loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 28
پنجشنبه 19 تير 1404 زمان : 11:34


با علی بن ابراهیم بن مهزیار غلط نشود.
علی بن مهزیار اهوازی دورقی، فقید، محدّث و از رهبران و سرشناسان شیعه در اوایل قرن سوم قمری. او نزد امامان شیعه منزلت والایی داشت و از یاران مجاورت امام جواد(ع) و امام هادی(ع) و نماینده قانونی وی در بعضا نواحی بود. لقب او ابوالحسن و به اهوازی و دورقی پر اسم و رسم بود. علی بن مهزیار در نوجوانی یار و همدم پدرش که مسیحی بود، به اسلام روی آورد و در عبادت و دانش زبانزد شد و به حمایت از مذهب اهل بیت پرداخت. او با امامان شیعه رابطه داشت و امام جواد(ع) در اسم‌ه‎ای او‌را ستوده میباشد. درباره ی محل دفن او اختلاف میباشد و دو مقبره در شهرهای جاجرم و اهواز به او منسوب پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد.

نسب، لقب و کنیه
بابا علی به اسم مهزیار، مسیحی و اهل هند بود که اسلام آورد و بعد از آن در یکی‌از روستاهای اهواز سکونت کرد. علی بن مهزیار نیز هم پا پدرش، در به عبارتی زمان نوجوانی به آیین اسلام گروید.[۱]

برخی معتقدند که او اهل «هِندیجان عجم» میباشد.[۲] در عصر‌های پیشین «هندیجان» از شهرهای دُورَق قدیم - جزء عجم - محسوب میشد.

منابع، لقب او را ابوالحسن و کنیه او را اهوازی و دورقی آورده‌اند.[۳] کنیه دورقی از آن جهت به او اطلاق گردیده است که محل تولد او دورق یکی‌از شهرهای خوزستان بوده میباشد.[۴]

خصوصیت‌ها
عبادت
در اوضاع و احوال علی بن مهزیار آورده‌اند که: «هنگام طلوع خورشید برای معبود به سجده می‌زمین‌خورد و سرش را بلند نمیکرد تا اینکه هزار نفر از برادران فقهی‌اش را دعا میکرد.[۵][۶] ازاین‌رو، پیشانی او در تاثیر سجده‌های زیاد و وقت گیر، همچون زانوی شتر، پینه زده بود.»[۷]

دانش
بنابر نقل روحانی طوسی (از عالمان گرانقدر شیعه در قرن پنجم)، علی بن مهزیار از مفسران قرن سوم هجری میباشد و بیش تر از سی کتاب و رساله در موضوع‌های گوناگون معارف اسلامی داراست.[۸] اسم او در ورقه ها حدود ۴۳۷ قصه آمده میباشد.[۹]

رابطه با امامان شیعه
علی بن مهزیار از امام رضا(ع) حدیث نقل کرده‌میباشد.[۱۰] او از یاران مجاورت امام جواد(ع) و امام هادی(ع) به شمار می‌رود[۱۱] و نماینده قانونی آن‌ها بود و توقیع امام برای وی هنوز جان دار میباشد.

امام جواد(ع) در طومار‌ای علی بن مهزیار را اینگونه تحسین می‌نماید:

«ای علی! در تقلید کردن، جاری ساختن دستورات، خیرخواهی و پندگویی تورا آزمودم (و تو سرافراز از بوتۀ تست خارج آمدی). پس در شرایطی که بیان کنم کسی را مانند تو ندیده‌ام، چه بسا راست گفته باشم. خدا به تو پردیس برین و آن مقامات والایی که نمی‌دانی، مشوق دهد. اینجانب رده تو و سرویس ها شبانه روزی تو‌را در سوز‌و‌سرما و گرما از دید به دور نداشته‌ام. از آفریدگار می خواهم در روز قیامت که تمامی را گرد میاورد، آن چنان مخلوقات خویش را شیدا و دوستدار تو نماید که مایۀ رشک باشد. به صدق که آفریدگار شنوندۀ دعاهاست...»[۱۲][۱۳]
همینطور امام جواد(ع) در پاسخ یکی طومار‌های علی می‌نویسند:

«ولی راجع‌به دعائی که از اینجانب مراد بودی. تو نمی‌دانی که پروردگار تورا در نزد اینجانب چه‌گونه قرار داده که به خیال و خاطر محبتی که به تو دارم گاهی تو‌را به نامت می خوانم. پروردگار آنچه را به تو روزی کرده به شایسته ترین صورت استوار گرداند و با خشنودی اینجانب از تو، وی هم از تو خشنود خواهد شد و تو‌را به آرزویت نائل گرداند و با عفو و بخشش خودش تو‌را در پردیس اعلی میهمان سازد. معبود تورا نگهداری نماید و دوست بدارد.[۱۴][۱۵]

علی بن مهزیار از‌ جانب امام هادی(ع) نیز وکالت داشت و توقیعاتی از طرف امام درباره صحت و درستکاری او برای شیعه‌ها صادر‌ گردیده‌ میباشد‌.[۱۶]

بازدید : 32
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 22:10


عبدالله مازندرانی (۱۲۵۶-۱۳۳۰ق) از فقیهان شیعه و از حامیان مهم نهضت مشروطه جمهوری اسلامی ایران بود. وی مشروطه را وسیله‌ای برای پرهیز از ظلم و ستم به عموم، و کمپانی درین تکان را بر تمامی مسلمانها واجب پک پذیرایی ترحیم مشهد می‌دانست.

مازندرانی به یار آخوند خراسانی و میرزا حسین خلیلی تهرانی (مراجع ثلاث) بعداز به توپ مسدود شدن مجلس در ۲۳ جمادی‌الاول ۱۳۲۶ق به وسیله محمدعلی سلطان قاجار، حکم جهاد و نزاع علیه استبداد محمدعلی پاد شاه اعطا کرد. وی در سال ۱۳۳۰ هجری قمری در ۷۴ سالگی، درگذشت و در نجف دفن شوید.

معاش‌طومار
عبدالله مازندرانی در سال ۱۲۵۶ق در بارفروش مازندران (بابل کنونی) چشم به جهان گشود. پدرش، ملا محمدنصیر دیوشلی، روضه خوان اهل دیوشل لنگرود در استان گیلان بود که پیش از میلاد پسرش محمد به بارفروش مهاجرت کرد. شایان بیان میباشد که روضه خوان عبدالله مازندرانی آغاز به گیلانی مازندرانی دارای شهرت بود؛ اما در دهه انتهای معاش به مازندرانی خوانده میشد و پسوند گیلانی برای او متروک گشت. زادگاه او را اکثر منابع دیوشَل دانسته‌اند، البته این مقاله ناصحیح میباشد و محل تولد او بارفروش میباشد. [۱]

تحصیلات
تحصیلات اول عبدالله مازندرانی در بارفروش بود. بعد راهی عتبات عراق شد و محضر اساتید آن خطه را اخذ و به رده اجتهاد نائل گشت.[مستلزم منبع]

اساتید
عبدالله مازندرانی آغاز در بارفروش نزد پدرش ملا محمدنصیر و نیز نزد دانا عارف ملا محمد اشرفی درس خواند. بعد راهی عراق شد و در کربلا به درس فاضل اردکانی و آن گاه در نجف به درس روضه خوان مرتضی انصاری ، مهدی کشف کننده الغطاء و نهایتا میرزا حبیب الله رشتی حاضر گشت.[مستلزم منبع]زین العابدین توشه فروشی، فاضل ایروانی( آخوند ملا محمد) از سایر اساتید مازندرانی میباشند.[۲]

درس دادن و مرجعیت
مازندرانی از زمانه جوانی به درس دادن اشتغال داشت و تخصصش فقه، هیئت و رجال بود. البته بعداز ارتحال میرزا حبیب الله رشتی در سال ۱۳۱۲ ق و اندکی آن‌گاه ارتحال میرزای شیرازی در سامراء حوزه درس دادن او بسیار کلان شد و عموم کشور‌ایران او را تحت عنوان یک کدام از مراجع پیروی خود گزینه رجوع و برگشت قرار دادند.[مستلزم منبع]

شاگردان
عبدالله مازندرانی با اینکه حوزه ای نسبتا مالامال رونق داشت، اما در قیاس با حوزه درس مدرسانی زیرا آخوند خراسانی حوزه درسی‌اش در رتبه دوم و سوم به شمار میرفت. در عین هم اکنون او در حین بیشتراز سی سال درس دادن توانست بیش تر از دویست محصل رشد داده که جمعی از آن‌ها از او اذن اجتهاد یا این که روایی اخذ داشتند. شعبان گیلانی، عبدالحسین عترتی کوشالی و علی بازهد قمی از شاگردان او و سید عبدالحسین شرف‌الدین از دارندگان اذن از او بوده اند.[مستلزم منبع]

اثرها علمی
عبدالله مازندرانی تالیفات فراوانی نداشت. او بر گروه ای از کتاب ها شرعی کناره نوشته، رساله ای برای مقلدانش داشت و تقریرات دروسش را جمعی از شاگردانش نوشته بودند.[مستلزم منبع]

فتوایی
رساله فتوایی او با اسم «اُهبَة العباد فی یوم المعاد» رساله‌ای میباشد در باره احکام عصمت و طهارت، نماز و روزه [۳][یادداشت ۱] چاپ شد‌ه‌است و ورژن‌ای از آن در کتابخانه مقبره مطهر حضرت معصومه(س) جای‌دارد.[مستلزم منبع]

تقریرات
تقریرات دروس او را تیم ای از شاگردانش نوشته اند که از باب مثال می شود به عبدالحسین عترتی کوشالی لاهیجی اشاره کرد که زین العابدین قربانی به دنبال چاپ این تقریرات میباشد.[مستلزم منبع]

بازدید : 18
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 15:16


تحصیلات
سید مرتضی نجومی در ۱۳۱۴ش به مدرسه ابتدایی هدایت رفت. در معاش خودنوشت، خاطراتی از کشف عفاف و حجاب و بازداشتن مدیحه خوانی و حمله متفقین به کشور‌ایران ذکر نموده است.[۱۷] در سال ۱۳۲۲ش بعداز گذراندن سال دوم متوسطه، متوسطه را شکاف کرد و به قرائت دروس حوزوی پرداخت؛ در حالی که به گفته خویش وی، در آن فرصت هیچ دانش آموز‌ای در کرمانشاه نبوده[۱۸] و بنای حوزه علمیه کرمانشاه، بعداز آن و به فرمان سید ابوالحسن اصفهانی و همیاری علمای کرمانشاه بوده پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد.[۱۹]

مقدمات و سطح نجومی، جامع المقدمات را نزد میرزا ابراهیم پورمتعبد خواند[۲۰] و بخشی از البهجة المرضیة و مغنی اللبیب را از سید محمود معصومی لاری یادگرفت. بخشی از شرایع را نزد روضه خوان حسن حاج آخوند فراگرفت. مغنی، المطول فی گستردن تلخیص المفتاح، معالم و بخشی از تفصیل لمعه و ضوابط را نزد پدرش خواند. بعد از آن به نجف رفت و باقی تفصیل لمعه و مقررات را در نجف خواند.[۲۱] ادامه لمعه را در نجف از میرزا علی فلسفی و قانون ها را از میرزا احمد اردبیلی آموخت. رسائل را نزد سید علی بهشتی و سید محمد شیخ و سید احمد اشکوری و میرزا علی فلسفی خواند. مکاسب را در درس سید عبدالاعلی سبزواری حاضر شد و بعد ها از او اذن اجتهاد اخذ کرد. همینطور کفایه را از سید محمد شیخ و سید عبدالاعلی سبزواری یادگرفت.[۲۲]

بیرون بعد از دروس سطح، دو عصر و نیم، در درس بیرون اصول محمدباقر زنجانی کمپانی کرد و در درس بیرون فقه میرزا عبدالهادی شیرازی، سید محسن حکیم و سید محمود حسینی شاهرودی حاضر شد. همینطور در نجف با عبدالحسین امینی و آقا تعالی طهرانی رابطه داشت.

اساتید
مقدمات:

میرزا ابراهیم پورمتعبد
سید محمود معصومی لاری
روحانی حسن حاج آخوند
سید محمد جواد نجومی
سطح:

میرزا علی فلسفی
میرزا احمد اردبیلی
سید علی بهشتی
سید محمد شیخ
سید احمد اشکوری
سید عبدالاعلی سبزواری
بیرون:

میرزا محمدباقر زنجانی
سید عبدالهادی شیرازی
سید محسن حکیم
سید محمود حسینی شاهرودی
اجازات
سید مرتضی نجومی در ۱۳۴۰ش آغاز از میرزا محمدباقر زنجانی و بعد از سید عبدالاعلی سبزواری اذن اجتهاد و نقل حدیث اخذ کرد. پدرش نیز سو‌مین اذن اجتهاد را به وی داده میباشد. نجومی همینطور از آقا تبارک تهرانی، محمدعلی اراکی، سید محمدصادق بحر العلوم و سید شهاب الدین مرعشی نجفی اذن ماجرا و حدیث گرفته میباشد.[۲۳]


مثال خط ثلث سید مرتضی نجومی؛ آحاد اینجانب علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام
اثر ها
کتاب ها هنری
آنگاه معنوی هنر خط: این رساله در شماره ۲۲۹ تا ۲۳۴ خبرنامه سروش چاپ گردیده و در سال ۱۳۶۲ش به دعوت دانش گاه هنرهای اسلامی به طور سخنرانی ارائه شد.[۲۴]
عرفان هنری بشر: در سال ۱۳۶۲ در دانشکده طهران به برهه زمانی چهار ساعت متواتر به طور سخنرانی نقص‌ شد و بعدا انتشارات سروش آن را منتشر کرد.[۲۵]

طفل تاثیر سید مرتضی نجومی
کتاب ها دینی و اصولی
الرسائل الفقهیة: این کتاب، تیم‌ای از رساله‌های دینی میباشد. تیتر رساله‌ها عبارت‌اند از غناء و موسیقی، نگارگری و مجسمه‌سازی، نجاست خمر، حکم مالیات در فقه اسلامی و تعظیم شعائر فقاهتی.[۲۶]
رسالة التصویر و التمثیل و رسالة الغناء به دعوت کنگره بزرگداشت روضه خوان اعظم انصاری نوشته شد و از طرف کنگره نیز چاپ گردیده بود.رسالة نجاسة الخمر؛ برای کنگره مقدس اردبیلی نگاشته شد و در او‌لین نشریه کنگره چاپ شد.[۲۷]
رساله فی فروع العلم الاجمالی: این تاثیر مشمول دو رساله فروع دانش اجمالی و موارد حدیث لاتعاد از میرزا باقر زنجانی میباشد که سید مرتضی نجومی آن را رسیدگی نموده است.
معراج الاصول: این تاثیر تقریر درس میرزا باقر زنجانی میباشد که به مداد سید مرتضی نجومی نگاشته شد‌ه‌است.
مثال خطّ آیت‌الله سید مرتضی نجومی قصه علی مع الحق و الحق مع علی
کتاب‌های تفسیری
مونس جان (تعبیروتفسیر سوره یونس)
باد ملایم ایمان (تعبیر سوره مومنون)
شمیم کنعان (تعبیروتفسیر سوره یوسف)
خانه هدف (تعبیر و تفسیر سوره هود)
آیه‌ها سبحانی (تعبیر سوره رعد)،
المومن(تعبیر سوره مؤمن)
سود خودکار: کتاب حاضر، دسته‌ای از سید مرتضی نجومی کرمانشاهی میباشد که در مسافت وقتی سال‌های ۱۳۶۰-۱۳۸۰ش در موضوعات متفاوت کلامی، تاریخی، رجالی، هنری، ادبی و سیاسی درج شده میباشد.[۲۸]
کیمیای هستی: معاش طومار خودنوشت سید مرتضی نجومی. این تاثیر آغاز در انتشار سها به اهتمام محمدعلی سلطانی به چاپ رسید. ابعاد بوستان کتاب در دسته اثرها سید مرتضی نجومی این تاثیر و دیگر اثر ها او را چاپ کرد.[۲۹]
استنساخ‌ها
سید مرتضی نجومی بعضا از کتاب‌هایی را که چاپ نشده بود، برای خویش استنساخ می کرد. در کیمیای هستی، به‌این کتاب ها اشاره می‌نماید.

ریاض العلماء و حیاض الفضلاء: این کتاب را از روی ورژن‌ای که وابسته به آقابزرگ تهرانی بود، در دوران سه ماه و بیست روز استنساخ کرد.
رساله لاتُعاد از امیرزامحمدباقر زنجانی
رساله فروع دانش اجمالی نیز از میرزامحمدباقر رنجانی
کتاب استخارات سید بن طاووس
بناء المقالة الفاطمیة فی نقض الرسالة العثمانیة تألیف احمد بن موسی بن جعفر ابن طاوس
نشوة السلافه و محل الاضافه از محمد علی خیقانی نجفی
فصل القضاء فی الکتاب المشتهر بفقه الرضا تألیف سید حسن صدر کاظمی
اذن سید صدر برای علامه طهرانی مالک الذّریعه؛ این اذن در ۱۱۰ ورقه میباشد و نجومی آن را در ۱۱ روز نوشت.[۳۰]
تحفةالحکیم محمّد حسین غروی اصفهانی[۳۱]
رسالة معاد محمد حسین غروی اصفهانی[۳۲]

بازدید : 17
سه شنبه 17 تير 1404 زمان : 12:20

لوط بن یحیی بن سعید (درگذشت ۱۵۷ق) دارای شهرت به ابومِخنَف ازدی نویسنده کتاب مقتل الحسین اهل کوفه، شیعه و از محدثان و مورخان والا قرن دوم هجری قمری بود. او مقتل الحسین را به شیوه محدثان نقل نموده است. این مقتل درضمن کتاب‌های تاریخی تحت عنوان یکی کهن‌ترین منابع نام برده میباشد. اول گزارش‌های تاریخی ابومخنف از بیماری نبی(ص) بود. او با بیان اتفاق ها اصلی و تخصیص اثرها مستقلی درباره آنان به تاریخ‌نگاری پک پذیرایی ترحیم مشهد پرداخت.

معاش ابومخنف
لوط بن یحیی بن سعید بن مِخنَف بن سُلیم غامدی ازدی پر اسم و رسم به ابومخنف در کوفه از تیره غامد و از بستگان أزْد برخاست.[۱] مخنف بن سُلَیم بابا‌جد ابومخنف[۲] از صحابیان شیعی نبی اکرم(ص)[۳] و از اصحاب امام علی(ع)[۴] و پرچمدار خاندان ازد در پیکار جمل بود[۵] که از سوی آن حضرت والی شهر همدان و اصفهان‌ گشت.[۶] پدرش یحیی بن سعید نیز از اصحاب امام علی(ع) بود.[۷] برادران ابومخنف در نبرد جمل به شهید شدن رسیدند.[۸] ابومخنف در کوفه به علم آموزی و یادگرفتن علم پرداخته و از امام راستگو(ع)[۹] و جابر جعفی مجالدبن سعید و صعقب بن زبیر به کار گیری کرده است[۱۰] تاریخ به دنیاآمدن و وفات ابومخنف معین وجود ندارد ولهازن اورا، متولد سال ۷۵ق[۱۱] و سزگین نزدیک به سال ۷۰ قمری دانسته‌ میباشد.[۱۲] حمری تاریخ وفات ابومخنف را، سال ۱۵۷ق[۱۳] و ذهبی سال ۱۷۰ق بیان کرده‌ میباشد.[۱۴]

درباره اینکه ابومخنف در زمان کدام امام می‌زیسته نیز اختلاف وجود دارااست؛ روضه خوان طوسی از کَشّی نقل می‌نماید که ابومخنف از اصحاب امام علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) میباشد[۱۵] اما روحانی طوسی این مقاله را درست نمی‌داند.[۱۶]

سزگین ابومخنف را از مورخان بعد از ظهر اموی دانسته‌اند[۱۷]ولی نجاشی اورا از یاران امام درست گو(ع) برمی‌شمارد[۱۸] در تاریخ طبری روایاتی که ابومخنف از امام درست گو(ع) نقل می‌نماید بی واسطه میباشد البته روایاتی که از امام باقر(ع) نقل می‌نماید با یک واسطه میباشد[۱۹] و در الفهرست طوسی ماجرا ابومخنف راجع به خُطَب امام علی(ع) و خطبه فاطمه(س) را که از امام علی(ع) نقل می‌نماید به دو واسطه میباشد[۲۰] هشام‌بن محمدبن سائب کلبی، نصربن مزاحم منقری، ابوالحسن علی‌بن محمد مدائنی در زمره رجالیون پررنگ ابومخنف می‌باشند[۲۱]

مذهب و اعتبار روایی ابومخنف
درباره مذهب ابومخنف؛ به رغم انتساب به قبیله دارای اسم و رسم مخنف و معروفیت و اعتبارش نزد مورخان و رجال شناسان؛ اقوال متفاوتی ارائه گردیده‌است

محدثان شیعه
نجاشی او‌را شیعه و از اصحاب راویان حدیث در کوفه معرفی می‌کند[۲۲] روضه خوان طوسی آن را از اصحاب امام راست گو(ع) بر‌می‌شمارد[۲۳] علامه حلی ابومخنف را در قول اولیه رجال خویش که ویژه ثقات میباشد آورده[۲۴] ابن داوود، ابومخنف را در پیمان نخستین رجال خویش که ویژه ممدوحان میباشد و افرادی که اصحاب آنان‌را تضعیف نکرده آورده میباشد[۲۵] علامه بحرالعلوم از وی به وثاقت حافظه نموده است[۲۶] علامه مجلسی در کتاب الوجیزه او‌را از ممدوحان شمرده میباشد[۲۷] روضه خوان عباس قمی میگوید که علی رغم پر اسم و رسم بودن تشیع وی، عالمان اهل سنت مانند طبری و ابن اثیر در نقل به وی پشت گرمی کردند،[۲۸] خویی اورا ثقه و شیوه روضه خوان به اورا درست میداند.[۲۹]

محدثان اهل سنت
دارقطنی ابومخنف را اخباری و احادیثش را ضعیف دانسته میباشد[۳۰] ابن عدی، علاوه بر رد روایات ابومخنف؛ از جهت ضعف گواهی، نقل خبر ها او را روا نمی‌شمارد و او‌را شیعه افراطی معرفی می‌نماید[۳۱] فیروزآبادی ابومخنف را اخباری و شیعه و احادیثش را پوچ و متروک معرفی می‌نماید.[۳۲] زرکلی از وی تحت عنوان عالمی باخبر به سیره و خبر ها و امامی اهل کوفه خاطر نموده است.[۳۳] عبدالرحمان بن المهدی لولوئی اورا متروک الحدیث خوانده میباشد[۳۴] ابن حجر عسقلانی ضعف خبر‌ها اورا نقل نموده است[۳۵] یحیی بن مشخص و معلوم مروی اورا رافضی و غیر موثق و حدیثش را بی‌قیمت شمرده میباشد[۳۶] ذهبی ابومخنف را رافضی معرفی می‌نماید[۳۷] ابن حاتم رازی نیز اورا شیعه و احادیثش را متروک میداند[۳۸] تستری احادیث او‌را قابل پشت گرمی البته میگوید که امامی بودن وی معین وجود ندارد.[۳۹] ابن ابی الحدید این نظر را دارد که ابومخنف از محدثان میباشد و از افرادی میباشد که قائل به درستی امامت گردیده است و از رجال شیعه محسوب نمی شود.[۴۰]

بازدید : 17
دوشنبه 16 تير 1404 زمان : 16:27


سید حسین کوه کمره‌ای (کوه‌کمری) (حدود۱۲۲۰-۱۲۹۹ق) دارای اسم و رسم به سید حسین رخنه‌ عالم و اصولی و مرجع پیروی شیعی قرن سیزدهم هجری بود. او عموی بابا سید محمد حجت کوه‌کمری و اولی شخصیت علمی از این فامیل میباشد. کوه کمره‌ای از شاگردان روضه خوان انصاری بوده و بعداز او، مرجعیت شیعه ها در بخش اعظمی از بخشها را ذمه ‌دار بود. از سایر اساتید وی می‌اقتدار به محمدشریف مازندرانی و مالک فصول اشاره نمود. وسیلة النجاة و کناره بر فرائد الاصول از پک پذیرایی ترحیم مشهد تألیفات اوست.

در درس او اشخاص متعددی به عنوان مثال محمدحسن مامقانی، فاضل شربیانی، میرزا جواد ملکی تبریزی و عبدالله مازندرانی حاضر می‌شدند.

نسب و به دنیا آمدن
سید حسین کوه کمره‌ای فرزند سید محمد بن سید حسن که نسبش به امام سجاد(ع) می‎برسد[۱] در روستای اَروَنَق (ازتوابع مرند در آذربایجان شرقی) متولد شد.[۲] به حیث برخی از نسب‌شناسان محل به دنیا آمدن او کوه کمر (از روستاهای آذربایجان شرقی) [۳] و بنابر بر استیناف برخی دیگر روستای هریس بوده میباشد. [۴] سید حسین روزگار کودکی را پایین سرپرستی و تربیت مادرش که به پارسایی ستوده گردیده است سپری کرد. [۵]

تحصیلات و اساتید
سید حسین کوه کمره‌ای تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش فرا گرفت و بعد از آن به حوزه علمیه در تبریز رفته و درس‌های سطح را نزد عالمانی زیرا احمد مجتهد و میرزا لطفعلی مجتهد امام آدینه طی کرد. او بعداز آن به عتبات هجرت کرد و در کربلا نزد عالمانی مانند محمدشریف مازندرانی، محمدحسین حائری اصفهانی (مالک فصول) و سید ابراهیم قزوینی (مالک قانون ها) شاگردی کرد.

سید حسین در نجف نزد علی بن جعفر کشف کننده‌الغطاء، روحانی مرتضی انصاری و محمدحسن نجفی (مالک جواهر الکلام) به استخراج دانش پرداخت و بعداز مدتی علم آموزی را به مدرسه روحانی انصاری منحصربه‌فرد نمود. [۶] سید بسیار آیتم اعتنا روحانی بود و دروس او را برای دیگر شاگردان تقریر کرده [۷]و روحانی نیز احتیاطات و برخی کارها را به وی محول می‌نمود.[۸] بنابر نقل شبیری زنجانی، سید حسین کوه‌کمری، پیش از روحانی مرتضی انصاری، معلم درس بیرون بود و روزی تصادفا زودتر به استاد می‌رود و اقتدار ذکر و عیب گیری روضه خوان را می‌بیند و از آن به آن گاه در درس روضه خوان انصاری کمپانی می نماید. [۹]

شاگردان
سید حسین بعد از وفات روحانی انصاری بر مقام درس دادن گردهمایی و تقریرات درسی روضه خوان را پیش پیروزی و بیش تر از ۸۰۰ نفر از علمای دارای اسم و رسم در درس وی حاضر می‌شدند که محمدحسن مامقانی[۱۰] و فاضل شربیانی از آن گزاره‌اند، [۱۱] که تقریرات درس مدرس را نیز به فن تحریر در آورده‌اند. از سایر شاگردان سید که درس او را تقریر کرده‌اند می‌اقتدار از این اشخاص اسم موفقیت:

احمد شبستری
میرزا موسی تبریزی صاحب و مالک «أوثق الوسائل»فی تفصیل«الرسائل»
علی‌اکبر دیزجی زنجانی
بعضا از سایر شاگردان کوه کمره‌ای عبارتند از:

محمدطه نجف[۱۲]
سید عبدالمجید گِروسی،
سید عزیز الله طهرانی،
ابراهیم دنبلی خویی
علی دماوندی،
علی عُلیاری تبریزی،
عبد و بنده الهادی مازندرانی،
سید محمد هندی،
میرزا جواد ملکی تبریزی
عبدالله مازندرانی،
سید حسن طالقانی نجفی،
محمد علی خوانساری،
محمد علی چهاردهی،
آقا بن محمد علی لنکرانی،
سید محمدباقر درچه‌ای
محمد تقی بیرجندی.[۱۳]
بعضا از این شاگردان از سید حسین اذن اجتهاد و یا این که نقل داستان نیز داشتند.

اثر ها
به عنوان مثال اثر ها او می‌قدرت به تالیفات تحت اشاره نمود:

رسالة فی الاستصحاب،
رسالة فی مقدمة الواجب،
أحکام الخلل،
کتاب الاجارة،
کتاب المواریث
کتاب القضاء،
کتاب الصلاة،
کتاب الزکاة،
کتاب المتاجر،
اوثق الوسائل حاشیة علی الرسائل،
بُشری الوصول الی دانش الاصول،
تقریرات درس صاحب و مالک قانون ها ،
تقریرات دعوا مالک الجواهر ،
رساله عملیه،
کتاب الحج (ناتمام). [۱۴]
درگذشت
سید حسین کوه کمره‌ای در سال ۱۲۹۱ق در گیر سکته مغزی شوید، معالجات در او تاثیر نکرده و از درس دادن ناتوان شد. تا جایی که ناصرالدین فرمان روا قاجار گروهی از پزشکان دربار طهران را برای درمان او ارسال کرد؛ ولی سید بر حالا خویش باقی بود تا آن که روز شنبه ۲۳ رجب ۱۲۹۹ق[۱۵] درگذشت.

علی جواهری بعلاوی دانش آموز سید بر وی نماز میت را به جا آورد. [۱۶] و پیکر او در منزل‌اش در محله العماره و در اطراف بقعه صاحب و مالک جواهر دفن شوید.[۱۷] بعضا نیز انگیزه مرگ او را بیماری سِل و حرم‌اش را در اطراف بقاع سید باقر قزوینی و یا این که در خویش بقاع او در محله المِشراق بیان کرده‌اند. [۱۸]

از سید حسین فرزندی باقی نمانده میباشد و کلیه کتاب‌های او اعم از تالیفات و تقریرات، به پسر برادرزاده‌اش سید محمد حجت کوه‌کمری منتقل شد.[۱۹]

روحانی باقر نهاوندی که ذمه دار دفن کوه کمری بود تحت عنوان کرامتی نقل کرده‌ که بعداز بیست سال و هنگام دفن پیکر همسر علویه‌اش در کنار او، جسد سید حسین نو و سوای پوسیدگی را چشم میباشد.[۲۰]

پانویس

بازدید : 62
چهارشنبه 11 تير 1404 زمان : 13:52

اِسْحاق از پیامبران الهی، فرزند ابراهیم(ع) و اخوی اسماعیل بود. وی جد بنی‌اسرائیل بود و پیامبرانی به عنوان مثال یعقوب، داوود، سلیمان، یوسف و موسی از نسل وی بودند. در قرآن کریم ومهربان، به اسحاق و پیامبری‌اش اشاره گردیده‌است. تورات و برخی منابع اهل سنت، اسحاق را ذبیح الله دانسته‌اند، البته به اطمینان شیعه، اسماعیل، فرزند دیگر ابراهیم، ذبیح الله خوانده پک پذیرایی ترحیم مشهد می شود.

اسحاق در ۱۰۰ سالگی بابا و ۹۰ سالگی مادرش ساره متولد شد و بشارت دادن خداوند درباره به دنیاآمدن وی، در قرآن نام برده میباشد. اسحاق، بعداز وفات برادرش اسماعیل، به نبوت رسید.

شخصیت‌شناسی
اسحاق از پیامبران الهی و فرزند ابراهیم(ع) و ساره[۱] میباشد که در فلسطین متولد شد و در به عبارتی جا معاش ‌کرد.[۲] اسحاق کلمه و واژه‌ای عبری به معنای خندان میباشد.[۳] برخی نیز آن را برگرفته از لهجه عربی دانسته‌اند.[۴] به دنیاآمدن وی پنج یا این که ۱۳ سال پس از اسماعیل دانسته گردیده‌است.[۵] هنگام به دنیا آمدن اسحاق، پدرش بیش تر از ۱۰۰ سال داشته و مادرش ۹۰ ساله بوده میباشد.[۶] اسحاق در ۴۰ سالگی با دختری به اسم رفقه تزویج کرد و صاحب و مالک دو فرزند به اسم‌های عیص و یعقوب شد.[۷]

او جد بنی‌اسرائیل میباشد و چنانکه جبرئیل بشارت اعطا کرد، از نسل وی پیامبرانی مثلا یعقوب، یوسف، داوود، سلیمان، ایوب، موسی، هارون و دیگر پیامبران بنی‌اسرائیل متولد شدند.[۸]بنابر گزارش منابع تاریخی، ابراهیم(ع) عموی لوط(ع) و اسحاق پسرعموی وی بوده میباشد.[۹]

حادثه ذبح اسماعیل، در کتاب مقدس یهودیان، برای اسحاق گفته شده و یهودیان، آن را از دلایل برتری اسحاق بر اسماعیل میدانند.[۱۰] بعضی از اهل سنت نیز این نظریه را برگزیده‌اند.[۱۱] با این اکنون شیعه ها با متکی بودن به آیه ۱۱۲ سوره صافات،[۱۲] و همینطور آیه ۷۱ سوره هود،[۱۳] ذبیح الله بودن اسحاق را رد کرده‌اند.[۱۴]

اسحاق قبل از وفات، نبوت را مبنی بر فرمان پروردگار، به فرزندش یعقوب سپرد.[۱۵] بنابر متن تورات، اسحاق عزم کرده بود تا فرزند دیگرش عیص یا این که عیسو نبی بعد از خویش باشد، البته یعقوب به یار مادرش، اورا فریب دادند و یعقوب به پیامبری رسید.[۱۶] محمدهادی معرفت، قرآن‌شناس و مفسر معاصر، آنچه دراین باره در تورات آورده شده را مصداق توهین به پیامبران، و نیز به معنای تزویرگر تلاوت یعقوب دانسته که از نابینایی بابا خویش سوءاستفاده نموده است.[۱۷] وی همینطور قصه تورات درباره فریب اسحاق به وسیله یعقوب را گستاخی در حق پیامبران گرانقدر الهی دانسته میباشد.[۱۸]

اسحاق در ۱۸۰ سالگی درگذشت و در حوالی بیت المقدس، در شهر الخلیل در فلسطین مدرن دفن شد.[۱۹]

بشارت به دنیاآمدن
طبق نشانه‌ها قرآن، معبود قبل از ولادت اسحاق، والدین او‌را از این حادثه مطلع کرده و به آنان بشارت ولادت اینگونه فرزندی داده میباشد.[۲۰] این بشارت در آیه ۷۱ سوره هود آمده میباشد. قصه به دنیاآمدن اسحاق، سوای بیان اسم او، در آیه ۵۳ سوره حجر و آیه ۲۹ سوره ذاریات نیز آمده میباشد. اسم اسحاق ۱۷ توشه در ۱۲ سوره از قرآن نام برده میباشد.[۲۱]

پیامبری

نقشه محل معاش و نبوت اسحاق فرستاده.
اسحاق بعد از وفات برادرش اسماعیل، در نبوت جانشین وی شد[۲۲] و بعداز وی همگی پیامبران از نسل اسحاق بودند؛ به جز حضرت محمد که از نسل اسماعیل بوده میباشد.[۲۳] نسل فرستاده با ۲۱ واسطه به عدنان از نسل اسماعیل می‌رسد ولی واسطه‌های در بین عدنان تا اسماعیل پر‌نور نیستند.[۲۴]

در قرآن، ۸ آیه بی واسطه یا این که غیرمستقیم اشاره به نبوت اسحاق داراست؛ به عنوان مثال درباره نبوت اسحاق،[۲۵] نزول کتاب آسمانی بر فرزندان او،[۲۶] اعطای شریعت به اسحاق،[۲۷] نزول وحی بر وی،[۲۸] فرمان به تاسی از او،[۲۹] و اشاره به امامت اسحاق.[۳۰] در‌این آیه‌ها آیین و شریعت اسحاق به عبارتی آیین پدرش ابراهیم یعنی آئین حنیف بوده که پایه آن بر توحید سازه گردیده‌است.[۳۱]

بازدید : 15
سه شنبه 10 تير 1404 زمان : 13:14

دِعْبِل بْن عَلی خُزاعی (۱۴۸-۲۴۵ق) از شاعران و اصحاب امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) بود. وی به‌باعث سرودن قصیدۀ تائیّه آوازه دارااست. او این قصیده را اول‌توشه برای امام رضا(ع) در مَرْو خواند که مورداستقبال امام و شیعه ها قرار گرفت. دعبل احادیثی را نیز از امامان نقل کرده که مثلا آن ها می‌قدرت به خُطبۀ شِقشِقیّه اشاره نمود. دعبل در شعرهای خویش، معاندان اهل‌بیت(ع) را هجو می کرد. وی در سال ۲۴۵ق به خیال هجو یکی حاکمان بنی‌عباس کشته و در شهر شوش پک پذیرایی ترحیم مشهد دفن شد.

معرفی و رده
دِعْبِل بْن عَلی خُزاعی از شاعران و راویان روایات اهل‌بیت(ع) در قرن دوم و سوم هجری قمری بود.[۱] قصیدۀ تائیّه که شعری دارای اسم و رسم درباره سرگذشت اهل‌بیت(ع) و ستم‌هایی میباشد که بر آن‌ها رفته، سروده او میباشد. وی این قصیده را اول‌توشه در مرو برای امام رضا(ع) خواند که بسیار آیتم دقت امام و شیعه ها قرار گرفت.[۲]

دعبل اشعار زیادی در مدح و رثای اهل‌بیت(ع) سروده میباشد.[۳] وی با شنیدن خبر شهیدشدن امام رضا(ع)، قصیده رائیه را در رثایش سرود.[۴] به‌گفته بعضی دانشمندان، دعبل مقام ویژه‌ای در شعر داشته میباشد.[۵] «طبقات الشعرا» و کتاب شعر وی، از اثرها دعبل به شمار آمده میباشد.[۶] به گفته سید محسن امین، مؤلف کتاب أعیانُ‌الشیعه کتاب اشعار وی تا قرن ۱۳ق وجود داشت؛ ولی پس از آن، مدتی ازبین رفت.[۷] بعضی نویسندگان کوشش کرده‌اند شعر‌های اورا که در کتاب‌های گوناگون گفته شده، عده‌آوری نمایند.[۸]


اسم دعبل، را حسن، عبدالرحمن یا این که محمد دانسته‌اند؛ اما وی به کنیه «دعبل» آوازه داراست.[۹] لقب‌اش ابوعلی[۱۰] یا این که ابوجعفر[۱۱] میباشد. او در سال ۱۴۸ق به دنیا آمد.[۱۲] دعبل اهل کوفه بود و به شهرهای مختلفی مهاجرت میکرد.[۱۳] نَسَب دعبل به بستگان خُزاعه، یکی‌از خاندان‌های یَمَن می رسد.[۱۴] بُدَیل بن ورقاء و پسرش عبدالله بن بُدَیل، دو بدن از اجداد دعبل، صحابی نبی(ص) بودند.[۱۵] عبدالله بن بُدَیل از یاران امام علی(ع) نیز بود که با خاندان خزاعه در پیکار صِفّین علیه مُعاویة بن ابی‌سُفیان جنگید و به شهید شدن رسید.[۱۶] اما در بعضی منابع دیگر، نسَب او‌را به سیرتکامل دیگری تصویب کرده‌اند.[۱۷]

نقل حدیث
دعبل از اصحاب امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) بوده میباشد.[۱۸] وی امام جواد(ع) را نیز ادراک نموده است.[۱۹] او به عنوان مثال راویانی میباشد که خطبۀ شِقْشِقیّه را نقل نموده است.[۲۰] اورا دارنده جایگاهی بالا دربین اصحاب امامان شیعه دانسته‌اند.[۲۱]

دعبل از اشخاصی زیرا سُفیان ثوری، صاحب بن اَنَس (پیشوای مالکیان)، سعید بن سُفیان و محمد بن اسماعیل داستان نقل نموده است.[۲۲] همینطور علی بن علی بن رَزین (اخوی دعبل)، موسی بن حَمّاد یزیدی، اباصَلت هِرَاو و علی بن حکیم به عنوان مثال کسانی می باشند که از دعبل حدیث نقل کرده‌اند.[۲۳]

درگذشت

آرامگاه منسوب به دعبل خزاعی در شهر شوش
دعبل در سال ۲۴۵[۲۴] به خیال هجو یکی حاکمان بنی‌عباس کشته شد.[۲۵] گفته‌اند وی گویش تندی داشت و هیچ خلیفه و وزیری از هجو وی در دفاع نمی‌ماند و بخش اعظمی از عموم از هجو وی می‌ترسیدند.[۲۶] همینطور گزارش کرده‌اند که دعبل بر اهل‌بیت(ع) تعصب داشت[۲۷] و صرفا، معاندان اهل‌بیت(ع) را هجو می کرد.[۲۸] وی به‌منجر هجوهایی که از خلیفه‌ها میکرد، مدام در حالا فرار و گریز بود.[۲۹]

بعضا دانشمندان احتمال داده‌اند کشته‌شدن وی، به جهت هجو مُتَوکِّل عَبّاسی باشد؛ زیرا بعداز تخریب قبر امام حسین(ع) به‌فرمان متوکل، دعبل در سروده‌ای، متوکل را هجو کرد و بر امام حسین(ع) مرثیه اعلام‌کرد.[۳۰] در بعضی منابع، جای ‌ها و مجال‌های دیگری برای درگذشت وی اورده شده میباشد.[۳۱] به نقل از ابوالفتوح رازی مؤلف تعبیر روح‌الجِنان، دعبل در لحظات انتها عمرش، ابیاتی را در اقرار به توحید، نبوت و ولایت امام علی(ع) سرود[۳۲] و آن شعر بر قبرش نوشته شد.[۳۳] دعبل وصیت کرد قصیده تائیه را در قبرش بگذارند.[۳۴] آرامگاه دعبل در شوش قراردارد.[۳۵]

بازدید : 19
دوشنبه 9 تير 1404 زمان : 17:11


احمَد بن عَبدُالحَلیم دارای اسم و رسم به ابن‌تَیْمِیّه حَرّانی (۶۶۱-۷۲۸ق)، فقید حنبلی‌مذهب و عقیده‌پرداز سلفی بود که نگرش‌های خاص و بر خلاف اجماع علمای اسلام ارائه بخشید. وی با ارائه حدود ۶۰ حیثِ مخالف، مثلا بدعت‌قرائت زیارت قبور، تعبیر ظاهری صفات الهی و تکفیر معارضانِ مسلمان (شیعه‌ها، صوفیان و فلاسفه) آیتم نقد علمای شیعه و مذهبها چهارگانه اهل‌سنت پک پذیرایی ترحیم مشهد قرار گرفت.

ابن‌تیمیه تحت عنوان محور‌گذار فکری وهابیت شناخته میشود و افکارش در صورت‌گیری مجموعه‌های تکفیری همانند داعش و طالبان تأثیر داشته میباشد.

طریقه‌ها درباره شخصیت ابن‌تیمیه گوناگون میباشد بعضی اورا روحانی‌الاسلام میخوانند ولی اکثری از علمای اسلام اورا به افراط‌گرایی و انحراف از اجماع، محکوم کرده‌اند.

معاش‌طومار
احمد بن عبدالحلیم دارای شهرت به ابن‌تیمیه دانا حنبلی‌مذهب در سال ۶۶۱ق در حیطه حران (جایی در بین موصل و شام) دیده به جهان گشود.[۱] وی به دنبال حمله مغولان در شش سالگی به دمشق سفر کرد و در ۱۷ سالگی در آنجا سند اجتهاد اخذ نمود.[۲]

ابن‌تیمیه در علم ها متداول روزگار خویش مانند فقه، اصول، حدیث، صحبت، تعبیر، فلسفه و ریاضی ها علم آموزی کرد و اطلاعاتی درباره دیگر ادیان به‌ویژه یهودیت داشت.[۳]

آوازه ابن‌تیمیه به جهت توان ذکر، خشونت در مشاجره با معارضان،[۴] مخالفت با علمای دوران خویش، بی‌پروایی در مقابل حاکمان، حضور در شغل های سیاسی، اجتماعی و مبارزه‌ها و طاقت فرسا‌گیری در زمینه فرمان به دارای شهرت و نهی از منکر بوده میباشد.[۵]

ابن‌تیمیه بعد از تصدی منصب روضه خوان الحنابله دمشق با تدوین اثراتی به عنوان مثال کتاب العقیدة الحمویة الکبری، اعتراض‌هایی را میان علما و عموم برانگیخت.[۶] تضارب‌ها و مناظرات وی با فرقه‌های متفاوت ادامه داشت تا آنکه در سال ۷۰۵ق به مصر فراخوانده شد و به جهت آنچه انحرافات عقیدتی خوانده می شد به زندان زمین خورد. او پس از آزادی در مصر ماند و بینش‌هایش را منتشر کرد و به همین عامل یکسری توشه به زندان زمین خورد.[۷]

ابن‌تیمیه در سال ۷۱۳ق یاروهمدم با ملک ناصر که برای رویارویی با حمله مغولان رهسپار شام بود به دمشق برگشت و مجدد به تبلیغ و درس دادن درگیر شد. در سال‌های حضور در دمشق به جهت اختلاف که با فقهای دیگر مذهبها، چند توشه دیگر به زندان زمین خورد تا در سال ۷۲۸ق در زندان قلعه دمشق وفات یافت.[۸]

اساتید و شاگردان
ابن‌تیمیه هنگام حضور در دمشق نزد مجد بن عساکر، ابن‌عبدالدائم، قاسم اربلی، شرف‌الدین احمد بن نعمه مقدسی و... به علم آموزی درگیر شد[۹] و از استادش شرف‌الدین سند اجتهاد اخذ کرد.[۱۰]

ابن‌کثیر تالیف کننده کتاب البدایة و النهایة،[۱۱] ابوالحجاج مزی تالیف کننده کتاب تهذیب الکمال،[۱۲] و ابن‌قیم جوزیه[۱۳] از شاگردان وی بودند.

تألیفات
ابن‌تیمیه اثر ها زیادی در ناحیههای متعدد علم ها فقهی نوشته میباشد. ابن‌شاکر در کتاب فوات الوفیات، کتاب‌ها و رساله‌های او‌را به تفکیک قضیه در تعبیروتفسیر، سخن، فقه، اصول و فتاوی شمارش نموده است.[۱۴] همینطور تیم کتاب‌های وی در کتاب «أسماء مؤلفات روضه خوان الإسلام ابن‌تیمیة» تاثیر ابن‌قیم جوزیه به تفکیک مسئله جمع نموده است.[۱۵] بعضا از اثر ها اصلی وی به تفصیل تحت میباشد:

کتاب منهاج السنة النبویة فی نقض حرف الشیعة والقدریه در سال ۷۰۵ق در انتقاد کتاب منهاج الکرامة، تألیف علامه حلی مندرج[۱۶] و اثر ها بخش اعظمی در انتقاد و رد آن یا این که در موافقت با آن چاپ و منتشر گردیده‌است.[۱۷] عالمانی از اهل سنت و حتی سلفی‌ها، شیعه ها امامی و زیدی در مخالفت با منهاج السنة کتاب نوشته‌اند.[۱۸] ابن‌تیمیه با پشت گرمی به آنچه درین کتاب ذکر کرده، جنایتکار به ناصبی بودن شد‌ه‌است.[۱۹]
العقیدة الحمویة الکبری؛ این کتاب در جواب به سؤالات کلامی درباره پروردگار و صفات وی نوشته شد و اعتراضات متعددی میان علمای مذهب‌ها برانگیخت.[۲۰] او با دانش صحبت مخالفت کرده و معتقد بود دانش سخن هم مانند فلسفه ارسطو، به انحراف و زندقه می‌انجامد.[۲۱] ابن‌تیمیه همینطور در‌این کتاب بخش اعظمی از عقاید اشاعره را عیب گیری کرده و آن را ضعیف و سست دانسته میباشد.[۲۲]
الحسبه فی الاسلام دربردارنده بعضی ذهن ها اقتصادی ابن‌تیمیه.
السیاسة الشرعیة لاصلاح الراعی و الرعیة، مندرج در مصر درباره ولایت، امامت و حکومت.
العقیده الواسطیة، دربردارنده مسائل اصول اعتقادات. این کتاب هم جدال‌های نظری فراوانی بین علما و عموم برانگیخت و سبب زندانی شدن ابن‌تیمیه شوید.
النصوص علی الفصوص، در رد اذهان ابن‌عربی در کتاب فصوص الحکم.[۲۳]
دسته‌ای از اثرها ابن‌تیمیه در کتاب مجموعة الفتاوی ابن‌تیمیه در ۳۷ جلد به وسیله عبدالرحمن بن قاسم در سال ۱۳۷۴ق منتشر گردیده‌است. اما این کتاب تمامی اثر ها ابن‌تیمیه را دربر ندارد.[مستلزم منبع]

بازدید : 19
يکشنبه 8 تير 1404 زمان : 12:44

در حدیثی از امام درست گو‌(ع)، دمشق تحت عنوان محل نزول عیسی‌(ع) معیّن گردیده است.[۲۴] البته محمدتقی مجلسی در کتاب لوامع صاحبقرانی محل نزول اورا مکه معرفی نموده است.[۲۵] در احادیث اهل‌سنت نیز محل‌های مختلفی به‌تیتر محل نزول معرفی گردیده‌است که از آن‌ها می‌قدرت به بیت‌المقدس[۲۶] و پل سپید راجع‌به شرقی دمشق اشاره پک پذیرایی ترحیم مشهد نمود.[۲۷]

فرصت ظریف نزول حضرت عیسی‌(ع) در روایات ذکر نشده، البته بعضی از پژوهشگران احتمال داده‌اند که‌این دستور در اولِ ظهور امام مجال چهره خواهد بخشید.[۲۸] ابوالفتوح رازی و طبرسی از مفسران قرن ششم هجری، آیه ۶۱ سوره زخرف[یادداشت ۱] را بر حضرت عیسی‌(ع) تطبیق داده، بر این باورند که نزول مسیح‌(ع) از وضعیت و علائم برپایی روز قیامت میباشد؛ از این‌ رو نزول حضرت عیسی‌(ع) قبل از برپایی قیامت متفحص می شود.[۲۹] این تعبیر که در بعضی از احادیث اهل تسنن نیز چشم میشود،[۳۰] بر رجوع و برگشت عیسی‌(ع) در روزگار ظهور امام مهدی‌(عج) تطبیق داده گردیده‌است؛[۳۱] چراکه ظهور حضرت مهدی‌(عج) نیز در آخرالزمان واقعه میفتد.[۳۲]

اقدامات حضرت عیسی بعد از رجوع
بر طبق روایتی از امام درست گو‌(ع)، غرض از نزول حضرت عیسی‌، کمک کردن امام مهدی‌(ع) میباشد.[۳۳] در برخی از ماجرا‌ها عیسی‌(ع) بانک‌دار حضرت مهدی‌ معرفی گردیده‌است.[۳۴] در روایاتی از اهل تسنن حضرت مسیح خویش را وزیر امام مهدی(ع) معرفی می‌نماید[۳۵] که منصب قضاوت را بر ذمه خواهد گرفت.[۳۶] مبتنی بر روایتی در درست بخاری، عیسی‌(ع) بعداز نازل شدن، صلیب مسیحیان را شکسته، خوک را می کشد (کنایه از حرام کردن تناول کردن گوشت خوک[۳۷]) و بر مسیحیان جزیه انتخاب می‌نماید و با وارد شدن او عموم چنان بی‌نیاز میشوند که هیچ‌کس مالی را نمی‌پذیرد.[۳۸] همینطور بر طبق روایاتی از شیعه و سنی، حضرت عیسی‌ اقدامات زیر را در زمانه ظهور جاری ساختن خواهد بخشید:

اقتدا کردن در نماز به امام مهدی(عج)
بر طبق ماجرا‌های زیادی از شیعه و سنی، عیسی‌(ع) در تلاوت نماز به امام مهدی(عج) اقتدا خواهد کرد.[۳۹] به گفته بعضا از پژوهشگران، در منابع روایی شیعه ها اقتدا کردن حضرت مسیح به امام مهدی‌(ع) در چهارده داستان اورده شده میباشد.[۴۰] اگرچه این احادیث، نقش معرفتی دیگری به طور مصرح ذکر نشده میباشد؛[۴۱] البته دانشمندان با به کارگیری از مضمون قصه‌ها نکاتی را درین‌باره بیان کرده‌اند:

تصریح به مرجعیت سیاسی و فقهی امام مهدی‌(عج).[۴۲]
تسلیم شدن مسیحیان در قبال امام مهدی(عج) و اسلام آوردن آن ها؛[۴۳]
به لحاظ علی کورانی اقتدای مسیح به امام مهدی، هنگامی واقعه می‌ افتد که رومیان قسم خویش با امام‌(عج) را نقض می‌نمایند و عیسی‌(ع) با این عمل خویش در قبال آن‌ها موضع‌گیری می‌نماید.[۴۴]
قتل دجال
نوشته ی علمیٔ اساسی: دجال
مبنی بر حدیثی از امام درست گو‌(ع)، دجال به دست حضرت عیسی(ع) کشته شود.[۴۵] مبتنی بر روایتی که در الزام الناصب نقل شده، امام مهدی(عج) فرماندهی سپاهش را به مسیح‌(ع) خواهد سپرد و وی دجال را در مرز و بوم حجاز به قتل خواهد رساند.[۴۶] کشته شدن دجال به دست مسیح‌(ع) در منابع روایی اهل تسنن نیز گزارش شد‌ه‌است.[۴۷] همینطور در برخی از منابع روایی شیعه، کشته شدن دجال به امام مهدی منسوب شده میباشد.[۴۸] محققان بر این باورند که کشته شدن دجال به دست مسیح‌(ع) با کشته شدن وی به دست امام مهدی(عج) تنافی ندارد؛ چون عیسی‌(ع) دجال را به فرمان مهدی(عج) به قتل می رساند. به همین استدلال می‌قدرت کشته شدنش را به هر دو نسبت بخشید.[۴۹] براساس روایتی از اهل تسنن، عیسی‌(ع) در فلسطین امام مهدی(عج) را در کشتن دجال کمک خواهد کرد.[۵۰]

کشتن یأجوج و مأجوج
نوشته‌ی علمیٔ مهم: یأجوج و مأجوج
به گفته علی بن ابراهیم قمی و طبرسی، از مفسران شیعه، معبود در آیه ٩٦ سوره انبیاء، از خروج یأجوج و مأجوج و سرکشی آنان تحت عنوان یکی‌از اتفاق ها آخرالزمان خبر داده میباشد.[۵۱] در قول عتیق و قول نو نیز به خروج آن‌ها در آخرالزمان اشاره گردیده‌است.[۵۲] در قصه‌هایی از اهل تسنن اینگونه آمده که یأجوج و مأجوج به دست حضرت عیسی کشته خواهند شد.[۵۳]

معرفی عیسی تحت عنوان مهدی بوسیله اموی‌ها
نجم‌الدین طبسی از دانشمندان حوزه علمیه اعتقاد دارد اگرچه بازگشتن عیسی‌(ع) در روزگار ظهور امری مسلم میباشد، ولی اموی‌ها به باعث دشمنی با اهل‌بیت(ع)، با جعل احادیثی زیرا «لا مهدی الّا عیسی بن مریم؛ مهدی به عبارتی عیسی بن مریم میباشد»[۵۴] و مانند آن،[۵۵] پیرو این بودند که انتساب مهدی موعود به اهل‌بیت‌(ع) را نفی کرده، عیسی‌(ع) را به عبارتی مهدی جلوه دهند.[۵۶]


کتاب نزول مسیح و ظهور موعود
به گفته طبسی اموی‌ها کوشش کردند تا نقش محوری را از امام مهدی‌(عج) سلب کرده، عیسی‌(ع) را پایه اصلی اتفاق ها ظهور معرفی نمایند و از همین رو قتل دجال و قتل یأجوج و مأجوج را به مکان امام مهدی(عج)، به او نسبت داده‌اند، چنان‌که به مکان مکه، بیت‌المقدس را محل نزول او معرفی می‌نمایند.[۵۷]

بازدید : 42
شنبه 7 تير 1404 زمان : 10:56

این نوشته ی علمی دربارهٔ سحر(جادو) میباشد. برای شناخت با آیه‌ای با همین اسم، مدخل آیه سحر را مشاهده کنید. سِحر یا این که جادو فعالیت خارق‌العاده‌ای که به‌مراد تصرف در افراد یا این که شی ها یا این که کارها اجرا می شود. فقیهان شیعه در حرمت به کار گیری از سِحر، آموزش، یاد دادن و اجرت‌به دست آوردن در ازای آن رخداد‌حیث دارا‌هستند. علمای دانش اخلاق و رفتار نیز آن را از گناهان کبیره شمرده‌اند. در احادیث نقل‌گردیده از امامان(ع)، سِحر مساوی بی دینی دانسته گردیده و از ایفا آن نهی پک پذیرایی ترحیم مشهد گردیده‌است.

به گفته بعضی مفسران، طبق قرآن دو سیرتکامل سِحر وجود دارااست: بعضا از سحرها تخیلی می‌باشند و واقعیتی ندارند؛ امّا سحرهایی هم وجود دارا‌هستند که اثرها حقیقی و واقعی مثل ساخت‌و‌ساز طلاق در میان زن و مرد به جا می گذارند.

عالمان مسلمان در میان سحر و اعجاز تفاوت قائل‌اند: اعجاز با ادعای نبوت یار و همدم میباشد و زیرا با عزم و توان خدا متفحص می‌گردد، نیازی به تمرین قبل ندارد؛ برخلاف سحر که نمی‌تواند با ادعای نبوت باشد و همینطور مستلزم تمرین و یادگیری میباشد.

بعضی از فقها، فراگیری سحر را برای دفع سحر یا این که رسواکردن مدّعی دروغین نبوّت، روا یا این که حتی واجب کفایی دانسته‌اند. همینطور در‌این خصوص که فسخ‌کردن سحر فقط از رویه دعا و قرآن روا میباشد یا این که با سحر نیز می‌قدرت سحر را فسخ کرد اختلاف‌حیث وجود داراست.

براساس فتوای فقیهان، ساحر در شرایطی‌که کافر باشد تعزیر می‌گردد؛ ولی در شرایطی که مسلمان باشد و سحر را حلال بداند، احکام ارتداد در زمینه‌ی وی روان می‌گردد. همینطور در صورتی کسی بر تاثیر سحر کشته خواهد شد، برخی از فقها قصاص و دیه را مجازات قتل کننده دانسته و بعضی با این حکم مخالفت کرده‌اند.

رده سِحر
در فرهنگ وتمدن حرف، سحر یا این که جادو این‌سیرتکامل تعریف و تمجید گردیده‌است: «تسخیر قوای طبیعی و فوق‌طبیعی با تلاوت افسون و دین‌های رمزآمیز و تصرف در افراد و شی ها و کارها.»[۱]

در قرآن[۲] و احادیث،[۳] از سحر حرف آمده میباشد. مفسران[۴] و محدثان[۵] نیز تحت نشانه‌ها و احادیثِ مرتبط با سحر، در امر آن مباحثی مطرح کرده‌اند. همینطور سحر یکی مسائل علم فقه میباشد و فقیهان راجع‌به روا بودن یا این که نبودن آن،[۶] مجازات ساحر[۷] و دیگر مسائل مرتبط با آن[۸] دعوا کرده‌اند.

پیشینه
بر طبق تعبیر مثال، درین‌که سحر از چه هنگامی شروع گردیده و اشاعه پیدا نموده است نمی‌قدرت سخنی قطعی گفت. فقط می‌اقتدار اعلام‌کرد از فرصت‌های خیلی قدیم میان عموم رایج بوده میباشد.[۹] در روایتی از امام حسن عسکری(ع) نقل گردیده‌است که سحر و جادو از مجال حضرت نوح(ع) کثرت پیدا نموده است.[۱۰]

تفاوت اعجاز و سحر
نوشته‌علمیٔ مهم: اعجاز
یکی نسبت‌هایی که در حین تاریخ به انبیاء و مخصوصا فرستاده اکرم(ص)‌ داده گردیده، جادوگری میباشد؛[۱۱] ولی عالمان مسلمان این را نمی‌پذیرند و در میان سحر و اعجاز تفاوت‌هایی ذکر می‌نمایند:

سحر و اعجاز هر دو‌ تأثیراتی را دارا هستند؛ ولی اعجاز حق میباشد و سحر فسخ. اعجاز در راستای اصلاح و تربیت میباشد؛ البته سحر بی‌مقصود یا این که دارنده هدف ها سطحی و نادر‌بها میباشد.[۱۲]
سحر متکی به کارها بشری میباشد. به همین انگیزه، ساحران شغل های خارق‌العاده‌ای جاری ساختن میدهند که تمرین کرده‌اند؛ امّا اعجاز امری الهی میباشد و انبیا کارهایی را اعمال می‌دادند که عموم از آنان طلب می‌کردند.[۱۳]
اعجاز‌‌ هم پا با ادّعای نبوت میباشد؛ امّا ساحر نمی‌تواند ادّعای نبوّت نماید؛ زیرا حکمتِ الهی بازدارنده از آن می‌گردد که کسی به لاف مُدّعی نبوت خواهد شد و در‌صورتی‌که این‌ فعالیت را بکند رسوا می گردد.[۱۴]

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 502
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه