loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 22
يکشنبه 22 تير 1404 زمان : 14:38

اسْتِدْراج یا این که اِمْلاء یا این که اِمْهال از سنت‌های الهی، به‌معنای مجاورت‌شدن تدریجی به عذاب الهی میباشد. استدراج ویژه کافران و گناهکارانی میباشد که شکر نعمت‌های خداوند را به‌جا نمی‌آورند و هرچه بیشتر گناه می‌نمایند، نعمت‌های بیشتری به آنان داده می شود تا از این نحوه بر غرور و غفلت‌شان افزوده گردد و در فیض به عذاب دردناک‌تری دچار شوند. به‌گفته بعضا از دانشمندان، در قرآن ضمن استدراج شخصی، از استدراج اجتماعی هم حرف آمده میباشد. در شرایطی که در آیه ۴۸ سوره حج، معبود از مهلت دادن به اهل شهرى که ستمکار بود، صحبت میگوید و اینکه در غایت به آخر و عاقبت بدی مبتا پک پذیرایی ترحیم مشهد شدند.

برخورداری از نعمت‌ها به‌خودی‌خویش علامت‌دهنده استدراج وجود ندارد؛ بلکه عکس‌العمل بشر در قبال آنان گزینش می‌نماید که بشر گرفتار استدراج گردیده است یا این که نه. در‌صورتی‌که آدمی به مکان شکر در قبال آفریدگار، فسق و بی دینی بورزد؛ البته همچنان نعمتش افزون گردد، وی گرفتار استدراج گردیده‌است. همینطور اورده شده اعمال شغل های خارق‌العاده به وسیله اشخاص فاسق از مثال‌های استدراج میباشد. کتاب «استدراج، سقوط قدم‌به‌قدم»، تحقیقی درباره استدراج میباشد که بوسیله راءس تمدن و معارف قرآن صورت گرفته میباشد.

استدراج، مجاورت‌شدن تدریجی به عذاب پروردگار
توضیح استدراج بوسیله امام درست گو(ع)
«هرگاه عبد‌ای گناه نماید، ولی در مقابل، نعمت وی زیاد خواهد شد و این نعمت، اورا از استغفار گشوده داراست، این استدراج میباشد و آن شخص از آن‌جا که نمی‌داند، به ندرت گرفتار می شود».

کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۴۵۲.

«استدراج» اصطلاحی میباشد برگرفته از قرآن.[۱] که به معنای مجاورت‌شدن تدریجی به چیزی میباشد.[۲] استدراج در فرهنگ و تمدن اسلامی از سنت‌های الهی میباشد، به‌این مضمون‌ که آفریدگار گناهکاران بی‌پروا را به ندرت به عذاب گرفتار می‌نماید؛ یعنی هرچه بیشتر گناه می‌نمایند، نعمت‌های بیشتری به آنان می دهد و آن ها به این منجر بیشتر در گیر غرور و غفلت میشوند و درنتیجه عذاب دشوار‌تری خواهند داشت.[۳]

معنی استدراج در قرآن دو توشه به طور فعل «سَنَسْتَدْرِجُهُم» (به ندرت آن ها را گرفتار می کنیم) به‌عمل رفته میباشد: یکی‌از سوره اعراف، آیه ۱۸۲ (وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ) و دیگری سوره مداد، آیه (۴۴فَذَرْنِي وَمَنْ يُكَذِّبُ بِهَٰذَا الْحَدِيثِ ۖ سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ). هر دو آیه هم درباره کافران(تکذیب کنندگات نشانه‌ها الهی) میباشد.[۴] در آیه ۱۸۲ سوره اعراف اینگونه آمده میباشد:‌ «آن‌ها که آیه ها ما‌را تکذیب كردند، به تدریج از جایی كه نمی‌‏دانند، گرفتار مجازاتشان خواهيم كرد.»

مفاهیم قرآنی بیانگر استدراج
در آیه‌ها دیگری از قرآن هم فارغ از بیان واژه و کلمه استدراج، از این زمینه حرف آمده میباشد.[۵] در قرآن مفاهیم «اِملاء» (مهلت‌دادن) و «اِمهال» (مهلت‌دادن) هم علامت‌دهنده سنت استدراج‌اند.[۶]

مثلا آیاتی که به‌گفته علامه طباطبایی در تعبیر و تفسیر المیزان، سنت استدراج را ذکر می‌نماید، آیه ۱۷۸ سوره آل‌عمران میباشد:[۷] «و اما نبايد كسانى كه كافر گردیده‌اند تصور كنند اينكه به ايشان مهلت مى‌دهيم براى آنها نيكوست؛ ما تنها به ايشان مهلت مى‌دهيم تا بر گناه [خویش] بيفزايند، و [بعد از آن‌] عذابى خفت‌آور خواهند داشت.»[۸]

استدراج اجتماعی
به‌گفته بعضا از دانشمندان، در قرآن ضمن استدراج شخصی، از استدراج اجتماعی هم کلام آمده میباشد. ازجمله شواهدی که برای این نوع از استدراج بیان می‌نمایند، آیه ۴۸ سوره حج میباشد:[۹] «و چه‌بسا شهرى که مهلتش دادم، درحالی‌که ستمکار بود، آن گاه [یقه‏] آن را گرفتم، و فرجام به‌سوى اینجانب میباشد.»[۱۰]

علامت‌های استدراج
برپایه احادیث گاهی نعمت‌ها نماد استدراج‌اند. کُلینی از امام راست گو(ع) نقل نموده است هر کس گناه می‌نماید، البته خداوند به وی مهلت میدهد و گشوده نعمتش را در اختیارش میگذارد، به‌سیرتکامل‌ای که از استغفار غفلت می‌نماید، مبتلا استدراج شد‌ه‌است.[۱۱]هم اینگونه در نهج البلاغه میباشد که درصورتی که معبود ستمگر را تعدادی روزی مهلت دهد هیچوقت زمان مؤاخذه و مجازات وی از دستش نمی‌رود. [۱۲] [یادداشت ۱]


تصویر کتاب استدراج، سقوط مرحله به مرحله
همینطور طبق حدیثی در کتاب کافی، فردی به امام راستگو(ع) میگوید: از معبود متاع خواستم، به اینجانب عطا کرد، فرزند طلب کردم، به اینجانب فرزندی اعطا کرد و از وی منزل خواستم، به اینجانب اعطا کرد. فعلا می‌هراسم که استجابت این ادعیه به‌جهت استدراج بوده باشد. امام راستگو جواب میدهد که در حالتی‌که شکرِ این نعمت‌ها را به‌جا آوری، استدراج وجود ندارد.[۱۳]

فخر رازی، از مفسران و متکلمان اهل‌سنت در قرن ششم قمری، این نظر را دارد توانگری اشخاص گناه کار بر جاری ساختن‌دادن شغل های خارق‌العاده، از مثال‌های استدراج میباشد.[۱۴]چون با ظهور این خوارق عادت چیزی جز تکبر و فخر فروشی و خودبرتربینی نصیبش نمی شود و این به عبارتی استدراج میباشد. [۱۵]

به‌نظریه مرتضی مطهری، برخورداری از نعمت‌ها به‌خودی‌خویش نمادٔ استدراج وجود ندارد؛ بلکه از عکس‌العمل ما دربرابر نعمت‌ها معین می‌گردد که در گیر استدراج گردیده‌ایم یا این که خیر. چنانچه شکر نعمت‌ها را به‌جا آوردیم و آنان‌را در راهی خرج کردیم که معبود می‌پسندد، استدراج وجود ندارد؛ البته در‌صورتی‌که از نعمت‌ها در گیر غرور شدیم، یا این که در به کارگیری از آن‌ها اسراف کردیم، و یا این که آن‌ها‌را در رویه نامشروع به‌عمل بردیم، گرفتار استدراج گردیده‌ایم.[۱۶]

اسْتِدْراج یا این که اِمْلاء یا این که اِمْهال از سنت‌های الهی، به‌معنای مجاورت‌شدن تدریجی به عذاب الهی میباشد. استدراج ویژه کافران و گناهکارانی میباشد که شکر نعمت‌های خداوند را به‌جا نمی‌آورند و هرچه بیشتر گناه می‌نمایند، نعمت‌های بیشتری به آنان داده می شود تا از این نحوه بر غرور و غفلت‌شان افزوده گردد و در فیض به عذاب دردناک‌تری دچار شوند. به‌گفته بعضا از دانشمندان، در قرآن ضمن استدراج شخصی، از استدراج اجتماعی هم حرف آمده میباشد. در شرایطی که در آیه ۴۸ سوره حج، معبود از مهلت دادن به اهل شهرى که ستمکار بود، صحبت میگوید و اینکه در غایت به آخر و عاقبت بدی مبتا پک پذیرایی ترحیم مشهد شدند.

برخورداری از نعمت‌ها به‌خودی‌خویش علامت‌دهنده استدراج وجود ندارد؛ بلکه عکس‌العمل بشر در قبال آنان گزینش می‌نماید که بشر گرفتار استدراج گردیده است یا این که نه. در‌صورتی‌که آدمی به مکان شکر در قبال آفریدگار، فسق و بی دینی بورزد؛ البته همچنان نعمتش افزون گردد، وی گرفتار استدراج گردیده‌است. همینطور اورده شده اعمال شغل های خارق‌العاده به وسیله اشخاص فاسق از مثال‌های استدراج میباشد. کتاب «استدراج، سقوط قدم‌به‌قدم»، تحقیقی درباره استدراج میباشد که بوسیله راءس تمدن و معارف قرآن صورت گرفته میباشد.

استدراج، مجاورت‌شدن تدریجی به عذاب پروردگار
توضیح استدراج بوسیله امام درست گو(ع)
«هرگاه عبد‌ای گناه نماید، ولی در مقابل، نعمت وی زیاد خواهد شد و این نعمت، اورا از استغفار گشوده داراست، این استدراج میباشد و آن شخص از آن‌جا که نمی‌داند، به ندرت گرفتار می شود».

کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۴۵۲.

«استدراج» اصطلاحی میباشد برگرفته از قرآن.[۱] که به معنای مجاورت‌شدن تدریجی به چیزی میباشد.[۲] استدراج در فرهنگ و تمدن اسلامی از سنت‌های الهی میباشد، به‌این مضمون‌ که آفریدگار گناهکاران بی‌پروا را به ندرت به عذاب گرفتار می‌نماید؛ یعنی هرچه بیشتر گناه می‌نمایند، نعمت‌های بیشتری به آنان می دهد و آن ها به این منجر بیشتر در گیر غرور و غفلت میشوند و درنتیجه عذاب دشوار‌تری خواهند داشت.[۳]

معنی استدراج در قرآن دو توشه به طور فعل «سَنَسْتَدْرِجُهُم» (به ندرت آن ها را گرفتار می کنیم) به‌عمل رفته میباشد: یکی‌از سوره اعراف، آیه ۱۸۲ (وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ) و دیگری سوره مداد، آیه (۴۴فَذَرْنِي وَمَنْ يُكَذِّبُ بِهَٰذَا الْحَدِيثِ ۖ سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ). هر دو آیه هم درباره کافران(تکذیب کنندگات نشانه‌ها الهی) میباشد.[۴] در آیه ۱۸۲ سوره اعراف اینگونه آمده میباشد:‌ «آن‌ها که آیه ها ما‌را تکذیب كردند، به تدریج از جایی كه نمی‌‏دانند، گرفتار مجازاتشان خواهيم كرد.»

مفاهیم قرآنی بیانگر استدراج
در آیه‌ها دیگری از قرآن هم فارغ از بیان واژه و کلمه استدراج، از این زمینه حرف آمده میباشد.[۵] در قرآن مفاهیم «اِملاء» (مهلت‌دادن) و «اِمهال» (مهلت‌دادن) هم علامت‌دهنده سنت استدراج‌اند.[۶]

مثلا آیاتی که به‌گفته علامه طباطبایی در تعبیر و تفسیر المیزان، سنت استدراج را ذکر می‌نماید، آیه ۱۷۸ سوره آل‌عمران میباشد:[۷] «و اما نبايد كسانى كه كافر گردیده‌اند تصور كنند اينكه به ايشان مهلت مى‌دهيم براى آنها نيكوست؛ ما تنها به ايشان مهلت مى‌دهيم تا بر گناه [خویش] بيفزايند، و [بعد از آن‌] عذابى خفت‌آور خواهند داشت.»[۸]

استدراج اجتماعی
به‌گفته بعضا از دانشمندان، در قرآن ضمن استدراج شخصی، از استدراج اجتماعی هم کلام آمده میباشد. ازجمله شواهدی که برای این نوع از استدراج بیان می‌نمایند، آیه ۴۸ سوره حج میباشد:[۹] «و چه‌بسا شهرى که مهلتش دادم، درحالی‌که ستمکار بود، آن گاه [یقه‏] آن را گرفتم، و فرجام به‌سوى اینجانب میباشد.»[۱۰]

علامت‌های استدراج
برپایه احادیث گاهی نعمت‌ها نماد استدراج‌اند. کُلینی از امام راست گو(ع) نقل نموده است هر کس گناه می‌نماید، البته خداوند به وی مهلت میدهد و گشوده نعمتش را در اختیارش میگذارد، به‌سیرتکامل‌ای که از استغفار غفلت می‌نماید، مبتلا استدراج شد‌ه‌است.[۱۱]هم اینگونه در نهج البلاغه میباشد که درصورتی که معبود ستمگر را تعدادی روزی مهلت دهد هیچوقت زمان مؤاخذه و مجازات وی از دستش نمی‌رود. [۱۲] [یادداشت ۱]


تصویر کتاب استدراج، سقوط مرحله به مرحله
همینطور طبق حدیثی در کتاب کافی، فردی به امام راستگو(ع) میگوید: از معبود متاع خواستم، به اینجانب عطا کرد، فرزند طلب کردم، به اینجانب فرزندی اعطا کرد و از وی منزل خواستم، به اینجانب اعطا کرد. فعلا می‌هراسم که استجابت این ادعیه به‌جهت استدراج بوده باشد. امام راستگو جواب میدهد که در حالتی‌که شکرِ این نعمت‌ها را به‌جا آوری، استدراج وجود ندارد.[۱۳]

فخر رازی، از مفسران و متکلمان اهل‌سنت در قرن ششم قمری، این نظر را دارد توانگری اشخاص گناه کار بر جاری ساختن‌دادن شغل های خارق‌العاده، از مثال‌های استدراج میباشد.[۱۴]چون با ظهور این خوارق عادت چیزی جز تکبر و فخر فروشی و خودبرتربینی نصیبش نمی شود و این به عبارتی استدراج میباشد. [۱۵]

به‌نظریه مرتضی مطهری، برخورداری از نعمت‌ها به‌خودی‌خویش نمادٔ استدراج وجود ندارد؛ بلکه از عکس‌العمل ما دربرابر نعمت‌ها معین می‌گردد که در گیر استدراج گردیده‌ایم یا این که خیر. چنانچه شکر نعمت‌ها را به‌جا آوردیم و آنان‌را در راهی خرج کردیم که معبود می‌پسندد، استدراج وجود ندارد؛ البته در‌صورتی‌که از نعمت‌ها در گیر غرور شدیم، یا این که در به کارگیری از آن‌ها اسراف کردیم، و یا این که آن‌ها‌را در رویه نامشروع به‌عمل بردیم، گرفتار استدراج گردیده‌ایم.[۱۶]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 502
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه