تبرک جویی به غیر نبی(ص)
مسلمانها ضمن تبرک به پیامبر معبود(ص) ، به غیر وی نیز تبرک میجستهاند. طبق نقلی حضرت پیامبر به عرق پیشانی حضرت علی تبرّک جسته پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد.[۱۲۳]
بعضی از موردها تبرک به غیر فرستاده (ص) که در احادیث نام بردهاند، عبارتند از:
قرآن کریم ومهربان و حجر الاسود[۱۲۴]
مبنی بر روایاتی که در کافی آمده درفش امام حسن(ع) وامام حسین(ع)، چاقو جعفر طیار، قرآن منسوب به علی بن ابی طالب(ع)، پرده کعبه جزو مورد ها تبرک می باشند؛[۱۲۵]
تبرک مصعب بن زبیر به امام حسین(ع) و تبرک قدمت بن خطاب به عباس بن عبدالمطلب،[۱۲۶] تبرک عباس به حضرت علی(ع).[۱۲۷]
آب فرات[۱۲۸]
آب زمزم[۱۲۹]
خاک مدینه، تاج اویس، چاقو خالد بن ولید و شرجیل بن حسنه[۱۳۰]
منزل حضرت فاطمه(س)، منزل عقیل بن ابیطالب[۱۳۱]
مسجد کوفه[۱۳۲].
تبرکپیدا کردن به قبور اولیا و صالحان
تبرک به قبور بین مسلمانها اختصاصی به قبر حضرت نبی(ص) نبوده میباشد، بلکه آنها به قبر صحابه، تابعین و صالحان نیز متبرک میجستهاند. سُبکی فقید اهل سنت اعتقاد دارد: مبتنی بر آیین و سیره سلف با تقوا، حتی تبرک به برخی از فوت شده ها پارسا نیز روا میباشد.[۱۳۳] او هم اینگونه می گوید برکتجویی به قبور انبیای قدیمی و صالحان همواره سیره علما و مسلمانها بوده میباشد.[۱۳۴] برخی از موردها تبرکجویی مسلمان ها در کشورهای متفاوت عبارتند از:
تربت امام حسین(ع)
تربت امام رضا(ع)[۱۳۵]
تربت امام کاظم(ع)[۱۳۶]؛
قبر حمزه بن عبدالمطلب در گورستان احد[۱۳۷]
قبر بلال حبشی در شام[۱۳۸]
قبر ابو ایوب انصاری در استانبول[۱۳۹]
قبر سیده نفیسه در مصر[۱۴۰]
مشهد رأس در عسقلان که بیان شده راز امام حسین (ع) در آنجا دفن گردیدهاست.[۱۴۱]
عقیده انحصار تبرک به نبی و اثرها وی
به اعتقادوباور وهابیان، تبرک صرفا به رسول اسلام یا این که اثر ها وی روا میباشد و بعضی نیز این حکم را مختص فرصت حیات فرستاده دانستهاند. خلاصه توضیح حیث آنها از این قرار میباشد:
در طول رسول(ص)، صحابه به وی تبرک میجستند و از این رو، تبرک در آن فرصت روا بود،[۱۴۲] البته بعداز وفات رسول، تبرک فقط به اثراتی روا میباشد که با تن فرستاده تماس داشته میباشد.[۱۴۳]
تبرکجویی صرفا در حق رسول (ص)و آن هم فقط در حین زنده بودن رسول (ص) روا بوده و بعد از وفات وی، حتی تبرک به اجزای تن و چیزهایی که با وی درخصوص بوده نیز روا وجود ندارد.[۱۴۴]
تبرک مشروع فقط در حق نبی روا میباشد و آفریدگار صرفا در تن وی برکت را قرار داده میباشد و این فعالیت در حق غیر وی ابدا روا وجود ندارد.[۱۴۵]
دلایل
این توده برای ثابت مدعای خویش یک سری استدلال ذکر کردهاند:
تبرک به غیر نبی نیازمند بی دینی و در زمره شغل های بت پرستان میباشد و از سوی دیگر هیچ دلیلی بر درستی و تایید صلاحیت این شغل از سنت نداریم. [۱۴۶]
تبرک بدعتآمیز میباشد؛ چون تبرک نوعی عبادت میباشد و قرار دادن هر عملی تحت عنوان عبادت، سوای اینکه سوابقای فی مابین اصحاب رسول داشته باشد، بدعت و حرام میباشد.[۱۴۷] از این روی، دست مالیدن و تبرک به در و دیوار مسجد النبی و مسجد الحرام و یا این که نوحه نبوی،[۱۴۸] دو رکن کعبه، فضا حجرالاسود، دیوارهای کعبه و جایگاه ابراهیم و صخره بیت المقدس و قبر انبیا و صالحان بدعت و غلط میباشد.[۱۴۹]
تبرک اصحاب به رسول بهاین عامل بوده که وی ولایت الهی بر مومنان داشته میباشد و زیرا ولایت نبی (ص) مختص به فرصت حیات آن حضرت میباشد، پس تبرک نیز روا وجود ندارد.[۱۵۰]
صحابه و تابعین از تبرکجویی به غیر حضرت پیامبر (ص) و اثرها وی پرهیز میکردند. انگیزه آن نیز خودداری از افتادن در بی دینی و بزرگنمایی بوده میباشد.[۱۵۱]
جوابها به عقیده انحصار
در کتاب درست بخاری شواهدی تاریخی نام برده که تبرکجویی همواره بعداز وفات حضرت فرستاده نیز آیتم اهتمام اصحاب و تابعین بوده میباشد.[۱۵۲]
بنابر برخی منابع، ولایت نبی به مجال حیات آن حضرت تخصیص ندارد چون فرستاده اسلام (ص) دارنده حیات برزخی بوده[۱۵۳] و ولایت وی بعد از وفاتشان نیز جریان دارااست.[۱۵۴]
فتوای احمد بن حنبل[۱۵۵] که ابن تیمیه نیز از آن مطلع بوده میباشد[۱۵۶] و سیره بزرگان شیعه و اهل سنت بر تایید صلاحیت تعظیم و تبرک به قبر نبی، مدیحه نبوی و منبر حضرت، وصیت خلیفه نخستین و خلیفه دوم به خاکسپاری آنها در کنار قبر نبی (ص)[۱۵۷] صرفا به منجر تبرک به قبر بوده میباشد[۱۵۸] و آرم میدهد که مجوز تبرک مختص به فرد فرستاده وجود ندارد.
تبرک و کفر
نوشتهعلمیٔ مهم: بی دینی
عبادت عملی میباشد که به نیت پرستش در قبال فردی یا این که چیزی اجرا پذیرد و عابد به نوعی معتقد به ربوبیت و تاثیرگذاری عبادت شونده میباشد. البته هر کس درصدد تبرک جویی به اثرها بزرگان آئین بر میاید این اشخاص را دارنده رده خدایی و الوهیت نمیداند و در تبرکجویی قصد عبادت ندارد. بدین ترتیب شغل وی مصداق عبادت وجود ندارد تا با توحید عبادی منافات داشته و کفر یا این که بزرگ نمایی آمیز محسوب گردد.[۱۵۹] شاهد این مقاله هم این میباشد که یک سری توشه این کار در محضر نبی(ص) اجرا گرفت،[۱۶۰] البته وی هیچگاه از آن جلوگیری کردن نکرد و آنرا کفر آمیز نخواند، درحالی که از بعضا لفظ ها کفر آلود و غلوآمیز جلوگیری کردن مینمودند.[۱۶۱]
تبرک جویی به غیر نبی(ص)
مسلمانها ضمن تبرک به پیامبر معبود(ص) ، به غیر وی نیز تبرک میجستهاند. طبق نقلی حضرت پیامبر به عرق پیشانی حضرت علی تبرّک جسته پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد.[۱۲۳]
بعضی از موردها تبرک به غیر فرستاده (ص) که در احادیث نام بردهاند، عبارتند از:
قرآن کریم ومهربان و حجر الاسود[۱۲۴]
مبنی بر روایاتی که در کافی آمده درفش امام حسن(ع) وامام حسین(ع)، چاقو جعفر طیار، قرآن منسوب به علی بن ابی طالب(ع)، پرده کعبه جزو مورد ها تبرک می باشند؛[۱۲۵]
تبرک مصعب بن زبیر به امام حسین(ع) و تبرک قدمت بن خطاب به عباس بن عبدالمطلب،[۱۲۶] تبرک عباس به حضرت علی(ع).[۱۲۷]
آب فرات[۱۲۸]
آب زمزم[۱۲۹]
خاک مدینه، تاج اویس، چاقو خالد بن ولید و شرجیل بن حسنه[۱۳۰]
منزل حضرت فاطمه(س)، منزل عقیل بن ابیطالب[۱۳۱]
مسجد کوفه[۱۳۲].
تبرکپیدا کردن به قبور اولیا و صالحان
تبرک به قبور بین مسلمانها اختصاصی به قبر حضرت نبی(ص) نبوده میباشد، بلکه آنها به قبر صحابه، تابعین و صالحان نیز متبرک میجستهاند. سُبکی فقید اهل سنت اعتقاد دارد: مبتنی بر آیین و سیره سلف با تقوا، حتی تبرک به برخی از فوت شده ها پارسا نیز روا میباشد.[۱۳۳] او هم اینگونه می گوید برکتجویی به قبور انبیای قدیمی و صالحان همواره سیره علما و مسلمانها بوده میباشد.[۱۳۴] برخی از موردها تبرکجویی مسلمان ها در کشورهای متفاوت عبارتند از:
تربت امام حسین(ع)
تربت امام رضا(ع)[۱۳۵]
تربت امام کاظم(ع)[۱۳۶]؛
قبر حمزه بن عبدالمطلب در گورستان احد[۱۳۷]
قبر بلال حبشی در شام[۱۳۸]
قبر ابو ایوب انصاری در استانبول[۱۳۹]
قبر سیده نفیسه در مصر[۱۴۰]
مشهد رأس در عسقلان که بیان شده راز امام حسین (ع) در آنجا دفن گردیدهاست.[۱۴۱]
عقیده انحصار تبرک به نبی و اثرها وی
به اعتقادوباور وهابیان، تبرک صرفا به رسول اسلام یا این که اثر ها وی روا میباشد و بعضی نیز این حکم را مختص فرصت حیات فرستاده دانستهاند. خلاصه توضیح حیث آنها از این قرار میباشد:
در طول رسول(ص)، صحابه به وی تبرک میجستند و از این رو، تبرک در آن فرصت روا بود،[۱۴۲] البته بعداز وفات رسول، تبرک فقط به اثراتی روا میباشد که با تن فرستاده تماس داشته میباشد.[۱۴۳]
تبرکجویی صرفا در حق رسول (ص)و آن هم فقط در حین زنده بودن رسول (ص) روا بوده و بعد از وفات وی، حتی تبرک به اجزای تن و چیزهایی که با وی درخصوص بوده نیز روا وجود ندارد.[۱۴۴]
تبرک مشروع فقط در حق نبی روا میباشد و آفریدگار صرفا در تن وی برکت را قرار داده میباشد و این فعالیت در حق غیر وی ابدا روا وجود ندارد.[۱۴۵]
دلایل
این توده برای ثابت مدعای خویش یک سری استدلال ذکر کردهاند:
تبرک به غیر نبی نیازمند بی دینی و در زمره شغل های بت پرستان میباشد و از سوی دیگر هیچ دلیلی بر درستی و تایید صلاحیت این شغل از سنت نداریم. [۱۴۶]
تبرک بدعتآمیز میباشد؛ چون تبرک نوعی عبادت میباشد و قرار دادن هر عملی تحت عنوان عبادت، سوای اینکه سوابقای فی مابین اصحاب رسول داشته باشد، بدعت و حرام میباشد.[۱۴۷] از این روی، دست مالیدن و تبرک به در و دیوار مسجد النبی و مسجد الحرام و یا این که نوحه نبوی،[۱۴۸] دو رکن کعبه، فضا حجرالاسود، دیوارهای کعبه و جایگاه ابراهیم و صخره بیت المقدس و قبر انبیا و صالحان بدعت و غلط میباشد.[۱۴۹]
تبرک اصحاب به رسول بهاین عامل بوده که وی ولایت الهی بر مومنان داشته میباشد و زیرا ولایت نبی (ص) مختص به فرصت حیات آن حضرت میباشد، پس تبرک نیز روا وجود ندارد.[۱۵۰]
صحابه و تابعین از تبرکجویی به غیر حضرت پیامبر (ص) و اثرها وی پرهیز میکردند. انگیزه آن نیز خودداری از افتادن در بی دینی و بزرگنمایی بوده میباشد.[۱۵۱]
جوابها به عقیده انحصار
در کتاب درست بخاری شواهدی تاریخی نام برده که تبرکجویی همواره بعداز وفات حضرت فرستاده نیز آیتم اهتمام اصحاب و تابعین بوده میباشد.[۱۵۲]
بنابر برخی منابع، ولایت نبی به مجال حیات آن حضرت تخصیص ندارد چون فرستاده اسلام (ص) دارنده حیات برزخی بوده[۱۵۳] و ولایت وی بعد از وفاتشان نیز جریان دارااست.[۱۵۴]
فتوای احمد بن حنبل[۱۵۵] که ابن تیمیه نیز از آن مطلع بوده میباشد[۱۵۶] و سیره بزرگان شیعه و اهل سنت بر تایید صلاحیت تعظیم و تبرک به قبر نبی، مدیحه نبوی و منبر حضرت، وصیت خلیفه نخستین و خلیفه دوم به خاکسپاری آنها در کنار قبر نبی (ص)[۱۵۷] صرفا به منجر تبرک به قبر بوده میباشد[۱۵۸] و آرم میدهد که مجوز تبرک مختص به فرد فرستاده وجود ندارد.
تبرک و کفر
نوشتهعلمیٔ مهم: بی دینی
عبادت عملی میباشد که به نیت پرستش در قبال فردی یا این که چیزی اجرا پذیرد و عابد به نوعی معتقد به ربوبیت و تاثیرگذاری عبادت شونده میباشد. البته هر کس درصدد تبرک جویی به اثرها بزرگان آئین بر میاید این اشخاص را دارنده رده خدایی و الوهیت نمیداند و در تبرکجویی قصد عبادت ندارد. بدین ترتیب شغل وی مصداق عبادت وجود ندارد تا با توحید عبادی منافات داشته و کفر یا این که بزرگ نمایی آمیز محسوب گردد.[۱۵۹] شاهد این مقاله هم این میباشد که یک سری توشه این کار در محضر نبی(ص) اجرا گرفت،[۱۶۰] البته وی هیچگاه از آن جلوگیری کردن نکرد و آنرا کفر آمیز نخواند، درحالی که از بعضا لفظ ها کفر آلود و غلوآمیز جلوگیری کردن مینمودند.[۱۶۱]

تفاوت پذیرایی مراسم ترحیم خانوادگی و مراسمهای پرجمعیت