سید اَسَدُالله مَدَنی (۱۲۹۳ -۱۳۶۰ش) شیخ شیعی و امام آدینه تبریز. او از مبارزین سیاسی قبل از انقلاب اسلامی کشورایران بود که چند دفعه بهدست رژیم پهلوی به شهرهای متفاوت تبعید شد. بعداز انقلاب، نماینده عموم همدان در مجلس خبرگان قانون اساسی ایران بود. مدنی نماینده امام خمینی در همدان و امام آدینه آن شهر بود و سپسها همین مسئولیت را در تبریز بر ذمه گرفت. مدنی در جریان برگزاری نماز آدینه، بهدست سازمان مجاهدین کردار کشورایران، ترور شد. در کشور ایران، اورا از شهدای محراب می خوانند. مدفن وی در قم و در بقاع حضرت معصومه(س) پک پذیرایی ترحیم مشهد قراردارد.
معاشطومار و تحصیلات
سید اسدالله مدنی در سال ۱۲۹۳ش، در آذرشهر از توابع تبریز چشم به جهان گشود[۱] در چهار سالگی مامان و در ۱۶ سالگی بابا را که آقا میر علی اسم داشت از دست بخشید.[۲] علم ها مقدماتی فقهی را نزد میرزا محمد حسن منطقی و میرزا محسن میرغفاری از علمای آذرشهر آموخته و برای ادامه تحصیلات عازم حوزه علمیه قم شد.[۳] اسدالله مدنی دورس سطح حوزه را نزد سیدمحمدرضا گلپایگانی و سید شهابالدین مرعشی نجفی[۴] و فلسفه، عرفان و خلق را از امام خمینی فراگرفت[۵] و بعد در درس بیرون فقه و اصول سید محمد حجت کوهکمری[۶] و سید محمدتقی خوانساری حاضر شد.[۷]
بعد در سال ۱۳۲۳ هجری خورشیدی برای ادامه علم آموزی، به نجف مسافرت کرد.[۸] و از درس بیرون فقه و اصول سید محسن حکیم، سید عبدالهادی شیرازی، سید ابوالقاسم خویی و امام خمینی سود جست.[۹]
مدنی در حوزه علمیه نجف در کنار علم آموزی، درس دادن می کرد.[۱۰] کفایه، رسایل، مکاسب و درایه برای مثال دروس و کتاب هایی بود که او درس دادن کرد. به گفته حقیقت کاشانی، شاگردان متعددی در درس اسدالله مدنی حاضر میشدند.[۱۱] سید اسدالله مدنی با اینکه از سید ابوالقاسم خویی،[۱۲] سید محسن حکیم، حجت کوه کمری و خوانساری اذن اجتهاد داشت[۱۳] ولی معتقد بود که کلیه می بایست از امام خمینی تاسی نمایند.[۱۴]
شهید شدن
سید اسدالله مدنی در ۲۰ شهریور سال ۱۳۶۰ش بعداز اتمام مراسم نماز آدینه با ترور سازمان مجاهدین خوی کشور ایران، به شهید شدن رسید[۱۵] و در ۲۱ شهریور پیکر وی در تبریز و قم، تشییع و در بقاع حضرت معصومه(س) بهخاک امانت شد.[۱۶] امام خمینی در پیامی او را شخصیتی دانست که عمری را در تهذیب نفس و سرویس به اسلام و تربیت مسلمان ها و مجاهده در رویکرد حق علیه فسخ سپری کرد و جز درباره سرویس به اسلام و مسلمان ها نمیاندیشید.[۱۷] سالها قبل از شهید شدن در دانا رؤیا سیدالشهدا به وی فرموده بود «یا این که بُنیَّ اَنْتَ مَقْتُولٌ» «ای فرزندم! تو کشته میشوی» .مدنی بعد از این خواب هم به سیادت و هم به شهیدشدن خودش اعتقاد و باور پیدا کرده بود.[۱۸]
کارهای سیاسی و اجتماعی
شهید مدنی مبارزات سیاسی و اجتماعی خویش را از روزگار علم آموزی در قم استارت کرد و در اولین کارهای خویش مدتی به محل تولد خویش آذرشهر رجوع و علیه نفوذ اقتصادی، اجتماعی بهائیان در آذرشهر سخنرانیهایی کرد که به اخراج بهائیان از شهر سبب شد. بهدنبال آن شهربانی آذرشهر او را مدتی به همدان تبعید کرد.[۱۹]
وقتی که سید مجتبی نواب صفوی برای اعدام احمد کسروی به کشور ایران میآمد، آیتالله مدنی اندوختهای را که برای خرج ازدواجش کنار نهاده بود، به نواب بخشید.[۲۰]
در دورۀ زمامداری جمال عبدالناصر در مصر، مدنی در رأس هیئتی از علمای اهل ایران حوزه علمیه نجف برای افشاگری علیه دولت کودتای فضل و ادبالله زاهدی به آن مرز و بوم مهاجرت کرد.[۲۱]
در ۵ مرداد سال ۱۳۴۱شمسی او از عراق وارد همدان شد و در جریان اعتراض به ثبت لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی در سخنرانی خویش در مسجد جامع همدان، عموم این شهر را به حفاظت از مبارزات حوزه علمیه قم فراخواند[۲۲] و در کنار بقیه علمای همدان تلگراف اعتراضآمیزی نسبت به ثبت این لایحه به اسدالله دانش مخابره کرد[۲۳]
پس از درگذشت آیتالله سید محسن طباطبائی حکیم، مرجعیت آیت الله خمینی را در همدان مطرح کرد؛ بهطوری که ساواک گزارش اعطا کرد او بیش از یک سوم همسایه همدان را تقلید کننده امام کرده میباشد. رفتوآمدهای او به همدان و نجف تا اوایل سال ۱۳۵۰ش ادامه پیدا کرد و درین فرصت به دعوت عموم و روحانیون شهر خرمآباد به آن شهر رفت.[۲۴]
سیداسدالله مدنی عمل خویش را در خرمآباد با درس دادن درس بیرون در حوزۀ علمیۀ کمالوند[یادداشت ۱]استارت کرد و بعداز مدتی سرپرست این مکتب شد. با سپری شد فرصت اندکی به تیتر نماینده قانونی تامالاختیار امام خمینی و نمایندۀ وی به روحانیان و عموم خرمآباد معرفی شد. با ادامۀ سخنرانیهای سیاسی مدنی، در مهر ۱۳۵۴ از ساواک طهران به ساواک لرستان دستوری ابلاغ شد که او به مقطع سه سال به منطقۀ نورآباد ممسنی اعزام خواهد شد و مجددا در مرداد ۱۳۵۶ محل تبعید او به گنبدکاووس تغییر و تحول پیدا میکند. به جهت بیماری وی، کمیسیون امنیت اجتماعی خرم آباد محل تبعید او را از مرداد ۱۳۵۷ به شهرستان مهاباد تغییر تحول میدهد.[۲۵]
با محاصرۀ خانه امام خمینی در مهر ۱۳۵۷ در نجف او یار جمعی از روحانیون تبعیدی با صدور اعلامیهای به این مبادرت رژیم بعثی عراق اعتراض نمود.[۲۶]
اوایل دی ۱۳۵۷ش بین استقبال عموم همدان وارد این شهر شد و رهبری مبارزات ضد رژیم عموم را بر ذمه گرفت. در ۲۱ بهمن سال ۱۳۵۷ش که لشکر ۸۱ زرهی کرمانشاه برای سرکوبی عموم انقلابی به سمت طهران به تکان درآمد، با فرمان او عموم کفنپوش همدان با دست خالی خلال نثار شماری شهید، از تکان تانکها خودداری کردند[۲۷]
سید اَسَدُالله مَدَنی (۱۲۹۳ -۱۳۶۰ش) شیخ شیعی و امام آدینه تبریز. او از مبارزین سیاسی قبل از انقلاب اسلامی کشورایران بود که چند دفعه بهدست رژیم پهلوی به شهرهای متفاوت تبعید شد. بعداز انقلاب، نماینده عموم همدان در مجلس خبرگان قانون اساسی ایران بود. مدنی نماینده امام خمینی در همدان و امام آدینه آن شهر بود و سپسها همین مسئولیت را در تبریز بر ذمه گرفت. مدنی در جریان برگزاری نماز آدینه، بهدست سازمان مجاهدین کردار کشورایران، ترور شد. در کشور ایران، اورا از شهدای محراب می خوانند. مدفن وی در قم و در بقاع حضرت معصومه(س) پک پذیرایی ترحیم مشهد قراردارد.
معاشطومار و تحصیلات
سید اسدالله مدنی در سال ۱۲۹۳ش، در آذرشهر از توابع تبریز چشم به جهان گشود[۱] در چهار سالگی مامان و در ۱۶ سالگی بابا را که آقا میر علی اسم داشت از دست بخشید.[۲] علم ها مقدماتی فقهی را نزد میرزا محمد حسن منطقی و میرزا محسن میرغفاری از علمای آذرشهر آموخته و برای ادامه تحصیلات عازم حوزه علمیه قم شد.[۳] اسدالله مدنی دورس سطح حوزه را نزد سیدمحمدرضا گلپایگانی و سید شهابالدین مرعشی نجفی[۴] و فلسفه، عرفان و خلق را از امام خمینی فراگرفت[۵] و بعد در درس بیرون فقه و اصول سید محمد حجت کوهکمری[۶] و سید محمدتقی خوانساری حاضر شد.[۷]
بعد در سال ۱۳۲۳ هجری خورشیدی برای ادامه علم آموزی، به نجف مسافرت کرد.[۸] و از درس بیرون فقه و اصول سید محسن حکیم، سید عبدالهادی شیرازی، سید ابوالقاسم خویی و امام خمینی سود جست.[۹]
مدنی در حوزه علمیه نجف در کنار علم آموزی، درس دادن می کرد.[۱۰] کفایه، رسایل، مکاسب و درایه برای مثال دروس و کتاب هایی بود که او درس دادن کرد. به گفته حقیقت کاشانی، شاگردان متعددی در درس اسدالله مدنی حاضر میشدند.[۱۱] سید اسدالله مدنی با اینکه از سید ابوالقاسم خویی،[۱۲] سید محسن حکیم، حجت کوه کمری و خوانساری اذن اجتهاد داشت[۱۳] ولی معتقد بود که کلیه می بایست از امام خمینی تاسی نمایند.[۱۴]
شهید شدن
سید اسدالله مدنی در ۲۰ شهریور سال ۱۳۶۰ش بعداز اتمام مراسم نماز آدینه با ترور سازمان مجاهدین خوی کشور ایران، به شهید شدن رسید[۱۵] و در ۲۱ شهریور پیکر وی در تبریز و قم، تشییع و در بقاع حضرت معصومه(س) بهخاک امانت شد.[۱۶] امام خمینی در پیامی او را شخصیتی دانست که عمری را در تهذیب نفس و سرویس به اسلام و تربیت مسلمان ها و مجاهده در رویکرد حق علیه فسخ سپری کرد و جز درباره سرویس به اسلام و مسلمان ها نمیاندیشید.[۱۷] سالها قبل از شهید شدن در دانا رؤیا سیدالشهدا به وی فرموده بود «یا این که بُنیَّ اَنْتَ مَقْتُولٌ» «ای فرزندم! تو کشته میشوی» .مدنی بعد از این خواب هم به سیادت و هم به شهیدشدن خودش اعتقاد و باور پیدا کرده بود.[۱۸]
کارهای سیاسی و اجتماعی
شهید مدنی مبارزات سیاسی و اجتماعی خویش را از روزگار علم آموزی در قم استارت کرد و در اولین کارهای خویش مدتی به محل تولد خویش آذرشهر رجوع و علیه نفوذ اقتصادی، اجتماعی بهائیان در آذرشهر سخنرانیهایی کرد که به اخراج بهائیان از شهر سبب شد. بهدنبال آن شهربانی آذرشهر او را مدتی به همدان تبعید کرد.[۱۹]
وقتی که سید مجتبی نواب صفوی برای اعدام احمد کسروی به کشور ایران میآمد، آیتالله مدنی اندوختهای را که برای خرج ازدواجش کنار نهاده بود، به نواب بخشید.[۲۰]
در دورۀ زمامداری جمال عبدالناصر در مصر، مدنی در رأس هیئتی از علمای اهل ایران حوزه علمیه نجف برای افشاگری علیه دولت کودتای فضل و ادبالله زاهدی به آن مرز و بوم مهاجرت کرد.[۲۱]
در ۵ مرداد سال ۱۳۴۱شمسی او از عراق وارد همدان شد و در جریان اعتراض به ثبت لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی در سخنرانی خویش در مسجد جامع همدان، عموم این شهر را به حفاظت از مبارزات حوزه علمیه قم فراخواند[۲۲] و در کنار بقیه علمای همدان تلگراف اعتراضآمیزی نسبت به ثبت این لایحه به اسدالله دانش مخابره کرد[۲۳]
پس از درگذشت آیتالله سید محسن طباطبائی حکیم، مرجعیت آیت الله خمینی را در همدان مطرح کرد؛ بهطوری که ساواک گزارش اعطا کرد او بیش از یک سوم همسایه همدان را تقلید کننده امام کرده میباشد. رفتوآمدهای او به همدان و نجف تا اوایل سال ۱۳۵۰ش ادامه پیدا کرد و درین فرصت به دعوت عموم و روحانیون شهر خرمآباد به آن شهر رفت.[۲۴]
سیداسدالله مدنی عمل خویش را در خرمآباد با درس دادن درس بیرون در حوزۀ علمیۀ کمالوند[یادداشت ۱]استارت کرد و بعداز مدتی سرپرست این مکتب شد. با سپری شد فرصت اندکی به تیتر نماینده قانونی تامالاختیار امام خمینی و نمایندۀ وی به روحانیان و عموم خرمآباد معرفی شد. با ادامۀ سخنرانیهای سیاسی مدنی، در مهر ۱۳۵۴ از ساواک طهران به ساواک لرستان دستوری ابلاغ شد که او به مقطع سه سال به منطقۀ نورآباد ممسنی اعزام خواهد شد و مجددا در مرداد ۱۳۵۶ محل تبعید او به گنبدکاووس تغییر و تحول پیدا میکند. به جهت بیماری وی، کمیسیون امنیت اجتماعی خرم آباد محل تبعید او را از مرداد ۱۳۵۷ به شهرستان مهاباد تغییر تحول میدهد.[۲۵]
با محاصرۀ خانه امام خمینی در مهر ۱۳۵۷ در نجف او یار جمعی از روحانیون تبعیدی با صدور اعلامیهای به این مبادرت رژیم بعثی عراق اعتراض نمود.[۲۶]
اوایل دی ۱۳۵۷ش بین استقبال عموم همدان وارد این شهر شد و رهبری مبارزات ضد رژیم عموم را بر ذمه گرفت. در ۲۱ بهمن سال ۱۳۵۷ش که لشکر ۸۱ زرهی کرمانشاه برای سرکوبی عموم انقلابی به سمت طهران به تکان درآمد، با فرمان او عموم کفنپوش همدان با دست خالی خلال نثار شماری شهید، از تکان تانکها خودداری کردند[۲۷]

قیمت پک پذیرایی ترحیم مشهد؛ عوامل مؤثر بر هزینه و راهنمای انتخاب پک اقتصادی