loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 16
سه شنبه 16 ارديبهشت 1404 زمان : 10:45


مُعاذِ بن مُسلِم‏ یا این که معاذ الهراء النحوی از اصحاب امام باقر(ع) و امام راستگو(ع)، عالم و محدث شیعه در قرن دوم هجری قمری میباشد. وی از شاعران و عالمان دانش نحو و اختراع کننده دانش صرف نیز دانسته گردیده است. او کتاب‌های متعددی در مورد دانش نحو نگاشت و عالمانی زیرا فراء و کسایی، از شاگردانش محسوب می‌شدند. معاذ و خاندانش از اهل دانش و فضل و ادب معرفی پک پذیرایی ترحیم مشهد گردیده‌اند.

احادیث زیادی از معاذ بن مسلم اورده شده که یک کدام از آن ها قصه نص امامت امام کاظم(ع) میباشد. رجالیان شیعه او‌را ثقه و آیتم اتکا دانسته‌ و معتقدند در منابع رجالی مذمتی از وی تصویب نشده و توثیق رجالیان متقدمی زیرا نجاشی و کشی را دلیلی بر عظمت و جلالت او دانسته‌اند.

معرفی
معاذ بن مسلم بن ابی‌اساره[۱] یا این که معاذ الهراء النحوی،[۲] از بزرگان شیعه[۳] و اصحاب امام باقر(ع)[۴] و امام راست گو(ع)[۵] در کوفه بود.[۶] او از شاعران[۷] و عالمان دارای شهرت[۸] دانش نحو[۹] نیز دانسته گردیده‌است. گفته میگردد از اصحاب خاص[۱۰] و روضه خوان اصحاب امام درستگو(ع)[۱۱] و یکی‌از فقیهانی بود که برای عموم فتوا و احکام صادر میکرد.[۱۲] همینطور فردی بسیار ادم خاکی معرفی گردیده است.[۱۳]

وی یکی‌از کارگزاران حکومت عباسی نیز بود و از جانب مهدی عباسی، والی خراسان شوید.[۱۴] در منابع از نبرد وی با حکیم مقنّع خراسانی در سال ۱۶۱ق صحبت به بین آمده میباشد.[۱۵]

کنیه و لقب
در کتاب‌های رجالی کُنیه معاذ را ابوعلی،[۱۶] ابومسلم[۱۷] و ابوعبدالله[۱۸] دانسته‌اند.[یادداشت ۱] روضه خوان طوسی، معاذ بن مسلم را با کنیه هراء از اصحاب امام باقر(ع) و با کنیه هراء انصاریِ نحویِ کوفی از اصحاب امام درست گو(ع) دانسته میباشد.[۱۹] برخی عالمان رجال‌شناس مثل سید ابوالقاسم خویی در کتاب‌های خویش به چهار معاذ بن مسلم با لقب ها متفاوت به‌شکل مستقل اشاره کرده و معتقدند کلیه آن‌ها یکی‌از می باشند.[۲۰]

درباره عامل نامگذاری معاذ به هراء نقل شده که وی اهل هرات در خراسان،[۲۱] بازرگان[۲۲] و فروشنده پوشاک و البسه هروی[۲۳] در کوفه[۲۴] بود و به همین استدلال به وی هروی نیز گفته‌اند.[۲۵] بعضی منابع معاذ بن مسلم را با کنیه فراء نیز خوانده‌اند؛[۲۶] مامقانی یک کدام از فهمیدن وی با فراء را خطا دانسته میباشد.[۲۷] توده‌ای به هر دو کنیه اشاره کرده[۲۸] و هر دو گزینه را درست دانسته‌اند.[۲۹]

روحانی صدوق اعتقاد دارد که معاذ بن مسلم به عبارتی معاذ بن کثیر میباشد.[۳۰] شوشتری یکی از بودن آن‌ها را رد کرده و این نظر را دارد که در رجال برقی و رجال روضه خوان طوسی دو فرد محسوب گردیده‌اند؛ به‌سیرتکامل‌ای که ابن‌کثیر با لقب ها «بیّاع الکرابیس» و «بیّاع الاکسیه»، و ابن‌مسلم با لقب‌ها هراء و نحوی معرفی گردیده‌اند.[۳۱]

قبیله سرشناس
معاذ بن مسلم از طایفه آل‌ابی‌اساره دانسته گردیده[۳۲] که از فامیل‌های شناخته گردیده شیعه در کوفه بوده میباشد.[۳۳] نجاشی از بزرگان دانش رجال شیعه، وی و خاندانش را اهل ادب معرفی نموده است.[۳۴]

فرزندش حسین بن معاذ از اصحاب امام راست گو(ع)،[۳۵] امامی[۳۶] و ثقه[۳۷] دانسته گردیده و پسر عمویش محمد بن الحسن نیز از اصحاب امام باقر(ع) و امام درست گو(ع) شمرده شد‌ه‌است.[۳۸]

درگذشت
به نقل از برخی منابع تاریخی، معاذ بن مسلم در طی حکومت یزید بن عبدالملک چشم به جهان گشود.[۳۹] او در حین اقتدار برامکه در حکومت عباسی معاش میکرد و در سال ۱۸۷ق که برامکه قتل عام شدند، از جهان رفت.[۴۰] برخی منابع وفات او‌را در سال‌ ۱۹۰ق[۴۱] دانسته‌اند.

مذهب و وثاقت
معاذ بن مسلم را شیعه[۴۲] و فقیهی باتقوا[۴۳] قلمداد کرده‌اند و حتی اورده شده که از بزرگان شیعه،[۴۴] ثقه،[۴۵] جلیل القدر[۴۶] و از اشخاص ثنا گردیده امامیه[۴۷] میباشد.

عالمان رجالی در توثیق وی به روایتی که به‌شکل پرتکرار در منابع آمده، استناد کرده‌اند. این ماجرا، احاطه وی بر مبانی دینی و عقیدتی مذهب ها گوناگون اسلامی را علامت داده و امام درستگو(ع) نیز شیوه و سیره اورا گزینه تأیید قرار داده میباشد.[۴۸] و حتی‌در پاره‌ای از احادیث شبیه، به بخشش پست کردن امام راست گو(ع) بر وی اشاره گردیده‌است.[۴۹] مامقانی این قصه را دلیلی بر وثاقت معاذ دانسته میباشد.[۵۰] بیان شده که از این ماجرا اینگونه برداشت میگردد که امام درست گو(ع) او‌را ثقه معرفی کرده و اذن اجتهاد و فتوا به وی داده میباشد.[۵۱]

نجاشی خیر‌صرفا بر وثاقت معاذ تصریح کرده، بلکه تمامی فامیل او‌را از ثقات دانسته و اعتقاد دارد که هیچ رجال‌شناسی آنان را تضعیف نکرده میباشد.[۵۲] بعضا دیگر نیز اورا به‌خیال توثیق نجاشی و علامه حلی لایق توثیق دانسته[۵۳] و حتی عبارت کشی (و فی کشی ما یدلّ علی جلالة قدره)[۵۴] و نجاشی[۵۵] را نشانه بر جلالت قدر وی دانسته‌اند.

منزلت علمی
راوی حدیث
معاذ بن مسلم از راویان حدیث محسوب گردیده و نامش در بیش تر از سی توشه در سلسله روات روایات آمده میباشد.[۵۶] وی یک کدام از راویان نص امامت امام کاظم(ع) از امام درست گو(ع) میباشد.[۵۷] از او در مورد‌های شرعی زیرا نماز و حج و همینطور اجر خواندن قرآن و بعضا فضائل اخلاقی، ماجرا نقل گردیده‌است.[۵۸] احادیث وی در کتاب کافی، تهذیب و استبصار نیز آمده میباشد.[۵۹]

او از امام راستگو(ع)، عمار بن موسی ساباطی،[۶۰] عطا بن سائب و دیگرافراد[۶۱] داستان نقل کرده، و عده ای زیرا حسن بن علی بن فضال، حسین بن معاذ، عبدالله بن سنان،[۶۲] عبدالله بن مغیرة، معاویة بن وهب، ابوالفرج قمی، حمّاد بن أبی‌طلحة، حذیفة بن منصور، مرازم بن حکیم[۶۳] از وی داستان نقل کرده‌اند.

فقیه ادبیات عرب
معاذ بن مسلم را ادیب[۶۴] و حتی از پیشوایان دانش ادبیات عرب[۶۵] معرفی کرده‌اند و آورده شده که در دانش آشنایی قرائات سبعه نیز تبحر داشت.[۶۶]

آورده شده که او‌لین نفری بوده که دانش صرف را تشکیل داد[۶۷] به همین ادله به وی کنیه الصرفی نیز داده‌اند.[۶۸] با این اکنون تألیفی در این باره از وی گزارش نشده میباشد.[۶۹]

معاذ تالیف کننده کتاب‌های متعددی[۷۰] در دانش نحو[۷۱] و قرائات[۷۲] بوده که امروزه از آنان اثری وجود ندارد.[۷۳]

شعر سرا
معاذ بن مسلم را شعر سرا نیز دانسته‌اند[۷۴] و بعضا معتقدند که خبرها و اشعار متعددی از او نقل گردیده است.[۷۵] پاره‌ای از اشعار معاذ در قضیه دانش نحو بوده میباشد.[۷۶]

وی یکی‌از دوستان کمیت بن زید اسدی[۷۷] از شاعران پر رنگ شیعه بود. توصیه وی به کمیت و رعایت نکردن و به دردسر افتادن و زندانی شدنش در منابع رفلکس داشته میباشد.[۷۸] وی کمیت را شایسته ترینِ شاعران از اولیه تا انتها تیتر نموده است.[۷۹]

پانویس

بازدید : 16
دوشنبه 15 ارديبهشت 1404 زمان : 14:58


دانشمندان برداشت‌های متفاوتی از حدیث ارائه کرده‌اند:

ثابت امامت
مقدس اردبیلی از فقیهان شیعه (درگذشت: ۹۹۳ق) این حدیث را نص صریحی در امامت امام علی(ع) دانسته میباشد.[۳۸] به‌اطمینان او و اشخاصی دیگری، تشبیه پیکار امام علی(ع)‌ با نزاع نبی اکرم(ص)‌ بر امامت امام علی دلالت داراست[۳۹] و دلیلی بر رد امامت سایر افراد میباشد.[۴۰] اما بعضا از عالمان اهل‌سنت همانند شافعی و ابن‌تیمیه به‌رغم درست‌شمردن این حدیث، دلالت آن بر امامت امام علی را نپذیرفته‌اندو[۴۱] شافعی تنهاکارکرد حدیث را در پر‌نور‌شدن کیفیت مبارزه با ستمگران پک پذیرایی ترحیم مشهد دانسته میباشد.[۴۲]

اشراف بی نقص به دانش تأویل قرآن
بعضا از عالمان شیعه، احادیث نزاع خاصف‌النعل براساس تأویل قرآن را دلیلی بر اشراف بی نقص امام علی(ع) بر قرآن[۴۳] و برخورداری وی از دانش تأویل[۴۴] می دانند.[۴۵] همینطور از این قصه اینگونه برداشت گردیده که کتاب آفریدگار سوای امام کفایت نمی‌نماید و کلام اشخاصی که قرآن را کافی میدانند و نیاز به معصومان را در تبیین آیه‌ها رد می‌نمایند، بی‌اعتبار میباشد.[۴۶]

حقانیت امام علی(ع) در نبرد‌های فرصت وی
عده ای از عالمان گفته‌اند حرف رسول اکرم(ص)، ‌پیش‌بینی و ثابت حقانیت امام علی(ع) در مبارزه‌هایی میباشد که در طول خلافتش با سه مجموعه ناکثین، قاسطین و مارقین جاری ساختن بخشید.[۴۷] توده‌ای این تعبیر و تفسیر را نشانه از ارتداد مخالفانی که با امام جنگیده‌اند، دانسته‌اند. [۴۸]

قصه پیکار با مشرکان
به نقل از حکم دهنده نیشابوری، محدث شافعی‌مذهب در قرن چهارم قمری، در صلح حدیبیه، سهیل بن عمرو به‌یار تعدادی نفر از سران مشرکان، به حضور فرستاده(ص) آمدند و یک کدام از حالت صلح‌طومار را اینگونه ذکر کردند: «در صورتی‌که کسی از اشخاص ما، به‌سوی تو آمد، او‌را به ما برگردان.» رسول(ص) از این صحبت غمگین شد و جواب اعطا کرد: «لَتَنْتَهُنَّ‌ يَا مَعْشَرَ قُرَيْشٍ‌ أَوْ لَيَبْعَثَنَّ اَللَّهُ إِلَيْكُمْ رَجُلاً اِمْتَحَنَ اَللَّهُ قَلْبَهُ‌ لِلْإِيمَانِ يَضْرِبُ رِقَابَكُمْ عَلَى اَلدِّينِ‌ فَقَالَ بَعْضُ مَنْ حَضَرَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ أَبُو بَكْرٍ ذَلِكَ اَلرَّجُلُ قَالَ‌ لاَ قِيلَ فَعُمَرُ قَالَ لاَ وَ لَكِنَّهُ خَاصِفُ اَلنَّعْلِ فِي اَلْحُجْرَةِ فَتَبَادَرَ اَلنَّاسُ إِلَى اَلْحُجْرَةِ يَنْظُرُونَ مَنِ اَلرَّجُلُ فَإِذَا هُوَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ‌ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ‌؛ ای دسته قریش، از این درخواست دست بردارید، وگرنه مردی را به‌سوی شما می‌فرستم که پروردگار قلب اورا با ایمان آزموده میباشد تا گردن‌های شما‌را به خیال آئین معبود بزند؛ از رسول پرسش شد که آن فرد ابوبکر و قدمت می باشند؟ نبی(ص) فرمود: «خیر، وی کسی میباشد که کفش من‌را پینه می زند.» در‌این هنگام عموم امام علی(ع) را سرگرم پینه‌زدن کفش نبی دیدند.[۴۹]

سید هاشم بحرانی این ماجرا را در ارعاب خاندان ثقیف[۵۰] و نسائی در ترساندن «بنووَلیعه» فامیل‌ای در کنده یا این که حَضرَموت دانسته‌اند.[۵۱]

ثابت امامت امام علی
شماری از عالمان، این حدیث را نشانه‌دهنده امامت امام علی(ع)‌ دانسته‌اند. اینان گفته‌اند مقاتله با مشرکان و گردن‌زدن آنها به‌امر آفریدگار بود و خاصف‌النعلی که به تعبیر و تفسیر داستان، «قلبش به‌وسیله ایمان آزموده گردیده» تنهافرد لایق امامت و جانشینی فرستاده(ص) میباشد.[۵۲]

ماجرا بیان کندهٔ جانشینان رسول
حُرّ عامِلی محدث و دانا شیعه، روایتی از فرستاده اکرم(ص) نقل کرده که در آن از امام علی با کنیه خاصف‌النعل حافظه گردیده و بر جانشینی وی و امامت فرزندانش از نسل امام حسین(ع) تصریح شد‌ه‌است.[۵۳] وی در حدیث دیگری آورده نبی(ص) در پاسخ سؤال ابوبکر و قدمت دربارهٔ خلیفه پس از خودش، جانشین خویش را خاصف‌النعل نامید، درحالی‌که علی(ع)‌ درگیر پینه‌زدن کفش رسول بود.[۵۴] از عایشه نیز شبیه اینگونه روایتی نقل گردیده‌است.[۵۵]

ابوالصلاح حلبی (م ۴۴۷ق) در تخمین‌المعارف گزارشی آورده میباشد که نبی اکرم(ص) در یکی سفرهای خویش، از ابوبکر و قدمت میخواهد بر خاصف‌النعل به‌تیتر «امیرالمؤمنین» درود نمایند، درحالی‌که امام علی(ع) سرگرم وصله‌کردن کفش‌های نبی بود.[۵۶]

ماجرا هادی امت
خزاز مولف کتاب کفایةالاثر روایتی را بیان کرده که در آن، رسول اسلام(ص) در تعبیروتفسیر کلمه و واژه «هادی» در آیه هفتم سوره رعد، امام علی(ع) را خاصف‌النعل معرفی کرد که در آن فرصت در کناره‌ای به پینه‌زدن کفش رسول درگیر بود و بعد به ذکر فضیلت ها امام پرداخت و امامان بعداز خویش را دوازده بدن، به عدد نقبای بنی‌اسرائیل معرفی کرد و مهدی را از آن ها دانست.[۵۷]

استنادها به روایات خاصف‌النعل
طبق پاره‌ای از گزارش‌ها، وقتی‌که عایشه تصمیم گرفت برعلیه امام علی(ع) کودتا نماید، از ام‌سلمه خواست تا او‌را ملازمت و همراهی نماید.[۵۸] ام‌سلمه اورا نهی کرد و در ذکر فضیلت ها امام، به روایتی از نبی اکرم(ص) که جانشین خویش را خاصف‌النعل دانسته بود، استناد کرد.[۵۹] عایشه سخنان ام‌سلمه را پذیرش کرد؛[۶۰] ولی حاضر نشد دست از مخالفت با امام بردارد.[۶۱] مطابق بعضا نقل‌ها عایشه بعداز شنیدن گفته‌های ام‌سلمه، تصمیم گرفت دست از کودتا بر علیه امام علی(ع) بردارد، البته عبدالله بن زبیر او‌را از این فعالیت پشیمان تشکیل داد.[۶۲]

خویش امام علی(ع) نیز در پاره‌ای از سخنانش به روایات خاصف‌النعل استناد[۶۳] و بدین زمینه افتخار میکرد.[۶۴] به عنوان مثال، احمد بن علی طبرسی محدث و متکلم شیعه در قرن ششم قمری، در کتابش، الاحتجاج به گزارشی پرداخته که امام برای ثابت حقانیت خویش در پیکار جمل به‌این مورد تمسک جسته میباشد.[۶۵]

انگیزه استعمال از کنیه
بیان شده ادله به کار گیری رسول اسلام(ص) از تعبیروتفسیر خاصف‌النعل برای امام علی(ع)، علامت دادن نقط ی اوج تواضع امام با وجود مقام ویژه و رابطه مجاورت وی با فرستاده اسلام(ص) بود. طبق این حرف، رسول به‌شکل غیرمستقیم عموم را به رهبری فردی که از خصوصیت تواضع برخوردار‌است، رهنمون تشکیل داد.[۶۶] بعضی معتقدند که به کارگیری از تفسیر تازه به‌مکان اسم دارای اسم و رسم، باعث ماندگاری آن در یادها میشود و رسول با استعمال از تعابیر مختلف برای معرفی امام علی(ع)، قضیه را برای ماندگاری بیشتر وی در ذهن ها عموم آماده نمود؛ چنان‌که استعمال فرستاده از تعبیروتفسیر ابوتراب برای علی(ع) در همین راستا بوده میباشد.[۶۷]

در نظم و شعر

کتاب علیٌ(ع) خاصفُ نَعلِ النَّبی(ص)
احادیث خاصف‌النعل در اشعار شاعران در طی تاریخ رفلکس داشته میباشد.[۶۸] به عنوان مثال سید حِمیَری، [۶۹] ابوعلویه اصفهانی، سید مهدی بحرالعلوم و سایر افراد در اشعارشان، به حدیث خاصف‌النعل اشاره کرده‌[۷۰] یا این که از تیتر خاصف‌النعل به‌تیتر لقبی برای امام علی(ع) حافظه کرده‌اند.[۷۱] کتاب‌های گوناگونی به نقل این اشعار پرداخته‌اند.[۷۲]

تک‌نگاری
کتاب «علیٌ(ع) خاصفُ نَعلِ النَّبی(ص) و قراءةٌ فی رُموزِ الْحدیث و معانیه» به لهجه عربی، نوشته ماجد عطیه میباشد. مولف با بیان حدیث نبوی خاصف‌النعل، در ادامه ثابت امامت و خلافت بلافصل، امام علی(ع) میباشد.[۷۳]
نقطه نهایی‌طومار‌ ارشد با تیتر «ثابت امامت بلافصل امیرالمومنین(ع) در حدیث مقاتله (خاصف‌النعل)، با تأکید بر طریق علامه میر حامد حسین» نگاشته گردیده که به اعتبارسنجی و دلالت‌سنجی حدیث پرداخته میباشد.[۷۴]
نوشته ی علمی‌ای با تیتر «معناکاوی قصه‌های مبارزه تأویل» به تحقیق معنای ظریف تأویل در قصه نزاع خاصف‌النعل برای تأویل قرآن پرداخته میباشد.[۷۵]

بازدید : 24
يکشنبه 14 ارديبهشت 1404 زمان : 11:15


علی قُدّوسی (۱۳۰۶-۱۳۶۰ش) روضه خوان شیعه و از مبارزان علیه حکومت پهلوی. او از مؤسسان و مدیران مکتب علمیه حقانی بود. همینطور او بنیانگذار مدرسه توحید بود که بعداز انقلاب اسلامی کشور ایران تبدیل به حوزه علمیه خواهران شد. شاگردان و تربیت‌شدگان مکتب زیر رئیس وی سمت‌ها و مسئولیت‌های مهمی را پس از انقلاب به ذمه گرفتند. پس از انقلاب اسلامی، دادستان انقلاب شد. در جریان بمب‌گذاری دادگستری در ۱۴ شهریور ۱۳۶۰ش به شهید شدن رسید. او داماد علامه طباطبایی میباشد. یکی فرزندان قدوسی در نبرد جمهوری اسلامی ایران و عراق به شهید شدن پک پذیرایی ترحیم مشهد رسید.

معاش طومار و تحصیلات
علی قدوسی در ۱۲ مرداد سال ۱۳۰۶ش در نهاوند چشم به جهان گشود. پدرش آخوند ملااحمد از روحانیان حوزه‌ بود که کارها فقهی عموم نهاوند و نواحی گوشه و کنار آن را اداره میکرد. قدوسی مقدمات علم آموزی را در مدرسه‏‎منزل و نزد بابا فراگرفت و بعد از آن وارد دانشسرا‏‌های نو شد. در سال۱۳۲۱ و در پانزده سالگی برای ادامه علم آموزی به قم مسافرت کرد.[۱]

قدوسی درس‌‏های مقدمات و سطح حوزه علمیه را از اساتید مانند محمد صدوقی فراگرفت و در درس بیرون آیت ‏الله بروجردی و امام خمینی کمپانی کرد و در سال۱۳۴۱ به اجتهاد رسید. قدوسی یار و همدم مرتضی مطهری و سید محمد حسینی بهشتی در درس علامه طباطبایی حاضر میشد. طباطبائی به وی عشق داشت و اورا به دامادی خویش عهده دار شد و دخترش، نجمه سادات طباطبایی را به عقد ازدواجش درآورد.[۲]

کار‌های سیاسی-مذهبی
قدوسی در جریان ملی شدن صنعت نفت در سال۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ش با سید ابوالقاسم کاشانی همیاری و با فداییان اسلام نیز رابطه برقرار کرده و از حامیان نواب صفوی بود. او در‌‌ به عبارتی سال‏‌ها، فراگیری‏‌های نظامی را در بخشها کوهستانی طی کرد. او همینطور در نهاوند در مقابل عمل‌های حزب گردآوری جناح‌گیری کرد.[۳]

قدوسی از هوا داران نهضت امام خمینی بود، او عضو گروهی از مدرسین حوزه بود که آنگاه‌ها به تیم یازده نفری موسوم شدند. این شرکت برای نزاع با رژیم پادشاه، اصلاح آموزش و پرورش حوزه و ساخت و ساز تحرک در شخصیت‏‌های جنگ جو، شغل میکرد، در فروددین ماه ۱۳۴۵ش، شالوده‏‎طومار دسته به ‏دست ساواک زمین‌خورد و اعضای آن پایین تعقیب قرار گرفتند. قدوسی هم که مسئولیت داده ها و خبر ها این سازمان را ذمه ‏‌دار بود، بازداشت و همپا آیت‏ الله ربانی شیرازی در زندان قزل ‏قلعه زندانی و شکنجه شد.[۴]

تأسیس مکتب حقانی
قدوسی بعد از آزادی از زندان به قم رفت و یاروهمدم سید محمد حسینی بهشتی کوشید با محافظت اصالت‏‌های حوزه و توکل بر امتیاز‌ها و خصوصیت‏‌های این نظام، اپ‌‏های جدیدی پیاده سازی نماید. اپلیکیشن‏‌ریزی ظریف، به کار گیری از طریق‏‎های بها‏‎یابی، امتحان‏‌های منظم و پژوهش بدون واسطه بر متن ها درسی، مثلا اپلیکیشن‌‏های وی درین راستا بود. اینگونه تفکری به تأسیس مکتب حقانی در سال ۱۳۳۹ش انجامید.[۵] شاگردان تربیت گردیده این مکتب پس از انقلاب نقش ویژه ای در ساخت و ساز و اداره برخی از نهادها دارا‌هستند.[۶]

احداث مدرسه توحید
از کار‌های دیگر آیت‏ الله قدوسی برای شناخت بانوان با اعتقادات و مبانی فکری اسلام، تأسیس «مدرسه توحید» در سال ۱۳۵۲ش بود. مدرسه توحید در حین سال‌های قبل از انقلاب با یادگرفتن اسلامی به زنان توانست نیروهایی را تربیت نماید که در بسیج زنان برای تحقق انقلاب نقش داشتند. بعداز انقلاب این راس تبدیل به حوزه علمیه خواهران شد.[۷]

دادستان انقلاب

قدوسی در کنار آیت‌الله خامنه‌ای
قدوسی در شروع ورود امام ‏خمینی به کشور ایران، یکی‌از اعضای فعال کمیته استقبال بود. عضویت در شورای خوب قضایی و دادگستری مجموع انقلاب، از مسئولیت‌هایی بود که پس از انقلاب برعهده او گذارده شد. وی آئین‌طومار دادگاه‌های انقلاب را نوشت و بعضی از نیروهای معتقد به انقلاب را وارد سیستم قضایی کرد.[۸] وی همینطور برای تغییرات در وزارت فرهنگ وتمدن طرح‌هایی ارائه کرد.

شهیدشدن
قدوسی روز شنبه ۱۴ شهریور سال ۱۳۶۰ش بر تاثیر انفجار بمبی در دادگستری به شهید شدن رسید. پیکر وی بعداز تشییع در طهران به قم منتقل و در بقعه حضرت معصومه(س) دفن شد. امام خمینی شهید شدن اورا تسلیت اذعان کرد.[۹]

پانویس
رجایی‌نژاد، همراه قدوسیان و بانی نظم نوین حوزه، ۱۳۹۴ش، شماره ۱۸۳؛ زمان کودکی و معاش خانوادگی شهید آیت‌اللّه قدوسی، خبرنامه پیام زن، ۱۳۸۱ش، شماره ۱۲۶.
رجایی‌نژاد، همراه قدوسیان و بانی نظم نوین حوزه، ۱۳۹۴ش، شماره ۱۸۳؛ روزگار کودکی و معاش خانوادگی شهید آیت‌اللّه قدوسی، خبر نامه پیام زن، ۱۳۸۱ش، شماره ۱۲۶.
عده ای از محققان‌، باغ ابرار، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۸۶۱.
عده ای از محققان‌، باغ ابرار، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۸۶۱.
زمانه کودکی و معاش خانوادگی شهید آیت‌اللّه قدوسی، روزنامه پیام زن، ۱۳۸۱ش، شماره ۱۲۶.
رجایی‌نژاد، همدم قدوسیان و بانی نظم نوین حوزه، ۱۳۹۴ش، شماره ۱۸۳.
باغ ابرار، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۸۶۱.
خبرنامه گلبرگ، ۱۳۸۱ش، شماره۳۲.
ترور دادستان انقلاب به وسیله یک کارمند، خبرگزاری ایسنا.
منابع

بازدید : 14
پنجشنبه 11 ارديبهشت 1404 زمان : 11:22


سید اَسَدُالله مَدَنی (۱۲۹۳ -۱۳۶۰ش) شیخ شیعی و امام آدینه تبریز. او از مبارزین سیاسی قبل از انقلاب اسلامی کشور‌ایران بود که چند دفعه به‌دست رژیم پهلوی به شهرهای متفاوت تبعید شد. بعداز انقلاب، نماینده عموم همدان در مجلس خبرگان قانون اساسی ایران بود. مدنی نماینده امام خمینی در همدان و امام آدینه آن شهر بود و سپس‌ها همین مسئولیت را در تبریز بر ذمه گرفت. مدنی در جریان برگزاری نماز آدینه، به‌دست سازمان مجاهدین کردار کشور‌ایران، ترور شد. در کشور ایران، او‌را از شهدای محراب می خوانند. مدفن وی در قم و در بقاع حضرت معصومه(س) پک پذیرایی ترحیم مشهد قراردارد.

معاش‌طومار و تحصیلات
سید اسدالله مدنی در سال ۱۲۹۳ش، در آذرشهر از توابع تبریز چشم به جهان گشود[۱] در چهار سالگی مامان و در ۱۶ سالگی بابا را که آقا میر علی اسم داشت از دست بخشید.[۲] علم ها مقدماتی فقهی را نزد میرزا محمد حسن منطقی و میرزا محسن میرغفاری از علمای آذرشهر آموخته و برای ادامه تحصیلات عازم حوزه علمیه قم شد.[۳] اسدالله مدنی دورس سطح حوزه را نزد سیدمحمدرضا گلپایگانی و سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی[۴] و فلسفه، عرفان‌ و خلق‌ را از امام خمینی فراگرفت[۵] و بعد در درس بیرون فقه و اصول سید محمد حجت کوه‌کمری[۶] و سید محمدتقی خوانساری حاضر شد.[۷]

بعد در سال ۱۳۲۳ هجری خورشیدی برای ادامه علم آموزی، به نجف مسافرت کرد.[۸] و از درس بیرون فقه و اصول سید محسن حکیم، سید عبدالهادی شیرازی، سید ابوالقاسم خویی و امام خمینی سود جست.[۹]

مدنی در حوزه علمیه نجف در کنار علم آموزی، درس دادن می کرد.[۱۰] کفایه، رسایل، مکاسب و درایه برای مثال دروس و کتاب هایی بود که او درس دادن کرد. به گفته حقیقت کاشانی، شاگردان متعددی در درس اسدالله مدنی حاضر می‌شدند.[۱۱] سید اسدالله مدنی با اینکه از سید ابوالقاسم خویی،[۱۲] سید محسن حکیم، حجت کوه کمری و خوانساری اذن اجتهاد داشت[۱۳] ولی معتقد بود که کلیه می بایست از امام خمینی تاسی نمایند.[۱۴]

شهید شدن
سید اسدالله مدنی در ۲۰ شهریور سال ۱۳۶۰ش بعداز اتمام مراسم نماز آدینه با ترور سازمان مجاهدین خوی کشور ایران، به شهید شدن رسید[۱۵] و در ۲۱ شهریور پیکر وی در تبریز و قم، تشییع و در بقاع حضرت معصومه(س) به‌خاک امانت شد.[۱۶] امام خمینی در پیامی او را شخصیتی دانست که عمری را در تهذیب نفس و سرویس به اسلام و تربیت مسلمان ها و مجاهده در رویکرد حق علیه فسخ سپری کرد و جز درباره سرویس به اسلام و مسلمان ها نمی‌اندیشید.[۱۷] سال‌ها قبل از شهید شدن در دانا رؤیا سیدالشهدا به وی فرموده بود «یا این که بُنیَّ اَنْتَ مَقْتُولٌ» «ای فرزندم! تو کشته می‌شوی» .مدنی بعد از این خواب هم به سیادت و هم به شهیدشدن خودش اعتقاد و باور پیدا کرده بود.[۱۸]

کار‌های سیاسی و اجتماعی
شهید مدنی مبارزات سیاسی و اجتماعی خویش را از روزگار علم آموزی در قم استارت کرد و در او‌لین کار‌های خویش مدتی‌ به‌ محل تولد‌ خویش آذرشهر رجوع‌ و علیه‌ نفوذ اقتصادی‌، اجتماعی‌ بهائیان‌ در آذرشهر سخنرانی‌هایی‌ کرد که‌ به‌ اخراج‌ بهائیان‌ از شهر سبب شد. به‌دنبال‌ آن‌ شهربانی‌ آذرشهر او‌ را مدتی‌ به‌ همدان‌ تبعید کرد.[۱۹]
وقتی‌ که‌ سید مجتبی نواب صفوی برای‌ اعدام‌ احمد کسروی‌ به‌ کشور ایران‌ می‌آمد، آیت‌الله‌ مدنی‌ اندوخته‌ای‌ را که‌ برای‌ خرج‌ ازدواجش‌ کنار نهاده‌ بود، به‌ نواب‌ بخشید.[۲۰]
در دورۀ زمامداری‌ جمال‌ عبدالناصر در مصر، مدنی‌ در رأس‌ هیئتی‌ از علمای‌ اهل ایران‌ حوزه علمیه نجف برای‌ افشاگری‌ علیه‌ دولت‌ کودتای‌ فضل و ادب‌الله زاهدی‌ به‌ آن‌ مرز و بوم مهاجرت کرد.[۲۱]
در ۵ مرداد سال ۱۳۴۱شمسی او‌ از عراق وارد همدان‌ شد و در جریان‌ اعتراض‌ به‌ ثبت‌ لایحه‌ انجمن‌های‌ ایالتی‌ و ولایتی‌ در سخنرانی‌ خویش در مسجد جامع‌ همدان‌، عموم‌ این‌ شهر را به‌ حفاظت‌ از مبارزات‌ حوزه علمیه‌ قم‌ فراخواند[۲۲] و در کنار بقیه علمای‌ همدان‌ تلگراف‌ اعتراض‌آمیزی‌ نسبت‌ به‌ ثبت‌ این‌ لایحه‌ به‌ اسدالله دانش‌ مخابره‌ کرد[۲۳]
پس‌ از درگذشت آیت‌الله سید محسن طباطبائی حکیم، مرجعیت آیت الله‌ خمینی‌ را در همدان‌ مطرح‌ کرد؛ به‌طوری‌ که‌ ساواک‌ گزارش‌ اعطا کرد او‌ بیش‌ از یک‌ سوم‌ همسایه‌ همدان‌ را تقلید کننده امام‌ کرده‌ میباشد‌. رفت‌وآمدهای‌ او‌ به‌ همدان‌ و نجف‌ تا اوایل‌ سال‌ ۱۳۵۰ش ادامه‌ پیدا کرد و درین‌ فرصت‌ به‌ دعوت‌ عموم‌ و روحانیون‌ شهر خرم‌آباد به‌ آن شهر رفت.[۲۴]
سیداسدالله مدنی عمل‌ خویش را در خرم‌آباد با درس دادن‌ درس بیرون در حوزۀ علمیۀ کمالوند[یادداشت ۱]استارت کرد و بعداز مدتی سرپرست این مکتب شد. با سپری شد‌ فرصت‌ اندکی‌ به‌ تیتر‌ نماینده قانونی‌ تام‌الاختیار امام‌ خمینی‌ و نمایندۀ وی‌ به‌ روحانیان‌ و عموم‌ خرم‌آباد معرفی‌ شد. با ادامۀ سخنرانی‌های‌ سیاسی مدنی‌، در مهر ۱۳۵۴ از ساواک‌ طهران‌ به‌ ساواک‌ لرستان‌ دستوری‌ ابلاغ‌ شد که‌ او‌ به‌ مقطع‌ سه‌ سال‌ به‌ منطقۀ نورآباد ممسنی‌ اعزام‌ خواهد شد و مجددا در مرداد ۱۳۵۶ محل تبعید او به گنبدکاووس تغییر و تحول پیدا میکند. به جهت بیماری وی، کمیسیون امنیت اجتماعی خرم ‌آباد محل تبعید او را از مرداد ۱۳۵۷ به شهرستان مهاباد تغییر تحول میدهد.[۲۵]
با محاصرۀ خانه‌ امام‌ خمینی‌ در مهر ۱۳۵۷ در نجف‌ او‌ یار‌ جمعی‌ از روحانیون‌ تبعیدی‌ با صدور اعلامیه‌ای‌ به‌ این‌ مبادرت‌ رژیم‌ بعثی‌ عراق اعتراض‌ نمود.[۲۶]
اوایل‌ دی‌ ۱۳۵۷ش بین استقبال‌ عموم‌ همدان‌ وارد این‌ شهر شد و رهبری‌ مبارزات‌ ضد رژیم‌ عموم‌ را بر ذمه ‌ گرفت‌. در ۲۱ بهمن‌ سال‌ ۱۳۵۷ش که‌ لشکر ۸۱ زرهی‌ کرمانشاه‌ برای‌ سرکوبی‌ عموم‌ انقلابی‌ به‌ سمت‌ طهران‌ به‌ تکان‌ درآمد، با فرمان او‌ عموم‌ کفن‌پوش‌ همدان‌ با دست‌ خالی‌ خلال‌ نثار‌ شماری‌ شهید، از تکان‌ تانک‌ها خودداری‌ کردند[۲۷]

بازدید : 15
چهارشنبه 10 ارديبهشت 1404 زمان : 15:48


ارتباط موفقیت با دیگر مفاهیم
در باره نسبت موفقیت با بقیه مفاهیم نیز در کتابهای کلامی اختلافاتی می‌باشد. برخی پاکی را قسیم موفقیت[۵۲] و برخی عین آن[۵۳] دانسته‌اند. همینطور گاهی در مقابل خذلان، به مکان موفقیت، نصرت به فعالیت رفته میباشد.[۵۴] گاهی موفقیت تقسیم بندی گردیده و از موفقیت عام و خاص حرف به بین پک پذیرایی ترحیم مشهد آمده میباشد.[۵۵]

در باره نسبت موفقیت و هدایت نیز مشاجره شد‌ه‌است، به عنوان مثالً ابن قیم جوزیه[۵۶] گفته میباشد هدایت سه رتبه دارااست: مرتبة نخستین، هدایت تکوینی عمومی میباشد که مشتمل بر همگی موجودات اعم از آدم و غیر آن میباشد. درجه دوم، هدایت تشریعی میباشد که به معنای ارائه طرز میباشد و کلیه بشر‌ها از آن برخوردارند. سکو سوم، هدایت خاصه یا این که هدایت موفقیت میباشد که به معنای حصول به مناسب میباشد و قسمت عده ای میشود که با حُسنِ گزینش خویش بر تاثیر هدایت تشریعی آفریدگار، حق را پذیرفته و به آن کار کرده باشند. معبود به اینگونه افرادی موفقیت می دهد تا سایر راه و روش را به سادگی طی نمایند و این موفقیت فیض کار آنهاست. به تعبیروتفسیر ابن قیم جوزیه[۵۷] موفقیت نیازمند دو فرمان میباشد: فعل رب یا این که «هُدی» و فعل مخلوق یا این که «اهتداء».

هر یکسری موفقیت در اصلً مفهومی کلامی میباشد که متکلمان درباره آن به گفت و گو پرداخته‌اند، گاهی در اثر ها فلاسفه اسلامی نیز به آن اشاره شد‌ه‌است. به عنوان مثالً، صدرالدین شیرازی در المبدأ و المعاد آورده میباشد که انوار و تاریکی قلب باعث‌های مختلفی دارا‌هستند. در عرف شریعت آنچه روح شخص را به نه رهنمون می گردد مَلَک و آنچه به شر سوق میدهد شیطان نامیده می شود. موفقیت آن لطفی میباشد که قلب با آن مُهیّای قبول مَلَک می شود و اِغوا و خِذلان امری میباشد که قلب با آن مهیای قبول وسوسه‌های شیطان میشود. [۵۸]
تَکْلیفِ مالایُطاق، اصطلاحی میباشد کلامی به معنای واجب کردن تکلیفی از سوی معبود بر فرد مکلّف که توانگری جاری ساختن دادن آن را ندارد. اشاعره به قابلیت و امکان اینگونه تکلیفی معتقدند و در مقابل، معتزله و امامیه معتقدند این تکلیف از نگاه عقلی، ممکن وجود ندارد.

تعریف‌و‌تمجید اصطلاح و رده
روضه خوان طوسی تکلیف ما لایطاق را عمل و تکلیفی دانسته که برای انجامش ندادنش عذری باشد خواه آن عذر و بهانه، نداشتن توانگری و اقتدار اجرا آن کارباشد یا این که نداشتن دانش به تکلیف و یا این که نبودن خداوندی که دستور تکلیفی را صادر نماید، او کل این مورد ها را در قبیح بودن تکلیف یکسان دانسته میباشد. [۱] [یادداشت ۱] این سوال که آیا میتوان پروردگار تکلیف مالایطاق نماید یا این که خیر، یک کدام از دعوا‌های فرعی سوژه کلی تکلیف در دانش حرف میباشد. این مورد به مباحثی زیرا دانش و عدل‌ الهی، حسن و قبح، تکلیف و یارا بشر مربوط میباشد و هر کدام از تیم‌های کلامی، نظری در‌این قضیه داده میباشد.

دعوا تکلیف مالایطاق در مباحث صحبت اسلامی، بیشتراز هر موضوعی، متعلق به نگاه فرد نسبت به قضیه وسع و توانگری بشر در جاری ساختن افعال خویش میباشد و رابطه متعددی با مورد عدل الهی دارااست. با وجود اینکه کل متکلمان معتقدند که بشر در هنگام ایفا یک شغل نسبت به ایفا آن بضاعت داراست، ولی اختلاف حیث آن ها در‌این میباشد که آیا پیش از استارت آن فعالیت نیز نسبت به ایفا آن فعالیت توانگری داراست یا این که تنها هنگام جاری ساختن آن عمل، از سوی معبود توان اجرا آن عمل در وی ساخت و ساز می‌گردد.

فی مابین فرقه‌های کلامی متفاوت اسلامی، ۳ فرقه اشاعره، معتزله و امامیه، بیش تر از بقیه افراد به مشاجره دربارۀ این مورد پرداخته‌اند.

حیث اشاعره
اشاعره معتقدند که به این شکل دستورهایی از جانب خدا روا میباشد و پروردگار میتواند به اجرا کاری فرمان بدهد که اجرا آن از اقتدار و توان آدم بیرون میباشد. عامل این اشخاص این میباشد که بضاعت و وسع بشر نسبت به امور و افعال خویش، هم زمان با اجرا آن شغل از جانب آفریدگار به وی داده میشود و پیش از ایفا آن فعالیت، هیچ توان بر انجامش ندارد. به این ترتیب، خدا می تواند به بشر امر بدهد کاری را جاری ساختن بدهد که اقتدار جاری ساختن آن را ندارد البته در به عبارتی وقتی که قصد انجامش را داشت، خودش بشر را حاذق نماید.[۲][۳][۴][۵][۶][۷][۸][۹]

اشاعره برای ثابت تایید صلاحیت تکلیف مالایطاق دو گروه برهان نقلی و عقلی ذکر کرده‌اند.

ادله نقلی
به نظریه این اشخاص، اینکه در قرآن کریم و مهربان به کافران امر داده گردیده که ایمان بیاورند، خودش مثال‌ای از تکلیف مالایطاق میباشد، چون کافر پیش از اینکه ایمان بیاورد، نمی‌تواند حرف حق را بشنود و آن را بپذیرد. صرفا بعد از ایمان آوردن میباشد که میتواند حرف حق را بپذیرد و پیش از آن نمی‌تواند.[۱۰][۱۱] در نشانه‌ها قرآن مهربان نقل شده که آنها نمی‌توانند کلام حق را بشنوند:

... ما كانُوا يَسْتَطيعُونَ السَّمْعَ... (ترجمه:...خیر دیگر اقتدار شنوایی برایشان میماند...)[هود–۲۰]

... وَ كانُوا لا يَسْتَطيعُونَ سَمْعاً (ترجمه:... و بضاعت و توان شنیدن کلام حق را نداشتند)[کهف–۱۰۱]

و نیز آورده شده میباشد که آن ها نمی‌توانند ایمان بیاورند:

إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُون (ترجمه:... در واقعیت افرادی که بی دینی ورزیدند- چه آنها را بترسانی و بیم دهی، چه بیم ندهی- برایشان یکسان میباشد. آن‌ها ایمان نخواهند آورد)[بقره–۶]

به لحاظ اشاعره اگرچه خداوند بشر کافر را ملزم نموده است که ایمان بیاورد، البته در آیاتی که اورده شده، آفریدگار فرموده میباشد که آن‌ها توان ایمان آوردن ندارند.

بدین ترتیب، ملزم کردن آنها به ایمان آوردن، نوعی تکلیف مالایطاق میباشد.

استدلال عقلی
فخر رازی برای ثابت روا بودن تکلیف مالایطاق، یک استدلال عقلی ارائه نموده است. این برهان بر طبق دانش مطلق معبود معبود میباشد. وی ذکر می‌نماید که:

خدا در قرآن ذکر کرده که کافران نمی‌توانند ایمان بیاورند؛[۱۲]
در شرایطی که ایمان آوردن کافر ممکن باشد، یعنی معبود به‌این زمینه با خبر نبوده و خبر اشتباهی داده میباشد؛
دانش معبود محدودیت ندارد و نسبت به کلیه کارها باخبر میباشد؛
معبود به کافران امر داده که ایمان بیاورند؛
در فیض:آفریدگار میتواند به آدم دستوری بدهد که در حد وی وجود ندارد و تکلیف مالایطاق میباشد.[۱۳]
پانویس

بازدید : 18
سه شنبه 9 ارديبهشت 1404 زمان : 10:36


مسجدُ الْحَمراء از مساجد دیرین شهر کوفه میباشد که به‌جهت انتساب به گروهی از ایرانیان مسلمان به اسم حمراء، اینگونه کنیه گرفته میباشد. امام علی(ع) در آن نماز خوانده و مبتنی بر برخی احادیث، جزو چهار مسجد اساسی کوفه میباشد. این مسجد در طی تاریخ، رها شده و به خرابه تبدیل گردیده بود؛ البته امروزه در حالا تجدید پک پذیرایی ترحیم مشهد بنا میباشد.

معرفی و رده
مسجد الحمراء از مساجد دیرین شهر کوفه میباشد که تشکیل داد آن به قرنها نخستین هجری گشوده می شود.[۱] مسجد حمراء، در شرق مسجد کوفه، کنار رود فرات در بین نخلستان‌ها واقع گردیده‌ میباشد.[۲] در برخی از احادیث آمده‌ میباشد که امام علی(ع) درین مسجد نماز خوانده میباشد.[مستلزم منبع] همینطور این مسجد را یکی چهار مسجد اصلی شهر کوفه دانسته و فرموده‌: «مسجد الحمراء در مکان بستانی میباشد که قبر برادرم، یونس بن متی، در آنجاست».[۳][منبع بهتری نیاز میباشد] درون مسجد، محرابی وجود دارااست که به نقل تاریخ‌نگاران، محل نماز قرائت امام علی(ع) میباشد.[۴] برخی از مورخان معتقدند که مرقد منسوب به حضرت یونس(ع) درین مسجد جای‌دارد.[۵][منبع بهتری نیاز میباشد] اما بیشتر مورخان مسلمان, جای دفن او‌را در ناحیه نینوا در شمال عراق دانسته‌اند و اکنون زیارتگاهی برای وی در شهر موصل وجود داراست.[۶]

عامل اسم‌گذاری
مسجد الحمراء در کوفه منتسب به اسم گروهی از ایرانیان با اسم حمراء میباشد که به آئین اسلام روی آورده و از مرزوبوم دیلم به کوفه مسافرت کردند.[۷] به نقل منابع تاریخی، خلیفه دوم در طومار‌اش به فرماندهان عرب گفت که آن‌ها را به بقیه موالی ملحق نمایند؛ البته امام علی(ع) این مجموعه از ایرانیان را با دیگر اعراب بومی کوفه متساوی قرار اعطا کرد.[۸]

ساختمان مسجد
مسجد الحمراء در حین تاریخ به خرابه‌ای تبدیل شد؛ تا اینکه در سال ۱۳۱۲ق، دیواره‌ها و ساختمان آن تعمیر و تجدید بنا شد.[۹] در سال ۱۳۴۲ق نیز به‌کوشش عموم و هزینه فردی به اسم حاج عبدالکریم دیوان، مناره‌ای برای مسجد ساخته شد.[۱۰] امروزه بقایای مانده از بنای دیرین مسجد در باطن فضای نو مسجد قرار داده گردیده‌است.[۱۱]

پانویس
ابن‌فقید، مختصر کتاب البلدان، ۱۴۱۶ق، ص۲۱۱.
علوی، عراق (راهنمای مصور، مسافرت زیارتی)، ۱۳۹۷ش، ص۳۵۰-۳۵۱.
قائدان، عتبات عالیات عراق، ۱۳۸۳ش، ص۹۰.
علوی، عراق (راهنمای مصور، سفرزیارتی)، ۱۳۹۷ش، ص۳۵۰-۳۵۱.
علوی، عراق (راهنمای مصور، مهاجرت زیارتی)، ۱۳۹۷ش، ص ۳۵۰-۳۵۱.
ابن‌عالم، مختصر کتاب البلدان، ۱۴۱۶ق، ص۲۱۱.
ابن‌فقید، مختصرالبلدان، ۱۹۶۷م، ص۱۷۱.
ابن‌فقید، مختصرالبلدان، ۱۹۶۷م، ص۱۷۱.
علوی، عراق (راهنمای مصور، سفرزیارتی)، ۱۳۹۷ش، ص ۳۵۰-۳۵۱.
طریحی، العتبات المقدسة فی الکوفة، ۱۴۰۶ق، ص۱۴۰-۱۴۱.
علوی، عراق (راهنمای مصور، سفرزیارتی)، ۱۳۹۷ش، ص۳۵۰-۳۵۱.
منابع
ابن‌عالم، احمدبن محمد، مختصر کتاب البلدان، بیروت، فقید الکتب، ۱۴۱۶ق.
طریحی، محمدسعید، العتبات المقدسة فی الکوفة، بیروت، دارالکتبی للمطبوعات، ۱۴۱۶ق.
علوی، سید احمد، عراق (راهنمای مصور، سفرزیارتی)، معنی کننده حسین انصاریان، قم، دارای شهرت، ۱۳۹۷ش.
قائدان، اصغر، عتبات عالیات، طهران، مشعر، ۱۳۸۶ش.
نبو
عراق
شهرها و بخشها
فی مابین النهرین • نجف • کربلا • سامرا • کاظمین • حله • بغداد • بصره • کوفه • اربیل • نخیله • حوأب • دجیل • جزیره • ذی‌قار • کناسه کوفه • کرخ
شخصیت‌ها
سید محسن حکیم • سید محمدباقر صدر • سید محمد صدر • بنت‌الهدی صدر • سید محمدباقر حکیم • سید محمدسعید حکیم • سید عبدالعزیز حکیم • سید عمار حکیم • سید محمدمهدی حکیم • سید یاسین موسوی • سید مقتدی صدر• نوری مالکی • ابراهیم جعفری • حیدر عبادی • باقر شریف قرشی • احمد وائلی • ابومهدی المهندس • صدام حسین
جای ‌های زیارتی
مقبره امام علی • بقاع امام حسین • بقعه کاظمین • مقبره عسکریین • آرامستان وادی‌السلام • مقبره حضرت عباس(ع) • مرقد طفلان مسلم • سرداب مقدس • مرقد حر بن یزید ریاحی • رده صافی‌صفا • منزل امام علی(ع) در کوفه
احزاب و تیم‌ها
حزب الدعوة الاسلامیة • مجلس اعلای اسلامی • ترکمانان • کردهای فیلی • شبک‌ها • بستگان حکیم • جیش المهدی • خویشاوندان صدر • جماعة العلماء فی النجف الاشرف • سازمان بدر • حشد الشعبی • حزب بعث عراق • کتائب حزب‌الله عراق • عصائب اهل الحق • کتائب سیدالشهداء عراق • مقاومت اسلامی نجباء
مساجد
مسجد کوفه • مسجد سهله • مسجد براثا • مسجد حنانه • مسجد هندی • مسجد روحانی انصاری • مسجد روحانی طوسی • مسجد الخضراء • مسجد صعصعة بن صوحان • مسجد زید بن صوحان • مسجد عمران بن شاهین • مسجد الحمراء • مسجد جامع بصره
مرکزها علمی و کتابخانه‌ها
حوزه علمیه نجف • حوزه علمیه بغداد • حوزه علمیه حله • حوزه علمیه کربلا • حوزه علمیه سامرا • کتابخانه علامه امینی • کتابخانه حکیم • مکتب علمیه آیت‌الله بروجردی • کتابخانه بقاع امام علی • مکتب آخوند • مکتب سید یزدی • مکتب خلیلی • مکتب شربیانی • فهرست مدرسه های علمیه نجف • مکتب قوام • جامعة النجف الدینیة • مکتب غرویه • مکتب قزوینی • مکتب ایروانی • مکتب بخارایی
رویدادهای اصلی
پیکار جمل • نزاع نهروان • صلح امام حسن(ع) • اتفاق کربلا • قیام مختار • قیام توابین • قیام زید بن علی • مبارزه جمهوری اسلامی ایران و عراق • تخریب بقعه امام حسین(ع) • تخریب بقاع عسکریین(ع) • کشتار دجیل
مطبوعات و رسانه‌ها
مجلة الاضواء • کانال العهد • کانال الاتجاه • کانال الغدیر • کانال الفرات • کانال النعیم • خبرنامه بیوت المتقین
قیام‌ها
انتفاضه شعبانیه • انتفاضه صفر • انقلاب ۱۹۲۰ عراق
متعلق
حائر حسینی • معاودین • عتبات عالیات • انجام مسجد کوفه • فهرست کتابخانه‌های نجف • عراق عرب • ستاد تجدید بنا عتبات عالیات • مدرسه کلامی بغداد • مدرسه حدیثی حله • موقوفه اود • روش العلماء
سوریه
نبو
مساجد
ایالات متحده عربی
مسجدالحرام • مسجدالنبی • مسجد قبا • مسجد شجره • مسجد ردالشمس • مسجد خیف • مسجد غدیر خم • مسجد قبلتین • مسجد تنعیم • مسجد الاجابة (مکه) • مسجد الاجابة (مدینه) • مسجد جن • مسجد غمامه • مساجد سبعه • مسجد حمزه (مدینه) • مسجد علی بن ابی‌طالب (مدینه)
عراق
مسجد کوفه • مسجد سهله • مسجد براثا • مسجد حنانه • مسجد روحانی طوسی • مسجد روحانی انصاری • مسجد هندی • مسجد الخضراء • مسجد صعصعه • مسجد زید بن صوحان • مسجد عمران بن شاهین • مسجد الحمراء • مسجد جامع بصره • مسجد جواهری
کشور ایران
مسجد جمکران • مسجد گوهرشاد • مسجد آقابزرگ کاشان • مسجد جامع اصفهان • مسجد امام اصفهان • مسجد حکیم اصفهان • مسجد سلماسی • مسجد روحانی لطف‌الله • مسجد جامع یزد • مسجد اعظم قم • مسجد امام حسن عسکری قم • مسجد سید اصفهان • مسجد امام خمینی • مسجد سید عزیز‌الله • مسجد کبود • مسجد نصیرالملک • مسجد جامع قم • مسجد جامع کرمان • مسجد ملک کرمان • مسجد ارک طهران • مسجد نماینده قانونی شیراز • مسجد کرامت • مسجد فیل • مسجد هدایت طهران • مسجد جامع عتیق شیراز • مسجد لرزاده • مسجد صاحب و مالک‌الامر تبریز • مسجد الجواد • مسجد جاوید • مسجد امین‌الدوله • مسجد ابوذر (طهران) • مسجد جلیلی • مسجد قبا (طهران) • مسجد جامع نارمک • مسجد فرط
فلسطین
مسجدالاقصی • مسجد صخره
سوریه، مصر، یمن و...
مسجد جامع اموی، مسجد قاضی مصر • مسجد جیوشی، مسجد امام علی صنعا • جامع الامام الصادق (بحرین)
مرتبط
مسجد • مسجد جامع • محراب • مناره • منبر • عمران مسجد • خبرگزاری شبستان • روز جهانی مسجد
نماز • مسجدالنبی
منزلت‌ها:

بازدید : 20
دوشنبه 8 ارديبهشت 1404 زمان : 10:37


اثرها و فتاوای خاص
شهید ثالث را تالیف کننده کتاب‌های متعددی دانسته‌اند.[۶۷] عیون الاصول،[۶۸] در اصول فقه[۶۹] منهج الاجتهاد[۷۰] در گستردن شرائع الاسلام،[۷۱] ملخص العقاید در دانش سخن،[۷۲] مجالس المتقین در دانش رفتار[۷۳] منهج الرشاد،[۷۴] و رساله‌هایی در مسئله نماز آدینه،[۷۵] عصمت و طهارت، نماز[۷۶] و روزه، نماز مسافر[۷۷] قضاء نمازها[۷۸] دیات[۷۹] و نماز و روزه قضا برای فوت شده ها[۸۰] به عنوان مثال اثر ها وی در مسئله‌های گوناگون دانسته پک پذیرایی ترحیم مشهد گردیده است.

ملامحمدتقی برغانی فتاوای خاصی داشت که برخی از آنان را خیره کننده و مخالف با اجماع قلمداد کرده‌اند.[۸۱] اورده شده وی معتقد به تایید صلاحیت غنا در سوگواری‌ها بود[۸۲] و به منزه بودن آب انگور پس از غلیان و پیش از رفتن دو ثلث باور داشت.[۸۳]

طرح عقیده ولایت دانا
محمدتقی برغانی بعداز فتح ولایات شمال جمهوری اسلامی ایران به وسیله ارتش شوروی و دخالت فرانسه و انگلستان در کارها داخلی مرز و بوم، عقیده ولایت فقید را مطرح کرد.[۸۴] اورده شده وی اولی فردی بود که ولایت دانا را مطرح و حکومت پادشاهی را نامشروع اظهار‌کرد.[۸۵] دربار فرمان روا، علمای تراز نخستین طهران را دعوت کرد و در حضور فرمان روا، ایده ها شرعی در این مورد ذکر شد و ملا محمدتقی عقیده رهبری فقیهان در بعد از ظهر غایب بودن کبرا را مطرح کرد و خواهان سلب سپردن سلطان و شاهزادگان شد.[۸۶] برادرش ملا محمدصالح نیز با تأیید بینش اخوی خویش به تبیین آن پرداخت.[۸۷] گروهی از علما سخنان وی را تأیید کردند؛ البته گرد‌همایی با مخالفت یکی علمای در حدود دربار، متشنج شد.[۸۸] بیان شده فتحعلی‌سلطان برای خودداری و رویارویی با این عقیده، مجتهد برغانی و برادرانش را به عراق تبعید کرد؛[۸۹] البته بعداز مدتی با میانجی گری جعفر کشف کننده‌الغطاء نزد فتحعلی‌فرمان روا، با رجوع آنان به کشور‌ایران به شرط عدم حضور در طهران موافقت شد. او شهر قزوین را محل معاش خویش قرار اعطا کرد.[۹۰]


صفحه های آخری کتاب مجالس المتقین برغانی که در آن صحنه شهید شدن وی هم نگارگری گردیده و هم تفصیل داده گردیده‌است. عکس از شبکه تلگرامی کتابخانه تخصصی اسلام و کشور‌ایران.
محمدتقی برغانی در سال ۱۲۵۳ق در بعد از ظهر سلطنت محمدشاه قاجار، حکومت بعد از ظهر خود را غیرشرعی و از دولت‌های ظالم قلمداد کرد و قائل به غصب زمام کارها کشور بوسیله حکومت شد.[۹۱]

شغل‌های اجتماعی
ملا محمدتقی برغانی شغل‌های فراوانی در قضیه‌های گوناگون اجتماعی داشت که برخی از آن ها عبارتند از:

جنگ با انحرافات مذهبی
یک کدام از دلایل آوازه ملا محمدتقی، واکنش تاریخی و قاطع وی با جریان شیخیه و در غایت بابیه بود. این قصه از رویدادها اساسی تاریخ کشور‌ایران و تشیع در بعدازظهر قاجار محسوب شد‌ه‌است.[۹۲]

روضه خوان احمد احسایی مؤسس فرقه شیخیه در هجرت خویش به جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۲۴۰ق، گزینه استقبال عموم شهرهای گوناگون قرار گرفت. بیان شده با مطرح شدن اذهان و عقاید انحرافی وی در مجامع فقاهتی و علمی، ملا محمدتقی سازه به درخواست گردآوری‌ای از علما، احسایی را به مناظره دعوت کرد که نتایج آن تکفیر احسایی از جانب برغانی بود.[۹۳] سید محمدمهدی، فرزند سید علی طباطبایی، محمدجعفر استرآبادی، ملا آقای دربندی، سید محمدحسین اصفهانی، سید ابراهیم موسوی قزوینی و محمدحسن نجفی از عالمانی بودند که به تاسی از برغانی، حکم به بی دینی احسایی نمودند.[۹۴]

فتوای مجتهد برغانی با‌گاز در جامعه اسلامی منعکس شدن یافت و منجر طرد و انزوای احسایی و طرفدارانش شد.[۹۵] احسایی ناگزیر جمهوری اسلامی ایران را به اراده مسافرت حج سوراخ کرد و بعد از چندی درگذشت.[۹۶] ملا محمدتقی بعداز مرگ احسایی، جانشین وی سید کاظم رشتی را نیز تکفیر کرد.[۹۷] آورده شده تا بعدازظهر حاضر شیعه‌ها امامی در کشور‌ایران، عراق و بقیه مرکز ها شیعه حتی‌د‌ر محل تولد احسایی از این فتوا تبعیت کرده‌اند.[۹۸]

او با پیدایش فرقه بابیه بر شدت نبرد خویش ادامه داد و با فتوای خویش آن‌ها‌را منحرف معرفی کرده و حکم به بی دینی آن‌ها اعطا کرد.[۹۹] اورده شده این فتوا تأثیر قابل توجهی در انزوای فرقه بابیه اجرا کرد.[۱۰۰]

برغانی از صوفیه دوران خویش نیز به شدت عیب گیری می کرد که‌این مورد باعث آزرده خیال شدن حاج میرزا آقاسی،‌ صدر اعظم محمدشاه قاجار شد و در صدد اخراج وی از جمهوری اسلامی ایران برآمد.[۱۰۱]

کمپانی در نبرد با شوروی
محمدتقی برغانی به یاروهمدم سید محمد مجاهد و علمای دیگر در نزاع کشور‌ایران و شوروی[۱۰۲] فی مابین سال‌های ۱۲۴۱ق تا ۱۲۴۳ق کمپانی کرد؛[۱۰۳] همین دستور منجر شد تا او‌را از علمای مجاهد قلمداد نمایند.[۱۰۴] وی در انتهای یکی‌از کتاب‌های خویش برای موفقیت ایرانیان در قبال شوروی که تبریز و نواحی آذربایجان را در چنگ گرفته بود، دعا کرد.[۱۰۵]

رئیس حوزه علمیه قزوین

مسجد شهیدی یا این که شهید ثالث در قزوین
محمدتقی برغانی مدتی مدیر حوزه علمیه قزوین را برعهده داشت. به اعتقادوباور برخی پژوهشگران، حوزه علمیه قزوین با همت وی به رویش و بالندگی رسید[۱۰۶] و تبدیل به یک مدرسه اساسی فکری در عالم تشیع[۱۰۷] و همینطور پیکار با استبداد و انحرافات مذهبی شد.[۱۰۸] وی نقش عمده‌ای در تکثیر فرهنگ و تمدن تشیع و مسلک اصولی داشت.[۱۰۹] سید جمال‌الدین اسدآبادی را از ثمرات حوزه علمیه قزوین و از شاگردان فکری قوم برغانی برشمرده‌اند.[۱۱۰]

تاسیس مسجد
ملا محمدتقی برغانی در طی حضور در عراق، مسجدی در کربلا تشکیل داد و به امام جماعت و پند عموم درگیر شد. این مسجد به مسجد برغانی آوازه داشت و بعد از شهادتش به مسجد شهید ثالث مشهور شد.[۱۱۱] برغانی، مسجد دیگری به اسم جامع صغیر نیز در قزوین تاسیس کرد که بعد از شهادتش، به مسجد شهیدی آوازه یافت.[۱۱۲]

پانویس
آزاد کشمیری، نجوم السماء، ۱۳۸۷ش، ج‌۱، ص۴۳۲؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج‌۹، ص۱۹۷.
زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج‌۶، ص۶۲-۶۳.
آقابزرگ تهرانی، طبقات أعلام الشیعة، ۱۴۳۰ق، ج‌۱۰، ص۲۲۶؛ استاد تبریزی، ریحانة الادب، ۱۳۶۹ش، ج۱، ص۲۴۷.
محبوبی اردکانی، چهل سال تاریخ جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۷۴ش، ج‌۲، ص۶۲۹.
دسته علمی موسسه امام راستگو(ع)، موسوعة طبقات الفقهاء، ۱۴۱۸ق، ج‌۱۳، ص۵۴۴؛ آقابزرگ تهرانی، طبقات أعلام الشیعة، ۱۴۳۰ق، ج‌۱۰، ص۲۲۶.
آزاد کشمیری، نجوم السماء، ۱۳۸۷ش، ج‌۱، ص۴۳۲.

بازدید : 26
شنبه 6 ارديبهشت 1404 زمان : 16:11


روح آدم واقعیت آدم و سرچشمه توان‌های وی که بیشتر متکلمان آن‌را جسم لطیفی از مال هوا دانسته‌اند که در اعضای تن جریان داراست. بعضی متکلمان و فیلسوفانِ مسلمان، روح و نفس ناطقه را یک کدام از دانسته‌اند؛ البته بعضی معتقدند خواسته از روح در بیشتر مشاجره‌های کلامی و فلسفی، روح بُخاری (واسطه بین تن دنیوی و نفس مجرد) میباشد. در قرآن ۲۱ رتبه از روح کلام آورده شده که آیه روح از مهمترین آنان پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد.

متکلمان و فیلسوفان مسلمان وجود روح انسانی را پذیرفته و بیشتر فیلسوفان و بعضی از متکلمان آن را غیرمادی و جدا از تن دانسته‌اند؛ البته عده ای از متکلمان و اهل حدیث و همگی دنیوی‌انگاران، منکر تجرد روح شدند. به گفته علامه مجلسی دلایل عقلی مسلم بر تجرد یا این که دنیوی بودن روح نیست و ظواهر آیه ها و احادیث دلالت بر دنیوی بودن آن دارا‌هستند. بعضا از پژوهشگران بر این باورند که واقعیت و حقیقت آدم به آنگاه روضه خوان اوست و تن فقط نقش وسیله و ابزار برای عمل‌های روح را داراست.

بقای روح بعد از مرگ را از معارف قرآن، اصول آیین و دینداری و از مسائل مسلم در فلسفه اسلامی دانسته‌اند؛ ولی روحانی موءثر، بقا و جاودانگی روح را با آیه ۲۶ و ۲۷ سوره الرحمن در تضاد و مغایرت دانسته و آن را حیث فیلسوفان ملحد و هوا داران تناسخ دانسته میباشد.

درباره روح کتاب‌های زیادی کتابت و منتشر شد‌ه‌است که «یسألونک عن الروح» تاثیر فخرالدین رازی، ‌«کتاب الروح» تاثیر ابن قیم جوزی، «اصالت روح از حیث قرآن» نوشته جعفر سبحانی به عنوان مثال آنهاست.

رده
روح، کلمه‌ای قرآنی، حدیثی و کلامی دانسته گردیده و در قرآن و تفاسیر، روایات و دانش حرف از آن حرف اورده شده میباشد.[۱] به گفته بعضا مفسران، در نشانه‌ها قرآن ۲۱ جايگاه[۲] از روح کلام بیان شده میباشد.[۳] آیه ۸۵ سوره اسراء مشهور به آیه روح «وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي‏...؛ و از تو درباره روح میپرسند بگو: روح از فرمان معبود اینجانب میباشد‏» مهم ترین آیه‌ای میباشد که بیشتر مفسران در مشاجره از روح به معنای روح انسانی، به آن استناد کرده‌اند.[۴] به گفته بعضی از دانشمندان فلسفه، التفات و قیمت روح به شایسته ترین وجه در قرآن مطرح گردیده و آیاتی که درباره آن نازل گردیده،‌ مطالبی ارائه نموده است که عقل آدم به تنهایی به آنان نمی‌رسید.[۵] به تقلید از نشانه‌ها، تفاسیر نیز به دعوا درباره روح در تحت آیه ها مرتبط پرداخته‌اند.[۶] در منابع روایی، ابواب و نصیب‌هایی به دعوا درباره روح و مباحث مربوط به آن تخصیص یافته میباشد.[۷]

بیان شده متکلمان متقدم مسلمان، اعم از شیعه و معتزله و اشاعره، در مباحث خویش قسمت مستقلی به روح تخصیص نداده‌اند؛ بلکه در پایین گفت و گو از حیات و واقعیت بشر درباره آن کلام گفته‌اند؛ ولی دعوا از روح، در اثرها متکلمانی زیرا غزالی، فخررازی، خواجه نصیرالدین طوسی، علامه حلی عنایت بیشتری یافت و فصل‌ها و حتی رساله‌های مستقلی درباره آن نگاشته شد.[۸] به گفته سید محمد خامنه‌ای، مدرس فلسفه اسلامی و مدیریت بنیاد حکمت اسلامی صدرا، در فلسفه بیشتر از نفس دعوا گردیده و روح مکان چندانی در فلسفه ندارد و باب مخصوصی نیز به آن تخصیص داده نشده میباشد.[۹] در فقه نیز راجع به‌های عصمت، نماز، کسب و کار و صید و ذباحه و دیات از روح دعوا گردیده‌است.[۱۰]

خواسته از واقعیت آدم، روح یا این که نفس وی دانسته گردیده[۱۱] و اورده شده روح، مایه برتری و تمایز آدم از دیگر حیوان ها و سرچشمه مجموع توانگری‌ها و شغل‌های وی به شمار می‌رود.[۱۲] در روایتی روح آدم از ملکوت و از اقتدار معبود شمرده شد‌ه‌است.[۱۳] در برخی آیه‌ها قرآن،[۱۴] روح انسانی به پروردگار اضافه گردیده‌است که آن را به دلیل شرافت و عظمت دادن به آن دانسته‌اند.[۱۵]

«وَ یسْئَلُونَک عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَ ما أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا»

از تو درباره روح سؤال می‌نمایند، بگو: روح از دستور معبود اینجانب میباشد، و جز اندکی از علم به شما داده نشده میباشد. ﴿سوره اسراء، آیه ۸۵﴾

باور به وجود روح را از باورهای کهن آدم و مرتبط با پنج هزار سال قبل از ولادت دانسته‌اند. مصریون،‌ هندی‌ها و چینی‌ها (رهروان آئین کنفسیوس) را برای مثال باورمندان به روح قبل از ولادت مسیح شمرده‌اند.[۱۶]

از روح، با واژگانی همانند دل،[۱۷] جان و جاری[۱۸] نیز خاطر شد‌ه‌است.

بازدید : 17
سه شنبه 2 ارديبهشت 1404 زمان : 11:29


زهره صفاتی (متولد ۱۳۲۸ش) معروف به بانو مجتهده صفاتی، از زنان شیعه اهل ایران دارنده جايگاه اجتهاد میباشد و بیشتر نوشته‌های وی درباره مباحث مربوط به زنان می‎باشد. خانواده و تحصیلات محمدحسن احمدی عالم و زهره صفاتی
زهره صفاتی، معروف به بانو مجتهده صفاتی، فرزند امیر و متولد ۱۳۲۸ش در شهرآبادان میباشد.[۱] همسر وی، محمد حسن احمدی عالم (۱۳۳۰-۱۳۸۹ش.) بود. صفاتی، بعد از گذراندن تحصیلات مدرسه‌منزل‌ای و ابتدایی، در ۱۳۴۵ ش. به علم آموزی به طور همزمان متوسطه و حوزه علمیه در آبادان پرداخت.[۲] به گفته صفاتی انگیزه عشق و علاقه وی به یادگرفتن علم ها شرعی، تلاوت گفتمان‌ای از بانو امین اصفهانی بود.[۳] وی زمان متوسطه را به طور متفرقه خواند و در حوزه علمیه آن‌جا سیوطی، مغنی الادیب و بخشی از«معانی ذکر» و لمعتین را خواند و بعد از آن با پنج نفر از دانش آموز‌های خانمِ دیگر، برای ادامه علم آموزی به قم مهاجرت کرد[۴] و این جنبش، شالوده‌گذار تأسیس جامعة الزهراء در سال‌های بعد از آن در قم شد.[۵] صفاتی در قم رسائل و مکاسب را خوانده و تا مرحله اجتهاد پیش رفت و هم‌فعلا، از اساتید سطح های بهتر حوزه علمیه (خواهران) قم میباشد.[۶] او از سال ۱۳۷۵ش درس دادن درس بیرون فقه خویش را استارت پک پذیرایی ترحیم مشهد نموده است.[۷]

استادها
جعفر سبحانی
علی مشکینی
محمدعلی حقی سرابی
محمدحسن احمدی عالم یزدی
محمد فاضل لنکرانی[۸]
اجازات داستان و اجتهاد
وی از افراد تحت اذن قصه و اجتهاد دارااست:

علی علیاری غروی (اذن داستان)
محمد فاضل لنکرانی (اذن قصه)
لطف الله صافی گلپایگانی (اذن اجتهاد)
محمدحسن احمدی فقید (اذن اجتهاد)
سیداسماعیل موسوی زنجانی (اذن اجتهاد)[۹][۱۰]
اثر ها
تیتر کتاب گویش سال تکثیر
پژوهشی دینی پیرامون سن تکلیف فارسی ۱۳۷۶ ش
پیشگیری از بارداری (در اختیار گرفتن جمعیت‌) و مسائل دینی مرتبط به آن‌ فارسی ۱۳۸۰ ش
زیارت در پرتو ولایت‌: شرحی بر زیارت عاشورا فارسی چاپ سوم ۱۳۸۸ ش
طهاره‌النساء فی احکام الدماء، گستردن علی عروه‌الوثقی‌ عربی ۱۳۸۴ ش
معاد از طریقه قرآن فارسی ۱۳۸۹ ش
ابتکار‌های فقۀ در احکام بانوان‌؛ یائسگی فارسی ۱۳۷۸ ش
صفاتی همینطور مقاله ها زیادی نظیر «حمله به ایده ها فقها موجب هتک دستمزد زنان شود» و «سن بلوغ فقهی دختران» منتشر نموده است.[۱۱]

عمل‌های سیاسی، فرهنگی
زهره صفاتی، در آذر ۱۳۹۳ش. تحت عنوان مشاور کارها دینی شهین مولاوردی، نائب رئیس مدیریت جمهور در کارها زنان و خانواده منصوب شد.[۱۲]

وی سفرهایی تبلیغی از سوی سفارت‌های کشور‌ایران در سوئد، هند، سوریه و لبنان و فرهنگ سرا کشور‌ایران در دبی، بدین کشورها و امارات داشته میباشد.[۱۳] همینطور، بعداز حکم مشاورت شرعی نائب رئیس مدیریت جمهور در کارها زنان و خانواده، سفری به واتیکان و در آن‌جا ملاقات و گفتگوهایی با پاپ داشت.[۱۴]

پانویس
اداره مجموع پژوهشهای اسلامی رسانه (صدا و سیمای کشور ایران)
راسخون
«مشاجره با عالم پژوهنده بانو زهره صفاتی»، ص۷.
«بحث با فقید پژوهنده بانو زهره صفاتی»، ص۷-۸.
«مشاجره با فقید پژوهنده بانو زهره صفاتی»، ص۸.
راسخون
«بحث با عالم پژوهنده بانو زهره صفاتی»، ص۱۱.

بازدید : 16
دوشنبه 1 ارديبهشت 1404 زمان : 16:13


عقیده عدل و داد صحابه
نوشته‌علمیٔ مهم: عقیده عدل و داد صحابه
رسول(ص):
«[در روز قیامت] مردانی از امتم آورده و به دوزخ وجهنم برده می گردند. اینجانب میگویم: پروردگارا! [اینان] اصحاب منند. پس گفته می‌گردد: تو نمی‌دانی که بعداز تو چه کردند. پس اینجانب به عبارتی را می گویم که عبد نیکو‌کار [یعنی حضرت عیسی(ع)] اذعان کرد: «و تا هنگامی در میانشان بودم بر آن ها گواه بودم. پس زیرا روح منرا گرفتی، تو خویش بر آن‌ها پاسبان بودی، و تو بر هر چیز مدرک. در‌حالتی که عذابشان کنی، آن ها بندگان تواند و درصورتی که بر وی ببخشایی تو خویش کارکشته و حکیمی.» (سوره مائده، آیه ها ۱۱۸-۱۱۷). پس به اینجانب گفته می‌گردد: از وقتی که تو از آن ها غیر وابسته شدی دائما به عقب پک پذیرایی ترحیم مشهد برگشتند.»

الحمیدی، الجمع در میان الصحیحین البخاری و مسلم، ۱۴۱۹ق، ج۲، صص ۵۰-۵۱.

اهل سنت (جز گردآوری‌ای اندک که ابن‌حجر آنها‌را مُبْتَدعه خوانده بر این باورند که همگی صحابه عادل می‌باشند.[۱۸] به ظواهر بعضا از علمای اهل سنت این عقیده را نپذیرفته‌اند. براین اساس نمی‌قدرت اظهار‌کرد تمامی اهل سنت قائل به‌این عقیده می‌باشند.[۱۹] به عنوان مثال ابن ابی الحدید (سنی معتزلی) راجع‌به برپاکنندگان مبارزه جمل میگوید:

«همگی اینها از لحاظ یاران معتزلی ما نابودند به جز عائشه و طلحه و زبیر؛ چون این سه نفر توبه کردند و سوای توبه، حکم اینها نیز به خیال اصرارشان بر بغی، دوزخ وجهنم میباشد.»
همو درباره لشکریان شام در صفین می‌نویسد:

«کلیه آنان از لحاظ یاران معتزلی ما نابودند؛ چون بر بغی پای فشردند و مرگشان نیز به‌این حالا بود؛ خواه سران آن‌ها و خواه پیروانشان.»
همینطور درباره خوارج اینگونه می‌نویسد:

«آن‌ها از دید یاران معتزلی ما فارغ از اختلاف حیث در دوزخند. به صورت کلی، یاران ما هر فاسقی را که در هم اکنون فسق بمیرد دوزخی می دانند و شکی وجود ندارد که باغی و خروج کننده بر امام حق، گناه کار میباشد.»[۲۰]
برای عادل بودن صحابه، به بعضا از نشانه‌ها قرآن استناد شد‌ه‌است؛[۲۱] مثلا: وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِ‌ینَ وَالْأَنصَارِ‌ وَالَّذِینَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّ‌ضِی اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَ‌ضُوا عَنْهُ (ترجمه:و پیشگامان اولیه از مهاجران و انصار، و اشخاصی که با نیکوکاری از آن‌ها تاسی کردند، پروردگار از وی خشنود و آنها [نیز] از وی خشنودند.)[توبه–۱۰۰]
البته به اعتقادوباور بعضا عالمان مسلمان این آیه دلالتی بر عادل بودن کلیه صحابه ندارد، چرا‌که اولا در خویش قرآن آمده میباشد که در دل‌های برخی از آنان مرض میباشد،[۲۲] بعضی از آن ها برای منافقان جاسوسی می‌نمایند، بعضی از آن ها فاسقند، فرستاده(ص) از شغل های بعضی از آنان بیزاری جسته میباشد و پروردگار نیز از آنها ناخشنود میباشد؛[۲۳] ثانیا برتری و رضایت پروردگار از آنان، مقید به ایمان و شغل پارسا میباشد و ستودن مؤمنین در آیه ۱۰۰ سوره توبه، در سیاقی میباشد که منافقان را به باعث بی دینی و شغل های بدشان شماتت می‌نماید. در آیه‌ها متعدد قرآن آمده که پروردگار از فاسقان ناخشنود میباشد[۲۴] و بدکاران را کیفر میدهد[۲۵].[۲۶]

آیه دیگری که برای عدل و داد صحابه بدان استناد گردیده این میباشد:[۲۷] کنتُمْ خَیرَ‌ أُمَّةٍ أُخْرِ‌جَتْ لِلنَّاسِ (ترجمه:شما شایسته ترین امتی می باشید که برای عموم پدیدار گردیده‌اید.)[آل عمران–۱۱۰]
به گفته بعضی عالمان شرعی، این آیه نیز هیچ دلالتی بر عقیده ذکر شده ندارد؛ چرا‌که برای شایسته ترین امت بودن کافی میباشد که گروهی «شایسته ترین» در آنان باشد که در دیگر امت‌ها نبوده باشد. به علاوه در‌حالتی که بر عدل و داد کلیه امت اسلامی دلالت نماید، نباید در میانشان منافق و مرتد یافت گردد، در حالی که مسلما اینگونه وجود ندارد.[۲۸]

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 502
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه