loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 55
چهارشنبه 12 شهريور 1404 زمان : 0:02


نبو
امام هادی(ع)، ۳۳ سال (۲۲۰ق-۲۵۴ق)، امامت را برعهده داشت[۵۰] در‌این زمان، یک‌سری خلیفه عباسی بر راز فعالیت آمدند. استارت امامت وی با خلافت معتصم و نقطه پایان آن با خلافت مُعْتَز هم زمان بوده میباشد.[۵۱] ولی ابن‌شهرآشوب، نقطه پایان قدمت امام هادی(ع) را در حین خلافت مُعتَمد عباسی دانسته پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد.[۵۲]

امام دهم شیعه ها، هفت سال از امامت خویش را در زمان خلافت معتصم عباسی گذراند.[۵۳] به گفته جاسم حسین مولف کتاب تاریخ سیاسی غایب بودن امام دوازدهم(عج)، معتصم در طی امام هادی در مقایسه با روزگار امام جواد، سختگیری کمتری به شیعه‌ها جایز می‌داشت و مدارای بیشتری با علویان داشت و این تغییر تحول راه وی، ناشی از بهبود اوضاع و احوال اقتصادی و کاهش یافتن قیام‌های علویان بوده میباشد.[۵۴] همینطور حدود پنج سال از زمان امامت امام دهم، با خلافت واثق، چهارده سال با خلافت متوکل، شش ماه با خلافت مستنصر، دو سال و خیر ماه با خلافت مستعین و بیش تر از هشت سال با خلافت مُعْتَز هم زمان بوده میباشد.[۵۵]

احضار به سامرا
متوکل عباسی در سال ۲۳۳ق امام هادی(ع) را وادار کرد از مدینه به سامرا برود.[۵۶] روحانی اثر گذار این مبادرت متوکل را مرتبط با سال ۲۴۳ق گزارش نموده است؛[۵۷] ولی از نگاه پیامبر جعفریان، محقق تاریخ اسلام، این تاریخ درست وجود ندارد.[۵۸] نقل شده استدلال این فعالیت متوکل، بدگویی عبدالله بن محمد کارگزار حکومت عباسی در مدینه[۵۹] و بریحه عباسی، امام جماعت منصوب خلیفه در مکه و مدینه، علیه امام هادی(ع)[۶۰] و همینطور گزارش‌هایی از تمایل عموم به امام دهم شیعه‌ها بوده میباشد.[۶۱]

به نقل از مسعودی، بریحه، در طومار‌ای به متوکل، به او اظهار کرد: «در حالتی‌که مکه و مدینه را میخواهی، علی بن محمد را از آنجا خارج کن؛ چون وی به سوی خویش دعوت می‌نماید و شمار متعددی را به دور خویش توده نموده است.»[۶۲] بر همین اصل، یحیی بن هَرثَمه از سوی متوکل، مأمور جابجایی امام هادی(ع) به سامرا شد.[۶۳] امام هادی(ع) در طومار‌ای به متوکل، بدگویی‌ها علیه خود را رد کرد؛[۶۴] البته متوکل در جواب، با احترام از وی خواست به سوی سامرا تکان نماید.[۶۵] متن طومار متوکل، در اثرها روضه خوان موءثر و کلینی نقل گردیده‌است.[۶۶]

بازدید : 18
دوشنبه 10 شهريور 1404 زمان : 16:13


آل ابی‌اراکه از خویشاوندان‌های شیعی و منسوب به ابواراکه، (خوش‌یمن ‎بن ‎سنجار یمنی بَجلی کوفی) از یاران امام علی(ع) میباشد که از یمن به کوفه مهاجرت کرد. گردآوری‎ ای اورا به نظر شخصیت و قربت به امام، همچون اشخاصی زیرا اصبغ بن نباته، صاحب و مالک اشتر، کمیل بن زیاد، زید بن صوحان و صعصعه بن صوحان دانسته‎ اند. برخی احادیث نیز به دوستی مجاورت وی با رشید هجری اشاره پک پذیرایی ترحیم مشهد داراست.

بزرگان این فامیل از محدثان و گزینه اعتقادوباور و رجال پر رنگ شیعه به شمار می‎ مراحل. آنها از امام باقر(ع)، امام راست گو(ع) و بنابر برخی احادیث از امام کاظم(ع)، حدیث نقل می‌‎نمایند. علمای رجال عموماً، این اشخاص را به استناد اخباری که از سوی امامان معصوم(ع) رسیده میباشد، موثق و پارسا میدانند و آن‌ها‌را ستوده‌اند. محدثان شیعی، روایاتی از بشیر، شجره، علی‎ و حسن نقل کرده‌اند.

بشیر (یا این که بِشْر) بن‎ خوش یمن وابشی نَبّال کوفی هَمْدانی شیبانی، شجره بن خجسته، اسحاق بن شجره، علی بن شجره و حسن بن شجره از شخصیت‌های مشهور این خاندانند.

منابع
ابن‌‎ابی حاتم رازی، محمد بن ‎ادریس، الجرح والتعدیل. بیروت: داراحیاءالتراث ‎العربی، ۱۹۵۲م، ج۲، ص۳۶۶.
بحرالعلوم، مهدی. رجال. طهران: مکتبه‎‌الصادق. ۱۳۶۳ش. ج۱، ص۲۶۴-۲۶۸.
حلّی، علی‎ بن ‎داود. کتاب‎‌الرجال به همت جلال‎‌الدین محدّث ارموی. طهران: دانش کده طهران. ۱۳۴۲ش. ص ۷۱، ۱۰۸، ۱۸۴، ۲۳۶-۲۳۷.
خویی، ابوالقاسم. معجم رجال‎ الحدیث. بیروت. ۱۴۰۳ق. ج۳، ص۳۹، ۳۲۲، ۳۲۳؛ ج۴، ص۳۵۷؛ ج۹، ص۱۳-۱۴؛ ج۱۲، ص۶۰-۶۱، ج۱۹، ص۱۱۳.
طوسی، محمد بن‎ حسن. الفهرست به کارایی محمود رامیار. مشهد: دانش گاه مشهد، ۱۳۵۱ش، ص۲۲۳.
غروی حایری، محمدعلی. جامع ‎الرواه بیروت: داراأضواء. ۱۴۰۳ق. ج ۱، ص۱۲۳، ۲۰۳، ۵۸۶.

بازدید : 32
يکشنبه 9 شهريور 1404 زمان : 16:15


رابطه با ائمه(ع)
امام رضا(ع)
رابطه ادب با امام رضا(ص) دربین پژوهشگران، آیتم اختلاف واقع گردیده است. بعضی همانند محمدباقر بهبودی، در کتاب «معرفت الحدیث و تاریخ نشره و تدوینه و ثقافته عندالشیعة الامامیه» که در سال ۱۳۶۲ بوسیله راس انتشارات علمی و فرهنگی به چاپ رسیده میباشد؛ بر این اطمینان میباشد که فضل و ادب به شاذان با امام رضا(ع) دیدار نداشته میباشد. در فیض احادیثی که صدوق از وی در کتاب‌هایش به طور بدون واسطه از امام رضا(ع) آورده میباشد؛[۱۰] غیر قابل استناد میباشد. در مقابل بعضی از دانشمندان، همانند مهدی بیات‌ مختاری، در کتاب‌های «دیدار فضل و ادب‌بن شاذان با امام رضا (ع): نقدی بر معرفة الحدیث» و کتاب «خورشید شرق در سده سوم ادب بن شاذان نیشابوری» معتقد به دیدار فضل و ادب بن شاذان با امام رضا(ع) و اعتبار بخشیدن به روایات وی پک پذیرایی ترحیم مشهد است.

امام هادی(ع) و امام جواد(ع)
طوسی، ابن شاذان را در شمار اصحاب امام هادی(ع) آورده میباشد.[۱۱] با اعتنا به حضور ابن شاذان در عراق در ربع اولیه قرن ۳ق، احتمال قصه بدون واسطه وی از امام جواد(ص) و امام هادی(ص) وجود دارااست.

امام حسن عسکری(ع)
ابن شاذان، در طی امام حسن عسکری(ع) از معتبرترین عالمان امامی خراسان به‌شمار می رفت. کشی از رابطه دورادور وی با آن حضرت خبر داده میباشد.[۱۲] در خصوص ارتباط وی با امام حسن عسکری(ع) احادیث بر دو مجموعه میباشد؛ در یک‌تیم سخنانی از آن‌حضرت در عتاب و نکوهش او وارداتی[۱۳] و در بعضا تَرَحُّم امام(ع) نسبت به او و مدح وی چشم می‌گردد.[۱۴]

مقام علمی
صحبت
روضه خوان طوسی از او به‌تیتر متکلمی جلیل‌القدر خاطر نموده است.[۱۵]

فقه
ابن شاذان به‌تیتر عالم نیز شناخته میشد.[۱۶] متفحص حلی اورا در زمره فقیهان مرتبه نخستین امامیه شمرده میباشد؛[۱۷] البته داده ها ما‌نده از فقه وی اندک میباشد. بخشی از فقه ابن شاذان که مخالفت بارزی با ایده هاِ پر اسم و رسم امامیه ندارد، در کتاب العلل وی قابل دسترسی میباشد.[مستلزم منبع] اما این کتاب فقط مباحث مرتبط با عبادات را مشتمل بر میشود.[مستلزم منبع]

چنان‌که از تلویح ابن بابویه[۱۸] و تصریح سید مرتضی[۱۹] برمی‌آید، ابن شاذان به حجیت قیاس مُستَنبَطُ العلّه قائل بوده میباشد.[۲۰] عکس العمل انگیزه‌گرایانه وی با احکام فقهی در سراسر العلل نیز مؤید این فرمان میباشد.

حدیث
ابن شاذان در سلسله ورقه ها بخش اعظمی از روایات امامیه قرار گرفته میباشد؛ نجاشی به توثیق وی تصریح نموده است.[۲۱] کشّی در موضع‌ها اکثری به نظرها و جرح و تعدیل‌های وی درباره محدّثان استناد جسته میباشد.[۲۲]

عقاید
برپایه داده ها اندکی که در مشت میباشد، محور تعالیم کلامی ابن شاذان، بعداز شهادتین، اقرار به حجت معبود و اقرار به ماجاء اینجانب عندالله میباشد.[۲۳] وی به محور رجعت قائل بود[۲۴] و در مسأله‌ای زیرا وصلت قدمت با ام کلثوم دختر امام علی(ع) معتقد بود که آن ام‌کلثوم دیگری بوده میباشد.[۲۵]

بازدید : 21
جمعه 7 شهريور 1404 زمان : 14:40


ادامه اشغالگری بعد از ۱۹۴۸م
برای داده ها بیشتر، اینها را هم ملاحظه کنید: فهرست مبارزه‌های اسرائیل علیه مسلمان ها و فهرست کشتارهای اسرائیل
اسرائیل بعد از روز نکبت و نزاع ۱۹۴۸م به اشغال بیشتر فلسطین خاطر نشان کرد. به گفته نُوآم چامْسْکی، عقیده‌پرداز و منتقد اجتماعی آمریکایی، اسرائیل بعد از حریق‌بس ۱۹۴۹م، بارها به غیرنظامیان عربِ فلسطین حمله کرده و آنها را از مرز و بوم‌شان خارج راند.[۱۰۴] اسرائیل به مراد خارج راندن فلسطینی‌های عرب از روستاها و اشغال بخش ها بیشتر، به کشتارها و قتل‌عام‌های زیادی مثلا قتل‌عام هم محلی روستای دیریاسین، قبیه و ناصرالدین دست زده پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد.[۱۰۵]


مراحل اشغال فلسطین بوسیله اسرائیل از ۱۹۱۷م تا ۲۰۲۰م
در نبرد ۱۹۵۶م/۱۳۳۵ش اسرائیل با مصر، نوار غزه، صحرای سینا و شبکه سوئز اشغال شد؛ هرچند نوار غزه و صحرای سینا در مارس ۱۹۵۷م به مصر رجوع.[۱۰۶] در ۱۹۶۷م/۱۳۴۶ش، به‌دنبالِ مبارزه شش روزه اسرائیل با چهار مرز و بوم عربی مصر، سوریه، اردن و عراق که باعث به باخت اعراب شد، بخش ها مختلفی زیرا قسمت شرقی بیت‌المقدس، نوار غزه، صحرای سینا، کنار دریا غربی رود اردن، شهر قًنَیْطَره و بلندی‌های جَوْلان در سوریه به اشغال رژیم صهیونیستی درآمد.[۱۰۷] گزارش گردیده اسرائیل بعداز سال ۱۹۶۷م، ۵۵٪ از زمین‌های کرانه باختری و ۴۴٪ از نوار غزه را به تصرف خویش درآورد[۱۰۸] و بخشها اشغالی اسرائیل به سه موازی ارتقا یافت.[۱۰۹]

اسرائیل در اوت ۲۰۰۵م،‌ از نوار غزه عقب‌نشینی کرد و آن را به فلسطینی‌ها بازگرداند.[۱۱۰]


نقشه فلسطین و بخش ها اشغالی بعد از پیکار شش روزه ۱۹۶۷م. رنگ سبز: بخشها اشغال گردیده بعد از نبرد.
سود عهدوپیمان اُسْلو در ۱۹۹۳م/۱۳۷۲ش نیز یهودی‌سازی بیت‌المقدس،‌ مصادره بیشتر مملکت‌های فلسطینی و پیشرفت شهرک‌های اسرائیلی دانسته شد‌ه‌است.[۱۱۱]

براساس گزارش‌ها، تا سال ۲۰۲۳م/۱۴۰۲ش، کمتر از ۱۵ درصد از میهن فلسطین در چنگ فلسطینی‌های باقیمانده و بقیه بخشها به اشغال رژیم صهیونیستی درآمده میباشد.[۱۱۲] بخشهاِ در مشت فلسطینی‌ها دربرگیرنده نوار غزه و نصیب‌های متفرق‌ای از ناحیه کرانه باختری میباشد.[۱۱۳] ازاین‌رو، خواسته از آنچه امروزه در مجامع دربین‌المللی به اسم فلسطین حافظه می شود،‌ کرانه باختری و نوار غزه دانسته‌اند.[۱۱۴]

بازدید : 15
چهارشنبه 5 شهريور 1404 زمان : 22:57


زمان رسول اسلام
در بعدازظهر ظهور اسلام، ابوسفیان پررنگ‌ترین شخصیت بنی‌امیه و یکی‌از چهار تنی به شمار می رفت که گفته‌اند قبل از اسلام حکمشان نافذ بود.[۲۷] وی بیشتر به عمل بیزنس می‌پرداخت[۲۸] و اگرچه از معارضان نبی اسلام بود و در بعضی کار‌ها علیه اسلام و مسلمانها کمپانی جست،[۲۹] البته در مقایسه با دیگر سران قریش، عداوت کمتری آرم می‌اعطا کرد.[۳۰] یکی‌از دلایل احتمالی تفاوت ذکر شده، اشتغال او به بیزنس و رابطه با عالم فضا و در سود، دلبستگی کمتر به عقاید مشرکان حجاز دانسته گردیده‌است؛[۳۱] چنانکه از همین رو او‌را از زنادقه قریش پک پذیرایی ترحیم مشهد خوانده‌اند.[۳۲]

بعداز سفر رسول به مدینه، ابوسفیان مجدد به بیزنس پرداخت و با کاروان بزرگی به شام رفت. وی گرچه مایل به تضارب با مسلمان‌ها عدم وجود، با وقوع نبرد بدر که اکثری از مشرکان و حنظله فرزندش در آن کشته شدند و پسر دیگرش، عمرو، به اسارت درآمد[۳۳] در رأس مشرکان قرار گرفت و در بسیج مکیان برای مبارزه احد نقش اساسی را ایفاء کرد؛ چنانکه برخی از دانشمندان گفته‌اند که پیکار بدر به رقابت یا این که دشمنی بنی‌امیه با بنی‌هاشم، صورت‌ای خونین بخشید[۳۴] و خاطره تلخ و گزنده آن تا سال‌های بدور حتی‌در تفکر نسل‌های آتی باقی ماند و در پاره‌ای حادثه ها سده نخستین هجری نقش داشت.[۳۵] بعد از فتح مکه تنی چند از سران بنی‌امیه مسلمان شدند[۳۶] و حتی از امتیازهایی نیز بهره مند شدند، اما به حیث بعضا آن ها اسلام را از روزنه رقابت‌های بستگان‌ای و در جهت حصول امتیازهای عظیم دنیوی و اقتدار سیاسی مینگریستند.[۳۷]

زمان خلافت ابوبکر
در سقیفه نقشی از بنی‌امیه چشم نمی شود و حتی ابوسفیان از انتخاب ابوبکر به خلافت، بدان سبب ساز که از تیره مشهوری از قریش عدم وجود، آشکارا عیب گیری کرد.[۳۸] ولی این اختلاف‌ها بدون شوخی عدم وجود.[۳۹] خویشان ابوسفیان در مبارزه‌های فرصت ابوبکر و قدمت فعالانه کمپانی جستند و یزید و معاویه، فرزندان ابوسفیان، در فتح برخی بخشها شام امیر سپاه بودند و بعد ها در پیمان قدمت به امارت نقاط ذکر شده دست یافتند.[۴۰]

بازدید : 26
سه شنبه 4 شهريور 1404 زمان : 22:49


ارتباط با ممالک مصر
والا‌ترین معاند ایلخانان در کشور ایران در‌این بعدازظهر مملوکان مصر بودند. اولجایتو در اوایل فرمانروایی کوشید تا رابطه ها صمیمانه با آن ها برقرار نماید [۲۸] و طی طومار‌ای که در تاریخ وصاف [۲۹] آمده، به وعد و وعید پیش آمد. این عمل سبب ساز شد نوقتا، خان اردوی زرین در تحریک شاه مصر به یورش به قلمرو ایلخانان توفیقی پک پذیرایی ترحیم مشهد یابد.

فقط لشکرکشی اولجایتو به قلمرو مملوکان، در ۷۱۲ق /۱۳۱۲م رویداد. در امسال ملک الناصر محمدبن قلاوون به قتل معارضان خویش دست گشود و قراسنقر قاضی دمشق، جمال الدین افرم، والی حلب و بعضا دیگر از امرای شام به اولجایتو حفاظت بردند و او‌را به لشکرکشی به شام واداشتند. به داستان منابع اهل ایران اولجایتو به رحبه لشکر کشید و قلعة آنجا را گشود و به بغداد رجوع و برگشت [۳۰]، ولی به ماجرا ابوالفدا [۳۱] - که خویش در آن مجال والی حماه بود - اولجایتو به باعث پایداری مدافعان و نیز قحطی، عمل محاصره قلعه را بعد از یک ماه رها کرد.[۳۲].

ارتباط با مسیحیان اروپا
ایلخانان کشور‌ایران، از به عبارتی استارت فرمانروایی برای رویارویی با ممالیک مصر می‌کوشیدند تا با پادشاهان مسیحی اروپا متحد شوند. اولجایتو نیز همین روش پدرش ارغون و برادرش غازان را پی گرفت.

او ابتدا حکومت، دو سفیر نزد پاپ کلمان پنجم، فیلیپ لوبل، سلطان فرانسه و ادوارد دوم، فرمانروا انگلستان ارسال کرد. ایلخان در طومار‌ای به فیلیپ لوبل، سلطان فرانسه از وی خواست که بر ضد معاند مشترک، یعنی ممالیک مصر متحد شوند.از جواب فیلیپ لوبل بدین طومار، دانایی در مشت وجود ندارد [۳۳]. ادوارد دوم، فرمانروا انگلستان نیز در سال ۷۰۷ق /۱۳۰۷م دو طومار به ایلخان نوشت. پاپ کلمان پنجم نیز در طومار‌ای که در ۶ رمضان ۷۰۷ق /۱ مارس ۱۳۰۸م به اولجایتو نوشت، از او خواست هنگام ورود جنگجویان مسیحی به ارمنستان، اسب و آذوقه در چنگ آن ها گذارد و خویش با صد هزار سوار آنها‌را در تسخیر ارض مقدس کمک رساند[۳۴]. از این طومار‌ها پیداست که اروپای مسیحی تصور صحت از احوال شرق، به ویژه ایلخانان جمهوری اسلامی ایران و گرایشهای شرعی آنان نداشتند؛ چه، بیان کننده گمان می‌کردند که اولجایتو مسیحی میباشد و در رواج آیین مسیح می کوشد، درحال حاضر آنکه وی خویش را چنان مسلمانی می‌پنداشت که مصریان مسلمان را به سستی در ایمان تبهکار میکرد و همو در ۷۱۴ق /۱۳۱۴م به قتل ۳ راهب در تبریز و ارزنجان دستور بخشید [۳۵]. به هر هم اکنون اتحاد اولجایتو با دولتهای مسیحی اروپایی هیچ گاه تحقق نیافت [۳۶]

اولجایتو با ا¸ندرونیکوس دوم، امپراتور روم شرقی رابطه ها از صمیم قلب داشت و امپراتور برای مراقبت قلمرو خویش از یورشهای ترکمانان آسیای صغیر و کیلیکیه، با ایلخان جمهوری اسلامی ایران عهد اتحاد بست و خواهر خویش، مریم را بدو به زنی بخشید. اولجایتو نیز برای رویارویی با حاکمان رخنه‌ آناتولی، ۳۰ هزار سپاهی به مرزهای غربی آسیای صغیر روانه کرد؛ با اینهمه، ترکان به ندرت قلمرو خویش را بسط دادند.[۳۷].

بازدید : 31
پنجشنبه 30 مرداد 1404 زمان : 10:40


ابوالقاسم فِندِرسکی، پر اسم و رسم به میرفندرسکی(حدود۹۷۰-۱۰۵۰ق)، حکیم و دانشمند عصر صفوی و از استادان مدرسه فلسفی اصفهان و از معاصران میرداماد و روضه خوان بهائی بود. او در هندسه، ریاضی ها و کمیاب (شیمی) صاحب و مالک‌لحاظ پک پذیرایی ترحیم مشهد بود.

نسب
پدران وی از بزرگان سادات استرآباد بودند و جدش میرصدرالدین در حیطه فِندِرسک از شهرهای استرآباد صاحب و مالک املاکی بود و بعداز جلوس فرمان روا‌عباس اولیه (۹۶۶ق) به دربار وی پیوست. پدرش میرزابیک نیز در دستگاه سلطان‌عباس سرویس میکرد و گزینه تکریم بود. [۱]

به دنیا آمدن و تحصیلات
ابوالقاسم در شهر خردِ فندرسک دیده به جهان گشود[۲] و بیان کننده مقدمات علم ها را در به عبارتی نواحی فرا گرفت،‌ البته بعداً برای علم آموزی به اصفهان رفت و نزد علامه چلبی بیک تبریزی (درگذشت۱۰۴۱) که خویش از شاگردان افضل‌الدین محمد ترکه اصفهانی بود به علم آموزی حکمت و علم ها پرداخت.[۳] او آنگاه در همانجا به درس دادن سرگرم شد.

در هندوستان
ظاهراً گوشه و کنار فکری و علمی آن دوران با روحیه آزادی‌طلب و تقلیدناپذیر وی سازگار خلا و وی نیز زیرا استادش چلبی بیک تبریزی و اکثری دیگر از اهل دانش و متانت و عرفان و هنر عازم هندوستان شد.[۴]

هندوستان در آن زمان به منجر شیوه و راه و روش خاص اکبرشاه و سیاست «صلح تمام وی»، هم از نظر رونق اقتصادی و امنیت اجتماعی مردمان نقاط دیگر را به سوی خویش می کشید و هم از نگاه تنوع ادیان و آیینها و هجران از تعصبات مذهبی و فرقه‌ای برای مردمان آزاداندیش جایگاهی امن و دلخواه بود.

ظاهراً مهاجرت اولیه میر به هند در ۱۰۱۵ق و به ملازمت اوحدی بلیانی (مؤلف تذکره عرفات العاشقین و عرصات العارفین) بوده میباشد،[۵]

برگشت به جمهوری اسلامی ایران
به گفته اوحدی وقتی که میر به هند رسید به دستگاه میرزا جعفر آصف خان (۹۵۸-۱۰۲۱ق) که خویش از شاعران و ادیبان اهل ایران بود و به هند هجرت کرده و در آنجا به صدارت و وزارت رسیده بود، مجاورت شد. آصف‌ خان با رعایت وضع و اوضاع وی، وسایل رجوع او‌را به کشور‌ایران مهیا نمود.

دومی مسافرت به هند
اما دیری نگذشت که میر مجدد عازم مهاجرت هند شد ابتدا به گجرات و از آنجا به دکن رفت. اوحدی در وقتی که درگیر تایپ کردن عرفات العاشقین بوده یعنی در مسافت سالهای ۱۰۲۱ تا ۱۰۲۴ق ـ می‌نویسد که میر فندرسکی پس از این تاریخ نیز تا اواخر قدمت همواره به هند هجرت می‌کرده و ظاهراً یک توشه در ۱۰۳۷ق و توشه دیگر در ۱۰۴۶ق به معرفی ابوالحسن اصفهانی وزیر سلطان دنیا با آن پاد شاه ملاقات نموده است.[۶]

در کشور ایران
میرفندرسکی در دربار کشور‌ایران نیز آیتم تکریم بود و به گفته نصرآبادی زمانی که از هند به اصفهان برگشت فرمانروا صفی به دیدنش رفت.[۷]


راز در توکل میرفندرسکی در اصفهان
درگذشت
وفات وی در ۱۰۵۰ق در اصفهان اتفاق افتاد[۸] و در همانجا در بقاع پدر رکن الدین در محلی که امروز به تخت فولاد و توکل میر دارای اسم و رسم میباشد به خاک ودیعت شد.

حرم میر مدام در اصفهان حرمت خاصی داشته و زیارتگاه عموم بوده میباشد.

گفته‌ گردیده که بعداز مرگ او طبق وصیتش کتابهایش به کتابخانه سلطنتی فرمان روا صفی منتقل شد.[۹]

بازدید : 28
چهارشنبه 29 مرداد 1404 زمان : 14:31


کَشْفُ الغُمَّة فی مَعْرِفَةِ الأئمّة(ع) کتابی به لهجه عربی در گستردن‌هم اکنون، فضائل و معجزات چهارده معصوم(ع) نوشته علی بن عیسی اربلی (درگذشته ۶۹۲ق) از عالمان شرعی شیعه است. تالیف کننده، کتاب را با علت پر‌نور‌کردن حقانیت آنها بر معاندان اهل بیت و رویارویی با غلوکنندگان ائمه(ع) نگاشته و در تألیف خویش، به کار گیری از منابع اهل سنت را بر منابع شیعی مقدم داشته پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد.

رده
کتاب کشف الغمه کامل‌ترین تاثیر درباره معاش امامان شیعه(ع) در قرن هفتم هجری[۱] و مهم ترین تاثیر علی بن عیسی اربلی قلمداد گردیده‌است.[۲]

نبی جعفریان کتاب کشف الغمه را به‌نظر ابتکاری‌بودن شیوه مؤلف در تدوین آن و نیز موضع معتدل وی در زمینه‌ی اختلافات فی مابین شیعه و اهل‌سنت گزینه عشق و علاقه و مراجعه شیعه و اهل‌سنت دانسته میباشد.[۳] از نگاه جعفریان، این عشق موجب گردیده تا این کتاب را اکثری از عالمان قرن هفتم داستان نمایند[۴] و نسخه ها قدیمی فراوانی از آن مو جود باشد.[۵]

مؤلف
نوشته ی علمیٔ اساسی: علی بن عیسی اربلی
ابوالحسن بهاء‌الدین علی بن عیسی هَکّاری (درگذشت ۶۹۲ق)، دارای شهرت به بهاءالدین اِرْبِلی محدّث و مورّخ شیعی قرن هفتم میباشد. بهاءالدین اِرْبِلی در اِرْبِل زاده شد و به عبارتی‌جا رشد یافت.[۶] پدرش فخرالدین عیسی، مشهور به ابن جِجْنی حکم دهنده اربل و نواحی آن بود.

زمینه و محتوا
این کتاب درباره زندگانی رسول(ص)، فاطمه زهرا(س) و ائمه اثنی‌عشر(ع) و مناقب و معجزات آن‌ها مندرج میباشد. مصنف همینطور اشاره‌ای هم به حضرت خدیجه(س) داراست.

این کتاب دو جزء داراست:

جزءِ اولیه مشتمل بر زندگانی نبی اسلام(ص) و امام علی(ع)میباشد و تاریخ اتمام آن شعبان ۶۷۸ق میباشد.[۷]
جزءِ دوم هم مشتمل بر زندگانی حضرت فاطمه(س)، حضرت خدیجه و امامان میباشد و تاریخ اتمام آن رمضان ۶۸۷ نام برده میباشد.[۸] او در پیشگفتار کتاب[۹] صراحتاً تشیع خویش را اعلام داشته و اهل بیت را ثانیِ ثقلین دانسته، دوستی و دشمنی با آن ها را دوستی و دشمنی باایمان تیتر نموده است. وی یک‌سری مناظره با محققان اهل سنت داشته[۱۰] و تعبیراتی همانند اصحابنا الشیعه[۱۱] و انّا معاشر الشیعه[۱۲] دارااست.
اربلی در نقطه نهایی هر باب کتاب کشف الغمه قصیده‌ای نیز در مدح یا این که مرثیه اهل بیت سروده میباشد. این کتاب از منابع وسائل الشیعه و بحارالانوار سود کرده میباشد.[۱۳]

مولف کتابش را با نقل واپسین مطالبِ کتاب احتجاج طبرسی درباره امام فرصت(ع) به نقطه نهایی برده و بعد از آن سه قصیده از اشعاری که در باره امام فرصت(ع) سروده نقل نموده است. اولیه قصیده‌اش قصیده‌ای میمیه میباشد و واپسین قصیده‌ای که در مدح امام مجال(ع) سروده این‌سیرتکامل شروع گردیده‌است.

ايها السّادة الائمة انتم
خِيرةُ الله ویّلاً و اخيراً
قد سموتم إلى العُلى فافترعتم
بمزاياكم المحل الخطيرا
[یادداشت ۱] و پایانش با این ابیات میباشد

لو قطعتُ الزمانَ في شكر
أدنى ما حَبانى به لَكنتُ جديراً
فَلَه الحمدُ دائماً مستمراً
وله الشكر ویّلاً واخيراً
[یادداشت ۲][۱۴]

تاریخ کتابت
این کتاب دارنده دو جزء میباشد که کتابت جزء اولیه در تاریخ ۶۷۸ق و جزء دوم ۶۸۲ق به اتمام رسیده میباشد.[۱۵] برخی منابع که کشف الغمه به آن ها استناد کرده، امروزه در دسترس نیستند و صرفا درین کتاب به آرای آنان اشاره گردیده است.

علت کتابت
مؤلف از بازه زمانی‌ها تصمیم برآن داشت تا تیم‌ای از خبر‌ها و اوصاف اهل بیت(ع) را عده‌آوری نماید و از آن‌جا که اهل سنت به تاریخ ائمه و فضائل آنها نپرداخته و بعضا از عالمان سنی حتی اسم ائمه را نمی‌دانند، به تاریخ و شخصیت آن ها پرداخته، تا حقانیت آن‌ها را بر مُبْغضان و معاندان اهل بیت پر‌نور گرداند و غُلُوّ کنندگان ائمه نیز دست از این شغل بردارند. وی همینطور درباره غرض تألیف کتاب می‌نویسد بخش اعظمی از عموم، زیارت قبر موسی بن جعفر(ع) را تمسخر می‌نمایند در حالی که بخش اعظمی از همین عموم، قبور فقرا و صوفیان را زیارت می‌نمایند.[۱۶]

طریق کتابت

تصویر ترجمه کشف الغمة تاثیر علی بن حسین زواره‌ای
اربلی در تدوین کتاب از اثرها و منابع گذشتگان سود گرفته و عمده مطالب خود را از آن ها نقل می‌نماید. وی صرفا توضیحات و نقدهای خود را در پایین بعضی احادیث آورده میباشد و در نقطه پايان زندگانی هریک از ائمه قصیده‌ای در مدح و حمد آن ها سروده میباشد. از خصوصیت‌های این تاثیر آن میباشد که مؤلف کوشیده میباشد در نقل احادیث مرتبط با مقامات و مناقب امامان(ع)احادیث اهل سنت را بر احادیث شیعه مقدم بدارد و به این‌سان قبول مطالب کتاب را برای معارضان سهل وآسان گرداند.

مؤلف از طریقه‌های کلامی خود سود گرفته و در تاریخ امامان شیعه به دلیل ثابت امامت، معجزات و کرامات آن ها پرداخته میباشد.[۱۷] تالیف کننده در سنجش و آنالیز عقاید معارضان، کوشیده میباشد به سیرتکامل علمی و با توکل بر خبر ها تاریخی داوری نماید. وی گاه نظراتی گوناگون با بینش‌های قانونی دیگر عالمان شیعه ابراز نموده است؛ به عنوان مثال شهیدشدن امام رضا(ع) را به‌دست مأمون نمی‌داند.[۱۸]

ترجمه و تعلیقه
کشف الغمّه تعدادی توشه تلخیص و ترجمه گردیده است[۱۹] همینطور برخی از قسمت‌های آن جدا با تیتر‌های حیاة الامامین زین العابدین و محمدالباقر و حیاة الامام جعفرالصّادق چاپ گردیده است.[۲۰] بعضا از ترجمه‌های این کتاب عبارتند از:

«محراب القلوب» از علی بن سود إربلی.
ترجمه‌ای از حسن بن حسین بیهقی.[۲۱]
ترجمه‌ای به اسم «مناقب» نوشته علی بن حسن زواره‌ای از مفسران و مترجمان قرن ۱۰ق.(با پیشگفتار ابوالحسن شعرانی و تصحیح و تعلیقعه سید ابراهیم میانجی) [۲۲]
[۲۳]

ترجمه‌ای از نعمت الله بن قریش رضوی مشهدی.
«سِیرُ الائمة» یا این که «اِکسیر التواریخ» از میرزا محمد بن محمد رفیع شیرازی مَلِک الکُتّاب.
ترجمه‌ای از ملا عبداللطیف آذربایجانی ملا باشی.[۲۴]
همینطور کفعمی، مالک مصباح نیز بر این کتاب تعلیقاتی دارااست.[مستلزم منبع]
سید هاشم رسولی محلاتی براین کتاب تعلیقه زده و آن را تصحیح نموده است که یار و همدم با پیشگفتار‌اى پیرامون شخصیت و زندگى طومار مؤلف و گستردن اکنون کتاب، به وسیله جعفر سبحانى چاپ شد‌ه‌است.[مستلزم منبع]
چاپ
کشف الغمة به سال ۱۴۲۱ق در قم با تفحص احمد حسینی اشکوری به وسیله انتشارات رضی چاپ و منتشر گردیده است.[۲۵]

بازدید : 17
سه شنبه 28 مرداد 1404 زمان : 10:55


علی بن مهزیار اهوازی دورقی، فقید، محدّث و از رهبران و سرشناسان شیعه در اوایل قرن سوم قمری. او نزد امامان شیعه رده والایی داشت و از یاران مجاورت امام جواد(ع) و امام هادی(ع) و نماینده قانونی وی در بعضا نواحی بود. لقب او ابوالحسن و به اهوازی و دورقی دارای شهرت بود. علی بن مهزیار در نوجوانی یاروهمدم پدرش که مسیحی بود، به اسلام روی آورد و در عبادت و دانش زبانزد شد و به حفاظت از مذهب اهل بیت پرداخت. او با امامان شیعه رابطه داشت و امام جواد(ع) در اسم‌ه‎ای او‌را ستوده میباشد. در زمینه ی محل دفن او اختلاف میباشد و دو مقبره در شهرهای جاجرم و اهواز به او منسوب پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد.

نسب، لقب و کنیه
بابا علی به اسم مهزیار، مسیحی و اهل هند بود که اسلام آورد و آن‌گاه در یکی‌از روستاهای اهواز سکونت کرد. علی بن مهزیار نیز یار پدرش، در به عبارتی زمانه نوجوانی به آیین اسلام گروید.[۱]

بعضی معتقدند که او اهل «هِندیجان عجم» میباشد.[۲] در زمان‌های قبلی «هندیجان» از شهرهای دُورَق قدیم - جزء عجم - محسوب میشد.

منابع، لقب او را ابوالحسن و کنیه او را اهوازی و دورقی آورده‌اند.[۳] کنیه دورقی از آن جهت به او اطلاق گردیده‌است که محل تولد او دورق یک کدام از شهرهای خوزستان بوده میباشد.[۴]

خصوصیت‌ها
عبادت
در حال و روز علی بن مهزیار آورده‌اند که: «هنگام طلوع خورشید برای معبود به سجده می‌به‌زمین‌خورد و سرش را بلند نمی کرد تا اینکه هزار نفر از برادران فقهی‌اش را دعا میکرد.[۵][۶] ازاین‌رو، پیشانی او در تاثیر سجده‌های زیاد و وقت گیر، همچون زانوی شتر، پینه زده بود.»[۷]

دانش
بنابر نقل روضه خوان طوسی (از عالمان گرانقدر شیعه در قرن پنجم)، علی بن مهزیار از مفسران قرن سوم هجری میباشد و بیش تر از سی کتاب و رساله در قضیه‌های متفاوت معارف اسلامی داراست.[۸] اسم او در اوراق حدود ۴۳۷ داستان آمده میباشد.[۹]

رابطه با امامان شیعه
علی بن مهزیار از امام رضا(ع) حدیث نقل کرده‌میباشد.[۱۰] او از یاران مجاورت امام جواد(ع) و امام هادی(ع) به شمار می‌رود[۱۱] و نماینده قانونی آن ها بود و توقیع امام برای وی هنوز جان دار میباشد.

امام جواد(ع) در طومار‌ای علی بن مهزیار را اینگونه تحسین می‌نماید:

«ای علی! در تاسی کردن، ایفا اوامر، خیرخواهی و پندگویی تورا آزمودم (و تو سرافراز از بوتۀ تست خارج آمدی). پس در صورتی بیان‌کنم کسی را مانند تو ندیده‌ام، چه بسا راست گفته باشم. خدا به تو پردیس برین و آن مقامات والایی که نمی‌دانی، جایزه دهد. اینجانب رده تو و سرویس ها شبانه روزی تو‌را در سوز و سرما و گرما از دید بدور نداشته‌ام. از خدا میخواهم در روز قیامت که همگی را گرد می آورد، آن چنان مخلوقات خویش را دلداده و دوستدار تو نماید که مایۀ رشک باشد. به صدق که آفریدگار شنوندۀ دعاهاست...»[۱۲][۱۳]
همینطور امام جواد(ع) در پاسخ یکی طومار‌های علی می‌نویسند:

«البته درخصوص دعائی که از اینجانب منظور بودی. تو نمی‌دانی که معبود تو‌را در نزد اینجانب چه‌طور قرار داده که به خیال محبتی که به تو دارم گاهی تورا به نامت می خوانم. آفریدگار آنچه را به تو روزی کرده به شایسته ترین صورت استوار گرداند و با خشنودی اینجانب از تو، وی هم از تو خشنود خواهد شد و تو‌را به آرزویت نائل گرداند و با عفو و بخشش خودش تورا در بهشت اعلی میهمان سازد. آفریدگار تو‌را مراقبت نماید و دوست بدارد.[۱۴][۱۵]

علی بن مهزیار از‌ جانب امام هادی(ع) نیز وکالت داشت و توقیعاتی از طرف امام درباره صحت و درستکاری او برای شیعه‌ها صادر‌ گردیده‌ میباشد‌.[۱۶]

تامین از مذهب امامیه
به نوشته نجاشی، ابن مهزیار با علی بن اسباط که فطحی مذهب بود، مناظراتی داشت و مسائلی در این مورد دربین آن دو رد و بدل شوید. سرنوشت آن دو مسائل آیتم مشاجره خویش را پیش امام جواد(ع) بردند که‌این فرمان، با رجوع علی بن اسباط از نظریه فسخ خویش، خاتمه یافت.[۱۷][۱۸]

عمل‌های علمی

بازدید : 16
دوشنبه 27 مرداد 1404 زمان : 10:37


محمود بن علی بن حسن حِمَّصی رازی دارای شهرت به سدیدالدین حمصی رازی متکلم امامیه در قرن ششم هجری قمری بود. بعضی او‌را اهل ری دانسته و کنیه رازی به وی داده‌اند. بعضا نیز او‌را اهل حِمْص از شهرهای سوریه دانسته‌اند. بخش اعظمی از علما، شخصیت علمی اورا ستوده‌اند؛ برای مثال شاگردش منتجب‌الدین رازی او‌را علامه فرصت در دانش صحبت و اصول فقه خوانده میباشد. ورام بن ابی‌فراس، از سایر شاگردان حمصی، اورا یگانه زمانه و شیر میدان مناظره تعریف نموده است. فخر رازی، از متکلمان پررنگ اهل سنت، را نیز از شاگردان وی پک پذیرایی ترحیم مشهد شمرده‌اند.

حمصی را وابسته به مدرسه کلامی حله و از متکلمان عقل‌گرا دانسته‌اند. وی با اینکه به عقل اهتمام داشت، ولی منش فلسفی نداشت. او خبر واحد را در مباحث اعتقادی حجت نمی‌‌دانست و به اجماع استناد میکرد.

اثرها حمصی، بیشتر در دانش صحبت میباشد و فقط کتاب «المنقذ اینجانب التقلید» وی در دسترس میباشد. به گفته آقابزرگ تهرانی، حمصی در اواخر قدمت به همدان مسافرت کرد و در آنجا از جهان رفت.

معاش‌طومار
محمود بن علی بن حسن حِمَّصی پر اسم و رسم به سدیدالدین حمصی رازی از متکلمان شیعه میباشد که داده ها دقیقی از معاش وی در دسترس وجود ندارد.[۱] با این هم اکنون برخی او‌را متولد سال ۴۸۵ق دانسته‌اند.[۲]

مالک روضات الجنات سدیدالدین را اهل حِمْص از شهرهای سوریه دانسته میباشد.[۳] صاحب و مالک ریاض العلماء ابتدا اورا اهل حمص دانسته، اما احتمال داده میباشد که حمصی، اهل ری بود و آن‌گاه بومی حمص شد و یا این که برعکس، اهل حمص بوده و بعد از آن بومی ری شد.[۴] گروهی بر آنند که وی اهل ری بوده و نسبت حمصی به دلیل شغلش که نخودفروشی بود، به وی داده شد‌ه‌است.[۵] ابن حجر عسقلانی در کتاب «لسان المیزان» حمصی را به تشدید میم دانسته و از منتجب‌الدین رازی، از شاگردان حمصی، نقل نموده است که حمصی تا ۵۰ سالگی نخودفروش بود.[یادداشت ۱] او روزی با فقیهی بر راز معامله گفتگویش شد و به همین باعث نخودفروشی را کنار گذاشت و به علم آموزی دانش روی آورد.[۶] مطالب ابن حجر عسقلانی را به دلیل نقل از محصل حمصی، درست دانسته‌اند.[۷] اورا سدیدالدین حُمُّضی یا این که حُمُّصی نیز خوانده‌اند.[۸]

به گفته ابن حجر، حمصی ۱۰۰ سال قدمت کرد و بعداز قرن ششم هجری قمری درگذشت.[۹] به گفته آقابزرگ تهرانی، وی در اواخر قدمت(اواخر قرن ششم) به همدان مهاجرت کرد و در مکتب جمالیه درگیر به یاددادن شد و در اوایل قرن هفتم هجری قمری در آنجا از عالم رفت[۱۰] و در آنجا نیز دفن شد.[۱۱] برخی هجرت حمصی به همدان را درست ندانسته و سال وفات او‌را ۵۸۵ق دانسته‌اند.[۱۲]

شخصیت علمی
سدیدالدین حمصی را از عالمان امامیه جریان‌ساز بعد از عصر روضه خوان طوسی دانسته‌اند که در حرف، فقه و اصول فقه علم بزرگ‌ای داشت.[۱۳] منتجب الدین رازی، از شاگردان سدیدالدین، اورا «علامه مجال در اصول آئین و اصول فقه»، ثقه و باورع شمرده میباشد.[۱۴] برخی او‌را از استوانه‌های پر رنگ در تفحص و فقیه بی‌نظیر در حرف و اصول فقه دانسته‌اند.[۱۵] مالک ریاض العلماء اورا متکلم و دانا ظریف معرفی نموده است.[۱۶]

بیان شده ابن ادریس حلی که معاصر سدیدالدین بود، او‌را ستوده و در عیب گیری روحانی طوسی به حرف وی استشهاد نموده است.[۱۷] ورام بن ابی‌فراس، محدث شیعی در قرن ششم قمری، سدیدالدین حمصی را با کلمه ها «یگانه زمان، گویش گویای متکلمان و شیر میدان مناظرات علمی» تعریف نموده است.[۱۸]

آورده شده که اهل شام فقط به چهار نفر که سدیدالدین حمصی مثلا آن‌ها بود، «علماء الفقها» می‌گفتند. ابوالصلاح حلبی، سید بن زهره و ابن بَرّاج سه نفر دیگر بودند.[۱۹] ولی بعضا اورا اهل ایران دانسته و اهل شام بودن اورا نپذیرفته‌اند.[۲۰]

وی در دانش ادم خاکی و منصف بود، حرف راست را از کسی که که بود، می‌شنید و می‌عهده دار شد و اهل جدل نیز خلا.[۲۱]

اساتید و شاگردان
از اساتید سدیدالدین حمصی فقط از غالب‌الدین حسین بن فتح، واعظ بکرآبادی جرجانی (درگذشت ۵۳۶ق) و فراگیر روضه خوان طوسی، به‌تیتر مدرس وی در فقه، ذکر شده شد‌ه‌است.[۲۲]

مثلا شاگردان وی این اشخاص را ذکر شده‌اند:

منتجب‌الدین رازی (درگذشت بعداز ۵۸۵ق).[۲۳] او در کتاب الفهرست، از سدیدالدین حمصی تحت عنوان «شیخنا» خاطر نموده است.[۲۴]
وَرّام بن ابی فِراءس حِلّی (درگذشت ۶۰۵ق)، صاحب و مالک کتاب «تنبیه الخواطر و نزهة النواظر».[۲۵]
فخر الدین رازی(درگذشت ۶۰۶ق)، از متکلمان اشاعره.[۲۶]
محمد بن علی بن محمد خجندی.[۲۷]
یحیی بن بطریق

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 502
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه