loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 29
سه شنبه 13 شهريور 1403 زمان : 11:24


مساجد را می‌قدرت صرفا جای ‌هایی بر روی زمین دانست که بشر با حضور در آنان بهشتی زمینی را تجارب می‌نماید و توشه دیگر با نگاهی عمیق‌خیس به توان الهی و سر آفرینش پی می برد.

«مسجد جامع اصفهان» یک کدام از آن جای ‌های مقدسی میباشد که مجموع پک پذیرایی ترحیم مشهد وجودش غرق در رازهایی بی‌انتهاست و آغوش گرم خویش را پر از گنجینه‌های باارزش هنر و معماری نموده است که برای پی بردن و شعور این رازها مستلزم سال‌ها فرصت است.

تاریخچه مسجد جامع اصفهان
نقطع ی عطف عظمت و شکوه معماری بعد از ظهر سلجوقی را می‌قدرت در اصلی ترین و زیباترین مسجد دنیا بنام «مسجد جامع عتیق اصفهان» به وضوح روئت کرد.

محور‌ی مهم این مسجد که بصورت یک آتشکده‌ کاربرد داشته‌ میباشد در وسط قرن دوم ه-ق تاسیس شوید.

ولی کمتر از یک قرن بعداز تشکیل داد آن تخریب شد و به مکان آن مسجد وسیعی متناسب با جمعیت شهر در منتهی الیه شمال غربی «میدان کهنه» سازه شوید.

در صورتیکه چه مسجد عتیق اصفهان را بایستی گنجینه‌ای نفیس از پانزده قرن معماری عصر‌ی اسلامی دانست، لیکن مهم‌ترین و زیباترین نصیب این موسسه‌ی منحصر وابسته به بعد از ظهر سلجوقی است.

قابل ذکر میباشد محدوده‌ی این مسجد تاریخی در قسمت بازار دیرین شهر قرار داشته و نیز از التفات خاصی بهره مند بوده میباشد.

ساختار مهم این مسجد در بالا با حیاطی گشوده و ردیف‌های چوبی سازه گردیده بود که از اثر ها مسجد کهن چیزی باقی نمانده میباشد.

ولی طبق مدارک تاریخی، این مسجد در طی فرصت به جهت بلایای طبیعی و غیرطبیعی از فی مابین رفته و مجدد احیا شد‌ه‌است.


درب‌های ورودی مسجد جامع اصفهان
ساختار این مسجد به سیرتکامل‌ای دیدنی و خوشگل پیاده سازی گردیده است که استفاده کننده را از خارج سازه به داخل آن جذب می‌نماید.

ورود به مسجد عتیق از 7درب در محله‌های متفاوت قابلیت و امکان پذیر میباشد.

شایان بیان میباشد در‌این میان، درب ورودی بنا شده در بازار کهنه از شکوه و جلال خاصی شامل است.

در بدو ورود، کشکولی با زنجیرهای فلزی از بالای درب معلق میباشد که نشانگر عدل و انصاف و موازی بودن آدم‌ها با هم درعالم هستی نزد خداوند میباشد.

کتابخانه خواجه‌نظام‌الملک
کتابخانه‌ی وسیع و دارای شهرت «خواجه‌نظام‌الملک» در اولِ مسجد گنجینه‌ای گوهر توشه از کتاب‌های تاریخی و مرجع در ادوار گوناگون به اکانت می‌آمده میباشد که متاسفانه در بمباران شهر اصفهان در سال 1363 کتابخانه تخریب شوید و مجدداً به طریق اولیه تجدید بنا شد.

پس از گذر از کتابخانه، گنبد خواجه نظام الملک با معماری مسحور کننده‌ای حیث هر بیننده‌ای را به خویش جلب می‌نماید.

این تاثیر با ارزش و باارزش، بدون هرگونه رنگی جلوه‌ای خاص به شبستان جنوبی مسجد بخشیده میباشد و با در برداشتن مثال‌های زیبایی از هنرهای متعدد ادوار اسلامی از عنایت بخش اعظمی شامل است .

چهار ايوان دور و اطراف ایوان، شاخصه‌ی شيوه مسجد سازی در ايران را به اکران نهاده میباشد که بعد از تاسیس آن ها در ساير مساجد نيز اشاعه يافت.


حیاط‌های مسجد جامع اصفهان
حیاط معلم
در نصیب غربی مسجد، ایوانی بسیار قشنگ و بی نقص پیاده سازی گردیده است که نیز پر اسم و رسم به «صفه مدرس» است. این حیاط درعصر سلجوقی سازه گردیده ولی تزئینات آن به عصر صفویان برمی‌خواهد شد. در صفه معلم عباراتی به خط بنایی بسیار خوشگل درج شده میباشد که اشاره به دوست داستنی بودن حضرت علی (ع) در کلیه ادوار داراست .

چـون طومار جـرم ما به هم پیـچیدند بردند و به ترازو عمــــل سنجیدند

بیشتراز کلیه کس گناه ما بـــــــود البته ما‌را به محبت عـــلی بخشیدند

در تراس این مسجد، سنگاب‌هایی برای نوشیدن آب درنظرگرفته شده میباشد که به جهت بدور ماندن ازتابش نور و روشنایی خورشید و خنک ماندن آب در تحت تراس‌ها قرار گرفته میباشد .

حیاط دانش آموز
صحیح مقابل صفه معلم، ایوانی بنام «صفه محصل» سازه گردیده که با تزئینات خوشگل و مقرنس‌های بسیار دقیق‌تری نسبت به «صفه مدرس» پیاده سازی شد‌ه‌است.

تراس مالک و تراس درویش
وجود «صفه صاحب و مالک» در جنوب و «صفه درویش» در شمال یک کدام از فوت‌و‌فن بسیار دیدنی معماری کشور ایران را ذکر میدارد و سبب ساز نمایی تماشایی در ایوان مسجد گردیده است.

گنبد تاج‌الملک
شبستان شرقی مسجد با ردیف‌های مدور و کلفت، گنبد خوشگل و اختصاصی «تاج الملک» را در آغوش کشیده میباشد.

نقوش بی‌بدیل و دکوراسیون آجرهای این گنبد خاکی، معماری باشکوه زمان سلجوقی را بازگو می‌نماید.

بازدید : 27
يکشنبه 11 شهريور 1403 زمان : 11:20

گوهرشاد بیگم عروس تیمور لنگ میباشد. زنی که در دل بستگان خونریز و مهاجم تیموریان معاش میکرد البته به تمدن دوستی، هنر پروری و خردمندی شهره میباشد. مسجد گوهرشاد که جزء اثرها ارثیه از پک پذیرایی ترحیم مشهد زمان تیموریان میباشد به امر وی ایجاد شده است. ماجرای مسجد گوهر خنده رو و عروس تیمور لنگ را در‌این ورقه از خبر نامه فرهنگی وبلایت بخوانید.

از چنگیزخان مغول و نوادگانش هرچه در تاریخ تصویب گردیده ، نبرد و به خاک و خون کشیدن میباشد . فقط یک نکته کارنامه چنگیز را از سایر متمایز می نماید : هنرمند ، صنعتگر و دانشمند هر شهر و دیاری که فتح میشد از تیغ و خنجر تیموریان در مدد بود و سمرقند تحت عنوان پایتخت ، پذیرای تمدن و هنرشان بود گفته اند که‌این حمایت دادن ها به جهت آرامش دوست بودن تیمور میباشد ولی صفحه ها تاریخ را که با جزییات بیشتر ورق بزنیم به گوهرشاد بانویی می رسیم که عروس تیمور بود گوهرشاد معروفی که اسمش را بر روی مسجدی شنیده ایم

با وجود خوی خون ریز حاکمان تیموری ، گوهرشاد تحت عنوان بانویی فرهیخته و هنردوست ، لهجه و تمدن اهل ایران را در‌این زمان به نقطع ی عطف شکوفایی رساند ، کلیه چیز از دست رفت البته فرهنگ وتمدن ماند!

مدرسه هرات در تذهیب و خوشنویسی ، کانون هنری بایسنقر ، دقت به معماری ، کتاب ها خطی و خوشنویسی، حتی ریاضی ها و نجوم و احداث رصدخانه …

تا جایی که حتی پسرانش هم جای این که رویکرد و کردار پدربزرگ خون ریز خویش را دنبال نمایند ، از خوشنویسان و دانشندان تعالی بعدازظهر خویش شدند . حکم دهنده شدند ولی بر مبنای رفتار و مدارا با عموم شان حکومت کردند و این نهایی بود بر یکسری صد سال خلق و خوی وحشی گری مغول

ارتباط تیمور با عروسش بسیار عالی بود

آمده میباشد که به احترام و میانجی گری این بانو در یکسری گزینه از کشتن اطرافیانش قبلی بود؛ کاری که فقط وقار و تمدن از ذمه اش برمی آید و تیزی شمشیرها در برابرش نماید میشود

فرهنگی که قرون بعد از آن هم در قبال رضا خانی ایستاد که میخواست ایمان و اعتقادی ملتی را در ذیل چکمه های استبدادش لگدکوب نماید مسجد جامع گوهرشاد و قیام خونینش، پایگاهی شد برای ظهور فرهنگ اسلامی

بازدید : 33
شنبه 10 شهريور 1403 زمان : 11:51


خلاصه بازرسی نوشته‌علمی مسجد جامع تبریز
مسجد جامع تبریز یکی سازه های تاریخی و باستانی تبریز میباشد. تاریخ ظریف بنای آن معین وجود ندارد، در این زمینه جمع‌ای رسیدگی و مطالعاتی کرده‌اند که نحوه پژوهش و نوشته سه بدن از آن پک پذیرایی ترحیم مشهد ها اصولی، اساسی و قابل اعتناست.

یک کدام از مرحوم نادرمیرزاست که در نصفه دوم قرن سیزدهم هجری به ملازمت و همراهی دو بدن از نزدیکان خویش از مسجد جامع دیدن کرده، ارتفاع و پهنا مسجد را اندازه گرفته، سنگ نوشته منصوب به مبنا غربی طاق وسطی مسجد را تا آن حد که مقدورش بوده میباشد، خوانده و در کتاب تاریخ و جغرافی دارالسلطنه تبریز درج نموده است.

دوم آقای حاج حسین نخجوانی که خدایش درستی و عافیت مرحمت فرماید، این مسجد را گشته و درباره فرصت بنای آن تفحص و مطالعه نموده و دو ماخذ نو را که پیش از او عنایتی بدان‌ها نشده بود، برای نخستین دفعه در نوشته‌ی علمی خویش بیان کرده و نوشته‌ای قریب به این مضمون آورده میباشد که سازه به نظریه صاحب و مالک تاریخ اولادالاطهار، مسجد جامع تبریز در ابتدا اسلام از طرف عبدالله بن عامر ساخته گردیده است و سازه به نوشته سعدالدین وراوینی، ترجمه فارسی کتاب مدافع مرز‌طومار به فرمان ربیب‌الدین ابوالقاسم هارون بن علی ظفر دندان وزیر اتابک ازبک بن محمد بن ایلدگز از اتابکار آذربایجان برای کتابخانه مسجد جامع پهناور تبریز که آیتم مداقه وزیر سابق الذکر بوده، به شغل آمده میباشد.

می بایست اعلام‌کرد همچنانکه خویش آقای نخجوانی نیز اعتنا فرموده میباشد نسبت بنای مسجد جامع به عبدالله بن عامر گواهی تاریخی ندارد، این فرمان بعید به حیث میرسد و در خویش استناد و قبول وجود ندارد، البته راجع‌به وجود جامع امیرکبیر در همین محل، در طی اتابکان آذربایجان که سعدالدین وراوینی بدان منضماتش اشاره نموده است، دلایل شایان توجه زیادی وجود دارااست.

اولاً از اول سالهای فرمانروایی روادیان، این محل در باطن قلعه تبریز بوده و مدام جزو بخش معمور شهر به شمار می‌رفته میباشد.

ثانیاً در طی روادیان، سلاجقه و اتابکان، این حیطه از بخش‌های مقدس شهر محسوب می‌گردیده است و بخش اعظمی از سلاطین، امراء و وزراء در کنار معابد و مساجدی که خویش ساخته بودند، به خاک ودیعه گردیده‌اند.

ثالثاً به عبارتی مسجدی که در قرن ششم و هفتم اسم جامع وسیع داشته و قبر شمس‌الدین عثمان طغرایی در جانب غربی آن قرار گرفته بود، در قرن دهم معمور بود و حافظ حسین کربلایی آن مسجد و حرم گنبددار شمس الدین طغرایی را در کنارش به رای‌العین چشم و از آن به اسم «مسجد جامع کلان» حافظه نموده است و در طول ترکمانان و صفویه نیز به عبارتی مسجد آباد بوده، چنانکه حاج طالب خان، پسر حاج اسحق‌خان تبریزی بانی مکتب طالبیه در سال 1087ه.ق در وقفنامه مکتب طالبیه از این مسجد به عبارت «مسجد جامع عظیم» مذکور میباشد و از آن فرصت الی یومنا هذا نیز هیات مسجد سابق الذکر عوض نشده و صرفا در تاثیر زمین‌لرزه‌های نصفه اولیه و دوم قرن دوازده هجری تعدادی طاقه از آن شکسته و فرو ریخته که توسط احمدخان و پسر او حسینقلی‌خان دنبلی بازسازی و مرمت یافته میباشد. اینک نیز مسجد جامع گران قدر اسم داراست و در جنوب صحن مکتب طالبیه واقع گردیده است.

البته نوشته سوم وابسته به آقای جعفر سلطانی القرائی میباشد که قریب بیست سال پیش آن را به حرفه تحریر درآورده میباشد و موقع طبع ترجمع تاریخ تبریز مینورسکی که با غایت سماحت و بزرگواری برای درج در بخش ملحقات کتاب سابق الذکر در چنگ نگارنده گذارده‌اند و می‌اقتدار اظهار کرد این نوشته بدون نقص‌ترین تعریف تعریف احوال کنونی مسجد جامع تبریز میباشد که فعلا با اذن دوباره وی به نان نگهداری فضل و ادب حق اولویت مولف متشخص آن، مجمل قسمت مرتبط با معرفی مسجد جامع با اضافه کردن یکسری فقره پاورقی و ترجمه و توضیح مایحتاج ذیلاً آورده می شود:

«مسجد جامع که امروز عموم آن جا را آدینه مسجد میخوانند، در میان مسجد حجه‌الاسلام و آلچاق مسجد و مسجد میرزااسماعیل خاله اوغلی واقع میباشد. مسجد حجه الاسلام از غرب و دو مسجد اخیر از شرق آن را اشراف کرده و فی مابین گرفته‌اند. این مسجد را در حال حاضر دو مدخل میباشد، یکی جانب شمال که از صحن مسجد وارد دهلیز و از آنجا باطن محل عبادت میشود و از این طرف سطح مسجد حدود نیم متر از سطح مسجد پست‌خیس میباشد.

در دیگر آن از طرف جنوب به یک کوچه که از شرق به غرب ممتد میباشد، گشوده می شود. این کوچه از طرف مغرب مسدود و بن‌بست میباشد، سرتاسر جنوب کوچه، دیوار مسجدی میباشد که دارای اسم و رسم به مسجد مجتهد و منسوب به حاج میرزا باقرآقا مجتهد و پسرش حاج میرزا حسن آقا مجتهد میباشد و در اواخر دیواره شمالی این کوچه در جنوبی جامع واقع میباشد. از این در صدر وارد آلچاق مسجد می شود و زیرا این مسجد از جانب مغرب ملاصق و متصل به مسجد جامع میباشد و بازدارنده و حاجزی در اواسط وجود ندارد، از آنجا درون جامع والا میشود. از این طرف نیز سطح مسجد از سطح کوچه پست‌خیس میباشد.

بازدید : 132
پنجشنبه 8 شهريور 1403 زمان : 12:12


مساجد مثلا بناهای گرانبها تاریخی میباشند که متمدن عموم این خطه عجین گردیده پک پذیرایی ترحیم مشهد و همواره از سوی عموم آیتم دقت و احترام بوده و هنرمندان کوشیده ‌اند تا با کلیه مهارت و کاردانی خویش در تولید استحکام و زیبایی و فضای معنوی آن نقشی داشته باشند. و در واقع مسجد تاریخی دسته‌ای میباشد از هنرهای متفاوت که از گذشتگان برای ما به یادگار ما‌نده میباشد. از خصوصیت های این مساجد می‌قدرت به پیاده سازی مطلوب، محاسبات ظریف، گونه های بنا، ردیف‌های قشنگ و… اشاره نمود. پیرو به تحقیق یکی‌از مشهورترین و قدیمیترین آن ها یعنی مسجد کبود بنا شده در کلانشهر تبریز خوا هیم پرداخت.

مسجد کبود «گوی مچید»
این مسجد طبق کتیبه سردر آن در طی حکومت پادشاه جهانشاه، مقتدرترین حکمران سلسله قراقویونلو «به خواست «خاتون ‌جان بیگم» زوجه جهانشاه و با تحقیق عزّالدین‌قاپوچی سازه شده و در ربیع الاول 870 هجری قمری به نقطه پايان رسیده میباشد». این مسجد به جهت تنوع و نازکی کاشی‌کاری‌های مُعرق فیروزه‌ای و کبوداش به فیروزه اسلام آوازه یافته میباشد. و در زبان محلی به آن «گوی مچید» می گویند. که واژه و کلمه “گوی” به رنگ آبی‌رنگ تیره آن و “مچید” به مسجد برمیگردد. «این مسجد به همدم مکتب، بقاع، کتابخانه، خانقاه و جمیع عمارات مُلحق به آن به اسم ابوالمظفر جهانشاه بن‌قرایوسف (مظفریه) خوانده گردیده‌است».

مسجد-کبود
خصوصیات و جزئیات معماری مسجد کبود
بنای مسجد مشتمل بر صحن مهم می باشد که در زیرگنبد اساسی واقع شد‌ه‌است و همینطور دارنده صحن خرد‌خیس نسبت به گنبد مهم داراست. «طول باقی‌مانده طاق راز زیادتر از هشت متر و نیم بوده و به طور کاملً از کاشی‌های مُعرق پرآب و رنگ پوشیده گردیده است. در اساس‌های دوطرف که بعرض 30/4 متر میباشد. در قسمتی به پهنای 50 سانتی‌متر کتیبه‌ی مهم سازه با کاشی‌های معرق سپید رنگ روی متن لاجوردی به خط نسخه ها نصب شد‌ه‌است و سطح سایر محور‌ها با طرح‌ها و گونه های مرکب از گل و بوته و کاشی‌های معرق الوان پوشیده بوده که قسمتی ریخته و میان آن لغات: یا این که دایم الخیرات، یا این که انیس الغربا، با دایم النوال، یا این که حبیب الفقرا، یا این که کثیرالانعام، یا این که منان، یا این که عامل یا این که حنان،… با کاشی مُعرق سپید رنگ قرار گرفته بود. در شالوده‌ی طرف غربی سردر، آیه 18 و آیه 19 از سوره‌ی توبه قرآن مجید مندرج میباشد:.».

مسجد-کبود-4
«در اساس شرقی عبارت ذیل باقیمانده؛ که طراح و خطاط این مسجد در کتیبه‌ی طاق‌نمای مسجد، خویش و تاریخ بناء را اینگونه معرق‌کاری نموده است:
… الصلوه علی‌پیامبرّه محمد‌آل الطیبین… العماره المبارکه المظفریه فی رابع الاول اینجانب سنه سبعین و ثمانمائه… اقل العباد نعمـۀ الله بن‌محمد البواب».
«کتیبه بخش بالای طاق سردر کاملاً ریخته و اثری باقی‌نمانده و در بخش داخلی طاق تحت مقرنس‌ها در طرفین و در میانه کتیبه‌ای در اسم و دعای فرمان روا جهانشاه بن‌قرایوسف مو جود بوده که بخش عمده آن ریخته و کلمه ها چندی خوانده می شود». در پشت در ورودی به شبستان گرانقدر یک بیت شعر فارسی به خط ثلث مندرج به‌این مضمون «خوی بیار و گرد گفتار مگرد چو کرده گردد فعالیت بگویند که کرد» شبستان گران قدر را از سه طرف رواق‌ها در برگرفته و بر بالای آن گنبد دو‌پوشی با قطر تقریبی 17 متر قرار گرفته میباشد».

بازدید : 30
چهارشنبه 7 شهريور 1403 زمان : 15:42


اين‌ بقاع‌ دربرگیرنده‌ تعدادي‌ از بناهاي‌ عصر‌هاي‌ متفاوت‌ میباشد‌ كه‌ نخستين‌ توشه به وسیله‌ پادشاه‌ تهماسب‌ به‌ شکل‌ دسته‌ واحد در آمده‌ میباشد ‌. بعد ها فرمانروا‌ عباس‌ بناهاي‌ اساسی‌ ديگري‌ به‌ اين ‌گروه‌ افزوده‌ و اصلاحاتي‌ در آن‌ ايجاد كرده‌ میباشد ‌. پک پذیرایی ترحیم مشهد اين‌ دسته‌ تاريخي‌ با سلسله‌ قوم‌ سلاطين‌ صفويه ‌مرتبط‌ میباشد ‌. اسلاف‌ شاهان‌ صفوي‌ و همچنين‌ سلطان‌ اسماعيل‌ نخستین‌ در اين‌ گروه‌ تاريخي‌ به‌ خاك‌ امانت ‌گردیده‌اند . بناي‌ اصلي‌ بقعه‌ شيخ‌ صفي‌ ساختمان بلند‌ استوانه‌اي‌ شكلي‌ میباشد‌ كه‌ بر روي‌ ازاره‌ سنگي‌ هشت‌ پهلويي‌ قرار گرفته ‌میباشد‌ و بلندي‌ ساختمان بلند‌ آن‌ نزدیک به ۵/17 متر میباشد ‌. در كنار قبر شيخ‌ صفي‌ ، گور فرزندش‌ صدرالدين‌ موسي‌ «باني‌بقاع‌» و شيخ‌ ابراهيم‌ مشهور‌ به‌ شيخ‌ فرمانروا‌ فرزند شيخ‌ خواجه‌ علي‌ - فرمان روا‌ حيدر (بابا فرمانروا‌ اسماعيل‌) قرار گرفته ‌میباشد ‌.
در حرمخانه ‌، فرمان روا‌ اسماعيل‌ صفوي ‌، دختر شيخ‌ صفي‌ ، دختر شيخ‌ خداترس گيلاني‌ (زن‌ شيخ‌ صفي‌ الدين‌) ، مامان پاد شاه‌ اسماعيل‌ صفوي‌ (حليمه‌ خاتون‌) ، و گروهي‌ ديگر از نزديكان‌ دربار صفوي‌ به‌ خاك‌ ودیعه‌ گردیده‌اند .

بازدید : 129
شنبه 3 شهريور 1403 زمان : 12:22

در زیارت حضرت معصومه (درود‌الله‌علیها) از خداوند میخواهیم سرانجام ما‌را به به روزی ختم نماید و آنچه را داریم را از ما نگیرد. پک پذیرایی ترحیم مشهد در شرایطی‌که بخواهید این دعا متفحص گردد، بایستی گرفتاری همت کنیم و ملازمت با حضرت را در فردوس از جهان بدست بیاوریم.

بقعه حضرت معصومه (درود‌الله‌علیها) پردیس خوشگل، جالب و ضیافتی میباشد که هنگامی بشر وارد بقاع حضرت معصومه (درود‌الله‌علیها) می گردد، هم اکنون و صفای خاص دارااست. نقل میباشد که راجع‌به بقاع حضرت معصومه فرمودند: «اینجا لانه‌ی ماست». بقعه حضرت، حرمی میباشد که چهارده معصوم حاضرند و شما‌را میبینند.

هنگامی درگیر قرائت زیارت طومار میشوید، دقت نمایید که در محضر آن ها می باشید، صدایتان را می‌شنوند و جواب درود‌تان را میدهند.

اشکالی که برخی‌ها میگیرند، این میباشد که ما این نورهای الهی را نمی بینیم، پس چطور میتوانیم رابطه بگیریم. جوابش این میباشد که در شرایطی که ما عفاف هایمان را برطرف کنیم، این مورد هم حل شود.

درین بقاع ضیافتی میباشد که تمامی حضور دارا‌هستند. حال شما که به‌این ضیافت دعوت شدید، قدر بدانید و از آن صحیح استعمال نمائید. زیرا در عمرتان تصویب میگردد. فارغ از دعوت هم نمیشود، رفت. لیاقت میخواهد که شما دعوت می‌شوید و می‌روید.

فرض نمایید در‌صورتی‌که رهبر معظم انقلاب سری دعوتت کرد و بگویند که میخواهند تنهایی ببینند، چه حسی به شما دست می دهد تا دعوت یک فرد دیگر. متاسفانه به خیال و خاطر ضعف معرفتی مان نمی توانیم این حظ ها را ادراک کنیم که اینجانب به دعوت بی واسطه و اجازه معصوم وارد بقعه میشوم. همان گونه که در اجازه دخول می‌خوانید: «بِأِذْنِ اللهِ وَإِذْنِ رَسُولِهِ و ائمه المعصُومینَ ادخل هذا الحرم» یا این که آنجائی که به یار ملائکه وارد می شویم: «مَلائِكَةَ اللّهِ أعوانی و كونوا أنصاری» اینها لغات بزرگی میباشد که می بایست درنگ کنیم و شاکر باشیم.

در حالتی‌که با معرفت وارد مقبره حضرت معصومه (درود‌الله‌علیها) یا این که بقیه امام‌زادگانی که واجب‌التعظیم می باشند، شدید‎؛ می فهمید که چه تشریفاتی وجود دارااست که با حظ بردن از آنان میخواهید از شوق واشتیاق بمیرید. این که ما ناراحت میرویم، اندوهگین هم بر میگردیم، از بی معرفتی، دل مردگی، زنگار و عفاف و حجاب های خودمان میباشد.

صراحت دارد که به خیال و خاطر همین رفتن و وارد شدن برایمان اجر می نویسند، اما «شدن» و «دگرگونی» اساسی میباشد. اینجاست که مؤمن فهمیده و اهل معرفت ترسش استارت میگردد. زیرا متوجه حضور خویش در فردوس میباشد. بهشتی که به دعوت و رضایت چهارده معصوم، حضرت معصومه و بقیه بزرگان بوده و راهش دادند.

دعوت معصوم در فردوس به زیارت شما در عالم بستگی داراست
فکر کنید در پردیس‌تان نشسته‌اید، ناگهان فرشته ای دعوت طومار میاورد که امشب به ضیافت دعوت اید. ضیافت که در آن چهارده معصوم و حضرت معصومه (درود الله علیها) میباشند. این حادثه به طبعً می افتد. زیرا ما در زیارت خانم می گوئیم: «عرّفَ للهُ بَینَنا وَ بَینَکُم فِی الجَنّه= معبود اینجانب و شمارا در فردوس به هم معرفی نماید»، یعنی در فردوس تمامی معصومین را می‌بینیم که به دعوت خودشان هم خواهد بود. زیرا در‌حالتی که قرار بود دعوتتان نکنند، در جهان هم دعوتتان نمی‌کردند. اما به شرطی که انسان بفهمد، البته آدمی که درین عالم ادراک نداشته باشد، کور باشد، اگر قرآن کریم و مهربان میفرماید: «وَمَنْ كَانَ فِی هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِی الْآخِرَةِ أَعْمَى[۱]= و هر كه درین [عالم] كور[دل] باشد در آخرت [هم] كور[دل] میباشد» آنجا هم نمی فهمد و کور خواهد بود. در‌صورتی‌که هم دعوتش نمایند، صرفا می رود و برگردد. همان گونه که در عالم تنها بقعه می‌رفت و می آمد.

جوینده فردوس ناب در خواب وجود ندارد
در فراز زیارت حضرت معصومه می‌خوانیم: «فَلا تَسْلُبْ مِنِّی مَا أَنَا فِیهِ= پس آنچه را از اینجانب نگیر» این به عبارتی گرفتاری‌ای میباشد که در زیارت طومار‌ها می خوانید. امیرمؤمنان در نهج‌البلاغه میفرماید: «جَعَلَنَا اللهُ وَإِیَّاكُمْ مِمَّنْ یَسْعَى بِقَلْبِهِ إِلى مَنَازِلِ الاْبْرَارِ بِرَحْمَتِهِ= خدا، به عفو خود، ما و شما‌را از كسانى قرار دهد كه با دل خود، به سوى مقام هاى نیكوكاران مى شتابند». قلب می بایست دلتنگ اهل‌بیت باشد. همان گونه که برای خرید منزل یا این که فروشگاه، یافت کردن کار، ادامه علم آموزی گرفتاری داری و قلبت سرگرم می گردد، برای رفتن به فردوس و بودن با معصوم هم می بایست قلبت مشغول بشود.

حضرت علی (علیه‌السلام) فرمود: «إِنِّی لَمْ أَرَ كَالْجَنَّةِ نَامَ طَالِبُهَا= بدانید! اینجانب چیزى مانند فردوس ندیده ام كه جوینده اش خواب باشد» ما فردوس رفتن را دوست داریم و قلب‌مان هم برایش می‌تپد اما سرگرم وجود ندارد و هیچ کاری برایش نمی‌کنیم. در حالی که چهت نیل به فردوس می بایست همت کرد.

قلب‌های ما سرگرم کجا و چی میباشند؟ درصورتی که قلب‌های ما مشغول خانواده آسمانی مان بود، چرا امام مجال می بایست آواره، طرد گردیده، فقط و یگانه باشد! آیا ما حقیقتاً گرفتاری تنهائی داریم! آیا برای رفع موانعش تلاشی کرده‌ایم! آیا باری از دوش حضرت برداشته‌ایم! پس نماد میدهد که قلب ما به هیچ وجهً سرگرم وجود ندارد که غصه بخوریم و گرفتاری داشته باشیم. اهل امام مجال بودن و اهلیت داشتن، تمجید خاص دارااست.

پس برای این که با معصوم باشی و بمانی بایستی همانگونه که برای دنیایت کارایی می‌کنی، چهت نیل به آن ها هم بایستی کوشش کنی.

چه کنیم تا معصوم مارا بپذیرد؟
این را با اعتقادوباور به شما بیان کنم در صورتی سرویس یکی ائمه رفتید، اینجانب بی‌شک میگویم که حضرت پاسخ تان را می دهد. در زیارت وداع امام رضا (علیه‌السلام) میخوانیم: «اجْعَلُونِی فِی هَمِّكُمْ وَ صَیِّرُونِی فِی حِزْبِكُمْ= من‌را از از کوشش بلند خویش سود‌مند سازید و از حزب خودتان گردانید» یعنی من را آیتم دقت خویش قرار دهید، امام هم میگوید که اولیه تو من‌را جزء گرفتاری هایت قرار بده، اینجانب هم تو‌را جزء گرفتاری هایم می‌گذارم.

این که دعا میکنیم خدایا مارا از اصحاب خاص امام فرصت (علیه‌السلام) قرار بده یا این که شایسته ترین اعوان امام مجال باشیم، آیا حقیقتا راست میگوییم؟ خیلی بد میباشد بشر در محضر امام بایستد و لاف بگوید. بگوید میخواهم از اعوان خاص باشم البته معاش اش، معاش مهدوی نباشد، هیچ گرفتاری ای نداشته‌باشد. تا شما به امام بگویی آقا به اینجانب اندیشه کن، هوای من‌را داشته باش، امام فرصت هم می گوید تو هم به اینجانب تامل کن، هوای منرا داشته باش، اینجانب فقط هستم، اینجانب غریب هستم، اینجانب آواره ام.

پس اولیه می بایست گرفتاری‌ی امام مجال و مشکلاتش در دلت بیاید و در مدل معاش و طرح ریزی ات تغییر‌و تحول ساخت کنی، وگرنه نمی‌توانید به حضرت ملحق گردید. فردا شرمنده‌ی حضرت زهرا می‌شوید. یک لحظه حضرت زهرا از تو پرسش نماید تو برای فرزندم چه عمل کردی! نمی توانی پاسخ بدهی بایستی سرت را تحت بیندازی و از شرمندگی حضرت زهرا بمیری.

خداوند از ما یک انتظاری داراست. خداوند از ما میخواهد که به تنهایی توشه همگی‌ی اشتباهات ظهور را تحمل کنیم. با سایر عموم فعالیت نداشته باشیم، میایند یا این که نمی‌آیند. انگار امام مجال صرفا یک پسر یا این که دختر داراست، هیچ کس دیگری هم حاضر وجود ندارد بیاید. تنها شما می باشید. می بایست این طور برای ظهور حضرت نگاه کنی و سعی کنی.

قرآن خطاب می‌نماید اینجانب یک پند بیشتر شمارا نمی کنم: «قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنی وَ فُرادی= بگو: «شمارا فقط به یک چیز پند می دهم و آن این که دو نفر دو نفر یا این که یک نفر یک نفر برای آفریدگار قیام فرمائید» قیام یعنی که اینجانب به هیچ عنوانً کاری ندارم کسی میاید، اینجانبِ خداوند از شما می‌خواهم دونفره یا این که یک نفره برای امام فرصت تان قیام نمایید. کاری به کسی ندارید. این که جمهوری اسلامی کاری می‌نماید یا این که خیر، روحانیت کاری کرده یا این که خیر، شما بایستی قیام فرمائید.

شاید این مطالب را هم بپسندید:
چله زیارت عاشورا آیت الله حق شناس

حکم روزه روز عاشورا از دید مراجع

اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسین شعار محرم/ طرز تسلیت اعلام کردن مومنین در روز عاشورا

متن بی نقص خطبه غدیر خم

جایگاه معظم رهبری فرمود: حریق به سپردن. حریق به سپردن یعنی یک نفره بایستی قیام فرمایید. توشه آحاد ظهور را بایستی شما یک نفره تحمل کنی، یک نفره بدوی، برای این که کلیه سختی ها ظهور را برطرف کنی. در‌حالتی که تو به امام مجال بگویی امام فرصت اینجانب یک نفره می‌خواهم توشه تمامی‌ی ظهور را تحمل کنم، پروردگار به اندازه‌ی آن نیت به تو نیرو، اقتدار، برکت، نه می دهد، راهت را گشوده می‌نماید، تجهیزات و پیوندها میاید، گسترش پیدا می‌کنید، زیرا تو میخواهی به تنهایی توشه را برداری تا به امام فرصت هم نرسی، متانت نداری. این یعنی اهلیت، یعنی گرفتاری داشتن.

پس یکبار دیگر این زیارت حضرت معصومه را با هم بخوانیم. «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ أَنْ تَخْتِمَ لِی بِالسَّعَادَةِ فَلا تَسْلُبْ مِنِّی مَا أَنَا فِیهِ= خدایا از تو مى‏خواهم كه سرنوشت كارم را به خوشبختى ختم كنى و آنچه دارم را از اینجانب نگیری» خدایا از اینجانب این پردیس را نگیر. البته در صورتیکه بخواهی که نگیرد، نخستین می بایست قلبت با این فردوس مشغول گردد. تا دلت سرگرم بدین فردوس نشود، می‌آیی و می روی، اما انتها هم از تو می‌گیرند.

دلشوره و هراس از بدسرانجامی، گرفتاری‌ی مؤمن میباشد
دلشوره نسبت به آخر و عاقبت، گرفتاری یک آدم مؤمن و مطلع میباشد. فریبِ درحال حاضر و فعل و معنویت و اکنون خوش فعلی را نمیخورد. مدام هراس از بعدی داراست. در رأس تمامی‌ی عده ای که‌این هراس را مدام با خویش داشت، وجود مقدس پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله و سلم) بود.

در حالتی که معرفت صحیح باشد، هراس از آخر و عاقبت معاش همپا بشر میباشد. علاوه بر این که به ادب پروردگار آرزو دارااست، البته نسبت به خودش بدبین میباشد و این هراس را دارااست که مبادا اینجانب کاری کنم که عاقبتم وخیم خواهد شد. به خصوص که در زمان تاریخ، اشخاص خیلی متعددی را دیدیم که شروعشان، آغاز های خیلی خیر بوده، استمرارشان عالی بوده البته آخر و عاقبت نیکی نداشتند. برای این که گرفتار اینگونه سرنوشت شومی نشوید، بایستی دست اندرکاران آن را بدانید. به چه شکل می گردد آدمی که تا بیست و چهار ساعت پیش از مردنش، در لشکر امام حسین بود، یک نوبت از لشکر حضرت گریز می‌نماید و می رود. چه حجمی از انحراف و غفلت در وی بوده که تا دم در پردیس میاید البته با امام باطن پردیس نمی‌شود و برمی خواهد شد. این حقیقتا واهمه داراست. این قضیه برای هزاران نفر پیش آمده. پس ما هم می بایست بترسیم و از آن پرهیز کنیم.

دو صفتی که در پیری جوان میگردد
این قاعده‌ای که میگویم، در مباحث آدم شناسی و معرفت نفس فوق العاده اصلی میباشد. بشر در واکنش با هر نعمتی استمرار خودش را میبینند. این قاعده میباشد.

هارون، فرصت امام کاظم (علیه‌السلام) بود. روزی امر می‌دهد که اینجانب می‌خواهم کسی را ببینم که پیغمبر را چشم باشد. دور‌وبری ها میگردند و یک انسان پیر صد سال به بالا را پیدا می نمایند و می‌آورند. اورا لای چیزی پیچانده بودند و روی طبقی آوردند. این قدر هم ناتوان بود که نمی توانست ابروهایش را نگه داراست.

هارون میپرسد: تو پیغمبر را چشم ای؟ میگوید: آری.

مجدد می‌پرسد: یک حدیث که خودت از پیغمبر شنیدی، برایم بخوان.

میگوید که پیغمبر فرمود: «یَشیبُ ابن بشر و تَشُبّ فیه خَصْلَتان، الحرص و ارتفاع الأمل= بنی انسان پیر می‌گردد البته دو صفت در وی جوان میشود: یکی‌از حرص و دیگری آرزوی زیاد».

این زمینه تجرد نفس را می‌رساند. نفس برخلاف تن، مجرد میباشد و دنیوی وجود ندارد. یکی‌از دلایلش هم همین میباشد که زمانی آدم سنش فراتر می رود، بدنش پیرتر می گردد. بایستی مراد هایش هم پیر خواهد شد البته این طور وجود ندارد. بشر هر چه سنش فراتر می رود، جوان خیس و حریص خیس می گردد. برای همین هم میباشد که معمولا برای شهید شدن و جهاد جوانان زود خیس می‌توانند بروند و از معاش شان دست بردارند. مسن ها خیلی کمتر می باشند. در قصه هم داریم: یاران امام مجال همگی جوان اند، جز اندکی. بشر که پا به سن میگذارد، حرص و آرزوی زیاد نمی گذارد که به راحتی جان فشانی نماید.

پیرو هارون از وی پرسید: خودت این حدیث را از پیغمبر شنیدی؟ ذکر کرد: آری. هارون اظهار کرد: خیلی قدردان، این هم طلا جواهرات. یک کیسه طلا و جواهرات هم به وی اعطا کرد و رفت. رفت و یک سری دقیقه بعد از آن مشاهده کرد جنجال گردیده. هارون خاطرنشان کرد: چه اتفاقی افتاده؟ گفتند: این پیرمرد فریاد کرده و میگوید بگذارید باطن بیایم، با هارون شغل دارم. هارون اعلام کرد: بگویید بیاید. می آید و می گوید: هارون، این کیسه طلایی که به ما دادی، برای این سال میباشد یا این که سال آن‌گاه هم میدهی؟ هارون‌ الرّشید صدای خنده‌اش‌ ازجاپرید و از روی تعجّب‌ ذکر کرد‌: «صَدَقَ رَسُولُ اللَهِ صَلَّی‌ اللَهُ عَلَیْهِ وَءَالِهِ: یَشِیبُ ابْنُ ءَادَمَ وَ تَشِبُّ مَعَهُ خَصْلَتَانِ: الْحِرْصُ وَ طُولُ الامَلِ= راست اظهار‌کرد پیغمبر که هنگامی آدمی پیر میشود، حرص و آرزویش زیاد می‌شود».

فردوس فارغ از حضرت معصومه (درود الله علیها)، دوزخ و جهنم میباشد
هر که به اندازه معرفت خودش از ضیافت های فردوس نتیجه و لذت می‌برد. فکر کنید شمارا پردیس بردند و سرویس خانم و اهل‌بیت می باشید، البته پس از مدتی حضرت معصومه (درود‌الله‌علیها) به شما اظهار‌کرد: این واپسین ملاقاتی میباشد که با اینجانب داری، دیگر از این ملاقات‌ها و ضیافت خبری وجود ندارد و دعوتت نمیکنم. همین یک توشه میباشد. درین لحظه چه حسی خواهید داشت؟ آیا فردوس برایت دوزخ وجهنم می‌گردد یا این که خیر؟ در حالی که خیر عذابی در پردیس میباشد و کلیه نوع لذت و خوش گذرانی به اندازه افلاک و زمین وجود دارااست. به معبود دیگر انسان نمی تواند در‌این پردیس معاش نماید. هر چیزی که در آنجا باشد، عذاب میشود.

پس هنگامی به زیارت حضرت معصومه (درود‌الله‌علیها) می روید. شعور این فردوس برای بشر واهمه ساخت و ساز می‌نماید. زیرا زمانی که میفهمی دعوتت کردند، در محضر اهل بیت و چهارده معصوم هستی، او‌لین ترسی که به سراغت بیاید، این میباشد که‌این نعمت از تو گرفته نشود یا این که واهمه از اینکه آن ها چقدر منرا دوست دارا‌هستند؟ اینجانب چقدر پیش آنها آبرو و اعتبار دارم؟ وهله‌ی سپس هم دعوتم می‌نمایند یا این که خیر به آخر رسید. واپسین زیارتم می باشد یا این که خیر؟ بعضا ها تنها یکبار میروند. بعضا ها هم به هیچ عنوان نمی مراحل. پس بخواه که‌این رفت و آمدها استمرار داشته باشد.

حال مفهوم این فراز از دعا را در زیارت میفهمیم: «فَلا تَسْلُبْ مِنِّی مَا أَنَا فِیهِ= پس عقایدم را از اینجانب نگیر». اینجاست که بشر بایستی بنشیند و بیندیشد و به هم اکنون خویش زاری نماید و بترسد. دستش را بالا غالب شود و بگوید: خدایا این نعمت را از اینجانب نگیر. واپسین زیارتم نباشد. خدایا منرا از این جای های مقدس و نورانی بدور مکن.

آن هایی که بیرون رفته‌اند، چنانچه دلشان زنده باشد، زنگار نگرفته باشد، همین که تصور می‌نمایند که الان یکسری وقت میباشد از مقبره، مسجد، حسینیه، بدور شدم، برایشان مرگ آور خواهد بود.

هر کس بفهمد بقعه حضرت معصومه چه گونه جایی میباشد، هیچوقت ارتباط‌ای را تعیین نمی‌نماید که اورا از حضرت به دور نماید. قابلیت ندارد. مگر این که نفهمیده باشد، چرا به‌این جهان آمده. براین اساس، مؤمن این واهمه و نگرانی را داراست که نکند واپسین ملاقات و زیارتش باشد.

ما در جناح این موقعیت ها را زیاد دیدیم. هنگامی که کسی را بغل می‌کردیم، می‌دانستیم رفتنی میباشد و واپسین ملاقات میباشد، مستقل شدنش خیلی دشوار بود. به خصوص آنهایی که خبر داشتیم شهید می گردند.

فرمانده ما «شهید مقدّسی» خداوند رحمتش نماید، مدام می‌اظهار کرد: شجاعی اینجانب میروم. یادم میباشد در بانه نشسته بودیم پیراهنش پاره گردیده بود و داشت دکمه‌اش را می دوخت، به اینجانب اظهار‌کرد: شجاعی! واپسین عملیاتم میباشد، فردا مجموع میباشد. اینجانب گفتم: آقا طنز مکن. اعلام‌کرد: بهت گفتم. حواست باشد.

بازدید : 24
چهارشنبه 31 مرداد 1403 زمان : 12:43

مسجدِ اِمام‌، در اصفهان، یکی‌از‌ از مهمترین‌ بناهای بعد از ظهر صفویه میباشد که‌ پیش‌خیس به‌ اسم‌های مسجدِ پادشاه‌، مسجدِ سلطانی‌ تازه و جامع‌ِ عباسی‌ آوازه‌ داشت‌. این سازه از شاهکارهای معماری، کاشی‌کاری و نجاری در قرن یازدهم هجری میباشد. پک پذیرایی ترحیم مشهد مسجد امام، نمایانگر نقط ی اوج هزار سال مسجدسازی در کشور ایران به شمار می‌رود. سنت‌های صورت‌دهی، آرمان‌ها، شعایر و مفاهیم فقاهتی، نقشه که از اشکال سابق‌خیس و معمولی‌خیس به‌آرامی کمال یافته، موادتشکیل دهنده تبارک ساختمانی و تزیینات کلیه درین مسجد، با عظمت و شکوهی که آن را در شمار والا‌ترین بناهای دنیا قرار داده، تحقق و یگانگی یافته میباشد.این‌ مسجد در ضلع‌ جنوبی‌ میدان امام خمینی (میدان‌ نقش‌ عالم‌) واقع‌ گردیده‌ و چنانکه‌ از منابع تاریخی به دست می آید، بنای آن‌ در سو‌مین‌ مرحله‌ از اجرای طرح‌ میدان‌ نقش‌دنیا‌ به‌ امر‌ پاد شاه‌ عباس‌ تبارک‌ (در سال ۹۹۶- ۱۰۳۸ق‌/ ۱۵۸۸-۱۶۲۹م‌)شروع شده‌، و در عصر پادشاه‌صفی‌ (در سال ۱۰۳۸-۱۰۵۲ق‌/ ۱۶۲۹-۱۶۴۲م‌) به‌ نقطه پایان‌ رسیده‌ میباشد‌. ی ساختمان‌ مسجد در ۱۵ صفر ۱۰۲۰ق‌/۱۹ آوریل‌ ۱۶۱۱م‌ استارت شده است. به‌ استناد کتیبه کاشی‌ معرق‌ رمز در که‌ به‌ خط ثلث‌ علیرضا عباسی‌ میباشد‌، اول‌ قسمت‌ سازه، یعنی‌ ورودی‌ مهم‌، در تاریخ‌ ۱۰۲۵ق‌/۱۶۱۶م‌ تاسیس‌ شد، البته بنابر کتیبه حیاط‌ غربی‌ که‌ به‌ خط محمدرضا امامی‌ میباشد‌، کامل شدن‌ بنای‌ داخلی‌ مسجد تا ۱۰۴۰ق‌/۱۶۳۰م‌، ادامه‌ یافت‌ و با نصب‌ ازاره‌های‌ مرمرین‌ آن‌ نزدیک به سال‌ ۱۰۴۷ق‌/۱۶۳۷م‌، در طی‌ فرمان روا‌ صفی‌ خاتمه‌ عهده دار شد‌.[۱]کتیبه راز در مسجد به خط ثلث علیرضا عباسی و مورخ به سال ۱۰۲۵ حاکی از آن میباشد که پاد شاه عباس این مسجد را از کالا خالص خویش سازه کرده و اجر آن را به روح جد اعظم خویش پادشاه طهماسب اهدا کرده است. در پایین این کتیبه به خط ثلث محمد رضا امامی، کتیبه دیگری نصب گردیده که به موجب آن منزلت معماری و مهندسی معمار مسجد پادشاه، معلم علی اکبر اصفهانی و ناظر ساختمان محب علی بیک‌ الله تجلیل گردیده‌است.روی در ورودی مسجد، مکان سه گلوله میباشد که گفته میشود در حین نبرد با اشرف افغان یا این که نبرد با روس‌ها ساخته شده است.درِ نقره‌پوش‌ ورودی‌ مسجد با نقش‌های‌ تزئینی‌ و اشعار فارسی‌، سروده «واهب»، به‌ خط نستعلیق‌ پررنگ‌ (احتمالاً به‌ خودکار‌ عبدالرشید دیلمی‌، دارای اسم و رسم‌ به‌ رشیدا)، نیز از اثرها زمان پاد شاه‌ صفی‌ میباشد‌ که‌ در ۱۰۴۶ق‌/۱۶۳۶م‌ به‌ اتمام‌ رسیده‌، و نصب‌ گردیده‌ میباشد‌.[۲]یکی‌از کتیبه‌های مسجددیگر کتیبه‌های‌ مسجد به‌ خط معروفترین‌ خوشنویسان‌ بعدازظهر صفوی‌ میباشد‌ که‌ در برخی‌ از آنها اسم‌ کاتب‌ و تاریخ‌ نگارش‌ نیز آمده‌ میباشد‌، برای مثال‌ محمدرضا امامی‌ در کتیبه‌های‌ پایین‌ کتیبه مهم‌ رمز در (سوای‌ تاریخ‌)، محراب‌های‌ شبستان‌ شرقی‌، حیاط‌ غربی‌، محراب‌ شبستان‌ِ زمستانی‌ غربی‌ (۱۰۷۷ق‌)، حیاط‌ جنوبی‌ و محراب‌ مکتب ناصری‌، درِ جنوب‌ شرقی‌ مسجد، رمز درِ بیرونی‌ مکتب سلیمانیه‌، درِ جنوب‌ غربی‌ مسجد (۱۰۷۸ق‌)؛ عبدالباقی‌ تبریزی‌ در کتیبه‌های‌ داخلی‌ حیاط‌ و گنبد جنوبی‌، تراس‌ شمالی‌ و گنبد غربی‌ (۱۰۳۵ و ۱۰۳۶ق‌)؛ محمدصالح‌ اصفهانی‌ در کتیبه بالای‌ محراب‌ مهم‌ و محراب‌ گنبد شرقی‌ (۱۰۳۸ق‌)؛ محمد محسن‌ امامی‌ در کتیبه باطن‌ محراب‌ حیاط‌ جنوبی‌ مکتب ناصری (۱۰۹۵ق‌).[۳]حیاط‌های مسجدمسجد امام‌ اصفهان‌ مسجدی میباشد‌ ۴ ایوانی‌ به‌ بعدها ۱۰۰ در ۱۳۰ متر (فارغ از‌ به حساب آوردن زیربنای‌ مدخل‌) با صحنی‌ کلان‌ (۷۰ ئ ۷۰ متر) (بلر، مشتمل‌ بر طاقگان‌ در هر ضلع‌ و ایوانی‌ در راس هر طاقگان‌. حیاط‌ جنوبی‌ با دو مناره باریک‌ و بلند به‌ طول‌ ۴۸ متر[۴] که‌ در هر جناح آن‌ پیشنمای گنبدی‌ کبیر‌ با ۵۲ متر طول‌ از سطح‌ زمین‌ و ۲۵ متر قطر فرنگی‌، شبستان‌ را تشکیل‌ می دهد. (۵۱۵ گنبد دو قالب پیازی‌ با ۱۴ متر اختلاف‌ طول‌ در بین‌ دو قالب بیرونی‌ و درونی‌، بر روی‌ گریو استوانه‌ای‌ سوار گردیده‌ که‌ خویش بر مرحله انتقالی‌ ۱۶ ضلعی‌ قرار گرفته‌ میباشد‌. در دو جانب‌ شبستان‌ مسجد که‌ خویش محراب‌ و منبری‌ رفیع‌ در آن‌ قراردارد، دو شبستان‌ زمستانی‌ مستطیل‌ صورت‌ واقع‌ میباشد‌ که‌ هرکدام‌ به‌ ۸ اطراف با طاق‌ قوسی‌ روی‌ ردیف های‌ سنگی‌ تقسیم‌ میگردد. دو حیاط‌ شرقی‌ و غربی‌ به‌ مغایر‌ طرز‌های‌ مرسوم‌ در مساجد کشور‌ایران‌ به‌ اطاقهای‌ گنبددار منتهی‌ میگردند که‌ احتمالاً از طرح‌ مسجد جامع‌ تیموری‌ سمرقند، پر اسم و رسم‌ به‌ بی‌بی‌ خانم‌، اقتباس‌ گردیده‌ میباشد‌. تراس‌ شمالی‌ مسجد از روش‌ دهلیزی به‌ ورودی‌ اساسی‌ که‌ بر روی‌ میدان‌ گشوده میگردد، متصل‌ میباشد‌. در سمت‌ شمال‌ شرقی‌ آن‌ دهلیزی‌ طاقدار به‌ صحن‌ کوچکی‌ راه و روش‌ داراست که‌ مختص‌ آبریزگاه‌ میباشد‌.خصوصیت‌های ساختمانیمسجد امام‌ اصفهان‌ با توکل‌ بر تجربه‌ گذشتگان‌ در طرح‌ سازه و تزیینات‌، به‌غایت‌ نقط ی اوج‌ دگرگونی‌ معماری‌ مساجد در کشور ایران‌ نایل‌ میاید. با آنکه‌ برنگاره (= پلان‌) آن‌ براساس‌ مساجد ۴ ایوانی‌ رایج‌ در کشور ایران‌، و متد‌ بنایی‌ و صورت های‌ معماری‌ آن‌ در اصلً دنباله‌رو مثال‌های‌ قبل‌ (به عنوان مثال‌ مسجد جامع‌ اصفهان‌) میباشد‌، مثال بارزی‌ از پیشبینی ها معماران‌ در ترکیبهای‌ نوین‌ِ برگرفته‌ از سنتهای‌ دیرین‌ معماری‌ جمهوری اسلامی ایران‌ به‌ شمار می آید. برای مثال ابداعات‌ این‌ سازه، الحاق‌ دو مکتب ناصری و سلیمانیه‌ در جناح‌های جنوب‌ شرقی‌ و جنوب‌ غربی‌ به‌ صحن‌ مسجد میباشد‌ که‌ هریک‌ به‌ صورت‌ مستطیلی‌ با طاقگان‌ به‌ به دور صحنها و ایوانهای‌ خرد‌خیس به‌ موازات‌ شبستان‌ مسجد قرار دارا‌هستند.[۵] افزون‌ بر آن‌، با وجود عظمت‌ و گستردگی‌ سطح‌ و طول‌ سازه و ابهام‌ برنگاره مسجد، تناسب‌ اجزاء ساختمان‌ دقیقاً رعایت‌، و قرینه‌سازی‌ در توا‌ن اعلا نگهداری گردیده‌ میباشد‌.از سایر پیش بینی ها معماران‌ و طراحان‌ بنای‌ مسجد، ارتباط آن‌ با میدان‌ میباشد‌. ناهماهنگی‌ محورهای‌ میدان‌ با دو مسجد واقع‌ در دو ضلع‌ آن‌ (امام‌ و روحانی‌ لطف‌الله‌) یک‌سری بدن‌ از پژوهشگران‌ را به‌ تعمق‌ واداشته‌ میباشد‌. ظاهراً نرم‌افزار‌ریزی‌ و اولیه‌ مرحله اجرای‌ طرح‌ میدان‌ در ۹۹۹ یا این که ۱۰۰۰ق‌، یعنی‌ حدود ۲۰ سال‌ پیش‌ از استارت‌ ساختمان‌ مسجد امام‌ بوده‌ میباشد‌.[۶][۷] ظاهرا میدان‌ درین‌ مرحله‌ فقطً برای‌ «چوگان‌ بازی و اسب‌ تازی» مسطح‌ گردیده‌ بوده و از این‌رو، نیازی‌ به‌ برابری مبنا آن‌ با قبله‌ نداشت‌.[۸] مرحله دوم‌ تاسیس‌ میدان‌ مرتبط با‌ سالهای‌ ۱۰۱۱ و ۱۰۱۲ق‌/۱۶۰۲ و ۱۶۰۳م‌ میباشد‌ که‌ مشمول‌ بنای‌ رمز در قیصریه‌ (بازارخان‌) و بازارهای‌ گوشه و کنار‌ میدان‌ و مسجد روحانی‌ لطف‌ الله‌ و عمارت‌ دو طبقه‌ای‌ در جهت‌ غربی‌ میدان‌ بود که‌ بعداً به‌ ساختمان‌ ۵ طبقه خوب‌ قاپو تغییر‌و تحول یافت‌.[۹] بر این‌ پایه‌ تصمیم‌ به‌ بنای‌ دو مسجد در‌این‌ میدان‌ مدتی‌ پس‌ از طرح‌ و اولیه‌ اجرای‌ آن‌ گرفته‌ گردیده‌ میباشد‌ و در فیض‌، محورهای‌ داخلی‌ مساجد با پایه میدان‌ برابری‌ نمی‌نماید.گنبدنمای داخلی گنبد مهم مسجد امام؛ در ذیل این گنبد کمترین صدا به سیرتکامل‌ای منعکس شدن می یابد که در کلیه مکان صحن شنیده میگردد.یکی خصوصیت‌های خاص این مسجد گنبد آن میباشد. این گنبد نزدیک به ۴۰۰ سال پیش به‌ سیرتکامل‌ای پیاده سازی گردیده که در پایین و در حدود راس آن، حتی کمترین صدا با وضوح و شدت بالا منعکس شدن مییابد. این وِیژگی گنبد مسجد در قبل به جهت نبود دستگاه‌های صوتی و … برای اذان بیان کردن و سخنرانی‌ها بسیار گزینه به کار گیری قرار می‌گرفته میباشد. این خصوصیت منحصربه‌فرد بوده و در دیگر اثرها باستانی کشور ایران به دیده نمی خورد؛ که علامت دهنده علم بالای سازندگان و معماران این گنبد از مسائل فیزیکی و ریاضی مرتبط با پژواک صوت دارااست.نمای مسجدچنانچه گفته شد شالوده مسجد موازی پایه میدان مهم وجود ندارد. اساس میدان‌ با ۴ جهت‌ اساسی‌ مقارن‌ میباشد‌ و به‌ موازات‌ یک کدام از‌ از شاهراه های‌ عمده‌ و سابق‌ شهر جای‌دارد. ورودی‌ مسجد با بَرِ میدان‌ هماهنگ‌ گردیده‌، در حالی‌که‌ قسمت‌ داخلی‌ آن‌، برای‌ تصحیح‌ جهت‌ قبله‌، ۴۵ مرتبه به‌ سمت‌ جنوب‌ غربی‌ میشود. برای‌ رفع‌ ناهماهنگی‌ این‌ دو شالوده، طراحان‌ مسجد در میان‌ ورودی‌ آن‌ و حیاط‌ شمالی‌، دهلیز مورّبی‌ مکان‌ داده‌اند که‌ در شغل‌ گردش‌ مبنا مسجد پس‌ از ورود به‌ ساختمان‌ تأثیری‌ در خویش با خبر‌ بیننده‌ نمی‌گذارد و شخص وارد شونده به مسجد سوای اینکه متوجه گردش ۴۵ مرتبه‌ای خویش خواهد شد، خویش را رو به روی قبله مییابد.نبوغ معماران در تهیه و تنظیم نمای بیرونینمای بیرونی مسجد به شیوه نبوغ آمیزی با میدان هماهنگ گردیده استاز دیگر نکات‌ قابل‌ اعتنا‌ در طرح‌ مسجد، نبوغ‌ معماران‌ آن‌ میباشد‌. در احتساب نمای ساختمان‌ از بینش‌ میدان‌، ارتباط روئت کرد فی مابین‌ بلندترین‌ قسمت های‌ مسجد – یعنی‌ حیاط‌ راز در ورودی‌ و گنبد تراس‌ مقابل‌ قبله‌ – بوسیله مناره‌هایی‌ که‌ جفت‌ اولیه‌ آن‌ با طول‌ کمتر، گویی‌ منعکس شدن‌ جفت‌ دوم‌ میباشد‌، چنان‌ برقرار گردیده‌ که‌ از نگرش‌ میدان‌ خیر‌صرفا احجام‌ درونی‌ ساختمان‌ معلوم‌ گردیده‌، بلکه‌ ژرفانمایی‌ استثنایی‌ نیز پدید آورده‌ میباشد‌.کاشی کاری‌هابخش‌ عمده شکوه‌ و زیبایی‌ مسجد امام‌ اصفهان‌ برآیند تزیینات‌ کاشی‌ کاری آن‌ میباشد‌ که‌ کلیه‌ سطح های‌ نمایان‌ فرنگی‌ و تمامی سطح ها‌ داخلی‌ از بالای‌ ازاره‌های‌ مرمری‌ را مشمول‌ میشود. شاهکار کاشی‌کاری مسجد در رمز در ورودی به چشم میخورد‌. طرح های اسلیمی‌ متنوع‌ و کتیبه‌ها با کاشی‌های معرق‌ اعلا نمای ورودی را می‌پوشاند. ابزار طنابی‌ با کاشی‌ آبی رنگ‌ از دو گلدان‌ نقش‌ پر رنگ مرمرین‌ برخاسته‌، قوس‌ حیاط‌ را تزیین‌ می‌نماید. نیم‌ گنبد ورودی با مقام‌های مقرنس‌ کاشی‌ کاری از بالای لبه کتیبه اساسی‌ که‌ شالوده‌گذاری مسجد را اعلام‌ می دارد، منشأ میگیرد. در هر طرف‌ درِ ورودی فریم‌حایل دکوری‌ با طرح های ترنج‌ و اسلیمی‌ بر کاشی‌ مرغوب‌ ایفا گردیده‌ میباشد‌. برخلاف‌ کاشی‌های معرق‌ ورودی مسجد، تزیینات‌ دیگر قسمت‌های ساختمان‌ از کاشی‌های خشتی‌ ۷ رنگ‌ میباشد‌ که‌ در آنان درجات‌ متعدد‌ رنگ‌ آبی رنگ‌ بر دیگر رنگ‌ها ارجحیت‌ یافته‌، به‌ استثنای شبستان‌ها که‌ با کاشی‌هایی‌ بیشتر به‌ رنگ‌ رنگ زرد و سبز در بازسازی‌های بعداز صفویه‌ پوشیده‌ گردیده‌ میباشد‌. چگونگی‌ مصالح‌ و طرز اجرای کاشی‌های ۷ رنگ‌ مسجد از کاشی‌های معرق‌ تراس‌ ورودی زیر‌خیس میباشد‌. شاید سبب ساز‌ آن‌ هزینه بی حدو حساب‌، و شتاب‌ای بوده‌ میباشد‌ که‌ برای به‌ نقطه پایان‌ بردن‌ تزیین‌ اینگونه‌ بنای وسیعی‌ داشته‌اند.هدف ها بناعظمت‌ و شکوه‌ مسجد و طریق قرار تصاحب کردن‌ آن‌ در ضلع‌ جنوبی‌ میدان‌، گنبدخانه مسجد امام‌ اصفهان‌ حاکی‌ از مداقه‌ فوق‌العاده آن‌ میباشد‌. از پژوهش ها‌ رابرت‌ مک‌چزنی‌ برمی‌آید که‌ طرح‌ریزی‌ قیصریه‌، میدان‌ نقش‌ دنیا‌ و دکان‌های‌ محیط‌ آن‌ به این‌ غرض‌ بوده‌ میباشد‌ که‌ اساس بازرگانی‌ شهر را – که‌ در فصل بهار ۱۰۰۶ق‌/۱۵۹۸م‌ به طور رسمیً به‌ پایتختی‌ برگزیده‌ گردیده‌ بود – از محله میدان‌ کهنه‌ و بازار قدیم‌ به‌ راءس تازه منتقل‌ نمایند و در غایت‌ اساس‌های‌ اقتصادی‌ عمده اصفهان‌ (و کلاً جمهوری اسلامی ایران‌ صفوی) را در انحصار دستگاه‌ حکومتی‌ و پادشاه‌ عباس‌ درآورند.[۱۰]برای‌ رقابت‌ با میدان‌ کهنه‌ که‌ مرکزیت‌ آن‌ اصولاً وام دار‌ مسجد جامع‌ اصفهان‌ بود و عمر‌ آن‌ دست‌کم‌ به‌ مجال‌ سلجوقیان‌ می سید، تاسیس‌ مسجدیی بزرگ‌ برای‌ جلب‌ جماعت‌ به‌ میدان‌ نقش‌ دنیا‌ ضروری‌ می‌نمود و با ساختن‌ مسجد کاملی‌ در جناح جنوبی‌ میدان‌ طبعاً عبور و مرور عموم‌ انباشته شدن می‌یافت‌.خرید منزل‌های مسکونی و پیرزنی که منزل‌اش را نمی‌فروخت!نخست اپ‌ریزی‌ بنای مسجد، محوطه لازم، چنانکه‌ در مآخذ دیده می شود‌، منزل‌های‌ مسکونی‌ بوده‌،[۱۱][۱۲][۱۳] و عملکرد‌ برای‌ خرید زمینهای این‌ قسمت‌ از شهر طبق‌ موازین‌ فقاهتی‌، نشان‌ای‌ از همت‌ برای‌ ساخت کاملی‌ تازه در کنار میدان‌ نو شهر میباشد‌.به‌ گزارش‌ منجم‌ در روز آدینه‌ ۱۵ صفر ۱۰۲۰ پاد شاه عباس برای‌ آنکه‌ به‌ هنگام‌ استارت ساختمان‌ مسجد وسایل‌ فعالیت مهیا‌ باشد، ۲ هزار تومان‌ برای‌ تنظیم مصالح‌ سازه و حقوق استادکاران‌ از سازه و سنگ‌ تراش‌ و سنگ‌بر پرداخت‌،[۱۴] البته ایراد‌ خرید منزل پیرزنی‌ که‌ دربین‌ زمین‌ مسجد واقع‌ گردیده‌ بود و او‌ در امتناع‌ از به فروش رساندن‌ آن‌ مجدّ بود، فعالیت شروع سازه را به‌ تأخیر انداخت‌. مدرس بدیع‌ الزمان‌ تونی‌ که‌ به‌سرویس‌ اشرف‌ به‌ دستور معماری‌ درگیر‌ بود، واقعیت‌ طرح‌ مسجد و منزل پیرزن‌ را به‌ پهنا‌ رسانید و سلطان‌ عباس‌ او‌را مأمور جلب‌ رضای‌ پیرزن‌ کرد و او‌ نیز از ذمه این‌ فعالیت برآمد.[۱۵]مک‌چزنی‌ برپایه همین‌ گزارش‌ گمان‌ داراست که‌ طرح‌ (پلان‌) مسجد به‌ دست‌ بدیع‌الزمان‌ تهیه و تنظیم‌ گردیده‌ میباشد‌ و در‌صورتی‌که اسم‌ او‌را در مآخذ عصر سلطان‌ عباس‌ یا این که در کتیبه‌های‌ مسجد نمی‌یابیم‌، شاید به‌ باعث‌ از دست‌ رفتن‌ شرایط‌ مناسب‌ وی در تشکیلات‌ اداری‌ پاد شاه‌ عباس‌ پس‌ از اتمام‌ بنای‌ مسجد بوده‌ میباشد‌.[۱۶]استارت ایجاد کرد مسجدپایه‌ریزی مسجد عاقبت‌ در ۲۳ صفر ۱۰۲۰ استارت شوید و برحسب‌ واقعه‌ مقارن‌ با آغاز‌ سازه، معدن‌ سنگ‌ مرمری‌ در نزدیکی‌ اصفهان‌ (اردستان‌) کشف‌ شد.[۱۷] که‌ از سنگهای‌ مرغوب‌ آن‌ برای ساختمان‌ مسجد منفعت‌ گرفتند.[۱۸]در کتیبه‌ای به‌ خط محمدرضا امامی‌ واقع‌ در تحت‌ کتیبه مهم‌ راز در مسجد، اسم‌ محب‌ علی‌ بیک‌ لله‌ به‌ تیتر‌ سرکار بیوتات‌ سلطنتی‌ و مشرِف‌ِ سازه، و مدرس علی‌اکبر اصفهانی‌ به‌ تیتر‌ معمار و مهندس‌ گنجانده‌ گردیده‌ میباشد‌.[۱۹]موقوفات مسجد از سوی‌ پاد شاه‌ عباس‌ محب‌ علی‌ بیک‌ به‌ تیتر‌ متولی‌ اوقاف‌ مسجد گزینش‌ شد و وی نیز ۱۴ فقره‌ ملک‌ به‌ موقوفات‌ مسجد هبه‌ کرد.[۲۰] نوشته‌اند که‌ وقف‌طومار مسجد امام‌ که‌ در آن‌ درآمد ۴۸ ملک‌ واقع‌ در شهر اصفهان‌ و حوالی‌ آن‌ وقف‌ حفظ‌ و هزینه های‌ مسجد گردیده‌ بود، در کتیبه‌ای‌ سنگی‌ در مسجد منقور بود که‌ فعلا‌ از آن‌ اثری‌ باقی‌ وجود ندارد‌. رونوشت‌ خلاصه‌ای‌ از این‌ وقف‌طومار‌ به وسیله روضه خوان‌ بهاءالدین‌ عاملی‌ تهیه و تنظیم‌ گردیده‌ بوده‌ که‌ جزئیات‌ و وضعیت موقوفات‌ مسجد در آن‌ به‌ تصویب‌ رسیده‌ بوده‌ میباشد‌.[۲۱]نوسازی‌ و نگاهداریدر پی‌ زمین لرزه ۲۳ ربیع‌الا¸الاغ ۱۲۶۰ق‌/۱۲ مه ۱۸۴۴م‌،[۲۲] مناره‌های‌ تراس‌ جنوبی‌ از بدنه‌ غیر وابسته شد و در خویش تراس‌ نیز ترک‌های‌ عمیق‌ بوجود آمد. باعث‌ این‌ ویرانی‌ها در واقعیت‌ زمین لرزه‌ عدم وجود، بلکه‌ انگیزه‌ حقیقی‌ آن‌ ضعف‌ زیرسازی‌ و فشار مناره‌ها و طاق‌ تراس‌ و در سود‌ جلسه‌ سازه، ناشی‌ از عجله‌ در عمل ساختمان‌ مسجد بود و زمین لرزه‌ آن‌ را آشکار ایجاد کرد‌. در ۱۲۶۱ق‌ به‌ دستور‌ محمدشاه‌ قاجار سوای‌ آنکه‌ هیچ‌سیرتکامل‌ تعمیر مهم‌ شکل‌ گیرد، فقط کاشی‌های‌ فرو ریخته‌ را ردوبدل‌، و کتیبه‌ای‌ حاکی‌ از تعمیر مسجد به‌ اسم‌ وی بر پیشانی‌ تراس‌ نصب‌ کردند.[۲۳] در فصل بهار ۱۳۱۰ش‌/۱۹۳۲م‌، کاشی‌های‌ نصب‌ گردیده‌ در ۱۲۶۱ق‌ فرو سرازیر شد‌ و سوراخ‌های‌ پوشانده‌ گردیده‌ با گستردگی‌ بیشتر نمودار شد و سازه در خطر فروپاشی‌ قرار گرفت‌.[۲۴] فعالیت بازسازی‌ حیاط‌ و مهار کردن‌ مناره‌ها با کلاف‌های‌ آهنی‌ و متصل‌ ساختن‌ آنان به‌یکدیگر در ۱۳۱۶ش‌ به‌دست‌ استادحسین‌ معارفی‌، معمار ابنیه تاریخی‌ اصفهان‌، اجرا‌ به عهده گرفت‌.[۲۵] در سال‌های‌ آنگاه نیز نوسازی‌های‌ اصلی‌ در دیگر قسمت‌های‌ مسجد برای مثال‌ در حیاط‌های‌ شرقی‌ و غربی‌، رمز در و جلوخان‌ و هشتی‌ ورودی‌، مکتب‌ها و… شکل‌ گرفت‌.

بازدید : 95
سه شنبه 30 مرداد 1403 زمان : 15:30

میرزا ابوالقاسم خموشی: او عارف معروف قرن سیزدهم هجری میباشد که از مشایخ سلوکی شیراز بود. پک پذیرایی ترحیم مشهد او بعداز استحصال علم ها اول به قصد یافتن مرد جامعی به اصفهان رفت و در نائین بخدمت حاج عبدالوهاب نائینی رسید و به اشاره او به ریاضی ها شدید و هجرت های متفاوت پرداخت. دو مهاجرت به مکه و مدینه مشرف شد. بعد از وفات استادش مقطع چهار سال خل وچل وار در کاشان و اصفهان بسر آورد و آنگاه به شیراز مراجعت نمود. در سال 1339 هجری در شیراز خدانگهدار حیات اعلام کرد و سازه به وصیت وی، او را در تحت قبر حضرت احمد بن موسی دفن کردند.


فرهنگ وتمدن شیرازی
او از شعرا و خوش نویسان شیراز بود. مرحوم روضه خوان رسیدن اخوی زاده او در تفصیل هم اکنون وی می نویسد: فرهنگ و تمدن چهارمی فرزند میرزا شفیع رسیدن میباشد نامش ابوالقاسم و متخلص به تمدن میباشد در سال 1242 در شیراز بدنیا آمد و ابتدا جوانی علم ها ادبی و فوت‌و‌فن ریاضی را فرا گرفت و حتی علم ها جفر و رمل را دست یافت او لهجه فرانسوی را به تشویق حکیم قاآنی علم آموزی نمود و شاعری قادر بود.

ازجمله تالیفات وی ترجمه کتاب بارع در دانش نجوم بالغ بر ده هزار بیت میباشد. کتاب لغتی بنام: فرهنگ و تمدن فرهنگ وتمدن نیز نوشتن کرد. رساله طب الیله و دیوان اشعار از وی باقی‌مانده میباشد. او در سال 1309 قمری به امید دیدار حیات ذکر کرد و درحرم مطهر سید میر محمد علیه السلام دفن شوید.

رسیدن شیرازی
اسم او شفیع و دارای اسم و رسم به میرزا خرد خان بود، خطی بسیار پسندیده داشت. مرید سرسخت میرزا ابوالقاسم شیرازی ملقب به بی صدا بود و در شعر و شاعری اشراف بدون نقص داشت مدل وی مدل منوچهری میباشد قاآنی در حق وی می گوید.

بعداز رسیدن نیابی زیرا اینجانب

صدبار در صورتی بکاوی کشور‌ایران را

او در طی معاش اثرها زیبایی به یادگار گذاشت که عبارتنداز:

- دیوان شعر مشمول پانزده هزار بیت

- مثنوی بزم رسیدن

- کامل شدن مثنوی نا تمام فرهاد و شیرین وحشی

- ترجمه اطواق الذهب زمخشری

- صبح رسیدن

از اثرها دیدنی وی فرهاد و شیرین میباشد و آنرا بزم رسیدن اسم گذاشته میباشد و مراثی سالار شهیدان فراوانی دارااست. فوت وی در سال 1262 بود و در بقاع فرمان روا لامپ مدفون شوید. دیوان وی بالغ بر سی هزار بیت میباشد.

کتابی در حکمت و سخن به نظم آورده کتاب دیگری در تفصیل گفتار فارابی درعلم موسیقی و شرحی درباره عروض و قانون ها رساله ای هم در گستردن روایات قدسیه داراست.

در شیراز گورستان فراوان بوده میباشد. در کنار هم هر امام زاده گمنامی گورستان بود که از کلیه مهمتر کنار آرامگاه فرمان روا داعی الله بود که هنوز هم برجاست، افراد سرشناس و فقید و عارف را معمولاً در بقاع شریف فرمان روا لامپ علیه السلام دفن می کردند که متاسفانه ما از آنان چندان خبری نداریم. بدین ترتیب خیر فقط این جای از لحاظ امام زاده های متشخص قداست داراست، بلکه در صورتیکه کناره کناره های آن مدفن بزرگانی میباشد که هرمورد لامپ تابانی فروغ افزا برای بعدازظهر خویش بود.

ای خاک درصورتی که سینه تو بشکافند

بس گوهر قیمتی که در سینه آزمایش

سید ماجد بحرانی
وی درسال 973 ه. ق چشم به جهان گشود. درسال 1007 ه. ق درحالی که ازسنین خردسالی و بعداز طی روند نوجوانی و جوانی با عرفان اسلامی آشنا شد و نیز به بینایی شرعی تروتمیز شوید به شیراز سفر نمود. از شاگردان پر اسم و رسم وی که شهرت ای بس بلند درعلم حدیث و فقاهت داشت مولانا ملا محسن نتیجه کاشانی میباشد که در حین خویش علامه دهر شوید. این دانشمند بنام شیعی سرنوشت بعد از سالها مجاهدت و درس دادن در علم ها عقلی و نقلی آخر و عاقبت درشب بیست و یکم ماه رمضان سال 1028 ه. ق درسن 55 سالگی در شیراز وفات یافت و درحرم مطهر حضرت پاد شاه لامپ علیه السلام مدفون شوید.

علی بن احمد شیرازی پر اسم و رسم به سید علی خان
محل تولد وی درمدینه منوره بود و بعداز هجرت و مهاجرت هند به شیراز جهت علم آموزی علم ها فقاهتی و ادبی پا گذاشت و بعداز سود بردن از محضر علمای بنام آن زمان با برجا گذاشتن شرحی گران بها از صحیفه سجادیه سرنوشت به سال 1120 ه. ق در شیراز رحلت فرمود و در بقعه حضرت پادشاه لامپ علیه السلام درجوار آرامگاه ابدی استادش سید ماجد بحرانی مدفون شوید.

حاج محمد حسین حسینی شیرازی
وی درسال 1175 ه. ق به دنیا آمد. او عارف نامی و از بزرگان دانش و وقار و عرفان شیراز، جنت طراز بود وی مالک کتاب دارای اسم و رسم ریاض الشهاده میباشند و از سایر اثرها پر اسم و رسم او شرحی بر سرآغاز مثنوی مولوی و کتاب مثنویات خمسه میباشد. این فقیه بزرگوار بعداز سالها مجاهدت و سلوک الی الله و درپیش به دست آوردن نحوه معرفت آخر و عاقبت به سال 1250 ه. ق درسن 75 سالگی به امید دیدار حیات ذکر کرد. و درحرم حضرت پاد شاه لامپ علیه السلام درجوار مرقد استادش ابوالقاسم بی صدا مدفون شوید.

راست گو خان زند
وی که یک کدام از رجال اساسی زمان حکومت زندیه و اخوی کریمخان زند دارای اسم و رسم به نماینده قانونی الرعایا بود به سال 1142 ه. ق در شیراز چشم به جهان گشود و بعد از سالها سرویس به عموم شهر دانش و متانت شیراز تحت عنوان امداد صدیق درکمک به برادرش کریمخان زند که به واقع دوستدار سرویس صادقانه به همنوع خویش بود با کارنامه ای براق سرنوشت درسال 1197 ه. ق درسن 55 سالگی به امر آقا محمدخان قاجار چشمشان را نابینا کردند و آن گاه به قتل رساندند و در حجره درون تراس آستان مقدس احمدی و محمدی علیهما السلام که دفتر کار نذورات فعلی است دردیوار شمالی به خاک سپردند و درحال حاضر سنگ حرم آن مرحوم در ورودی موزه آستان مقدس حفظ می‌شود.

جعفر خان زند
این فرد شریف و بزرگوار سال 1163 ه. ق در شیراز چشم به جهان گشود. او فرزند درست گو خان و بابا لطفعلی خان زند بود که فرزند وی یعنی به عبارتی لطفعلی خان زند واپسین شخص رشید، جنگجو و جوانمرد مردمان زندیه بود. جعفر خان زند بعد از سالها خدمتگزاری به عموم شریف و محجوب شیراز و با داشتن همتی بلند در اضافه کردن افتخارات این مملکت آرامش پرور آخر و عاقبت درسال 1203 ه. ق درسن 40 سالگی به فرمان آقا محمدخان قاجار آغاز مسموم و بعد به قتل رساندند، درحجره باطن حیاط آستان مقدس احمدی و محمدی علیهما السلام در محل فعلی دفتر کار نذورات در دیوار جنوبی به خاک سپردند و حالا سنگ بقعه وی در ورودی موزه آستان مقدس مراقبت میشود.

ادب شیرازی
اسم مهم وی احمد و پسر ارشد رسیدن شیرازی بود. او درسال 1232 ه. ق در شیراز چشم به جهان گشود و درسنین جوانی به علم آموزی علم ها صرف و نحو، فقه و اصول، ادبیات و حکمت الهی پرداخت و درتمام این دانشها سرآمد بعد از ظهر خویش بود. او همچون پدرش درتمامی هفت خط خوشنویسی مدرس بود به ویژه درخط نسخه ها و ثلث و رقاع و شکسته را درنهایت مهارت می نوشت. عاقبت آن فقیه فرزانه بعداز سپری نمودن عمری پرخیر وبرکت درماه شوال سال 1298 ه. ق درسن 66 سالگی وفات نمود و درحرم حضرت پادشاه لامپ علیه السلام در مجاورت بابا بزرگوارش به خاک امانت شد.

حکیم شیرازی
اسم مهم وی محمود و دو‌مین فرزند رسیدن بود. او درسال 1234 ه. ق در شیرازدیده به دنیا گشود در صدر تخلص شعری خویش را طوبی تفاهم نامه. درسنین جوانی به علم آموزی علم ها، ادبیات و حکمت الهی پرداخت البته بعداً تخلص خویش را به انگیزه شوق و اشتیاق فراوان به دانش حکمت به حکیم تغییر‌و تحول اعطا کرد. این دانشمند عالیقدر سرنوشت به سال 1274 ه. ق در سن 40 سالگی چشم از دنیا فرو بست و درپایین بارگاه مطهر حضرت فرمانروا لامپ علیه السلام مدفون شوید.

ابوالقاسم شیرازی
وی چهار‌مین فرزند رسیدن متخلص به تمدن بود. او درسال 1242 ه. ق در شیراز متولد شد و زیرا مرحوم پدرش درنوشتن هفت خط معلم شوید ضمن کتاب اشعار تالیفات و تصنیفات دیگری از او به یادگار باقی‌مانده میباشد گستردن حال و روز و آثارش درکتب تذکره و در باغ رسیدن نوشته آمده میباشد. سرنوشت او به سال 1309 ه. ق در سن 67 سالگی وفات نمود و درجوار تربت مقدس حضرت سید میرمحمد علیه السلام مدفون شوید.

توحید شیرازی
اسم مهم وی اسماعیل پنج‌مین فرزند رسیدن شیرازی بود. او درسال 1245 ه. ق در شیراز چشم به جهان گشود و مانند بابا و برادرانش درگفتن گونه های شعر تبحر بسزایی داشت وی هفت خط خوشنویسی به ویژه نسخه ها را بسیار بهتر و پسندیده می نوشت آخر و عاقبت آن شعر سرا توانای میهن قدیمی عجم به سال 1286 ه. ق درسن 41 سالگی دیده از دنیا فروبست و درحرم حضرت پادشاه لامپ علیه السلام مدفون شوید.

عبدالوهاب یزدانی
ششمی فرزند رسیدن شیرازی درسال 1252 ه. ق درشیراز به دنیا آمد او همچون بابا و برادرانش خطوط متعدد را استادانه می نگاشت وی دارنده کتاب اشعار و تصانیف فراوانی بود تفصیل وضع و اوضاع و آثارش درکتب تذکره تصویب میباشد. سرنوشت این شعر سرا شهرعلم و وقار و مدرس فرهیخته به سال 1328 ه. ق در سن 76 سالگی خدانگهدار حیات اذعان کرد و در مقبره حضرت سید میرمحمد علیه السلام درجوار آرامگاه برادرش فرهنگ وتمدن به خاک ودیعه شد.

میرزا حبیب الله شریفی
وی درسال 825 ه. ق چشم به چهان گشود. او از واقفین معروف آستان مقدس احمدی و محمدی (علیهما السلام ) بودند و با کارایی بلندی که داشتند اکثری از رقبات شهرستان میمندرا که به وسیله بانو تاشی خاتون مامان پادشاه ابو اسحاق اینجو وقف بر آستان خوش یمن حضرت فرمان روا لامپ علیه السلام شده بود را پیگیری نموده و به اسم آستان مقدس به تصویب رساندند. او به سال 920 ه. ق درسن 95 سالگی وفات یافت. وی دربخش کفش کن آستان مقدس احمدی و محمدی علیهما السلام ذیل بارگاه بقعه مطهر رو به ضلع شرقی مدفون می‌باشند.

عسکرخان
وی که به سال 1255 ه. ق درشهرستان فیروز آباد متولد شد، یک کدام از مشهورترین مدفونین درحرم مطهرحضرت فرمانروا لامپ علیه السلام از کلانتران بسیار دارای شهرت و درعین اکنون شجاع و موحد ایل عرب باصری بوده و درب دارای اسم و رسم به عسکر خانی را که ازجنس نقره میباشد و درب جنوبی مقبره مطهر که از آن سمت به رواق جنوبی ذیل پا وارد میگردند که محل دفن عسکر خان نیز دراین بخش قرار دارد را در برابرمال الاجاره موقوفه میج که از رقبات وقف گردیده برآستان مقدس احمدی و محمدی علیهما السلام میباشد و در اجاره همین شخص بوده میباشد ساخته و نثار آستان مقدس حضرت فرمانروا لامپ علیه السلام کرده است. او به سال 1330 ه. ق درسن 75 سالگی خدانگهدار حیات خاطرنشان کرد.

حضرت آیت الله سید محمد طاهری
آن دانا فرزانه و مجاهد ربانی به سال 1298 ه. ش در شیراز در خاندانی روضه خوان و متخلق به رفتار اسلامی و اوصاف حمیده چشم به دنیا گشودند. بابا بزرگوارشان حضرت آیت اله العظمی سید عبدالله شیرازی از عارفان نامی و روحانیون پررنگ شیراز جنت طراز و دانش پرور بود. آن دانا بزرگوار و عارف به حق پیوسته بعد از علم آموزی علم ها حوزوی و تربیت نمودن شاگردان با کفایت و مستعد درحوزه علم ها متعدد فقهی براق ترین سالهای قدمت شریف و حیات مالامال برکت خود را که قریب به 55 سال بود در سمت امام جماعت بقعه مطهرحضرت احمد بن موسی فرمانروا لامپ علیه السلام سپری نمود که خویش درخور حمد و قدر نهادن بسیار میباشد و درطول بازه زمانی این سرویس صادقانه و نفیس زائرین و مجاورین حرمین شریفین از برکات وجود لبریز برکت آن عزیز مسافرت کرده به دیار باقی سود های فراوان بردند تا آنکه سرنوشت روح پرفتوح آن بشر بلندمرتبه جایگاه به سوی ملکوت اعلا مالامال کشید و به سال 1388 ه. ش درسن 90 سالگی جان به جان آفرین تسلیم کردند. آن جنت جای خلد آشیان در رواق ضلع جنوب شرقی صحن آستان مقدس، ورودی مسجد جامع عتیق مدفون میباشند.

حضرت آیت الله روضه خوان عبدالحسین حائری شیرازی
آن فقیه مجاهد به سال 1250 ه. ش در خانواده ای با اصالت و سرشار ازمعنویت و علاقه وعلاقه فراوان به خویشان پاکی علیهم السلام در شهرکربلای معلی متولد شد. بابا بزرگوار وی روضه خوان محمد طاهر حائری شیرازی و مامان گرامیشان بانویی مسلمان، باتقوا و آیین اعتقادوباور بود که دردوران بازداشتن عفاف و حجاب رضا خانی در حدود 25 سال به نماد اعتراض درخانه گردهمایی. مرحوم آیت الله روحانی عبدالحسین حائری در زمانه قدمت شریف خود همواره در تامل تذهیب نفس بود. آن مرحوم بسیار خوش‌اخلاق، متین و متوازن بود و همواره حرمت قرآن را ملاحظه می کرد و شوق فراوانی به فرا گیری علم ها شرعی و عرفان داشت. مرشد وی در تذهیب و عرفان روضه خوان محمد بهاری همدانی بود که در کربلا هنگامی که وی نوجوانی 14 ساله بود تعلیمات ارزنده خود را به او ارزانی داشت. وی همواره به درنگ رفع اختلاف و مصلحت اندیشی در کارها عموم خطه عجم بودند. آن مرحوم شغل بسیار ارزنده ای را در احیاء جای های مذهبی شهر دانش و آرامش شیراز اجرا اعطا کرد. با این توضیح که مسجد امام خمینی مجاورت میدان شهدای فعلی را که به عبارتی مسجد سپهسالار دیرین میباشد نوسازی و مرمت نمود.آخر و عاقبت آن عارف ربانی و مجاهد نستوه بعداز سالها زهد و تقوا و عبادت و اشاعه معارف واحکام شریعت اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله با برجای گذاشتن سنتهای حسنه واقدامات ارزنده قابل حمد به سال 1329 ه. ش دعوت حق را لبیک اذعان کرد وجان به جان آفرین تسلیم نمود. ودر صحن ضریح ملکوتی ملک نگهبان حرمین شریفین احمدی و محمدی علیهما السلام مشرف به حیاط آستان مقدس احمدی (علیه السلام) درضلع شمال غربی مدفون شوید.

از اوائل صدر اسلام ایرانیان اعتنا و عشق ای به اهل بیت داشته اند ، در زمان قدمت آرزوی اکثر وی زیارت قبور ائمه اطهار بوده میباشد ، مراسم عزاداری وی در هیچ مرز و بوم اسلام بعظمت مجالس ایرانیان برپا نمی شوید حتی آرزوی وی این بود که بعداز مرگ جسد وی در کنار مرقد ائمه اطهار دفن خواهد شد. خواجه نصیرالدین طوسی از اجله علمای شیعه میباشد وصیت میکند که جسد من‌را در پائین قبر امیرالمؤمنین دفن نمایند و روی سنگ قبرم بنویسند: «کلبهم باسط دراعیه بالوصیه» (کهف، 18) بخش اعظمی از ایرانیان وصیت داشتند که آرامگاه حضرات فرزندان حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام در شیراز پیدا شد آنان که وجهی برای حمل لاشه آن‌ها در دسترس عدم وجود پافشاری وی براین بود که درجوار بقعه این حضرات دفن شوند ، و اکثری از آن‌ها با ارادتی که مریدانشان به ایـشان داشتند ، ایـن کار را ذکر میکردند و مسلم قبور وی درین هزار سال پناهگاه اجسادی بزرگانی میباشد که بسیار از آن ناشناخته ما‌نده اند. ما در اینجا بذکر یک‌سری بدن از بزرگانی که مدارکی برای دفن آن‌ها در مجاورت این قبور داریم میپردازیم.

آیت الله شهید سید بنده الحسین دستغیب
وی دومی شهید محراب انقلاب اسلامی میباشد مرقد او در بقاع مطهر سید میرمحمد بن موسی بن الکاظم میباشد که گزینه دقت و زیارتگاه عموم شیراز میباشد. او ازخاندان اصیل و شیخ هشتصد ساله شیراز است و با سی واسطه نسبت وی به حضرت سجاد علیه السلام میرسد.

تحصیلات مقدماتی را نزد اساتید دارای شهرت آنزمان همانند ملا احمد دارابی و آیت الله میرزا علی اکبر ارسنجانی بپایان آورد و نزد اساتید گرانقدر نجف اشرف مانند روحانی محمدکاظم شیرازی و ضیاء الدین عراقی و سید ابوالحسن اصفهانی بپایان آورد و به سکو اجتهاد نائل شوید.

او مسجد جامع عتیق شیراز را که خرابه ای بیش عدم وجود نوسازی کرد و دراین فعالیت مأمونین را بخدمت و حتی خویش در‌این سرویس ها کمپانی می کرد تا این سازه که سوابق هزارساله داراست مجدد آباد شد و او تا مرز شهیدشدن دراین مجلس خیر صرفا نماز جماعت داشت بلکه درتمام شبها به وعظ و موعظه عموم می پرداخت حتی زمانیکه از حیطه طاغوت منبر رفتن وی ممنوع بود بعداز نماز عشا روی برطرف مامونین میکرد و مطالبی آموزنده میفرمود. او با تقلید انقلاب به امام آدینه شیراز منصوب شد وسپس به نمایندگی مجلس خبرگان ازطرف عموم شیراز منصوب شوید و در ثبت و تدوین ضابطه اسلامی جمهوری اسلامی و ثبت اصل ولایت عالم نقش بسزایی داشت.

اثر ها حوزوی این شهید بزرگوار عبارتند از تفصیل و لبه برکفایه الاصول و مکاسب و وسائل روحانی انصاری و همینطور تقریرات درس مرحوم روحانی محمد کاظم شیرازی مجاورت صد کتاب در اصول و اخلاقیات و تفصیل حالا ائمه از وی مانده که اکثر اوقات بزبان فرنگی نیز ترجمه گردیده از کتاب ها دارای شهرت وی که چاپ های مکرری داراست صلوه الخاشتعین و قلب سلیم – تعصب جاودان و استغاده میباشد ؛ در روز آدینه 20آذر ماه 1360 هنگام عزیمت برای اقامه نماز آدینه بهمراه نوه خویش شهید محمد تقی دستغیب و هشت نفر از یاران با وفا بشهادت رسید.

آیت الله روضه خوان جواد انصاری همدانی از اساتید عرفانی آن بزرگوار بوده که وی نیز از منفعت گیران انوار آیت الله حکم کننده بودند.

آقای مهربان محمود حقیقی و واقعی که از یاران و ارادتمندان آن بزرگوار بود اینگونه گوید : خرداد ماه سال 42 بود که آقای دستغیب سخنرانی های تند و شدید خویش را برای طرفداری از امام خمینی استارت کرده بودند و در یک شب دردناک قوای نظامی به خانه وی حمله کرد و شهید را باخود به طهران بردند. عبد و بنده آن شب خواب آرامی نداشتم و وحشتم از این بود که وی را اعدام نمایند در ساعتی که خواب چشمانم را فرا گرفت در یک رؤیا دیدم پشت در خانه وی منبری گذارده وجمعیت متعددی آن ها مجتمع بودند و واعظی خوش آواز درگیر قرائت اشعاری بود که بیشتراز آن در خاطرم باقیمانده بود. زیرا وزن آن هم هم وزن اشعار مولوی بود آنرا در دیوان مثنوی یافتنم هنگامی آنرا تحقیق کردم. دیدم عنیا به عبارتی اشعار آن گوینده میباشد و نسبت به تندرست وی امیدوار شدم و دیری نپائید که با طلوع خورشید انقلاب این وعده عملی شوید و شهید دستغیب به آرزوی خویش رسید این بود آن ابیات:

مصطفی را وعده بخشید لطف‌ها حق

گر بمیری تو نمیرد این سبق

اینجانب کتاب و مفجرت را رافعم

بیش و نادر کن سر قرآن با نعم

کس شائد رخ و معدود کردن دراو

تو به از اینجانب حافظی دیگر مجو

رونقت را روز روز افزون کنم

اسم تو بر زر و بر سکه زنم

منبر و محراب سازم بهر تو

در محبت قهر اینجانب شد قهر تو

اینجانب مناره لبریز کنم آفاق را

کور گردان دو دیده عاق را



باری این شهید بزرگوار در کمال عزت و بخشش جسد یاره یاره که همانند جدش را در مقبره حضرت سید میر محمد دفن کردند و امروز زیارتگاه عموم ارادتمند و دلسوز انقلاب میباشد.

حضرت آیت الله نجابت
این بزرگوار که از یاران جمعی آیت الله دستغیب بود سرانجام چنان رقم زد که خوابگاه ابدی وی نیز در کنار هم باشد ، به دنیاآمدن این بزرگوار در سال 1296 هجری خورشیدی در خانواده ای کریم و مهربان الاصل در شهر شیراز بود ، تحصیلات مقدماتی آن بزرگوار در مکتب خان تحت حیث آیت الله العظمی سید عبدالله شیرازی بود و بعد از آن برای ادامه تحصیلات به نجف اشرف مشرف شدند. بیشتراز یک دهه در نجف اشرف اقامت داشتند و به سکو اجتهاد نائل گردیدند. وی فقیهی مالک اسم هم در حوزه علمیه نجف و هم در شیراز مطرح بودند از اساتید حوزوی وی اقاضیاء عراقی ، سید عبدالهادی شیرازی ، سید ابوالحسن اصفهانی ، سید ابوالقاسم خوئی و آیت الله بروجردی بودند ، روزیکه مجوز اجتهاد بایشان دادند سن آن بزرگوار 28 سال بود. عرفان را در نجف پایین حیث حضرت آیت الله حکم دهنده سود ور گردیند. فرمودند که روزی از آیت الله حکم دهنده پرسیدم بعداز شما ما دست بدامن چه کسی زنیم. وی فرمودند شخصی میباشد درهمدان که زمانی بزیارت نجف آمده بود خواست با اینجانب ملاقاتی داشته باشد کسی با وی یار بود که اینجانب ملاقات او‌را طالب نبودم باو گفتم که نیاید وی فردا به همدان رفت خیر اینجانب اورا چشم ام و خیر وی من را. موقتیً هم اوست که می‌تواند دست ترا بگیرد. آیت الله نجابت میفرمود روز دوم رحلت حکم دهنده اینجانب نجف ر ا شکاف کردم و بهمدان رفتم و آیت الله روحانی جواد انصاری را پیدا کردم و وی تا مدتی اسکاف می‌کرد تا سرانجام با سماجت و دست بوسی اینجانب منرا بشاگردی عهده دار شد ، روز آن گاه فرمود اینجانب یکسری سال گذشته بزیارت نجف آمده بودم خیلی رغبت داشتم بخدمت آیت الله حاکم برسم در رویکرد که میرفتم صدائی از داخل قلبم برخاست که برگرد تعدادی قدمی برگشتم مجدد عازم منش شدم بازهم صدا را از باطن قلبم شنیدم و بازگشتم فردا هم زیرا عازم هجرت بودم دیگر چیره بزیارت آن بزرگوار نشدم. آیت الله نجابت میفرمود حدود یکماه اینجانب در همدان درخدمت این بزرگوار بودم و پس از یکماه فرمودند برو به صحیح ادامه بده.

این جانب مهربان محمود حقیقی وواقعی : از حضرت آیت الله انصاری پرسیدم از بین شاگردان جنابعالی که از کلیه بلندتر میباشد ، فرمودند اکانت شیح حسنعلی از اکانت کلیه جداست و آقای آیت الله حاکم بعداز یک‌سری ماه که آقای نجابت بخدمتشان مشرف گردیده بودند در مجلس طلاب فرموده بود : شیح حسنعلی اعلی بقعه میباشد این بزرگوار خیر صرفا یک مجتهد بود بلکه عارفی که توانست در قدمت با برکت خویش بخش اعظمی را تربیت نماید. فقیهی بود که طلاب متعددی از معارف وی فایده بردند ، نبرد می‌دانی بود که بعداز انقلاب تمامی جا در سرویس فرمایشان امام خمینی بود ، طلاب وی نوعاً در روز ها مبارزه در جناح بودند و اکثر زمان ها بدرجه رفیع شهیدشدن نائل شدند و اینجانب گزاره فرزند ارشد وی بود ، مکتب علمیه وی که بنام همین شهید میباشد راس درس دادن اصول فقه و مقدمات و درس بیرون و بویژه در روز ها محرم راس سوگواری حضرت ابا عبدالله بوده و هنوز هم دایر میباشد همانطورکه یادآور شوید : آرامگاه وی در کنار آرامگاه آیت الله شهید دستغیب در مقبره مطهر حضرت سید میرمحمد(ع) جای دارد و زیارتگاه خاص و عام میباشد.

مجد الاشراف
متخلص به قدسی عارف و حکیم والا سده سیزده و چهارده او در سال 1243ه.ق در شیراز متولد شوید. پدرش عـــارف تبارک سده سیزدهم بود، مـــادرش نیز از ســـادات شریفی حسینـــی بود مرحوم احمد تبریزی « وحیدالاولیاء » در رساله اوصاف المقربین که در اوضاع و احوال مدرس خویش یعنی مجدالاشراف نوشتن نموده است اپلیکیشن هفتگی اورا در روزها اقامت در مشهد مقدس از لهجه وی نقل می نماید اینگونه می نگارد :

اشتغال تایم ها خویش را چنین بخش کرده بود: روز ها منعینه را بغیر از روزهای آدینه و دو‌شنبه به علم آموزی علم ها می پرداخت و آن دو روز را آموختن خویش به بعضا از بزرگان می نمود ، مدام با شکاف حیوانی صائم الدهر بود و در هر اربعین یک روز افطار می نمود شبها در کنار پنجره بقعه مطهر رضوی به صلوات و بیان و اوراد و احیای لیالی می پرداخت.

از آثارش: «تحفه الوجود»، در حکمت و عرفان؛ «تام الحکمة» که سرآغاز‏ی «قوائم الانوار و طوالع الاسرار» پدرش، میرزا ابوالقاسم سر شیرازی، می‏باشد؛ «خلاصة الذهب»، تعریف‌و‌تمجید سلسله‏ی ذهبیه رضویه؛ «قنوتیه»، فارسی و عربی؛ «تاریخ حیات قطب‏الدین شیرازی»؛ «مجلل الانوار» یا این که «کشکول سلسلة الذهب»؛ «مرآت الکاملین»؛ «وصیت طومار»؛ «دیوان» شعر.

رحـــلت وی در سال 1331 قمری واقع شوید و مزار شــریفش در اطـــاقی ویـــژه در حــرم مطهراحمد بن موسی سلطان لامپ علیه السلام جای دارد.

بسمل شیرازی
یکی‌از پژوهشگران والا شیراز بود. به گزارش تذکره دلگشا او بعد از فراگرفتن مقدمات در مکتب حکیم شیراز به علم ها معانی و ذکر و فلسفه و ادبیات دست یافت و مدتها به آموزش اشارات بوعلی سینا و اشعار ملاصدرا پرداخت ، هدایت در کتاب ریاض العارفین درباره وی اینگونه مینگارد : همانا سالهاست که فاضلی باین جامعیت ظهور نکرده و گردون اینگونه نفس شریفی را پیدا نیاورده میباشد.

بسمل در سال 1236 هجری در شیراز وفات کرد و او‌را در بقعه سید میرمحمد بن موسی الکاظم دفن کردند.

داوری شیرازی
نامش میرزا محمد و پسر سوم میرزا شفیع رسیدن میباشد. داوری در سال 1238 قمری در شیراز بدنیا آمد اما در علم ها ادبی و ریاضی و حکمت الهی و آداب سخنوری و خط و نگارگری سرآمد اقران بود. دکترحمیدی شیرازی در مشاجره ادبیات عصر قاجار می نگارد ، داوری گل سرسبد قبیله رسیدن میباشد. با آنکه زود از جهان رفت یک عالم ذوق و سلیقه از خویش بیادگار گذارده ، مدل شعر وی مدل منوچهری میباشد.اثرها:«دیوان» اشعار او را نزدیک به پانزده هزار بیت دانسته‌اند. در برخی منابع «رساله‌ای در عروض» و کتابی در «معانی و بدیع» و «فرهنگ و تمدن» بزرگی به گویش ترکی به او نسبت داده‌اند. از اثر ها فیس پردازی او: چهار قطعه تصاویر آبرنگی از قیافه رجال پر رنگ زمان ناصری که در مرقعی با خطوط متنوع ترتیب یافته میباشد؛ تصویر محمد شفیع رسیدن که بر روی تشکی نشسته میباشد. از خطوط وی: یک ورژن شش دفتر کار «مثنوی» مولانا، به خودکار نگارش خفی بهتر، با رقم «...واناالعبد...محمد المتخلص بداوری ابن‌المرحوم رسیدن...سنه 1267»؛ یک ورژن «لوایح» جامی، به مداد نگارش خفی خوش با رقم «....فی سنه 1276... و اناالعبد داوری بن رسیدن»؛ یک ورژن «چهار نوشته‌علمی» نظامی عروض، به خودکار نگارش خوش، با رقم «....حرره داوری بن رسیدن غفرله، سنه 1279»؛ یک ورژن «سحر حلال»؛ به مداد نگارش خوش با رقم: «....داوری بن رسیدن 1282»؛ چهار تاثیر دیگر او در «وضع و اثرها خوشنویسان» نام برده میباشد.

او در سال 1283 دار فانی را خدانگهدار اظهار کرد و در بقاع حضرت فرمان روا لامپ علیه السلام مدفون شوید.

بازدید : 20
دوشنبه 29 مرداد 1403 زمان : 15:04

مسجد صورتی کجاست؟ پک پذیرایی ترحیم مشهد صورتی‌ترین مسجد عالم این‌جا میباشد! این مسجد رنگین کمانی قشنگ به اشخاصی کادو می‌نماید که هکر نست از خواب بیدار می گردند و خصوصی به آن می زنند.

مسجد صورتیِ کشور ایران! «نصیرالملک (مسجد صورتیِ جمهوری اسلامی ایران) مثل تماشا کردن از باطن یک زیبابین میباشد.»


مجله هافینگتن‌پست اینگونه نوشته و درپی مطلبش به زیبایی‌های نادر‌نظیر این بنای تاریخی و مذهبی در شیراز اشاره کرده‌ میباشد.

از خارج که به نمای مسجد نگاه فرمایید شاید در حیث اولیه چیزی جز یک بنای ساده مذهبی نبینید؛ ولی واقعیت این میباشد که دنیایی از رنگ در دل نصیرالملک مخفی میباشد. از آستانه‌ درب مهم مسجد که وارد گردید آبگینه نسبتا بزرگی را می‌‎بینید که در فصول گرم‌خیس سال مثل فصل بهار و فصل‌تابستان با گلدان‌های شمعدانی تزیین گردیده.


صیرالملک دو شبستان شرقی و غربی داراست؛ در شبستان شرقی و دالان شمالی آن زمانی به سردر نگاه فرمایید شعر بسیار زیبایی از «سعدی» خود نمایی می‌نماید:

غَرض نقشی‌ست کز ما بازماند

که هستی را نمی بینم بقایی

مگرصاحبدلی روزی به عفو

نماید در حق اُستادان دعایی





نور و روشنایی در معماری اهل ایران نقش مهمی دارااست و این نکته در نصیرالملک به نقط ی اوج خویش می رسد. نصیرالملک رنگین‌کمانی از رنگ‌ها میباشد. آنقدر رنگین و تماشایی که گردشگران شیراز قطعا بازدید از آن را درلیست خویش قرار میدهند. علی‌رغم عمر تقریبا 150 ساله این مسجد، عموم هنوز برای عبادت به آن می روند.

کی بریم؟
برای دیدن رنگ‌های زیبای این مسجد مطلقا می بایست هنگامی که نوروروشنایی خورشید به آنان میتابد در مسجد باشید. معمولا تا پیش از ساعت 9 صبح شایسته ترین فرصت برای بازدید از این تاثیر تاریخی‌ میباشد. مردم گردشگران معتقدند شایسته ترین بازه زمانی برای بازدید میان ساعت 8:00 الی 10:00 صبح میباشد. ممکن میباشد درین فرصت مقداری نا مرتب باشد البته بازهم قابلیت و امکان تماشا وجود داراست.





یک شات بسیار خوب!
وسوسه عکاسی در اینگونه فضای زیبایی دست از سرتان برنخواهد داشت! بدین ترتیب در هجرت به شیراز دوربین عکاسی او‌لین چیزی باشد که در چمدان می گذارید. هنگامی نوروروشنایی از پشت پنجره‌ها به باطن مسجد می تابد و نقش آنها بر روی زمین و فرش‌ها میفتد، شایسته ترین فرصت برای عکاسی‌ میباشد.

کاشی‌کاری‌های نصیرالملک خویش مبحث‌ی دیگری برای به چنگ آوردن عکس‌های زیباست. این‌تمامی رنگ و ریزه‌کاری قابل تصور وجود ندارد.


مسجد نصیرالملک کجاست؟
در شیراز حوالی خیابان لطفعلی‌خان‌زند از هرکس که سراغ مسجد را بگیرید به شما نشانش میدهند. در میان چهارراه مشیر تا بلوار زینبیه، محدوده‌ای‌ میباشد که مسجد در آن واقع گردیده‌ میباشد. محله گود عربان و جنوب خیابان لطفعلی‌خان میباشد حقیقت نارنجستان قوام و امام‌زاده سلطان‌لامپ در به عبارتی قربت‌ها میباشد؛ به این ترتیب می توانید نخستین خصوصی به نارنجستان بزنید و آنگاه به مسجد بروید و یا این که برعکس.

بازدید : 32
شنبه 27 مرداد 1403 زمان : 16:18


مسجد جامع بسطام نزدیک به هشتادمتری جنوب گروه آرامگاه بایزید بسطامی واقع پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد. بدیهی میباشد که قسمت جنوبی و شمالی ارسن در قبل های به دور با هم رابطه تنگاتنگی داشته اند که امروزه به جهت تشکیل داد وسازهای مختلف، این رابطه تا حدودی گسسته گردیده‌است.

بنای فعلی بنایی یک ایوانی میباشد.

بعدها صحن مسجد حدود ۱۷ × ۲۰ متر میباشد که سه شبستان در جناح های شرقی، غربی و شمالی، و یک دهنه گذشته در ضلع جنوبی دارااست. شبستانها امروزه دارنده درهایی میباشد که به صحن باز می‌شود. حیاط مسجد در جنوب آن قرار گرفته میباشد.

شبستانهای شرقی و شمالی طی دهه پنجاه خورشیدی و سالهای بعد از انقلاب، بازسازی گردیده و شبستان غربی و سقف فعلی صحن مسجد، در همین تاریخها به مسجد الحاق گردیده‌است.

ساختمان بلند کاشانه
این ساختمان بلند در گروه آرامگاه بایزید بسطامی و در جنوب شرقی مسجد جامع بسطام واقع شد‌ه‌است که طول آن از باطن 24 متر و از خارج 20 متر میباشد و شـکـل خـارجی آن 30 ضلعی کناره دار و تا ذیل گنبد ادامه پیدا می نماید.

در حوالی و سردر دالان کوچکی که شبستان مسجد را به در ورودی ساختمان بلند متصل می سازد آیه الکرسی و حدیثی از نبی گچبری گردیده است.

در ضخامت دیوار ورودی ساختمان بلند راه و روش پله ای درنظرگرفته شده میباشد که تا تحت گنبد داخلی ادامه می یابدفضای داخلی ساختمان بلند ده ضلعی میباشد که برآنها طاقنماهای تزئینی نادر عمقی فعالیت گردیده‌است.

در نصیب بالای ساختمان بلند بر دو کناره از آجرهای گرانقدر نوشته ای به خط کوفی به چشم می‌خورد که در آن اسم الجایتو و سال 723 ه . ق تصویب گردیده است. ضـلع جنـوب غربی این ساختمان بلند روی یک خشت واژه “بسم الله الرحمن الرحيم” به خط ثلث مندرج میباشد.

در تحت ساختمان بلند سردابه بزرگی وجود دارااست که به وسیله دریچه مستطیل میانه ساختمان بلند بدان داخـل مـی شـوند. گنبـد داخلی آجرچینی و بندکشی ساختمان بلند بسیار استادانه و دقیق اعمال گردیده‌است.

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 502
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه