معارضان ثقة الاسلام تبریزی
دراین زمان ثقة الاسلام زیر فشاری تعدادی جانبه بود: معارضان مشروطه که اورا مشوق و تمامی کاره مشروطه میدانستند و دموکراتهای تندرو، که ثقة الاسلام از آن ها عیب گیری می کرد، و آنها با وی مخالفت و از وی بدگویی میکردند[۲۹] و متدینان، که عقاید شیخی اورا طعن و بر ضد وی شبنامه منتشر میکردند.[۳۰] بعضی عوام نیز از خوی متجددانه وی نقد میکردند.[۳۱] به رغم مجموع این مخالفتها، ثقة الاسلام کوشش میکرد بازدارنده مشغول شدن عموم با یکدیگر پک پذیرایی ترحیم مشهد خواهد شد.[۳۲]
درپی معضل دربین دولت و مجلس بر راز پذیرفتن یا این که نپذیرفتن اتمام حجت روسها برای اخراج مورگان شوستر (مستشار مالی امریکا) هم محلی تبریز به خروش در آمدند. روسها که همواره مترصد فرصتی بودند، بدرفتاری را استارت کردند. مجاهدان تبریزی نیز در عکس العمل بدین خلق، استعداد نظامی خویش را به صورت آنها میکشیدند. درین فی مابین ثقة الاسلام که نگران سرنوشت عمل بود، با مجاهدان مخالفت کرد؛ از این رو دموکراتها اورا به هواداری از روسها مجرم کردند و نقشه قتل او را کشیدند، ولی این نقشه عملی نشد.[۳۳] کاراییهای ثقة الاسلام برای آهسته کردن وضع سودای نداشت و در ۲۹ ذیالحجه ۱۳۲۹ق، روسها پیکار را در تبریز شروع کردند.
پیکار مجاهدان تبریز با روسها
ثقة الاسلام با مشاهده تجاوز روسها خواهان رویارویی مجاهدان شد و حتی کتباً به امیرحشمت نیساری، مدیر شهربانی تبریز، اذن حمایت بخشید. این دستور موجب شد که تبریز یکباره بسیج گردد و با روسها مشقت بار مشغول خواهد شد.[۳۴] طرفین، طی چندین روز، پیکارهای خونین و مشقت کردند. از ۳ محرم ۱۳۳۰، با ضعیف شدن قوای روس، کنسولهای بقیه کشورها و خویش روسها صحبت از صلح به دربین آوردند. از سوی دیگر، وصال پیغامهای پیاپی دولت بر پایه ی شکاف مبارزه، مسدود شدن مجلس در ۲ محرم به عبارتی سال به دست یپرم خان و تایید اتمام حجت روسیه، سبب ساز شد ثقة الاسلام مجاهدان را برای تایید سفارش صلح روسها راضی نماید و پیرو آن مقرر شوید مجاهدان تفنگهای خویش را کنار بگذارند و شهر را شکاف نمایند.[۳۵] درین فرصت صمدخان شجاع الدوله (سردار محمدعلی سلطان و والی مراغه) که روسها از وی تامین میکردند، در باسمنج ساکن شد. وی با هماهنگی معارضان و علمای ضد مشروطه و هواخواهی روسها قصد ورود به تبریز را داشت.[۳۶] با ورود سه لشکر روسی از ایروان و تفلیس به تبریز و ادامه هجوم روسها، ثقة الاسلام به مجبور نمایندگانی نزد صمدخان ارسال کرد و پیغام اعطا کرد درحالتی که که قصد ورود به شهر را دارااست با فرمان و به اسم دولت کشور ایران بیاید. همینطور با ارسال تلگرامی به طهران، وضع و اوضاع شهر را استحضار اعطا کرد و خواهان یاری دولت شد. برای مجاهدان نیز پیغام ارسال کرد که هر چه زودتر شهر را سوراخ نمایند و در جواب به عده ای که از وی پرسیدند: «چه خواهی کرد؟»، اعلامکرد : «اینجانب فعالیت خویش را به خداوند میسپارم.»[۳۷]
اعدام ثقة الاسلام در روز عاشورا
ثقه الاسلام تبریزی بر بالای دار
او، مغایر همگان و به رغم هشدار بعضا افراد، مثلا نماینده دولت عثمانی که پیغام داده بود روسها قصد کشتن اورا دارا هستند، حاضر به نهفته شدن و پناهنده شدن نشد.[۳۸] در ۹ محرم ۱۳۳۰ به عذروبهانه ضرورت حضور یافتن در گرد هم آییای، اورا به دفتر نمایندگی روسیه بردند و محبوس کردند.[۳۹] در آنجا ثقة الاسلام از قبول خواست میلر، کنسول روس، در تأیید نوشتهای مبتنی بر آنکه مجاهدان آغازگر مبارزه بودند و روسها فقط برای امان از خویش ناگزیر از نزاع شدند، رمز گشوده زد و تأکید کرد که مبارزه را خویش روسها شروع کردهاند.[۴۰] عاقبت روسها در عاشورای ۱۳۳۰ق موازی با ۱۰ دی ۱۲۹۰ش، ثقة الاسلام و هفت بدن دیگر را بهدار آویختند.[۴۱]
خبر به دارآویختن ثقة الاسلام را از عموم نهفته کردند و بدینسان جلو کودتا آنها راگرفتند.[۴۲] خبرنامه حبل المتین غرض روسها را از کشتار تبریز و دار زدن ثقة الاسلام، عملکرد برای ساخت بلوا و هیجان میان هم محلی و عذروبهانهجویی دانست و نوشت مدیریت روضه خوان یک شهر را در روز عاشورا علنی به دار زدهاند.[۴۳] در ۱۲۹۶ ش، بعد از موفقیت انقلاب اکتبر روسیه در ۱۹۱۷م، انقلابیهای روسی به آرم دلجویی از عموم تبریز روزی را برگزیدند و در آن روز دستههای روس و اهل ایران، به نماد جبران پیشین، بر رمز خاک ثقة الاسلام گُل نهادند.[۴۴] مدفن ثقة الاسلام، مقبرة الشعراء تبریز میباشد.

قیمت پک پذیرایی ترحیم مشهد؛ عوامل مؤثر بر هزینه و راهنمای انتخاب پک اقتصادی