loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 16
دوشنبه 13 مرداد 1404 زمان : 17:18


عصرةالمنجود
او در‌این تاثیر که دربردارندۀ موضوعات و باب‌های متفاوت دانش حرف میباشد از شیوۀ خواجه نصیر الدین طوسی هجران گزیده، و به متکلمان امامی قبل از وی لحاظ داشته میباشد. بیاضی در کتاب عصرة المنجود، سخن خویش را با حرف از بایستگی مشاجره عقلی شروع می‌نماید؛ و مباحث وجود و احکام آن در کتاب‌های خواجه طوسی و رهروان وی[۱۸] مکان خویش را در‌این کتاب به وجوب معرفت و شیوه های آن داده میباشد. دیگر آنکه برخلاف این اثر ها که به انگیزه فلسفی شدن نظم مباحث، از موضوعاتی همانند لزوم شکر، معرفت حدوث اجسام، رفتار انجام، یارا، اخلاق قرآن و مؤمن گناهکار در آن‌ها سخنی نرفته میباشد، او درین تاثیر خویش به شیوۀ گذشتگان به شرح به‌این مباحث پرداخته میباشد.[۱۹] از همین روست که به اقوال و آراء و دلیل معتزله میل آرم پک پذیرایی ترحیم مشهد میدهد.[۲۰]

با اعتنا به خاطر کرد بیاضی از الصراط المستقیم در عصرة المنجود، این کتاب ظاهراً در دو دهه نهایی قدمت وی نگاشته گردیده است.

الکلمات‌ النافعات
او در‌این تاثیر که در گستردن کتاب الباقیات‌ الصالحات تاثیر شهید اولیه نگاشته میباشد ، موضوعاتی را که متعارف کتاب ها ملل و نحل نبوده میباشد، به گروه‌بندی آراء و مذهب‌ها در آن ها می پردازد.[۲۱]

تفصیل وی براین تاثیر، متضمن تشریح نکات بلاغی و معانی لغات، بیان شواهدی از نشانه‌ها و احادیث و اشاراتی به اقوال و عقاید مذهبها و فرقه‌های متعدد میباشد. این تاثیر در مجموعة اربع رسائل کلامیه به چاپ رسیده میباشد.

المقام‌الاسنیٰ فی تعبیروتفسیر اسماء الله الحسنیٰ
در تفصیل دعای جوشن بزرگ،[۲۲] بیاضی خویش با تیتر گستردن‌ الاسماء در الرساله الیونسیه از آن مذکور، و بدان استناد نموده است [۲۳] آقابزرگ تهرانی به کتابی با همین تیتر از کفعمی اشاره کرده، و میافزاید که کفعمی نصیب‌هایی از نوشته معلم خویش را در انتهای البلد الامین آورده میباشد[۲۴]البته می بایست اعلام‌کرد کفعمی فقط خلاصه‌ای از اثری با تیتر المقصد الاسنیٰ را بی‌آنکه از نسبت به بیاضی یا این که حتیٰ مؤلفی دیگر صحبت گوید، آورده میباشد[۲۵] نیز برپایه مقایسه در میان متن منقول کفعمی با کتابی به همین اسم از غزالی، نمی‌قدرت هیچ‌سیرتکامل اشتراک مفهومی سراغ بخشید.

الباب‌المفتوح‌الیٰ ماقیل فی النفس و الروح
او در‌این رساله به آشنایی نفس و واقعیت روح پرداخته و در آن به آرای فلاسفه و متکلمان درباره تجرد روح اشاره گردیده و نظریه خویش را ذکر نموده است علامه مجلسی از این تاثیر سود کرده، و متن بی نقص آن را در مباحث مرتبط با کتاب السماء و العالم بحار الانوار آورده میباشد.[۲۶]

زبدة البیان و آدم الانسان المنتزع اینجانب مجمع البیان مختصری از تعبیر و تفسیر مجمع البیان تألیف طبرسی میباشد.
الرسالة‌الیونسیه این تاثیر در تفصیل الرسالة‌ التکلیفیه تاثیر شهید نخستین در سال ۸۴۴ق نگاشته گردیده، و در مجموعة اربع رسائل کلامیه به چاپ رسیده میباشد.
نجد الفلاح فی مختصرالصحاح، مختصری از صحاح جوهری میباشد.
منخل الفلاح که به گفته آقا بلندمرتبه طهرانی مختصر متفاوت الشیعه میباشد.
ذخیرة الایمان این کتاب که قدیم‌ترین تاثیر شناخته وی در دانش حرف میباشد در سال ۸۳۴ ق تألیف گردیده است [۲۷]
اثر ها دیگر و اشعاری نیز بدو منتسب گردیده که بعضی از آن‌ها برجای باقیمانده میباشد.[۲۸]

پانویس
بیاضی، ج۱، مقدمة مرعشی، ص۵؛ آقا والا طهرانی، ۱۳۶۲ ش، ص۸۹؛ قس بیاضی، ج۲، مقدمة آقابزرگ طهرانی، ص۱۲
علامه مجلسی، ج۱، ص۳۳
علامه مجلسی، ج۱، ص۱۳۵
به نقل افندی اصفهانی، ج۴، ص۲۵۵ـ۲۵۶
خوانساری، ج۴، ص۳۵۳ـ۳۵۴
آقابزرگ ،پیشگفتار...، ۲/۱۴
الکلمات، ص۳۳۹
عصره، ص۱۴۸
عصره، ص۱۷۱-۱۷۲

بازدید : 21
يکشنبه 12 مرداد 1404 زمان : 17:52


حَشْد شَعبی یا بسیج مردمی عراق، ارتش نظامی وابسته به تشکیلات امنیتی عراق می باشد، که زیر حیث فرمانده تک تک نیروهای مسلح عراق، به ارتش کمک می‌کند و بیشتر افراد آن را شیعیان‌ تشکیل می‌دهند. حشد شعبی در وضعیت اضطراری حمله داعش به عراق در سال ۱۳۹۳ش، شکل گرفت و بعد از فتوای جهاد علیه داعش از سوی سید علی سیستانی، مرجع تبعیت شیعه، مشروعیت یافته و تقویت پک پذیرایی ترحیم مشهد شد.

حشد شعبی شامل بیش از چهل مجموعه نظامی و بیش از صد هزار نیرو هست که در آن شیعه،‌ سنی، مسیحی، عرب، ترکمن و کُرد حضور دارند. شاخه نظامی سازمان بدر، عصائب اهل الحق، کتائب حزب‌الله و سرایا العتبات، برای مثال تیم‌های حشد شعبی‌اند.

حشد شعبی در نبرد با داعش تأثیرگذار بود. این سازمان بعد از سقوط داعش، به پاکسازی بقایای داعش می‌پردازد و در خدمات اجتماعی نیز فعالیت دارد. بر پایه ی قانون «سازمان حشد شعبی»، این گروه مانند دیگر نیروهای نظامی عراق، از عمل‌های سیاسی منع گردیده است.

دولت آمریکا و عربستان خواستار انحلال یا ادغام حشد شعبی در ارتش عراق شده‌اند و آمریکا در سال‌های ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ش به پایگاه‌های حشد شعبی در عراق حمله کرده است. در مقابل، سوریه، کشور‌ایران و حزب‌الله لبنان از حامیان حشد شمرده شده‌اند. مقتدی صدر، روضه خوان شیعه و فعال سیاسی اهل عراق نیز، خواستار ترکیب حشد شعبی در ارتش عراق شده و در مقابل سید کاظم حائری، مرجع تبعیت، نیروی جداِ حشد شعبی را برای نگهداری امنیت عراق ما یحتاج دانسته هست.

فالح فیاض فرمانده و هادی عامری معاون حشد شعبی‌ هست. پیش از او، ابومهدی مهندس معاون حشد شعبی بود که به همپا قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس جمهوری اسلامی ایران، در عملیاتی تروریستی از سوی دولت آمریکا شهید شد.

رده
حشد شعبی که به آن بسیج مردمی عراق و بسیج عراق نیز گفته می‌گردد،[۱] قوای نظامی وابسته به تشکیلات امنیتی عراق می باشد،[۲] که پایین حیث فرمانده آحاد نیروهای دارای سلاح عراق، به ارتش کمک می‌کند[۳] و بیشتر افراد آن را شیعه‌ها‌ تشکیل می دهند.[۴] حشد شعبی در موقعیت اضطراری حمله داعش به عراق و بعداز بیانیه هیئت وزیران عراق درباره تشکیل بسیج مردمی شکل گرفت[۵] و بعداز فتوای جهاد علیه داعش از سوی سید علی سیستانی، مرجع تقلید شیعه، مشروعیت یافته[۶] و تقویت شد.[۷]

پایه‌گذاری
هیئت وزیران به نخست‌وزیری نوری مالکی در ۱۰ ژوئن ۲۰۱۴م (۲۰ خرداد ۱۳۹۳ش) طی بیانیه‌ای از شهروندان عراقی درخواست کرد برای تشکیل بسیج مردمی و مبارزه با تروریست‌ها داوطلب شوند.[۸]

صدور این بیانیه به طور همزمان با سیطره داعش بر مناطق غربی، شمالی و مرکزی عراق و ترساندن آنان بر اساس تصرف بغداد بود.[۹]

فتوای جهاد کفایی سید علی سیستانی
نوشته‌ی علمیٔ اصلی: فتوای جهاد علیه داعش
سید علی سیستانی، از مراجع تبعیت شیعه ساکن در نجف، در ۱۳ ژوئن ۲۰۱۴م (۲۳ خرداد ۱۳۹۳ش) سه روز بعداز ترساندن داعش و بیانیه هیئت وزیران درباره شکل‌گیری بسیج مردمی،[۱۰] در فتوایی پیکار با داعش را واجب کفایی اعلام‌کرد.[۱۱] این فتوا را در مشروعیت‌بخشی به حشد شعبی[۱۲] و پیوستن مردم به آن تأثیرگذار دانسته‌اند؛[۱۳] به‌گونه‌ای که بعضی پژوهشگران شکل‌گیری حشد شعبی را پس از فتوای سید علی سیستانی میدانند.[۱۴]

بازدید : 27
شنبه 11 مرداد 1404 زمان : 18:28


فاسِقْ هر که از اوامر معبود نافرمانی می‌نماید. تکذیب آیه‌های قرآن، عهد و پیمان‌شکستن، جدا صله‌ رحم و خرابی کردن از خصوصیت‌های گناهکار دانسته‌ گردیده است. گناهکار أحکام خاصی در فقه و صحبت داراست؛ مثلا این که گناهکار نمی‌تواند به جایگاه امامت رسد، نمی‌تواند امام جماعت باشد و شهادتش قابل قبول وجود ندارد. متفکران شیعه امامیه معتقدند، صرفا کافر (خیر مسلمان گناه کار) به عذاب ابدی در گیر پک پذیرایی ترحیم مشهد میشود.

معنی‌شناسی
فسق در لغت به معنای نافرمانی و رخنه‌ امر معبود و خروج از رویکرد حق و تصمیم به گناه میباشد؛ از این رو، گناه کار کسی میباشد که در قبال امرها آفریدگار، نافرمانی می‌نماید و از رویکرد حق بیرون میشود.[۱] بعضا از لغت شناسان بیرون شدن غلط و توأم با خرابی هر چیزی از چیز دیگر را فسق دانسته‌اند مانند بیرون شدن رُطَب از پوستش.[۲] حسن مصطفوی، واژه و کلمه شناس قرآن، درباره فسق می گوید: ریشه واژه و کلمه فسق به معنای بیرون شدن از قوانین شرعی، عقلی یا این که طبیعی میباشد و مصادیقش قادر است بیرون شدن عبد از امر آفریدگار و اطاعت از وی و نیز خروج آشکارا و علنی از احکام و قانون ها و مقررات اسلامی و اخلاقی مانند حسادت، بخل، تکبر و طمع باشد. خارج زدن رطب از پوستش نیز مثال‌ای از تحقق فسق در ضوابط حکم کننده بر طبیعت میباشد. او مفاهیمی مانند سوراخ و انحراف و ظلم و جور را از اسباب و اثاث معنای لغوی فسق دانسته میباشد.میباشد. [۳]

اوصاف گناه کار در قرآن
در قرآن برای گناه کار خصوصیت‌های مختلفی نام برده‌میباشد؛ مثلا: نقض قسم خداپرستی، جدا لینک‌های خویشاوندی و دوستی، خرابی در زمین[۴][۵]، تکذیب آیه‌ها الهی[۶]، ظلم کردن[۷]، عدم تاسی از امرها خداوند[۸]، مستکبر بودن[۹]، از ذهن بردن معبود و در فیض، ابتلا به خودفراموشی[۱۰] و غیره.

ایمان و عذاب گناهکار
شیعه امامیه این نظر را دارد گناه کار، کافر وجود ندارد؛ و خلود(عذاب ابدی) مختص به کافر میباشد؛ و مسلمان حتی در صورتی‌که گناه کار باشد، برای مدام در عذاب الهی باقی نمی‌ماند و در معرض شفاعت یا این که عفو وبخشش آفریدگار میباشد.[۱۱]
ولی وعیدیه -که گروهی از خوارج می‌باشند- معتقدند که فعالیت پارسا بخشی از ایمان میباشد[۱۲]؛ و به همین جهت، هر که مرتکب گناهان کبیره می شود، کافر می شود و در فیض، مدام در عذاب باقی میماند.[۱۳]
مرجئه در مقابل وعیدیه میباشد و معتقدند که فعالیت با تقوا بخشی از ایمان وجود ندارد و هر که گناه کبیره ایفا می دهد، به ایمانش لطمه وارد نمیشود و بهشتی و جهنمی بودنش در آخرت مشخص و معلوم می‌گردد و موقتا معلوم وجود ندارد.[۱۴]
ولی معتزله در مخالفت با این ایده ها، عقیده «المنزلة فی مابین المنزلتین» (جایگاهی در بین دو منزلت شرک و ایمان) را طرح نموده است: گناهکار خیر بازهد میباشد و خیر کافر بلکه جایگاهش فی مابین آن دو میباشد؛ و به همین جهت، عاقبت اخروی وی نیز خیر جایزه خوب میباشد و خیر عذاب شدید بلکه عذاب بی آلایش میباشد.[۱۵] به یقین معتزله، هر که در حریق دوزخ وارد خواهد شد، برای وی خروجی از آن وجود ندارد.[۱۶]
اختلافی وجود ندارد که در حالتی‌که گناهکار توبه نماید، پروردگار او‌را می‌بخشاید و هدایت می‌کند و به خلود در عذاب گرفتار نمی شود:[۱۷] «ای افرادی که ایمان آورده اید، به سوی معبود توبه فرمائید، توبه‌ای خالص؛ امید‌است‌(با این عمل) پروردگارتان گناهانتان را ببخشد.»[۱۸]

گناهکار و امامت
شیعه امامیه اعتقاد دارد که گناه کار به جایگاه امامت نمی رسد؛ به این دلیل که گناهکار، ظالم میباشد[۱۹] و ظالم به رده امامت نمیرسد.[۲۰]
ولی اکثر اهل سنت معتقدند که بعداز انتخاب امام، در شرایطی که وی به‌واسطه ظلم و غصب اموال و غیره گناه کار خواهد شد، از امامت عزل نمی شود و از مشروعیت ساقط نمی شود.[۲۱]

احکام دینی گناهکار
گناهکار احکام خاصی داراست به عنوان مثال این که غایب بودن کردن درباره فاسقی که آشکارا گناه می‌نماید و متجاهر به فسق میباشد، حرام وجود ندارد.[۲۲] شهادتش قابل قبول وجود ندارد[۲۳] و خبرش قابل تایید وجود ندارد و می بایست غیروابسته درباره صحت یا این که نادرستی خبرش مطالعه کرد.[۲۴] همینطور، گناهکار نمی‌تواند امام جماعت باشد.[۲۵]

جستارهای متعلق

بازدید : 20
چهارشنبه 8 مرداد 1404 زمان : 12:38

با اسم مهم گِری فعالیتْل لِگِنهاوزِن (زاده ۱۹۵۳م) از شیعه‌شدگان مسیحی اهل ایالات متحده و عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی میباشد. او، پایین تأثیر اذعان کرد‌وگوهای فقهی با دانشجو ها مسلمان خویش و بعد از یک زمان بازرسی و مطالعه، در سال ۱۹۸۳م به اسلام و تشیع روی آورد. لگنهاوزن تمایل به تشیع را فیضٔ استینافٔ نهج البلاغه پک پذیرایی ترحیم مشهد می داند.

لگنهاوزن که تحصیلات خویش را در ایالات متحده گذرانده و سوا‌‌التحصیل دکتری در حرفه فلسفه از دانش کده رایس ایالت تگزاس میباشد، بعداز تغییر‌و تحول مذهب به تشیع، به کشور ایران مسافرت کرد. او در جمهوری اسلامی ایران، با مرکزها علمی مختلفی مانند کالج قم، دانش گاه ادیان و مذهب‌ها، دانش گاه موءثر و مؤسسه امام خمینی همیاری علمی دارااست. وی در سال‌های ۱۹۷۹م تا ۱۹۸۹م معلم کالج تگزاس جنوبی بود.

او فیس به یادماندنیِ فلسفه در سال ۱۳۸۹ش (۲۰۱۰م) و متفحص رفیعتر سی‌و‌سومی عصر محرک کتاب سال کشور‌ایران در سال ۱۳۹۴ش میباشد. وی اثر ها تألیفی و ترجمه‌ای زیادی دارااست که کتاب «اسلام و کثرت‌گرایی فقاهتی» از مشهورترین آثارش به شمار می‌رود. در ۱۳۹۸ش دین نکوداشتی برای تجلیل از کار‌های علمی لگنهاوزن در قم برگزار شد. کتاب «فیلسوف فروتن» توده تیم مقاله‌ها و رای زنی‌ها در نکوداشت لگنهاوزن میباشد.

تغییر و تحول مذهب به تشیع
محمد لگنهاوزن در خانواده‌ای مسیحی پروش یافت و در مدرسه ها کاتولیک علم آموزی کرد. با این هم اکنون، در نوجوانی با سوال‌هایی دربارهٔ آموزه‌های مسیحیت مواجه شد و در زمان متوسطه به انکار الوهیت مسیح و آموزهٔ تثلیث پرداخت. لگنهاوزن بعد از ورود به دانشکده رایس، به درس دادن در دانشکده تگزاس جنوبی پرداخت و در آنجا با دانشجو یان مسلمان از کشورهای گوناگون برای مثال کشور ایران، لبنان، پاکستان و نیجریه آشنا شد. بیان کرد‌وگوهای شرعی با این دانشجو یان او‌را به تحقیقٔ عمیق‌خیس ادیان، به‌ویژه اسلام، سوق اعطا کرد. بعد از سه سال بازرسی و تفحص،[۱] لگنهاوزن در سال ۱۹۸۳م، مسلمان شد[۲] و از به عبارتی آغاز به مذهب تشیع درآمد. وی این گزینش را فیضٔ پژوهشٔ نهج البلاغه میداند که یکی شاگردان اهل ایران‌اش به وی کادو داده بود
گری کارل لگنهاوزن در ۳ مه ۱۹۵۳م[۴] در خانواده‌ای مسیحی کاتولیک مستقر در نیویورک ایالات متحده دیده به جهان گشود. لگنهاوزن تحصیلات دانشگاهی خویش را در سال ۱۹۷۴م در دانشکده ایالت نیویورک به اتمام رسانید و لیسانس خویش را در فنٔ فلسفه استحصال کرد. وی در سال‌های ۱۹۷۸م و ۱۹۸۳م در مقاطع ارشد و دکتری در همین فن از دانش گاه رایس ایالت تگزاس سوا‌التحصیل شد.[۵] لگنهاوزن در سال ۱۹۸۴م. پیروز به اخذ بورس تحصیلی فوق دکتری در مورد مطالعات تطبیقی از طرف کالج هاوایی شد.[۶]

بعد از گرویدن به اسلام، لگنهاوزن با همیاری یک‌سری دانشجوی مسلمان، انجمن اسلامی دانش کده تگزاس را نهاد بنیان. با این حالا، به جهت بروز اختلافاتی در رئیس کالج، وی از سمت استادی کالج استعفا بخشید. در همین فرصت، با تشویق یک کدام از دانشجو یان اهل ایران خویش، به بازرسیٔ فلسفه اسلامی عشق و علاقه‌مند شد و گرایش یافت تا برای ادامهٔ تفحص‌های خویش به جمهوری اسلامی ایران مهاجرت نماید. لگنهاوزن بعداز تصمیم برای حضور در کشور‌ایران، از سوی انجمن حکمت و فلسفه و همین‌طور بنیاد باقرالعلوم که بعد ها به مؤسسه امام خمینی تغییر و تحول اسم یافت، آیتم دعوت قرار گرفت.[۷] در فیض این دعوت‌ها لگنهاوزن سال ۱۹۸۹م، راهی جمهوری اسلامی ایران شد.[۸] وی ابتدا به طهران رفت و به علم آموزی فلسفه اسلامی پرداخت. بعد با دعوت محمدتقی مصباح یزدی در قم سکنی گزید و به مؤسسه امام خمینی پیوست.[۹]

لگنهاوزن عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی- پژوهشی امام خمینی بوده[۱۰] و سوابق درس دادن در دانش کده‌های گوناگون همانند تربیت استاد، موءثر، باقرالعلوم، ادیان و مذهب‌ها، مؤسسه امام خمینی و مؤسسه در بین‌المللی مطالعات اسلامی را دارااست.[۱۱] وی در روزگار درس دادن خویش، دروسی زیرا پیشگفتار منطق، پیشگفتار فلسفه، زیبایی‌شناسی، فلسفه دانش، دانش رفتار، فلسفه مذهب و متافیزیک را یادگرفتن می‌اعطا کرد.[۱۲] او بین سال‌های ۱۹۷۹م–۱۹۸۹م معلم دانشکده تگزاس جنوبی بود.

بازدید : 18
سه شنبه 7 مرداد 1404 زمان : 12:36

(درگذشت: ۵ق) از اصحاب رسول اسلام(ص) و مدیر بستگان اوس بود که بعد از بیعت عقبه نخستین، با دعوت مصعب بن عمیر در مدینه اسلام آورد و به تاسی از وی، آحاد خاندانش مسلمان شدند. او در نزاع بدر و احد جنگید و از نزدیکان و مستشاران فرستاده(ص) بود. در جریان عهد‌شکنی بنی‌قریظه و بعد از ناکامی وی از سربازان اسلام، سعد تحت عنوان حَکَمِ وی تعیین شد. در مبارزه خندق زخمی شد و از این آسیب درگذشت. اورده شده که رسول(ص) فرمود: در تشییع جنازۀ او هزاران مَلَک کمپانی پک پذیرایی ترحیم مشهد داشته‌اند.

نسب
سعد بن مُعاذ بن نعمان بن امرؤالقیس بن زید بن عبدالاشهل، لقب‌اش ابوعمرو، مادرش کبشه دختر رافع بن معاویه بن عبید[۱] و پسر خاله اسعد بن زراره بود.[۲]

اسلام آوردن
سعد به دست مصعب بن عمیر در مدینه (فی مابین دو عهدوپیمان عقبه) مسلمان شد و با اسلام آوردنش کل اشخاص قوم و قبیله عبدالاشهل مسلمان شدند.[۳] این خویشان اولیه خاندانی می‌باشند که زن و مرد وی تمامی اسلام آوردند.[۴]

سعد بعداز اسلام آوردن به یار اسید بن حضیر، بت‌های بنی عبدالاشهل را باخت.[۵] بعداز مهاجرت رسول(ص) و مسلمان ها به مدینه، پیامبر الله(ص) در میان سعد و ابوعبیده جراح از مهاجران عهدوپیمان برادری بست.[۶] او از بزرگان انصار و مدیر بستگان اوس، مردی شجاع، قاطع در ذکر و تصمیم‌گیری، مقاوم در جنگ و جهاد بود.[۷]

حضور در نبرد‌ها
بدر و احد
روز نزاع بدر درفش‌دار خویشاوندان اوس بود و برای رسول(ص) سایبانی تشکیل داد تا رسول(ص) در آن بنشیند و نظاره‌گر نزاع باشد. خودش با دیگر سربازان اسلام به میدان نزاع شتافت، هرگاه حملۀ همگانی از سوی قریش آغاز می‌گشت، از نبی(ص) به واقعه حضرت علی(ع) و دیگر صحابه پشتیبانی می کرد، در به عبارتی حالا تبلیغ و سخنرانی می کرد.[۸]

در‌این پیکار دوبار رسول(ص) بر سعد ستایش و دعا کرد و در بازگشت از نزاع، سعد افسار مرکب رسول(ص) را گرفته بود و پیاده میرفت در حالی که برادرش در نزاع شهید گردیده بود.

سعد در پیکار احد نیز کمپانی داشت.[۹]

خندق
نوشته‌علمیٔ اساسی: غزوه خندق
همینطور در بحبوحۀ غزوۀ خندق، فرستاده(ص) خبردار شد که بنی قریظه نقض عهدوپیمان کرده‌اند و با قریش و قبیلۀ غطفان یکی‌از گردیده‌اند. سعد بن معاذ و سعد بن عباده که حکم آنان در بنی قریظه نافذ بود، به سوی آن‌ها رفتند و هنگامی که سعد قول‌شکنی وی را دید، به نبی(ص) استحضار اعطا کرد و زیرا رسول(ص) رویت کرد که مسلمان ها از هرطرف محاصره گردیده‌اند و در تنگنا قرار دارا هستند، تصمیم گرفت با پرداخت کمی از متاع خرمای مدینه با آنها صلح نماید، درین بین سعد حیث اعطا کرد که ما هیچ زمان بدن به ذلت و خواری نمی‌دهیم، آن‌گاه پیکار را ترجیح اعطا کرد و صلح طومار را پاره کرد

بازدید : 26
دوشنبه 6 مرداد 1404 زمان : 13:28

(درگذشت: ۱۳ق/۶۳۴م)، از سرداران معروف عرب در نزاع با سپاه ساسانی در ابتدا اسلام بود. وی بابا مختار ثقفی بود و در نزاع یوم الجسر کشته شد.فرماندهی ابوعبید، ابوعبید بن مسعود از صحابه[۱] و از خاندان ثقیف میباشد. وی بیشتر با لقب‌اش شناخته می‌گردد. در بعضی منابع از وی با لقب ابوجبر نیز خاطر شد‌ه‌است.[۲] پدرش، مسعود ثقفی، از بزرگان حجاز بود و به او کنیه عَظیمُ‌القَرْیَتَیْن (والا مکه و طائف) پک پذیرایی ترحیم مشهد داده بودند.[۳]

بعد از به‌خلافت وصال قدمت بن خطاب و گزارش مثنی بن حارثه درباره جلو رفتن پارسیان، قدمت مسلمان ها را به نزاع فراخواند.[۴] ابوعبید داوطلب شد و قدمت او‌را به فرماندهی سپاه برگزید[۵] و به مثنی بن حارثه دستورداد تا زیر دستور وی قرار گیرد.[۶]

ابوعبید در سه پیکار با سپاه ساسانی سرگرم شد:

نزاع نمارق: ابوعبید، سپاه ساسانی را ناکامی بخشید و جابان فرمانده آن را اسیر کرد.[۷]
نزاع کسکر: ابوعبید، سپاه ساسانی به فرماندهی نرسی را باخت اعطا کرد و غنایم اکثری به دست آورد.[۸]
نزاع باروسما: ابوعبید با جالینوس فرمانده سپاه ساسانی به صلح رسید و قرار شد اشخاص بخش ها تسلیم‌گردیده فدیه دهند.[۹]
کشته‌شدن ابوعبید
رستم فرخزاد، بهمن جادویه (ذوالحاجب) را به یاری جالینوس ارسال کرد.[۱۰] ابوعبید در محلی به اسم مَروَحه ساکن به سپاه کشور ایران حمله کرد. وی با خنجر به خرطوم فیل زد، البته فیل اورا لگدکوب کرد و کشت.[۱۱] این پیکار به اسم‌های یوم الجسر، یوم قسّ الناظف، یوم المَروَحه و یوم الفیل دارای شهرت میباشد[۱۲] و در سال ۱۴ق رخداد.[۱۳]

بعداز کشته شدن ابوعبید، فرزندانش وهب، صاحب و مالک و جبر به ترتیب فرماندهی را بر ذمه گرفتند، ولی همگی آنان کشته شدند.[۱۴][۱۵] ابومحجن ثقفی نیز شعری در رثای ابوعبید سرود.[۱۶]

پانویس
أسدالغابة، ج‏۴، ص۳۴۷.
الإصابة، ج‏۷، ص۶۴.
ابن‌قتیبه، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۴۰۰.
طبری، ج۳، ص۴۴۴؛ ابن اعثم، ج۱، ص۱۶۳، ۱۶۴.
طبری، ج۳، ص۴۴۴؛ ابن اعثم، ج۱، ص۱۶۳، ۱۶۴؛ بلاذری، ۳۵۰
بلاذری، ۳۵۰؛ دینوری، ۱۱۳
طبری، ج۳، ص۴۴۸ ـ ۴۴۹؛ خلیفه، ج۱، ص۱۰۸؛ ذهبی، ج۲، ص۵
طبری، ج۳، ص۴۵۱
خلیفه، ج۱، ص۱۰۸؛؛ بلاذری، ۳۵۰، ۳۵۱
بلاذری، ۳۵۱؛ طبری، ج۳، ص۴۵۴؛ ابن اثیر، ج۲، ص۴۳۸
خلیفه، ج۱، ص۱۰۹ ـ ۱۱۰؛ ابن قتیبه، ۴۰۱؛ بلاذری، ۳۵۲
بلاذری، ۳۵۱؛ ابن قتیبه، ۴۰۱؛ ابن اثیر، ج۲، ص۴۳۸
الطبقات‌‏الکبری، ج‏۳، ص:۳۴۰
الفتوح، ج‏۱، ص:۱۳۴
الإصابة، ج‏۱، ص:۵۶۱
ابن عبدالبر، ج۴، ص۱۷۱۰؛ قس: بلاذری، ۳۵۲

بازدید : 23
يکشنبه 5 مرداد 1404 زمان : 12:31

(درگذشت: ۱۱۷ق)، از راویان حدیث و باقیماندگان رخداد کربلا بود که احادیثی همانند حدیث جایگاه و حدیث رد الشمس را نقل نموده است. همسرش محمد بن ابی‌سعید در کربلا شهید شد. فاطمه نیز بعداز اسارت به شام برده شد. در مجلس یزید، شخصی شامی اورا از یزید برای کنیزی درخواست کرد که با عکس العمل زینب(س) مواجه شد. فاطمه همینطور از خلق نیک نعمان بن بشیر با اسیران کربلا گزارش پک پذیرایی ترحیم مشهد داده میباشد.

نسب
فاطمه دختر علی بن ابی‌طالب و مادرش ام ولد بود.[۱] او با محمد بن ابی‌سعید بن عقیل وصلت کرد و دختری به اسم حمیده برای وی به عالم آورد.[۲] ولی در موسوعة کربلا، فاطمه، همسر ابوسعید معرفی گردیده که برای وی محمد و حمیده را به عالم آورده و محمد در هفت‌سالگی در کربلا به شهید شدن رسیده میباشد.[۳]

محمد بن ابی‌سعید شوهر فاطمه در اتفاق کربلا به شهیدشدن رسید[۴] بعداز آن فاطمه به تزویج سعید بن اسود بن ابی‌البحتری درآمد[۵]و مالک دو فرزند به اسم برزه و خالد شد.[۶] فاطمه بعداز سعید به عقد منذر بن عبیدة بن زبیر درآمد[۷] و از وی عثمان و کَبره متولد شدند.[۸] فاطمه بعد از مرگ منذر زنده بود[۹] و در سال ۱۱۷ق درگذشت.[۱۰]

احادیث
فاطمه، از پدرش،[۱۱] اسماء بنت عمیس،[۱۲] امامه بنت ابی‌العاص،[۱۳] ام الحسن دختر حضرت علی،[۱۴] امام حسن(ع)[۱۵] و سایر افراد داستان نموده است. حارث بن کعب کوفی، عبدالرحمان بن ابی‌نعیم بجلی، عبیدالله بن بشیر جعفی،[۱۶] موسی جهنی،[۱۷] عیسی بن عثمان،[۱۸] ابوبصیر[۱۹] و... از وی قصه کرده‌اند. احادیث منقول از او بیشتر در قضیه‌های اعتقادی،[۲۰] فقاهتی[۲۱] و اخلاقی[۲۲] میباشد.

او حدیث رد الشمس[۲۳] و مقام[۲۴] را از اسماء بنت عمیس نقل نموده است. اورده شده که نسائی و ابن ماجه از او داستان کرده‌اند.[۲۵]

حادثه کربلا
فاطمه در رخداد کربلا حضور داشت و به یار زینب(س) و دیگر اسیران به دمشق برده شد.[۲۶] در مجلس یزید، مردی از اهل شام از یزید بن معاویه درخواست کرد تا اورا به کنیزی خویش در آورد که با برخورد تند زینب(س) مواجه شد.[۲۷] ابومخنف این جریان را به واسطه حارث بن کعب از او گزارش نموده است.[۲۸] اما سازه بر بعضی گزارش‌ها این اتفاق درباره فاطمه دختر امام حسین چهره داده میباشد.[۲۹]

فاطمه بنت علی(ع) در گزارشی از ملازمت نعمان بن بشیر با اسیران کربلا در مسیر رجوع به مدینه، به خوی نیک نعمان اشاره نموده است. بعداز ورود کاروان به مدینه، فاطمه به خواهرش زینب(س) توصیه اعطا کرد به پاس این ملازمت و همراهی، کادو‌ای به نعمان بدهند. زینب(س) جواب اعطا کرد: «به معبود قسم، چیزی نداریم جز زیورآلات خویش». آنان دستبند و ساق‌بندهایشان را نزد نعمان فرستادند و معذرت خواهی کردند. ولی نعمان از تایید کادو پرهیز کرد و خاطرنشان کرد:

«در صورتیکه آنچه کردم برای عالم بود، زیورهایتان و کمتر از آن نیز منرا خشنود می کرد اما به معبود این عمل را جز برای خداوند و قربت شما با رسول آفریدگار نکردم.»[۳۰]

محلاتی در ریاحین الشریعه از عدم آوازه او در کتاب ها رجالی شیعه اظهار تعجب نموده است.[۳۱]

پانویس
ابن جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۵، ص۳۴۴.
ابن سعد، الطبقات، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۳۴۰؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۲، ص۹۴.
بیضون، موسوعة کربلاء، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۵۲۹.
ابن سعد، الطبقات، ۱۴۱۶ق، طبقه خامسه، ج۱، ص۴۷۷.
ابن حبیب بغدادی، المحبر، دارالآفاق، ص۵۶؛ ابن تمهید، جمهرة انساب العرب، ۱۴۰۳ق، ص۱۲۵.
ابن سعد، الطبقات، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۳۴۰.
ابن تمهید، جمهرة انساب العرب، ۱۴۰۳ق، ص۱۲۵؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، دارالآفاق، ص۵۷.
ابن سعد، الطبقات، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۳۴۰.
ابن سعد، الطبقات، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۳۴۰.
طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۷، ص۱۰۷.
طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۱۱، ص۶۶۷؛ ابن سعد، الطبقات، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۳۴۰؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج۲۳، ص۱۱.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۰۹۷-۱۰۹۸؛ عاملی، ثابت الهداة، ۱۴۲۵ق، ج۳، ۲۳۹؛ جزری، اسنی المطالب، ۱۴۲۶ق، ص۱۶۱؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۳۷، ص۲۶۳، ۲۶۸؛ مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۲۹.
کلینی، الکافی، ۱۳۶۵ش، ج۶، ص۳۷۰؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج۲۵، ص۲۰۱؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۱، ص۱۵۹.
مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۲۹.
برقی، رجال، ۱۳۸۳ق، ص۶۱.
محدث نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۲۰۷؛ کلینی، الکافی، ۱۳۶۵ش، ج۱۴، ص۲۰۷، ص۲۴۹.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۰۹۷-۱۰۹۸؛ عاملی، ثابت الهداة، ۱۴۲۵ق، ج۳، ۲۳۹؛ جزری، اسنی المطالب، ۱۴۲۶ق، ص۱۶۱؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۳۷، ص۲۶۳.
ابن سعد، الطبقات، ۱۴۱۴ق، ص۳۴۱
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۱، ص۱۵۹؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج۲۵، ص۲۰۱.
مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۲۹؛ عاملی، ثابت الهداة، ۱۴۲۵ق، ج۱، ص۴۱۴؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۱، ص۱۷۷.
محدث نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۲۰۷، ج۱۴، ص۲۴۹.
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۱، ص۱۵۹.
مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۲۹؛ عاملی، ثابت الهداة، ۱۴۲۵ق، ج۱، ص۴۱۴؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۱، ص۱۷۷.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۰۹۷-۱۰۹۸؛ عاملی، ثابت الهداة، ۱۴۲۵ق، ج۳، ۲۳۹؛ جزری، اسنی المطالب، ۱۴۲۶ق، ص۱۶۱؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۳۷، ص۲۶۳، ۲۶۸.
صالحی شامی، سبل الهدی، ۱۴۱۴ق، ج۹،

بازدید : 21
شنبه 4 مرداد 1404 زمان : 13:23

(متولد ۱۹۵۸م) روضه خوان شیعه بومی ایالات متحده عربی، امام آدینه قطیف و از رهبران شیعه‌ها ایالات متحده عربی میباشد. وی در کشورهای گوناگون مثلا عراق، جمهوری اسلامی ایران و کویت علم آموزی و درس دادن علم ها حوزوی داشته میباشد. صفار در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی فیس‌ای انقلابی داشت و در سال ۱۹۷۹م از رهبران انتفاضه شرق ایالات متحده عربی بود که بدون چاره به رخنه‌ کشورش شد. در دهه پایان قرن بیستم و بعداز حمله صدام به کویت، موضع‌گیری سرزمین‌از صمیم قلب صفار و هم‌فکرانش، سبب ساز بهبود ارتباط آن‌ها با حکومت و رجوع به ایالات متحده عربی شد. وی بعد از رجوع و برگشت به ایالات متحده عربی، خط مش صلح‌جویانه‌ای با حکومت پک پذیرایی ترحیم مشهد داشت.

صفار کوشش اکثری در وحدت و هم‌زیستی دو دسته شیعه و سلفیه ایفا داده و اعتقاد دارد این نوع رابطه میتواند در آشنایی و فهم و شعور عالی مجموعه دیگر یاری‌کننده باشد. در نگاه صفار شیعه ها هر کشوری بخشی از وطن خویش می‌باشند و نمی‌اقتدار به شیعه ها تحت عنوان جهانی جدا و نهادی جداازهم نگاه کرد؛ به این ترتیب برای بهبود وضع شیعه‌ها، آن ها می‌بایست از هرگونه انزوا و استقلال از جامعه و اطراف پیرامون خویش بپرهیزند.

صفار در باب بعضا از آموزه‌های شیعه بینش‌های خاصی دارااست؛ از جملهً درباره تقیه اعتقاد دارد با دقت به پیشرفت آزادی‌های فقاهتی و فکری در کشورهای متفاوت،‌ تقیه چندان موضوعیتی پیدا نمی‌نماید، یا این که در مورد ولایت فقید اعتقاد دارد امروزه ولایت تیم‌ای از فقها به‌مکان یک فقید مطلوب‌خیس میباشد.

معاش‌طومار
حسن بن موسی الصفار دارای شهرت به روضه خوان حسن الصفار& در سال ۱۹۵۸م[۱] در شرق ایالات متحده عربی، شهر قطیف چشم به جهان گشود.[۲] روحانی رضی، پدربزرگ حسن، در نجف علم آموزی کرد و از سید کاظم یزدی و محمدحسین کشف کننده‌الغطاء، وکالت فقهی داشت.[۳]

روحانی حسن صفار دروس ابتدائی و دبیرستان را در قطیف خواند.[۴] در سال ۱۹۷۱م به حوزه علمیه نجف رفت، در سال ۱۹۷۳م به حوزه علمیه قم، و بعد از یکسال به حوزه علمیه پیامبر اعظم در کویت رفت.[۱] سه سال در کویت بود و بعد از آن به قطیف رجوع و برگشت تا امام جماعت مسجد فتح باشد.[۵]

صفار در سال ۱۴۰۰ق موازی با ۱۹۸۰م، به جهت زد خورد‌های سیاسی و انتفاضه ناحیه شرقیه، بدون چاره به سوراخ کشورش شد[۵] و تا ۱۹۸۸م در کشور‌ایران ماند.[۱] درین دوران خلال اشتغال به دروس حوزوی[۱] به کار‌های فرهنگی و سیاسی نیز سرگرم بود و همینطور با رادیوی کشور‌ایران همیاری داشت.[۶] آن گاه به سوریه و بعداز آن به مسقط در عمان رفت.[۶]

روضه خوان حسن صفار در غایت در سال ۱۹۹۵م به قطیف برگشت و به عمل‌های شرعی، اجتماعی و فرهنگی درگیر بوده،[۵] و نیز امام آدینه شهر قطیف میباشد.[۷]

صفار در شهرهای مختلفی همانند طهران، مسقط، کویت، دمشق و قطیف درس دادن داشت.[۴] اساتید دارای شهرت وی سید محمد شیرازی، حسن حائری أحقافی و سید محمدتقی مدرسی بوده‌اند.[۴] وی همینطور وکالت دینی از مراجع متفاوت همانند سید علی سیستانی، سید محمد شیرازی، فاضل لنکرانی، ناصر مکارم شیرازی، یوسف صانعی و حسینعلی منتظری اخذ نموده است.[۸] از صفار بیشتراز ۱۳۵ کتاب و نوشته ی علمی به چاپ رسیده که بعضی از آن ها به گویش‌های دیگر ترجمه شد‌ه‌است

بازدید : 34
پنجشنبه 2 مرداد 1404 زمان : 12:44

(مقتول در ۱۷ رمضان سال دوم هجری قمری) از سرسخت‌ترین معاندان نبی(ص) و مسلمان ها در مکه بوده میباشد. وی از تسلط قریش و از سران فامیل بنی‌امیه به شمار می رفت. عقبه از طراحان و حمله‌کنندگان به منزل رسول(ص) در لیلةالمبیت به شمار می‌رود.به گفته مفسران عقبه از عده ای بود که از طرف قریش نزد مسیحیان نجران و به گفته بعضی نزد یهودیان مدینه، پیامبر شدند تا از آن‌ها سؤالاتی درباره ادعای نبوت بیاموزند و با عنوان کردن و پرسیدن آن ها، فرستاده(ص) را ذیل فشار قرار دهند. بعضی مفسران، آیه‌ها ۲۷ و ۲۸ سوره فرقان و آیه ۹ سوره کهف را درباره عقبه پک پذیرایی ترحیم مشهد دانسته‌اند.

عقبه بن ابی‌معیط از قضیه‌سازان پیکار بدر بود که درین مبارزه اسیر شد. عقبه به فرمان نبی(ص) به جهت دشمنی‌های زیاد نسبت به مسلمان ها و فرستاده(ص)، اعدام شد. فرزند وی، ولید بن عقبه از معاندان امام علی(ع) بود. ولید در روزگار خلافت عثمان تحت عنوان والی کوفه منصوب شد، البته بعداز شراب‌خواری و تلاوت نماز در مسجد کوفه، در حالا مستی، از این منصب عزل شوید و امام علی(ع) حد شرب خمر را بر وی روان کرد.

معرفی
عقبة بن ابی‌معیط بن ابی‌عمرو بن امیة از سرسخت‌ترین معاندان اسلام و از آزاردهندگان نبی(ص) و مسلمانها در مکه بوده میباشد.[۱] وی از تسلط و ثروتمندان قریش در مکه بود که در تصمیم‌گیری‌های مشرکان علیه مسلمان ها نقش داشت.[۲]

به گفته بعضا مفسران، مبنی بر آیه ۹ سوره کهف، عقبة بن ابی‌معیط به یار و همدم دو نفر دیگر از طرف قریش به سوی مسیحیان نجران رفتند تا درباره رسول(ص) و گفته‌های او استیناف نمایند. آنان سه پرسش را مطرح کردند که در صورتی رسول(ص) بدین سوالهای، پاسخ بخشید صادق و بر حق میباشد و در غیر این شکل دروغگو میباشد.[۳]

فرزند وی، ولید بن عقبه نیز از معاندان امام علی(ع) بوده میباشد.[۴] ولیدبن عقبه والی کوفه در طی عثمان بود که به جهت شراب‌خواری و تلاوت نماز در درحال حاضر مستی، از حکومت کوفه عزل شد و امام علی(ع) بر وی حد روان کرد.[۵]

آزار رسانی‌ رسول(ص) و مسلمان‌ها در مکه
عقبه بن ابی‌معیط از معاندان مسلمانها و آزار دهندگان فرستاده(ص) در مکه بوده میباشد که در حالت‌ها و مجال‌های گوناگون فرستاده(ص) و مسلمانها را آیتم آزار رسانی خویش قرار می‌اعطا کرد.[۶] به نقل از مورخان؛ فرستاده(ص) گفته میباشد، همانا اینجانب در مکه فی مابین دو هم محلی شرور معاش میکردم؛ عقبة بن ابی‌معیط و ابولهب. این دو نفر همواره با اقدامات خویش رسول(ص) را آزار می‌دادند.[۷] ازجمله اقدامات عقبه در تقابل با مسلمان‌ها و رسول(ص) می‌اقتدار به موردها پایین اشاره نمود:

ملازمت و همراهی عقبه با ابوجهل و ابولهب و برخی دیگر سران قریش در حمله به منزل رسول(ص) در لیلةالمبیت؛[۸]
تشویق کفار قریش برای کمپانی در نزاع بدر؛[۹]
حمله به فرستاده(ص) و مسلمان ها در حالی که در نزدیکی مکه درگیر نماز بودند.[۱۰]
استهزاء رسول(ص): عقبه به عنوان مثال کسانی بود که فرستاده(ص) را مضحک می کرد و آزارهای زبانی می‌اعطا کرد.[۱۱]
قرار دادن کثافات شکمبه گوسفند بر پشت نبی(ص): به گفته مورخان، زمانی که فرستاده(ص) در کنار کعبه، سرگرم نماز و در اکنون سجده بود.[۱۲] عقبه به هم پا تعدادی بدن از سران قریش، به تحریک ابوجهل، شکمبه گوسفند نو ذبح گردیده را بر پشت نبی(ص) در هنگام سجده ریختند.[۱۳] این شغل توهین‌آمیز با برخورد فاطمه(س)، دختر فرستاده(ص)، مواجه شد. بعداز آن رسول(ص) همگی آن ها ازجمله عقبة را نفرین کرد و اذعان کرد شمارا خارج از مکه در حالی خواهم روئت کرد که تمامی مقتول‌اید. سرنوشت برخی از این اشخاص برای مثال عقبة بن ابی‌معیط در مبارزه بدر و برخی دیگر در نبرد احد کشته شدند.[۱۴]
فشردن گلوی رسول(ص): به نقل از ابن‌اثیر، عقبه با تحریک ابوجهل در حالی که رسول در مسجدالحرام سرگرم نماز بود، پارچه‌ای را به گردن رسول(ص) انداخت و به شدت فشار اعطا کرد به‌سیرتکامل‌ای که مجاورت بود نبی(ص) جان خویش را از دست بدهد تا اینکه ابوبکر، عقبه را از فرستاده(ص) به دور کرد.[۱۵]

بازدید : 22
چهارشنبه 1 مرداد 1404 زمان : 12:56

(۱۲۹۸-۱۳۸۶ش) از عارفان و اساتید کردار در طهران. او متولد طهران بود و در درس سید محمد حجت کوه‌کمری، سید محمدتقی خوانساری و امام خمینی کمپانی کرد. عرفان و علم ها عقلی را از محمدعلی فرمانروا‌آبادی و میرزا مهدی آشتیانی فراگرفت. حق‌شناس به سماجت آیت‌الله بروجردی به طهران رفت و تا پایان قدمت به درس دادن و تربیت طلاب و عموم مردم در‌این شهر پرداخت. وی در طهران، تولیت مکتب علمیه فیلسوف‌الدوله را بر ذمه داشت. میرزا عبدالکریم در سال ۱۳۸۶ش درگذشت و در بقعه عبدالعظیم حسنی پک پذیرایی ترحیم مشهد دفن شد.

معاش‌طومار
میرزا عبدالکریم در سال ۱۲۹۸ش در طهران چشم به جهان گشود.[یادداشت ۱] پدرش علی اسم داشت که یک کدام از صاحب و مالک‌منصبان فرمانداری طهران بود و از این رو به علیخان آوازه داشت. اسم خانوادگی‌شان آغاز صفاکیش بود، ولی سال‌ها آن گاه برای رفع خلل سربازی به حق‌شناس تغییر تحول اسم بخشید. پدرش در زمان طفولیت عبدالکریم دارفانی را وداع گفت و سرپرستی وی تا ۱۵ سالگی بر ذمه مامان بود.[۱][۲]

درگذشت
حق‌شناس در ۱ مرداد سال ۱۳۸۶ش در ۸۸ سالگی بعد از یک عصر بیماری ریوی در طهران درگذشت. پیکر او به‌سوی مقبره عبدالعظیم حسنی تشییع و به‌خاک امانت شد.[۳][۴] در پیام تسلیت آیت‌الله خامنه‌ای، این شیخ، شخصی پرهیزکار و تمیز‌بنیان معرفی گردیده که حق بزرگی بر همگی مشتاقان معارف اسلامی دارااست.[۵]


حق‌شناس در روزها جوانی
تحصیلات
عبدالکریم تحصیلات ابتدایی و مقدمات را نزد روحانی محمدرضا تنکابنی بابا محمدتقی فلسفی فراگرفت و آن‌گاه به قم رفت تا از محضر دیگر اساتید نظیر سید محمد حجت کوه‌کمری و سید محمدتقی خوانساری در دروس فقه و اصول به کارگیری نماید. مدتی نیز نزد امام خمینی فقه و اصول فراگرفت و در دعوا خوی هم مراوداتی با وی داشت. او عرفان را نزد فرمانروا‌آبادی و بخشی از علم ها عقلی را نزد میرزا مهدی آشتیانی سپری کرد.[۶]

حق‌شناس افزون بر گویش عربی، به لهجه‌های فرانسه و انگلیسی هم مسلط بود و اذن اجتهادش را از سید ابوالقاسم خویی، سید محمد حجت، روحانی عبدالنبی عراقی و محمدعلی پاد شاه‌آبادی اخذ کرد.[
شناخت با امام خمینی
حق‌شناس در به عبارتی کلاس‌های درس محمدعلی پادشاه‌آبادی با امام خمینی آشنا شد و در به عبارتی اوایل به دیدار او رفت و از وی اذن ورود به کلاس فلسفه‌اش را گرفت. عشق و علاقه حق‌شناس در‌این زمانه به امام خمینی آن‌قدر زیاد شد که هر روز خودش را زودتر به نماز جماعت در مکتب فیضیه می رساند تا بتواند در صف نماز جماعت کنار وی بنشیند و با وی هم‌سخن خواهد شد. گاهی وی و امام خمینی با هم به طهران می‌آمدند و میرزا عبدالکریم در یک کدام از این سفرها، اورا با روحانی محمدحسین خداپرست آشنا کرد
عزیمت به طهران
حق‌شناس بعد از وفات روضه خوان محمدحسین خداترس تهرانی پر اسم و رسم به مومن نفت‌فروش خلاف رغبت باطنی‌اش و با تأکید و امر آیت‌الله بروجردی، در سال ۱۳۷۲ق به طهران رفت تا برای حل اشتباهات فقهی و کارها فقهی در مسجد امین‌الدوله حضور یابد. وی تا نقطه نهایی قدمت درین شهر در جهت تربیت اخلاقی جوان ها، اهل دانش، طلاب و کسبه عمل کرد. حق‌شناس سر گروهی مکتب علمیه فیلسوف‌الدوله و سپهسالار قدیم (مکتب بهتر شهید مطهری) را بر ذمه داشت و در آن به درس دادن مکاسب در فقه، و کفایه در اصول و منظومه سبزواری در حکمت پرداخت

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 502
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه