loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 21
دوشنبه 8 ارديبهشت 1404 زمان : 10:37


اثرها و فتاوای خاص
شهید ثالث را تالیف کننده کتاب‌های متعددی دانسته‌اند.[۶۷] عیون الاصول،[۶۸] در اصول فقه[۶۹] منهج الاجتهاد[۷۰] در گستردن شرائع الاسلام،[۷۱] ملخص العقاید در دانش سخن،[۷۲] مجالس المتقین در دانش رفتار[۷۳] منهج الرشاد،[۷۴] و رساله‌هایی در مسئله نماز آدینه،[۷۵] عصمت و طهارت، نماز[۷۶] و روزه، نماز مسافر[۷۷] قضاء نمازها[۷۸] دیات[۷۹] و نماز و روزه قضا برای فوت شده ها[۸۰] به عنوان مثال اثر ها وی در مسئله‌های گوناگون دانسته پک پذیرایی ترحیم مشهد گردیده است.

ملامحمدتقی برغانی فتاوای خاصی داشت که برخی از آنان را خیره کننده و مخالف با اجماع قلمداد کرده‌اند.[۸۱] اورده شده وی معتقد به تایید صلاحیت غنا در سوگواری‌ها بود[۸۲] و به منزه بودن آب انگور پس از غلیان و پیش از رفتن دو ثلث باور داشت.[۸۳]

طرح عقیده ولایت دانا
محمدتقی برغانی بعداز فتح ولایات شمال جمهوری اسلامی ایران به وسیله ارتش شوروی و دخالت فرانسه و انگلستان در کارها داخلی مرز و بوم، عقیده ولایت فقید را مطرح کرد.[۸۴] اورده شده وی اولی فردی بود که ولایت دانا را مطرح و حکومت پادشاهی را نامشروع اظهار‌کرد.[۸۵] دربار فرمان روا، علمای تراز نخستین طهران را دعوت کرد و در حضور فرمان روا، ایده ها شرعی در این مورد ذکر شد و ملا محمدتقی عقیده رهبری فقیهان در بعد از ظهر غایب بودن کبرا را مطرح کرد و خواهان سلب سپردن سلطان و شاهزادگان شد.[۸۶] برادرش ملا محمدصالح نیز با تأیید بینش اخوی خویش به تبیین آن پرداخت.[۸۷] گروهی از علما سخنان وی را تأیید کردند؛ البته گرد‌همایی با مخالفت یکی علمای در حدود دربار، متشنج شد.[۸۸] بیان شده فتحعلی‌سلطان برای خودداری و رویارویی با این عقیده، مجتهد برغانی و برادرانش را به عراق تبعید کرد؛[۸۹] البته بعداز مدتی با میانجی گری جعفر کشف کننده‌الغطاء نزد فتحعلی‌فرمان روا، با رجوع آنان به کشور‌ایران به شرط عدم حضور در طهران موافقت شد. او شهر قزوین را محل معاش خویش قرار اعطا کرد.[۹۰]


صفحه های آخری کتاب مجالس المتقین برغانی که در آن صحنه شهید شدن وی هم نگارگری گردیده و هم تفصیل داده گردیده‌است. عکس از شبکه تلگرامی کتابخانه تخصصی اسلام و کشور‌ایران.
محمدتقی برغانی در سال ۱۲۵۳ق در بعد از ظهر سلطنت محمدشاه قاجار، حکومت بعد از ظهر خود را غیرشرعی و از دولت‌های ظالم قلمداد کرد و قائل به غصب زمام کارها کشور بوسیله حکومت شد.[۹۱]

شغل‌های اجتماعی
ملا محمدتقی برغانی شغل‌های فراوانی در قضیه‌های گوناگون اجتماعی داشت که برخی از آن ها عبارتند از:

جنگ با انحرافات مذهبی
یک کدام از دلایل آوازه ملا محمدتقی، واکنش تاریخی و قاطع وی با جریان شیخیه و در غایت بابیه بود. این قصه از رویدادها اساسی تاریخ کشور‌ایران و تشیع در بعدازظهر قاجار محسوب شد‌ه‌است.[۹۲]

روضه خوان احمد احسایی مؤسس فرقه شیخیه در هجرت خویش به جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۲۴۰ق، گزینه استقبال عموم شهرهای گوناگون قرار گرفت. بیان شده با مطرح شدن اذهان و عقاید انحرافی وی در مجامع فقاهتی و علمی، ملا محمدتقی سازه به درخواست گردآوری‌ای از علما، احسایی را به مناظره دعوت کرد که نتایج آن تکفیر احسایی از جانب برغانی بود.[۹۳] سید محمدمهدی، فرزند سید علی طباطبایی، محمدجعفر استرآبادی، ملا آقای دربندی، سید محمدحسین اصفهانی، سید ابراهیم موسوی قزوینی و محمدحسن نجفی از عالمانی بودند که به تاسی از برغانی، حکم به بی دینی احسایی نمودند.[۹۴]

فتوای مجتهد برغانی با‌گاز در جامعه اسلامی منعکس شدن یافت و منجر طرد و انزوای احسایی و طرفدارانش شد.[۹۵] احسایی ناگزیر جمهوری اسلامی ایران را به اراده مسافرت حج سوراخ کرد و بعد از چندی درگذشت.[۹۶] ملا محمدتقی بعداز مرگ احسایی، جانشین وی سید کاظم رشتی را نیز تکفیر کرد.[۹۷] آورده شده تا بعدازظهر حاضر شیعه‌ها امامی در کشور‌ایران، عراق و بقیه مرکز ها شیعه حتی‌د‌ر محل تولد احسایی از این فتوا تبعیت کرده‌اند.[۹۸]

او با پیدایش فرقه بابیه بر شدت نبرد خویش ادامه داد و با فتوای خویش آن‌ها‌را منحرف معرفی کرده و حکم به بی دینی آن‌ها اعطا کرد.[۹۹] اورده شده این فتوا تأثیر قابل توجهی در انزوای فرقه بابیه اجرا کرد.[۱۰۰]

برغانی از صوفیه دوران خویش نیز به شدت عیب گیری می کرد که‌این مورد باعث آزرده خیال شدن حاج میرزا آقاسی،‌ صدر اعظم محمدشاه قاجار شد و در صدد اخراج وی از جمهوری اسلامی ایران برآمد.[۱۰۱]

کمپانی در نبرد با شوروی
محمدتقی برغانی به یاروهمدم سید محمد مجاهد و علمای دیگر در نزاع کشور‌ایران و شوروی[۱۰۲] فی مابین سال‌های ۱۲۴۱ق تا ۱۲۴۳ق کمپانی کرد؛[۱۰۳] همین دستور منجر شد تا او‌را از علمای مجاهد قلمداد نمایند.[۱۰۴] وی در انتهای یکی‌از کتاب‌های خویش برای موفقیت ایرانیان در قبال شوروی که تبریز و نواحی آذربایجان را در چنگ گرفته بود، دعا کرد.[۱۰۵]

رئیس حوزه علمیه قزوین

مسجد شهیدی یا این که شهید ثالث در قزوین
محمدتقی برغانی مدتی مدیر حوزه علمیه قزوین را برعهده داشت. به اعتقادوباور برخی پژوهشگران، حوزه علمیه قزوین با همت وی به رویش و بالندگی رسید[۱۰۶] و تبدیل به یک مدرسه اساسی فکری در عالم تشیع[۱۰۷] و همینطور پیکار با استبداد و انحرافات مذهبی شد.[۱۰۸] وی نقش عمده‌ای در تکثیر فرهنگ و تمدن تشیع و مسلک اصولی داشت.[۱۰۹] سید جمال‌الدین اسدآبادی را از ثمرات حوزه علمیه قزوین و از شاگردان فکری قوم برغانی برشمرده‌اند.[۱۱۰]

تاسیس مسجد
ملا محمدتقی برغانی در طی حضور در عراق، مسجدی در کربلا تشکیل داد و به امام جماعت و پند عموم درگیر شد. این مسجد به مسجد برغانی آوازه داشت و بعد از شهادتش به مسجد شهید ثالث مشهور شد.[۱۱۱] برغانی، مسجد دیگری به اسم جامع صغیر نیز در قزوین تاسیس کرد که بعد از شهادتش، به مسجد شهیدی آوازه یافت.[۱۱۲]

پانویس
آزاد کشمیری، نجوم السماء، ۱۳۸۷ش، ج‌۱، ص۴۳۲؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج‌۹، ص۱۹۷.
زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج‌۶، ص۶۲-۶۳.
آقابزرگ تهرانی، طبقات أعلام الشیعة، ۱۴۳۰ق، ج‌۱۰، ص۲۲۶؛ استاد تبریزی، ریحانة الادب، ۱۳۶۹ش، ج۱، ص۲۴۷.
محبوبی اردکانی، چهل سال تاریخ جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۷۴ش، ج‌۲، ص۶۲۹.
دسته علمی موسسه امام راستگو(ع)، موسوعة طبقات الفقهاء، ۱۴۱۸ق، ج‌۱۳، ص۵۴۴؛ آقابزرگ تهرانی، طبقات أعلام الشیعة، ۱۴۳۰ق، ج‌۱۰، ص۲۲۶.
آزاد کشمیری، نجوم السماء، ۱۳۸۷ش، ج‌۱، ص۴۳۲.


اثرها و فتاوای خاص
شهید ثالث را تالیف کننده کتاب‌های متعددی دانسته‌اند.[۶۷] عیون الاصول،[۶۸] در اصول فقه[۶۹] منهج الاجتهاد[۷۰] در گستردن شرائع الاسلام،[۷۱] ملخص العقاید در دانش سخن،[۷۲] مجالس المتقین در دانش رفتار[۷۳] منهج الرشاد،[۷۴] و رساله‌هایی در مسئله نماز آدینه،[۷۵] عصمت و طهارت، نماز[۷۶] و روزه، نماز مسافر[۷۷] قضاء نمازها[۷۸] دیات[۷۹] و نماز و روزه قضا برای فوت شده ها[۸۰] به عنوان مثال اثر ها وی در مسئله‌های گوناگون دانسته پک پذیرایی ترحیم مشهد گردیده است.

ملامحمدتقی برغانی فتاوای خاصی داشت که برخی از آنان را خیره کننده و مخالف با اجماع قلمداد کرده‌اند.[۸۱] اورده شده وی معتقد به تایید صلاحیت غنا در سوگواری‌ها بود[۸۲] و به منزه بودن آب انگور پس از غلیان و پیش از رفتن دو ثلث باور داشت.[۸۳]

طرح عقیده ولایت دانا
محمدتقی برغانی بعداز فتح ولایات شمال جمهوری اسلامی ایران به وسیله ارتش شوروی و دخالت فرانسه و انگلستان در کارها داخلی مرز و بوم، عقیده ولایت فقید را مطرح کرد.[۸۴] اورده شده وی اولی فردی بود که ولایت دانا را مطرح و حکومت پادشاهی را نامشروع اظهار‌کرد.[۸۵] دربار فرمان روا، علمای تراز نخستین طهران را دعوت کرد و در حضور فرمان روا، ایده ها شرعی در این مورد ذکر شد و ملا محمدتقی عقیده رهبری فقیهان در بعد از ظهر غایب بودن کبرا را مطرح کرد و خواهان سلب سپردن سلطان و شاهزادگان شد.[۸۶] برادرش ملا محمدصالح نیز با تأیید بینش اخوی خویش به تبیین آن پرداخت.[۸۷] گروهی از علما سخنان وی را تأیید کردند؛ البته گرد‌همایی با مخالفت یکی علمای در حدود دربار، متشنج شد.[۸۸] بیان شده فتحعلی‌سلطان برای خودداری و رویارویی با این عقیده، مجتهد برغانی و برادرانش را به عراق تبعید کرد؛[۸۹] البته بعداز مدتی با میانجی گری جعفر کشف کننده‌الغطاء نزد فتحعلی‌فرمان روا، با رجوع آنان به کشور‌ایران به شرط عدم حضور در طهران موافقت شد. او شهر قزوین را محل معاش خویش قرار اعطا کرد.[۹۰]


صفحه های آخری کتاب مجالس المتقین برغانی که در آن صحنه شهید شدن وی هم نگارگری گردیده و هم تفصیل داده گردیده‌است. عکس از شبکه تلگرامی کتابخانه تخصصی اسلام و کشور‌ایران.
محمدتقی برغانی در سال ۱۲۵۳ق در بعد از ظهر سلطنت محمدشاه قاجار، حکومت بعد از ظهر خود را غیرشرعی و از دولت‌های ظالم قلمداد کرد و قائل به غصب زمام کارها کشور بوسیله حکومت شد.[۹۱]

شغل‌های اجتماعی
ملا محمدتقی برغانی شغل‌های فراوانی در قضیه‌های گوناگون اجتماعی داشت که برخی از آن ها عبارتند از:

جنگ با انحرافات مذهبی
یک کدام از دلایل آوازه ملا محمدتقی، واکنش تاریخی و قاطع وی با جریان شیخیه و در غایت بابیه بود. این قصه از رویدادها اساسی تاریخ کشور‌ایران و تشیع در بعدازظهر قاجار محسوب شد‌ه‌است.[۹۲]

روضه خوان احمد احسایی مؤسس فرقه شیخیه در هجرت خویش به جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۲۴۰ق، گزینه استقبال عموم شهرهای گوناگون قرار گرفت. بیان شده با مطرح شدن اذهان و عقاید انحرافی وی در مجامع فقاهتی و علمی، ملا محمدتقی سازه به درخواست گردآوری‌ای از علما، احسایی را به مناظره دعوت کرد که نتایج آن تکفیر احسایی از جانب برغانی بود.[۹۳] سید محمدمهدی، فرزند سید علی طباطبایی، محمدجعفر استرآبادی، ملا آقای دربندی، سید محمدحسین اصفهانی، سید ابراهیم موسوی قزوینی و محمدحسن نجفی از عالمانی بودند که به تاسی از برغانی، حکم به بی دینی احسایی نمودند.[۹۴]

فتوای مجتهد برغانی با‌گاز در جامعه اسلامی منعکس شدن یافت و منجر طرد و انزوای احسایی و طرفدارانش شد.[۹۵] احسایی ناگزیر جمهوری اسلامی ایران را به اراده مسافرت حج سوراخ کرد و بعد از چندی درگذشت.[۹۶] ملا محمدتقی بعداز مرگ احسایی، جانشین وی سید کاظم رشتی را نیز تکفیر کرد.[۹۷] آورده شده تا بعدازظهر حاضر شیعه‌ها امامی در کشور‌ایران، عراق و بقیه مرکز ها شیعه حتی‌د‌ر محل تولد احسایی از این فتوا تبعیت کرده‌اند.[۹۸]

او با پیدایش فرقه بابیه بر شدت نبرد خویش ادامه داد و با فتوای خویش آن‌ها‌را منحرف معرفی کرده و حکم به بی دینی آن‌ها اعطا کرد.[۹۹] اورده شده این فتوا تأثیر قابل توجهی در انزوای فرقه بابیه اجرا کرد.[۱۰۰]

برغانی از صوفیه دوران خویش نیز به شدت عیب گیری می کرد که‌این مورد باعث آزرده خیال شدن حاج میرزا آقاسی،‌ صدر اعظم محمدشاه قاجار شد و در صدد اخراج وی از جمهوری اسلامی ایران برآمد.[۱۰۱]

کمپانی در نبرد با شوروی
محمدتقی برغانی به یاروهمدم سید محمد مجاهد و علمای دیگر در نزاع کشور‌ایران و شوروی[۱۰۲] فی مابین سال‌های ۱۲۴۱ق تا ۱۲۴۳ق کمپانی کرد؛[۱۰۳] همین دستور منجر شد تا او‌را از علمای مجاهد قلمداد نمایند.[۱۰۴] وی در انتهای یکی‌از کتاب‌های خویش برای موفقیت ایرانیان در قبال شوروی که تبریز و نواحی آذربایجان را در چنگ گرفته بود، دعا کرد.[۱۰۵]

رئیس حوزه علمیه قزوین

مسجد شهیدی یا این که شهید ثالث در قزوین
محمدتقی برغانی مدتی مدیر حوزه علمیه قزوین را برعهده داشت. به اعتقادوباور برخی پژوهشگران، حوزه علمیه قزوین با همت وی به رویش و بالندگی رسید[۱۰۶] و تبدیل به یک مدرسه اساسی فکری در عالم تشیع[۱۰۷] و همینطور پیکار با استبداد و انحرافات مذهبی شد.[۱۰۸] وی نقش عمده‌ای در تکثیر فرهنگ و تمدن تشیع و مسلک اصولی داشت.[۱۰۹] سید جمال‌الدین اسدآبادی را از ثمرات حوزه علمیه قزوین و از شاگردان فکری قوم برغانی برشمرده‌اند.[۱۱۰]

تاسیس مسجد
ملا محمدتقی برغانی در طی حضور در عراق، مسجدی در کربلا تشکیل داد و به امام جماعت و پند عموم درگیر شد. این مسجد به مسجد برغانی آوازه داشت و بعد از شهادتش به مسجد شهید ثالث مشهور شد.[۱۱۱] برغانی، مسجد دیگری به اسم جامع صغیر نیز در قزوین تاسیس کرد که بعد از شهادتش، به مسجد شهیدی آوازه یافت.[۱۱۲]

پانویس
آزاد کشمیری، نجوم السماء، ۱۳۸۷ش، ج‌۱، ص۴۳۲؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج‌۹، ص۱۹۷.
زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج‌۶، ص۶۲-۶۳.
آقابزرگ تهرانی، طبقات أعلام الشیعة، ۱۴۳۰ق، ج‌۱۰، ص۲۲۶؛ استاد تبریزی، ریحانة الادب، ۱۳۶۹ش، ج۱، ص۲۴۷.
محبوبی اردکانی، چهل سال تاریخ جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۷۴ش، ج‌۲، ص۶۲۹.
دسته علمی موسسه امام راستگو(ع)، موسوعة طبقات الفقهاء، ۱۴۱۸ق، ج‌۱۳، ص۵۴۴؛ آقابزرگ تهرانی، طبقات أعلام الشیعة، ۱۴۳۰ق، ج‌۱۰، ص۲۲۶.
آزاد کشمیری، نجوم السماء، ۱۳۸۷ش، ج‌۱، ص۴۳۲.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 502
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه