loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 25
شنبه 6 ارديبهشت 1404 زمان : 16:11


روح آدم واقعیت آدم و سرچشمه توان‌های وی که بیشتر متکلمان آن‌را جسم لطیفی از مال هوا دانسته‌اند که در اعضای تن جریان داراست. بعضی متکلمان و فیلسوفانِ مسلمان، روح و نفس ناطقه را یک کدام از دانسته‌اند؛ البته بعضی معتقدند خواسته از روح در بیشتر مشاجره‌های کلامی و فلسفی، روح بُخاری (واسطه بین تن دنیوی و نفس مجرد) میباشد. در قرآن ۲۱ رتبه از روح کلام آورده شده که آیه روح از مهمترین آنان پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد.

متکلمان و فیلسوفان مسلمان وجود روح انسانی را پذیرفته و بیشتر فیلسوفان و بعضی از متکلمان آن را غیرمادی و جدا از تن دانسته‌اند؛ البته عده ای از متکلمان و اهل حدیث و همگی دنیوی‌انگاران، منکر تجرد روح شدند. به گفته علامه مجلسی دلایل عقلی مسلم بر تجرد یا این که دنیوی بودن روح نیست و ظواهر آیه ها و احادیث دلالت بر دنیوی بودن آن دارا‌هستند. بعضا از پژوهشگران بر این باورند که واقعیت و حقیقت آدم به آنگاه روضه خوان اوست و تن فقط نقش وسیله و ابزار برای عمل‌های روح را داراست.

بقای روح بعد از مرگ را از معارف قرآن، اصول آیین و دینداری و از مسائل مسلم در فلسفه اسلامی دانسته‌اند؛ ولی روحانی موءثر، بقا و جاودانگی روح را با آیه ۲۶ و ۲۷ سوره الرحمن در تضاد و مغایرت دانسته و آن را حیث فیلسوفان ملحد و هوا داران تناسخ دانسته میباشد.

درباره روح کتاب‌های زیادی کتابت و منتشر شد‌ه‌است که «یسألونک عن الروح» تاثیر فخرالدین رازی، ‌«کتاب الروح» تاثیر ابن قیم جوزی، «اصالت روح از حیث قرآن» نوشته جعفر سبحانی به عنوان مثال آنهاست.

رده
روح، کلمه‌ای قرآنی، حدیثی و کلامی دانسته گردیده و در قرآن و تفاسیر، روایات و دانش حرف از آن حرف اورده شده میباشد.[۱] به گفته بعضا مفسران، در نشانه‌ها قرآن ۲۱ جايگاه[۲] از روح کلام بیان شده میباشد.[۳] آیه ۸۵ سوره اسراء مشهور به آیه روح «وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي‏...؛ و از تو درباره روح میپرسند بگو: روح از فرمان معبود اینجانب میباشد‏» مهم ترین آیه‌ای میباشد که بیشتر مفسران در مشاجره از روح به معنای روح انسانی، به آن استناد کرده‌اند.[۴] به گفته بعضی از دانشمندان فلسفه، التفات و قیمت روح به شایسته ترین وجه در قرآن مطرح گردیده و آیاتی که درباره آن نازل گردیده،‌ مطالبی ارائه نموده است که عقل آدم به تنهایی به آنان نمی‌رسید.[۵] به تقلید از نشانه‌ها، تفاسیر نیز به دعوا درباره روح در تحت آیه ها مرتبط پرداخته‌اند.[۶] در منابع روایی، ابواب و نصیب‌هایی به دعوا درباره روح و مباحث مربوط به آن تخصیص یافته میباشد.[۷]

بیان شده متکلمان متقدم مسلمان، اعم از شیعه و معتزله و اشاعره، در مباحث خویش قسمت مستقلی به روح تخصیص نداده‌اند؛ بلکه در پایین گفت و گو از حیات و واقعیت بشر درباره آن کلام گفته‌اند؛ ولی دعوا از روح، در اثرها متکلمانی زیرا غزالی، فخررازی، خواجه نصیرالدین طوسی، علامه حلی عنایت بیشتری یافت و فصل‌ها و حتی رساله‌های مستقلی درباره آن نگاشته شد.[۸] به گفته سید محمد خامنه‌ای، مدرس فلسفه اسلامی و مدیریت بنیاد حکمت اسلامی صدرا، در فلسفه بیشتر از نفس دعوا گردیده و روح مکان چندانی در فلسفه ندارد و باب مخصوصی نیز به آن تخصیص داده نشده میباشد.[۹] در فقه نیز راجع به‌های عصمت، نماز، کسب و کار و صید و ذباحه و دیات از روح دعوا گردیده‌است.[۱۰]

خواسته از واقعیت آدم، روح یا این که نفس وی دانسته گردیده[۱۱] و اورده شده روح، مایه برتری و تمایز آدم از دیگر حیوان ها و سرچشمه مجموع توانگری‌ها و شغل‌های وی به شمار می‌رود.[۱۲] در روایتی روح آدم از ملکوت و از اقتدار معبود شمرده شد‌ه‌است.[۱۳] در برخی آیه‌ها قرآن،[۱۴] روح انسانی به پروردگار اضافه گردیده‌است که آن را به دلیل شرافت و عظمت دادن به آن دانسته‌اند.[۱۵]

«وَ یسْئَلُونَک عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَ ما أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا»

از تو درباره روح سؤال می‌نمایند، بگو: روح از دستور معبود اینجانب میباشد، و جز اندکی از علم به شما داده نشده میباشد. ﴿سوره اسراء، آیه ۸۵﴾

باور به وجود روح را از باورهای کهن آدم و مرتبط با پنج هزار سال قبل از ولادت دانسته‌اند. مصریون،‌ هندی‌ها و چینی‌ها (رهروان آئین کنفسیوس) را برای مثال باورمندان به روح قبل از ولادت مسیح شمرده‌اند.[۱۶]

از روح، با واژگانی همانند دل،[۱۷] جان و جاری[۱۸] نیز خاطر شد‌ه‌است.


روح آدم واقعیت آدم و سرچشمه توان‌های وی که بیشتر متکلمان آن‌را جسم لطیفی از مال هوا دانسته‌اند که در اعضای تن جریان داراست. بعضی متکلمان و فیلسوفانِ مسلمان، روح و نفس ناطقه را یک کدام از دانسته‌اند؛ البته بعضی معتقدند خواسته از روح در بیشتر مشاجره‌های کلامی و فلسفی، روح بُخاری (واسطه بین تن دنیوی و نفس مجرد) میباشد. در قرآن ۲۱ رتبه از روح کلام آورده شده که آیه روح از مهمترین آنان پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد.

متکلمان و فیلسوفان مسلمان وجود روح انسانی را پذیرفته و بیشتر فیلسوفان و بعضی از متکلمان آن را غیرمادی و جدا از تن دانسته‌اند؛ البته عده ای از متکلمان و اهل حدیث و همگی دنیوی‌انگاران، منکر تجرد روح شدند. به گفته علامه مجلسی دلایل عقلی مسلم بر تجرد یا این که دنیوی بودن روح نیست و ظواهر آیه ها و احادیث دلالت بر دنیوی بودن آن دارا‌هستند. بعضا از پژوهشگران بر این باورند که واقعیت و حقیقت آدم به آنگاه روضه خوان اوست و تن فقط نقش وسیله و ابزار برای عمل‌های روح را داراست.

بقای روح بعد از مرگ را از معارف قرآن، اصول آیین و دینداری و از مسائل مسلم در فلسفه اسلامی دانسته‌اند؛ ولی روحانی موءثر، بقا و جاودانگی روح را با آیه ۲۶ و ۲۷ سوره الرحمن در تضاد و مغایرت دانسته و آن را حیث فیلسوفان ملحد و هوا داران تناسخ دانسته میباشد.

درباره روح کتاب‌های زیادی کتابت و منتشر شد‌ه‌است که «یسألونک عن الروح» تاثیر فخرالدین رازی، ‌«کتاب الروح» تاثیر ابن قیم جوزی، «اصالت روح از حیث قرآن» نوشته جعفر سبحانی به عنوان مثال آنهاست.

رده
روح، کلمه‌ای قرآنی، حدیثی و کلامی دانسته گردیده و در قرآن و تفاسیر، روایات و دانش حرف از آن حرف اورده شده میباشد.[۱] به گفته بعضا مفسران، در نشانه‌ها قرآن ۲۱ جايگاه[۲] از روح کلام بیان شده میباشد.[۳] آیه ۸۵ سوره اسراء مشهور به آیه روح «وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي‏...؛ و از تو درباره روح میپرسند بگو: روح از فرمان معبود اینجانب میباشد‏» مهم ترین آیه‌ای میباشد که بیشتر مفسران در مشاجره از روح به معنای روح انسانی، به آن استناد کرده‌اند.[۴] به گفته بعضی از دانشمندان فلسفه، التفات و قیمت روح به شایسته ترین وجه در قرآن مطرح گردیده و آیاتی که درباره آن نازل گردیده،‌ مطالبی ارائه نموده است که عقل آدم به تنهایی به آنان نمی‌رسید.[۵] به تقلید از نشانه‌ها، تفاسیر نیز به دعوا درباره روح در تحت آیه ها مرتبط پرداخته‌اند.[۶] در منابع روایی، ابواب و نصیب‌هایی به دعوا درباره روح و مباحث مربوط به آن تخصیص یافته میباشد.[۷]

بیان شده متکلمان متقدم مسلمان، اعم از شیعه و معتزله و اشاعره، در مباحث خویش قسمت مستقلی به روح تخصیص نداده‌اند؛ بلکه در پایین گفت و گو از حیات و واقعیت بشر درباره آن کلام گفته‌اند؛ ولی دعوا از روح، در اثرها متکلمانی زیرا غزالی، فخررازی، خواجه نصیرالدین طوسی، علامه حلی عنایت بیشتری یافت و فصل‌ها و حتی رساله‌های مستقلی درباره آن نگاشته شد.[۸] به گفته سید محمد خامنه‌ای، مدرس فلسفه اسلامی و مدیریت بنیاد حکمت اسلامی صدرا، در فلسفه بیشتر از نفس دعوا گردیده و روح مکان چندانی در فلسفه ندارد و باب مخصوصی نیز به آن تخصیص داده نشده میباشد.[۹] در فقه نیز راجع به‌های عصمت، نماز، کسب و کار و صید و ذباحه و دیات از روح دعوا گردیده‌است.[۱۰]

خواسته از واقعیت آدم، روح یا این که نفس وی دانسته گردیده[۱۱] و اورده شده روح، مایه برتری و تمایز آدم از دیگر حیوان ها و سرچشمه مجموع توانگری‌ها و شغل‌های وی به شمار می‌رود.[۱۲] در روایتی روح آدم از ملکوت و از اقتدار معبود شمرده شد‌ه‌است.[۱۳] در برخی آیه‌ها قرآن،[۱۴] روح انسانی به پروردگار اضافه گردیده‌است که آن را به دلیل شرافت و عظمت دادن به آن دانسته‌اند.[۱۵]

«وَ یسْئَلُونَک عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَ ما أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا»

از تو درباره روح سؤال می‌نمایند، بگو: روح از دستور معبود اینجانب میباشد، و جز اندکی از علم به شما داده نشده میباشد. ﴿سوره اسراء، آیه ۸۵﴾

باور به وجود روح را از باورهای کهن آدم و مرتبط با پنج هزار سال قبل از ولادت دانسته‌اند. مصریون،‌ هندی‌ها و چینی‌ها (رهروان آئین کنفسیوس) را برای مثال باورمندان به روح قبل از ولادت مسیح شمرده‌اند.[۱۶]

از روح، با واژگانی همانند دل،[۱۷] جان و جاری[۱۸] نیز خاطر شد‌ه‌است.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 501
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه