loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 24
سه شنبه 30 ارديبهشت 1404 زمان : 12:44


بعضی رسوم خاکساریه
درویشان خاکسار در اواخر هر سال با مجاورت شدن عید نوروز، بر در منزل اعیان و تسلط خیمه می‌زدند و یکسری روزی را در خیمه به رمز می‌بردند و شعر می‌خواندند و دعا می‌کردند تا مالک آن منزل به آن‌ها مبلغی می‌بخشید و خیمه خویش را توده می‌کردند[۲۴]. آن‌ها در روزهای عاشورا و تاسوعا در میان عموم سقایی می‌کردند و مدیحه پک پذیرایی ترحیم مشهد می‌خواندند[۲۵].

هر مورد از درویشان خاکسار از مرشد خویش رساله ای دستنوشته می‌گرفتند و مکلف بودند آن را به یار و همدم داشته باشند. از طرف قطب خاکساریه در هر شهری نقیبی حضور داشت که اذن داشت از درویشان زمان گرد رساله‌هایشان را مطالبه نماید و در شرایطی‌که درویشی رساله نداشت یا این که به سوال‌های نقیب جواب صحیح نمی‌اعطا کرد، نقیب اورا از کسوت درویشی خلع میکرد[۲۶].

درویشان گُل مولا[۲۷]، شبهای آدینه به پَرسه/ پارسه می‌رفتند؛ بدین ترتیب که کشکول به دست در کوچه‌ها و بازارها رویکرد رفته و در منقبت علی (ع) با صدای رسا شعر می‌خواندند و رهگذران و کسبه به دلخواه خویش پول یا این که خوراکی در کشکولشان می‌گذاشتند. آن‌ها نیز دستاورد پرسه را به پیران خویش نثار می‌کردند[۲۸].

درویشان خاکسار، گاه در کناره مسجد یا این که حَرَم امامزاده ای معتکف می‌شدند و هنگام سحر و غروب آفتاب در مدح علی (ع) شعر می‌خواندند. این ترسیم را «طلب نشستن» می‌گفتند[۲۹].

ابزارهای خاص آن‌ها
جامه، تاج (کلاه نمدی درویشان)، کشکول، فن (میانبند خاص خاکساران)، کفنی (تی شرت سپید و بلند آنها)، تخته پوست، عصا و سنگ قناعت (سنگی که بر شکم می‌بستند)به عنوان مثال ابزارهای حافظه گردیده در رساله‌های خاکساران برای آنها میباشد[۳۰].

درویشان فارس و خاکساریه
در عهد و پیمان قاجار، درویشان فارس جزء سلسله خاکساریه محسوب می‌شدند. آن ها بعداز طی پروسه سلوک در طریقت خویش، به خاکساریه می‌پیوستند و دسته‌های دیگر خاکسار آن ها را پست خیس از خویش و خدمتگزار و فرّاش خودشان می‌شمردند[۳۱]. فرقه فارس در نقالی تبحر داشتند و شبهای ماه رمضان در قهوه منزل‌ها مراسم مشاعره ای به اسم سخنوری اعمال می‌کردند[۳۲]. فارس‌ها، مشایخ خویش را، پدر می‌نامیدند[۳۳]

درویشان فارس
درویشان فارس، زیرشاخه ای از خاکساریه بودند[۳۴]. باوجوداین، رساله وسیلةالنجاة که از یکی درویشان فارس پیمان قاجار به جامانده میباشد، علامت می دهد که بعضا از درویشان فارس با خاکساریه اختلاف داشتند و خویش را فرقه ای جدا می‌دانستند.[۳۵]

صنفها فارس
فرقه فارس، پیشه ور بودند و خویش را ۱۷ سلسله می‌دانستند و مقصودشان ۱۷ صنف بود که عبارت بودند از: درویش، روحانی، چاووش، سقا، پدر، پهلوان، بوجار، شاطر، مُکاری، قصاب، نعل سد، شبرو، شاطر، جلودار، پاره دوز، غسال، سلمانی و قهوه چی[۳۶]. این صنوف در نوشته‌های درویشان فارس، گوناگون نام برده‌اند[۳۷].

مراسم تشرف به آئین درویشان فارس، لسان دادن اسم داشته میباشد[۳۸].

مراتب سلوک آنها عبارت‌اند از؛ بچه ابدالی، غزاوت، مُفِرد ابدالی، درویش ازروی اختیار، علمداری، دست نقیب و نقیبی.

درویشان فارس، به هر ۱ از مراتب سلوک که می‌رسیدند، از پیر خویش پروانه یا این که اذن طومار ای به اسم مُجَلّا یار و همدم با ابزارها و لباس‌هایی خاص به اسم وصله اخذ می‌کردند[۳۹]

تقسیمات خاکساریه
خاکساریه به ۳ مجموعهِ غلامعلی شاهی، معصومعلی شاهی و نورائی تقسیم می‌گردیده‌اند[۴۰].

قطب‌های خاکساریه
قطب نام دار خاکسارانِ غلامعلی‌شاهی در اواخر پیمان قاجار و اوایل زمان پهلوی بهارعلیشاه یزدی (متوفی ۱۳۵۵) و قطب قبل از وی، قطارعلیشاه (متوفی ۱۳۰۸) بود. بعداز فوت بهارعلیشاه که در نجف بومی بود و در عراق و کشور‌ایران مریدان بسیار داشت، حاج مطهرعلیشاه جانشین وی شد[۴۱].

حاج مطهرعلیشاه (متوفی ۱۳۶۱ش) که بیشتراز ۱۰۰ سال زیست، به اصلاحاتی در طرز خاکساریه پرداخت[۴۲] و با آنکه مالک خانقاه‌هایی در کوفه و مشهد نیز بود، راس این سلسله را طهران قرار اعطا کرد. وی در دروازه دولت طهران در مجاورت منزلت حاجب شیرازی، درویش شعر سرا، خانقاهی سازه کرد که همچنان باقی میباشد. حاج مطهرعلیشاه بنابه وصیتش، در لاهیجان در مجاورت بقعه روحانی خداپرست گیلانی (متوفی ۷۰۰ق.)، در باغچه ای وابسته به خاکساریه به خاک امانت شد[۴۳].

پراکندگی جغرافیایی
امروزه از ۳ دسته خاکساران، بیش تر از تمامی دسته غلامعلی شاهی و شمار اندکی از تیم معصومعلی شاهی در کشور ایران باقیمانده‌اند که بیشتر در طهران، مشهد، شیراز، کرمانشاه و اهواز سکونت دارا‌هستند.

جستارهای متعلق

بازدید : 20
دوشنبه 29 ارديبهشت 1404 زمان : 15:36


قزلباشان و پادشاهان صفوی
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: قزلباشان صفوی
اسماعیل پسر روحانی حیدر بعد از مرگ پدرش با امداد قزلباشان، پادشاهی صفویه را نهاد بنیان. در واقع قزلباش‌ها به دعوت کارکیا میرزاعلی والی شیعی گیلان، اسماعیل را از اردبیل به لاهیجان بردند.[۲۸] او بعداز یک‌سری سال با هفت هزار قزلباش، به نزاع «فرخ یسار»، قتل کننده پدرش رفت[۲۹] و در فصل‌تابستان سال ۹۰۷ق در سن ۱۵ سالگی در تبریز تاج‎گذاری کرد و بعداز آن پادشاه اسماعیل خوانده شد.[۳۰] با این که قزلباشان نقش کلیدی در تأسیس صفویه داشتند ولی رده ارتش و سران قزلباش، از این پس در عصر‌های متفاوت پادشاهان صفوی، مبتلا فراز و فرود پک پذیرایی ترحیم مشهد می‌گردد.

فتوحات پی‌در ادامه فرمانروا اسماعیل از او برای قزلباشان که از غلات شیعه به شمار می‌آمدند، خدای زنده و مظهر کمال و توان ساخته بود که مدام غالب میشود البته این الوهیت، چندان دوام نیاورد.[۳۱] بعداز باخت در نزاع چالدران از ارادت مریدان کاسته شد و تمرد و کشمکش‌های قوم و قبیله‌ای ارتقا یافت.[۳۲]

پاد شاه تهماسب، بعداز پدرش عملکرد کرد از توان و نفوذ قزلباشان بکاهد پس در شغل به فقهای شیعه مجاورت شد. براین اساس، اختلاف فقها و علمای شیعه با دسته‌های صوفیه که ریشه‌ای سابق داشت، با توان‌یابی علما در حکومت صفویه، ظهوری جدید یافت.[۳۳]

اسماعیل فرزند تهماسب در نبردها به موفقیت‌هایی دست یافت که او را در چشم قزلباشان، به قهرمان تبدیل کرد[۳۴] و سرنوشت، پادشاه تهماسب او‌را از خراسان فراخواند و در قلعه قهقهه حبس کرد.[۳۵] با درگذشت سلطان تهماسب، اختلاف بین امیران قزل‌باش بر رمز جانشینی شدید شد. تا این که اسماعیل میرزا بعد از ۲۰ سال، از حبس آزاد شد و در قزوین به تخت سلطنت گرد‌همایی.[۳۶] این توشه شاه صفوی بود که مبنا اختلاف با علما، قزلباشان و عموم شد زیرا رویکردهای مخالف با تشیع از خویش بروز بخشید.[۳۷]

با قتل اسماعیل دوم، قزلباشان، از جانشینی خدابنده که نابینا و ضعیف بود، پشتیبانی کردند. خدابنده نیز از شیراز به قزوین آمد و برای جلب دفاع امیران حاذق قزلباش، خزائن فرمان روا تهماسب را به آنها داد. او با ناتوانی بر مسند حکومت توکل زد و کارها کشور در مشت امیران جاه‌طلب قزلباش بود چنانکه هر طایفه‌ای از امرای قزلباش یک کدام از پسران خدابنده را دستاویز هدف های سیاسی خویش چهت نیل به توان و سرکوب رقیبانشان قرار دادند.[۳۸]

در سال ۹۹۶ق، عباس به یاری مرشد قلی‌خان استاجلو در قزوین بر تخت سلطنت گرد‌همایی.[۳۹] ادعا امراء قزلباش و تمایلات آنها به گریزو فرار از راءس، تجزیه حاکمیت صفوی را وعده می‌اعطا کرد و حرکت‌ها و قیام‌های گوناگون در دور و بر مرزو بوم موجودیت حکومت فرزندان روضه خوان صفی را به معضل می کشید.[۴۰] سلطان عباس یکم در اقدامی ویژه، یک ارتش نظامی نوینی از گرجیان را در پهنا طبقات دیرین قزلباش مهیا کرد و به اقتدار و تمرکز حکومت خاطر نشان کرد.[۴۱]

فرمان روا صفی نیز در هجده سالگی به حکومت رسید. وی چنان بی‌رحم بود که حتی اشخاص ذکور قوم و قبیله سلطنتی را از دم کشت و سپهسالار تک تک سپاه زینل خان شاملو، «عیسی خان» و «لامپ خان قورچی‌باشی» و وزیر اعظم «میرزا طالب اردوبادی» و «ایشیک آقاسی اغورلو خان شاملو» و اکثری دیگر را نیز کشت.[۴۲]

با حمله ها عثمانیان به حدود و شهرهای کشور ایران، فرمانروا صفی به تبریز رفت و با بذل و عفووبخشش‌، سپاهیان اکثری گردآورد و قلعه ایروان را به تصرف خویش درآورد؛ ولی بعد از چندی عثمانیان با معاهده زهاب، در بین دولت صفویه و دولت عثمانی، بغداد از کشور ایران مستقل کردند.[۴۳] سپاه قزلباش بعداز این معاهده، روحیه دلاوری را از دست میدهد و بیشتر به یک قشون داخلی تبدیل میگردد. برای همین در زمان فرمانروا سلیمان نیز چندان اثری از جنگاوری چشم نمیشود.[مستلزم منبع]

قزلباشان در نقطه پايان زمان صفوی، اندک اندک به یک جایگاه نظامی تشریفاتی و صاحبان اموال خاصه تبدیل شدند و به بیشتر به عیش و نوش پرداختند.[مستلزم منبع] از سوی دیگر علمای شیعه کم کم تامل‌های صوفی گرایانه را که برهان اساسی گردآمدن قزلباشان بود، به باد عیب گیری گرفتند و عمل به دشمنی شدید و آشکار تبدیل شد و به رد و تکفیر صوفیان انجامید.[مستلزم منبع]

بازدید : 29
شنبه 27 ارديبهشت 1404 زمان : 11:23


بیداری اسلامی و انقلاب ۲۰۱۱م
با شروع انقلاب بیداری اسلامی در بعضا کشورهای اسلامی، عموم یمن برای براندازی حکومت قیام کردند و حوثی‌ها از این مجال سود بردند.[۴۵] در سود این تحولات، حوثی‌ها توانستند در مارس ۲۰۱۱ بر استان صعده مسلط شوند و اداره این استان را در اختیار بگیرند.[۴۶] حوثی‌ها با فرآیند توافق سیاسی مخالفت کرده و انتخابات زودهنگام سر کردگی‌جمهوری را نپذیرفته و مدیریت‌جمهور تازه را به رسمیت نشناختند.[۴۷] حوثی‌ها بعداز ائتلاف با علی عبدالله با تقوا، در سال ۲۰۱۴م صنعا، پایتخت یمن را تصرف کردند. در سال ۲۰۱۷م علی عبدالله باتقوا به جهت مبادرت به رای زنی با ائتلاف سعودی، از جانب حوثی‌ها جنایتکار به توطئه گردیده و در تضارب با نیروهای حوثی به قتل پک پذیرایی ترحیم مشهد رسید.[۴۸]

زد خورد نظامی با کشورهای فرنگی
انصارالله یمن با کشورهای فرنگی زیادی زد خورد نظامی داشته میباشد که در زیر به بعضی از آن ها اشاره می‌گردد:

حمله ایالات متحده عربی و کشورهای ائتلاف به انصارالله
منصور هادی مدیریت‌جمهور یمن و ابتدا وزیرش خالد بحاح از سمت خویش استعفا دادند.[۴۹] او آن‌گاه به عدن رفت و دولت موقت ساخت. ائتلافی از کشورهای حوزه‌ به رهبری ایالات متحده عربی سعودی در ۲۶ مارس ۲۰۱۵م، در جانبداری از منصور هادی، حمله ها هوایی و دریایی شدیدی را به یمن استارت کردند که در پی آن بخش اعظمی از زیرساخت‌ها، مرکز ها نظامی و غیر نظامی یمن ویران شد.[۵۰] غرض این تهاجم ها، بیرون ساختن استان‌های یمنی از سیطره انصارالله و بازپس‌گیری سلاح‌های دولتی از این تکان اعلام شد.[۵۱]

انصارالله بعد از هجوم ها هوایی ائتلاف، آغاز بخش ها گوناگون یمن را برای رویارویی با القاعده و نیروهای هم‌قول با ائتلاف به در اختیار گرفتن خویش در آوردند. بعداز سپری شد حدود دو ماه از تجاوز ائتلاف سعودی، عملیات‌های زیادی را علیه ایالات متحده عربی ایفا اعطا کرد. با بسط تهاجم ها ائتلاف، انصارالله یمن با غرض توقف حمله ها، از موشک بالستیک علیه ایالات متحده عربی بهره مند شد.[۵۲] حوثی‌ها به دفعات بخشها نظامی و تأسیسات نفتی ایالات متحده عربی را با موشک بالستیک و پهپاد مقصود قرار دادند.[۵۳]

حمله به اسرائیل و کشتی‌های آن در برخورد به بمباران غزه
نوشته ی علمیٔ اساسی: جنگ فتح موعود و جهاد مقدس
تکان انصارالله یمن در پناه از عموم غزه در قبال هجوم ها اسرائیل، چند توشه بخش ها مختلفی از فلسطین اشغالی را با موشک و پهپاد مقصود قرار اعطا کرد.[۵۴] حوثی‌ها همینطور کشتی‌های اسرائیلی و کشتی‌هایی که مقصد آن‌ها بنادر اسرائیلی بود را در دریای سرخ و خلیج عدن گزینه غرض قرار دادند.[۵۵] ایالات متحده و انگلیس تهاجم ها هوایی زیادی علیه انصارالله یمن ایفا دادند که به گفته بعضی رسانه‌های غربی، نتوانست حوثی‌ها را از این حمله ها پشیمان سازد.[۵۶] این مبادرت انصارالله در برخورد به حمله اسرائیل به غیر نظامیان و بخش ها مسکونی و اماکن پزشکی غزه و محاصره این شهر شکل گرفت.[۵۷] تهاجم ها اسرائیل علیه غزه، درپی جاری ساختن عملیات گردباد الاقصی (اکتبر ۲۰۲۳م) بوسیله حماس، اعمال شد.[۵۸]

بازدید : 44
پنجشنبه 25 ارديبهشت 1404 زمان : 10:58


هدف ها قیام امام حسین(ع)
نوشته‌علمیٔ اساسی: قیام امام حسین(ع)
درباره غرض امام حسین از قیام بر علیه یزید، بینش‌های گوناگونی مطرح شد‌ه‌است. از دید بعضا عاشوراپژوهان، مقصود اساسی امام حسین(ع) از قیام عاشورا احقاق حق، فرمان به مشهور و نهی از منکر، احیای سنت و از در بین بردن بدعت بود.[۱۹۸] آیت‌الله خامنه‌ای مقصود امام حسین(ع) را بازگرداندن جامعه اسلامی به مسیر درست خویش و نزاع با انحرافات گران قدر دانسته و این نظر را دارد فیض این غرض تشکیل حکومت یا این که شهید شدن بود در حالی که بعضا این دو را غرض امام حسین پک پذیرایی ترحیم مشهد می دانند.

[۱۹۹] امام حسین در وصیت خویش به برادرش محمد بن حنفیه به صراحت علت قیامش را فرمان به دارای شهرت و نهی از منکر و احیای سیره پیامبر معبود و امام علی(ع) ذکر نموده است.[۲۰۰] با این اکنون، به گفته محمد اسفندیاری، عاشوراپژوه، طبق مشهورترین عقیده، غرض حسین بن علی(ع) از قیام، شهید شدن بوده میباشد. لطف‌الله صافی، مرتضی مطهری، سید محسن امین به عنوان مثال علاقه مندان این نگرش میباشند.[۲۰۱] براساس دیدگاهی دیگر، امام حسین برای تشکیل حکومت قیام کرد.[۲۰۲] به گفته صحتی سردرودی کسانی مانند روضه خوان اثرگذار، روحانی طوسی، سید بن طاووس و علامه مجلسی مخالف این نگرش‌اند.[۲۰۳] بعضا همانند روضه خوان علی‌حمایت اشتهاردی نیز تکان امام سوم شیعه ها را خیر به قصد قیام و نبرد، بلکه فقطً برای محافظت جان دانسته‌اند.[۲۰۴]

پیامدهای قیام
قیام امام حسین(ع) بیداری تیم‌های اکثری را درپی داشت و فورا بعداز شهید شدن وی تکان‌های انقلابی و اعتراضی استارت شد و تا سالیان طولانی ادامه یافت. او‌لین اعتراض، واکنش عبدالله بن عفیف[۲۰۵] با ابن زیاد بود. قیام توابین،[۲۰۶] قیام مختار،[۲۰۷] قیام زید بن علی[۲۰۸] و قیام یحیی بن زید[۲۰۹] نیز از آن پاراگراف میباشد. همینطور در قیام سیاه جامگان به رهبری ابومسلم خراسانی علیه امویان از شعار یا این که لثارات الحسین نیز به کار گیری شد[۲۱۰] که‌این قیام به سقوط امویان انجامید.[مستلزم منبع] انقلاب اسلامی کشور ایران نیز الهام گرفته از قیام امام حسین(ع) بود و به گفته امام خمینی «در صورتی‌که این مجالس وعظ و خطابه و سوگواری و اجتماعات عزاداری عدم وجود، مرزوبوم ما غالب نمی شد. کلیه در پایین بیرق امام حسین -درود الله علیه- قیام کردند.»[۲۱۱] در حوزه فرهنگ و تمدن همگانی نیز مسلمان ها و حتی رهروان دیگر ادیان، حسین بن علی(ع) را علامت و الگوی فداکاری، ستم‌ناپذیری، آزادی‌خواهی، پاسداری از قیمت‌ها و حق‌طلبی میدانند.[۲۱۲]

خصوصیت‌ها و فضیلت ها
نوشته‌علمی‌های مهم: اهل بیت(ع)، اصحاب کسا، مباهله، و آیه پاکسازی
اوصاف ظاهری در بیشتر منابع حدیثی، تاریخی و رجالی، از مشابهت حسین(ع) به فرستاده اکرم(ص) کلام آورده شده[۲۱۳] و در روایتی مشابه‌ترین شخص به وی دانسته گردیده است.[۲۱۴] درباره وی گفته‌اند گاه لباسی از خز بر بدن می کرد یا این که عمامه‌ای از خز بر راز می‌گذاشت[۲۱۵] و گیسو راز و محاسن خویش را خضاب می کرد.[۲۱۶]

عبارت «السلام علیک یا این که سید شباب اهل الجنة» بر فراز یکی درب‌های مقبره امام حسین(ع)
از گویش فرستاده
احادیث زیادی از فرستاده(ص) در فضائل وی نقل شد‌ه‌است برای مثال:

حسن و حسین سرور جوان ها فردوس‌اند.[۲۱۷]
بر سمت راست آسمان نوشته میباشد «حسین لامپ هدایت و کشتی نجات میباشد».[۲۱۸]
حسین از اینجانب میباشد و اینجانب از حسین هستم.[۲۱۹]
هر که این دو (حسن و حسین) را دوست بدارد من را دوست داشته و کسی که با آن‌ها دشمنی ورزد با اینجانب دشمنی کرده است.[۲۲۰]
پیش‌گویی شهیدشدن
احادیث فراوانی درباره پیشگویی شهیدشدن حسین بن علی(ع) وجود داراست؛[۲۲۱] به عنوان مثال در حدیث لوح به گزارش رسول(ص) آمده میباشد معبود حسین را به شهید شدن گرامی داشته و او‌را برگزیدگان شهیدان قرار داده میباشد.[۲۲۲] علامه مجلسی در جلد ۴۴ بحار الانوار، باب ۳۰، روایاتی نقل نموده است درباره اینکه معبود خبر شهیدشدن حسین(ع) را به بعضی از پیامبرانش به عنوان مثال انسان، نوح، ابراهیم، زکریا و محمد(ص) داده و آن‌ها بر وی گریسته‌اند.[۲۲۳] همینطور نقل شد‌ه‌است امام علی(ع) در راه و روش صفین، هنگامی به کربلا رسید، با انگشت جایی را آرم اعطا کرد و ذکر کرد: اینجا محل ریخته شدن خون‌هایشان میباشد.[۲۲۴]

کرامت‌ها و اعجازگونه‌ها
در بعضا احادیث خصوصیت‌هایی متمایز برای امام حسین برشمرده گردیده برای مثال اینکه اعجازگونه از انگشت فرستاده(ص) شیر نوشیده[۲۲۵] و فرشته‌ای شکسته‌بال و پر به اسم فطرس به برکت وی نجات یافته و از آن پس، سروانِ رساندن درود زائران، به وی گردیده‌است.[۲۲۶] نیز در احادیث آمده میباشد که خدا شفا را در تربت حسین(ع) و استجابت دعا را کنار قبر وی (تحت قبّه وی) قرار داده میباشد.[۲۲۷] در کتاب الخصائص الحسینیة بیش تر از سیصد خصوصیت منحصر برای امام حسین برشمرده گردیده است.[۲۲۸]

بازدید : 34
چهارشنبه 24 ارديبهشت 1404 زمان : 13:52


عصر خاموش بیش تر از ده ساله
خویی، بعداز مرجعیت، از سیاست گوشه گرفت.[۵۲] این عصر، با سال‌های حضور امام خمینی در نجف به طور همزمان بود.[۵۳] خاموش وی در قبال رخدادهای روزگار انقلاب اسلامی کشور‌ایران در سال ۱۳۵۷ش ، اعتراضاتی را در کشور ایران برانگیخت.[۵۴] حضور فرح دیبا، همسر محمدرضا پهلوی در بیت (دفتر کار مرجعیت) وی در ۲۸ آبان ۱۳۵۷ش، به‌این اعتراضات دامن زد، خویی در یادداشتی خطاب به بعضا علما، این ملاقات را ناگهانی و پک پذیرایی ترحیم مشهد ناخواسته دانست.[۵۵]

ملاقات فرح دیبا با خویی

دست‌خط منسوب به آیت‌الله خویی در تکذیب ادعای اهدای انگشتر به فرح پهلوی: «البته در باب مورد انگشتر کراراً از من سؤال شد و پاسخ داده شد که افتراء محض و اصل ندارد و ان‌شاءالله والا مفترین در روز قیامت به جزای خویش خواهند رسید»
فرح دیبا، همسر محمدرضا پهلوی، فرمانروا وقت جمهوری اسلامی ایران، در ۲۸ آبان ۱۳۵۷ش، هم‌زمان با عید غدیر، به دیدار سید ابوالقاسم خویی رفت.[۵۶] این دیدار در قوانینی شکل گرفت که انقلاب اسلامی عموم کشور ایران نقطع ی عطف گرفته و سید روح‌الله موسوی خمینی از عراق اخراج گردیده بود.[۵۷] ملاقات فرح دیبا با خویی، موجب شد خویی در محافل انقلابی کشور‌ایران آیتم نقد قرار گیرد.[۵۸] از همین رو این مرجع پیروی در یادداشتی خطاب به سید درستگو شیخ، خلال تأکید بر ناگهانی و ناخواسته بودن این ملاقات، یادآور شد که در‌این دیدار، «شدیداً نسبت به حادثه ها ناراحت کننده و فجایعی که در کشور‌ایران چهره داده، اعتراض نمودیم.»[۵۹] حسین فردوست، از نزدیکان محمدرضا پهلوی، دربارهٔ این دیدار خاطرنشان کرد: آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی تقاضای ملاقات فرح پهلوی را سوای جواب گذارده بود و فرح شخصاً با عفاف اسلامی به خانه آیت‌الله خویی می‌رود.[۶۰]

همینطور سید صاحب و مالک خویی، فرزند آیت‌الله خویی در آذر ۱۴۰۲ش طومار‌ای منسوب به پدرش منتشر کرد که در بخشی از این طومار، سید ابوالقاسم خویی اهدای انگشتر به فرح پهلوی را تکذیب می‌نماید. تاریخ مندرج در طومار، ۱۴ جمادی الثانی ۱۴۰۲ق (۲۰ فروددین ماه ۱۳۶۱ش) میباشد.[۶۱]

ملازمت با انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران
خویی بعد از ملاقات فرح دیبا، در حالتی که مبارزات عموم کشور‌ایران علیه حکومت پهلوی تشدید گردیده بود، به ملازمت و همراهی با انقلاب اسلامی کشور‌ایران پرداخت و بعد از آن هم در موردها گوناگون، از کشور ایران حفاظت کرد. او قبل از برد انقلاب، در بیانیه‌ای خطاب به مراجع، علما و ملت جمهوری اسلامی ایران، از عموم خواست که با شجاعت و با مراقبت موازین دینی گام بردارند.[۶۲] خویی بعد از آن در جریان تمامی‌پرسی انتخاب نظام جمهوری اسلامی، عموم را به رأی دادن به جمهوری اسلامی فراخواند، از شاگردان خویش خواست تا در کارها انقلاب شرکت کردن نمایند و در نزاع عراق با جمهوری اسلامی ایران، به رغم فشار دولت صدام مطابق هواخواهی از عراق، حکم به مجوز به کارگیری از وجوهات دینی در تأمین الزامات رزمندگان جمهوری اسلامی ایران بخشید.[۶۳]

دستگیر در انتفاضه شعبانیه عراق
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: انتفاضه شعبانیه عراق

ملاقات خویی و صدام حسین بعداز سرکوب انتفاضه شعبانیه
ابوالقاسم خویی هیئتی ۹ نفره را برای اداره بخش ها ذیل حیث شیعه‌ها گزینش کرد. باخت انتفاضه شعبانیه، به حصر خانگی خویی و فشار وسیع حکومت عراق در عصر صدام مواجه شد.[۶۴] سیدابوالقاسم به جهت مدد بی واسطه از انتفاضه شعبانیه عموم عراق در سال ۱۹۹۱م و انتخاب شورای رهبری، بوسیله حزب بعث دستگیر و به بغداد نبی شد. بعداز دو روز دستگیر، به زور نزد صدام حسین برده شد و صدام سخنان توهین‌آمیزی خطاب به او اظهار‌کرد.[۶۵]

سرویس ها فقهی و اجتماعی
خویی در زمان مرجعیت خویش با اموالی که در مشت داشت، به ساختن کتابخانه، مکتب، مسجد، حسینیه، خوابگاه، بیمار‌ستان، مریض خانه، مؤسسه خیریه و دارالایتام، در کشورهای مختلفی مثلا کشور‌ایران، عراق، مالزی، انگلستان، امریکا و هند امرکرد. ساختمان مرکزی موسسه خیریه خویی، در لندن، میباشد.[۶۶] بعضا از مرکز ها اسلامی ذیل حیث مؤسسه خیریه خویی عبارت میباشد از:


راس الامام الخویی در لندن، دربرگیرنده راءس اسلامی، مکتب امام راست گو (ع) ویژه پسران، مکتب الزهرا (س) ویژه دختران، تالار اجتماعات، کتابخانه همگانی، و کتابفروشی میباشد. ۸۰۰ علم‌آموز در دو مکتب این بنیاد علم آموزی می‌نمایند. در‌این راءس ماهانه خبرنامه «النور» به دو لهجه عربی و انگلیسی منتشر می‌گردد.[۶۷]
راءس اسلامی امام خویی (نیویورک) : مشتمل بر تالار اجتماعات با ظرفیت سه هزار نفر، کتابخانه با بیشتراز ده هزار جلد کتاب، مهد نوپا، مکتب پسرانه و دخترانه، هریک با گنجایش ۱۵۰ علم‌آموز، مکتب ایمان، ویژه فراگیری گویش عربی، قرآن و تربیت اسلامی خردسالان، غسالخانه و…[۶۸]
مؤسسه خیریه امام خویی (مونترآل) : این مؤسسه در سال ۱۹۸۹م و با غرض ارائه سرویس ها فقهی، فرهنگی و اجتماعی شیعی در کشورهای اسلامی و غیراسلامی.
مجتمع فرهنگی امام خویی در بمبئی: به مساحت صد هزار متر مربع در بیست کیلومتری بمبئی و مشتمل بر تالار والا اجتماعات، مسجدی با ظرفیت سه هزار نمازگزار، کتابخانه‌ای با ۵۰ هزار کتاب و حسینیه‌ای با گنجایش ۷۰۰ نفر، مکتب علم ها فقاهتی با هزار علم‌پژوه، دبستان و پند با ۱۲۰۰ علم‌آموز و همینطور داروخانه و بیمار ستان.[۶۹]
اثر ها منتشر گردیده دربارهٔ خوئی
فیلم مستند «آیت‌الله» به کارگردانی سید مصطفی موسوی‌تبار و به مدد (سازمان هنری رسانه‌ای نقط ی اوج) ایجاد شده است. این مستند به معاش، تحصیلات و نوع ارتباط آیت‌الله خوئی با انقلاب اسلامی کشور‌ایران پرداخته میباشد.[۷۰]

بازدید : 17
سه شنبه 23 ارديبهشت 1404 زمان : 14:00


شروح، حاشیه ها و تعلیقات عروه
بعد از انتشار این کتاب، اکثری از مراجع تبعیت، متن این کتاب را پایه قرار داده‌اند و در مواقعی که فتوایشان با مؤلف یکسان نبوده، در حاشیۀ کتاب، حیث خویش را ذکر کرده‌اند؛ به عنوان مثال میرزا حسین نائینی (۱۳۵۵ق)، روضه خوان عبدالکریم حائری (۱۳۵۵ق)، آقا ضیاءالدین عراقی (۱۳۶۱ق)، سید ابوالحسن اصفهانی (۱۳۶۵)، محمدحسین کشف کننده الغطاء (۱۳۷۳ق)، سید حسین بروجردی (۱۳۸۰ق)، سید احمد خوانساری (۱۴۰۵ق)، امام خمینی (۱۴۰۹ق)، سید ابوالقاسم خوئی (۱۴۱۳ق) و سید محمدرضا پک پذیرایی ترحیم مشهد گلپایگانی (م۱۴۱۴ق).[۱۰]

روضه خوان عباس قمی، عروة الوثقیٰ را با تیتر الغایةُ القُصوی به فارسی ترجمه نموده است. این ترجمه بارها در بغداد و طهران چاپ شد‌ه‌است.

بعضا از کتاب‌هایی که عروة الوثقی را تفصیل داده‌اند یا این که به یاروهمدم لبه و تعلیقه بر آن چاپ گردیده‌اند عبارتند از:

مستمسک العروة الوثقی، اولی تفصیل استدلالی بر عروه، نوشته آیت الله سید محسن حکیم.
مصباح الهدی فی تفصیل العروة الوثقی؛ که در دوازده جلد منتشر گردیده است. [۱۱]
کناره میرزامحمدحسین بن روضه خوان الاسلام.
گستردن العروة الوثقی، نوشته کشف کننده الغطاء. احتمالا این گستردن، اول تفصیل مندرج بر عروه میباشد.[۱۲]
لبه محمدرضا آل یاسین.
لبه عبدالله مامقانی.
کناره سید محمد فیروزآبادی.
العروة الوثقی، مع تعالیق الامام خمینی.
بحوث فی تفصیل العروة الوثقی، تقریرات درس سید محمدباقر صدر، نوشته سید محمود هاشمی شاهرودی.
مدارک العروة، نوشته علی‌حفاظت اشتهاردی.
التنقیح فی تفصیل العروة الوثقی، تقریرات درس سید ابوالقاسم خوئی، نوشتهٔ میرزاعلی غروی تبریزی.
مبانی العروة الوثقی، تقریرات درس سید ابوالقاسم خوئی، تألیف فرزندش محمدتقی خوئی.[۱۳]
تعالیق مبسوطة علی العروة الوثقی: توضیح و گستردن مطالب عروة الوثقی در ۱۰ جلد نوشته محمداسحاق فیاض.[۱۴]
کتاب‌های دیگر با تیتر العروة الوثقی
نویسندگانی دیگر نیز کتاب خویش را العروة الوثقی نامیده‌اند در موضوعات دیگری زیرا:‌ تعبیر و تفسیر، ادبیات، اعتقادات، فقه و... برخی از این نویسندگان عبارتند از: ابراهیم بن ملاصدرای شیرازی، سید نظام‌الدین احمد علوی عاملی، محمد حسن گوگدی گلپایگانی، سید حسین ارومی و...[۱۵]

پانویس
بهشتی‌سرشت، «رویارویی و تعامل آخوند ملا محمدکاظم خراسانی و سید محمدکاظم یزدی در جریان انقلاب مشروطه»، ۱۳۸۷ش، ص۱-۲.
آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۸ق،ج۱۵، ص۲۵۲.
بذرافشان، سید محمدکاظم یزدی عالم دوراندیش، ۱۳۷۶ش، ص۱۲۲
آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ج۶، ص۱۴۹
طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، الناشر مكتب آية الله العظمى السيد السيستاني، ج۱، ص۹.

بازدید : 22
دوشنبه 22 ارديبهشت 1404 زمان : 10:39


بنی‌امیه در احادیث
مطابق روایتی که عالمان تعالی و مفسران شیعه برای مثال روضه خوان طوسی و محدث بحرانی،[۷۰] و نیز مفسران اهل سنت برای مثال سیوطی و آلوسی[۷۱] نقل نموده‌اند، رسول اسلام قبل از وفات خویش در رؤیایی روئت کرد که بنی‌امیه همچون خوش یمن‌ها از منبر وی بالا میروند. این خواب بسیار برای وی غیر مطلوب بود، به‌حدی که تا مجال وفاتش دیگر هیچ زمان نخندید. بعد از این رؤیا، آیه ۶۰ سوره اسراء نازل شد که شجره ملعونه را فتنه( تست عموم) پک پذیرایی ترحیم مشهد دانسته میباشد:
وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْیا این که الَّتی أَرَیناک إِلاَّ فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَما یزیدُهُمْ إِلاَّ طُغْیاناً کبیراً.
و آن خوابی را که به تو نماد دادیم و نیز درخت نفرین شده در قرآن را جز برای تست عموم قرار ندادیم؛ و ما آنها را [از آخر و عاقبت کارشان] می‌ترسانیم، اما در آن‌ها جز طغیانی تبارک نمی‌افزاید.
امام علی(ع) در نهج البلاغه به افترا زنی بنی امیه مبنی برمشارکت وی در کشتن عثمان اشاره کرده و از این اتهام با دقت به سوابق‌اش در اسلام تعجب نموده است. [۷۲]
در روایتی از امام حسین‌(ع‌)، از فرستاده اسلام نقل گردیده‌است که «الخلافة محرمة علی آل ابی‌سفیان‌؛ خلافت بر آل ابوسفیان حرام میباشد‌.»[۷۳]
در زیارت عاشورا مجموع بنی امیه گزینه لعن قرار گرفته‌اند «لَعَنَ اللَّهُ بَنى اُمَیَّةَ قاطِبَةً» [۷۴][یادداشت ۳]
براساس بعضی گزارش‌های تاریخی امام علی(ع) قبل از شهیدشدن در بخشی از وصیت‌هایی که به فرزندش امام حسن کرد به وی سفارش کرد که بعداز دفنش قبر را نهفته نماید به دلیل آن که بنی امیه در حالتی که متوجه می‌شدند نبش قبر می‌کردند و تن را خارج آورده و می‌سوزاندند.[۷۵]
در روایتی از امام راست گو(ع) آمده میباشد که بنى اميّه یاددادن ايمان را براى عموم آزاد گذاشتند ، ولی شناختن کفر را آزاد نگذاشتند، تا درصورتی که آن ها را به کفر کشاندند متوجّه نشوند. [۷۶]
[یادداشت ۴]

پانویس
عماد طبری، بی نقص بهائی، ۱۳۸۳ق، ص۵۲۳؛ الکوفی، الاستغاثه فی بدع الثلاثه، ج۱، ص۷۶.
نهج البلاغة، ص۳۷۵.
علامه مجلسی، بحار الأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۳، ص۱۰۷.
ابن ابی الحدید، تفصیل نهج البلاغه،چاپ کننده: مکتبة آیة الله العظمی المرعشي النجفي (ره) ج۱۵، ص۱۱۹.
ابن‌کلبی، جمهرة النسب، ۱۴۰۷ق، ص۳۷؛ بلاذری، جمل اینجانب انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۷.
ابن‌کلبی، جمهرة النسب، ۱۴۰۷ق، ص۳۸؛ بلاذری، جمل اینجانب انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۸-۱۰.
ابن كلبی، جمهرة النسب، الناشر دانا الکتب، ص۳۸؛ بلاذری، انساب الاشراف،۱۴۱۷ق، ج۵، ص۳.
ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۹۹۰م، ج۱، ص۷۱
بلاذری، جمل اینجانب أنساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۹.
دهخدا، لغتنامه، زیر عکاظ
ازرقی، خبرها مکة، ۱۴۰۳، ج۱، ص۱۱۵.
بلاذری، جمل اینجانب انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۶، ص۹۵.
بلاذری، جمل اینجانب انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۶، ص۷۲-۷۴.
بلاذری، جمل اینجانب انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۴۱، ۵۵، ۶۷-۷۰.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۹۹۰م، ج۴، ص۷۱-۷۲.
یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ۱۹۶۹م، ج۲، ص۱۲۴، ۱۲۶.
بحر العلوم، الفوائد الرجالیة، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۳۲۵.
ابن‌کلبی، جمهرة النسب، ۱۴۰۷ق، ص۵۱-۵۲.
ابن‌کلبی، جمهرة النسب، ۱۴۰۷ق، ص۵۳-۵۴.
بهرامیان، بنی امیه، در دائرة المعارف تبارک اسلامی، ۱۳۸۳ش، ج۱۲، ص۶۳۶.
طبری، تاریخ طبری، مؤسسة الاعلمي للمطبوعات بيروت، ج۲، ص۱۳
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۹۹۰م، ج۱، ص۶۲؛ بلاذری، جمل اینجانب انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۶۸؛ عماد طبری، بدون نقص بهائی، ۱۳۸۳ق، ج۲، ص۲۵۳.
برای شرح نگاه فرمائید به: مونس حسین، تاریخ قریش، ۱۴۰۸ق، ص۱۴۲.
ابن‌کلبی، جمهرة النسب، ۱۴۰۷ق، ص۲۷، ۳۷-۳۸.
بهرامیان، بنی امیه، در دائرة المعارف گران قدر اسلامی، ۱۳۸۳ش، ج۱۲، ص۶۳۶.
ابن‌خلدون، تاریخ ابن‌خلدون، ج۳، ص۳.
ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ۱۹۶۰م، ج۲، ص۷۱۵.
بلاذری، فتوح البلدان، ۱۸۳۶م، ص۱۲۹.
ابن‌هشام، السیره النبویة، المکتبة التجاریه، ج۱، ص۲۷۶، ۳۱۵؛ ج۲، ص۲۶، ۹۳.
بلاذری، جمل اینجانب انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۴۱.
محمد ابن حبیب، المنمق فی خبرها قریش، ۱۴۰۵ق، ص۳۸۸.
ابن‌حبیب، المحبر، بیروت، ص۱۶۱.
ابن‌قتیبه، المعارف، ۱۹۶۹م، ص۳۳۴-۳۴۵.
مونس حسین، تاریخ قریش، ۱۴۰۸ق، ص۱۴۳.
بهرامیان، بنی امیه، در دائرة المعارف والا اسلامی، ۱۳۸۳ش، ج۱۲، ۶۳۷.
بلاذری، جمل اینجانب انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۶، ص۷۲-۷۴؛ ابن‌طقطقی، الفخری، ص۱۰۹.
بهرامیان، بنی امیه، در دائرة المعارف گرانقدر اسلامی، ۱۳۸۳ش، ج۱۲، ص۶۳۷.
بلاذری، جمل اینجانب انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۲۷۱.
بهرامیان، بنی امیه، در دائرة المعارف تبارک اسلامی، ۱۳۸۳ش، ج۱۲، ص۶۳۷.
رجوع نمایید به: طبری، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، ج۳، ص۳۸۷، ۶۰۴-۶۰۵؛ ج۴، ص۶۲، ۶۴، ۶۷.
ابن‌خلدون، تاریخ ابن‌خلدون، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۴.
بلاذری، جمل اینجانب انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱۰، ص۴۳۴-۴۳۵.
ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۱۰۷.
بلاذری، جمل اینجانب انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۱۷.
بلاذری، جمل اینجانب انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۶، ص۱۲۴-۱۲۵، ج۱۰، ص۳۰.
بلاذری، جمل اینجانب انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۴، ص۲۳۱.
بلاذری، جمل اینجانب انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۱۹؛ ابوالفرج، الاغانی، ج۶، ص۳۵۶.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، ج۴، ص۲۵۱-۲۵۸، ۲۶۹.
بلاذری، جمل اینجانب انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۶، ص۱۳۳، ۱۳۴، ۲۰۸؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، ج۴، ص۳۴۸، ۳۶۵.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۹۹۰م، ج۵، ص۲۷؛ بلاذری، جمل اینجانب انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۶، ص۱۳۸، ۱۸۱.
بلاذری، جمل اینجانب انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۶، ص۱۸۴.
بهرامیان، بنی امیه، در دائرة المعارف تبارک اسلامی، ۱۳۸۳ش، ج۱۲، ص۶۳۸.
طبری، تاریخ الأمم و الملوک، بیروت، ج۴، ص۳۶۲.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، ج۴، ص۴۳۳، ۴۴۸.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۹۹۰م، ج۵، ص۲۸.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، ج۴، ص۴۵۳.
بلاذری، جمل اینجانب انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۴۳؛ ج۱۰، ص۱۲۷.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، ج۴، ص۴۴۰-۴۴۱.
بلاذری، فتوح البلدان، ۱۸۳۶م، ص۱۵۲-۱۵۳.
بهرامیان، بنی امیه، در دائرة المعارف والا اسلامی، ۱۳۸۳ش، ج۱۲، ص۶۳۸.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، ج۴، ص۴۳۴.
بلاذری، جمل اینجانب انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۹۷؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ۱۹۶۹م، ج۲، ص۲۳۱
ولهاوزن، الدولة العربیة، ۱۳۷۶ق، ص۱۰۰.
بلاذری، جمل اینجانب انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۲۸۶-۲۸۷.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، ج۵، ص۱۶۱.
بهرامیان، بنی امیه، در دائرة المعارف تعالی اسلامی، ۱۳۸۳ش، ج۱۲، ۶۴۸-۶۳۹.
مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۲۳۵.
ابن‌اثیر، الکامل، ۱۳۷۱ش، ج۱۵، ص۱۲۷-۱۳۰.
ابن‌خیالی، تاریخ العلماء الاندلس، ۱۹۹۶م، ج۱، ص۳۳-۳۷.
روضه خوان طوسی، التبیان، ‌دار احیاء التراث العربی، ج۶، ص۴۹۴.؛ بحرانی، البرهان فی تعبیروتفسیر القرآن، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۵۴۴.
آلوسی، روح المعانی، ۱۴۱۵ق، ج۸، ص۱۰۲.؛ سیوطی، در المنثور، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۱۹۱.
نهج البلاغه، ترجمه سود الاسلام، ۱۳۶۸ش، ج۱، ص۱۷۲.
روحانی صدوق، الأمالی، ۱۳۷۶ش، ص۱۵۲.
ابن قولویه، بی نقص الزیارات، ۱۳۵۶ش، ج۱، ص۱۷۶.
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۲، ص۲۹۲.
کلینی، کافی،۱۴۰۷ق، ج۲، ص۴۱۵.
یادداشت
ابن ابی الحدید در تفصیل نهج البلاغه این تعبیروتفسیر امام علی را ادله بر شبهه‌دار بودن نَسَب معاویه ندانسته و «مصرح» را به معنای کسی دانسته که با اعتقادوباور و از روی اخلاص اسلام را پذیرفته یعنی امام علی و در نقطه مقابل «لصیق» را کسی برشمرده که یا این که برای عالم و یا این که با فشار خنجر اسلام را از روی ناچاری پذیرفته میباشد.[۴]
عکاظ بازاری در میان طائف و نخله که هر سال قبايل عرب از اولیه ذی قعده به برهه زمانی بیست روز تا یک ماه در آنجا انباشته شده و باهم به دعوا می‌پرداختند و اشعارشان را می‌خواندند و خریدوفروش داشتند. [۱۰]
ولی خواسته عده ای از بنی امیه میباشند که به طور بدون واسطه و یا این که با اظهار خشنودی از خلق و خوی معاندان اهلبیت در کربلا و یا این که غیر آن از نظر فکری و رفتاری هماهنگ با قاتلان و ظالمان در حق امام حسین (ع) و شهدای کربلا می‌باشند و نیز هر هر کس در طی تاریخ با آن ها همپا گردیده و یا این که آن‌ها‌را هم تأیید کرده، گزینه لعنت قرار میگیرند. بنابر این اشخاص عالی و نیکو‌کار و محبان اهلبیت به هیچ وجه پایین این عبارت قرار نمی‌گیرند زیرا آنها جزء دسته و اصحاب امام حسین علیه السلام قرار میگیرند.
إنَّ بَني اُمَيَّةَ أطلَقُوا لِلنّاسِ تَعليمَ الإيمانِ و لَم يُطلِقُوا تَعليمَ الشِّركِ ؛ لِكَي إذا حَمَلُوهُم علَيهِ لَم يَعرِفُوهُ .
منابع
آلوسی، محمود بن عبدالله، روح المعانی، استیناف علی عبد و بنده الباری عطیة، بیروت،‌ دار الکتب العلیمة، ۱۴۱۵ق.
ابن‌اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ترجمه ابوالقاسم موقعیت و عباس خلیلی، طهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱ش.
ابن ابی الحدید، گستردن نهج البلاغه، منتشر کننده: مکتبة آیة الله العظمی المرعشي النجفي (ره)، بی تا، بی جا.
ابن‌حبیب، محمد بن حبیب، المحبر، تحقيق ايلزة ليختن شتيتر، بيروت، دار الآفاق الجديدة، بى‌تا.
ابن‌خلدون، عبدالرحمن بن محمد، تاریخ ابن خلدون، پژوهش خلیل شحادة، بیروت،‌ دار الفکر، چاپ دوم، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
ابن‌سعد، محمد بن سعد بن منیع، الطبقات الکبری، پژوهش محمد عبد و بنده القادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۹۹۰م.
ابن‌طقطقی، محمد بن علی بن طباطبا، الفخری فی الآداب السلطانیة و الدول الاسلامیة، تفحص مخلوق القادر محمد مایو، بیروت،‌ دار القلم العربی، چاپ نخستین، ۱۴۱۸ق/۱۹۹۷م.
ابن‌عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، به همت علی محمد بجاوی، قاهره، بی‌نا، ۱۹۶۰م.
ابن‌ذهنی، عبدالله بن محمد، تاریخ علماء الاندلس،‌ دار المصریة للتالیف، ۱۹۹۶م.
ابن‌قتیبه الدینوری، عبدالله بن مسلم، المعارف، به سعی گنج عکاشه، قاهره، بی‌نا، ۱۹۶۹م.
ابن‌کلبی، هشام بن محمد، جمهرة النسب، رسیدگی ناجی حسن، بیروت، الناشر فقید الکتب، ۱۴۰۷ق.
ابن‌هشام، عبدالملک، التیجان، حیدرآباد دکن، مجلس دائره‌المعارف‌العثمانیه‫، ۱۳۴۷ق.
ابن‌هشام، عبدالملک، سیرة النبویة، به همت محمد محی الدین عبدالحمید، قاهره، المکتبة التجاریة، بی‌تا.
ازرقی، محمد بن عبدالله، خبر‌ها مکة، به تلاش رشدی پارسا ملحس، بیروت،‌ دار الاندلس، چاپ سوم، ۱۹۸۳ق.
بحر العلوم، محمد مهدی بن مرتضی، الفوائد الرجالیة، متفحص حسین و محمد درست گو بحر العلوم، طهران، مکتبة الصادق، ۱۳۶۳ش.
بحرانی، هاشم بن سلیمان، البرهان فی تعبیروتفسیر القرآن، قم، موسسة البعثة، چاپ اولیه، ۱۴۱۵ق.
بلاذری، احمد بن یحیی، جمل اینجانب انساب الاشراف، به کارایی سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت،‌دار الفکر، ۱۴۱۷ق.
بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، به تلاش دخویه، لیدن، بی‌نا، ۱۸۳۶ق.
بهرامیان، علی، بنی امیه، در دائرة المعارف گران قدر اسلامی، طهران، راس دائرة المعارف تعالی اسلامی، ۱۳۸۳س.
ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، به همت شعیب ارنووط و سایرافراد، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۱۴ق.
سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور فی تعبیروتفسیر المأثور، قم، کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق.
روحانی صدوق، محمد بن علی بن بابویه، الأمالی، طهران، کتابچی، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش.
روضه خوان طوسی، محمد بن الحسن، التبیان فی تعبیروتفسیر القرآن، بیروت،‌ دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
طبری، حسن بن علی، بدون نقص البهائی، طهران، مرتضوی، ۱۳۸۳ش.
طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، متفحص محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، بی‌نا، بی‌تا.
علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبلی الاسلام، بغداد، مکتبة النهضة؛ بیروت، دارالعلم للملایین، ۱۹۶۸م.
مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت،‌ دار الوفاء، ۱۴۰۳ق.
محمد بن حبیب، المنمق فی خبر‌ها قریش، بیروت، فقید الکتب، ۱۴۰۵ق.
مسعودی، علی بن الحسین، التنبیه و الاشراف، بیروت،‌ دار صعب.
مسعودی، علی بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، رسیدگی اسعد داغر، قم، دار الهجرة، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.
مونس حسین، تاریخ قریش، جده، بی‌نا، ۱۴۰۸ق.
ولهاوزن، یولیوس، الدولة العربیة و سقوطها، ترجمه یوسف عش، دمشق، بی‌نا، ۱۳۷۶ق.
یعقوبی، احمد بن یحیی، تاریخ الیعقوبی، به عملکرد هوتسما، لیدن، بی‌نا، ۱۹۶۹م.
لینک به خارج
منبع نوشته‌علمی :دائرة المعارف گرانقدر اسلامی
نبو
رویدادهای قرن نخستین هجری قمری
بعد از ظهر نبی (۱ تا ۱۱ق)
مسافرت به مدینه • تزویج حضرت علی و فاطمه • تغییر‌و تحول قبله • نبرد‌های فرستاده • صلح حدیبیه • عمرة القضاء • غزوه خیبر • فتح مکه • مباهله • اتفاق غدیر• سریه‌ها • صحیفه ملعونه • ماجرای دوات و مداد • حسبنا کتاب الله
بعد از نبی ( ۱۱ تا ۳۵ق)
رخداد سقیفه • رخداد هجوم به منزل حضرت فاطمه(س) • بیعت امام علی(ع) با خلفا • نزاع‌های جایگاه • قتل صاحب بن نویره • بازداشتن حدیث • ماجرای فدک • شهیدشدن حضرت فاطمه(س) • پیکار قادسیه • فتح کشور ایران • شورای شش‌نفره • وصلت ام‌کلثوم با قدمت بن خطاب • فتوحات • نبرد یمامه
از ۳۵ق تا سال ۴۰ق
قتل عثمان • بدون صدا ۲۵ ساله امام علی(ع) • نبرد‌های امام علی(ع) • نزاع جمل • نبرد صفین • لیلة الهریر • مبارزه نهروان • ماجرای حکمیت • غارات • شهید شدن امام علی(ع)
بعد از حضرت علی
جعل حدیث • صلح امام حسن • اتفاق کربلا • رخداد حره • حمله یزید به مکه • قیام توابین • قیام مختار
نبو
بنی‌امیه
کارگزاران
سرداران
مغیرة بن شعبه • زیاد بن ابیه • عمرو عاص • عبدالله بن عمروعاص • ذوالکلاع • شرحبیل بن ذوالکلاع • مسلم بن عقبه • ابن زیاد • حجاج بن یوسف • ضحاک بن قیس • سهیم بن اعور • بسر بن ارطاة • حصین بن نمیر • عبدالله بن عامر
حادثه ها
جعل حدیث • نزاع صفین • حکمیت • سب علی(ع) • صلح امام حسن • حادثه کربلا • قیام زبیریان • رخداد حره • قیام توابین • قیام مختار • قیام زید بن علی • قیام یحیی بن زید • نزاع خازر
اشخاص
پر اسم و رسم
خلیفه
عثمان بن عفان (۲۳- ۳۵)
حاکمان
معاویة بن ابی‌سفیان(حکومت: ۴۱-۶۰) • یزید بن معاویه(حکومت: ۶۰-۶۴) • معاویة بن یزید(حکومت: ۶۴-۶۴) • مروان بن حکم (حکومت: ۶۴-۶۵) • عبدالملک بن مروان(حکومت: ۶۵-۸۶) • ولید بن عبدالملک(حکومت: ۸۶-۹۶) • سلیمان بن عبدالملک(حکومت: ۹۶-۹۹) • قدمت بن عبدالعزیز (حکومت: ۹۹-۱۰۱) • یزید بن عبدالملک(حکومت: ۱۰۱-۱۰۵) • هشام بن عبدالملک (حکومت:۱۰۵-۱۲۵) • ولید بن یزید (حکومت: ۱۲۵-۱۲۶) • یزید بن ولید(حکومت: ۱۲۶-۱۲۶) • ابراهیم بن الولید(حکومت: ۱۲۶-۱۲۷) • مروان بن محمد(حکومت: ۱۲۷-۱۳۲)
بقیه
ابوسفیان • یزید بن ابوسفیان • سعید بن عاص • حکم بن ابی‌العاص• عقبة بن ابی‌معیط • ولید بن عقبه • ولید بن عتبة بن ابی‌سفیان
قیام‌کنندگان
علیه بنی‌امیه
خوارج • امام حسین(ع) • عبدالله بن زبیر • عبدالله بن حَنظَلة بن ابی‌ عامر • توابین • مختار بن ابی‌عبید ثقفی • زید بن علی • یحیی بن زید • عبدالله بن معاویه • ابومسلم خراسانی • عبدالله بن فرمانبردار
مرتبط
شجره ملعونه • طلقاء • خلافت بنی‌امیه • مسجد جامع اموی • دمشق • تی شرت عثمان • قتل عثمان • بنی‌مروان • برمکیان • سریال معاویه
بنی‌عباس

بازدید : 20
يکشنبه 21 ارديبهشت 1404 زمان : 12:04


ترجمه‌های متن‌ها غیراسلامی
در ترجمه‌های عربی از متن ها باستان اهل ایران، به عنوان مثالً ترجمهٔ ابوعلی مسکویه، اهورامزدا به الله ترجمه شده است. ترجمه‌های تازه از کتاب مقدس، یهوه و تئوس (theos, θεός) را به الله ترجمه پک پذیرایی ترحیم مشهد کرده‌اند.[۹]

وام‌کلمه

حکاکی گزارهٔ ولا چیره إلا الله (هیچ‌کس برنده وجود ندارد، جز خداوند) بر گچ‌بری‌های الحمرای گرانادا، قرن سیزدهم میلادی
تاریخچهٔ به کارگیری از کلمه و واژهٔ الله در لهجه انگلیسی احتمالاً زیر تأثیر آئین‌شناسی تطبیقی در قرن ۱۹ بوده‌میباشد. از جمله، توماس کارلایل (۱۸۴۰) گهگاه واژه و کلمهٔ الله را به کارگیری می کرد، سوای آنکه بخواهد مفهومی بدون آفریدگار از الله منظور نماید. ولی در تفصیل زندگانی محمد (۱۹۴۳)، تور آندرائه مدام کلمهٔ الله را استعمال کرده‌میباشد، اگرچه به لحاظ می رسد «معنا پروردگار» در نوشته‌های وی میتواند مفهومی متعدد از خدای یهودیان و مسیحیان را افاده نماید.[۴۹] بعضی مسلمانها واژه و کلمهٔ الله را در گویش انگلیسی فارغ از ترجمه به عمل میبرند.[۵۰] برخی از مترجمان معتقدند که واژه و کلمهٔ «الله» ترجمه‌نشدنی میباشد و در مقابل نیز بعضا سماجت دارا‌هستند که الله خدای واحد و خدا ادیان ابراهیمی میباشد و نباید از ترجمهٔ اسم الله به خیال یگانگی آن ترسید.[۹]

در بعضی از گویش‌هایی که معمولاً از کلمه و واژه‌ای جز الله برای اشاره به آفریدگار به کارگیری می‌نمایند، عباراتی به فعالیت می‌رود که مشتمل بر کلمه و واژهٔ الله میباشند؛ برای مثالً، در فیضٔ قرن‌ها معاش مسلمان‌ها در اندلس، کلمه ها ojalá در لهجه اسپانیایی و oxalá در لهجه پرتغالی از عبارت «إن شاء الله» برگرفته گردیده‌اند. این لغت ها اسپانیایی و پرتغالی در معنای «در‌حالتی که معبود بخواهد» یا این که «امیدوارم» میباشند.[۵۱]

تایپوگرافی

کلمهٔ الله در خطوط دیگر
یونی‌کد یک شرایط کد ویژه برای الله دارااست: U+FDF2.[۵۲] براساس خصوصیات قانونی یونی‌کد این سخن به حروف پایین تجزیه می شود الف-لام-لام-ه (الله‬ U+0627 U+0644 U+0644 U+0647).[۵۳] خودکار‌های عربی معمولاً لیگچر خاصی برای [ا]لله دارا هستند و الف اولیه را در لحاظ نمی‌گیرند.[۵۴]

ورژنٔ خوشنویسی این کلمه و واژه که در نشانه قانونی ایران به فعالیت رفته نیز در یونی‌کد شرایط کد ویژه‌ای در قسمت کدهای متفرقه دارااست، U+262B (☫).[۵۵] نماد قانونی ایران در اواسط درفش کشور ایران نیز به فعالیت رفته‌میباشد. این علامت یا این که در معنای نوعی خطاطی از کلمهٔ الله میباشد یا این که در معنای کره‌ای میباشد که دو هلال آن را دربر گرفته‌اند.[۵۶]

علامت و سمبل
درفش‌ها
کشور‌ایران - در درفش کشور ایران ۲۲ توشه عبارت الله‌اکبر به رنگ سپید و به آرمٔ برد انقلاب در روز ۲۲ بهمن، در کنارهٔ تحت رنگ سبز و لبهٔ بالای رنگ سرخ مندرج‌میباشد و نماد اواسط درفش نیز به صورت عبارت الله و لا اله الا الله میباشد.[۵۷][۵۸]
عراق - در درفش عراق از عبارت الله اکبر مستعمل‌میباشد.[۵۹]
ایالات متحده عربی سعودی - در درفش ایالات متحده عربی سعودی از عبارت شهادتین «لا اله الا الله محمد پیامبر‌الله» مصرف شده‌میباشد.[۶۰]
افغانستان - درفش افغانستان دارنده کلمه ها شهادتین و تکبیر میباشد.[۶۱]
آرم‌های ملی
- نشانه ملی افغانستان دارنده کلمه ها شهادتین و تکبیر میباشد.[۶۲]
- نماد ملی جمهوری آذربایجان دارنده خطاطی اسم الله به صورت حریق ابدی میباشد.[۶۳]
- نماد ملی کشور‌ایران خطاطی اسم الله میباشد و عبارت «لا اله الا الله» نیز در آن مخفی میباشد.[۶۴]
- نماد ملی عراق دارنده عبارت «الله أكبر» میباشد.[۶۵]
- علامت ملی اردن دارنده عبارت «الراجي اینجانب الله التوفيق والعون» میباشد.[۶۶][۶۷][۶۸]
- نشانه ملی مراکش دارنده عبارت قرآنی «إن تنصروا الله ينصركم» میباشد.[۶۹][۷۰]
جستارهای متعلق
درگاه اسلام
الله قبل از اسلام
اسم‌های آفریدگار
ال (خداوند)
اسلام

بازدید : 30
شنبه 20 ارديبهشت 1404 زمان : 10:53


حائر حسینی
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: حائر حسینی
«حائر» به جایی گفته میشود که آب در آن توده گردد و خارج نرود. به عبارت دیگر، به آبگینه یا این که مکانی گویند که آب و مسیل آن از زمین‌های همسایه به سوی آن جاری خواهد شد، البته آب در آن به دور زند و شاگرد نشود. این اسم به جای قبر و محصور مزار امام حسین(ع) آورده شده پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد.

وجه تسمیه به حائر این میباشد که زمانی متوکل فرمان تخریب ضریح و مزار امام حسین(ع) و شهیدان کربلا را صادر کرد به آن جای آب روان ایجاد کرد آب گوشه و کنار و به دور تا به دور قبر را فرا گرفت البته بر روی قبر سرازیر نشد. این جای مشمول راءس مهم بقعه امام حسین(ع) و گنبد و بارگاه و نیز مدفن شهیدان کربلا میباشد.[۳۴]

گنجینه و کتابخانه مقبره
گنجینه بقعه در سمت شمال آن واقع میباشد و جواهرات و نفایس و اثرها باارزش بی‌شماری را در خویش مکان داده که در گذر سده‌های مختلف، شاهان و فرمانروایان سرزمینهای اسلامی کادو کرده‌اند. کتابخانه بقعه در سمت شرق آستانه بقعه قرار گرفته و یکسری قرآن خطّی ارزشمند در آن مراقبت میگردد.[۳۵]

مدفونان در بقعه امام حسین(ع)
نوشته‌علمیٔ اساسی: فهرست مدفونان در مقبره امام حسین(ع)
در حین سال های دراز اکثری از بزرگان، شاهزادگان، امرا، شعرا و علما در بقعه امام حسین(ع) به خاک امانت گردیده‌اند اسم بعضی از این بزرگان به گستردن پایین میباشد:

زائده بن قدامه (متوفی سال ۱۶۱ق)
سلیمان بن مهران أعمشی (قرن اولیه هجری)
حسن بن دوستداشتنی بجلی (قرن نخستین هجری)
ابوحمزه ثمالی (متوفی سال ۱۵۰ق)
معاویه بن عماد دهنی (متوفی سال ۱۵۷ق)
عبدالله بن طاهر (متوفی سال ۳۰۰ق)
روضه خوان علی بن بسام بغدادی (متوفی سال ۳۰۲ق)
روحانی ابوالحسن محمد المزین (متوفی سال ۳۲۷ق)
روضه خوان ابوعلی أسکافی (متوفی سال ۳۳۶ق)
روضه خوان ابوبکر محمد بن قدمت بن یسار تمیمی (متوفی سال ۳۴۴ق)
روحانی ابوعبدالله غضائری کوفی
روضه خوان علی بروغندی از بزرگان صوفیه (متوفی سال ۳۵۹ق)
روحانی ابوعلی مغربی (متوفی سال ۳۶۴ق)
وزیر، احمد بن ابراهیم ضبی الکافی وزیرِ مؤید الدوله بویه (متوفی سال ۳۹۸ق)
روحانی ابوسهل صلعوکی (متوفی سال ۳۶۹ق)
ابو محمد حسن مرعشی طبری (متوفی سال ۳۰۸ق)
ظافر بن قاسم اسکندری شعر سرا (متوفی ۵۲۹ق)
امیر قطب الدین سنجر مملوک ناصر لدین الله عباسی (متوفی سال ۶۰۷ق)
جمال الدین قشمر الناصری (متوفی سال ۶۳۷ق)
جمال الدین علی بن یحی مخرمی (متوفی سال ۶۴۶ق)
امیر امین الدین کافور (متوفی سال ۶۵۳ق)
ابوالفتوح نصر بن علی نحوی ابن المخازن (متوفی سال ۶۰۰ق)
وزیر، افسنقر بن عبدالله ترکی (متوفی سال ۶۰۴ق)
پادشاه طاهر پاد شاه فرمان روا میهن دکن هندوستان (متوفی سال ۹۵۷ق)
فرمانروا برمان نظام بن پادشاه احمد هندی (متوفی سال ۹۶۱ق)
پاد شاه حمزه میرزا صفوی (متوفی سال ۹۹۷ق)
محمد بن سلیمان ملقب به فضولی شعر سرا(متوفی سال ۹۶۳ق)
شعر سرا صوفی فضلی بن فضولی (متوفی سال ۹۷۸ق)
روضه خوان محمد باقر وحید بهبهانی (متوفی سال ۱۲۰۵ق)
میرزا مهدی شهرستانی (متوفی سال ۱۲۱۶ق)
سید علی بن محمد طباطبایی مالک الریاض (متوفی سال ۱۲۳۱ق)
میرزا شفیع خان صدر اعظم کشور ایران (متوفی سال ۱۲۲۴ه ق)
سید کاظم رشتی یکی‌از رهبران شیخیه (متوفی سال ۱۲۵۹ق)
امیر بزرگ(متوفی ۱۲۶۸ق)
محمد تقی شیرازی (متوفی سال ۱۳۳۸ه ق)[۳۶]
نقیبان کربلا و تولیت مقبره
نقیب یا این که راز سلسله سادات علوی دارنده حالت اجتماعی سیاسی پر رنگ‌ای بوده و تکالیف ویژه‌ای داشته و قوانینی هم برای وی از این سمت مورد نیاز و بایسته بوده میباشد. نقابت صرفا به فامیل علوی تخصیص داشته و از یک بیت علوی به بیت دیگر، بر پایه ی با خصوصیت‌ها و استعداد‌ها، منتقل می‌گردیده و معمولاً در مشت یک کدام از برجستگانِ بهره مند از نفوذ شخصتی فراوان قرار می‌گرفته میباشد. یک کدام از مهم‌ترین شغل های نقیب، اداره کارها علویان و همینطور ادارف کارها مرقد امام و شهر زیارتی بوده میباشد.[۳۷]

تولیت بقعه امام حسین(ع)
امّ‌موسی مامان مهدی عباسی، یکسری نفر به سرویس مرقد امام گماشت، تا شغل های آن را اجرا دهند. او برای این تیم حقوقی گزینش کرد. هارون نیز همین خط مش را در پیش گرفت و در واقعیت همین دسته اولیه خادمان و متولّیان قانونی بقاع امام حسین(ع) را تشکیل دادند.

به جهت اینکه علویان اکثریت عموم شهر را تشکیل می‌داده‌اند، فرمانروایی شهر در مشت نقیب علویان بوده میباشد. بعد از سقوط بغداد به دست مغولان در سال ۶۵۶ ه. ق. منابع مقداری از تاریخ عراق درباره ی تولیت و کیفیت اداره بقاع امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) صحبت میگوید. در اوایل سده هشتم هجری، مردانی از خاندان بنی اسد که توانسته بودند سلطه خویش را در مملکت‌های همسایه بگسترانند، اداره کارها بقعه را نیز در مشت گرفتند.

بیشترین مردانی که منصب تولیت بقاع امام حسین(ع) را بر ذمه گرفته‌اند از دو طایفه علوی؛ آل زحیک و آل فائز بودند که یکایک نقابت تسلط کربلا را در چنگ داشته‌اند و یک طایفه تولیت و طایفه دیگر نقابت را در مشت می‌گرفته میباشد. یکی جلوه‌های اقتدار رده تولیت که طبعاً قدرتی اجرایی مجموعاَ شهر را نیز درپی می آورد، این میباشد که توانست در جریان هجوم وهابیان به کربلا از سال‌ ۱۲۱۶ق تا سال ۱۲۲۰ق. و همینطور در تهاجم مجدد محجوب‌ پاشا در سال ۱۲۵۸ق. که به واقعه غدیرخون آوازه یافت، نیروی مقامت مردمی را رهبری نماید. بعداز واقعه غدیر خون و در‌پی در هم کوبیده شدن کربلا، اقتدار تولیت تخت‌گاز فرو پاشید، به سیرتکامل‌ای که افزون بر دو قرن، عده ای از قبیله‌های غیر علوی توانستند تولیت مقبره را در اختیار گیرند. تولیت تا اواخر قرن سیزدهم در اختیار غیر علویان بود و از این مجال به سپس در دست خویشان آل طعمه قرار گرفت تا آن را همچنان تا نقطه پايان زمان حکومت عثمانی و همینطور عصر‌های آنگاه در مشت داشته باشند.[۳۸]

اجر زیارت امام حسین(ع)
نوشته ی علمیٔ مهم: زیارت امام حسین(ع)
در احادیث، فراوان به زیارت امام حسین(ع) تأکید گردیده و این مقدار توصیه به زیارت در ارتباط امام دیگری سوابق ندارد؛ به‌سیرتکامل‌ای که در برخی داستان‌ها، زیارت امام حسین(ع) واجب دانسته گردیده است.[۳۹] در روایتی، امام باقر(ع) می فرماید: «در شرایطی که عموم می‌دانستند در زیارت حسین(ع) چه فضیلتی میباشد، از شوق واشتیاق جان می‌باختند». بعد از آن فرمودند: «هرکس حسین(ع) را به خیال و خاطر شوق واشتیاق وی زیارت نماید، برای وی هزار حج مورد قبول و هزار عمره مبرور و ثواب هزار شهید از شهدای بدر و هزار روزه‌دار و اجر هزار صدقه مقبوله و اجر هزار رهاکردن مخلوق در رویه خداوند نوشته می گردد».[۴۰]

زیارت بقعه امام حسین(ع) یکی‌از انجام آیتم اعتنا شیعه ها میباشد. بیشترین زیارت کنندگان در روزهای عاشورا، اربعین و نصفه شعبان در کربلا و حائر حسینی گرد هم میایند.[۴۱]

احکام بقاع امام حسین(ع)

گنبد و گلدسته بقعه امام حسین(ع)
نوشته‌ی علمیٔ مهم: حائر حسینی
مسافر می تواند در بقاع امام حسین(ع) نماز را کل یا این که شکسته بخواند البته آحاد تلاوت با فضیلت‌خیس میباشد. آحاد نوحه شریفه (پایین گنبد) مقبره مطهّر امام حسین(ع) و رواق‌ها و مسجد متصل به آن، همین حکم را داراست و مسافر می تواند در آنجا نیز نماز را کل بخواند.[۴۲]
نماز قرائت در بقعه امامان(ع) مخصوصا مقبره حضرت علی(ع) و امام حسین(ع) اجر بسیار دارااست.[۴۳]
آدم می بایست رعایت وقار را بکند و جلوتر از قبر پیغمبر(ص) و امام(ع) نماز نخواند و درصورتی که نماز تلاوت بی‌احترامی باشد حرام میباشد البته نماز فسخ وجود ندارد. درصورتی که در نماز چیزی مانند دیوار در میان وی و قبر باشد که بی‌احترامی نشود گونه های ندارد اما مسافت شدن صندوق بارگاه و پارچه‌ای که روی آن افتاده میباشد کفاف نمی دهد.[۴۴]
رایحه زدن و خوشبو کردن در هم اکنون زیارت سائر ائمه(ع) مستحب میباشد ولی در زیارت امام حسین(ع) این شغل مستحب نیست.[۴۵]
نوشته ی علمیٔ مهم: تربت
اثرها و احکام خاصی برای تربت امام حسین(ع) قرار داده گردیده‌است:
در حالا نماز سجده بر تربت امام حسین(ع) مستحب میباشد و منجر ارتقاء اجر نماز هست.
میل کردن هر نوع خاکی حرام میباشد به جز تربت حسینی که تناول کردن اندکی از آن به نیت شفا به چنگ آوردن روا میباشد.
برآوردن کام نوزادان با تربت حسینی مستحب میباشد.
نگهداری احترام آن مایحتاج میباشد و هرگونه بی‌احترامی به آن حرام میباشد، مثلا:
نجس کردن آن روا وجود ندارد.
پرت کردن آن در جایی که بی‌احترامی باشد حرام میباشد.
در‌صورتی‌که در جایی که بی‌احترامی باشد بیفتد می بایست آن را خارج آورند، حتّی در‌حالتی که در چاهی باشد و خارج آوردن تربت ممکن نباشد، در شکل قابلیت و امکان می بایست چاه را تعطیل نمایند.
مستحب میباشد، هنگام دفن میت پاره ای تربت هم پا وی نهاده گردد و با حنوط وی نیز ترکیب نمایند.
کالایی که به جایی می‌فرستند مستحب میباشد کمی تربت هم یار و همدم آن بگذارند، به عنوان مثالً جهیزیه دختر.
بوییدن و بوسیدن تربت امام حسین(ع) و بر دیده مالیدن مستحب میباشد، و حتی دست کشیدن بر آن و بر بقیه اعضای تن مالیدن نیز اجر دارااست.
بیان بیان کردن با تسبیحی که از تربت امام حسین(ع) درست شده باشد و حتی یار داشتن آن مستحب میباشد.[۴۶]
پروژه‌های ستاد مرمت عتبات
ستاد مرمت عتبات در نوسازی، مقاوم‌سازی و تجدید بنا بقاع امام حسین(ع) شرکت کردن داشته میباشد. ایجاد کرد، جابجایی و نصب بارگاه تازه امام حسین(ع)، بازسازی درب‌های سابق مقبره مطهر بقاع، دوخت و نصب روپوش مضجع امام حسین(ع)، ایجاد کرد، جابجایی و نصب بارگاه حبیب بن مظاهر و ابراهیم مجاب از شغل های جاری ساختن‌گردیده این ستاد در بقعه امام حسین(ع) میباشد.[۴۷]

جستارهای متعلق
میان الحرمین
تخریب مقبره امام حسین
پانویس
راهنمای مصور هجرت زیارتی عراق، صص۲۴۴–۲۴۶.
قریشی، مرقدها و جای ‌های زیارتی کربلا، ۱۳۹۱ش، ص۲۲.
آل طعمه، کربلا و بقعه‌های مطهر، مشعر، ص ۸۹.
فاطمی، «لغزش‌ها در تاریخ ضریح سیدالشهدا(ع)، ص۸.
آل طعمه، کربلا و بقعه‌های مطهر، مشعر، ص۹۳.
آل طعمه، کربلا و بقاع‌های مطهر، مشعر، ص ۹۵ـ۹۴.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۹، ص۱۸۵.
آل طعمه، کربلا و بقاع‌های مطهر، مشعر، ص۹۹.
آل طعمه، کربلا و بقاع‌های مطهر، مشعر، ص۱۰۰ـ۹۹

بازدید : 52
پنجشنبه 18 ارديبهشت 1404 زمان : 11:05


فرشتگان در دیگر ادیان
از فرشتگان در ادیان دیگر نیز کلام به در میان آمده میباشد؛ در آئین زرتشت، ملائکه بنده اهورامزدا می‌باشند و هر امشاسپند (کنیه ملائکه گران قدر آئین زرتشت) مظهر یکی صفت‌های وی میباشد. در آئین یهودی، ملائکه به منزله بندگان پروردگار میباشند که دستورهای اورا در زمین انجام می‌نمایند و وحی را به آدم‌ها می رسانند. بنابر کتاب مقدس مسیحیان، ملائکه قبل از آدم آفریده گردیده و نگاهبان آدم می‌باشند. سلام پست کردن و پرستش بعضا ملائکه مانند میکائیل، در کلیسا‌های مسیحی رایج پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد.[۱۹]

وظایف
در قرآن وظایفی برای ملائکه نام برده میباشد: واسطه بودن در نزول وحی (رساندن پیام خداوند به پیامبران)،[۲۰] آگاهی کارها فقید، رساندن نتیجه الهی به مخلوقات،[۲۱] استغفار[۲۲] شفاعت برای مؤمنان[۲۳] و کمک آن‌ها،[۲۴] لعن کافران،[۲۵] تصویب انجام بندگان[۲۶] و قبض روح آن‌ها.[۲۷] گروهی از ملائکه همواره به عبادت و تسبیح معبود اشتغال دارا‌هستند و به کاری دیگر نمی‌پردازند.[۲۸]

ملائکه در فقید برزخ[۲۹] و آخرت نیز حضور دارا هستند؛ گروهی از آن‌ها در پردیس مستقرند[۳۰] و گروهی نیز نگاهبان جهنم و دوزخیان‌اند.[۳۱]

مراتب و اقسام
به‌گفته علامه طباطبایی ملائکه دارنده مراتب و مقامات مختلفی‌اند. رده بعضی از آنان از بعضا دیگر فراتر یا این که تحت‌خیس میباشد.[۳۲] بنابر آیه ها قرآن، گروهی از آنها کارگزار فرشته وحی (جبرائیل)[۳۳] و گروهی کارگزار فرشته مرگ (عزرائیل) به شمار می آیند.[۳۴]

ملاصدرا فرشتگان را به ملائکه مقرب، ارواح مُهَیمِه، ملائکه موکل بر اجرام آسمانی، ملائکه عقلی و ملائکه زمینی،[۳۵] و امام خمینی آنان‌را به ملائکه غیرمتصرف در اجسام (ملائکه مهیمه و اهل عالم لاهوت) و ملائکه موکل بر موجودات جسمانی[۳۶] تقسیم کرده‌اند.

خصوصیت‌ها
بعضی از خصوصیت‌های ملائکه عبارتند از:

طهارت
به گفته علامه مجلسی، شیعه ها فرشته‌ها را از هر سیرتکامل گناه کبیره و صغیره معصوم میدانند. همینطور بیشتر اهل‌سنت نیز بر این باورند.[۳۷] با این اکنون بعضی از اهل‌سنت طهارت ملائکه را نمی‌پذیرند و برخی از آنان فقط اقسام خاصی از آن ها مانند ملائکه حمل کننده وحی و ملائکه مقرب را معصوم دانسته‌اند.[۳۸]

بنابر آیه «لَا یسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُم بِأَمْرِ‌هِ یعْمَلُونَ: که در صحبت بر وی پیشی نمی‌گیرند، و به فرمان وی شغل می‌نمایند.»[۳۹] و «لایعصون الله ما امرهم»[۴۰] فرشتگان معصوم‌اند و در قبال خداوند نافرمانی نمی کنند.[۴۱] ولی بعضی با استناد به ماجرای هاروت و ماروت و سجده نکردن ابلیس بر بشر[۴۲] و نیز نافرمانی فطرس، در طهارت آن ها تشکیک کرده‌اند.[۴۳] عالمان شیعه جواب‌هایی به چنین مفاد داده‌اند؛ مثلا اینکه نافرمانی هاروت و ماروت زیر‌تأثیر افسانه‌هایی میباشد که در روایات و قرآن نیامده میباشد.[۴۴] همینطور بیان شده میباشد که ابلیس فرشته نبوده میباشد.[۴۵] همینطور به‌گفته مرتضی مطهری، احتمال تخلف از امرها آفریدگار برای گروه‌ای از ملائکه وجود دارااست، خیر کلیه آنان.[۴۶] [یادداشت ۱]

به‌گفته ناصر مکارم شیرازی آنچه در احادیث درباره تنبیه بعضی از ملائکه بر تاثیر کُندی در اجرا امرها الهی آمده، سوراخ اولین میباشد خیر گناه؛ چنانکه درباره بعضا از پیامبران هم به شغل رفته میباشد.[۴۷]

علامه طباطبایی این نظر را دارد که ملائکه هر آنچه را معبود عزم نماید عزم می‌نمایند و هر آنچه پروردگار دستور نماید، فعالیت می‌نمایند، و از این رو گناه نمی کنند.[۴۸]

برتری بر آدم
بعضی از عالمان شرعی با استناد به آیه «وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ... وَ فَضَّلْنَاهُمْ عَلَی کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلًا؛ به حقیقت فرزندان بشر را گرامی داشتیم... و آنها را بر بخش اعظمی از آفریده‌های خویش برتری دادیم.»[۴۹] ملائکه را از آدم رفیعتر میدانند. برخی دیگر با استناد به ماجرای سجده کردن ملائکه بر انسان و یادگرفتن آنان به وسیله حضرت بشر، بشر را رفیعتر از ملائکه میدانند، به شرط اینکه استعدادهای خویش را به عمل گیرد.[۵۰]

به‌گفته حسن حسن‎‌زاده آملی، ابن‌عربی ملائکه عالین (مهیمین) را رفیعتر از بنی‌انسان می داند، به این دلیل که سجده بر حضرت انسان بر آن‌ها واجب عدم وجود.[۵۱] و محمد داوود قیصری، بشر‌هایی که به منزلت خلیفة‌اللهی رسیده‌اند را از ملائکه عالین هم رفیعتر می داند.[۵۲] ملاصدرا با استناد به آیه ۳۱ سوره بقره که به فراگیری انسان به فرشتگان اشاره دارااست، اعتقاد دارد که آیه ذکر شده بر برتری انسان بر ملائکه مستقر زمین و عرش دلالت دارااست، خیر ملائکه مهیمین.[۵۳]

برتری پیامبران بر فرشتگان

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 502
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه