loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 22
پنجشنبه 5 تير 1404 زمان : 11:54


کار سیاسی
هاشمی شاهرودی در سال‌های علم آموزی‌ و درس دادن‌ خویش در نجف، با پیروی از مدرس خویش سید محمدباقر صدر، به کار سیاسی پرداخت. به‌دنبال حمله ها مأموران صدام‌ به‌ علمای شیعه در سال‌ ۱۹۷۴م، او به‌ زندان‌ زمین‌خورد و شکنجه‌ شد.[۱۴] پس‌ از انقلاب اسلامی کشور ایران و در گرامیداشت‌ سالروز آن، تظاهراتی را در شهرهای متعدد عراق و به ویژه نجف سامان اعطا کرد و زیر‌ تعقیب حکومت بعث قرار گرفت‌. شاهرودی به درخواست استادش سید محمدباقر صدر از عراق بیرون شد و از روش کویت به کشور‌ایران رفت ولی حزب بعث عراق سه اخوی او‌را بازداشت و اعدام کرد.[۱۵] بعد از حضور در کشور‌ایران با توصیه آیت‌الله خامنه‌ای که‌ در آن‌ مجال‌ مسؤولیت‌ نهضت‌های اسلامی را بر ذمه ‌ داشت‌، هاشمی شاهرودی با ملازمت و همراهی شماری از علما و فعالان سیاسی، به ویژه سید محمدباقر حکیم، مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق را تأسیس کرد و سر گروهی آن را بر ذمه پک پذیرایی ترحیم مشهد گرفت.[۱۶]

بعداز انتصاب به سمت مدیریت مجمع تشخیص مصلحت نظام، هاشمی شاهرودی سفری به عراق داشت و با برخی از مقامات سیاسی این مملکت دیدار کرد.[۱۷]

مسئولیت‌ها
خلال سر کردگی مجلس اعلای اسلامی عراق، هاشمی شاهرودی یک‌سری مسئولیت در کشور ایران داشته میباشد که مهمترین آنها عبارتند از:


اعضای عصر دوم شورای بهتر حوزه، از راست به چپ: مکارم شیرازی، رضا استادی، هاشمی شاهرودی، حقیقت کاشانی، افتخاری گلپایگانی، محفوظی، مقتدایی
از اعضای شورای خوب مجمع جهانی اهل‌بیت
عضو مجمع جهانی تخمین مذهب‌ها اسلامی
مدیر و مؤسس مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت(ع)
معاون مجلس خبرگان رهبری
نایب مدیریت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
عضو فقهای شورای دربان در زمان‌های سوم ، پنجم و ششم
مدیریت قوه قضاییه
مدیریت هیئت بهتر حل اختلاف و تهیه رابطه ها قوای سه‌گانه کشور‌ایران
عضو و مدیر مجمع تشخیص مصلحت نظام[۱۸]
عضو شورای بهتر منطقههای علمیه.[۱۹]
بزرگداشت
در بیستمین زمان همایش کتاب سال حوزه که در سال ۱۳۹۷ش در شهر قم برگزار شوید سید محمود هاشمی شاهرودی تحت عنوان شخصیت پررنگ علمی حوزه معرفی شد و به پاس سرویس ها علمی، فرهنگی، درس دادن و تألیفات آیتم تقدیر درین عصر از همایش قرار گرفت.[۲۰]

دیدگاه‌ها و نحوه‌ها در دستگاه قضا
هاشمی شاهرودی در مبنا و محتوای قوه قضاییه، یقین به اصول اسلامی داشت؛ البته با درنگ پر‌نور‌اندیشانه‌ای که برگرفته از مدرسه شهید صدر بود، در اداره و صورت آن مایحتاج نمی‌دانست دلیلی در منابع و متن‌ها اسلامی یافت خواهد شد. او در اولِ مسئولیت خویش، گفت و گو توسعه و گسترش قضایی را مطرح کرد و با ساخت و ساز ارگان های شبه‌قضایی تازه مانند شوراهای حل اختلاف، تسریع در رسيدگی، رفع اطاله دادرسی در دادگاه‌ها و در غایت، رضایت‌مندی عموم را حق تقدم عمل خود قرار اعطا کرد. حبس‌زدایی یکی مهمترین گرفتاری‌های وی در زمان سر کردگی دستگاه قضایی بود. در نگاه آیت‌الله شاهرودی، زندان‌زدایی تماما بر طبق فقه شیعه میباشد؛ به دلیل آنکه به‌هنگام حبس، مقام بشر و حرمت وی لطمه میخورد و مجازات، بیشتر مشمول خانواده زندانی می‌گردد خیر فرد تبهکار؛ از این‌رو قسمت‌طومار‌های زیادی برای حبس‌زدایی و مجازات‌های جایگزین صادر کرد. ملاقات‌های حضوری با عموم یا این که از روش ویدئوکنفرانس برای حل اشتباهات قضایی آنها از سایر نرم افزار‌های هاشمی شاهرودی در منصب قضایی بود.[۲۱]

بازدید : 17
سه شنبه 3 تير 1404 زمان : 11:54


سفر به لبنان
صدر تا قبل از مهاجرت به لبنان دو توشه بدین سرزمین مهاجرت کرده و با سید عبدالحسین شرف‌الدین دیدار نموده بود. سید شرف الدین به صراحت اورا سزاوار رهبری شیعه‌ها لبنان خوانده و به فرزندانش درباره‌ی وی توصیه کرده بود.[۱۰] در اواخر ۱۳۳۸ش و به‌دنبال سفارش سید حسین طباطبایی بروجردی، سید محسن طباطبائی حکیم و سید مرتضی آل یاسین، وصیت شرف‌الدین را به عهده گرفت و تحت عنوان جانشین او، کشور ایران را به سوی لبنان رخنه‌ نمود و عمل خود را در شهر صور محلی که شرف الدین نیز در آن بومی بود استارت پک پذیرایی ترحیم مشهد کرد..[۱۱]

عمل‌ها

بازدید صدر از ویرانه‌های حمله رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان
صدر با دقت به جغرافیای اجتماعی و سیاسی لبنان در حیطه و عالم، از به عبارتی بدو ورود شغل‌های خویش را در سه حوزه برابر سازماندهی نمود:

انسجام شیعه ها لبنان
یک کدام از نرم‌افزار‌های صدر تکان به سوی تجدید بنا نام و نشان و انسجام شیعه در لبنان بود. صدر در فصل‌زمستان ۱۳۳۹ش. و بعد از تجدید سازمان جمعیت خیریه «البِرّ و الاحسان»، با تهیه و تنظیم نرم‌افزار‌ای ضربتی جهت تأمین نیازهای مالی خانواده‌های بی‌بضاعت و توان، ناهنجاری تکدی را به کلی از سطح شهر صور و محیط آن برانداخت.

او در مسافت سال‌های ۱۳۴۰ش. تا ۱۳۴۸ش. و در چارچوب نرم‌افزار‌ای دربین برهه زمانی، با طی هر ساله صد هزار کیلومتر بین شهرها و روستاهای سراسر لبنان، ده‌ها جمعیت خیریه و مؤسسات فرهنگی و فراگیری ماهر را راه اندازی نمود، که نتایج آن استحصال اشتغال و خودکفایی اقتصادی هزاران خانواده بی‌توان، کاهش درصد بی‌سوادی، رویش تمدن همگانی، و به اعمال درآمدن صدها پروژه خرد و گرانقدر عمرانی در بخشها محروم آن سرزمین بود.

سید موسی در فصل تابستان ۱۳۴۲ش. و طی سفری دوماهه به کشورهای شمال آفریقا، برنامه ای جدید جهت همفکری مرکزها اسلامی مصر، الجزایر و مغرب با ناحیههای علمیه شیعی لبنان درانداخت.

احداث مجلس اعلای شیعه ها لبنان
صدر در فصل تابستان ۱۳۴۵ش به طور رسمیً از حکومت لبنان درخواست نمود تا همچون دیگر طوائف آن مرز و بوم، مجلسی برای سازماندهی طایفه شیعه و پیگیری مسائل آن تأسیس خواهد شد. مجلس اعلای شیعه ها لبنان در اولیه خرداد ماه ۱۳۴۸ش تأسیس شد و خویش وی با اجماع آراء به سر گروهی آن تعیین شوید.

نقطه نهایی دادن به نزاع داخلی
با شروع نزاع داخلی لبنان در فروددین ماه سال ۱۳۵۴ش، کلیه کوشش‌های امام صدر مصروف نقطه نهایی دادن به‌این معضل شوید. او در خرداد ماه آن سال در مسجد عاملیه بیروت به اعتصاب خوراک گرد هم آیی و به حمایت کننده مقبولیت عظیم خویش در بین کلیه طوائف، متانت را به فصل تابستان لبنان بازگردانید. با شعله‌ور شدن دوباره حریق مبارزه، امام صدر در اردیبهشت ماه ۱۳۵۵ حافظ اسد را بر آن داشت تا با اعزام نیروهای اهل سوریه به لبنان، موازنه قوا و وقار را به‌این سرزمین بازگرداند. حل اختلافات مصر با سوریه و متعاقب آن برپایی کنفرانس سران عرب در ریاض طی مهر ۱۳۵۵، آب سردی بود که به وسیله امام صدر بر حریق پیکار داخلی لبنان فرو ریخته شد. این وقار تا هنگامی‌که امام صدر در لبنان حضور داشت، ادامه پیدا کرد.

گفتگوی ادیان و مذهب‌ها

ملاقات امام موسی با رهبران دیگر ادیان در لبنان
کوشش برای گفتگوی ادیان و تخمین مذهبها در لبنان از اساسی‌ترین گرفتاری‌های وی بود. او از او‌لین روزهای مهاجرت به لبنان در فصل زمستان ۱۳۳۸، با طرح شعار «گفت‌و‌گو، تفاهم و همزیستی»، اساس‌های رابطه ها صمیمانه و همیاری دوستانه‌ای را با مطران یوسف الخوری، مطران جرج حداد، روضه خوان محی‌الدین حسن و دیگر رهبران فقهی مسیحی و اهل سنت آن مرزوبوم سازه بنیان.

از اواخر سال ۱۳۴۱ش حضور عظیم امام صدر در کلیساها، دیرها و مجامع فقهی و فرهنگی مسیحیان استارت شوید. سخنرانی‌های تاریخی امام صدر در دیرالمخلص بنا شده در جنوب، و کلیسای مارمارون در شمال لبنان طی سالهای ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲، اثرات معنوی عمیقی بر مسیحیان آن مرزو بوم بر مکان بنیان. او در فصل بهار ۱۳۴۴، او‌لین بدور سلسله گفتگوهای اسلام و مسیحیت را با حضور بزرگان این دو آیین الهی، در مؤسسه فرهنگی «النَّدوه اللبنانیه» به روش‌انداخت. در سال ۱۳۴۶شمسی به دیدار پاپ [یادداشت ۲] رفت و نشستی که ابتدائاً نیم ساعت پیش‌بینی گردیده بود، به تقاضای پاپ بیش تر از دو ساعت طول کشید.

امام صدر از سال ۱۳۴۷ش. به عضویت راس اسلام‌شناسی استراسبورگ درآمد و از رهگذر همفکری و ارائه سمینارهای متفاوت در آن، تکثیر اثراتی زیرا کتاب مغز متفکر عالم شیعه را مورد‌سازی نمود. او در سال ۱۳۴۹ش. به عضویت دایم «مجمع بحوث اسلامی قاهره» درآمد. امام صدر در سال ۱۳۴۹ رهبران مذهبی طوایف مسلمان و مسیحی جنوب لبنان را در چارچوب «کمیته امان از جنوب» گرد هم آورد، تا برای مقاومت در قبال تجاوزات رژیم صهیونیستی راهکار‌اندیشی کنند. او در فصل‌زمستان ۱۳۵۳ و در اقدامی بی‌سوابق، خطبه‌های عید راهنمایی روزه را در حضور شخصیت‌های بلندپایه مسیحی لبنان در کلیسای کبوشیین بیروت مشکل نمود. امام صدر در وسط سال ۱۳۵۷شمسی پیروز شوید رهبران مسلمان و مسیحی لبنان را جهت برپایی یک جناح شاگرد ملی متقاعد کند و در‌این مسیر تا آنجا پیش رفت که حتی موعد تأسیس و او‌لین گرد هم آیی آن‌ها‌را برای بعد از رجوع خویش از مسافرت لیبی مشخص و معلوم نمود.

بازدید : 16
شنبه 31 خرداد 1404 زمان : 16:33


اثرها
آقا تبارک، او‌را اول دانشمند مسلمان می‎داند که درباره ملل و نحل و آراء و فرقه ‎ها کتاب نوشته میباشد. دیگر افرادی که دراین مورد چیزی نوشته‎ اند، همه بعداز وی بوده‎ اند.[۱۵]

برای او بیشتراز 40اثر حافظه گردیده که کلیه جز کتاب فرق الشیعه مفقود گردیده‌اند. به تصریح ابن ندیم[۱۶] نوبختی به خط خویش چیزهای اکثری نوشت و حدوداً همۀ اثر ها او در زمینۀ فلسفه و حرف، بوده میباشد.[۱۷] کتاب پر اسم و رسم و جان دار وی در قضیه فرقه‌شناسی مذهبی، فرق الشیعه ، از منابع اساسی و دست اولیه در مطالعۀ فرقه‌های شیعه و معرفی کیفیت انشعاب و عقاید و آداب آنان میباشد و تا کنون اعتبار خویش را نگهداری نموده است. نوشته‌های او سازه بر فهرست ابن‌ پک پذیرایی ترحیم مشهد ندیم، عبارتند از:

کتاب الآراء و الدیانات[۱۸] که به گفتۀ ابن‌ندیم نیمه‌تمام ماند.[۱۹]
جوابات لأبی‌جعفر بن قبه[۲۰]
جوابات لأبی‌جعفر بن قبه، که تصریح گردیده این تاثیر غیر از کتاب قبل میباشد.[۲۱]
حجج طبیعیه مستخرجة اینجانب کتاب ها ارسطاطالیس فی الردّ علی اینجانب زعم أنّ الفلک حی ناطق[۲۲]
تفصیل مجالسة مع ابی‌عبدالله بن مَمَلک[۲۳]
کتاب اختصار الکون و الفساد لأرسطالیس[۲۴]
کتاب الاحتجاج لمعمّر بن عبّاد و نصرة مذهبه[۲۵]
کتاب الأرزاق و الآجال و الأسعار[۲۶]
کتاب الاعتبار و التمییز و الانتصار[۲۷]
کتاب الانسان[۲۸]
کتاب التنزیه و بیان متشابه القرآن[۲۹]
کتاب الامامة، این کتاب نا تمام ماند[۳۰]
کتاب التوحید الصغیر[۳۱]
کتاب التوحید الکبیر[۳۲]
کتاب التوحید و حدث العالم[۳۳]
کتاب الجامع فی الامامة[۳۴]
کتاب الحجج فی الامامة[۳۵] که آن را کتابی مختصر معرفی نموده است.
کتاب الخصوص و العموم[۳۶]
کتاب الردّ علی ابی‌الهذیل العلّاف فی أنّ نعیم اهل الجنّة جداازهم[۳۷]
کتاب الردّ علی ابی‌علی الجبّائی فی ردّه علی المنجمین[۳۸]
کتاب الردّ علی اصحاب التناسخ: روحانی طوسی از این کتاب با تیتر کتاب الردّ علی اصحاب التناسخ والغلاة اسم ‌برده میباشد[۳۹]
کتاب الردّ علی اصحاب المنزلة فی مابین المنزلتین فی الوعید[۴۰]
کتاب الردّ علی اهل التعجیز در نقض کتاب ابی‌عیسی الورّاق؛[۴۱]
کتاب الردّ علی اهل المنطق[۴۲]
کتاب الردّ علی اثبات بن قُرّه[۴۳]
کتاب الردّ علی الغلاة; مسعودی از این کتاب با تیتر الردّ علی الغلاة و غیرهم اینجانب الباطنیة اسم ‌برده میباشد.[۴۴]
کتاب الردّ علی فرق الشیعة ما عدم وجود الامامیه[۴۵]
کتاب الردّ علی المجسّمة؛[۴۶]
کتاب الردّ علی اینجانب أکثر المنازلة[۴۷]
کتاب الردّ علی المنجمین؛[۴۸]
کتاب الردّ علی الواقفة[۴۹]
کتاب الردّ علی یحیی بن اصفح فی الامامة[۵۰]
کتاب فرق الشیعة[۵۱]
کتاب فی الإستطاعة علی مذهب هشام[۵۲]
کتاب فی الجبر[۵۳] کتابی تعالی در مورد جبر میباشد.
کتاب فی الخبر الواحد و العمل به[۵۴]
کتاب فی الردّ علی اینجانب قال بالرؤیة للباری عزّوجل[۵۵]
کتاب فی المرایا و جهة الرؤیة فیها[۵۶]
کتاب الموضح فی حروب امیرالمومنین(ع)[۵۷]
کتاب النقض علی ابی‌الهذیل فی المعرفة؛[۵۸]
کتاب النقض علی جعفر بن حرب فی الامامة[۵۹]
کتاب النکت فی الردّ علی ابن‌‌راوندی[۶۰] مجالس وی با ابوالقاسم بلخی که خویش نوبختی گردآورده میباشد.[۶۱]
مختصر الکلام فی الجبر[۶۲]
مسائلة للجبائی، در مباحث متفرق[۶۳]
الردّ علی بطلمیوس فی هیئة الفلک و الارض: ابن‌طاووس این تاثیر را در دست داشته[۶۴] و در آن اسم کتاب به «الرصد علی بطلمیوس» تصحیف شد‌ه‌است.
آخر و عاقبت اثرها
جز فرق الشیعه، هیچ یک از اثر ها نوبختی برجای نمانده، البته برخی از اثر ها وی تا قرن هفتم جان دار بوده میباشد و علمای قدیم از آنان نقل کرده‌اند.[۶۵]

نجاشی، الآراء و الدیانات را تحت عنوان کتاب بزرگی که دربردارندۀ علم ها بخش اعظمی میباشد ستوده و یادآور گردیده که‌این کتاب را بر استادش، روضه خوان موءثر، خواندن نموده است.[۶۶]

همینطور ابن‌ طاووس در قرن هفتم، کتاب الآراء و الدیانات، استدراک نوبختی بر ردّیۀ ابوعلی جبائی بر منجمان و الردّ علی بطلمیوس فی هیئة الفلک و الارض او را، در چنگ داشته میباشد.[۶۷] اسم کتاب اخیر در متن چاپی، به «الرصد علی بطلمیوس» تصحیف شد‌ه‌است.[۶۸]

مسعودی[۶۹] ابن‌ جوزی[۷۰] و ابن ابی‌الحدید،[۷۱] در اثرها خویش، به مطالبی از کتاب الآراء و الدیانات اشاره کرده‌اند که آن اسم نوبختی به حسین بن موسی تصحیف گردیده است.[۷۲]

خطیب بغدادی، ذهبی و ابن جوزی به کتاب الردّ علی الغلاة اشاره و از آن نقل کرده‌اند.[۷۳]

ابن شهرآشوب نیز به مطالبی از کتاب الامامة[۷۴] و کتاب دیگری از وی[۷۵] که احتمالاً کتاب التنزیه و بیان متشابه القرآن بوده، استناد جسته میباشد.

جستارهای متعلق
الآراء و الدیانات
ابو سهل وآسان نوبختی

بازدید : 19
چهارشنبه 28 خرداد 1404 زمان : 13:55


اباحه‌گری با توکل بر محبت اهل‌بیت
گروهی از آیین‌داران بر این باورند که هر گناهی با محبت اهل‌بیت از میان می‌‌رود و گناه‌ کردنِ دوست‌داران اهل‌بیت، به به روزی اخروی آن ها آسیبی نمی‌زند.[۵۰] به گفته علی‌ نصیری از دانشمندان حوزه علمیه، بیشتر اباحه‌گرها حمایت کننده عمیق علمی ندارند و به احادیثی مانند «محبت علی، حسنه‌ای میباشد که هیچ گناهی به آن ضربه نمی‌زند و بغض علی، گناهی میباشد که با بودن آن، هیچ حسنه‌ای منفعتی ندارد[۵۱]» استناد کرده‌اند.[۵۲] متفحص بحرانی (۱۰۷۵-۱۱۲۱ق) این حدیث را مستفیضه دانسته میباشد،[۵۳] ولی بعضا عالمان شیعه برای این حدیث معنای دیگری بیان کرده‌اند که با درنگ اباحه‌گری هم‌خوانی ندارد؛[۵۴] از جملهً به گفته روضه خوان موثر از متکلمان شیعه این احتمال وجود داراست که اشخاص گناه‌کاری که به اهل‌بیت(ع) معرفت دارا‌هستند صرفا در برزخ عذاب شوند، تا در روز قیامت از گناهان خویش منزه گردیده، از حریق دوزخ نجات یابند.[۵۵] به لحاظ بعضی از دانشمندان نیز صرفا گناهانی که از روی غفلت انجام یافته باشد، با محبت اهل‌بیت(ع) بخشیده می گردد، خیر گناهانی که به طور عمدی انجام یافته پک پذیرایی ترحیم مشهد باشند.[۵۶]

به گفته علی نصیری نظریه اباحه‌گری بین بعضی عموم به جهت اعتنا نکردن آنان به نگرش و فتوای عالمان فقاهتی، صورت گرفته میباشد.[۵۷] جواد محدثی ادعای محبت داشتن به اهل‌بیت یار و همدم با اجرا دادن شغل های گناه را نوعی تناقض دانسته، این نظر را دارد محبتی صادقانه میباشد که به تاسی کردن آنان بیانجامد.[۵۸] در فقه الرضا(ع) (کتاب منسوب به امام رضا) ارتباط فعالیت با تقوا و محبت اهل‌بیت، ارتباط‌ای دو طرفه دانسته گردیده است، بدین ترتیب که هیچ‌کدام از آن دو فارغ از دیگری پذیرفته نمیشود.[۵۹] مبتنی بر روایتی از امام باقر، هر آنکه از پروردگار اطاعت نماید، دوست‌دار اهل‌بیت و هر آنکه از اوامر پروردگار تخلف نماید، معاند اهل‌بیت میباشد.[۶۰]


کتاب «مودة اهل‌البیت و فضائلهم فی الکتاب و السنة» به مداد محمدتقی السید یوسف الحکیم
تک‌نگاری‌ها
برخی از کتاب‌هایی که در زمینه محبت اهل‌بیت مندرج‌ عبارتند از:

«مودة اهل‌البیت و فضائلهم فی الکتاب و السنة» و «حبّ اهل البیت فی الکتاب و السنة» به مداد محمدتقی السید یوسف الحکیم؛ مباحث این دو کتاب در پنج فصل اساسی تهیه شد‌ه‌است. کتاب در آغاز در سال ۱۴۱۹ق در ۱۴۰ شیت به تلاش انتشارات الرسالة[۶۱] و کتاب دیگر در ۱۴۲۴ق در ۲۷۸ ورقه به سعی انتشارات مؤسسة الفکر الاسلامی چاپ شد‌ه‌است.[۶۲]
«قرآن و محبت اهل‌بیت(ع)» نوشته علیرضا عظیمی‌فر؛ مولف در‌این کتاب به رسیدگی محبت اهل‌بیت در قرآن پرداخته و در قسمت نهایی آن به تردید ها اهل‌تسنن در آیه مودت جواب داده میباشد.[۶۳] این کتاب را دانش کده اصول آیین در سال ۱۳۹۴ش، در ۳۶۰ کاغذ منتشر نموده است.[۶۴]
«مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌بیت(ع)»، تألیف اصغر طاهرزاده؛ این کتاب را که در واقع متن پیاده گردیده سخنرانی‌های تالیف کننده میباشد، انتشارات لب‌المیزان در سال ۱۳۸۸ش در ۳۳۳ کاغذ منتشر نموده است.[۶۵]
«محبت نجاتبخش» به مداد عبدالرضا جمالی؛ مولف درین تاثیر اثرها محبت اهل‌بیت(ع) را در جهان، برزخ و قیامت رسیدگی می‌نماید.[۶۶] این کتاب در سال ۱۳۹۳ش به تلاش انتشارات زمزم هدایت منتشر شد‌ه‌است.[۶۷]
جستارهای متعلق
برتری اهل‌بیت(ع)
پانویس
بشوی، حقوق و دستمزد اهل‌بیت(ع) در تفاسیر اهل‌سنت، ۱۴۳۴ق، ص۱۰۳.
مظفر، عقائد الامامیه، ۱۳۸۷ش، ص۷۲؛ موسوی زنجانی، عقائد الامامیه الاثنی عشریة، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۱۸۱.
روضه خوان صدوق، اینجانب لا یحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۶۱۳.
کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۴۶؛ روحانی صدوق، اینجانب لا یحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۳۶۴؛ ابن‌عساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۴۳، ص۲۴۱.
کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۱۸۸.
علامه حلی، منهاج الکرامة، ۱۳۷۹ش، ص۱۲۲.
شافعی، دیوان الامام الشافعی، قاهره، ص۸۹.
فخلعی، شناخت با پیشینه، مبانی و طریقه‌های مذهب شی

بازدید : 18
سه شنبه 27 خرداد 1404 زمان : 14:05


عُمْدَةُ ألطّالِب فی أنْسابِ آلِ أبی‌طالب از کتاب‌های انساب که به وسیله احمد بن علی بن حسین حسینی دارای اسم و رسم به اِبْن‌ِ‌عِنَبه‌ (درگذشت:۸۲۸ق)، فقید شیعی و نسب‌شناس قرن نهم هجری مندرج میباشد. این کتاب به فرزندان ابوطالب و ذریه علی بن ابی‌طالب(ع) پک پذیرایی ترحیم مشهد می پردازد.

درباره مؤلف
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: احمد بن علی بن حسین حسینی
سیدجمال‌الدین‌ احمد بن‌ علی‌ بن‌ حسین‌ حسنی‌ حسینی‌ (حدود۷۴۸- ۸۲۸ق‌/۱۳۴۷-۱۴۲۴م‌)، مشهور به اِبْن‌ِ عِنَبه‌، مورخ‌ و نسب‌ شناس‌ شیعی‌ میباشد. او از شاگردان ابن مُعَیّه و در زمان شهید نخستین معاش می کرد و هر دو از روش‌ ابن‌ معیه‌ از علامه حلی قصه کرده‌اند. عمدة الطالب فی انساب آل ابی طالب مهمترین‌ تاثیر اوست‌. در زمینه ی مذهب وی اختلافاتی وجود دارااست، شواهدی بر زیدی یا این که امامی بودن وی، وجود داراست.

علت تألیف
ابن عنبه، انگیزه و علت تألیف این کتاب را اینگونه ذکر کرده که زیرا به بخش ها متفاوت مهاجرت کرده، چشم میباشد اشخاصی ادعای علوی‌بودن دارا هستند و کسی آن را انکار نمی‌نماید، چه اینکه به انساب علویون با خبر نیستند؛ لذا برای تبیین اصول و فروع این انساب کتاب حاضر را نوشتن نموده است.[۱]

سه ورژن کتاب
ابن عنبه این تاثیر را ۳ توشه در وسعت‌های متفاوت تألیف نموده است:

تحریر در آغاز که از کلیه کامل‌خیس، اما نامنظم میباشد، احتمالاً در ۸۰۲ق انجام شده و به تیمور گورکانی نثار گردیده، و به همین مناسبت به «عمدة الطالب تیموری » آوازه یافته میباشد. مؤلف نخست کتاب تصریح می‌نماید که مطالب آن را به صورت عمده از کتاب مختصر استادش، ابوالحسن علی بن محمد بن علی بن صوفی، و کتابی دیگر از آسوده بن عبدالله بخاری گرفته و نکاتی نیز از دیگر منابع بدان‌ها افزوده میباشد.
تحریر دوم به «عمدة الطالب جلالی» پر اسم و رسم میباشد و مؤلف آن را در ۸۱۲ق با انتخاب حدود دو سوم از تحریر اول و تهیه و تنظیم آن در ۳ باب و تقسیم هرباب به چندین فصل و اضافه کردن پیشگفتار‌ای، برای جلال الدین حسن بن علی بن حسن بن محمد حسینی تدوین نموده است.
تحریر سوم را برای پاد شاه شریف محمد بن فلاح مشعشعی، جدّ سادات حکم کننده حویزه تنظیم کرده و در ۱۰ صفر ۸۲۷ق از آن فراغت یافته میباشد.[۲]
آیت‌الله مرعشی نجفی این‌ ۳ را کبری‌، وُسطی‌ و صُغری‌ اسم‌ گذاشته‌ میباشد‌.[۳]

محتوا
مؤلف در عمدة الطالب بعداز یک سرآغاز در پیشگفتار‌ای کامل نیاکان حضرت ابراهیم(ع) و بعد از آن فرزندانش را تا ابوطالب برمی‌شمرد و آن گاه از فرزندان ابوطالب، عقیل، جعفر و علی بن ابیطالب(ع) خاطر می‌نماید و طی فصولی فرزندان اینان را به اختصار می آورد. در غایت با گستردن بیشتری نسل علی بن ابی طالب(ع) را از روش فرزندانش، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، محمد حنفیه، عباس و قدمت اطرف در ۵ فصل ذکر می‌نماید.[۴]
در‌این‌ گزارش‌ِ نسب‌شناسانه‌، داده ها‌ کوتاه‌ البته مفیدی‌ از کیفیت‌ توسعه‌ تیره علویان‌ در مرزو بوم‌ها و محل‌ سکونت‌ او آمده‌ میباشد‌ که‌ برای‌ تاریخ‌‌نگاران‌ راهنمای‌ قابل قبولی میباشد‌. مورخان‌ و محدثان‌ متأخر همانند‌ کیا گیلانی در سراج الانساب، حر عاملی در امل الآمل و علامه مجلسی در بحارالانوار از کتاب‌ عمدة الطالب‌، بسیار فایده‌ برده‌اند.[مستلزم منبع]

خصوصیت‌ها
تقسیمات و فصل‌بندی کتاب عمدة الطالب، پر‌نور و راهگشا وجود ندارد و برای یافتن یک فرد یا این که نسب وی بایستی در مظان آن جستجوی کافی کرد؛ چون ممکن میباشد ذکر فرزندان و نسل یک امام به شرح متعددی نیاز داشته و به درازا بکشد و در‌این ذکر از طبقات قدیم به نسل‌های بسیار به دور منتقل گردد و ناگهان به اجداد اول رجوع و برگشت کند. مؤلف به کلیه منابع خویش اشاره نکرده ولی در مواقعی به اسم راوی یا این که کتابی که مقاله خاصی را از آن نقل کرده اشاره می‌نماید.[۵]

پانویس
حسینی، عمدة الطالب، ص۱۸.
تهرانی، الذیعة، ج۱۵، ص۳۳۷ - ۳۳۹. حسینی، عمدة الطالب، ص۱۳ و ۱۴.
عمری، المجدی، مقدمۀ مرعشی نجفی، ص‌۴۳.
حسینی، عمدة الطالب، فهرست کتاب.
عمدة الطالب فی انساب آل ابی‌طالب، کتابخانه دیجیتال نور و روشنایی.
منابع
تهرانی، اقابزرگ، الذریعه، بیروت، دارالاضواء.
حسینی، احمد بن علی، عمدة الطالب فی أنساب آل أبی طالب، نجف، المطبعة الحیدریة، ۱۳۸۰ق.
حسینی، احمد بن علی، عمدة الطالب فی أنساب آل أبی طالب، قم، انصاریان، ۱۴۱۷ق.
علی بن محمد علوی عمری، المجدی فی انساب الطالبیین، پیشگفتار آیت‌الله نجفی مرعشی، به اسم المجدی فی حیاة صاحب و مالک المجدی، تعلیق و رسیدگی احمد مهدوی دامغانی، قم، کتابخانه آیت‌الله نجفی، ۱۴۰۹ق.

بازدید : 15
دوشنبه 26 خرداد 1404 زمان : 15:29


حِمْیَر اسم خاندان گران قدر و كهن عرب قحطانی و اسم دولتی در یمن بود. اشخاص این بستگان در سال نهم هجری، مسلمان شدند. پیش از آن، عموم این قوم بت‌پرست، مسیحی و یهودی بودند. فرستاده اكرم‌ (ص) مُعاذ بن جَبَل را برای یاددادن احكام اسلام یاروهمدم صاحب بن مراره نزد حمیریان ارسال کرد. در پیکار صفین بخش اعظمی از آن‌ها با معاویه یار و همدم پک پذیرایی ترحیم مشهد بودند.

تبارنامه
نسب بستگان حمیر به حمیر بن سَبَأ بن یشْجُب‌ بن یعْرُب‌ بن قَحطان‌ بن عابِر میرسد. مورخان مسلمان اسم مهم حمیر بن سبأ را العَرَنْجَج یا این که العَرَنج[۱] و زَید[۲] ذكر كرده‌اند. درباره سبب ساز اسم‌گذاری وی به حمیر اورده شده‌میباشد كه او خرقه‌ای سرخ میپوشید.[۳] نیز اورده شده‌میباشد او اول پادشاهی بود كه تاج طلا جواهرات برسرگذاشت و این تاج یاقوتی سرخ و درخشنده داشت. از این‌رو، او را المَلِك‌الاحمر و بعد از آن حمیر خواندند.[۴]

تاریخچه
به گفته مورخان، حمیر اولیه كسی بود كه بعداز مرگ پدرش، سبأ، به پادشاهی رسید.[۵] و در شهر مأرب ساکن شد. او مانند پدرش فتوحاتی كرد و دیگر فرمانروایان را فرمان بردار و مغلوب تشکیل داد.[۶] اورده شده میباشد که حمیر دلیر و به مُتَوَّج (تاج‌دار) ملقب بود و پنجاه سال پادشاهی كرد.

سازه بر نقلهای تاریخی بعد از حمیر برادرش، کهلان‌ بن سبأ، به پادشاهی رسید و بعد از سلطنتی زمانبر (۳۰۰سال) درگذشت و پادشاهی به اولاد حمیر برگشت.[۷]

پرونده:ظفار در یریم،پایتخت حمیریان.jpg
ظفار در یریم، پایتخت حمیریان
پایتخت ملوک حمیر شهر ظَفار بود[۸] كه اثرها آن اكنون در یکسری كیلومتری جنوب شهر یریم، بر روی تپه‌ای صخره‌ای باقی میباشد.

به گفته حمزه اصفهانی،[۹] بین کلیه تواریخ، تاریخ ملوک حمیر از کلیه مغشوش‌خیس میباشد. مسعودی[۱۰] به گزارش محمد بن موسی خوارزمی، بازه زمانی پادشاهی آن‌ها را ۱۹۳۸ سال ذكر كرده میباشد.

آئین حمیری‌ها
مسیحیت: در قول قسطنطین دوم (حك: ۳۳۷ـ۳۴۰میلادی) ، امپراتور روم، فرمانروا حمیر ذیل‌ تأثیر تئوفیلوس هندی، مبشر مسیحی، به دین مسیحی گروید و مسیحیت در یمن تکثیر یافت و كلیساهایی در ظفار و عدن ساخته شد.[۱۱] در طی فرمانروایی ذَمَر علی یهَبِر (حكومت: ۳۴۰ـ ۳۶۰ میلادی) ، زیرا بند مأرب برای دومی‌توشه حاد شد،[۱۲] حبشی ها مجال را غنیمت شمردند و به تحریک امپراتور روم‌شرقی و به علت وصال به تفوق تجاری، اشاعه آئین مسیحیت و رویارویی با نفوذ ساسانیان به یمن حمله كردند.[۱۳]
یهودیت: شروع میل حمیر به آئین یهود و كنار گذاشتن بت‌پرستی، به دعوت اسعد تبّع و دو دانا یهودی‌ شکل گرفت كه او آن‌ها‌را از یثرب به یمن برده بود. اورده شده میباشد كه اسعد قصد ویرانی کعبه را داشت البته آن دو اورا برحذر داشتند.[۱۴]
بت پرستی: در اواخر سده چهارم میلادی بت‌‌پرستی در حمیر مکان خویش را به دین یهود بخشید.[۱۵] ابوکرِب تُبان اَسْعَد (یا این که اسعد تُبَّع، حك: ح ۳۸۵ـ۴۲۰ میلادی) ، شاه حمیر، هنگام لشكركشی به یثرب و اقامت در آنجا، به آیین یهود گروید. حمیر و قبایل متحد آن، قبل از رغبت به ادیان توحیدی، در جایی به اسم بَلْخَع، بت نَسْر را پرستش می‌كردند.[۱۶] بت نَسْر از آنِ ذوالکلاع، از طوایف حمیر، بود.[۱۷]
اصحاب اُخدود
ذونواس آخرین فرمان روا دولت حمیر بود كه به آئین یهود گروید و بیان شده میباشد بعد از آن بیشتر حمیریان نیز به آئین یهود گرویدند. ذونواس كسی میباشد كه در نجران گودالهایی كند و مسیحیان را كشت و از این‌رو، به صاحب و مالک الاُخدود جهانی شد،[۱۸] كه در قرآن كریم نیز به آن اشاره شد‌ه‌است.[۱۹]

بازدید : 16
يکشنبه 25 خرداد 1404 زمان : 11:12


هنر اسلامی
نصر هنر اسلامی را هنری میداند که از روش ضرب موزیک‌های بی‌نقطه پايان قابل انعطاف، دور و بر یا این که صوت، محدودیت‌های شکل ظاهری موردها را از میان می برد و به این وسیله روح را برای تایید احد، رویش می دهد. این هنر از واقعیت باطنی اسلام سرچشمه می گیرد و قسمت طلاق ناپذیر وحی اسلامی میباشد که در زیباسازی معاش معمول بشر‌ها نقش اصلی داشته و به علاوه یادآور حضور معبود و زیبایی پک پذیرایی ترحیم مشهد اوست.[۵۸]

موسیقی و اسلام
نصر با نمونه آوردن از قرائت سنتی قرآن که این نظر را دارد ترکیبی از شعر و موسیقی میباشد، خطابه‌های سوگواری، اذان و موسیقی‌ای که با تصوف لینک و پیوند داراست، به مقام والای موسیقی در اسلام اشاره می‌نماید.[۵۹] و بر این اعتقاد میباشد که فرهنگ وتمدن اسلامی به واسطۀ آیین اسلام، سنت‌های موسیقایی عظیمی را محافظت کرده و پیشرفت داده میباشد. بر اساس نگرش نصر، اسلام با میانه‌روی و هوشیاری بازدارنده از آن گردیده که موسیقی به امری فقطً این جهانی یا این که پَست یا این که ظاهری تبدیل گردد.[۶۰]

فلسفۀ تطبیقی
نصر با تاکید بر عنایت و ضرورت فلسفۀ تطبیقی، تطبیق در میان تامل‌های وابسته به شرق و غرب، سوای بازگشت به موضوع‌های فقاهتی را (خواه آیین اثر مثبت نهاده باشد و خواه منفی) به پوچی مقایسه‌ای میداند که در میان تک نت موسیقی فارغ از برگشت به ملودی‌ای که بخشی از آن میباشد صورت بپذیرد. او با دقت به حالت غلبه یافتۀ دنیا معاصر، یک کدام از مهمترین اقتضائات معاش بشر را، تفاهم در سطحی فلسفی برمی‌شمرد. چون به لحاظ وی در هیچ زمان‌ای از تاریخ انسان، نیاز به تفاهم در بین ملت‌ها به‌اندازۀ بعدازظهر حاضر شدید نبوده میباشد. راه‌حل خروج از این موقعیت نیز به تنهایی خیر در شرق میباشد و خیر در غرب بلکه در مصاحبه و مفاهمۀ در بین این دو میباشد.[۶۱]

یاددادن و تربیت اسلامی
نصر برای یاد دادن و تربیت، رده ویژه‌ای قائل میباشد و براین اساس اعتقاد دارد هر فردی قوی به جاری ساختن آن وجود ندارد. معلمی به دو دلیل شایستگی و عشق نیاز دارااست.[۶۲] او با عیب گیری از آموزش و پرورش پاره پاره به ویژه در غرب، آموزش و پرورش بی نقص را نظامی مطلوب دانسته و به این ترتیب از احیای آموزش و پرورش سنتی اسلامی که مانند همۀ نظام‌های سنتی مبنی بر ملاحظۀ همۀ عامل ها با یکدیگر (رشد ذهن و پندار و جسم) میباشد، امان می‌نماید. درین شیوۀ یاد دادن و تربیت، رابطۀ استاد و دانش آموز بسیار انسانی و مجاورت میباشد و رشد نفس و ذهن، عامل ها اخلاقی و حتی جسمانی و نیز فکری همگی به یک اندازه آیتم اعتنا قرار می گیرند. درحالیکه به یقین او امروزه، یاد دادن و تربیت تازه به طور کامل از کردار غیروابسته افتاده میباشد.[۶۳] امروزه حکمت، یعنی معرفتی که بشر را به کمال می رساند و تمام وجود او‌را در برمی‌گیرد، فراموش گردیده‌است.[۶۴]

مهدویت
پزشک معالج نصر با دقت به نظریۀ سنت‌گرایی خویش، به‌اندیشۀ مهدویت دقت ویژه‌ای نموده است. وی این نظر را دارد منجی و مصلح، مصداق بشر بدون نقص میباشد که در آتی و فرصت مطلوب، با عزم الهی ظهور خواهد کرد و بدون نقص‌ترین جامعه را تشکیل خواهد اعطا کرد. او اعتقاد دارد اسلام برخلاف مسیحیت، وظیفۀ حضرت مهدی(عج) و مسیح(ع) را با همدیگر مرتبط دانسته و ظهور هر دوی وی را بخشی از سلسله رویدادهای بزرگ اخروی (قیامت) میداند. او با اشاره بدین‌که جریان کلی نظام طبیعت و سیر تاریخ، رو به سوی تکامل میباشد و در غایت حکومتی گران بها‌های بی نقص انسانی استقرار می یابد، می افزاید، تا به امروز حکومتی بدون نقص و حقیقی وواقعی تحقق نیافته میباشد.[۶۵]

بازدید : 29
پنجشنبه 22 خرداد 1404 زمان : 12:22


نواره غَزَّه (به عربی: غزة) حوزه‌‌ای مسلمان‌نشین در فلسطین میباشد که از سال ۲۰۰۵م زیر در اختیار گرفتن حماس درآمد. حماس از سال ۲۰۰۷م طرح استقلال غزه از دولت مرکزی فلسطین را مطرح کرد که با برخورد اسرائیل یاور بود. اسرائیل در برخورد به‌این مبادرت،‌ غزه را محاصره و حمله ها نظامی به غزه را پی‌ریزی پک پذیرایی ترحیم مشهد کرد.

جمعیت بومی در نوار غزه بیشتراز دو میلیون نفر میباشد که بیش تر از ۹۸ درصد آن ها سنی‌مذهب و عرب می‌باشند.

شرایط و عنایت
نواره غزه، حوزه‌‌ای در شمال مصر و در غرب مملکت فلسطین[۱] که ۹۸ درصد جمعیت آن مسلمان می باشند. مسیحیان نیز یک درصد از جمعیت این ناحیه را تشکیل داده‌اند. مذهب چیره در‌این حیطه،‌ اهل‌سنت میباشد.[۲]

گفته می‌گردد هاشم بن عبدمناف، جد دوم فرستاده(ص)، در شهر غزه دفن گردیده است. به همین خیال و خاطر این شهر در قدیم «غَزَّة الهاشم» اسم داشت.[۳] برای هاشم در‌این شهر، مرقدی نیز گزارش گردیده که بارها آیتم هجوم وهابیت برای تخریب قرار گرفته میباشد.[۴] همینطور به نقل یاقوت حموی، محمد بن ادریس شافعی، از فقهای چهارگانه اهل‌سنت، در غزه به جهان آمده میباشد.[۵]

حوزه‌ غزه در بالا اسلام از بخش ها پراهمیت برای کسب و کار اهل مکه و مدینه به‌شمار میرفت.[۶] حماس به‌تیتر یک کدام از مطرح ترین نیروهای مقاومت در فلسطین، در غزه ساخت شد و به دیگر نواحی فلسطین توسعه و گسترش یافت.[۷] این شهر به‌تیتر موقعیتی مرکزی در تحولات فلسطین نقش انجام می‌نماید.[۸]

اسرائیل دربین نوار غزه و مرزو بوم‌های اشغالی فلسطین، دیواری حائل تولید کرده تا مرز بین نوار غزه و شهرهای صهیونیست‌نشین باشد.[۹] این ناحیه مشمول شهرهای غزه، جَبالیا، رَفَح، خان‌یونس، بیت‌حانون و دیر البَلَح میباشد.

محاصره زمان بر‌دوران، حمله ها نظامی و کشتار غیرنظامیان در غزه به دست اسرائیلی‌ها، منجر گردیده‌است تا دنیا اسلام و بالاخص عالمان شیعه نسبت به آن‌ها برخورد علامت دهند. سید علی خامنه‌ای رهبر کشور ایران،‌ بارها در پیام‌هایی، جنایات انجام یافته درین حیطه را محکوم نموده است.[۱۰] در جمهوری اسلامی ایران، روز ۲۹ دی، تحت عنوان روز غزه نامگذاری شد‌ه‌است.[۱۱]


تخریب ساختمان‌های غزه در هجوم ها اسرائیل (۲۰۲۳م)
تاریخچه
از زمانه قبل از اسلام،‌ حکومت غزه به دست اعراب حیطه بوده میباشد. گزارش گردیده‌است که در زمانه هیرود بزرگ (فرمانروای یهودیه یا این که اورشلیم)، فرمان روا این حوزه‌، فردی از اعراب غزه بود و در هنگام ظهور اسلام نیز اعراب بر آن ناحیه سیطره داشتند.[۱۲] این ناحیه در زمان امپراتوری عثمانی، شاهد نزاع‌هایی میان نیروهای بریتانیایی و ترکان عثمانی بود. در سال ۱۹۴۸م و به‌دنبال منازعه در حیطه[۱۳] غزه به اشغال ارتش مصر درآمد.[۱۴] بعداز آن نیز اسرائیلی‌ها بارها به‌این منطقه حمله برده‌اند.[۱۵]

در سال ۱۹۶۷م این حیطه به دست اسرائیلی‌ها در آمد و در سال ۲۰۰۵م با عقب‌نشینی اسرائیلی‌ها، به دست نیروهای فلسطینی درآمد.[۱۶] در سال ۲۰۰۵م، تیم حماس با موفقیت در انتخابات در فلسطین، وارد عرصه سیاست شد. این تیم بعد ها در سال ۲۰۰۷م و بعداز تضارب با نیروهای فتح به رهبری محمود عباس، بر حرکت فتح[یادداشت ۱] موفق شد و اداره نصیب نوار غزه را به‌تیتر مرزو بوم تجزیه‌گردیده از فلسطین بر ذمه گرفت.[۱۸]

مقاومت در قبال اشغالگری اسرائیل
بعداز سیطره حماس بر نوار غزه از سال ۲۰۰۷م، این حیطه ذیل محاصره اسرائیل درآمد و اسرائیلی‌ها بارها با بستن گذرگاه‌های ورودی و خروجی آن، از ورود سوخت،‌ مواد غذایی و دارو به‌این حوزه‌ پرهیز کرده‌اند.[۱۹] از سال ۲۰۰۷ هرگونه ورود و خروج به غزه آیتم رسیدگی قرار می‌گرفت و ورود هرگونه کشتی به سواحل غزه از جانب اسرائیل ممنوع شد. فرودگاه این حیطه که در سال ۱۹۹۴م بهره‌برداری گردیده بود،‌ در سال ۲۰۰۱م به وسیله ارتش اسرائیل ازبین رفت.[۲۰]

هجوم ها اسرائیل علیه غزه
در طی تاریخ،‌ حمله ها زیادی از سوی اسرائیل علیه غزه، شکل پذیرفته میباشد.

بازدید : 44
چهارشنبه 21 خرداد 1404 زمان : 11:35


مذهب جعفری
نوشته ی علمیٔ مهم: مذهب جعفری
در بین امامان شیعه، بیشترین ماجرا از امام راست گو(ع) نقل گردیده است.[۵۸] او همینطور بیشترین شمار راویان را داشته میباشد. اِربِلی شمار قصه‌کنندگان از اورا ۴۰۰۰ بدن دانسته میباشد.[۵۹] به گفته ابان بن تغلب شیعه ها هرگاه در کلام نبی(ص) اختلاف‌حیث پیدا می‌کردند، به صحبت حضرت علی(ع) تمسک می‌کردند و بعد از آن که در صحبت علی اختلاف‌حیث داشتند، به حرف امام درست گو(ع) رجوع و برگشت می‌کردند.[۶۰] به دلیل نقل بیشترین احادیث دینی و کلامی از امام راست گو(ع)، مذهب شیعه امامی را مذهب جعفری نیز می خوانند.[۶۱] امروزه امام درست گو(ع) به اسم مدیر مذهب جعفری معروف میباشد.[۶۲] در سال ۱۳۷۸ق، روضه خوان شَلتوت مدیریت کالج الأزهر در مصر، در ادامه مکاتباتی با آیت الله بروجردی، مذهب جعفری را به رسمیت آشنایی و کار به آن را به نظر فقهی روا پک پذیرایی ترحیم مشهد شمرد.[۶۳]

مناظرات و گفتگوهای علمی
در متن‌ها حدیثی شیعه، مناظرات و گفتگوهایی دربین امام درستگو(ع) و متکلمان مذهب‌ها دیگر و نیز برخی از منکران وجود پروردگار گزارش شد‌ه‌است.[۶۴] در بعضی از مناظرات، شاگردان امام درست گو(ع) در حضور او در مورد‌ای که تخصص داشته‌اند، با سایر افراد مناظره کرده‌اند. درین جلسات امام راست گو(ع) بر مناظره پژوهش کرده و گاه خویش نیز وارد دعوا شد‌ه‌است.[۶۵] مثلا در گفتمان با عالمی از اهل شام که خویش درخواست مناظره با شاگردان امام درست گو(ع) را داشت، امام از هشام بن سلامت خواست تا در قضیه صحبت با وی گفتمان نماید.[۶۶] همینطور از شخصی که قصد مناظره با اورا داشت، خواست تا در هر موضوع‌ای که میخواهد، آغاز با شاگردانش گفتمان نماید و در شکل غلبه بر آن ها با وی مناظره نماید. آن شخص در مسئله قرآن با حُمران بن اَعیَن، در مورد ادبیات عربی با ابان بن تغلب، در فقه با زُراره و در صحبت با مؤمن الطاق و هِشام بن تندرست مناظره کرد و مغلوب شد.[۶۷]

احمد بن علی طبرسی در کتاب الاحتجاج تیم‌ای از مناظرات امام راستگو(ع) را گرد آورده میباشد که برخی از آنان عبارت میباشد از:

مناظره با یکی منکران پروردگار درباره وجود خداوند[۶۸]
مناظره با ابوشاکر دَیصانی، درباره وجود آفریدگار[۶۹]
مناظره با ابن‌ابی‌العوجاء درباره وجود آفریدگار[۷۰]
مناظره با ابن‌ابی‌العوجاء درباره حدوث عالَم[۷۱]
مناظره‌ای زمان بر با یک کدام از منکران وجود خداوند درباره مسائل متعدد فقاهتی[۷۲]
مناظره با ابوحنیفه درباره روش استنباط احکام شرعی، به‌ویژه قیاس[۷۳]
مناظره با برخی از علماء معتزله درباره طریق گزینش حکم دهنده و برخی احکام فقاهتی[۷۴]
سیره سیاسی
حیات امام راستگو(ع)، با خلافت ده خلیفه پایان بنی‌امیه به عنوان مثال قدمت بن عبدالعزیز و هشام بن عبدالملک و دو خلیفه ابتدا عباسی، سفاح و منصور دوانیقی هم زمان بود.[۷۵] وی در هجرت امام باقر(ع) به شام که به درخواست هشام بن مخلوق الملک شکل گرفت، هم پا بابا بود.[۷۶] در امامت امام راست گو(ع)، پنج خلیفه پایان اموی یعنی از هشام بن عبدالملک به آنگاه و سفاح و منصور خلفای عباسی حکومت کردند.[۷۷]

هجران از قیام مسلحانه
به‌رغم آنکه امامت امام درست گو(ع) با ضعف و فروپاشی امویان همدم بود، او از زد خورد‌های نظامی و سیاسی هجران جست و حتی دعوت به خلافت را نپذیرفت. شهرستانی در الملل والنحل گزارش نموده است که ابومسلم خراسانی بعداز مرگ ابراهیم امام، در طومار‌ای امام درستگو(ع) را سزاوار‌ترین شخص برای خلافت خواند و از وی دعوت کرد تا خلافت را بپذیرد؛ البته امام درستگو(ع) در جواب نوشت: «خیر تو از یاران اینجانب هستی و خیر زمان، زمان اینجانب میباشد».[۷۸] وی جواب دعوت ابوسلمه علاوه بر برای خلافت را نیز با سوزاندن طومار‌اش بخشید.[۷۹] او همینطور در قیام‌هایی که بر ضد حکومت اتفاق افتاد، مثلا قیام عمویش زید بن علی، کمپانی نکرد.[۸۰] مطابق حدیثی، امام درست گو(ع) خلا یاران راستین را انگیزه جلوگیری از قیام شمرده میباشد.[۸۱]در بعضا احادیث حضرت تعداد ۱۷ نفر و گاه پنج نفر را برای قیام کافی دانسته میباشد و در قبال سماجت برخی از یاران برای قیام به آن‌ها می‌فرمود ما عالی از شما و بقیه افراد می دانیم که چه هنگامی و چه وظیفه‌ای داریم.[۸۲]

اختلاف با عبدالله بن حسن مثنی
در سال‌های نهایی حکومت بنی‌امیه، گروهی از بنی‌هاشم به عنوان مثال عبدالله بن حسن مثنی و پسرانش و سفاح و منصور در ابواء توده شدند تا برای قیام برضد حکومت، با یکی‌از خودشان بیعت نمایند. درین گرد‌همایی عبدالله پسرش، محمد را مهدی معرفی کرد و از حاضران خواست با وی بیعت نمایند.
امام راستگو(ع) زمانی از این روایت باخبر شد، اعلام کرد: پسر تو مهدی وجود ندارد و اینک نیز هنگام ظهور مهدی وجود ندارد. عبدالله از سخنان او خشمگین شد و اورا به حسادت جنایتکار کرد. امام راست گو(ع) عهد خورد که از روی حسادت صحبت نمی‌گوید و اذعان کرد که پسران وی کشته می شوند و خلافت به سَفّاح و منصور می رسد.[۸۳] فرستاده جعفریان ریشه اختلاف در بین فرزندان امام حسن(ع) و فرزندان امام حسین(ع) را همین روایت دانسته میباشد.[۸۴]

بازدید : 15
سه شنبه 20 خرداد 1404 زمان : 13:47


ساختار کتاب
ابن شهرآشوب هر چندین کتاب فهرست روحانی طوسی را بی سابقه و دارنده زوائد و فوائدی دانسته اما کتاب خودش را متمم کتاب روحانی طوسی دانسته چون که حدود ۶۰۰ مصنف دیگر را به کتاب روحانی افزوده میباشد. ابن شهر آشوب به‌دنبال پیشگفتار، تاریخچه فهرست‌نویسی و کتاب‌نویسی را آورده و حرف ابوحامد محمد غزالی را که گفته او‌لین هر کس در اسلام کتاب نوشته ابن جریج بوده عیب گیری کرده و این نظر را دارد او‌لین مُصنّف(مولف وجمع آوری کننده کتاب) در اسلام امیرالمؤمنین(ع) به دلیل گردآوری قرآن میباشد، آن گاه سلمان، ابوذر، اصبغ بن نباته، عبیدالله بن ابی رافع و امام زین العابدین(ع) به منجر صحیفه کامله سجادیه هستند و آن گاه به نویسندگان اصول اربعمائه اشاره پک پذیرایی ترحیم مشهد می‌نماید.[۳]
ساختار کتاب پس از پیشگفتار اینگونه میباشد:

آغاز اسم مُصَنّفان (نویسندگان) مبنی بر حروف الفبا تهیه و تنظیم گردیده است.
فصلی در معرفی آنانی که به لقب شان شناخته میشوند.
فصلی در شناسایی آنانی که به کنیه یا این که فامیل یا این که شهری دارای اسم و رسم‌اند.
فصلی در بیان کتاب‌هایی که تالیف کننده آن‌ها مجهول میباشد. این فصل قسمت نهایی فهرست میباشد و ۲۳۰۱ تیتر کتاب از ۱۰۳۱ تالیف کننده را معرفی نموده است.
دو فصل در: ۱. معرفی شعرای اهل بیت(ع) در چهار فصل «مجاهرین» (بی‌باکان)، «مقتصدین» (معتدلان)، «سادات»، «صحابه و تابعین»؛ ۲. معرفی اصحاب ائمه(ع) در دو فصل «مُتقین» و «مُتکلّفین».[۴]
استارت کتاب با اسم ابراهیم بن محمد ثقفی کوفی میباشد. او مستقر اصفهان بوده و اسم بعضی از کتاب‌هایش عبارتند از: المغازی، المبتدأ، الاحداث، التاريخ، السقيفة، الشورى خبر‌ها قدمت، خبر‌ها عثمان، الدار، مقتل عثمان، النهروان، الردة، بيعة أميرالمؤمنين عليه‌السلام، الجمل، صفين الغارات، حرورا، مقتل أمير المؤمينن رسائل أميرالمؤمنين عليه‌السلام واخباره وحروبه قيام الحسن بن علي عليه السلام، مقتل‌الحسين عليه‌السلام، فدك، المودة في ذي‌القربى، ما نزل اینجانب القرآن في أميرالمؤمنين عليه السلام. [۵] نقطه نهایی قسمت کتاب معرفی اشخاصی میباشد با تیتر متکلفین در فصلی جدا که عبارتند از: حسان بن اثبات، مروان بن أبي حفصه و پسرش محمود، اشجع سلمى، ابو بديل تميمي، ابراهيم بن عباس، منصور الفيه و مغربي. [۶]

خصوصیت‌ها
بعضا از خصوصیت‌های کتاب اینگونه میباشد:

درین کتاب ۴۳ نفر توثیق گردیده‌اند؛ به عنوان مثال: ابراهیم بن باتقوا الانماطی الکوفی، ابراهیم بن عبدالحمید، اسماعیل بن مهران، اسماعیل بن شعیب العریشی، اسماعیل بن عمار.
مؤلف تعداد ۶۷ نفر که اصل دارا هستند بیان نموده است؛ مثلا: ابراهیم بن مهزم الاسدی، ابراهیم بن عثمان ابو الخزاز الکوفی، ابراهیم بن أبی البلاد، ابراهیم بن یحیی، ابراهیم بن عمیر الیمانی.
طبقه ۵۳ نفر را بیان نموده است.
ابتکار عمل یا این که استعمال عبارت‌های خاص، مثل: مَجفُوّ الروایة (به روایتش دقت نشده میباشد)، مِن غِلمان العیاشی (از دست پروردگان عیاشی میباشد)، الزکاة علی نسق الفقه (کتابی به اسم زکاة دارااست که به طریق فقه نگاشته میباشد)، له کتاب الرحمة مثل کتاب سعد بن عبدالله (دارنده کتابی به اسم الرحمة میباشد مانند کتاب سعد بن عبدالله)، له کتاب مُعَوّل علیه (دارنده کتابی قابل پشت گرمی میباشد)، اینجانب أجلّاء الکُتّاب (از بزرگان مولف).
گاهی وضع و اوضاع و مذهب راوی مذکور، برای مثال مندرج میباشد: ابراهیم بن اسحاق النهاوندی، ‌مجرم میباشد؛ ابراهیم بن عبدالحمید، ‌واقفی مذهب میباشد؛ اسماعیل بن عمار، فحطی مذهب بود؛ احمد بن علی ابوالعباس، مجرم به بزرگ نمایی میباشد.
علی‌رغم این که کتاب درباره فهرست اثرها و مؤلفان شیعه میباشد، تنی چند از علمای اهل سنت را - که کتاب‌هایی درباره اهل بیت یا این که شیعه داشته‌اند- نیز بیان نموده است، مثل:
«الحافظ أبونعیم أحمد بن عبدالله الاصفهانی» عامی مذهب میباشد، البته کتابی به اسم منقبة المطهرین و مرتبة الطیبین و ما نزل فی القرآن فی امیرالمؤمنین(ع) دارااست.
ابو با تقوا احمد بن عبدالملک المؤذن عامی مذهب میباشد، ‌البته کتابی به اسم الاربعین فی فضائل الزهراء(س) دارااست.
«علی بن محمد المدائنی» عامی‌مذهب میباشد، کتاب‌هایش نیکوست. برای مثال: السیرة فی مقتل الحسین(ع).
«عباد بن یعقوب الرواجنی» عامی‌مذهب میباشد، کتابی در خبر ها حضرت مهدی(ع) دارااست که آن را «مسند» نامیده میباشد.[۷]
شرایط و رده
علامه حلی صاحب و مالک «خلاصة الاقوال»، روحانی حر عاملی مالک امل الآمل، سید مصطفی تفرشی صاحب و مالک انتقاد الرجال، میرزا محمد استرآبادی، علامه مجلسی،ابو علی حائری، محمد باقر خوانساری و دیگرافراد از این کتاب تحت عنوان منبع استعمال کرده‌اند.[۸]

چاپ‌ها
سید محمدصادق آل بحرالعلوم در پیشگفتار‌ای که بر همین کتاب نگاشته و مطبعه حیدریه نجف آن را در سال ۱۳۸۰ق/۱۹۶۱م به چاپ رسانده میباشد، می‌نویسد: این کتاب نخستین دفعه در سال ۱۳۵۳ق، در طهران در ۱۴۱ کاغذ به چاپ رسیده که مشتمل بر ۹۹۰ گزینه ترجمه علما و تألیفات آنهاست و عباس اقبال [یادداشت ۱] آن را مطالعه کرده و تعلیقه‌هایی بدان افزوده میباشد.
وی همینطور می افزاید: کتابی که خویش آن را تفحص کرده با ورژن‌ای درست‌خیس از ورژن اقبال رویا رویی گردیده که دربردارنده ۳۱ گزینه ترجمه بیشتر از ورژن اقبال میباشد.
از آنچه آل بحرالعلوم بیان کرده بدست میاید که صرفا دو چاپ از این کتاب وجود داراست، در حالی که تعداد آن‌ها بیشتر میباشد؛ همانگونه که آیت الله مرعشی گفته میباشد که‌این کتاب نخستین دفعه در لکنهوی هند و توشه دوم در نجف اشرف و توشه سوم در طهران به چاپ رسیده میباشد.[۹]

پانویس

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 502
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه