loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 21
يکشنبه 18 خرداد 1404 زمان : 11:37


مهدی شب‌زنده‌دار (۱۳۳۲ش) از فقهای شورای دربان و عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم میباشد. او همینطور عضو هیأت امنای جامعة المصطفی العالمیه، عضو حقوقی مجمع تشخیص مصلحت نظام، رئیس مؤسسه تحقیقاتی آموزشی بقیة‌الله(عج) و نیز مدیر محل کار فقه معاصر میباشد. شب‌زنده‌دار نزد استادانی زیرا سید رضا صدر، عبدالله جوادی آملی، حسین وحید خراسانی، میرزا جواد تبریزی و مرتضی حائری یزدی علم آموزی نموده است. وی به درس دادن درس بیرون فقه و اصول در قم سرگرم میباشد. او کتاب ذبایح از گروه الموسوعة الفقهیة را تألیف و نصیب‌هایی از تحریر الوسیله تاثیر امام خمینی را گستردن نموده است. وی دروس کاظم تبریزی و حسین وحید خراسانی را نیز تقریر پک پذیرایی ترحیم مشهد نموده است.

شب‌زنده‌دار، به تأثیر مجال و جای بر اجتهاد اطمینان دارااست و بر این پایه، فقه حکومتی را از حیث طرز استنباط همچون فقه شخصی و از لحاظ رهاورد، متمایز از آن می داند. کتاب پندهای به روزی، دربردارنده سلسله مباحث اخلاقی وی میباشد.

معاش‌طومار
مهدی شب‌زنده‌دار در سال ۱۳۳۲ش در داراب، از شهرهای استان عجم به‌ جهان آمد.[۱] پدرش حسین شب‌زنده‌دار جهرمی (۱۳۰۸-۱۳۹۳ش)، از شاگردان امام خمینی، مفسر قرآن و از اساتید خلق بود.[۲]

تحصیلات و اساتید
شب‌زنده‌دار‌ در سال ۱۳۴۵ش وارد حوزه علمیه قم شد.[۳] دروس مقدمات و سطح را نزد پدرش و اساتیدی همانند سید حسن طاهری خرم‌آبادی، علی مشکینی، محمد مؤمن قمی، احمد جنتی، جعفر سبحانی، مصلحی اراکی و محمدتقی ستوده فرا گرفت، و دروس فلسفه و حرف را از سید رضا صدر، عبدالله جوادی آملی، حسن حسن‌زاده آملی، ابراهیم امینی و یحیی انصاری شیرازی فراگرفت.[۴]

وی در درس بیرون فقه و اصول، در کلاس اساتیدی همانند کاظم قاروبی تبریزی، مرتضی حائری یزدی، حسین وحید خراسانی، میرزا جواد تبریزی و سید موسی شبیری زنجانی کمپانی کرد.[۵]

درس دادن و اثرها
شب‌زنده‌دار بعد از درس دادن‌ دروس‌ زمان‌ سطح‌، از سال ۱۳۸۵ش به درس دادن درس بیرون فقه و اصول در مسجد اعظم قم اشتغال دارااست.[۶]


این کتاب برای درس دادن در دروس سطح و بیرون تدوین گردیده است.
او تألیفات زیادی در فقه و اصول داراست که برای مثال آن ها کتاب ذبایح از تیم الموسوعة الفقیهه (۱۰ جلد)، گستردن نصیب‌هایی از تحریر الوسیله، الجامع فی الاصول و تقریرات دروس بیرون کاظم قاروبی تبریزی و حسین وحید خراسانی میباشد.[۷]

همینطور محل کار فقه معاصر که از سال ۱۳۹۵ش شغل خویش را زیرنظر شورای علمی، متشکل از شب‌زنده‌دار و اساتید دیگری زیرا محمدتقی شهیدی، حسین شوپایی، سید محمدعلی مدرسی یزدی، علی عندلیب همدانی و محمد قائنی نجفی شروع کرده است، کتاب الفائق فی الاصول را برای درس دادن در دروس سطح و درس بیرون تدوین کرده که درباره مسائل مستحدثه گفت و گو می‌نماید.[۸]

دروس رفتار
درس خلق محمدمهدی شب‌زنده‌دار در مسجد اعظم قم (دارالتلاوه) برگزار میگردد.[۹]

کتاب پندهای بهروزی، دربردارنده سلسله مباحث اخلاقی وی که جلد نخستین آن از سوی دفتر کار انتشار معارف در سال ١٣٩٣ش منتشر گردیده، مشمول ٤٣ درس در چهار فصل (١. ارشادوراهنمایی‌های قرآنی، ٢. سفارش‌های نبی(ص) به امیرالمومنین(ع)، ٣. درس‌آموزی از فامیل پاکی(ع) و ٤. نعمت‌هایی چهت نیل به تبارک) میباشد. در نقطه پايان کتاب، تیم‌ای از عبارات قصار آیت‌الله شب‌زنده‌دار برای تأکید بیشتر آمده میباشد.[۱۰]

بازدید : 14
شنبه 17 خرداد 1404 زمان : 16:19


مورخان درباره وصلت سکینه اختلاف دارا هستند. برخی معتقدند امام حسین(ع) سکینه را به تزویج پسر عمویش عبدالله بن حسن درآورد؛[۶] اماشیخ موءثر، عبدالله بن حسن را در حین اتفاق کربلا کودکی که به سن بلوغ و وصلت نرسیده، تعریف می‌نماید.[۷] برخی منابع همسر سکینه را ابوبکر بن حسن بن علی معرفی کرده‌اند؛ ولی مبتنی بر همین منابع ابوبکر لقب عبدالله بن حسن بوده میباشد.[۸] برخی مورخان معتقدند پیش از آن که تزویج آن ها به زفاف بینجامد، عبدالله در اتفاق کربلا به شهید شدن رسید.[۹]روحانی ذبیح الله محلاتی مورخ و تالیف کننده در ریاحین الشریعه، عبدالله بن مسلم بن عقیل را همسر او معرفی پک پذیرایی ترحیم مشهد نموده است.[۱۰]

بعضا از منابع تاریخی همسر سکینه را مصعب بن زبیر، دانسته‌اند.[۱۱] در کتاب الطبقات الکبری و الاعلام آمده میباشد که بعداز قتل مُصعَب، سکینه به همسری عبدالله بن عثمان درآمد و بعداز مرگ عبدالله، زید بن قدمت نوه عثمان بن عفان با وی وصلت کرد. درین کتاب از نقل برخی اورده شده سکینه در اواخر قدمت به همسری اصبغ بن عبدالعزیز[یادداشت ۲] نیز درآمده میباشد.[۱۲] برخی از فقیهان شیعه از وصلت سکینه دختر امام حسین(ع) با مصعب بن زبیر برداشت کرده‌اند که وصلت زنان شیعه با مسلمانها غیر شیعه اشکالی ندارد.[۱۳]

برخی از مورخان وصلت‌های زیادی که به ویژه در منابع اهل سنت به سکینه منسوب شده را مردود می دانند؛ چون درین دربین اسم اشخاصی مشاهده می شود که سوابق دشمنی با اهل بیت داشته و وصلت سکینه با آن‌ها بعید به حیث میرسد. در‌این منابع آمده میباشد که سکینه بعداز وصلت با عبدالله بن حسن دیگر تزویج نکرد.[۱۴] همینطور درباره وصلت‌های مکرر سکینه گفته‌اند که در بالا اسلام ترسیم بر این بوده که زنان بعداز مرگ همسرانشان سوای شوهر نمانند و تزویج دوباره امری طبیعی بوده میباشد.[۱۵] برخی نیز نسب و شرایط اجتماعی سکینه را از انگیزه‌های تزویج‌های دوباره وی دانسته‌اند.[۱۶] همینطور گفته‌اند دختران امام حسین(ع) بعد از درگذشت شوهرانشان از سوی حاکمان بنی‌امیه خواستگاری می‌شدند آن ها برای جواب منفی به خواستگاری افرادی که با اهل‌بیت(ع) دشمنی داشتند با اشخاص دیگری تزویج می‌کردند.[۱۷]

درگذشت
سکینه بعد از اسارت به یار کاروان اسرا به مدینه برگشت. از معاش وی در مدینه تا مجال وفات، در منابع تاریخی گزارش چندانی در مشت وجود ندارد و صرفا به مطرح شدن بعضا از مناظرات و مجالس علمی اکتفا گردیده‌است.[۱۸] کیفیت وفات و محل دفن سکینه نیز آیتم اختلاف مورخان بوده میباشد. بعضی از منابع تاریخی وفات سکینه را ۵ ربیع‌الاول سال ۱۱۷ هجری قمری در مدینه نقل کرده‌اند.[۱۹] سازه بر نقل این منابع، خالد بن عبدالله(حکم دهنده وقت) بر وی نماز خواند و اورا در آرامستان بقیع به خاک سپردند. برخی نیز گفته‌اند زمانی سکینه با اصبغ بن عبدالعزیز وصلت کرد، از مدینه به طرف مصر جنبش کرده و در دمشق درگذشت.[۲۰] و در آرامستان باب الصغیر در دمشق، قبری منسوب به سکینه وجود دارااست. جمع‌ای نیز گفته‌اند بعد از وصلت با اصبغ بن عبدالعزیز به مصر رفته و در آنجا مدفون شد‌ه‌است. حرم‌ای در قاهره نیز به سکینه بنت الحسین منسوب میباشد.[۲۱]

حضور در رخداد کربلا

بازدید : 20
سه شنبه 13 خرداد 1404 زمان : 16:49


وَرّام بن ابی فِراءس حِلّی، عالم و محدّث امامی قرن ششم و شروع قرن هفتم قمری و از شاگردان سدیدالدین حمصی رازی. مهم ترین کتاب او که سبب دارای اسم و رسم شدنش نیز شوید، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر میباشد که به تیم ورام آوازه دارااست. سید بن طاوس از شاگردان پک پذیرایی ترحیم مشهد اوست.

به دنیا آمدن، نسب و درگذشت
ابوالحسین، مسعود بن عیسی روحانی وَرّام بن ابی فِراءس مالکی نخعی اشتری در حلّه چشم به جهان گشود. [۱] از تاریخ تولد او اطلاعی در چنگ وجود ندارد. اکثری از گستردن‌حالا‌نویسان او‌را عرب نژاد و از نسل صاحب اشتر، دانسته‌اند.[۲]

البته سازه به پژوهش ها مصطفی جواد،[۳] نیاکان او از موالیانِ بنی اشتر بودند که در سال ۶۶ قمری همدم مختار ثقفی قیام کردند. ورّام از خاندانی بلندپایه بود که بعضا از امیران از آن برخاسته بودند.[۴]

او در ۲ محرم سال ۶۰۵ق در حلّه درگذشت.[۵] سید حسن امین در مستدرک اعیان الشیعه، گفته میباشد که لاشه وی به کوفه منتقل و در مقبره امام علی(ع) دفن شد؛[۶] ولی در کتاب المزار، آمده میباشد که وی در حله دفن شد[۷] (حسن امین همین پیمان را در پانویس کتاب خویش نقل نموده است[۸]) مرقدی نیز در حله در مسجد روضه خوان ورام به اسم او وجود دارااست.[۹]

استادان و شاگردان
استادان

از استادان او، سدیدالدین محمود بن علی حمصی[۱۰] و از مشایخ روایی او، محمد بن محمد بن هارون بزاز حلی بودند.[۱۱] وی همینطور از علی بن ابراهیم عُرَیضی قصه کرد و در تنبیه الخواطر به اسم وی تصریح نموده است.[۱۲] ورام بن ابی فراس، سدیدالدین حِمَّصی را با کلمات «مدرس ارزنده، دانشمند تبارک، یگانه روزگار، پایدار در آیین، یار آیین، لهجهِ گویای متکلمان و شیرِ میدانِ مناظرات علمی» تعریف نموده است.[۱۳]

شاگردان

سید بن طاووس.[۱۴]
ابوعبداللّه محمد بن جعفر مشهدی، مالک المزار الکبیر، از ورّام ماجرا کرده[۱۵] که شهید ثانی نیز به واسطه وی از ورّام قصه کرده است.[۱۶]
اثر ها

کتاب تیم ورام
تَنبیهُ الخَواطِر و نُزهَةُ النَّواظِر دارای اسم و رسم به دسته ورّام که قضیه آن مواعظ و حِکَم اخلاقی میباشد.
مسئلة فی المواسعة والمضایقة.[۱۷]
مختصات علمی و اخلاقی
ورّام آغاز به امیریِ لشکر رسید اما بعداز چندی از تمامی مناصب خویش دست کشید و روش زهد و تقوا و عبادت و درس و دعوا را در پیش گرفت.[۱۸] روحانی منتجب الدین رازی در الفهرست از وی با تیتر امیر بازهد و فقید خاطر کرده و نوشته که او‌را در حلّه چشم میباشد.[۱۹]

ابن طاووس در بعضی اثر ها خویش، همانند الامان اینجانب اخطار الاسفار والازمان تصریح کرده که ورّام جَدِّ مادری اوست.[۲۰] او نوشته میباشد که جدش تأثیر اکثری در معاش علمی او داشته[۲۱] و از عده ای بوده که رفتارشان سر مشق دیگر افراد میباشد. ابن طاووس همینطور از ارادت ورّام به اهل بیت نبی اسلام کلام گفته میباشد. چون وصیت کرده بود که بعداز مرگش عقیقی که اسم امامان برآن نقش بسته در دهانش بگذارند. سید بن طاووس افزوده که زیرا بدین شغل وی یقین داشته خویش وی نیز اینگونه وصیتی نموده است.[۲۲]

پانویس
عاملی، امل الآمل، ج۲، ص ۳۳۸؛ منتجب الدین رازی، فهرست منتجب الدين، ۱۳۶۶ش، ج۲،ص۳۳.
برای مثال نک: منتجب‌الدین رازی، الفهرست، ص۱۲۸-۱۲۹؛ حر عاملی، امل الامل، قسم۲، ص۳۳۸.
جاوان القبیلة الکردیة المنسیة و مشاهیر الجاوانیین، ص۸۴-۱۲۱.
امین، مستدرکات اعیان الشیعة، ج۱، ص۲۴۹.
ابن اثیر، الکامل، ج۱۲، ص۲۸۲.
امین، مستدرکات اعیان الشیعه، ج۱، ص۲۴۹.
قزوینی، کتاب المزار، ص۱۹۳.
امین، مستدرکات اعیان الشیعه، بیروت، ۱۴۰۸-۱۴۱۶ق/ ۱۹۸۷-۱۹۹۶م،ج۱، ص۲۴۹.
«ورّام بن أبی فراس الجاوانی»، راءس تراث الحله.
منتجب الدین رازی، الفهرست، ص۱۲۹.
افندی اصفهانی، ریاض العلماء، انتشار مطبعة الخيام،ج۵، ص۲۸۲.
گروه ورّام، چاپ علی اصغر حامد، طهران، ۱۳۷۶ق، ج۲، ص۳۰۳.
سید بن طاووس، فرج المهموم، ۱۳۶۸ق، ص۱۴۶.
سید بن طاووس، کشف المحجة لثمرة المهجة، ص۱۰۹.
امین، اعیان الشیعه، بازرسی حسن امین، ج۹، ص۲۰۲.
حر عاملی، امل الآمل، ۱۳۶۲ش،قسم۲، ص۳۳۸.
آقا والا تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۸ق، ج۲۰، ص۳۹۵.
عسقلانی، لسان المیزان، ۱۳۹۰ق، ۱۹۷۱م، ج۶، ص۲۱۸؛ مستدرکات اعیان الشیعة، ج ۱،ص۲۴۹.

بازدید : 16
دوشنبه 12 خرداد 1404 زمان : 14:58


تاریخچه
احداث مکتب دارالفنون از پیشنهادهای امیرکبیر در سال ۱۲۶۶ ه‍.ق بود.[۷][۸] امیرکبیر بعد از هجرت به روسیه و مشاهده مدرسه های فنی، صنعتی و نظامی آنجا به پندار احداث مکتب‌ای شبیه در کشور‌ایران بود.[۹] محمودآبادی، احتمال شنیدن خبر تأسیس دارالفنونی در ترکیه (۱۲۶۳ ه‍.ق) را نیز، موجب میل بیشتر امیرکبیر برای تأسیس اینگونه مکتب ای در کشور ایران میداند.[۱۰] به نقل از عباس میلانی، در حین احداث، عده ای از روحانیون با اینگونه مکتب‌ای مخالفت ورزیدند. استدلال این مخالفت، از در میان رفتن توان انحصاری روحانیون در قضیه آموزشی و قضایی پک پذیرایی ترحیم مشهد بود.[۱۱]

این مکتب در سال ۱۲۶۸ و در خیابان ناصر خسرو طهران، تأسیس شد. تاریخ افتتاحیه مکتب دارالفنون ۱۳ روز گذشته از قتل امیرکبیر و در ششم دی ۱۲۳۰ هجری خورشیدی بود. درین مراسم ناصرالدین فرمانروا، میرزا آقاخان نوری صدراعظم تازه جمهوری اسلامی ایران و تنی چند از دانشجو یان و اساتید حضور داشتند.[۱۲] در‌این مکتب، فن‌های پیاده‌نظام، سواره نظام، توپ‌منزل، مهندسی، پزشکی، جراحی، داروسازی و معدن وجود داراست.[۱۳] در کل فن‌های فوق، گویش فرانسه، علم ها طبیعی، ریاضی، تاریخ و جغرافیا درس دادن میشد.[۱۴] مثلا حرفه‌هایی که ابعاد به حرفه‌های مکتب اضافه شد، فن ادبیات بود که دربرگیرنده ادبیات عربی و فارسی می شد. فن طب نیز دیگر حرفه اضافه گردیده و مشاجره‌برانگیز این مکتب بود.[۱۵]

زمان نخستین محصل ها مکتب در سال ۱۲۷۴ سوا‌التحصیل شدند. از این فی مابین ۴۴ درصد در علم ها نظامی، ۱۹ درصد در حرفه ریاضی، ۱۵ درصد نیز در حرفه طب علم آموزی کردند و باقی در فن‌های فرعی از زیرشاخه ادبیات سوا‌التحصیل شدند.[۱۶] در سال ۱۲۷۲، بدور دوم مکتب تدارک چشم شد؛ درین زمان اختلال تأمین اساتید برای مکتب پدید آمد. ناصرالدین پادشاه نیز معدود‌نادر با عمل مکتب مخالفت پیدا کرد. برخی بر این باورند که مخالفت وی، به دلیل واهمه از دور اندیشی عموم از کارها بوده‌میباشد.[۱۷] ولی بعضا میرزا ملکم خان را استدلال مهم انزجار فرمانروا از دارالفنون میدانند؛ به دلیل آنکه وی بابیان طرح جمهوریت و رابطه آن با دارالفنون، منجر شد تا پاد شاه نسبت به علم آموزی دانشجو ها دارالفنون در علم ها غربی و حضورشان در فرنگ، بدبین بشود.[۱۸]

زمان افول
پس از چند سال شغل مکتب دارالفنون، این شرکت با افول علمی مواجه بود، تا جایی که از این مکتب با تیتر دبیرستانی ساده حافظه می شد.[۱۹] مبتنی بر گزارش‌ها، افول روزافزون مکتب، با تعطیلی فن‌های تحصیلی شکل می‌گرفت. دربین سال‌های مرگ ناصرالدین فرمانروا تا انقلاب مشروطه، مکتب از دید پاره ای و کیفی در گیر انفعال بود.[۲۰] بعد از انقلاب مشروطه و تأسیس کالج طهران، به‌طور کلی دارالفنون کارکرد دانشگاهی خویش را از دست بخشید. در سال‌های ۱۳۱۳ تا ۱۳۶۴ نیز مکتب دوباره تحت عنوان یک متوسطه شغل دور از شوخی خویش را شروع می‌نماید و کوشش می‌نماید تا در میان مدرسه های رفیعتر سرزمین قرار بگیرد که تا حدودی غالب بوده‌میباشد. امروزه این مکتب به موزه تبدیل شده است.[۲۱]

ساختار اداری
مکتب به دلیل درباری بودن، بی واسطه پایین حیث پاد شاه و دربار اداره میشد. رئیس مکتب بیشتر بر ذمه معلمان اروپایی بود اما سر گروهی آن به دست اهل ایران‌ها گزارش شده است.[۲۲] او‌لین مدیریت مکتب دارالفنون را میرزا محمدعلی خان شیرازی گزارش کرده‌اند.[۲۳] وی وزیر خارجه وقت بود. بعد از او عزیزخان مکری که سرداری آحاد میهن را ذمه ‌دار بود، این مسند را ذمه ‌دار شد. مدیر آجل مکتب، رضاقلی هدایت بود. در سال ۱۲۷۴ ه‍.ق علی‌قلی میرزا اعتمادالسلطنه ذمه ‌دار سر گروهی مکتب شد. یک سال بعد از آن، اعتمادالسلطنه تحت عنوان اولیه وزیر علم ها منصوب شد.[۲۴]

اولیه معلمان مکتب را امیرکبیر از در میان اساتید علم آموزی کرده در آن سوی مرز یا این که از معلمان اعزامی از کشورهای اروپایی گزینش کرده و با آن‌ها عقد تفاهم نامه نموده‌میباشد. معلمان انگلیسی، اتریشی، ایتالیایی، آلمانی و فرانسوی از اساتید اروپایی مکتب بودند.[۲۵]

میان تاریخ، اشخاص مشهوری در مکتب دارالفنون علم آموزی کرده‌اند. از دربین آن‌ها می‌قدرت به محمدحسین بهجت (شهریار)، محمد قریب، عباس اقبال آشتیانی، یدالله سحابی، فرهاد فخرالدینی، فریدون آدمیت و علی‌اکبرخان نفیسی اشاره نمود.[۲۶]

بازدید : 19
شنبه 10 خرداد 1404 زمان : 17:52


ابوهریره و تزِ معاش
تعیین آیتم‌های متنوع و در عین اکنون ناسازگار با هم(هر یکسری به لحاظ ظاهری) در قسمت های متعدد معاش ابوهریره به چشم می‌خورد و همین سبب ساز گردیده که برخی از دانشمندان نگاه اورا به معاش منحصر به خودش دانسته‌اند. ابن عماد حنبلی در شذرات نقل کرده که وی پشت راز علی نماز میخواند و بر رمز سفره معاویه طعام می‌خورد و از نبرد گوشه می گرفت و می اظهار کرد : نماز پشت راز علی بی نقص‌خیس، و غذای راز سفره معاویه چرب خیس ، و هجران از پیکار برای محافظت جان عالی پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد. [۳۴] {[یادداشت ۱]

وفات
قسم دارای شهرت درباره وفات ابوهریره سال ۵۹ق میباشد و همانگونه که ابن‌سعد[۳۵] نیز تصریح نموده است نمازگزاردن وی بر پیکر عایشه در رمضان ۵۸، تقویت کننده این تاریخ درباره مرگ اوست. با این همگی در بعضی از منابع از سال ۵۷ و ۵۸ق نیز صحبت رفته میباشد.[۳۶] به گفته ناصر خسرو قبر ابوهریره در طبریه شام میباشد.[۳۷]

ابوهریره و حدیث
فراوانی احادیثی که از ابوهریره داستان گردیده است امری میباشد که خیر در تالیفات سده‌های آنگاه بلکه در به عبارتی دهه‌های اول اسلامی آلرژی برانگیز بود، تحت عنوان شاهد می بایست به فرمان خلیفه قدمت اشاره نمود که ابوهریره را به انگیزه کثرت ماجرا از نبی(ص)، از نقل حدیث بر حذر داشت.[۳۸] همینطور حضرت علی(ع) و بعضا دیگر از اصحاب نیز در همین آیتم گویش به اعتراض گشودند.[۳۹]
ابوهریره جز شنیده‌های بی واسطه خویش از رسول(ص) اکثری از روایات آن حضرت را از روش دیگر صحابه زیرا؛ ابوبکر، قدمت، ابی بن کعب، عایشه، راحت بن سعد ساعدی و حتی صحابی جوانی زیرا ادب بن عباس نقل نموده است.[۴۰]
بر محور آماری که از روایات ابوهریره به دست داده گردیده، شمار روایات منفرد او در درست بخاری ۹۳ حدیث، روایات منفرد او در درست مسلم ۱۸۹ حدیث، روایات مشترک وی در صحیحین ۳۲۵ حدیث و در کل روایات وی در کتاب ها دارای اعتبار حدیثی بالغ بر ۵۳۷۴ حدیث بوده میباشد که با اعتنا به اینکه وی حداکثر چهار سال قبل از رحلت رسول مسلمان گردیده امری غریب میباشد در حالی‌که از سایر اصحاب فرستاده به مراتب کمتر حدیث نقل گردیده‌است.[۴۱] همینطور به گفته حکم دهنده نیشابوری صرفا ۲۸ بدن از صحابه و ولی گروهی از تابعین از ابوهریره قصه کرده‌اند.[۴۲] حدود ۱۰ درصد از مسند احمد بن حنبل به روایات منقول از ابوهریره تخصیص یافته میباشد.
روایات ابوهریره از نظر مسئله، بسیار متنوع بوده مسائلی از عقاید و فقه گرفته تا سیره و ملاحم و حتی طب را برمی‌گیرد.
روایات اورا به صورت تمام می‌اقتدار در نصیب مسند ابوهریره از مسانید بر مکان ما‌نده همانند مسند احمد بن حنبل[۴۳] مسند ابویعلی موصلی و جز آن یافت.
علامه طهرانی از سید شرف الدین نقل کرده که آحاد‌ احاديثی كه‌ از خلفای چهارگانه روايت‌ گردیده‌ میباشد‌، نسبتش به‌ احاديث‌ ابوهريره‌ به‌ تنهائی كمتر از بيست‌ و هفت‌ درصد میباشد؛ زيرا تک تک احاديث‌ ماجرا گردیده از ابوبكر صرفا‌ ۱۴۲ حديث‌، و مجموع احاديث‌ منسوب به‌ عمر۵۳۷ حديث‌، و مجموع احاديثی را که عثمان‌ نقل کرده۱۴۶ حدیث، و کلیه احاديثی را که امام علی(ع) داستان کرده۵۸۶ حدیث میباشد. که مجموعش۱۴۱۱ حدیث میباشد. [۴۴]

عیب گیری رجالی
کثرت به دور از انتظار احادیث ابوهریره از رسول(ص) با اعتنا به محصور بودن زمان ملازمت وی با رسول، اعتراض هایی را از سوی بعضی از صحابه پیش آورد که دامنه این اعتراضات کما بیش به عصر‌های آن گاه کشیده شد. با در لحاظ داشتن این اصل که اکثریت اهل سنت مجموعاَ اصحاب رسول(ص) را عادل پنداشته و در صدد انتقاد صحابه بر نمی‌آیند[۴۵] مبرهن میباشد که شخصیت ابوهریره نیز تحت عنوان یک صحابی همواره از سوی آن‌ها آیتم پذیرش و احترام میباشد.[۴۶]
شیعه امامیه که در اصول اعتقادی مذهب خویش خلال حرمت نهادن بر صحابه شیوه انتقاد آنان‌را گشوده می‌چشم‌اند، در اثر ها متعدد خویش به عیب گیری از شخصیت ابوهریره پرداخته‌اند.[۴۷]
ابراهیم نظّام از معتزله ابوهریره را به کذب و وضع و اوضاع حدیث مجرم ساخته[۴۸] و ابوجعفر اسکافی نیز در نقض خویش بر العثمانیه جاحظ، حکایاتی در عیب گیری از ابوهریره نقل نموده است.[۴۹] عدل گرایان حنفی در خراسان نیز بسان معتزلیان از انتقاد شدید ابوهریره دوری نداشته‌اند.[۵۰]
در دهه‌های اخیر نیز شخصیت ابوهریره از جدید آیتم بازبینی قرار گرفته و یک سری بدن از نویسندگان شیعه و اهل سنت به نوشتن اثراتی در نقد از او پرداخته‌اند از شیعه امامیه می‌قدرت به کتاب ابوهریره از عبدالحسین شرف الدین[۵۱] اشاره نمود. از اهل سنت محمود ابوربه نیز در کتاب روضه خوان المضیرة[۵۲] به توجه به عیب گیری معاش و احادیث منقول از ابوهریره پرداخته ولی محمد حبیب الرحمان اعظمی در کتاب ابوهریرة فی ضوء مرویاته[۵۳] کوشیده میباشد تا با نگرشی به روایات منقول ابوهریره در صحاح ششگانه و کتاب ها حدیث به مقام اصلی وی اشاره نماید.این کتاب را محمد وحیدگلپایگانی با تیتر (تاجر حديث شيخ المضيره ابوهريره) ترجمه نموده است. ودرسال ۱۳۴۳ش انتشار یافته میباشد.[۵۴]
تک‌نگاری
ابوهریره، تاثیر سید عبدالحسین شرف‌الدین (۱۲۹۰-۱۳۷۷ق)، نجف،‌ الحیدریه، چاپ دوم، ۱۳۸۴ق. درین تاثیر بعد از تفصیل معاش و شخصیت ابوهریره، احادیث وی آیتم پژوهش قرار گرفته میباشد. تالیف کننده، دارای اعتبار پی بردن احادیث ابوهریره از سوی اهل‌سنت را گزینه خدشه قرار داده میباشد. این کتاب اولیه توشه به وسیله نجفعلی میرزایی با عنون «ابوهریره و روایات ساختگی» در سال ۱۳۷۲ش به فارسی ترجمه شد.[۵۵]
جستارهای متعلق
جعل حدیث
اسرائیلیات
عدل و داد صحابه

بازدید : 14
پنجشنبه 8 خرداد 1404 زمان : 11:01


حمله همگانی
با کشته‌شدن سران قریش در نبردهای بدن‌به‌بدن، پیکار همگانی استارت شد.[۵۶] به نقل از بعضا از تاریخ‌نگاران، با وجود اینکه سایبان فرماندهی بر بلندی قرار داشت،[۵۷]ولی رسول در خط مقدم حاضر شد و یارانش در بحبوحه جنگ به وی پشتیبانی می‌بردند.[۵۸] بعضا از مورخان مسلمان نوشته‌اند بعداز شکسته‌شدن چاقو سَلمَة بن اَسلَم، رسول(ص) چوب‌دستی خویش را به وی بخشید و چوب‌دستی تبدیل به خنجر پک پذیرایی ترحیم مشهد شد.[۵۹]

رسول(ص) مشتی خاک به سوی مشرکان پرتاب کرد و با دعای وی، پروردگار هراس در دل معاند انداخت و آنها‌را به گریز واداشت.[۶۰] این برد کمتر از نیم روز زمان بر شد[۶۱] و به نقل از تاریخ‌نگاران نتایج رشادت و پایمردی مسلمان ها، دعای رسول(ص)[۶۲] و امدادهای غیبی[۶۳] بود.

اتفاق ها بعداز نبرد
به گفته برخی مورخان، بعد از باخت مشرکان در پیکار بدر، توده‌ای از مسلمانها همانند سعد بن مُعاذ، برای مراقبت از نبی(ص) در کنار نبی(ص) ایستادند. گروهی دیگر به گردآوری‌آوری غنایم پرداختند و گروهی دیگر به تعقیب معاند رفتند و آنها را اسیر کردند.[۶۴] امام علی(ع) زره، کلاه‌خویش و سپر ولید بن عُتبه را برای خویش گرفت، حمزه سلاح عُتبه را برداشت و عُبَیدة بن الحارث زره شَیبه را از گرفت.[۶۵]

تقسیم غنایم
مبنی بر گزارش‌های تاریخی، فرستاده(ص) بعداز مبارزه بدر، آغاز سهم از پیش انتخاب‌گردیده را به اشخاص پرداخت نمود و مابقی غنایم را که مشمول بیشتراز ۱۵۰ شتر، ۱۰ اسب و کمی چرم، پارچه و ابزار جنگی بود،[۶۶] پایین سرپرستی عبدالله بن کعب یا این که خباب بن اَرَت گردآوری‌آوری کرد.[۶۷] در‌این در بین اختلاف‌نظرهایی درباره سهم‌بندی دربین رزمندگان و پشتیبانان پدید آمد[۶۸] که به نقل از مورخان، با نزول آیاتی از قرآن، این اختلافات برطرف شد.[۶۹]

تقسیم آخری به طرز قرعه‌کشی ایفا شد[۷۰] که در آن، به اسب‌سواران دو سهم یا این که دو سهم برای اسب و یک سهم برای سوارکار وابستگی گرفت.[۷۱] نبی(ص) خنجر ذوالفقار را تحت عنوان سهم فرماندهی گزینش کرد[۷۲] و برای مفاد خاص مانند غایبانِ با بهانه موجه،[۷۳] خانواده شهدا[۷۴] و بعضا بردگانِ کمپانی‌کننده در نزاع،[۷۵] سهم‌هایی در حیث گرفت. همینطور در‌این نزاع، شتر ابوجهل تحت عنوان بخشی از غنایم به رسول(ص) رسید[۷۶] و خمس گرفته نشد.[۷۷]

یکی‌از اتفاق ها مربوط به این نبرد، ماجرای برداشته‌شدن پارچه‌ای قرمزرنگ از غنایم، فارغ از اذن بود که باعث به نزول آیه ۱۶۱ سوره آل عمران شد و رسول(ص) را از هرگونه نسبت ناروا مبرا ایجاد کرد.[۷۸]

نهی از کشتن اسیران و فدیه از آن ها
در روز بدر شقران غلام نبی مأمور نگهداری از اسرا شد.[۷۹] نبی(ص) از کشتن اسرا[۸۰] و مُثله‌کردن آن‌ها نهی کرد.[۸۱] با این حالا اورده شده که فرمان قتل نضر بن حارث و عقبة بن ابی‌معیط را صادر کرد.[۸۲] به گفته جعفر سبحانی متفحص تاریخ اسلام، این‌دو زیرا از طراحان نقشه‌های ضداسلامی بودند، ممکن بود که بعداز آزادی، مجدد علیه فرستاده(ص) اقدامی نمایند.[۸۳]

طبق نقل علامه مجلسی، در مبارزه بدر، جبرئیل به نبی(ص) سفارش بخشید که اسیران را بکشند یا این که فدیه بگیرند، نبی(ص) بعداز مشاوره و تقاضای اصحاب، فدیه آنها را به عهده گرفت.[۸۴] نبی(ص) اسرا را با قرعه بین اصحاب تقسیم کرد،[۸۵] و به اخلاق پسندیده با آن ها تأکید نمود.[۸۶] انصار به اسرا نان تخصیص می‌دادند و خویش رطب می‌خوردند. همینطور آنها‌را سوار می‌کردند، در حالی که خویش پیاده می‌رفتند.[۸۷]

به گفته محمدهادی یوسفی غَرَاو محقق تاریخ اسلام، واحد سنجش فدیه‌ اسیران در بین هزار تا چهار هزار درهم بود.[۸۸] گروهی هم که محصول نداشتند فرستاده(ص) فارغ از فدیه آزادشان کرد.[۸۹] به نقل از ابن‌سعد، تاریخ‌نگار قرن سوم قمری، اسیرانی که مالی نداشتند، اما باسواد بودند، می‌توانستند با تعلیم دانش به ده نفر آزاد شوند.[۹۰] فرستاده(ص) عَمرو بن ابی‌سفیان‏ را با سعد بن نعمان که به خیال و خاطر حج، به‌دست قریش اسیر گردیده بود، تبادل کرد.[۹۱]

استجابت دعا و معجزه رسول(ص)
به گفته ابن‌سعد، رسول(ص) هنگام جنبش، برای پیادگان، برهنگان، گرسنگان و نیازمندان دعا کردند. تاثیر این دعا به‌سیرتکامل‌ای بود که هنگام رجوع و برگشت از مبارزه، کلیه مسلمانها سوار بر حیوان ها بودند، برهنگان خرقه پوشیدند، گرسنگان سیر شدند و فقرای آنها از فدیه اسیران به گنج رسیدند.[۹۲] همینطور گفته شده هنگام رفتن به بدر، شتر یکی سپاهیان از روش رفتن بازماند بود. نبی(ص) آب وضوی خویش را به تن آن شتر پاشید و شتر به تکان درآمد.[۹۳]

تعداد شهدای مسلمان و کشتگان قریش

تابلوی اسامی شهیدان بدر که در جای دفن آن‌ها در مرزو بوم بدر نصب گردیده‌است.
در نبرد بدر، ۱۴ نفر از مسلمان‌ها شهید شدند که مشمول ۶ مهاجر و ۸ انصاری بودند.[۹۴] همینطور، ۷۰ نفر یا این که بیشتر، از مشرکان کشته شدند و ۷۴ نفر اسیر شدند. در نقلی دیگر، تعداد اسرا ۷۰ یا این که ۴۹ نفر مذکور میباشد.[۹۵] به گفته ابن‌سعد در طبقات، از سران قریش، شَیبه، عُتبه، ولید بن عُتبه، ابوجهل، نَوفِل بن خُویلِد، عاص بن سعید، ابوالبختری، حَنظلة بن ابی‌سفیان، امیّة بن خَلف و مُنبّه بن حجّاج به عنوان مثال کشتگان پیکار بدر بودند.[۹۶] سید جعفر مرتضی عاملی تاریخ‌پژوه شیعه (درگذشت: ۱۴۴۱ق) با استناد به منابع متفاوت می‌نویسد بیشتر کشتگان نزاع بدر به دست حضرت علی(ع) اعمال شد.[۹۷]

بازدید : 17
سه شنبه 6 خرداد 1404 زمان : 15:38


محمد باقر بن محمد مؤمن خراسانی سبزواری(۱۰۱۷-۱۰۹۰ق)، معروف به متفحص سبزواری از فقهای شیعه در بعد از ظهر صفویه در قرن یازدهم قمری. وی از سوی فرمان روا عباس دوم صفوی منصب روحانی الاسلامی و امامت آدینه اصفهان را در دست داشت. ضمن فقه، در سیاست نیز اثراتی از خویش برجای نهاده میباشد، روضة الانوار عباسی، مبانی تفکر سیاسی و دین مرز و بوم داری او‌را دربردارد. کفایة الاحکام و ذخیرة المعاد فی گستردن الارشاد از مهم ترین اثر ها فقاهتی سبزواری به شمار می آیند. وجوب عینی نماز آدینه در حین غایب بودن از مهمترین آراء شرعی وی میباشد. وی بر الهیات شفای ابن سینا و گستردن اشارات خواجه نصیر الدین طوسی نیز پک پذیرایی ترحیم مشهد کناره زده میباشد.

زندگینامه
محمد باقر فرزند محمّد مؤمن خراسانی معروف محقّق سبزواری در ۱۰۱۷ قمری در روستای اسمِن از توابع سبزوار زاده شد. او بعداز درگذشت پدرش به اصفهان آمد و در آنجا سکونت گزید. سبزواری در زمان معاش خویش با چهار بدن از حاکمان صفوی معاصر بوده و بیشترین روزگار معاش سیاسی او در زمان سلطنت سلطان عبّاس دوم و فرمانروا صفی بوده میباشد.[مستلزم منبع] حاکمان معاصر سبزواری عبارتند از:

فرمان روا عباس نخستین(۱۰۳۸ ـ ۹۹۶ ه‍.ق.)
سلطان صفی(۱۰۵۲ ـ ۱۰۳۸ ه‍.ق.)
فرمانروا عباس دوم(۱۰۷۷ ـ ۱۰۵۲ ه‍.ق.)
پادشاه سلیمان(۱۱۰۵ ـ ۱۰۷۷ق.)[مستلزم منبع]
سبزواری به درخواست سلطان عباس دوم، سمت امامت آدینه در اصفهان و منصب روحانی الاسلام را به عهده گرفت.[۱] و از جانب فرمان روا عباس دوم درس دادن در مکتب ملا عبدالله شوشتری به او واگذار شد. او درصدد اصلاح پاد شاه عبّاس دوم بوده و مسائلی را به وی گوشزد می‌نموده است. او به حاکمان پیشنهاد می‌نماید که عالمان متعهّد را به عمل قضاوت تشویق نمایند.[مستلزم منبع] میرزا جعفر سبزواری اصفهانی از فقهای شیعه در اصفهان و میرزا عبدالرحیم روحانی الاسلام از مجتهدین اصفهان که روضه خوان الاسلامی اصفهان را به ذمه داشت، فرزندان پژوهشگر سبزواری بودند.[مستلزم منبع]

وی سرنوشت در ۸ ربیع‌الاول سال ۱۰۹۰ق در ۷۲ سالگی[۲] در اصفهان درگذشت پیکر وی به مشهد منتقل شد و در مکتب علمیه میرزا جعفر[۳] در کنار قبر روضه خوان حر عاملی در بقاع امام رضا(ع) دفن شد.[۴] درباره وی نقل شده میباشد:[۵]

شُد شریعت بی‌رمز و به زمین خورد از پا اجتهاد
استادان
استادانی که متفحص سبزواری از آن ها اذن اجتهاد و اذن داستان اخذ کرده است عبارتند از:

محمد تقی مجلسی(۱۰۰۳ـ۱۰۷۰ق)[۶]
حیدر علی اصفهانی: او در حدیث و فقه معلم محقّق بوده میباشد.[۷]
حکم کننده معزالدین.[۸]
میرفندرسکی[۹]
سید حسین بن حیدر عاملی.[۱۰]
علی بن حسین عاملی.[۱۱]
سید شرف الدین شولستانی.[۱۲]
حسین بن حیدر قمر کرکی(متوفّای ۱۰۴۱ق)[۱۳]
حسن علی شوشتری(متوفّای ۱۰۷۵ ق.)[۱۴]
یحیی بن حسن یزدی[۱۵]
هدف بن زین العابدین استرابادی[۱۶]
حسین مشغری عاملی[۱۷]
جعفر بن مخلوق الله حویزی کمرئی اصفهانی[۱۸]
حسن بن درود گیلانی تیمجانی[۱۹]
روحانی بهایی (۹۵۳ـ۱۰۳۰ق)[۲۰]
شاگردان
برخی از شاگردان سبزواری عبارتند از:

آقا حسین خوانساری، شوهر خواهر محقّق سبزواری میباشد.[۲۱]
سید عبدالحسین خاتون‌آبادی(۱۱۰۵ ـ ۱۰۳۹ق.)[۲۲] او اکثر وقت ها خویش را در کنار محقّق سبزواری سپری نمود و از استادش اذن نقل حدیث اخذ نموده است.
محمد بن عبدالفتاح تنکابنی معروف به سراب (متوفّای ۱۱۲۴ ق.) موسوعة الطبقات الفقهاء، ج۱۱، ص۳۱۸، ج۱۲، ص۲۹۱ محقّق سبزواری در ۱۰۸۱ق به او اذن نقل داستان داده میباشد.
میر محمدصالح خاتون آبادی
محمد شفیع بن فرج گیلانی محقّق سبزواری در ۱۰۸۵ق به او اذن نقل صحیفه سجادیه را داده میباشد.[۲۳]
جمال الدین خوانساری[۲۴]
میرزا عبدالله افندی اصفهانی او صاحب و مالک ریاض العلماء و حیاض الفضلاء میباشد.[۲۵]
محمد با تقوا بیابانکی. محقّق سبزواری در ۱۰۷۴ ق. به او اذن نقل حدیث داده میباشد.
عبدالله اردبیلی[۲۶]
رده
اکثری از علما برای مثال روضه خوان حر عاملی،[۲۷] محمد بن علی اردبیلی،[۲۸] سید علی‌خان مدنی، روضه خوان عباس قمی، محمدعلی معلم تبریزی، سید محمدباقر خوانساری، عبدالله بن عیسی افندی[۲۹] و سید جلال‌الدین آشتیانی[مستلزم منبع] به گستردن حالا وی پرداخته و او‌را ستوده‌اند.

آرای فقاهتی و سیاسی
محقّق سبزواری مثلا فقیهانی میباشد که قائل به وجوب عینی نماز آدینه در طی غایب بودن بوده میباشد[۳۰] و رساله‌ای هم در این مورد نگاشته میباشد.[۳۱]

متفحص سبزواری ضمن فقه، به مباحث سیاسی نیز پرداخته میباشد. آراء و دیدگاه ها سیاسی وی در روضة الانوار عباسی آمده میباشد. وی درین کتاب به آئین حکومت داری، حقوق و دستمزد عموم بر حاکمان، دست اندرکاران زوال و بقای دولت‌ها و... پرداخته میباشد.[۳۲]

بازدید : 22
دوشنبه 5 خرداد 1404 زمان : 16:21


گفتمان با خیابانی
بعداز روی شغل داخل شدن دولت میرزا حسن مشیرالدوله، گفت‌و‌گو با خیابانی استارت شد که طی آن، دولت با تأکید بر موقوف الاجرا ماندن تفاهم نامه ۱۹۱۹م. و آزادی مطبوعات، وعده بخشید مجلس شورای ملی- که خیابانی با پنچ دموکرات دیگر به نمایندگی آن تعیین گردیده بودند- هر چه زودتر بهره برداری گردد. [۴۱]البته وعده‌های آشتی جویانه دولت، خیابانی را به سوراخ قیام پک پذیرایی ترحیم مشهد وانداشت.

سرکوب قیام و مرگ خیابانی
از این رو مخبرالسلطنه، از وزیران کابینه مشیرالدوله، به سمت والی آذربایجان منصوب شد تا کارها را فیصله دهد. خیابانی گمان نمی‌موفقیت مخبرالسلطنه بر ضد او به اسلحه متوسل خواهد شد، البته مخبرالسطنه سرگرم تنظیم قوا بود و سرنوشت قیام را به کمک قزاق‌ها سرکوب کرد و خیابانی نیز بعداز کشف مخفیگاهش کشته شد. [۴۲] ادعای برخی بر قتل نفس خیابانی، به گفته کسروی عاری از واقعیت میباشد. [۴۳]

تعریف از خیابانی

قبر روضه خوان محمد خیابانی در مقبره عبدالعظیم
مرگ خیابانی موجب تأثر و تأسف شد و شاعرانی زیرا ملک الشعرای فصل بهار، عارف قزوینی، محمدعلی صَفْوت و علی اکبر باخبر در رثای وی شعرهایی سرودند. [۴۴] مهدی صبح زود [۴۵] اورا مردی با آمادگی، نیکوکار و ناطق زبردست دانسته و قیام او در قبال کارشکنی وثوق الدوله و تفاهم نامه ۱۹۱۹م. را ستوده میباشد. حسین مکی[۴۶] علاوه بر اشاره به دانشمندی و گویش دانی خیابانی، بر اینکه او به مکان ساخت نیروی دارای اسلحه به تربیت معنوی عموم کارایی گماشته و با نطق‌های خویش سعی بر تنویر ذهن ها همگانی داشته، تأکید کرده و بی‌توجهی خیابانی به گردآوری قوای نظامی را برهان ناکامی قیام دانسته میباشد.

دلایل باخت قیام
دو دستگی و عدم وجود وحدت در فریم رهبری دموکرات‌ها و اختلاف خیابانی با دو مجموعه رادیکال و اصلاح طلب، دورازشوخی نگرفتن نیروی قزاق‌ها و خلع سلاح نکردن آنها، فقدان ارتش نظامی قدرتمند و متشکل، رابطه برقرار نکردن با حرکت‌های میرزا خرد خان و تنگستانی‌ها و محصور کردن قیام به تبریز از علل ناکامی قیام خیابانی میباشد. [۴۷]

عکس العمل به سرکوب قیام
در برخورد به سرکوب قیام خیابانی، حداقل دو قیام در آذربایجان شکل گرفت: حرکت قیامون انتقامیون به رهبری زین العابدین قیامی، از یاران خیابانی و مدیریت دیوان خوب عدل و داد آذربایجان در عصر حکومت فرقه دموکرات،که بی‌فیض بود. [۴۸] و قیام ابوالقاسم لاهوتی که یک هفته بعداز سربرآوردن سرکوب شد. [۴۹]

حرکت خیابانی در عصر‌ای بحرانی از تاریخ کشور ایران و مقارن با استقرار نظام شوروی و ورود بلشویکها به قفقاز و انذار مرزهای جمهوری اسلامی ایران از سوی آنها و نیز زور تفاهم نامه ۱۹۱۹ به دولت دست نشانده وثوق الدوله به مراد پرکردن فضای خالی ناشی از عقب نشینی نیروهای روسی از شمال جمهوری اسلامی ایران و پرهیز از نفوذ ارتش سرخ به وقوع پیوست. حدود پنج ماه بعد از سرکوب تکان خیابانی، کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ به تکوین دولتی تمرکزگرا سبب ساز شد و در پهنا کمتر از 1‌سال تکان کلنل پسیان در خراسان را در نصفه اولیه مهر ۱۳۰۰ [۵۰] و تکان بیشه را در نصفه نخستین آذر به عبارتی سال و قیام لاهوتی را در ۱۹ بهمن به عبارتی سال –[۵۱] سرکوب کرد. فرقه دموکرات آذربایجان (۱۳۲۴-۱۳۲۵ش) خویش را ادامه حزب دموکرات کشور ایران، که خیابانی رهبر شاخه آذربایجان آن بود، وانمود می کرد[۵۲]؛ البته آرمان‌ها و تعلق‌ها و تلاش سیاسی و اجتماعی آن هیچ سنخیتی با این حزب نداشت. [۵۳]

بازدید : 22
شنبه 3 خرداد 1404 زمان : 16:58


قتل کننده بابا
به اعتقادوباور بیشتر مورخان محمد منتصر در قتل پدرش متوکل دست داشت.[۳۰] وی با یاری سرداران رخنه‌ که از متوکل آزرده بودند، بابا خویش را به قتل رساند.[۳۱] متوکل خلال ذیل فشار قراردادن و به چنگ آوردن بخشی از املاک ترکان[۳۲] تنی چند از بزرگانشان را کشت که‌این دستور منجر شد تا ترکان علیه وی خیانت نمایند.[۳۳] آن‌ها با همدستی منتصر[۳۴] شبانه وارد دارالحکومه گردیده و متوکل را در حالی که در بزم شراب و مست بود به هم پا وزیرش فتح بن خاقان به قتل رساندند.[۳۵] منتصر قتل بابا را به گردن فتح بن خاقان انداخت.[۳۶] اورده شده یک توشه خیانت وی به وسیله بعضی سرداران سوراخ زیرا فتح بن خاقان خنثی شد؛ البته در غایت در حیله آتی چیره به قتل بابا شد.[۳۷] داعیه گردیده مجموع محافل شیعی از کشته شدن متوکل به دست فرزندش خشنود پک پذیرایی ترحیم مشهد شدند.[۳۸]

طبق پاره‌ای از گزارش‌ها بخش اعظمی از عموم با مقایسه خوی منتصر با شیرویه که بابا خویش خسرو پرویز را کشت و بیشتر از شش ماه حکومت نکرد، معتقد بودند که منتصر نیز بیشتراز شش ماه حکومت نخواهد کرد. این نظریه بین خاصیت و عوام منتشر گردیده بود.[۳۹] منتصر هر فرصت، خاطر کشته شدن پدرش می‌به‌زمین‌خورد، دلش می‌لرزید.[۴۰] وی در هنگام مرگ از کشتن بابا خویش ابراز پشیمانی کرد.[۴۱]

علت قتل
مورخان و دانشمندان برای علت قتل بابا بوسیله منتصر، دلایل گوناگونی را بیان کرده‌اند که بعضی از آن ها عبارتند از:

تحقیر و آزار منتصر
گزارش‌ها حاکی از آن میباشد که همواره در بین منتصر و پدرش دشمنی وجود داشته و پیرو آزار یکدیگر بودند.[۴۲] متوکل نسبت به منتصر بی‌دقت بود[۴۳] و در جلسات گوناگون اورا گزینه ضرب و شتم قرار می‌اعطا کرد[۴۴] و حتی به وی و مادرش دشنام داده و انذار به قتل میکرد. در بعضی منابع این نوع واکنش از دلایل تصمیم منتصر برای قتل بابا تیتر گردیده است.[۴۵] نقل شده منتصر مذهبی بر خلاف مذهب پدرش داشت[۴۶] و در مخالفت با پدرش در کلیه چیز به عنوان مثال خلق و مذهب سماجت می‌ورزید.[۴۷]

تصمیم متوکل به خلع منتصر از ولایتعهدی
متوکل عباسی از ولایتهدی منتصر منصرف شد[۴۸] و تصمیم گرفت تا معتز را در ولایتعهدی مقدم بر منتصر و مؤید نماید.[۴۹] متوکل یک‌سری سکو معتز را به مکان خویش برای قرائت نماز جماعت ارسال کرد که سبب ساز غم شدید منتصر گشت.[۵۰] عشق و علاقه متوکل به مامان معتز و همینطور مسئله‌سازی درباریان برای روی عمل داخل شدن معتز مثلا دلایل تصمیم متوکل برای برکناری منتصر دانسته شد‌ه‌است. همین دستور باعث شد تا وی قصد به قتل بابا بگیرد.[۵۱]

بازدید : 19
پنجشنبه 1 خرداد 1404 زمان : 10:51


استارت خلافت ابوبکر

حدیثی از امام علی(ع) در تعریف فرستاده(ص)، به خط حافظ عثمان، خوشنویس سده یازدهم هجری، که در چهار طرف آن اسم خلفای راشدین آمده میباشد (۱۱۰۳ق). یک روز بعد از ماجرای سقیفه ابوبکر به مسجد رفت و بعداز ثنا پروردگار پک پذیرایی ترحیم مشهد اعلام‌کرد:‌

«ای عموم، در حالی که شایسته ترین شما نیستم، بر شما ولایت یافتم. در فعالیت بهتر منرا امداد دهید و درصورتی که کج شدم، منرا هدایت نمایید... ناتوان شما پیش اینجانب ناتوان میباشد تا ان شاء الله حق را بدو رسانم و نیرومند شما نزد اینجانب ناتوان میباشد تا ان شاء الله حق را از وی بستانم. هیچ کس جهاد در راه و روش معبود را فرو نگذارد. چه، هر قومی که جهاد را فرو نهند، معبود آنان‌را خوار می‌گرداند... مادام که تاسی آفریدگار و نبی وی می کنم، اطاعتم نمایید و در شرایطی که از دستور پروردگار و رسول سرپیچیدم، حق اطاعت بر شما ندارم. به نماز برخیزید که معبود شمارا عفو و بخشش نماید.»[۸۵]
او در خطبه دیگر بعد از ثنا معبود خاطرنشان کرد:‌

«ای عموم، اینجانب نیز زیرا شمایم. شاید آنچه فرستاده خداوند می‌توانست کرد، از اینجانب توقع دارید. پروردگار محمد(ص) را از جهانیان برگزید و از آفات مصون داشت، البته اینجانب تابعم خیر مبدع. درصورتی که به روش راست رفتم اطاعتم فرمائید و در حالتی‌که غلط کردم، به روش راست هدایتم نمایید... با خبر باشید که من را شیطانی میباشد که گاهی من‌را فرو میگیرد، هرگاه پیش اینجانب آمد، از اینجانب بپرهیزید....[۸۶]
این خطبه‌ها از نگرش پژوهشگران و پژوهشگران اهل سنت علامت‌ای از وقار، تواضع و پای‌بندی ابوبکر به سنت‌های نبوی و رهنمودی نفیس در طریق حکومت برای آیندگان به شمار آمده میباشد[۸۷]، اما علمای شیعه بعضا از نصیب‌های آنها‌را از مطاعن ابوبکر و دلیلی بر ناشایستگی وی راجع به خلافت دانسته و در‌این باب بر مبنای اعتقادات خود (اصل امامت) به مشاجره پرداخته‌اند.[۸۸]

با اینکه خلافت ابوبکر در آن مجلس قطعی شد، اما گروهی از مهاجران و انصار از بیعت با او امتناع ورزیدند. اسم یکسری بدن از آن ها که در منابع آمده عبارتند از: علی(ع)، سعد بن عباده، عباس بن عبدالمطلب، ادب بن عباس، زبیر بن عوام، خالد بن سعید، مقداد بن عمرو، سلمان فارسی، ابوذر غفاری، عمار یاسر ، براء بن عازب، ابی بن کعب، حذیفه بن یمان، خزیمه بن اثبات، ابو ایوب انصاری، راحت بن حنیف، عثمان بن حنیف، ابوالهیثم بن التیهان، سعد بن ابی وقاص و ابوسفیان بن حرب.[۸۹] از این دربین جز سعد بن عباده که خویش مدعا خلافت بود و اشخاصی زیرا ابوسفیان و هوادارانش که هدف های مادی داشتند[۹۰]، گروهی به استناد سوابق علی(ع) در اسلام، سرویس ها براق و قرابت و خویشی وی با فرستاده یعنی به عبارتی برهان‌ای که در سقیفه برای حق تقدم ابوبکر در ارتباط خلافت بدانها استناد گردیده بود و علی(ع) و بنی هاشم نیز تنهاً از باب الزام معارضان بدان احتجاج می‌کردند[۹۱] خلافت را حق علی(ع) می‌دانستند و گروهی دیگر شیعه ها علی(ع) مسأله جانشینی و رهبری جامعه اسلامی را والاترین جایگاه مذهبی می‌دانستند و با استناد به آیه «اِنَّ الله اصْطَفی آدَمَ وَ نوحاً وَ آلَ اِبْراهیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمینَ، ذُرّیهً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ…»[۹۲] و اینکه حضرت محمد(ص) و فامیل وی از ذریه ابراهیم‌اند و دارنده به عبارتی فضیلت ها و استعداد‌ها، و نیز آیه «اِنَّما وَلیکُمُ الله وَ رَسولُهُ وَ الَّذینَ آمَموزیک الّذینَ یقیمونَ الصّلوة وَ یؤتونَ الزّکوهَ وَهُمْ راکِعونَ»[۹۳] و آیاتی دیگر[۹۴]، همینطور به استناد خبر‌ها متواتری زیرا، حدیث‌دار[۹۵]، حدیث جایگاه[۹۶] و حدیث غدیر[۹۷]، قائل به «نص و گزینش» در خلافت بودند.[۹۸]

سعد بن عباده تا نقطه نهایی قدمت خویش با ابوبکر و قدمت بن خطاب بیعت نکرد. او در خلافت قدمت به شام کوچ کرد و در حوران نیم‌شبی اورا کشته یافتند.[۹۹] البته بلاذری به ماجرا از مدائنی، ابومخنف و کلبی آورده میباشد که قدمت مردی را به حوران گسیل کرد و بدو دستور اعطا کرد که اورا تطمیع کن و به بیعت فرا خوان و در‌صورتی‌که نپذیرفت، از خداوند بر ضد وی امداد خواه. آن مرد با سعد دیدار کرد و زیرا نتوانست از وی بیعت بگیرد، با تیری او را کشت. بلاذری آن‌گاه به قصه مشهوری که مبتنی بر آن «سعد به دست جنیان مقتول»، اشاره می‌نماید.[۱۰۰]براساس بعضی گزارش‌ها هنگامی ابوقحافه، بابا ابوبکر از به اقتدار وصال پسرش آگاه شد آیه ۲۶ سوره آل عمران را خواند البته بعد از این که پرسید به چه دلیلی وی به زمامداری رسید گفتند به باعث این که سنش زیاد بود؛ ابو قحافه در پاسخشان ذکر کرد اینجانب که از وی سنم ببیش خیس میباشد. و در نقل دیگری ابوقحافه پرسید چرا علی را به زمامداری برنگزیدند؟ گفتند زیرا علی سنش نادر میباشد و ابوبکر سنش بیش خیس بود و وی درپاسخ اذعان کرد در حالتی‌که به متعددی سن باشد اینجانب که سنم بیش خیس میباشد و ادامه داد که در حق علی ظلم کردند چون که فرستاده برای وی بیعت گرفته بود و به امر داده بود که با وی بیعت کنیم. [۱۰۱]

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 502
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه