شکنجه و زندان
ابن ابیعُمیر روزگاری دراز در زندان هارونالرشید به رمز پیروزی. دوران حبس او را از ۴ سال[۱۵] تا ۱۷ سال[۱۶] نوشتهاند و سبب ساز آن را به طورهای مختلف ذکر کردهاند. سازه بر قولی، انگیزه آن امتناع از پذیرفتن منصب قضا بود که بعد ها به مجبور آن را به عهده گرفت. به گفته دیگر، بدان باعث اورا به زندان انداختند که میخواستند از مخفیگاههای شیعهها و اصحاب امام کاظم(ع) مطلع پک پذیرایی ترحیم مشهد گردند.[۱۷]
روضه خوان طوسی گفته میباشد که معارضان ابن ابیعمیر نزد هارون سعایت کردند که او اسامی آحاد شیعهها عراق را میداند. هارون اورا احضار کرد و از او خواست تا آنهارا اسم موفقیت، او امتناع کرد. پس هارون دستورداد تا اورا عریان کردند و دربین دو نخل آویختند و ۱۰۰ تازیانه زدند.[۱۸]
بعداز هارون در حین خلافت مأمون تاوقتیکه امام رضا(ع) حضور داشت، وی و دیگر شیعه ها در تامین بودند، ولی بعداز شهیدشدن وی، او بازداشت و زندانی شد و مشقت بسیار پیروزی و هر آنچه داشت به حراج رفت.[مستلزم منبع] براساس گزارش نجاشی در کتاب رجالش درمدت چهار سالی که در زندان بود خواهرش کتابهایش را که ۹۴ عدد بود [۱۹] در تحت خاک مخفی کرد که به منجر باران یا این که انگیزه دیگری همگی از دربین رفتند.[۲۰]
ابن ابیعمیر در سال ۲۱۷ هجری قمری درگذشت.[۲۱]
رده علمی
از اسم تألیفات ابن ابیعمیر اینگونه برمیآید که وی در دانش فقه، دانش حدیث، دانش صحبت و مغازی تبحر داشته میباشد. طوسی[۲۲] از علی بن حسین فضّال نقل مینماید که ابن ابیعمیر از یونس بن عبدالرحمن افقه، اصلح و افضل بود، البته خویش طوسی در آنجا که اسامی طبقه سوم از اصحاب اجماع را بیان مینماید[۲۳] یونس بن عبدالرحمان و صفوان بن یحیی را فقیدترین آن ها میشمارد. سید بن طاووس[۲۴] به استناد روایتی از کتاب اینجانب لا یحضره الفقیه ابن ابیعمیر را منجم دانسته[۲۵] بعضی این ماجرا را از جهت مدرک و متن مخدوش دانستهاند.[۲۶]
شکنجه و زندان
ابن ابیعُمیر روزگاری دراز در زندان هارونالرشید به رمز پیروزی. دوران حبس او را از ۴ سال[۱۵] تا ۱۷ سال[۱۶] نوشتهاند و سبب ساز آن را به طورهای مختلف ذکر کردهاند. سازه بر قولی، انگیزه آن امتناع از پذیرفتن منصب قضا بود که بعد ها به مجبور آن را به عهده گرفت. به گفته دیگر، بدان باعث اورا به زندان انداختند که میخواستند از مخفیگاههای شیعهها و اصحاب امام کاظم(ع) مطلع پک پذیرایی ترحیم مشهد گردند.[۱۷]
روضه خوان طوسی گفته میباشد که معارضان ابن ابیعمیر نزد هارون سعایت کردند که او اسامی آحاد شیعهها عراق را میداند. هارون اورا احضار کرد و از او خواست تا آنهارا اسم موفقیت، او امتناع کرد. پس هارون دستورداد تا اورا عریان کردند و دربین دو نخل آویختند و ۱۰۰ تازیانه زدند.[۱۸]
بعداز هارون در حین خلافت مأمون تاوقتیکه امام رضا(ع) حضور داشت، وی و دیگر شیعه ها در تامین بودند، ولی بعداز شهیدشدن وی، او بازداشت و زندانی شد و مشقت بسیار پیروزی و هر آنچه داشت به حراج رفت.[مستلزم منبع] براساس گزارش نجاشی در کتاب رجالش درمدت چهار سالی که در زندان بود خواهرش کتابهایش را که ۹۴ عدد بود [۱۹] در تحت خاک مخفی کرد که به منجر باران یا این که انگیزه دیگری همگی از دربین رفتند.[۲۰]
ابن ابیعمیر در سال ۲۱۷ هجری قمری درگذشت.[۲۱]
رده علمی
از اسم تألیفات ابن ابیعمیر اینگونه برمیآید که وی در دانش فقه، دانش حدیث، دانش صحبت و مغازی تبحر داشته میباشد. طوسی[۲۲] از علی بن حسین فضّال نقل مینماید که ابن ابیعمیر از یونس بن عبدالرحمن افقه، اصلح و افضل بود، البته خویش طوسی در آنجا که اسامی طبقه سوم از اصحاب اجماع را بیان مینماید[۲۳] یونس بن عبدالرحمان و صفوان بن یحیی را فقیدترین آن ها میشمارد. سید بن طاووس[۲۴] به استناد روایتی از کتاب اینجانب لا یحضره الفقیه ابن ابیعمیر را منجم دانسته[۲۵] بعضی این ماجرا را از جهت مدرک و متن مخدوش دانستهاند.[۲۶]

تفاوت پذیرایی مراسم ترحیم خانوادگی و مراسمهای پرجمعیت