آداب و اجرا مسجد جمکران. مسجد مقدس جمکران که به پیشنهاد امام فرصت (عجل الله تبارک فرجه الشریف) ایجاد شده است، آداب و اعمالی دارااست و از سوی امام مجال (عجل الله والا فرجه الشریف) به رعایت آداب مسجد مقدس جمکران پیشنهاد گردیدهاست.
امام فرصت (عجل الله تبارک فرجه الشریف) خطاب به حسن بن مثله فرمودند:به عموم بگو تا بهاین جای گرایش کنند و آن را عزیز داراهستند و در آن چهار رکعت نماز بخوانند دو رکعت به نیت نماز تحیت مسجد میباشد که در هر رکعت یک توشه سوره ثنا و هفت توشه سوره اخلاص خوانده میشود پک پذیرایی ترحیم مشهد و بیان رکوع و سجود را نیز هفت توشه تکرار نماید. (گفتنی میباشد که نماز تحیت مسجد تنها در جای مسجد و در جایگاه امام فرصت (عجل الله گران قدر فرجه الشریف) واردشده و قرائت آن درغیر آن جای مانند ایوان مسجد وارد نشده میباشد.)و دو رکعت دیگر را به نیت نماز امام مجال (عجل الله بزرگ فرجه الشریف) بخوانند بنابراین که زیرا سوره ی ثنا را آغاز به تلاوت کنند و به «ایاک نعبد و ایاک نستعین» برسند آن را صد توشه تکرار نمایند و سپس سایر سوره ستایش را بخوانند، بعد از آن سوره ی اخلاص را تنها یک توشه بخوانند و سپس بیان رکوع و سجود را هفت توشه تکرار کنند، رکعت دوم را نیز به همین طرز بخوانند؛ زیرا نماز را کل نمایند یک توشه تهلیل (لا اله الا الله) بگویند و آنگاه تسبیحات حضرت فاطمه زهرا (درود الله علیها) را گفته راز به سجده گذارند و صد توشه صلوات بر نبی و آل فرستاده بفرستند.جناب حسن بن مثله (رحمةالله) میگوید: بعد از آن امام فرصت (عجل الله گرانقدر فرجه الشریف) فرمودند:فَمَن صَلاّها فَکانَّما صلّی فی البیت العتیق. (به منزل ی معبود اواسط مسجد الحرام «بیت العتیق» میگویند.)کسی که این نماز را بخواند مانند آن میباشد که در کعبه نماز خوانده میباشد.
آداب مسجد جمکران
زیرا مسجد مقدس جمکران از خصوصیت زیارت حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا فداه) هم برخورداراست لایق میباشد زائرین با شخصیت، آداب زیارت را ملاحظه نمایند که به تعدادی نکته از آنها اشاره میشود:۱. زائر از شایسته ترین و پاکیزه ترین خرقه ها به کارگیری کنند.۲. زبانش به عنوان کردن تکبیر و تحمید و تسبیح و تهلیل و صلوات درگیر باشد.۳. هنگام آمدن در بقاع و زیارتگاه ها همت کند در علم آموزی رقّت قلب و فروتنی و شکستگی و تصوّر جلالت قدر و معرفت بهاین که امام (عجل الله تبارک فرجه الشریف) مارا می بیند و حرف مارا می شنود و درود مارا پاسخ میدهد.لایق میباشد در موقع اجازه طلبیدن تدبّر در محبّت و لطفی که امام (عجل الله بلندمرتبه فرجه الشریف) به شیعه ها زائر خویش دارا هستند، نمایند.و همینطور تامّل نماید در فساد های درحال حاضر خویش و کار خود که چه مغایر هایی مرتکب گردیده و قسم و قسم و اوامر نورانی آن بزرگوار را نادیده گرفته میباشد و به خاطر اذیّت هایی که به وی و خاصّان و دوستان وی اعمال داده میباشد.به حقیقت که در حالتیکه کسی تامّل نماید، گام ها از رفتن گشوده می ایستد و قلبها هراسان و دیده ها گریان میگردد و این کل آداب میباشد.۴. آمدن به بقاع ائمه اطهار (علیهم السّلام) و مساجد بر آدم جنب و زن در روز ها عادت حرام میباشد و همینطور در آمدن بدین جای های مقدس مستحب میباشد آدم با وضو باشد.۵. می بایست دعا و زیارتی که از طرف اهل بیت (علیهم السّلام) به ما رسیده، خوانده خواهد شد و از زیارتی که برخی بی خبران عوام آنهارا با بعضا از زیارات ماثوره و معتبره ادغام کرده اند و نادانان را به آن سرگرم کرده اند هجران نماید.روحانی کلینی ماجرا کرده از عبدالرحیم قصیر که اعلامکرد:بر امام درستگو (علیه السلام) وارد شدم و گفتم:فدایت نحس از پیش خویش دعایی خلاقیت کردم!آن حضرت فرمودند:واگذار منرا از ابتکار خویش، هرگاه تورا حاجتی روی دهد حمایت ببر به حضرت نبی (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و دو رکعت نماز کن و کادو کن آن را به سوی آن حضرت.۶. تمامی ی جاری ساختن اعمّ از زیارت و نماز و دعا، چه در این جا مقدس و چه در زیارت های دیگر ائمه اطهار (علیهم السّلام) را می شود به نیابت از حضرت مهدی (عجل الله گرانقدر فرجه الشریف) اعمال بخشید.۷. صحبت کنسل و بیهوده در موقع اعمال اجرا عبادی دراین جا مقدس (مسجد جمکران) مذموم میباشد و بازدارنده رزق و سبب قساوت قلب می گردد.۸. زائران عزیز نباید وسیله ی مزاحمت دیگر زوّار را مهیا آورند و همینطور خدّام با زائران با کمال متانت واکنش کنند تا زائران در کمال آزادی و اعتقاد قلب که لازمه ی هر کار عبادی میباشد از آن جای شریف بار گیرند.زنانی که با جامه های مستهجن و پیرایش کرده و با وقاحت و گفتارهای بلند به طوری که بازدارنده به کار گیری های معنوی زوّار و سبب حواس پرتی عبادت کنندگان و زاری کنندگان میگردد از هر گروهی که می باشند حایلّ سبیل الله میگردند و روش آفریدگار را می بندند کهاین سیرتکامل زیارت از عبادت وجود ندارد.حضرت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) طیّ فرمایشی گهربار خطاب به اهل عراق میفرمایند:آفریدگار لعنت نماید کسی را که غیرت ندارد.
مشهور میباشد كه نماز ردیف دين میباشد، پس تعبیر و تفسیر خواب اذان، آرم خير و بهروزی بیننده خواب میباشد، به شرط اينكه مرد با تقوا باشد. در تارنما آلامتو تعبیروتفسیر خواب اذان، شنیدن، پک پذیرایی ترحیم مشهد تکرار یا این که قرائت، برای زنان، دختران مجرد و غیره را به شما ارائه میکنیم.
تعبیروتفسیر خواب اذان
تعبیروتفسیر خواب اذان برای مثال خواب هایی میباشد که معانی مختلفی را در خویش داراست، ولی فقهای تفسیر خواب تأکید کرده اند کهاین خواب برای هر کس آن را می بیند نه بسیار داراست، چون آرم دهنده هدایت و اصلاح میباشد. البته در بعضا موردها ممکن میباشد هشداری برای فرد در باب کارهایی باشد که اجرا میدهد، و تعبیر آن مختلف میباشد.
تعبیر و تفسیر خواب آنلاین
تفسیر خواب اذان امام راستگو
تفسیر خواب اذان امام راستگو بیان کنده درحال حاضر عالی بیننده، قوت ایمان وی، حسنات وی در عالم و اجر کلی اجر وی در آخرت میباشد.
در صورتیکه شخص در خواب ببیند که در مسجد اذان می گوید، این آرم جایگاه والای وی، منزلت وی در بین عموم و تصدی منزلت اساسی اوست.
به تعبیر و تفسیر امام راستگو خواب اذان در منزل بیان کنده همت شخص برای حل اشتباهات خانواده و نقطه نهایی دادن به اختلافات فی مابین آنهاست.
تعبیروتفسیر خواب اذان ابن سیرین
تعبیروتفسیر خواب اذان ابن سیرین مرتبط با حالا بیننده خواب میباشد میباشد، اذان برای صالحان و مؤمنان به زیارت و قوت ایمان و هدایت و فعالیت با تقوا و دعوت عموم تعبیر و تفسیر میشود.
در تفسیر خواب اذان ابن سیرین هر که ببیند که فی مابین عموم اذان می خواند و کسی اورا اجابت نمینماید، در ظلمات معاش مینماید.
همچنی اذان با اقامه در خواب، بیان کنده التزام به سنت و مقاومت در قبال بدعت میباشد.
به تعبیروتفسیر ابن سیرین دیدن اذان در خواب، دلالت بر تفویض و فرمان یا این که کسب و کار سودمند داراست و ممکن میباشد به آموزش پیشه ای بر حسب هم اکنون بیننده و جایگاه وی دلالت داراست.
در تفسیر دیگر کسی که صدای اذان را بشنود، حکایت از خبر و گشایش و دعوت دارااست و ممکن میباشد اذان نماد شایستگی برای مبارزه یا این که اخذ خبر اصلی باشد و شنیدن اذان تفسیر به صلاح و صدقه و توبه و خیر میباشد و ممکن میباشد در روزهای آجل حج یا این که عمره بنویسد.
از مورد ها تعبیروتفسیر خواب اذان نیز این میباشد که حاکی از طلاق آدم از سهم دار میباشد و هر که از به دور صدای اذان را بشنود، ممکن میباشد به سارق یا این که سارق تعبیر و تفسیر گردد و آن به خیال و خاطر قصه مولای ما یوسف علیه السلام میباشد که معبود فرمود: «پس مؤذنی اذان ندا بخشید ای شتران، شما سارق میباشید».
تعبیروتفسیر خواب اذان اعلام کردن
در تعبیروتفسیر خواب اذان بیان کردن، درصورتیکه در خواب ببیند که منارهای را ندا می نماید، دعوت کننده حق میباشد و امید واریم که حج را به جا آورد.
تعبیروتفسیر خواب اذان اعلام کردن اگرکه شخص ببیند بر تپهای اذان می گوید که بر اکنون مردی فارس تأثیر میگذارد، به کسب و کار سودآور یا این که پیشهای عزیز می رسد.
تفسیر خواب شنیدن اذان در باطن فروشگاه یا این که بازار، علامت فوت یک کدام از تاجران مشهور این بازار میباشد.
تعبیروتفسیر خواب اذان شنیدن
تعبیروتفسیر خواب اذان شنیدن به رده فقهی بیننده خواب میشود، بهاین معنی که در صورتی شخصی دوستدار آفریدگار و رسولش بوده و اکثری از ایفا نیک اجرا میدهد.
همینطور تعبیر و تفسیر خواب اذان شنیدن، حاکی از آن میباشد که نه به خواب بیننده مجاورت می گردد.
البته چنانچه بیننده نافرمان بود و دلش مملو از بغض و کینه دوزی بود و در خواب می شنید که صدای اذان ترسناک بود بیانکننده انتقامی در آتی برای آن فرد میباشد یااینکه در گیر ایرادات متعددی شود و شاید خبری که اورا اندوهگین نماید به وی رسد.
درحالتی که بیننده در خواب دوبار صدای اذان را بشنود، معنای رؤیت مثبت میباشد و حکایت از آن داراست که به ساحت مقدس می رود و به زیارت منزل خداوند میپردازد.
غرض این بازرسی، رسیدگی ارتباط ایفا فرایض شرعی با هوش معنوی و اضطراب در علم آموزان دختر دبیرستان حیطه ٣ طهران بوده. از حیث غرض استیناف کاربردی و طرز گردآوری داده ها توصیفی از نوع همبستگی بوده. جامعه آماری تفحص، دربرگیرنده علم آموزان دختر دبیرستان ناحیه ٣ شهر طهران شاغل به تحصیلی در سال 94-93(N12719=) وسعت مثال بر طبق جدول«مورگان»موازی با 370 نفر برآورد شد.طریق مثال گیری، تصادفی بی آلایش بوده. ابزار جمع اطلاعات، پرسشنامه اضطراب«یک»مشهور به BAI با ضریب آلفای 0/89،پرسشنامه هوش پک پذیرایی ترحیم مشهد معنوی«کینگ»با ضریب آلفای 0/38 و پرسشنامه متفحص ساخته فرایض فقاهتی با ضریب آلفای 0/84 بوده میباشد.برای تجزیه و محاسبه اطلاعات از امتحان های K-S و ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون مصرف شده میباشد. حاصل به دست آمده نشانه اعطا کرد ١- ارتباط مثبتی فی مابین جاری ساختن فرایض شرعی با هوش معنوی در علم آموزان دختر دبیرستان ناحیه ٣ طهران وجود دارااست. ٢- ارتباط معکوسی فی مابین اعمال فرایض فقهی با اضطراب در علم آموزان دختر دبیرستان حوزه ٣ طهران وجود دارااست. ٣- ارتباط معکوسی میان هوش معنوی با اضطراب در علم آموزان دختر دبیرستان حیطه ٣ طهران وجود داراست.
همانگونه که در جدول شماره ٥ آرم داده گردیده است ، با دقت به مقدار ضرایب بتا مشخص و معلوم می شود که سهم هرمورد از مولفه های هوش معنوی در حدس فرایض شرعی، به ترتیب پایین می باشد: ١- مولفه دوراندیشی متعالی با ضریب ٠/٤٦١، ٢- مولفه بسط خودآگاهی با ضریب ٠/٤٠٤، ٣- مولفه تامل وجودی انتقادی با ضریب ٠/١٨٥ و ٤- مولفه معناسازی فردی با ضریب ٠/٠٩١- پرسش ٢: آیا در بین اجرا فرایض شرعی با اضطراب در علم آموزان دختر دبیرستان حیطه ٣ طهران ارتباط وجود داراست؟ جدول ٦: ضریب همبستگی پیرسون در میان ایفا فرایض فقهی با اضطراب شاخص ها مولفه اضطراب فرایض فقاهتی ضریب همبستگی پیرسون -. 250 همانگونه که در جدول شماره ١٠ آرم داده شدهاست ، با اعتنا به مقدار ضرایب بتا مشخص و معلوم میگردد که سهم هرکدام از مولفه های هوش معنوی در پیش گویی اضطراب ، به ترتیب پایین می باشد: ١- مولفه دوراندیشی متعالی با ضریب ٠/٤٢٨، ٢- مولفه فکر وجودی انتقادی با ضریب ٠/٢٥٠- و ٣- مولفه معناسازی فردی با ضریب ٠/١٢٤- دعوا و فیض گیری نتیجه ها به دست آمده از پرسش اولیه تفحص علامت بخشید که ارتباط مثبتی دربین جاری ساختن فرایض فقهی با هوش معنوی در علم آموزان دختر دبیرستان حیطه ٣ طهران وجود داراست."
یلدا، آخرین شب فصلپاییز و شب اولیه زمستان و وقتگیر ترین شب سال را می توان یک جشن و پایکوبی گرد هم آیی خانوادگی خواند که قوم و قبیله در خانه گرانقدر خانواده جمع شده و به بیانی سرمای آغاز فصل زمستان را با نشستن دور کرسی و تجدید دیدار و جویایی حال و وضع تندرست همدیگر و شکر حق بلندمرتبه، میل کردن شبچره و رسم دیرینه تفال اشعار حافظ شب چله را به خوشدلی به نیمه شب می رسانند.
بنابر رسم و عادت ذایقه ای به عنوان نمونه مبتنی بر آنچه پک پذیرایی ترحیم مشهد پیرامون برگزاری شب چله نقل و مذکور هست در بعضی شهرها گندم، مغز بادام و گردو، توت خشک، تخم هندوانه، در نواحی دیگر حلوای شکری، خرما، نخودچی و... در منطقه ای دیگر شیرینی، باقلوا، کشمش و آجیل درهم منحصربهفرد یلدا، در شهری دیگر رنگینک، انجیر خشک و... آیتم مصرف می باشد.»
● سیر فرآیند پایداری آیین ها
با شخصی از عوامل یک تشکیلات فرهنگی- ملی تماس می گیرم نظرش را دربارهی شب یلدا می پرسم، میگوید تخصصی در این مورد ندارد. می گویم به عنوان یک شهروند که مسلماً اسم و رسم شب یلدا برایش به طور کاملً آشنا هست لااقل برداشتش را از این آئین ملی و همگانی تعریفوتمجید کند. وی که نمی خواهد اسمش نوشته شود نوع شناخت دین های باستانی را در دو مقطع سنی، متفاوت میخواند و چنین میگوید: «چندین از سنت ها از بچگی در محیط خانواده دیده و شنیده شده که در آن سن دلیلش برای کودک شناخته نیست اما خوشایندش می باشد. بعد از آن در بزرگسالی به علت تکرار همان سنت ها عشق مندی اش تبدیل به علت و هدفمندی آن آیین ها می شود. برای مثالً فرد در دوران بچگی، دین نوروز را بیشتر از جنبه سرگرمی مشاهده کرد و بازدیدهای خانوادگی، جامه تازه، شیرینی و عیدی خریداری کردن می شناسد. در سال های بعد، آن موقعیت و خاطره های بچگی از نوروز به بایستگی و یقین جاری ساختن آن رسم در او میگردد. در سپس دیگر رسوم، آن بوده می باشد که در سالیان به دور جامعه کشاورزی برای باروری کشت و محصولش چشم به راه باران و یا نوروروشنایی خورشید بوده که برآورد منظور اش به پر نمک جمعی دیگرافراد هم می انجامد. همچنین برگزاری جشنی به نام سده بوده می باشد.» (نام جشنی که ایرانیان قدیم روز دهم بهمن ماه برپا می کردند و بنا به مستند شاهنامه فردوسی این جشن پس از جستن آتش برقرار گردیدهاست.)
این شهروند ادامه میدهد: «از طرفی نقل شده مردمان قدیم فصل زمستان را به دو بخش چله تبارک و چله کوچک می نامیدند که هر یک تأثیرات جوی خودرا دارااست. همچنین در بین این آیین های هزارها سال پیش، شب یلدا هم یک سنت بوده است و مردم از قبل هر سال شب اولیه فصلزمستان را نوعی جشن و پایکوبی می گرفتند که مسئله آن به تمدن ملی خودمان برمی گردد. یا آنچه که شب چهارشنبه سوری خوانده گردیدهاست.»
وی ادامه صحبتش به دین های مذهبی اشاره دارد و چنین میگوید: «تعدادی آئین ها میباشند که به خاطر اطمینان، عشق و باورهای مذهبی ایفا می شده و میشود و فرهنگ وتمدن مسلمان شیعی اسلامی در آن ها حیث میشود و ممکن هست در جاهای دیگر هم باشد. تمام این مراسم نزد هر ملت و قوم و قبیله متناسب با شرایط مذهبی، فرهنگی آداب و باورهای رایج خود برگزار و در طول گذشت سال ها شکل داده شده اند. به نظر من سنت ها طی سال ها ماندگاری شان مستلزم فرصت بری طولانی بوده است.»
● بخشش پدر نسبت به خطای فرزند
«محمدی» جامعه شناس، گفتار خود را با نقل نگرش های هموطنی که از وی به عنوان یک آذربایجانی دانا دیده خیال و خاطر می کند، پیرامون سبب جاودانی و تداوم برگزاری رسم شب یلدا و شرایط این دین در بعضی کشورها، ادامه میدهد. او میگوید «بخارایی» مرد فقید دیده ای که بیشتر عمر خود را در کشورهای اروپایی گذرانده میباشد علت دیر پا بودن و ماندگاری آیین شب یلدا را پاسداشت و احیا داشتن آن سنت بلندمرتبه فرهنگی- ملی می داند و معتقد است این رسم را می بایست سال به سال زنده تر و باشکوهتر برگزار کرد. وی که از خطه آذربایجان شرقی- تبریز- میباشد می گوید: «در برپایی این سنت، گذشت بزرگترها نسبت به کوچکترها نیز نمود مییابد. برای مثال درصورتی که قصور و خطایی از طرف فرزند نسبت به پدر صورت گرفته و دل او را رنجانده باشد، پدر بزرگتری و ناز و نوازش نسبت به فرزندش می کند و او را به پاس شب یلدا می بخشد.»
گفته این هموطن درباره آیین شب یلدا همچنین حاکی از آن می باشد که در کشورهای همجوار کشورایران، نظیر ترکیه، گرجستان و برخی کشورهای دیگر به دلیل نزدیکی فرهنگی مابین، برگزاری این آیین تبارک نیز ترویج یافته و مردم آن را گرامی می دارند.
او میافزاید شب یلدا اختصاص به مسلمان ها ندارد. این سنت برای تک تک ادیان که در ایران زندگی می کنند نیز قداست خاصی داراست. مثلا یک خانواده مسیحی زمانی فرزندشان را برای حمایت و حمایت از سرزمین هنگام نزاع به جبهه می فرستند و او شهید میگردد، وقتی فرزند پسر مسیحی در مرز و بوم ما به خدمت سربازی می رود و یا مسیحیان در مجلس شورای اسلامی نماینده دارند و بنابراین به رسمیت ایرانی شناخته میگردند، آن ها نیز به تقلید از سایر ایرانیان و مسلمان ها این رسم شب یلدا را پای کوبی می گیرند و گرامی می دارا هستند. باشد که این آیین سابق ملی و مذهبی با وجود رواج دگرگونی های صنعتی و تکنولوژی امروز به عنوان نمادی از واقعیت های فرهنگی، قومی و تاریخی این مملکت هیچگاه فراموش نشود.»
● آیین ها به ماجرا کهنسال ترین مسافر قطار
جثه ای مینیاتوری دارااست. موهای تمام سر و صورتش یکدست سفید شده است حتی ابروانش. عصا در اختیار دارد اما عینک طبی به چشم ندارد. وارد که شد مشقت بار از لابلای جمعیت ایستاده نمی گذرد. یکی به دلیل هیکل استخوانی اش و دیگر، مردم شیوه عبورش را تا رسیدن به جای وا رفته گوشه واگن، باز کردند. در همان لحظه مرد میانسالی از روی نیمکت دو نفره بلند شد. مرد کهنسال با همگی خستگی به آن مسافر سماجت کرد راز جایش بنشیند که او قبول نکرد. دو سه ایستگاه آن گاه واگن خلوت شد. حالا وارفته همدیگر را می دیدیم و در اولی نگاه مهربانانه سلام کرد... ایستگاه بعد از آن، تنها مسافر کنارش از نیمکت ازجا پرید و از واگن پیاده شد. او با دست به جای خالی کنارش اشاره کرد. نشستم. سلام دوباره و احوالپرسی... اندکی سپس بی آن که نگاه کند آرام خاطرنشان کرد: «صبح آمدیم بیرون درحال حاضر می رویم خانه. هیچ کاری نکردیم.» می پرسم: چه کار می بایست می کردی؟ پاسخ میدهد: «یک فعالیت خیر.» بنابراین اعلام کرد وگوی مان پای میگیرد.
ماه خوشیمن رمضان بهتیتر ماه فصل بهار قرآن معروف میباشد، دراین فی مابین یک کدام از اجرا بافضیلتی که برای این ماه اشاره گردیده، خواندن قرآن کریم و مهربان میباشد. با آغاز این ماه اشخاص طی نرم افزارهایی که برای خویش دارا هستند، کوشش مینمایند با قرائت روزمره یک جزء از قرآن، در پایان ماه یک به دور قرآن را ختم نمایند.
دراین زمان بر آن هستیم تا ببینیم اعتنا و انس با قرآنی که آنقدر به آن تأکید گردیده، آیا فقط مرتبط با ماه رمضان میباشد و میاقتدار یکماهه با قرآن مأنوس شد؟ چه مقدار قرآن برای ماهرمضان پیشنهاد پک پذیرایی ترحیم مشهد شدهاست؟
انس با قرآن فقط به لفظ و تلاوت وجود ندارد که ولی پیشگفتاری خیر و خوبی برای این دستور می باشد. می بایست لحظهبهلحظه معاش را با متن قرآن تطبیق بخشید و حالات خویش را با آن سنجید. با این وضعیت میباشد که انس با قرآن پیش خواهد آمد
یکماهه نمیاقتدار با قرآن مأنوس شد
معلم بهرام پور، مفسر و معنی کننده قرآن کریم و مهربان در گفتگوی خویش با تبیان، انس قرآن را محصور به ماه رمضان ندانسته و میگوید: «به لحاظ اینجانب مشاجره محصور کردن انس با قرآن به ماه رمضان علمی و صحیح وجود ندارد. اینطور وجود ندارد که ما بتوانیم صرفا یک ماه با قرآن انس بگیریم. در شرایطیکه در شرایطی که 11 ماه از سال با معارف الهی انس داشته، ولی یک ماه از آن مسافت بگیرید، همگی آنچه استخراجگردیده از خاطر میرود. ادله اینکه به ما گفتهاند در 5 وعده آنهم بافاصله در هر قوانینی از قرائت نماز غافل نباشیم، به خیال و خاطر برقراری انس با نماز میباشد. ما با روزه هم انس نداریم. ماه رمضان در واقعیت یک ماه زمان دیدن و تمرین میباشد. یک ماه روزه میگیریم تا تمرین کنیم که هر خوردنی را در 11 ماه باقی سال نخوریم. با قرآن می بایست معاش کنیم، کلام بزنیم و کارکنیم. انس با قرآن صرفا به لفظ و قرائت وجود ندارد که ولی پیشگفتاری خیر و خوبی برای این دستور میباشد. می بایست لحظهبهلحظه معاش را با متن قرآن تطبیق اعطا کرد و حالات خویش را با آن سنجید. با این وضعیت میباشد که انس با قرآن پیش خواهد آمد.»
ماه رمضان؛ فصلی برای روییدن و تازه شدن
اینکه ماه رمضان به «فصل بهار قرآن» ملقب شدهاست، بهاینجهت میباشد کهاین ماه، فصل کشت و فعالیت میباشد که درپی سال بتوان از آن منفعت بیشتری موفقیت. در واقعیت ماه رمضان یک شروعی برای روییدن و تازه شدن میباشد.
این مفسر و معنی کننده قرآن کریم و مهربان با اشاره به زمینه حافظه خداوند به معنای «بیان» و «تسبیح» اشارهکرده و تفاوت این دو را در پوسته مثالی اینسیرتکامل خاطر نشان کرد: «بیان و تسبیح هر دو به معنای خاطر خداوند میباشد. زمانی شما از یک جویبار آبیرنگ که یک وجب طول و عمق دارااست، عبور میکنید، پای شما تا مچ تر می شود و این به عبارتی تمثیلی برای معنای واژه و کلمه بیان میباشد. البته هنگامی شما بخواهید از رود کارون عبور نمایید دهها توشه ذیل آب می روید و تک تک وجودتان با آب سرگرم میشود، شنا میکنید و دستوپا میزنید و این معنای تسبیح میباشد. تسبیح به معنای شناگری. بایستی در بیان شنا کنی و غرق شوی تا به تسبیح برسی.
در مشاجره ما تسبیح و بیان کثیر به عبارتی انس میباشد. بایستی با قرآن مشغول و در مورد بود تا بتوان به انس رسید. مسلماً هم ما یحتاج وجود ندارد در لفظ حافظه خداوند باشیم تا به با وی انس بگیریم، همینکه اینجانب معاش روزمره و خلق و خوی و عملکردم را با قرآن تطبیق دهم، دربرگیرنده بیان کثیر و انس با قرآن میشوم.»
بیشتر بخوانید
یک راه حل سریع برای اشخاصی که زمان ختم قرآن را ندارند
این سیرتکامل طعم ی انس با قرآن را بچشید
پیشگفتار خواندن قرآن و عبادت چیست؟
راهکارهایی برای آغاز یک رابطه بهتر
با دقت به آنچه گفته شد، ماه رمضان مجال بسیار مغتنم و خیر برای آغاز رابطه با قرآن و وصال به مرحله انس با این کتاب میباشد. در صورتیکه در تعابیر معصومین(ع) اجر قرائت یك آیه از قرآن در ماه رمضان را همچون کسی میدانند که در غیر ماه رمضان یك ختم قرآن كرده میباشد. براین اساس تا خواهیم توانست با قرآن بیشتر رابطه برقرار کنیم.
بهمحض بیکاری، قرآن بخوانید
آیهای در قرآن مهربان میباشد که تأکیدش اختصاصی میباشد: «فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ» این تأکید ذکر مینماید به هر اندازه می توانید قرآن بخوانید. ولو معنایش هم برای ما معین نباشد و تعبیر و تفسیر آن را ندانیم که ولی درک آنهم خیلی عالی میباشد و هم اساسی، البته برای استارت نباید نفهمیدن معانی دلیلی گردد که از قرائت قرآن و سودمندی از نورانیت آن مسافت بگیریم.
بدون شغل نباشید و تا جایی که برایتان قابلیت دارااست و فرصتی پیش میاید قرآن بخوانید. در احادیث میباشد که قرآن قول فی مابین معبود و بندگان ذکرگردیده و وفای بر این پیمان درین میباشد که مخلوق روزمره پنجاه آیهی قرآن بخواند. در قصه دیگر آمده که قرائت روزمره 10 آیه از قرآن مهربان بشر را از غافلان جداگانه خواهد کرد.
برای جستن انس با قرآن اولی مرحله قرائت قرآن میباشد. از مراقبت یا این که در روش یا این که در هم اکنون نشستن. قرآن مهربان و همینطور احادیث به ما می گوید در هر حالی، تا می توانید با قرآن راجعبه باشید و قرآن بخوانید
به این ترتیب اپریزی فرمایید و در مسیر منزل تا دفتر یا این که دانش گاه میتوانید دستکم صد رتبه ستایش یا این که سورههای خرد قرآن که محافظت می باشید مثل قل هو الله را بخوانید. همینها برای آدم، انس با قرآن را به همپا دارااست و به بشر نورانیت میدهد: «قَدْ جاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ کِتابٌ مُدر بینٌ» مصادیق این نوروروشنایی را میقدرت در معاش بزرگان رویت کرد. از مرحوم حضرت آیتالله خویی نقل میباشد که در سالهای طلبگی وی در مکتب خلق و خوی، شخصی بهواسطه انسی که با قرآن برقرار کرده بود، میتوانست در ظلمات با دیدن فروغ و روشنایی قرآن، نشانهها کتاب وحی را بخواند.
کربلایی کاظم اراکی هم مصداق دیگری میباشد که در طی آیتالله بروجردی باوجود اینکه سواد الفبایی نداشت البته حافظ قرآن بود و نشانهها قرآن را بهواسطه نورانیت آنها از سایر نوشتهها تشخیص میاعطا کرد.
یک ورژنی قرآن به همپا داشته باشید
برای اینکه بتوانید در لحظات و فراغتهایی که برایتان پیش می آید از نورانیت قرآن بیفایده نمانید، یک ورژنی قرآن در جیب و یا این که کیفتان داشته باشید. در آژانس، اتوبوس، مترو، جایی که درانتظار کاری میباشید و به هر واحد سنجش که فراغتی پیدا می کنید، قرآن را گشوده نمایید و به قرائت قرآن سرگرم گردید تا با این کتاب انس پیدا نمایید.
یکیاز شایسته ترین فرصتها برای تلاوت قرآن
از مجالهای خیلی خیر که غنیمت درک کردن آن گرانبها میباشد، قرآن تلاوت در طی سحر میباشد. ازآنجاکه سحری تناول کردن یکیاز تأکیدات ماه رمضان ذکرگردیده، می توانید یه خرده پیش از تناول کردن سحری و مقداری بعد که بخواهید نماز بخوانید و استراحت نمائید، قرآن بخوانید. بههرحال برای جستن انس با قرآن اولین مرحله تلاوت قرآن میباشد. از مراقبت یا این که در رویه یا این که در حالا نشستن. قرآن مهربان و همینطور احادیث به ما می گوید در هر حالی، تا میتوانید با قرآن در زمینه ی باشید و قرآن بخوانید.
یکیاز مهمترین هدف ها دانش گاه، پاسخگویی به نیاز جامعه میباشد که با سرگرم شدن در حل مسائل جامعه، راهکارهایی برای رفع خطاها ارائه مینماید. رسیدگی حاضر با غرض ارائه پک پذیرایی ترحیم مشهد الگوی سرویس ها اجتماعی شرکت ها فراگیری بهتر جاری ساختن شد. بهاین خواسته همزمان از طریق استیناف اسنادی و چک محتوای کیفی استعمال شد. قلمرو استیناف دربرگیرنده اوراق بالادستی و مدیریتی در زمینه ی هدف ها و کارکردهای موسسه ها یادگرفتن بهتر و رای زنی با صاحبنظران فراگیری خوب بود. مثالگیری به نحوه هدفمند بوده و از 32 مدرک تحت عنوان مثال نوشتاری به کار گیری شد. همینطور با پانزده نفر از متخصصان یادگرفتن بهتر، به طریق هدفمند و گلوله برفی گفتگو شد. به خواسته تجزیه و چک دادههای کیفی از پروسه سه مرحلهای رمزنگاری گشوده، محوری و انتخابی به کار گیری شد. اجرای روند رمز گذاری گشوده سبب به شناسایی شصت و هفت معنا مهم شوید. بعد از طبقهبندی دادهها، الگوی سرویس ها اجتماعی شرکتهای یادگرفتن خوب در پوسته پنج مقوله محوری مشمول سرویس ها آموزشی و پرورشی، سرویس ها زیستی ـ رفاهی، سرویس ها علمی ـ دانشی، سرویس ها فنی ـ پژوهشی، سرویس ها فرهنگی ـ سیاسی، شصت و هفت معنی گشوده و بنا انتخابی نیز به عبارتی سرویس ها اجتماعی شرکت های فراگیری خوب ارائه شوید.
تحقيقات انجام یافته نيز کارکردهاي آموزشي و پژوهشي را مد حیث قرار داده اند و سیرتکامل هاي سرویس ها اجتماعي محدودي مرتبط با هرکدام از اين کارکردها را بررسي کرده اند و در پوسته يک الگوي بدون نقص و کلیه جانبه سرویس ها اجتماعي گیسو سسات فراگیری عالي را گزینه دقت قرار نداده اند 169 و برخي از تحقيقات نيز به سیرتکامل هاي سرویس ها اجتماعي دانشـــگاه ذيل معنا پاســـخگويي اجتماعي و مسئوليت اجتماعي کالج اشاره کرده اند. بعد از وی کلارک کر در کتاب فوايد دانشــگاه (١٩٦٣) اظهار داشــت که دانشــگاه هاي آمريکا در مدار تاريخ قرار داراهستند، بدين معني که خیر تنها انتظارات اجتماعي از فراگیری عالي در اقتصاد جديد دگرگون گردیده ، بلکه ماهيت خویش دانش گاه نيز در نتيجه رویش، تنوع و افزايش اهميت استیناف ، مشورت و ديگر شيوه هاي سرویس به جامعه ، تغيير نموده است . ٣ـ سرویس ها فني و پژوهشي تجزيه و تحليل داده هاي نتیجه ها از گفتوگو و سندها آرم ميدهد اين پس از سرویس ها اجتماعي شرکت ها فراگیری عالي بيشتر جنبه عملي و کاربردي داشته و مشمول سیرتکامل هاي توليد فناوري، یاری علمي و فناوري، توســعه تکنولوژي، ايجاد شــرکت هاي جديد دانشــگاهي، ايجاد مرکزها تحقیق مشترک با صنعت ، توليد دانش ، ایفا پايان طومار ها، رساله ها و طرح ها، ارائه اپ بسط و طراحي سبک بسط ميشود. سیرتکامل هاي سرویس ها اجتماعي شناسايي گردیده براي شرکت های فراگیری عالي حاکي از آن میباشد که اين سرویس ها ، طيف وســيعي از فعاليت ها و اقداماتي را در برميگيرد که آحاد بعد ها نظام ســياســي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جامعه را پوشش ميدهد. Analysing the literature on university social responsibility: A review of selected higher education journals.
دانش و آیین: چهار ارتباط
چهار ارتباط دانش و آیین از لحاظ ایان باربور
هنگامی صبح از خواب بیدار میشویم موبایل هوشمند خویش را برمیداریم، پست الکترونیکها را بررسی میکنیم. سراغ دستگاه چاییساز می رویم و همزمان معطل نانی هستیم که در توستر جای دارد. و تا شب پک پذیرایی ترحیم مشهد به همین منوال با اشکال و اقسام چیزهایی که دانش و تکنولوژی برای ما به ارمغان آوردهاند سرگرم هستیم. ابداً مگر میگردد تصور کرد که سوای کلیه اینها معاش کرد؟ فارغ از برق، آب لوله کشی، گاز، لپتاپ، تلفن همراه هوشمند و… .
کلیه اینها نشانه دهندۀ توفیق دانش و مداقه بالای آن در معاش ماست. درحال حاضر چنانچه کسی بگوید می بایست دربین دانش و آئین دست به گزینش بزنید چه؟ در اینجا احتمالاً کم اشخاصی چشمان خویش را بر روی موهبتهای دانش میبندند و آیین را بر میگزینند.
ایان باربور
درین نوشتهیعلمی تقسیم بندی چهارگانه ایان باربور از ارتباط ها دانش و آئین را، مطابق «کتاب آیین و دانش» آن، تحقیق میکنیم. ایان باربور، در پنجم اکتبر ۱۹۲۳ در پکن در چین دیده به جهان گشود و کودکی خویش را در آنجا طی کرد. وی کارشناسی و فوق لیسانس خویش را، در حرفه فیزیک سپری کرد و دکترای فلسفه در فیزیک را از دانش کده شیکاگو اخذ کرد. وی به باعث عشق وافر به الهیات بعد از دریافت کردن دکترا به دانشکده ییل رفت و لیسانس در فن الهیات اخذ کرد. ایان باربور در سال 1999 مشوق تمپلتون را به خیال همتهایش برای ساخت و ساز گفتمان در بین دنیای دانش و آئین اخذ کرد. دراین نوشتهی علمی تیمبندی چهارگانه باربور از شیوه های رابطه دانش و آیین، بر طبق کتاب «دانش و آئین» آن معرفی میگردد.
الف) تعارض دانش و آیین
دو موضع متقابل الهیاتیِ «لفظمداری کتاب مقدس» و «مادهگرایی علمی» وجود داراست که معتقدند تعارضهای بدون شوخی در میان دانش و باورهای فقاهتی کلاسیک وجود داراست. ابزار استحصال به معرفت در مادهگرایی علمی منطق و داده های حسی میباشد و ابزار لفظمداران کتاب مقدس، کتاب مقدس میباشد که مصون از خطاست. هر دو مدعا میباشند که دانش و الهیات هرکدام پاراگرافهای حقیقی وواقعی رقیبی را دربارۀ ناحیهای واحد، یعنی تاریخ طبیعت مطرح مینمایند که می بایست یک کدام از آنانرا گزینش کرد.
مادهگرایان علمی گفت و گو خویش را با دانش استارت مینمایند، البته در نقطه نهایی ادعای فلسفی پهناورای را مطرح می سازند. از طرفی لفظمداران کتاب مقدس از الهیات به سمت ابراز ادعاهایی درباره موضوعات علمی می روند.
1. ماده گرایی علمی
مادهگرایان علمی ادامه دهندگان شیوه دیوید هیوم و طبیعتگرایان تکاملی قرن هفدهم میباشند که در دو اطمینان با یکدیگر مشترکاند:
1- طرز علمی، صرفا مسیر قابل اتکا چهت نیل به معرفت میباشد،
2- ماده (یا این که ماده و انرژی) حقیقت بنیادی در دنیا میباشد.
اعتقاد و باور نخستین، تعبیری معرفتشناختی دربارۀ خصوصیتهای بازرسی و معرفت به شمار میاید، ولی اعتقاد و باور دوم، تعبیری متافیزیکی دربارۀ خصوصیتهای حقیقت میباشد. نقطه اتصال این دو فرض با هم این میباشد که تنها چیزهایی که دانش به آن ها میپردازد حقیقی وواقعیاند و فقط دانش میتواند واقعیت را آشکار نماید.
همینطور اکثری از دنیویگرایان به تقلیلگرایی اعتقاد دارا هستند. طبق تقلیلگرایی معرفت شناختی ضوابط و عقیدههای کلیه علم ها، علی الاصول، به ضوابط فیزیک و شیمی تقلیل پذیرند. و تقلیلگراییم متافیزیکی داعیه مینماید که اجزای سازندۀ هر سیستم، بنیادیترین حقیقت آن را تشکیل میدهند. دنیویگرایان اعتقاد و باور داراهستند که فقط علل تاثیرگذار در عالم انگیزههای دنیوی میباشند که میتوانند کلیه چیز را تبیین نمایند.
2. «لفظمداری» کتاب مقدس
لفظمداری بهاین معناست که متن کتاب مقدس دربرگیرنده تفاسیر استعاری و تمثیلی نیست و هر چه در کتاب مقدس آمده به به عبارتی معنای ظاهری آن دارای اعتبار میباشد.
برخی از نظرها علمی نو مثل عقیده تکامل، در صورتیکه بخواهیم برداشت لفظمدارانهای از کتاب مقدس داشته باشیم، با آن تعارض دارا هستند. در محاکمه مشهور اسکوپس مراد گردیده بود که فراگیری تکامل، به انگیزه تعارض تکامل با کتاب مقدس، در مدرسه ها ممنوع خواهد شد. در زمان جدیدتر برهان جدیدی به اسم خلقتگرایی علمی یا این که دانش خلقت، تاکید داراست که شواهدی علمی به عایدی آفرینش دنیا در یک سری هزار سال قبلی وجود داراست.
در سال 1981، در مجلس ایالت آرکانزاس، رسمی ثبت شد که طبق آن عقیده خلقتگرایی، به صورت یک عقیده علمی و دور از هر سیرتکامل ارجاع به کتاب مقدس، از شانس برابری با تکامل برای مطرح شدن در کلاسها و متن ها درسی زیستشناسی بهره مند خواهد شد.
البته در سال 1982 دادگاه ناحیهای آمریکا، ضابطه آرکانزاس را تغییرو تحول بخشید. چون این ضابطه نگرش فقاهتی خاصی را اشاعه میبخشید و با ضابطه طلاق کلیسا و دولت تنافی داشت.
ولی آیا این دادخواستها به عایدی دانش میباشد؟ هنگامی که طرفداران موضعهای ایدئولوژیک، سعی مینمایند تا توان دولت را در نوسازی دانش به شغل مارک، میتوانیم شاهد باشیم که دانش در معرض خطر میباشد. نظر ها علمی مدام زیر اثر موضوع اجتماعی و اقتصادی بودند البته نباید اذن بدهیم که فشارهای سیاسی نتیجه ها علمی خاصی را به پژوهشگران زور نمایند.
مادهگرایان علمی، که فلسفههای الحادی را تحت عنوان بخشی از دانش اشاعه مینمایند و نقادان عقیده تکامل مانند فلیپ جانسون هم که اعتراضهای معتبری را مطرح کردهاند، در گیر یک نادرست مشترک گردیدهاند و آن این میباشد که عقیده تکامل ذاتاً الحادی میباشد و می بایست میان آئین و دانش دست به گزینش زد. این نگرش ناشی از نواقص تخصصی کردن و پاره پاره نمودن یادگرفتن بهتر میباشد. طرز تربیت محققان به سیرتکاملای میباشد که به تدریج در معرض تاریخ و فلسفه دانش یا این که هرگونه تأملی دربارۀ رابطه با جامعه، خلق یا این که درنگ شرعی قرار میدهد. از سوی دیگر روحانیون نیز شناخت اندکی با دانش دارا هستند.
ب) استقلال دانش و آئین
یک منش برای پرهیز از تعارض دانش و آیین این میباشد که به هرمورد از آن ها تحت عنوان شاخههایی تماما غیر وابسته و خودمختار بنگریم که هر مورد از منطقهای متمایز برخوردارند و نحوههای منحصر به فرد به خویش را دارا هستند. هوا داران این طریقه می گویند: دو حوزۀ توان وجود دارااست و هر طرف می بایست قلمروی دیگری را با شخصیت بشمارد. هرکدام می بایست درباره ی مسائل خویش ابراز لحاظ نماید و با حوزۀ دیگر کاری نداشته باشد. انگیزۀ این سیرتکامل تفکیک به نصیبهای به طور کاملً مستقل و نفوذناپذیر، خلال اینکه پرهیز از تعارضهای غیرضروری بوده، جانبداری از خصوصیتِ متمایزِ ناحیههای گوناگون حیات نیز بوده میباشد. بعضی نویسندگان تاکید مینمایند که دانش و آیین، به مکان آنکه از ناحیههای پژوهشی گوناگون بهره مند باشند، دارنده بینشهای گوناگون دربارۀ حوزۀ مشترکند.
1. روشهای متخالف
گروه دیگری از رهروان کلیسای انجیلی، فارغ از مدد از لفظمداری کتاب مقدس، بر نقش محوری کتاب مقدس تأکید مینمایند. آنان بر مرگ فدیهوار مسیح و دگرگونی اعتقادی ناگهانی فرد مؤمن در قبول مسیح تحت عنوان فرد ناجی تاکید مینمایند. آن ها اقتدار دگرگونساز انجیل را مدنظر قرار می دهند، که خیر با دانش انذار میشود و خیر از سوی آن امان می گردد. و اصولاً دانش و آئین دو حوزه غیروابسته به شمار میایند.
دو مجموعه از طلاق مصرح دانش و آئین نگهبانی مینمایند:
پروتستان های مذهب ارتدوکس
این تیم حاصل پژوهش ها تازه دربارۀ کتاب مقدس و بازرسیهای علمی را میپذیرند. همینطور درصدد بازیافت تأکید حرکت اصلاحگری بر محوریت [حضرت] مسیح و تفوق وحی بوده میباشد. معبود موجودی متعالی میباشد و به صورت کلی «چیز دیگری» میباشد و آشنایی پذیر وجود ندارد مگر به آن واحد سنجش که خویش را آشکار ساخته میباشد. و ساحت فعل پروردگار، تاریخ میباشد خیر طبیعت. محققان آزادند تا فارغ از هیچ دخالتی از سوی الهیات، به کارشان بپردازند و عالمان الهیات نیز از همین آزادی برخوردارند؛ چون طرزها و مورد گزینه بازرسی آن دو به طور کاملً نامتشابه میباشد. دانش بر پایۀ تاخیر و مشاهدۀ بشر پایدار میباشد در حالی که الهیات مطابق وحی الهی سازه گردیدهاست.
اگزیستانسیالیسمها
اگزیستانسیالها در میان حوزۀ هئیت فردی انسانی و حوزۀ اشیای غیرشخصی تفاوت قائلاند. اولین صرفا از روش تضارب فرضی و دومین از رویه نوعی انفصال عینی شناخته میگردد. ما قادر خواهیم بود وجود اصیل آدم را فقط از خط مش مشغول شدن فردی آدمها تحت عنوان افراد بیهمتایی که آزادانه تصمیم می گیرند، بشناسیم.
اگزیستانسیالیستهای فقاهتی می گویند آفریدگار تنها در شرکت کردن فردی و بیواسطه از نوع زابطۀ «اینجانب تو» گزینه مواجهه قرار می گیرد خیر در بررسی منفصل و در دست گرفتن ماهرانهای که مشخصه ارتباط ها «اینجانب آن» در دانش میباشد.
لانگدن گیل کی تمایزهای تحت را میان آیین و دانش مطرح مینماید: دانش در جست و جویبار تبیین دادههای عینی، عام و تکرار پذیر میباشد. آئین دربارۀ وجود نظم و زیبایی در عالم و دربارۀ تجاربهای ما در معاش درونی – مانند گناه، اضطراب و بیهودگی از یک سو، و آمرزش، باور و تمامیت از سوی دیگر – سوال مینماید. دانش از کیفیت عینی سوال مینماید. آئین از چراهای فردی [=انسانی] دربارۀ مضمون و غرض و نیز دربارۀ عاقبت و منشأ غایی ما میپرسد. مبنای اعتبار دانش، عبارت میباشد از انسجام منطقی و کفایت تجربی، ولی اعتبار پایانی در آئین، پروردگار و وحی میباشد که از راه و روش افرادی که به آن ها روشنی و بینایی اعطا گردیده است و در تجربیات ما پذیرش گردیدهاند، فهم میشوند. دانش، پیشبینیهایی معدودّی را مهیا مینماید که می توانیم آنهارا به صورت تجربی بیازماییم. آئین بایستی از گویش نمادین و تمثیلی استعمال نماید؛ چون معبود، متعالی میباشد.
2. لهجههای گوناگون
بعضی دانش و آئین را تحت عنوان دو گویش گوناگون تعبیر و تفسیر مینمایند که به انگیزه کارکردهای تماماً متفاوتشان ربطی به یکدیگر ندارند. به عبارتیطور که ویتگنشتاین مطرح کرد، هر بازی زبانی با شیوۀ استعمال آن در یک قضیه اجتماعی تمییز می یابد. دانش و آئین تماماً با یکدیگر مختلفاند و دربارۀ هیچ کدام نباید با معیارهای دیگری داوری نمود. گویش دانش عمدتاً برای پیشبینی و در دست گرفتن به کار گیری می گردد. ما نباید از دانش انتظار داشته باشیم کارهایی را اعمال دهد که برای آن در حیث گرفته نشده میباشد؛ مانند ارائه دنیابینی محصل، عرضه فلسفۀ حیات یا این که مطرح ساختن گروهای از هنجارهای اخلاقی.
مبتنی بر بینش تحلیلگران زبانی، کارکرد گویش آیین، عبارت میباشد از توصیۀ روشای برای حیات، خارج کشیدن گروهای از رویکردها و تشویق وفاداری نسبت به اصول خاص اخلاقی. و آئین نیز نمیتوانداز حوزه خویش بیرون گردد و دربارۀ موضوعات علمی نظرها نماید.
ج) مذاکره دانش و آئین
سبک دعوا، عنوانی میباشد برای دستهای از نگرشها که از استقلال بالاتر میروند، ولی رابطههایی را در میان دانش و آئین تصور مینمایند که مانند رابطههایی که در سبک یکپارچگی مطرح گردد، تنگاتنگ یا این که بدون واسطه نیستند. سبک مشاجره، مشاجره را با خصوصیتهای دانش در دانش یا این که طبیعت استارت مینماید، خیر با عقیدههای خاص علمی، مانند عقیدههایی که دوستداران سبک یکپارچگی به آن متوسل می گردند.
بدور دوازدهم ذکر کردوگوی شرعی راس ذکر کردوگوی ادیان و تمدنهای سازمان تمدن و پیوندها اسلامی و بنیان اذعان کردوگوی ادیان واتیکان با سخنرانی مدیریت حوزه علمیه خراسان در پک پذیرایی ترحیم مشهد شهر حافظه موقت ادامه یافت.
به نقل از ایرنا از تارنمای سازمان فرهنگ و تمدن و پیوندها اسلامی، حجتالاسلام علی خیاط درین سخنرانی که با زمینه «مؤلفههای یاددهی و یادگیری مناسب از منظر اسلام، با تأکید بر زمان جوانی» جاری ساختن شد، ابراز کرد: مسئله یادگیری و یاددهی و به صورت مجموعّی فراگیری، از موضوعات اصلی و دامنهدار در تاریخ حیات انسان بوده میباشد و ذکر کردوگوها پیرامون هستیشناسی، معرفتشناسی و شیوهشناسی آن کماکان ادامه داراست.
متن بدون نقص سخنرانی او به تفصیل ذیل میباشد:
تغییرات در فلسفههای آموزشی، طرزهای درس دادن و ادراک علمی از روند یادگیری، عمده دلایل استمرار مباحث مربوط به یادگرفتن میباشد. در دولت ها ابتدایی، یادگیری عمدتاً از روش شفاهی و به طور سنتی اجرا می شد و یادگرفتن و جابجایی علم از روش روایتگویی، نقلعهدوپیمانهای شفاهی، و شغلهای عملی شکل میگرفت. در زمانه باستان، مرکزها آموزشی مانند آکادمیهای یونان باستان (سقراط، افلاطون، و ارسطو) و مدرسه ها هندو و چینی به پیشرفت شیوههای قانونیخیس آموزشی پرداختند. طرزهایی مانند سوال و جواب، مشاجرههای فلسفی و ارزیابی متن ها دراین روزگار رایج بود. در قرن ها وسطی در غرب، یادگرفتن عمدتاً در صومعهها و کالجها متمرکز بود و تفحص متنها مقدس، مناظرات فلسفی و نظارت متن ها کلاسیک، مهمترین روشهای یادگرفتن به شمار میرفت. (الماسی،۱۳۸۰ش، ص۱۹–۱۹۶) دراین بین، ظهور اسلام در قرن ۷ میلادی و نگاه ویژهی این آئین آسمانی به مسئله علم و یادگرفتن، توانست تحولی شگرف درین مورد ساختوساز نماید و در قرنها ۸ تا ۱۲ میلادی و هم زمان با بعد از ظهر طلایی اسلام، این تحولات به نقط ی اوج خویش رسید. ظهور محققان تبارک مسلمانها در علمهای فلسفه، ریاضی ها، طب، نجوم، شیمی و... و همینطور تولید نظامیهها، دارالحکمهها، رصدخانهها و کتابخانههای بزرگ و کار هزاران علمپژوه مسلمان، از خصوصیتهای دانشی و آموزشی این بعد از ظهر میباشد. (بورلو، ۱۳۸۶ش، ص۱۴۸-۱۶۵)
در زمانهای پس از بعد از ظهر طلایی اسلام، همانند بعد از ظهر رنسانس که بعدازظهر پژوهش علم ها تجربی و طریقهای علمی بر اساس تست و مشاهده بود و همینطور قرنها ۱۹ و۲۰ میلادی که عصر ارائه نظرها آموزشی همانند رفتارگرایی، آشناییگرایی و ایجاد کردگرایی بود نیز تحولات بنیادینی در نحوههای یادگرفتن و طریقهای علمی پدیدآمد. با این درحال حاضر در قرن ۲۱ و عصر معاصر، با ظهور و گسترش روزافزون فناوری داده ها، یادگرفتن الکترونیکی، یادگیری آنلاین و استعمال از ابزارهای دیجیتال مانند هوش تصنعی و مصنوعی و قابل انعطافافزارهای آموزشی، طریقهای فراگیری و یادگیری به کلی در گیر دگردیسی شدهاست. (رستگارپور، ۱۳۹۱ش، ص۲۱۹)
رسیدگی تاریخچه طرزهای یادگیری نماددهنده توسعه و گسترش مداوم و تغییرات در طریقها و نظر ها آموزشی میباشد که دگرگونی در روند یادگیری را در حین مجال نمایان میسازد. اکنون عقیدههای یادگیری مهمی در علم ها تربیتی و آموزشی شناخته گردیدهاند که هرکدام از آنها به جنبههای گوناگون روند یادگیری دقت داراست و میتواند از جنبه متبوع خویش، به ادراک خوب طرزهای آموزشی و بهبود تجربیات یادگیری یاری دهد. (خولیوخوتا و متیواچ، ۱۴۰۰ش) این اظهار نظر مجموعاَ به دو مجموعه تجربیات گرایی و خردگرایی تقسیم می شوند و هر کدام مبانی علمی و طریقهای آموزشی اختصاصی به خویش را دارا هستند. (هیلگارد و اعتقادوباور، ۱۳۶۷ش، ص ۳۴)
با این حالا، مسلمانها معتقدند هرچند طرزها و ابزارهای یادگرفتن، گسترش و تکامل پیدا کرده و عقیدههای گوناگونی درین خصوص مطرح گردیده است، البته روح حکم دهنده بر قضیه فراگیری، یاددهی و یادگیری که در اسلام به آن پرداخته شدهاست، اثبات میباشند و با سپری شد فرصت و ظهور نظرها تازه، تغییرو تحول نمیکنند. (رک: مطهری، ۱۳۸۹ش، ج۲۱، ص ۴۷۹) این داعیه بر شالوده باور مسلمانها به فرصتمند و جای مند نبودن معارف و آموزههای اسلامی[۱] پایدار میباشد. حالا سؤال اینجاست که بر این محور، از منظر اسلام، در یاددهی و یادگیری چه مؤلفهها و الزاماتی چهت نیل به غرض (که به عبارتی تحقّق یادگرفتن باشد) وجود داراست؟ و یا این که همان، مؤلفههای یاددهی و یادگیری مناسب از منظر اسلام چیست؟ از سوی دیگر، با دقت به اینکه یادگرفتن در بازه زمانیهای سنّی متفاوتی قابل تحقّق میباشد؛ آیا از منظر اسلام، یادگرفتنپذیری در عصر جوانی نسبت به بقیه عصرهای سنّی، تفاوت داراست یا این که نه؟ به لحاظ میرسد جواب بدین سؤالها میتواند، تا حد متعددی سبک یاددهی و یادگیری مناسب از منظر اسلام را رسم کند.
علم و یادگرفتن در اسلام
در اسلام، یاددهی و یادگیری جایگاهی بسیار اصلی و محوری داراست تا جایی که اول پیوندها وحیانی در بین معبود متعال و رسول اسلام، مربوط به علم و یادگرفتن میباشد. (علق (۹۶):۱-۵) در قرآن مهربان بالغ بر ۷۵۰ توشه از علم، یادگرفتن و یادگیری کلام به در بین آمده کهاین ترازو اهتمام و پرداختن به علم بین کتاب ها آسمانی منحصر میباشد. (طباطبایی، ۱۳۵۳ش، ص۱۵۴) مغایر اقتضائات نظام طبقاتی تمدّنهای قدیم مانند فرهنگ کشور ایران و فرهنگ وتمدن روم که در آن ها فقطً طبقات خاصی اذن سواد آموزی و علمپژوهی داشتند،(مطهری، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۱۶۸) از منظر اسلام دستیابی علم بر هر زن و مرد خیر صرفا روا بلکه واجب میباشد (برقی، ۱۳۷۱ش، ج۲، ص۲۲۵) و حاکمیت نیز ملزم به فراگیری مجموع جامعه میباشد. (شریف الرضی، ۱۴۱۴ق، ص ۴۵۷) در اسلام ضمن تاکید بر اثرها و پیامدهای نفیس استحصال علم در معاش مادی، اجر اخروی متعددی نیز برای آن در حیث گرفته گردیده است. (فتال نیشابوری، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۲) تا جایی که آموزش قسمتی از یک دانش، از هزار رکعت نماز مستحبی بلندتر دانسته گردیده و حضور نزد یک دانشمند و آموزش دانش از آن، از تشییع هزار لاشه، عیادت هزار بیمار، عبادت هزار شب، روزه هزار روز، صدقه دادن هزار درهم به فقیران و اعمال هزار حج غیر واجب بلندتر و با فضیلتخیس شمرده گردیدهاست. (طبرسی، ۱۳۴۴ش، ص۱۳۶)
ولی این اثر ها و خصوصیتها مرتبط با هر نوع دانشی وجود ندارد و اسلام برای علم مناسب، چارچوبها و مشخصاتی را در حیث گرفته میباشد. کلاً، از منظر اسلام، علم مناسب، دانشی میباشد که بشر از روش آن به وجود خداوند پی برنده شود. چراکه به هر معیار بشر در علم ها گوناگون ورود نماید و حقایق و جزئیات را مشاهده نماید، بیشتر بهاین مقاله میرسد که جهان با این نظم، جزئیات و عجایبش، نمیتواند فارغ از سازنده مدبّر باشد. از طرف دیگر این خدا نحوه درست معاش را از روش پیامبرانش به بشر یادگرفتن داده که بشر می بایست آن نحوهها را بیاموزد و طبق آنها شغل نماید.
یکیاز دیگر از خصوصیتهای علم مناسب از منظر اسلام، سود داشتن و کاربردی بودن میباشد؛ (کلینی، ۱۴۲۹ق، ج۱، ص۳۷) چراکه بخش اعظمی از علم ها، درک کردن و یا این که ندانستن آن سود یا این که ضرری برای شخص ندارد. در منابع اسلامی آمده میباشد که نبی اسلام وارد مسجد شدند، گروهی را دیدند که محیط مردی را گرفته و میگویند وی داناترین عموم به دودمان عرب، زمان ناآگاهی و اشعار عرب میباشد؛ فرستاده اسلام فرمودند: اینها علمی میباشد که در صورتیکه کسی آن را نداند ضرر و زیان نمینماید و هر کس بداند، منفعت و سودی نمیپیروزی.(کلینی، به عبارتی، ج۱، ص۷۶) در قصه دیگر آمده میباشد که به نوجوان ها چیزهایی را فراگیری دهید که در آتی با آن احتیاج پیدا خواهند کرد. (ابن ابی الحدید، ۱۴۰۴ق، ج۲۰، ص۳۳۳) در انگیزه این موضوع نیز اینگونه آمده میباشد که دایره علم ها بسیار عظیم میباشد و از طرفی، قدمت بشر کفاف آموزش کلیه علم ها را نمیدهد، لذا از علم می بایست آن واحد سنجش که دارنده عایدی و کاربرد میباشد، فراگرفته گردد.
هل عرفان، با این راه داخل بینشی و خویش محوری، به سراغ حقایق شرعی، پک پذیرایی ترحیم مشهد مثلا ادراک معانی قرآن میروند و آنسیرتکامل آیهها را تعبیر و تفسیر و تاویل مینمایند که ذوق و سلیقه فردی آنها اقتضا نماید. براین اساس، از نگرش اهل دعوا و مالکنظران، تفاسیر این تیم بیشتر به تعبیروتفسیر به رای می ماند؛ چون مستندی جز ذوق و سلیقه و دعوی اخذ باطنی ارائه نمیکنند.
گاهی نیز از باب مجارات به برهان میپردازند تا برای خصم حجتی باشد وگرنه خویش به اینگونه ادلههای برون ذوقی چندان ارجی نمینهند.
در پیشگفتار قیصری بر تفصیل تائیه ابن فارض، اینگونه آمده میباشد:
هر یکسری این دانش، علمی کشفی و ذوقی میباشد که جز صاحبان وجد و وجود (هدف از وجد، اخذهای باطنی و غرض از وجود واقعیت هستی میباشد.) و شایستگان عیان و شهود، دیگرافراد از آن سودای ندارند البته می بینیم که دارندگان علم ها ظواهر بر این گمانند کهاین دانش (عرفان) خیر اصلی داراست و خیر حاصلی؛ بلکه کلیه، تخیلاتی شعرگونه و گفتههایی هنگفت و یقین نکردنی میباشد که عرفا عامل و برهانی بر آن ندارند و ادعای کشف و شهودشان نیز به تنهایی کسی را به جایی موعظه نمینماید. به همین جهت، به ذکر قضیه و مسائل و مبادی اثباتی این حرفه پرداختم و هر استدلال و دلیلی که آوردهام بدان حیث بوده که با معارضان، به شیوه و اصول مقبول خودشان، واکنش کنم؛ زیرا آنها، کشف و شهود را حجت نمیشمرند و ظاهر آیه ها و احادیث را (که برای ثابت صدق عقاید اهل کشف بر آنها عرضه گردد) تاویل مینمایند و معانی دیگری برای آنان در حیث می گیرند؛
براین اساس بر خویش مورد نیاز دیدم، با لهجه و منطق خودشان با آنها کلام گویم؛ چنانکه خدای متعال فرموده میباشد: هیچ پیغمبری را نفرستادیم، مگر آنکه با لهجه و منطق بستگان خودش، با آن ها کلام گوید. (و هذا العلم و ان کان کشفیا و ذوقیا، لا یحظی منه الا مالک الوجد و الوجود و اهل العیان و الشهود، لکن لما رایت ان اهل العلم الظاهر، یظنون ان هذا العلم لیس له اصل یبتنی علیه و لا نتایج یوقف لدیه، بل تخیلات شعریة و طامات ذکریة، لابرهان لاهله علیها و مجرد دعوی المکاشفة لا یوجب الاهتداء الیها، بینت زمینه هذا الفن و مسائله و مبادیه. و ما ذکرت اینجانب البرهان و الدلیل، انما اتیت به الزاما لهم بطریقتهم و افحاما لهم بشریعتهم. فان کشف اهل الشهود لیس حجة علیهم و ظواهر الایات و الاخبار المبینة لما یقوله اهل الکشف موول لدیهم. فوجب ان نقول معهم بلسانهم، کما قال تعال: و ما ارسلنا اینجانب نبی الا بلسان قومه. [۴][۵])
۴ - دسته فکری عرفان و حکمت
[دستکاری]
گفتیم که عرفان، از حکمت اشراق مستقل گردیده است؛ به اینمفهوم که حکمای اشراق برای دست یافتن به سر هستی و راز آفرینش، روش خویشاندیشی و اخذهای باطنی را پیموده و طرز ذوقی را برای بهدست آوردن حقایق برگزیدهاند؛ بلکه درین مسلک درحد افراط پیش رفته، از محدوده عقولی که مدرسه اشراق به آن پایبند بود، بالاتر رفتهاند و گاه مطالبی را مطرح کردهاند که از چهارچوب متعارف بدور میباشد و با اسم شطحات دارای اسم و رسم گشته میباشد که در سخنان ابن عربی بسیار یافت می شود.
فرق بین مدرسه اشراق و مدرسه عرفان دراین میباشد که اشراقیون، قیمتهای عقلی را ارج گذاشته، در جنب اخذهای باطنی بهشغل می برند البته عرفا، فقط به یافتههای درونی و نحوه ذوقی بسنده کرده، به راه و روش و ترسیم عقل چندان ارجی نمینهند.
حاج ملاهادی سبزواری دراینمورد اینگونه می گوید: وصال پویندگان رویکرد واقعیت به سرمنزل هدف، یا این که صرفا از منش اندیشه و تفکر ممکن میباشد یا این که از رویکرد تصفیه درونی و یا این که به یاری هر دوی آن ها.
آنها که از هر دو وسیله پندار و تصفیه درون منفعت میگیرند، فلاسفه اشراقی یا این که اشراقیون میباشند. گروهی که صرفا به تصفیه داخل می پردازند، صوفیه و عرفایند و افرادی که صرفا مطابق عقل و تامل عمل مینمایند، در صورتیکه مقید به تفصیل باشند، متکلم وگرنه فیلسوف مشائیاند.[۶]
میرسیدشریف در کناره تفصیل مطالع با مختصر تغییری درین معیارها اینگونه گفته میباشد: دانشمندان، یا این که تابع حیث و عامل می باشند یا این که متکی به ریاضت و کشف و شهود؛ و هر کدام از این دو مجموعه یا این که مقید به مراقبت وضعی از وضع و ملتزم به مبانی ملتی از ملل میباشند یا این که نیستند؛ که براین اساس چهار تیم فکری به وجود می آید:
۱. متکی به عقل و مقید به محافظت حال و روز و پشتیبانی از شریعتی خاص، که متکلم نامیده می شوند.
۲. متکی به عقل و نامقید به شرع که فیلسوفان مشائی می باشند.
۳. متکی به کشف و شهود درونی و مقید به شرع که صوفیان و عارفان می باشند.
۴. متکی به کشف و اخذهای باطنی و نامقید به شرع، که فیلسوفان اشراقی هستند.[۷]
از این رو میاقتدار این مجموعههای چهارگانه را اینگونه تعریف نمود:
۴.۱ - متکلمان
گروهی از پژوهشگران میباشند که در عین قبول بها و اعتبار عقل و عامل، با حالت و مختصات پایین از تیمهای دیگر جداگانه میشوند:
ابتدا آنکه در شیوه کلامی، عقل را در مسیرش برای نیل به حقایق عالم، با شرع مقید می سازند؛ بهاینمضمون که مبادی دلایل کلامی، مدام بر پایه ی شرایطی پایدار میشود که با مسائل ثابت گردیده از خط مش ظاهر شرع، منطبق داشته باشد. برخلافت مبادی فلسفه که اینگونه مطابقتی در آنها شرط وجود ندارد؛ بلکه در شکل هم خوانی نداشتن نتیجه ها عقلی با ظاهر شرع، ظاهر شرع را تاویل مینمایند، و با ضوابط عقل تطبیق می دهند؛ فارغ از آنکه در صدق نتیجه ها عاملهای عقلی شک داشته باشند.[۸]
دوم آنکه غرض سخن، ثابت عقاید فقاهتی میباشد؛ بهاینمعنی که در ادله کلامی، سود بهسری که تا قبل از این توسط وحی معلوم شدهاست، ثابت می گردد. در تعریفوتمجید دانش صحبت آمده میباشد: علمی میباشد که آدم را بر ثابت عقاید شرعی، از شیوه اقامه دلایل و دفع شبهه ها، قدرتمند میسازد .... بههمین استدلال میباشد که صحبت را دانش اصول آئین می گویند.[۹]
سوم آنکه در برهان کلامی، ضمن مبادی عقلی، از قبیل هوهویت و اصل امتناع اجتماع و طول نقیضین، بر مبادی دیگری مانند حسن و قبح عقلی یا این که فقهی هم توکل مینمایند؛ در حالی که از طریقه فلاسفه، اینگونه مبادی و اصولی، اعتباری بوده و عامل متکی بر آن ها به مکان آنکه استدلالی برهانی باشد، استدلالی جدلی تلقی می گردد و لذا فلاسفه، سخن را حکمت جدلی مینامند خیر برهانی؛ برای آنکه در آن به مکان مبادی یقینی، بیشتر به مبادی ظنی، اعم از مقبولات و مشهورات استناد می شود.
از موسسان و اساسگذاران این مدرسه، میقدرت از قرن دوم هجری، هشام بن حکم، حسن بصری و واصل بن عطا و از قرن سوم و چهارم ابوالحسن اشعری، نظام معتزلی، حاکم عبدالجبار معتزلی و خواجه نصیرالدین طوسی شیعی را اسم موفقیت.
۴.۲ - فلاسفه مشاء
فلسفه مشاء (از اسلوب بهمعنای خط مش پیمودن گرفته گردیده و هدف؛ پیمودن خط مش عقل میباشد که در تاریخ فلسفه، لقبی میباشد بر رهروان مدرسه ارسطو یا این که از آن گرفته گردیده است که ارسطو هنگام درس دادن فلسفه، روش می رفت.) عده ای میباشند که ادله عقلی را سزاوار فهم و شعور حقایق دنیا می دانند و به کفایت عقل در عملکرد چهت نیل به سر هستی اعتقادوباور داراهستند و آن را درین کوشش از هرگونه تعلق به منابع دیگر، از قبیل وحی، نظریه، و حتی اشراق درونی، بینیاز میدانند.
فارابی (متوفای ۴۲۸) نماینده این مدرسه و از مشاهیر آن در حوزه تفکرات اسلامی میباشند.
۴.۳ - فلاسفه اشراقی
فلاسفه اشراقی (اشراق، به عبارتی نتیجههای دانش غیب میباشد که بر نفوس صافیه افاضه میشود و از اینشیوه، حقایق دانا شهود بر نفوس زکیه عیان میشود. پویندگان اینشیوه بر این باورند که حقایق را با دیده گشوده می بینند و دیگرافراد، دست به عصا تکان مینمایند. میگویند: پای استدلالیان چوبین بود، پای چوبین دشوار بیتمکین بود. رهروان این مدرسه از طریق افلاطونی متابعت مینمایند.) عده ای میباشند که خلال عامل عقلی، بر اخذهای باطنی و ذوقی نتایج از سلوک معنوی و مجاهدت درونی توکل مینمایند و عقل و درنگ را سوای سوانح نوری و اشراقات باطنی (بارقههای ملکوتی) برای فهم و شعور تمامی حقایق و پیبردن به رمز هستی، کافی نمیدانند. در بین متفکران اسلامی، شهابالدین یحیی بن حبش سهروردی، دارای شهرت به روضه خوان اشراق (مورد قتل واقع شده به سال ۵۸۶) را اساسگذار و مروج این مدرسه و نحوه میشناسند. صدر المتالهین از همین مدرسه تاسی نموده است.
۴.۴ - عرفا و صوفیه
عده ای میباشند که در نیل به حقایق دنیا هستی، خیر بر عقل و دلیل، بلکه بر سیر و سلوک و ریاضت و مجاهدت و اشراق و مکاشفه، متکیاند و مقصود آنها بهمکان فهم و شعور و شعور حقایق، وصول و اتحاد و فنای در واقعیت محض میباشد. دراینمدرسه، نگرش بر علم و باطن بر برون و درحال حاضر بر قال، ترجیح و حق تقدم دارااست.[۱۰]
از شاخصههای این دسته محیی الدین ابن عربی (متوفای ۶۳۸) می باشد. پیروان مشرب عرفان بعداز او، از رهروان و سرسپردگان و شیفتگان او می باشند.
۵ - موادتشکیل دهنده بنیادین مدرسه عرفان
[دستکاری]
مدرسه عرفان، بر شش عنصر اصلی که مبناهای اساسی عرفان و تصوف را تشکیل میدهد پایدار میباشد. این شش عنصر عبارتند از وحدت وجود، کشف و شهود، فناء فی الله، سیر و سلوک، علاقه به جمال مطلق و رمز و راز هستی که به تفصیل اجمالی آن ها می پردازیم:
۵.۱ - وحدت وجود
وحدت در عرفان اسلامی عنصر و عاملی مهم میباشد. هنگامی جنید (متوفای ۲۹۸) حدیث کان الله و لم یکن معه شیء؛ معبود بود و چیزی با وی خلا را شنید، بیان کرد: الان کما کان؛[۱۱][۱۲][۱۳] اینک نیز چنان میباشد که بود.
اینان میگویند: هستی واقعیت واحدی میباشد که در درون، وحدت بی نقص داراست و از هرگونه تفرقه و کثرتی تمیز میباشد و در ظواهر منشا اکران کثرت میباشد؛ البته این کثرتها ظاهری و فرضی می باشند، خیر حقیقی و حقیقی و واقعی.
۵.۱.۱ - ذکر شبستری
شبستری در باغ رمز می گوید:
جناب حضرت حق را دویی وجود ندارد •••• در آن حضرت اینجانب و ما و تویی وجود ندارد
اینجانب و ما و تو و وی است یک چیز •••• که در وحدت نباشد هیچ تمییز
واقعیت به منزله آب دریاست و پدیدهها و رویدادها، همانند امواج و حبابند؛ ولی با یک لحاظ عمیق پرنور می شود که در آنجا هر چه می باشد آب میباشد و بس و سایر جلوهها و مظاهر آن آبند و تحقق و ذات مستقل و مستقلی ندارند؛ در واقعیت نابودیهایی هستی کنند.
موجهایی که بحر هستی راست •••• پاراگراف مر آب را حباب بود
گرچه آب و حباب باشد دو •••• در واقعیت حباب آب بود
بعد از این روی هستی شی ءها •••• راست زیرا هستی سراب بود
اشکال گلیم فرش بر پایه ی حوزه بافت
1. گلیم قشقایی
گلیمهای قشقایی بوسیله عشایر قشقایی که در بخش ها جنوبی جمهوری پک پذیرایی ترحیم مشهد اسلامی ایران، به ویژه در استان عجم مستقر میباشند، بافته می گردند. این گلیمها با به کار گیری از پشم مرغوب و رنگهای طبیعی ساخته میگردند و طرحهای آنان مشمول نقوش هندسی و حیوان ها (بز و طاووس) میباشد.
نقوش: نقوش هندسی و نمادین که اکثر اوقات الهام گرفته از طبیعت میباشد.
رنگها: به کارگیری از رنگهای ضد و نقیض و مخلوط رنگهای تند و بشاش.
فرآورده: پشم مرغوب که سبب دوام و ماندگاری گلیم می شود.
2. گلیم ترکمن
گلیمهای ترکمن بوسیله عشایر ترکمن در شمال شرقی جمهوری اسلامی ایران، به ویژه در استانهای گلستان و خراسان شمالی بافته می گردند. این گلیمها به جهت به کارگیری از طرحهای هندسی و رنگهای تیره و بی نیاز به خصوص قرمزرنگ، شناخته گردیدهاند.
نقوش: طرحهای هندسی و تکراری با الگوهای متقارن، طرح های حیوانها و گل ها.
رنگها: عمدتاً از رنگهای تیره مانند قهوهای، قرمزرنگ تیره و مشکی به کار گیری میشود.
متاع: پشم مرغوب که برای ارتقا دوام و مقاومت گلیم استعمال میگردد.
3. گلیم شاهسون (ورنی)
گلیمهای شاهسون بوسیله عشایر شاهسون در شمال غربی کشور ایران، به ویژه در استانهای آذربایجان شرقی و اردبیل بافته می شوند. این گلیمها به جهت طرحهای منحصربهفرد و به کارگیری از رنگهای خنده رو و زنده دارای اسم و رسم میباشند.
نقوش: نقوش هندسی و حیوان ها که به طور متقارن در سراسر گلیم تکرار می گردند.
رنگها: به کارگیری از رنگهای پرنور و بشاش مانند قرمز رنگ، آبی رنگ، زرد رنگ و سبز.
مال: پشم و پنبه که به دوام و مقاومت گلیم امداد مینماید.
4. گلیم بلوچ
گلیمهای بلوچ بوسیله عشایر بلوچ در جنوب شرقی کشور ایران، به ویژه در استانهای سیستان و بلوچستان بافته میگردند. این گلیمها به جهت طرحهای غامض و رنگهای تیره شناخته گردیدهاند. عموم بلوچ به انگیزه وضعیت بد اقلیمی همواره آرزوی آب و مزرعه را بر روی گلیمها نقش میزنند.
نقوش: طرحهای غامض و نمادین که اکثر زمان ها مشتمل بر نقوش هندسی و حیوانها میباشد.
رنگها: به کارگیری از رنگهای تیره مانند قهوهای، قرمز رنگ تیره و مشکی.
مال: پشم مرغوب که منجر دوام و مقاومت گلیم می گردد.
5. گلیم هرسین
گلیمهای هرسین در استان کرمانشاه بافته میشوند و به جهت طرحهای خاص و به کار گیری از رنگهای طبیعی شناخته گردیدهاند. این گلیمها به جهت با کیفیت و طرحهای قشنگ آیتم اعتنا قرار میگیرند.
نقوش: نقوش هندسی و گلدار که به طور متقارن در سراسر گلیم تکرار می شوند.
رنگها: به کار گیری از رنگهای طبیعی و زنده مانند خاکستری ، سبز ، سپید ، قرمز رنگ، بنفش و جدیداً سرخابی.
فرآورده: پشم مرغوب که به دوام و مقاومت گلیم امداد مینماید.
6. گلیم افشار
گلیمهای افشار به وسیله عشایر افشار که در بخش ها گوناگون کشور ایران، به ویژه در استانهای کرمان و زنجان بومی می باشند، بافته میگردند. این گلیمها به جهت طرحهای متنوع و رنگهای زنده مشهور میباشند.
نقوش: نقوش هندسی و نمادین که اکثر زمان ها مشتمل بر گلها و حیوان ها میباشد.
رنگها: استعمال از رنگهای زنده و بشاش مانند قرمز رنگ، آبیرنگ، سبز و زرد رنگ.
فرآورده: پشم مرغوب (پشم بز) که سبب دوام و مقاومت گلیم می شود.
7. گلیم سنه
گلیمهای سنه در شهر سنندج و فضا آن بافته می شوند و به جهت طرحهای غامض و استعمال از رنگهای متنوع شناخته گردیدهاند. این گلیمها به جهت باکیفیت و طرحهای خوشگل گزینه اعتنا قرار میگیرند.
نقوش: نقوش بغرنج و متنوع که اکثر زمان ها مشتمل بر گلها، حیوان ها و نقوش هندسی میباشد.
رنگها: به کار گیری از رنگهای متنوع و بی نیاز مانند قرمز رنگ، آبی رنگ، سبز و رنگ زرد.
محصول: پشم مرغوب که به دوام و مقاومت گلیم امداد مینماید.
8. گلیم بختیاری
گلیمهای بختیاری به وسیله عشایر بختیاری که در استانهای چهارمحال و بختیاری و خوزستان بومی میباشند، بافته می شوند. این گلیمها به جهت طرحهای هندسی و به کار گیری از رنگهای بشاش و زنده پر اسم و رسم می باشند.
نقوش: نقوش هندسی و تکراری که به طور متقارن در سراسر گلیم تکرار میشوند.
رنگها: استعمال از رنگهای پرنور و خنده رو مانند قرمزرنگ، آبی رنگ، زردرنگ و سبز.
مال: پشم و پنبه که به دوام و مقاومت گلیم یاری مینماید.
تعداد صفحات : 50

قیمت پک پذیرایی ترحیم مشهد؛ عوامل مؤثر بر هزینه و راهنمای انتخاب پک اقتصادی