ قرار داشت. معتمد عباسی به قابلهها فرمان کرده بود تا وقت و بیوقت، سرزده وارد منزل سادات شوند - بهویژه منزل امام حسن عسکری(ع) - و داخل منزل را بگردند و از حالا همسر وی با خبر شوند و گزارش دهند.[۶۲] نخست خلافت «معتضد» عباسی، در سال ۲۷۹ق، دو توشه منزل امام عسکری(ع) از سوی حکومت تفتیش شد.[۶۳] حضرت مهدی، در ۲۶۰ق بعداز شهید شدن پدرش، غایب بودن صغری خویش را با تعیین نماینده قانونی یا این که نائب خاص آغاز کرد.[۶۴]
حالت طالبیان و شیعه ها
اورده شده ابن عباس به فرزندش على وصیت کرد(۶۸ق) بعد از مرگ وی، از حجاز بیرون گردد و از قیامهاى پسرعموهایش، علویان دورى نماید.[۶۵] محمدبنعلی، نوه ابنعباس در ۱۰۰ق هنگامی داعی خویش را به خراسان میارسال کرد، به وی سفارش کرد از فردی به اسم پیروز و یارانش که در نیشابور عموم را به امام باقر (ع) دعوت می کرد، هجران نماید.[۶۶] وی، برادران، فرزندان، داعیان و علاقه مندانش در قیام زید (۱۲۲ق)و فرزندش یحیی (۱۲۵ق) کمپانی نکردند.[۶۷]
در سال ۱۲۶ق بعداز مرگ هشام بن عبدالملک، بنی هاشم در موسم حج در دهکده ابواء، مدفن آمنه، مامان فرستاده عده شدند. دراین گرد هم آیی، محمد بن عبدالله مشهور به نفس زکیه تحت عنوان خلیفه آتی معرفی شد و بنیعباس و سایر بجز امام درستگو با وی بیعت کردند.[۶۸]
بنیعباس در سال ۱۲۷ق در قیام عبدالله بن معاویه، نوه عبدالله بن جعفر بن ابیطالب، کمپانی کردند. [یادداشت ۴] عبدالله در سال ۱۲۹ق از سپاه مروان ناکامی خورد و به آرزو امداد ابومسلم به هرات رفت. عبدالله در سال ۱۳۰ق به وسیله حکم کننده هرات و به امر ابومسلم، در زندان کشته شد.[۷۰]
بنیهاشم در سال ۱۲۹ق، در مکه برای تجدید بیعت تشکیل گردهمایی دادند اما بنیعباس با شنیدن آغاز قیام ابومسلم، نشست را شکاف کردند.[۷۱]
در زمان سفاح (۱۳۶-۱۳۲ق) علویان از ادب نسبی بهره مند بودند. اما سفاح، وزیر خویش، ابوسلمه ضمن را که از داعیان و عامل ها مفید سقوط بنیامیه و استارت خلافت بنیعباس بود، به قتل رساند. چون وی به علویان اظهار رغبت کرده بود و اقتدار بخش اعظمی داشت.[۷۲] ابومسلم در قتل ابوسلمه، مخالفتی نکرد. وی یکسری ماه بعد از آغاز خلافت سفاح، سلیمان بن کثیر را نیز به گمان همیاری با علویان گردن زد.[۷۳] وی آن گاه حرکت سهم دار بن روضه خوان (۱۳۳ق) را در بخارا سرکوب کرد و اورا کشت. تنی چند از مورخان، سهم دار و ماهیت قیام اورا شیعی دانستهاند.[۷۴] سفاح راءس حکومت خویش را از کوفه به حیره، بعد انبار منتقل کرد؛ چون عموم کوفه را متمایل به علویان میدانست. وی شهر هاشمیه را مجاورت انبار تشکیل داد.[۷۵]

مراسمهای خانوادگی و عمومی و پذیرایی پک پذیرایی ترحیم در مشهد