از داستانهای مشهوری که در زمینهی سکونت در کندوان وجود دارد میقدرت به این داستان اشاره کرد : ساکنان اولیه روستای کندوان، عشایری بودند که در فصل ییلاق، از حفرههای جانور در صخره به عنوان منزل فعلا استفاده میکردند. اندک اندک آنهایی که به اینجا عشقای خاص پک پذیرایی ترحیم مشهد پیدا کرده بودند، از کوچ کردن دست کشیده و برای همیشه در این جا ساکن شدند. فرار از چنگال مغولها | ماوای امن روستای کندوان یک کدام ازاز سایر از قصههایی که در ارتباط کندوان وجود دارد ماجرای فراروگریز مردم روستای خیانت ور در زمان حمله مغول است. روستای خیانت ور در دو کیلومتری کندوان جایدارد و مانند این روستا به صورت دستکند تاسیس شده است. در زمان حمله مغول به این ناحیه در قرن هفتم هجری، مردم از روستای خود فرار و گریز کرده و به کندوان نگهبانی آورند و این روستای صخرهای را به عنوان خانه نو خود تعیین کردند. آنها برای این کار با ابزارهای ساده خود به مانند فرهاد کوه کن، صخرهها و سازههای سنگی روستا را شکل داده و آنانرا به خانهای قابل استعمال تبدیل کردند. در جریان حمله مغول، روستای خیانت ور برای همیشه خالی از سکنه باقی ماند و به درحال حاضر خود رها شد. جنگجویانی مخفی در دل کوه یکیاز دیگر از داستانهای پیرامون سکونت در کندوان، بهاین قصه کمتر شنیده شده باز می گردد: عده ای از جنگجویان، زمانی که از این محل عبور میکردند، این منطقه را از نگاه حالت نظامی مناسب دیده و آنجا را به عنوان پناهگاه خود گزینش میکنند. این روستا از بالا غیر قابل نفوذ می باشد که این موضوع آن را به یک کدام از بهترین مکان ها برای یک اهل نبرد تبدیل میکند. به این ترتیب آن ها استارت به حفر خانه در دل صخرهها کردند و زندگی را به دل کوههای سهند آوردند. مهاجران دریاچه ارومیه مشهورترین و قابل باورترین ماجرا و افسانهای که دربارهی پیشینه ساکنان کندوان وجود دارد، این می باشد که نخستین مهاجران کندوان از دریاچه ارومیه بدین روستا آمدهاند. ماجرای این سفر دسته جمعی از این قرار می باشد که در هزاره سوم پیش از میلاد دربین دو دولت ایلام (1) و آشور (2) در کنار دریاچه ارومیه جنگ بزرگی در می گیرد. این مبارزهها قسمت زیادی از آذربایجان، دریاچه ارومیه و جزیرههای آن را ،که در آن مجال سکونتگاه مردم بودند، زیر تاثیر قرار داده و به آنها صدمه زیادی می زند؛ صدماتی که بیشتر از سمت ایلامیها وارد می گردد. در باورها و اعتقادات ایلامیان مارها از مقام خاصی منتفع بودند و به شدت مورد پرستش واقع میشدند. به صورت کلی ابزار آلات، عصاها و اسلحههای آنها نقشی از مار وجود داشته و آنها در جنگهای خود برای فراری دادن دشمن از این حیوان استفاده میکردند. البته کل این گزینهها با کندوان و مردم ساکن در آن چه ارتباطی پیدا میکند؟ گفته میگردد اجداد فعلی روستائیان کندوان در جزیره شاهی (اسلامی) واقع در دریاچه ارومیه مستقر بودند. ایلامیان در جریان این نزاع برای فراری دادن مردم، مارها را در جزیره رها میکنند. اهالی هم که با حمله بلندمرتبه مارها مواجه شده بودند برای مراقبت جان خود مجبور میشوند از جزیره و دریاچه فراروگریز کنند. آنها در مسیر خود به صخرههای سنگی کندوان میرسند و با کندن سنگها در دل کوه، برای همیشه در اینجا ساکن می شوند.معماری روستای کندوان از نوع معماری صخرهای هست، صخره هایی بلندمرتبه و آزاد که به مردم این امکان را داده می باشد تا بتوانند به راحتی در دل صخرهها فضاهای متعددی مانند خانه، آغل و انبار درست کنند. متاع سنگها در آن به گونهای ست که میتوان روی آنها فعالیت حجاری و تزئین انجام داد، سوای اینکه سنگها از هم بپاشد. نکات دیدنی معماری روستای کندوان پیش از آنکه بخواهیم به تعدادی از نکات دیدنی معماری در روستای کندوان بپردازیم، شروع لازم می باشد معنای کران را توضیح دهیم تا شما بتوانید مشاهده کرد بهتری از توضیحات آتی ما به دست بیاورید. کران چیست؟ کران یا گیران که در لهجه محلی به آن قبه نیز می گویند، در اصل صخرههایی میباشد که خانهها، انبارها و دیگر نصیبهای روستا در دل آن به وجود آمدهاند. مردمی که برای نخسین بار به این روستا آمدند، صخرههای مخروطی شکل را مطابق نیازهای خود، تا جایی که جنس سنگ به آن ها قابلیت میداده، کندند تا بتوانند مکانی مناسب برای زندگی تولید کنند. کرانها بیشتر دو طبقهای میباشند؛ اما میان آنها کرانهای سه یا چهار طبقهای نیز دیده میگردد. این کرانها به وسیله پلههایی (عموما از جنس خود صخره) از بیرون به یکدیگر متصل بوده و از درون به هم راهی ندارند. کرانها در فصلتابستانها جویبار خنک و در زمستانها محیطی گرم داراهستند.
تا به اینجا از زیبایی های شعور و حاشیه دریا آن گفتیم و اینک میخواهیم اندکی از عموم روستا نیز بدانیم. هم محلی فهم از فامیل بلوچ میباشند و مردان آن بیشتر جامه های سپید و شلوارهای لیفه دار (1) و برگردان بر بدن داراهستند. زنان نیز با خرقه های فوق العاده زیبای سوزن دوزی پک پذیرایی ترحیم مشهد گردیده و مالامال نقش و نگار، جلوه روستا را قشنگ می نمایند. عموم این حیطه بیشتر به عمل ماهی گیری سرگرم میباشند؛ البته کشاورزی نیز بین آنها اشاعه داراست. مسافرانی که تا کنون از این روستا دیدن کرده اند همه از لطف بی نقطه پايان همسایه بسیار تمجید کرده و خویش را مهمان سفره هایی مملواز غذاهای محلی که با چاشنی های سنتی و ساخته شده با دست مادرها و زنان روستا تنظیم میشود چشم اند. ادراک 405 نفر جمعیت دارااست و 104 خانوار در امنیت بی نقص در کنار هم درین روستا معاش می نمایند. یکی مورد های دیدنی کنار دریا روستای ادراک، وجود تپه هایی از رمل سپید میباشد که به اعتقادوباور خیلی از هم محلی برای دردهای عضلانی و استخوانی خواص درمانی داراست. آن ها هکر نست و وقتی که آفتاب میتابد روی این شن ها دراز میکشند تا دردهای پا و استخوانی خویش را معالجه نمایند. شاید برای همگی پرسش گردیده باشد که چطور در اطراف دریای عمان و در حاشیه دریا روستای فهم، جایی که گستره وسیعی از آن را صحرا پوشانده نخل ها از زمین راز برآورده اند و دلبری می نمایند؟ این نیز یکی از دیگر از شگفتیها روستای شعور میباشد. این جا در یکسری متری دریا، می قدرت آب شیرین یافت و این سبب ساز رشد بیشه و پوشش گیاهی گونه های درختان گرمسیری گردیدهاست. در این مکان با حفر چاهی دو متری می شود به آبیرنگ شیرین و زلال رسید که ساکنان ادراک با به کارگیری از آن اشکال هندوانه، ذرت، نخل ها و ... را کشت و برداشت می نمایند. در کنار این ها دراین روستا اشکال درختان چش، کرت (انجیر معابد) را نیز خواهید روءیت کرد. همانگونه که گفتیم صرفا یک سری نقطه در عالم چشم انداز و دیده اندازی مانند حاشیه دریا فهم و شعور دارا هستند؛ جای هایی که می قدرت صحرا و دریا را در یک فریم در کنار هم به نظاره گردهمایی. سواحل مملکت نامیبیا، محل تلاقی صحرای بلندمرتبه آفریقا به دریای کاسپین و نصیب هایی از سواحل مرز و بوم شیلی، دیگر مناطقی در عالم میباشند کهاین پدیده خارق العاده در آنان رخداد می افتد.
شهرستانک، نام روستایی در شمال کوه توچال تهران و در جاده چالوس است که قدمت آن بر اساس شواهد تاریخی به قرن ششم هجری باز می گردد. وجود منبع آب و چشمه ای پر آب در این محل سبب شده است تا مردم گرد هم آیند و روستایی درین منطقه خوش آب و هوا شکل دهند. مبنی پک پذیرایی ترحیم مشهد بر اطلاعات دهیاری شهرستانک، این روستا 8000 نفر جمعیت و 500 هکتار مساحت دارااست و قدمت آن به 3000 سال می رسد. آنچه که درین روستا جلوه گری می کند، ترکیبی چشم نواز از تاریخ و طبیعت است که در هر گوشه ای می توان آن را لمس کرد. از یک سو، طبیعت حیرت انگیز و زیبا احاطهتان می کند و تصاویری بدیع را به نمایش می گذارد و از سوی دیگر وجود جلوه های تاریخی همچون کاخ ناصرالدین پاد شاه، شمارا با خود به سفری در قلب تاریخ میبرد. شهرستانک یک مقصد مناسب برای دوری از دغدغه ها و روزمرگی هاست؛ به دلیل آن که هوایی تمیز، طبیعتی خوشگل و آرامشی بی حد و مرز دارد. این روستا از شمال به روستای کسیل و از جنوب به کن، سولقان و امامزاده داوود محدود میشود و از شرق به شکرآب و آهار و از غرب به سرک، لانیز و شلینک می رسد.فرقی نمی کند که مسافرت را از کجا استارت فرمایید به این دلیلکه در هر صورت برای رسیدن به شهرستانک باید راهی جاده چالوس شوید و پیش از رسیدن به مقصدتان از زیبایی های این جاده نیز لذت ببرید. کمتر کسی هست که جاده چالوس را نشناسد و با این مسیر پیچ در پیچ و کوهستانی آشنایی نداشته باشد. از همان اولیهِ ورود به این جاده، می توان غرق در زیبایی ها شد و از تماشای مناظر شگفت انگیز لذت برد. لذت شما از مسافرت به شهرستانک از همین جاده شروع می شود و بر خاطرات خوش سفرتان می افزاید. اما مسیر فرعی روستا از جاده چالوس، هم جلوه هایی بی بدیل را به نمایش می گذارد و تا رسیدن به مقصد، نمایشی فراموش نشدنی به رویه می اندازد.آب و هوای مطبوع و فرح نصیب این روستا، ناصرالدین سلطان قاجار را هم وسوسه کرد تا زمانی را در آن ماندگار شود و لحظاتی را بدور از شهر بگذراند. وی در سال ۱۲۹۵ هجری قمری دستورداد تا در حوالی این روستا کاخی برای تفریحاتش بنا کنند و آقا محمد ابراهیم خان، به عنوان معمار آن در لحاظ گرفته شد. برای این شغل انتهای دره شهرستانک که گله گیله نام دارااست را انتخاب کردند؛ نقطه ای از روستا که آب و هوا و چشم اندازی فوق العاده داراست. عمارت ناصری طی سه سال در یک محوطه 8000 متری ساخته شد و به عنوان اقامتگاهی ییلاقی و ویژه برای ناصر الدین پادشاه و اهل خانه اش آیتم به کارگیری قرار گرفت. بعضا محلی ها بر این باورند که یکیاز زنان ناصرالدین فرمانروا نیز در این کاخ به خاک سپرده گردیدهاست. ناصرالدین پادشاه در ایام فصل تابستان برای فراروگریز از گرمای تهران از طریق جاده کالسکهرو شاهی در دوآب و گردنه آهار به شهرستانک می آمد تا از آب و هوای آن لذت پیروز شود. این پادشاه حدود 1500 خدمتکار را با خودش میبرد و آنان در چادرهایی در اطراف کاخ اسکان می یافتند. وی از شیوه توچال و جاده شاهی به شهرستانک می آمد تا به محل خوش آب و هوای کاخش برسد. اما خدمه باید از مسیر خطرناک رودخانه راهی کاخ می شدند و خود را برای خدمت رسانی به شاه و مهمانانش می رساندند. خطر این مسیر به حدی بود که در بعضی وقت ها تعدادی از آنها به دلیل گرفتار شدن در رودخانه، جان خود را از دست می دادند. مرگ تعدادی از خدمه سبب ساز شد تا محل برگزاری مراسم آشپزان به قصر سرخ دره که ناصرالدین فرمان روا فرمان ساختش را صادر کرده بود، منتقل شود. عمارت ناصری مشمول یک ساختمان دو طبقه (دیوانی یا بیرونی) و یک ساختمان یک طبقه (حرمسرا یا اندرونی) می شد که با یک دیوار از هم جداگانه شده بودند. تا زمان ها ناصرالدین فرمانروا و درباریانش، یک روز از سال را برای برگزاری مراسم آشپزان به کاخ شهرستانک سفر می کردند. امروزه کاخ شهرستانک جزو به جا مانده فرهنگی میباشد و نامش از تاریخ ۱۶ شهریور ۱۳۷۶ با شماره ۱۹۲۵ در فهرست آثار ملی کشورایران جایدارد. چه بر راز کاخ ناصری آمد؟ در طی پهلوی کاخ به شدت تخریب شد و بیشتر قسمت های آن آسیب های جدی روئت کرد. برای مدتی ساختمان دیوانی در دست سازمان تربیت بدنی بود و کاربری جدید ای پیدا کرد. فدراسیون کوهنوردی و سازمان تربیت بدنی یک سقف شیروانی بر روی مانده ساختمان زدند و آن را به عنوان پایگاه کوهنوردان در چنگ افراد قرار دادند. پس از مدتی گزارش ثبتی از موقعیت کاخ ناصری تهیه و تنظیم شد و نام این بنا در فهرست اثرها ملی ایران قرار گرفت. حرمسرا نیز با گذشت فرصت در ذیل خاک مدفون شد و در دهه 80 خورشیدی پایه های آن از خاک بیرون کشیدند. کم کم آحاد بقعهسرا از خاک بیرون آورده شد و قسمتی از دیوارهای تخریب شده به دور آن مورد تجدید بنا قرار گرفت. ساختمان اصلی هم دست نخورده باقی ماند و قرار شد به بخش خصوصی ودیعت شود و با تحقیق سازمان به عنوان یک تیم گردشگری به فعالیت ادامه دهد. دسترسی به کاخ شهرستانک کاخ شهرستانک یه خرده آن طرف تر از روستا و در کنار رودخانه قرار دارد. برای رسیدن به این کاخ از روستا خارج شوید و منش تان را به سمت کوچه باغ ها تغییر و تحول دهید. به تابلوی هشداری بر می خورید که غیرمحلی ها را از ورود با اتومبیل باز می دارد؛ اما می توانید با پای پیاده وارد آن شوید. این راه را در پیش بگیرید تا به انتهای کوچه باغ های خاکی برسید. تابلوهای راهنما در طول مسیر میتوانند از گم شدن شما جلوگیری کنند.
بعد از گذر از یک جاده کوهستانی و همسفر شدن با جریان آب رودخانه سیروان، در حالی که هنوز دیدهمان از تماشای زیباییها سیر نشده به روستایی پک پذیرایی ترحیم مشهد میرسیم که هَجیج اسم دارد. این روستا با مردمی مهماننواز و فضایی سرشار از آرامش، تیتر پاکیزهترین روستای حوزه اورامان را نیز به خویش تخصیص داده هست. کوهستان از شمال و غرب و جنوب این روستا را اشراف نموده است و روستای سیروان در شرق آن قراردارد. گفته می گردد وجود آب فراوان در دو چشمه در ارتفاعات شمالی و غربی روستا، ادله صورتگیری آن بوده میباشد و عمر روستا به 1200 سال میرسد. در کنار این عمر بالا، عواملی زیرا منزلت مذهبی خاص، طبیعت خوشگل، بافت و معماری خاص اهمیت این روستا را دو چندان مینمایند.اول چیزی که در هجیج جلب اعتنا مینماید بافت پلهپله و ساختار خاص آن می باشد. در اینجا منزلهایی را میبینید که فارغ از استعمال از خشت رو به سوی دره و رودخانه سیروان تشکیلشده و و بر دوش یکدیگر سوار گردیدهاند. منزلها پنجرههایی به رنگ آبی رنگ آسمانی دارا هستند که رو به قبله گشوده می گردند و زلالی آب سیروان را به تصویر میکشد. مقبره امامزاده سید عبیدا...، آرامگاه یکیاز فرزندان امام موسی کاظم میباشد. این امامزاده از احترام خاصی دربین مردمان حوزه شامل است و به اسم کوسه هجیج از آن خیال و خاطر میشود. داستان جالبی در مورد این امامزاده بر رمز لهجههاست که بازگو کردنش خالی از لطف وجود ندارد. میگویند 500 سال پیش سایه خشکسالی بر این روستا به زمین خورد. عموم روستا به سراغ مردی منتسب به امام موسی کاظم (ع) رفتند و از او خواستند برای نزول باران دعا نماید. با دعای او چشمهای لبریز آب از شکافی در زمین ریخت. از آن پس او احترام ویژهای نزد عموم داشت تا اینکه حتی بعد از مرگش بقاعای برای وی ساختند. مسجد مرکزی یا این که مسجد جامع هجیج یکی از بناهای چشمگیر روستاست که معماری خاصی دارد و با ردیفهای چوبی و تزئینات زیبای کندهکاری و در و پنجرههای زیبا مزین گردیده است. سازندگان این سازه نجارانی میباشند که خویش را از نسل هنرمندی که همراه کوسه هجیج به این جای آمده می باشد میدانند. این هنرمندان خویش را از یاران آن بزرگوار میدانند و همچنان به ساخت وسایلی برای روستاییان درگیر میباشند. چلهمنزل و عبادتگاه کوسه هجیج بنایی سابق در روستاست که با ردیفهای چوبی و نمدهای زیبایش نگاهها را به سوی خویش جلب مینماید. این سازه که محلی برای اعتکاف و چلهنشینی به حساب میآید از سنگ تشکیل شده و داخل آن با گل پوشانده شده است. خانقاه دراویش قادریه (یکی از طریقتهای درویشان) نیز در هجیج جایدارد. دراویش قادریه دراین جا به برگزاری مراسم بیان و سماع می پردازند که یک کدام از مهمترین مراسمی است که در روستا برگزار می شود. دراویش در روزهایی خاص در مراسمی که با دف و هوره برگزار مینمایند به عنوان کردن و سماع می پردازند. آن ها با موقعیت شیون و استغاثه به خلسه فرو میروند و در همین فعلا از مرید و مرشد خویش کمک میطلبند. نواها و رقصهای عرفانی بخشی از این مراسم خاص را تشکیل میدهند.
برای اقامت می توانید روی اقامتگاههای بومگردی روستا اکانت گشوده نمایید. تجهیزات پک پذیرایی ترحیم مشهد قلعه بالا نسبتا عالی میباشد البته ترجیحا اسباب ضروری خویش را قبل از هجرت تنظیم نمائید و همپا خویش ببرید. فصل مسافرت به روستای قلعه بالا شایسته ترین مجال برای هجرت به روستای زیبای قلعه بالا فصلهای اوایل فصل بهار، فصل پاییز و اواخر فصل زمستان میباشد. فصل بهار و فصل تابستان: اوایل فصل بهار و قبل از شروع گرما فرصت قابل قبولی برای مسافرت بدین حوزه میباشد؛ به جهت اقلیم کویری و گرم بودن هوا در فصلتابستان مسافرت دراین فصل چندان سفارش نمی شود. فصلپاییز و فصل زمستان: فصلپاییز آبوهوای قابل قبولی برای دیدن این روستا میباشد، درحالتی که شانس یارتان باشد می توانید چشم انداز فلفلهای پهنگردیده روی صخرهها را مشاهده کنید. این حیطه فصلزمستانهای سرد و بی آبی داراست و عالی میباشد مسافرت خویش را به فصول دیگری موکول نمایید یا این که در اواخر فصلزمستان بدین روستا هجرت فرمایید.مردمان این روستا به قالیبافی، تنهبافی، سوزندوزی و رشد کرم ابریشم، ساخت و ساز تولیدات کشاورزی و دامپروری اشتغال داراهستند. محصولاتی همانند گندم، جو، فلفل، شلغم، انار، گردو، زردآلو، انجیر زردرنگ و انگور از محصول ها این روستا میباشد. تخمه آفتاب گردان، زیره سبز، فلفل و کنجد از سوغات دارای شهرت این روستا به شمار میروند که از چگونگی بالایی نیز برخوردارند. دسترسی: در استان سمنان، از شهرستان شاهرود که به سمت مشهد بروید، در سهراهی بیارجمند می بایست به سمت جنوب بپیچید. ۲۰ کیلومتر که از جاده بیارجمند بگذرید به روستای قشنگ و پله پله قلعه بالا میرسید که با حصار کوههای بلند و گلشنهای آکندهاز درختان میوه پذیرای شماست.
دهستان قدیمی لاویج ناحیه تاریخی ناشناختهایست که از پیشینهای بدور سرزمینی پک پذیرایی ترحیم مشهد آباد و مسکونی بوده میباشد و جای قابل قبولی برای فرمانروایان، والیان و حاکمان به شمار میرفت. این آبادی با تلفیقی از اسطوره و حقیقت داستانهای اساطیری غیر قابل درک و رازگونهای را در دل خویش پنهان دارااست. عمر غیر مکتوب لاویج را زمانه ساسانیان و ماقبل آن میدانستند البته در این باره اختلاف لحاظ وجود داشت؛ بقایای خرابهها، گورها، شی ها و اثر ها مکشوف نشاندهنده عمر وقت گیر این روستاست. در تپههای مشرف به روستای کیاکلا در محلهای بهاسم "سرخمن" و در تپههای مشرف به آبادی لاویج بهاسم "حصیلمه یا این که هسیلمه" گورهای گبری فراوانی وجود دارااست. آتشکده، سکههای وابسته به روزگار ساسانی، زیورآلات زرین و سیمین مشمول گردنحایل، گوشواره، دستبند، قبضههایی از چاقو و... برای مثال اشیای کشف گردیده این حوزه بوده میباشد. همینطور تنگه لاویج محل نبردهای اساسی تاریخی و گذرگاهی برای امیران و حاکمان به شمار میرفت. از تاریخ این آبادی تا عصر اسلامی، اتفاق ها و حادثه ها درباره فتوحات اعراب مسلمان در طبرستان و احداث سلسله علویان طبرستان داده ها مکتوبی نیست؛ قرارگیری منزلها در کنار هم فارغ از وجود حصار و بازدارنده نشاندهندهی پیوندهای خویشاوندی و رابطه ها عاطفی در زمانهای قبل میباشد. این دهستان دارنده افسانههای فراوانیست و احتمال داده میشد که عمر آن به قرن دوم و سوم هجری قمری بازگردد، تا آنکه در فیض پیدا شدن استوانهای در یک چاه که خطوط میخی بر آن نقش بسته بود عمر آن را مرتبط با زمانه هخامنشیان و چیزی حدود دستکم 2300 سال تقریب زدند. این دهستان به صورت مستطیلی نامنظم میباشد که دورتادور آنرا بیشههای سرسبز و کوهها فرا گرفته و روستاهای دارنده سکنه آن عبارتند از: کیاکلا، ملاکلا، ملا محله، خطیب کلا، سادات محله، مدیر کلا، کرچی، بهبنگ، دیزینکلا، لاویج تنگه، آغوز کتی و خورتاب رودبار.قطعا این پرسش به ذهنتان خطور کرده؛ که به هیچ عنوان لاویج به چه معناست؟! دراین مورد نظرها مختلفی مطرح میباشد: بعضی معتقدند وجه تسمیه لاویج از تغییر و تحول در نام مرداویج زیاری (1) گرفته گردیده و این برداشت را با سنگوارههایی وابسته به مرداویج زیاری که در دیواره سنگی لاویج وجود دارااست، توضیح میدهند. تودهای دیگر نیز این واژه و کلمه را ترکیبی از "لا" و "ویج" میدانند که "لا" به معنای در بین و "ویج" به معنای انتهاست؛ و با اعتنا به رده جغرافیایی لاویج آنرا سرزمینی در انتهای رخنه فی مابین کوهها میدانند. دراین فی مابین بعضا دیگر "لاپیچ" را متشکل از دو واژه «لا» به معنای \'فی مابین\' و «پیچ» به معنای \'پیچ , خم\' میدانند و در مجموع آنرا "در میان پیچوتاب" یا این که "سرزمینی در میان پیچوخم " تعبیر مینمایند.
پاره ای آن طرفخیس از شهر مرزنآباد و بر دامنههای البرز مرکزی، روستایی به اسم کندلوس با جلوه متفاوتش خود نمایی مینماید. این روستا 4000 سال عمر داراست و یکیاز ییلاقهای مازندران به حساب می آید. فضای سنگفرش گردیده روستا و طبیعت دیدهنواز آن پک پذیرایی ترحیم مشهد دنیایی متعدد را در اینجا تولید کرده و وجود اولیه موزه روستایی دنیا با اثراتی شگفتانگیز و کم یاب و حتی نادر، بر جذابیتش افزوده میباشد. به هر مکان این روستا که بروید گوشه و کنار عاری از هرگونه آشغال میباشد و هیچ پوششی از آلودگی بر بدن روستا چشم نمی شود. این تصویر قشنگ حکایت از کوشش ساکنان آن برای پاکیزه نگهداشتن محل سکونتشان داراست. این روستا محلههای مختلفی را مثلا درزیکلا، ملاکلا، جورسری، جیرسری، بنیم خصوصی و محرمانهدله دربرمیگیرد و عموم هر محله به آمادگی از مهمانان روستا پذیرایی مینمایند. مسیر روستای کندلوس: چهت نیل بهاین روستا بایستی از جاده چالوس بگذرید که زیباییهایش را کلیه میشناسند. هنگامی از این جاده وارد فرعی منتهی به کندلوس می شوید، گام به جادهای سرسبز و جذاب میگذارید که در هر لحظه با جلوهای نو شمارا غافلگیر مینماید. دراین مسیر از روستاهای مختلفی میگذرید و دیدهاندازهای متفاوتی را می بینید. برای لذت بردن از همگی زیباییها شتاب نکنید تا چیزی را از دست ندهید. موزه عموم شناسی کندلوس: موزه عمومشناسی روستا تحت عنوان اول موزه روستایی عالم شناخته میشود و با کارایی دکتر معالج علی اصغر جهانگیری، طی 6 سال تاسیس گردیدهاست. او به جستجوی فراوان پرداخت تا اشیای تاریخی و فرهنگی اجدادش را در پوسته موزهای عدهآوری و عرضه نماید. دراین موزه کلیه اثرها از هزاره دوم پیش از به دنیا آمدن تا زمان قاجار به اکران نهاده گردیدهاند و با داده ها و شناسنامه بدون نقص در معرض بازدید مردم قرار دارا هستند. تیمهای این موزه عبارتند از: ورقه ها تاریخی، کتاب ها خطی و سندها تذهیب گردیده، ابزار زیستی مانند قفل، قیچی و چپق و نظایر آن، بافتهها و پوشاک، زیورآلات و نگارگریهای سنتی و قهوهمنزلای.موزه گیاهان دارویی: مجتمع کشاورزی کندلوس از سال 1365 دراین روستا جایدارد و بستری را برای کاشت بالغ بر 250 سیرتکامل گیاه ژنتیک پر ارزش در کشور ایران آماده نموده است. گلشن بوتائیک (موزه گیاهان دارویی) از مهم ترین نصیبهای این مجتمع میباشد که برای اولیه توشه در کشور ایران ساخت و ساز گردیده و مساحتی بالغ بر 10 هکتار داراست. معماری خاص روستا: منزلهای کهن با نمای چوبی، سقفهای چوبی، پنجرههای خرد، دیوارهای کاهگلی، کوچههای سنگفرش گردیده و سقفهای شیروانی شرایط خاصی را در روستا ساختوساز کرده و فیس خاصی به آن بخشیدهاند. آرامگاه امامزاده فضل و ادب و فاضل: در بخش شرقی روستا، بنای یک آرامگاه با ساختمان بلند آجری خرد و چهارضلعی و ایوانی چوبین مشهود است که کتیبهای از نشانهها قرآنی در صحن خویش دارااست. این آرامگاه یکیاز اماکن زیارتگاهی روستای کندلوس میباشد که 100 سال عمر داراست و وابسته به امامزاده فضل و ادب و فاضل میباشد.قرار به دست آوردن کندلوس در سلسله جبال البرز و میان درهای موسوم به زانوس، سبب ساز گردیده تا طبیعت دراین روستا و اطرافش خودش را به زیباترین صورت درآورد. لبه رودخانه کندلوس و دره زانوس صاحب خانه اشکال مختلفی از سیرتکاملهای گیاهی و جانوری میباشد و از سایر جاذبههای طبیعی روستا به شمار میرود. مهمترین جذابهای طبیعی این روستا عبارتند از: دیو چشمه: مطرح ترین چشمه آب معدنی سرد ناحیه که در حوالی روستا قراردارد. آبشار کندلوس: آبشاری 10 متری در 5 کیلومتری روستا که بوسیله بیشه محدود گردیدهاست. چهت نیل به آبشار کندلوس حدود 1 ساعت پیادهروی مورد نیاز میباشد.
سی چال اسم قله ای با طول ۳۷۳۰ متر در شمال استان طهران میباشد که در البرز مرکزی جای دارد و در آهار آن را با اسم کوه گاجره میشناسند. این قله درتوان فاصل جاده چالوس و هراز و در جنوب ناحیه دیزین و شمال روستای آهار واقع گردیدهاست و پیست اسکی دیزین نیز پک پذیرایی ترحیم مشهد در دامنه شمالی آن مشاهده می شود. همسایه میگون 30 گودال و گودال در شمال شرقی این کوه ساختوساز کرده اند که در تک تک فصول سال آب در آن گردآوری میگردد تا جهت آبخوری گوسفندان آیتم به کار گیری قرار گیرد و به همین برهان اینگونه نامی را بر آن گذارده اند. این کوه در طی های پیشین نقش مهمی در اقتصاد روستا داشته و علوفه نتایج از دامنه آن یک کدام از مهمترین منابع جانبداری علوفه گوسفندان به شمار می رفته میباشد. وجود گیاهان مطلوب چرای گوسفندان همانند حلوی کماه، ریواس، وایه و ... و چشمه های فراوان سبب ساز گردیده تا حوالی این کوه رده قابل قبولی برای دامداران باشد؛ البته امروزه هجران مسیر و پایین آمدن گوسفندان نسبت به قبلی منجر گردیده اند تا صرفا یک یا این که دو گله از گوسفندان آهار به آنجا بروند و سایر در دامنه های توچال و کوه های دیگر به چرا بپردازند. روی قله هم یک سری ساختمان به چشم میخورد که وابسته به زمان قبل میباشد و قرار بوده تله کابین توچال بدین نقطه متصل گردد. مهمترین بخش های این کوه عبارتند از: شیور چال، عصا چال، صندق چال، سو چال، رگه اندال، پله کامدار، گول بُنِه، تنگه کاظم عهد و پیمان، کافرسو، کشک لون و یرد گاجره. یرد گاجره که حصار آن هنوز هم به چشم میخورد، جایی بوده که در آن خیمه می زدند تا فصل تابستان را در آنجا سپری نمایند. مهمترین چشمه های گاجره نیز عبارتند از: چشمه قزل خونی، چشمه سوچال، چشمه الدوگ، چشمه لرد بالا و چشمه پله کامدارقله بارویک کوهی با طول 2930 متر میباشد که در روبروی روستای آهار جای دارد و از این روستا به نیکی به چشم می خورد. بعضی اوقات بهمن های بزرگی در فصل زمستان از این کوه روان میشود و ماجرا ها و احادیث متعددی در امر آن از سابق ها خواهید شنید؛ برای مثال یک توشه بزرگی بهمن به حدی بوده که گهواره ای را به کوه روبرو (پشت گل چال) برده میباشد. مهمترین نقاط این کوه عبارتند از: تنگه بارویک، گل رونا، تنگه لودره، گوال لکه، مون چال، گوخوسون، چال حسن و جل گاهره. پشت قله این کوه دیواره بسیار بلندی با شیب نسبتاً 90 مرتبه وجود دارااست که بسیار جذاب میباشد و به آن حایل بارویک میگویند؛ ولی به جهت ریزشی بودن، مورد قابل قبولی برای سنگ نوردی به شمار نمی رود.این قله روبروی آهار و به سمت شمال شرقی قرار گرفته و روستاهای میگون و فشم نیز در سمت دیگر آن واقع گردیده اند. این کوه در آهار به پشت گل چال آوازه داراست و طول آن به 2717 متر میرسد. قله آهار طول چندانی ندارد؛ ولی یکی زمانبر ترین کوه های آهار میباشد که از حیطه چوندر شروع گردیده و تا اودره در اطراف ده تنگه ادامه مییابد. مهمترین بخش های این کوه عبارتند از: حیطه چوندر، سرلو فشم، تنگه گچ (معدن گچ)، چال خاس گاهره، سرویشه، گرچک، قاسم دره، پس پشته، گل چال، بندسر، گردنه نام چال (که روش مالرو قدیم آهار به میگون از آن عبور میکرد) و تنگه اودره مهمترین چشمه های این کوه نیز عبارتند از: چشمه اکرم در اودره، چشمه های چوندر، لش قورباغه و چشمه علی خشگه
هر چیزی که با تیتر بازار در ذهن تان انجام یافته را فراموش فرمایید به این دلیلکه در ماسوله شکلی گوناگون از بازار پیش روی شما قرار خواهد گرفت. بازار ماسوله یک راس خرید چند طبقه میباشد؛ ولی صورت و شمایل آن با تصورات شما از یک راس خرید، تفاوت های متعددی پک پذیرایی ترحیم مشهد دارااست. به واسطه بافت پلکانی ماسوله، این بازار در چهار سطح غیروابسته از هم قرار گرفته و هر طبقه آن دارنده خصوصیت های خاصی است. فروشگاه های سطح پایینی این بازار یک طبقه دارا هستند و دکان هایی که در سطوح فراتر قرار گرفته اند، کلیه دو طبقه میباشند. حدود 5 امامزاده در ماسوله وجود داراست که مهمترین آن ها بقاع متبرک امامزاده عون بن علی (ع)، مشهور به امامزاده عون میباشد و جزو 1200 مقبره ای میباشد که اسم شان در فهرست آثار تاریخی جمهوری اسلامی ایران قراردارد. این امامزاده از بناهای تاریخی در راءس ماسوله بهحساب میآید که پیشینهای وابسته به قرن دوم یا این که سوم هجری قمری داراست و پیکر مطهر فرزند محمد حنفیه، پسر امام علی (ع) را در خویش مکان داده است. بر دیوار غربی سازه، دری بسیار سابق از جنس چوب آبنوس مشاهده می شود که به در چله منزل آوازه داراست و كنده كاریهایی فوق العاده دقیق به آن زینت داده اند. سازه بر روایاتی، این در با 20 پله به سردابی طریق پیدا می نماید که تا پایین کوه کشیده گردیدهاست. ردیف قطوری در ورودی سازه وجود داراست که كتیبهای بر روی آن حک گردیده و زمان تعمیرات اساسی حرم در حین فتحعلی پاد شاه را آرم میدهد. تا تعدادی سال پیش موزه عموم شناسی ماسوله از آوازه بسیاری بهره مند بود ولی بساطش از این شهر برچیده شد و موزه های دیگری روی کار آمدند. امروزه موزه های فعال در ماسوله عبارتند از: موزه علی بن عون: این موزه زیر دسته امامزاده دارای شهرت شهر جایدارد و به وسیله اداره ارثیه فرهنگی و اداره وقف به طور مشترک اداره میشود. درین موزه میتوانید اثر ها مرتبط با زمان تیموری و صفوی را مشاهده کنید و از بارگاه و ردیف سابق، کتاب ها و سنگ مزارهای تاریخی و اثرها نفیس دیگر را مشاهده کنید. جای : اهالی امامزاده زمان بازدید: کلیه روزه به جز ایام عزاداری ساعات بازدید: 10:00 تا 13:00 و 16:00 الی 19:00 بهای بلیت: مجانی موزه میراث فرهنگی: این موزه در منزل تاریخی درزی برپا گردیده و مجموعه ای از اثرها زمان قاجار در آن به اکران درآمده میباشد. منزل درزی مرتبط با بعدازظهر پهلوی میباشد و نامش در فهرست اثرها ملی جمهوری اسلامی ایران قراردارد. جای : محله کشه راز مجال بازدید: کلیه روزه به جز ایام عزاداری ساعات بازدید: 10:00 تا 13:00 و 16:00 الی 19:00 بهای بلیت: 1000 تومان موزه حیات وحش: درین موزه میتوانید گروه ای از حیوان ها تاکسیدرمی را در درون اتاقکی گلی و نصفه بدوننور مشاهده کنید و انواع حیوان ها خزنده، درنده و پرنده کوهها و بیشه های ماسوله را از دید بگذرانید. خرس قهوهای ۸۰۰ کیلویی، گورکن، راسو، کفتار، خرگوش، گربه وحشی، شاهین، عقاب، پلیکان، قو، طاووس، کبک، قرقاول و… از حیوان ها تاکسیدرمی این موزه میباشند. جای : بازار ماسوله فرصت بازدید: تمامی روزه به جز روز ها عزاداری ساعات بازدید: 10:00 تا 13:00 و 16:00 الی 19:00 بهای بلیت: 1000 تومان
آبوهوای هیرکانی در بخشها نادرطول حاشیه دریا دریای مدیترانه وجود دارااست و مجموع استان گیلان نیز دراین ناحیه مرطوب و سبز قرار گرفته میباشد. جریانات باد بر فراز دریا مرطوب گردیده و به جهت عکس العمل با البرز بدون چاره به بالا رفتن می شوند و بر جلگه و کوهپایه شمالغربی فن کوه میبارند. بارندگی میانگین هر ساله میان ۱۲۰۰ تا ۱۸۰۰ میلیمتر در حین خط پک پذیرایی ترحیم مشهد ساحلی متغیر است و در کناره جنوبغربی جلگه کاهش مییابد و در بخش پستخیس کوهها مقادیر خیلی زیاد تا ۱۵۰۰–۱۸۰۰ میلیمتر ارتقا پیدا مینماید. در زمان دره سفیدرود،با وزش باد شدید شمالی منجیل، حوزهای شبهکم آب مدیترانهای مانند رودبار و منجیل را شاهد هستیم. فصل بهار: در اوایل فصل بهار هوا هنوز نشانههایی از سرمای فصل زمستان وجود دارد و عرش میبارد. از اواخر اردیبهشت ماه از ترازو بارندگیها کاسته شده و رطوبت هوا ارتقا مییابد. تابستان: رطوبت هوا در میزان حداکثری خویش قرار میگیرد و آبوهوای شرجی بر حوزه چیره میشود. فصلپاییز: در فصل پاییز معیار بارندگی به نقط ی اوج خویش میرسد. فصل زمستان: بارشها در زمستان بهشکل برف ادامه می یابد و کاهش شدید دما صورت میدهد. شایسته ترین مجال مهاجرت به گیلان بهار و اوایل پاییز میباشد.قبل از ولادت اقوامی به اسم های کاسپی ها و کادوسیها و آماردها در کنار دریای کاسپین سکونت داشتند. احتمال می رود که گیلها یا این که به عبارتی گیله مردان جنگجو در قرن اولیه یا این که دوم پیش از به دنیا آمدن، وارد ایران شدند و در کنار دیلمیان در ساحل جنوبی دریای مدیترانه و غرب سپید رود مدرن سکنی گزیدند. میان آنها گویشی رایج بود که دیگر فارسی زبانان متوجه سخنهای آنها نمیشدند. تا قرن هفتم میلادی، گیلان مدرن مانند بقیه بخش ها کشورایران در حوزه نفوذ هخامنشیان، سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان قرار داشت البته با فرمانروایان محلی اداره میشد. با فتح جمهوری اسلامی ایران به دست اعراب سلسلههای محلی متعددی در گیلان پدید آمد. گيلان از قبل به دور تا تعدادی قرن پيش شامل دو نصیب بود: بيه پس: بخش غربى گیلان و سمت راست سفيد رود بيه پيش: نصیب شرقى گیلان و سمت راست سفيد رود بيه به معناى رود يا کنار دریا به شغل میرود بدین ترتیب بيه پس سرزمينى میباشد كه عقب سفيد رود قرار داشت و بيه پيش به سرزمينى كه جلو سفيد رود قرار داشت. در جریان هجوم اعراب دیلمیان بومی حوزه مقاومت شدیدی به خرج دادند و تسلیم نشدند. اولین مسلمانانی که توانستند بدین حوزه وارد شوند، علویان بودند که در قرن دوم هجری و در جریان مخالفت با خلفای عباسی گام به حوزه گذاشتند. دیلمیان با ورود علویان استارت به تایید اسلام کردند ولی همچنان از حیث سیاسی شبه غیروابسته و جداگانه ماندند. سلسلههای گوناگون از جمله زیاریان، بوئیان و بعد ها سلجوقیان کارایی بخش اعظمی برای سلطه بر گیلان کردند ولی هیچ زمان نتوانستند. گیلان صرفا حیطهای بود که توانست در قبال مغول تاب بیاورد و هیچوقت به اشغال آنها درنیامد. صفویه در اواخر سده ۱۵ و اوایل سده ۱۶ میلادی، اداره ی گیلان را اعضای دو خویشاوندان محلی بر ذمه داشتند تا اینکه نزدیک به سال ۱۳۶۷ میلادی یک رهبر علوی به اسم علی کیا بن امیرکیای ملطی، در دست گرفتن حوزه ی بیه پیش به مرکزیت لاهیجان را به دست گرفت، او و همراهانش تا اوایل صفوی در لاهیجان مستقر شدند و بر آن سلطه داشتند. فامیل سنی شفیعی اسحاقوندی از نصفه دوم قرن سیزدهم در منطقه بیه پس به مرکزیت فومن در آن زمان، به اقتدار رسید. این قدرت آغاز از فومن شروع شد ولی کم کم غرب گیلان را به تصرف خود در آورد. هر دو قوم و قبیله سنی و شیعه بوسیله پادشاه عباس صفوی از فی مابین رفتند و گیلان به مانند ملک فردی پاد شاه در حیث دریافت شد. همینطور حاکم منصوب از سوی دولت مرکزی اداره کارها را به دست گرفت. قرن هیجدهم با انقراض صفویان در سال 1722 میلادی مرزهای شمالی کشور ایران نسبت به هجوم بیگانگان زخمپذیر گشت. کم پاد شاه افشار، کریم خان زند و آغا محمد خان قاجار سه رهبر کارکشته ایلی بودند که در این آشوبها ظهور پیدا کردند. درین زمان یک سری فرماندار مجموع هم بوسیله نادرشاه، کریم خان و آغا محمد خان برای گیلان در لحاظ گرفته شدند البته زیاد دوام نیاوردند. بعداز قتل نادرشاه، آقا جمال فومنی همراه با آقا صافی، حکومت مرکزی را در گیلان ناکامی دادند و از روش رشت بر کل گیلان احاطه یافتند. با کشته شدن آقا جمال در ۱۷۵۳ آقا هادی با امداد میرزا ذکی حاکم گسکر برای ۴ ماه بر گیلان فرمانروایی کرد و درنهایت توسط سران قاجار اعدام شوید.
تعداد صفحات : 50

قیمت پک پذیرایی ترحیم مشهد؛ عوامل مؤثر بر هزینه و راهنمای انتخاب پک اقتصادی