loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 111
دوشنبه 27 اسفند 1403 زمان : 13:42


برخی از این کشورها عبارتند از:

آلمان با محوریت راءس اسلامی هامبورگ: این راءس از مهم‌ترین مرکز ها اسلامی و شیعی در آلمان و اروپاست. عملیات تشکیل داد این راس در سال ۱۳۳۲ ش. با امان مالی آیت‌الله بروجردی استارت شد.[۴۱] و در سال ۱۳۳۴ش. محمد محققی لاهیجانی تحت عنوان نماینده آیت‌الله بروجردی و امام مسجد شروع به شغل کرد. بعد از وفات آیت‌الله بروجردی و رجوع محققی به کشور ایران، عمل این راس ادامه یافت و همواره روحانیونی از کشور‌ایران، رئیس این راءس را بر ذمه داشتند. هم‌فعلا نیز این راس شرعی و فرهنگی در هامبورگ فعال میباشد. امام جماعت و رئیس فعلی این راس، محمدهادی مفتح پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد.[۴۲]
ایالات متحده: مهدی حائری یزدی فرزند روضه خوان عبدالکریم حائری یزدی تا موفقیت انقلاب در واشینگتن از طرف آیت‌الله بروجردی نماینده بود. او ضمن تبلیغ در دانشکده نیز علم آموزی و درس دادن می کرد.[۴۳][۴۴]
ایالات متحده عربی: سیدمحمدتقی طالقانی آل احمد را در ۱۳۳۱ش برای سرپرستی شیعه‌ها مدینه و بعداز درگذشت وی سید احمد لواسانی و پس از استقرار در آن میهن و پیگیری‌های بسیار، مسئله تأسیس مرکزی در شهر مدینه ساخت کرده بود که به دلایلی توقیف شد.[۴۵] عبدالحسین فقیهی رشتی نیز به نمایندگی از آیت‌الله بروجردی، هر سال تعدادی ماه در مکه و مدینه به رمز می برد و ضمن ذکر مسائل فقاهتی، به اخذ وجوه دینی می‌پرداخت. وی ۳۰ سال نماینده آیت‌الله بروجردی در کارها حجاج بود.[۴۶]
کویت: سیدزین العابدین کاشانی
مصر: محمدتقی قمی از ۱۳۱۷ش با مقصود تخمین مذهب ها به قاهره رفت. خلال درس دادن لهجه و ادبیات فارسی، برای معرفی تشیع کارایی میکرد. به تلاش او و برخی علمای شیعی و سنی در ۱۳۲۷ش «دارالتقریب میان المذاهب الاسلامیه» تأسیس شد. آیت‌الله بروجردی، قمی را تحت عنوان نماینده خویش در مصر و دارالتقریب تأیید کرد و به واسطه او با شیوخ الازهر مکاتباتی داشت.[۴۷]
انگلستان: سید صدرالدین بلاغی نماینده آیت‌الله بروجردی در نهضت ملی شدن نفت بود. او بعد از نهضت نفت به نمایندگی آیت‌الله بروجردی، عازم انگلستان شد و در آنجا به تبلیغ پرداخت.
پاکستان: روحانی محمد شریعت اصفهانی فرزند روضه خوان الشریعه اصفهانی و داماد آقاضیاء عراقی بود. در طی زعامت آیت‌الله بروجردی از نجف به کشور ایران آمد. با سید محمدکاظم عصار و حسینعلی راشد مرتبط بود. در ۱۳۳۱ش تحت عنوان نماینده آیت‌الله بروجردی راهی کراچی شد[۴۸] و تا نقطه پایان قدمت در آنجا ماند. در فروددین ماه ۱۳۵۷ش درگذشت.[۴۹][۵۰]
تخمین مذهب‌ها اسلامی
آیت‌الله بروجردی به تخمین و وحدت در بین مذهب‌ها اسلامی دقت داشت. مسائل در بین‌المللی و هجوم ها بیگانگان به خاک مسلمین مانند: مبارزه جهانی، تجزیه عثمانی، نزاع ایتالیا علیه لیبی، تأسیس اسرائیل، نبرد هند و پاکستان و.. در ساخت اندیشه تخمین نقش داشت.[۵۱] بروجردی نزد سید محمدباقر درچه‌ای و شریعت اصفهانی تلمذ نموده است. این دو از حامیان فکر تخمین بودند.[۵۲]

بازدید : 22
يکشنبه 26 اسفند 1403 زمان : 13:45


نزاع صفین

نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: نزاع صفین
بعداز اینکه طومار نگاری‌ها و کارایی امام برای برکناری معاویه و اقناع او ناکام ماند،[۴۳] امام مصمم بر جهاد شد. امام بزرگان اصحابش از مهاجر و انصار را فراخواند و بعداز آن در خطبه‌ای عموم را به جهاد فراخواند. مبارزه در صفر سال ۳۷ هجری در حوزه‌‌ای به اسم صفین صورت اعطا کرد. در وسط پیکار زمانی که سپاه معاویه رو به باخت بود، قرآن بر نیزه کردند و به این رو برخی از سپاهیان امام علی(ع) از ادامه پیکار رمز گشوده زدند. عاقبت، داورانی برای حکمیت بین دو طرف انتخاب شد و پیکار سوای فیض خاتمه پک پذیرایی ترحیم مشهد یافت.[۴۴]

بعداز پیکار صفین

امام بعداز نهروان کوشید تا عموم عراق را برای مبارزه دوباره با شام بسیج نماید. شمار افرادی که حاضر به ملازمت امام بودند، اندک بود. امام از عموم خواست تا همراهش شوند، ولی معدود‌خیس جواب مساعد می‌شنید. امام خطبه‌هایی[۴۵] در سرزنش عموم دارااست. «گرفتار افرادی گردیده‌ام که زیرا فرمان می کنم امر نمی‌مارک و زیرا می خوانم جواب نمی‌دهند.»[۴۶] معاویه به سستی عموم عراق در جنگ با خویش باخبر بود. درین حال و روز مصمم شد تا با تجاوز به نواحی گوناگون ذیل سلطه امام در جزیرة العرب و حتی عراق، اقتدار امام را تضعیف نماید و راه و روش را برای باز کردن عراق مهیا نماید.[۴۷] معاویه می‌اعلام کرد: این قتل و حراج‌ها عموم عراق را می‌ترساند و اشخاصی را که در زمره مخالفانند، یا این که قصد به طلاق دارا‌هستند، در عمل خویش دلیر می‌گرداند. آنها را که از کشاکش‌ها بیمناک‌اند به نزد ما فرا می خواند.[۴۸] این تهاجمات به اسم «غارات» مشهور‌اند. ابواسحق ثقفی فهرستی از این غارات را در کتاب الغارات تألیف نموده است.

تجاوزهای سپاه شام

ابواسحق ابراهیم ثقفی در کتاب الغارات، هجوم ها سپاه معاویه به دیگر بخشها را برمی‎شمرد.
حمله به مصر

مصر اول حیطه‎ای بود که سپاه شام به آن حمله کرد. قیس بن سعد والی مصر، در حین نزاع صفین به ملازمت و همراهی امام آمد. بعداز صفین محمد بن ابی دیده نشده، حکم کننده مصر بود و به خیال و خاطر حال و روز آشفته مصر، امام صاحب و مالک را به مصر اعزام کرد. معاویه با دوراندیشی از این مسأله، نقشه قتل صاحب و مالک را کشید و صاحب در قلزم به شهید شدن رسید. معاویه عهد و پیمان مصر را به عمرو عاص داده بود. عمرو با سپاهی بزرگ به سمت مصر تکان کرد. کنانة بن آدم با دو هزار نفر در فارغ شهر به پیکار عمرو رفت و در نبرد کشته شد و ناکامی خورد. در مصر نیز عموم از گوشه و کنار محمد متفرق شدند. معاویة بن خدیج فرمانده نیروهای مقدم سپاه شام، او‌را در خرابه‎ای یافت و گردن زد و در شکم مرداری بنیان و حریق زد.[۴۹] بنابراین مصر از دست امام بیرون شد و عمرو عاص تا سال ۴۳ که مرد، بر آنجا حکم راند.

بازدید : 36
شنبه 25 اسفند 1403 زمان : 18:00


سید محمد بن محمدباقر مختاری
محمد بن محمدباقر حسینی مختاری، ملقب به سید بهاءالدین، فقید، محدّث، متکلم و ادیب شیعی قرن دوازدهم و از شاگردان علامه مجلسی و روحانی حر عاملی. وی بیشتراز شصت تاثیر در فقه، حرف، حدیث و ادبیات فارسی و عربی داراست. وی اول معنی کننده مقتل لهوف به فارسی پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد.

زیست‌طومار
تحصیلات
او نزدیک به ۱۰۸۰ق در نائین اصفهان متولد شد. در اصفهان نزد استادانی زیرا محمد باقر مجلسی و فاضل هندی به دستیابی دانش پرداخت و از آن ها و روضه خوان حر عاملی اذن ماجرا حدیث گرفت.[۱]

اقامت در اصفهان
بهاءالدین بعداز اتمام تحصیلات، در اصفهان اقامت گزید و از فقهای معروف آنجا شد.[۲] در منابع از شاگردان و نزدیکان او کمتر صحبت به دربین آمده، جز از پسر عمویش، ناصرالدین احمد مختاری سبزواری، که از شاگردان فاضل هندی بوده میباشد.[۳] آقا گرانقدر طهرانی[۴] از وجود زندگینامه خویشْنوشت سیدبهاءالدین گزارش داده میباشد. با این کلیه، مطالب در مورد معاش وی در منابع معدود میباشد. از گزارشی درباره یک کدام از اثرها کلامی او می‌قدرت اخذ که مدتی در کابل به رمز برده و آنگاه به مشهد رفته میباشد، البته از جزئیات این سفرها اطلاعی وجود ندارد.[۵]

درگذشت
سالِ وفات حسینی مختاری را با اعتنا به تاریخ تألیف برخی آثارش، فی مابین سال‌های ۱۱۳۰ تا ۱۱۴۰ق دانسته‌اند.[۶] او را در دارالسلطنه اصفهان به خاک سپردند؛[۷] البته خوانساری[۸] قبر او‌را در آنجا نیافته و احتمال داده که مدفن وی به عنوان مثال قبوری بوده که در حمله افغان‌ها به اصفهان از فی مابین رفته میباشد. برخی گفته‌اند که وی در یکی روستاهای فِرِیدَن، از توابع اصفهان، دفن گردیده است.[۹]

اثر ها
حسینی مختاری بیش تر از شصت تاثیر در فقه، سخن، حدیث و ادبیات فارسی و عربی داراست[۱۰] که بخش اعظمی از آنان گستردن اثر ها پیشینیان یا این که کناره‌ای بر آنهاست.

اثرها دینی
اثر ها شرعی اصلی او عبارت‌اند از:

سه تاثیر درباره ارث به لهجه فارسی، با اسم‌های لَطائف المیراث لِطائفِ الوُرّاث، قِسامُ المواریث و اَقسامُ التَّواریث، و تَقویمُ المیراثِ فی تَقسیمِ التُّراث، که به سه شکل مفصّل، میانگین و مختصر تألیف گردیده‌اند.[۱۱]
گستردن بِدایةُالهِدایة، که تفصیل قسمت عباداتِ هدایةالامّة تألیف حرّ عاملی میباشد.[۱۲]
مَقالیدُالقُصود و مَوالیدُالعُقود (صِیغ العقود)، در توضیح صیغه‌های متعدد عقود. ورژن‌ای خطی از آن در کتابخانه آیت اللّه گلپایگانی وجود داراست.[۱۳]
اِنارةُ الطُروس فی گستردن عبارةالدُّروس، در تفصیل بخشی از سوژه نذر الدُّروسُ الشَّرعیة فی فقه الامامیه، تاثیر شهید نخستین.[۱۴]
حسینی مختاری رساله‌های شرعی زیادی نیز نگاشته میباشد، به عنوان مثال درباره «‌قاعده ید» و احکام مردگان[۱۵]
او بر بعضا منابع اصولی نیز لبه نوشته میباشد، مثلا بر مَفقید ُالدّین و مَلاذالُمجتهدین، تاثیر حسن بن زین الدین (مالک معالم) و اشاراتُ الاصولِ محمدابراهیم کلباسی اصفهانی[۱۶]

بازدید : 17
پنجشنبه 23 اسفند 1403 زمان : 12:40


خزیمه بن اثبات
خُزَیمَة بن ثابِت، ملقب به ذوالشهادتین از صحابه نبی(ص) و از یاران حضرت علی(ع). به جهت پذیرفته شدن مدرک وی به‌منزله سند دو نفر، رسول اورا ذوالشهادتین خواند. او در نزاع صفین در رکاب حضرت علی(ع) به شهیدشدن پک پذیرایی ترحیم مشهد رسید.

اسم، نسب و لقب
خزیمة بن اثبات بن فاکه بن ثَعْلَبَة بن ساعده انصاری، اهل مدینه، از خویشان اوس و طایفه بنی‌خَطْمَه، از اصحاب فرستاده اسلام(ص) و یاران حضرت علی(ع) بود.

مادرش، کبْشَة دختر اَوْس، از بنی‌ساعده بود.[۱] لقب اورا ابوعماره نوشته‌اند.[۲]

مجال اسلام آوردن
درباره مجال اسلام آوردن خزیمه نظرها مختلفی وجود دارااست. برخی اسلام او را قبل از غزوه بدر (سال دوم هجری)[۳] و گروهی بعد از آن و قبل از غزوه احد (سال سوم) دانسته‌اند.[۴] وی بعد از اسلام آوردن به همپا عمیر بن عدی بن خرشه مأمور شکستن بت‌های خویشان خویش شد.[۵]

کنیه ذوالشهادتین
خزیمة بن اثبات به ذوالشهادتین ملقب میباشد،[۶] وی در سند خواستن بر صدق یک خریدوفروش، شهیدشدن اعطا کرد و نبی پروردگار شهید شدن اورا به منزله شهید شدن دو شاهد عادل عهده دار شد. سند خزیمه درباره اسبی از فرستاده، به اسم مُرْتَجِز، بود[۷] که رسول آن را از یک اعرابی خرید؛ ولی آن اعرابی معامله را به تحریک بعضا منافقان انکار کرد و خزیمه به عایدی فرستاده پروردگار شهیدشدن اعطا کرد. بعد از آن، نبی فرمود: «هر کس خزیمه به عایدی یا این که بر ضد او برای وی شهید شدن دهد، او‌را بس میباشد».[۸] این دستور موجب شرایط برای خزیمه شد و عموم مدینه اعم از اوس و خزرج به‌این دستور افتخار می‌کردند.[۹]

در بعدازظهر رسول(ص)
خزیمة بن اثبات در غزوه بدر و نزاع‌ها و غزوات بعداز آن در سپاه مسلمان‌ها کمپانی کرد.[۱۰] به روایتی، او اولیه‌توشه در غزوه احد حضور یافت،[۱۱] هر چندین نویسندگان مَغازی از او در شمار یاران نبی در غزوۀ احد خاطر نکرده‌اند و اورده شده میباشد که او بعداز غزوۀ احد در غزوات حضور یافت.[۱۲] در فتح مکه، خزیمة درفش طایفه بنی‌خطمه را حمل می کرد.[۱۳] بعضی منابع اهل‌سنت نقل کرده‌اند او در خواب روءیت کرد که بر پیشانی رسول(ص) سجده می‌نماید، هنگامی خواب خویش را بازگو کرد رسول علاوه بر تصدیق رؤیای او به خزیمه اذن بخشید بر پیشانی‌اش سجده نماید.[۱۴]

خزیمة در پیکار موته (سال ۸) حضور یافت.[۱۵] وی درین مبارزه در نبردی یک کدام از رومیان را کشت و جواهری را از او به غنیمت گرفت که بعد ها با فروش آن نخلستانی میان بنی‌خطمه خرید.[۱۶]

نپذیرفتن خلافت خلیفه اولیه
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: حادثه سقیفه بنی‌ساعده
سخنان خزیمه خطاب به ابوبکر
«ای ابوبکر! آیا می دانی که پیامبر معبود(ص) مدرک من را به تنهایی به عهده گرفت؟ ابوبکر جواب بخشید: آری. خزیمه اعلام کرد: پس اینجانب سند می ‌دهم به پروردگار که از فرستاده خداوند(ص) شنیدم می‌خاطرنشان کرد: «اهل‌بیت اینجانب دربین حق و فسخ غیروابسته می‌نمایند و آن ها پیشوایانی می‌باشند که به آنها اقتدا میشود.»
تاریخ آرشیو، صدوق، کتاب الخصال، ج۲، ص۴۶۱-۴۶۴.

برخی از منابع از حضور خزیمه در سقیفه بنی‌ساعده خبر داده‌اند. به نقل از این منابع خزیمه درین اجتماع به‌تیتر او‌لین سخنران به ذکر فضائل انصار پرداخت و از آنان خواست که با مردی بیعت نمایند که قریش از او اکانت برده و انصار از آسیبش در پناه باشند.[۱۷]

اسم خزیمه از دوزاده نفری مذکور میباشد که خلافت ابوبکر بن ابی‌قحافه را انکار کردند و هرمورد با سخنانی از او خواستند که از خلافت صرف‌لحاظ نماید.[۱۸]

بازدید : 53
چهارشنبه 22 اسفند 1403 زمان : 16:23


مامان
مامان عباس، بوسیله عقیل که نَسَب‌شناس بود به امام علی(ع) معرفی گردیده بود. امام علی(ع) از عقیل منظور بود همسری برای وی پیدا نماید که فرزندان دلیر و شجاعی به عالم بیاورد.[۶] بعضا نقل کرده‌اند که در شب عاشورا، زهیر بن قین پس از اگاهی از نگهبانی‌طومار شمر به عباس(ع) اعلام کرد: ای پسر امیرالمؤمنین، وقتی که پدرت خواست تزویج نماید به عمویت عقیل خاطرنشان کرد که برایش زنی از تبار دلاوران تفویض نماید تا برای وی فرزندی دلیر و شجاع به عالم بیاورد، فرزندی که یار و همدم حسین(ع) در کربلا باشد.[۷] اردوبادی تصریح نموده است ماجرای گفتگوی زهیر با عباس را به جز اسرار الشهاده در کتاب دیگری پک پذیرایی ترحیم مشهد ندیده میباشد.[۸]

لقب‌ها
ابوالفضل: مشهورترین لقب عباس میباشد.[۹] بعضا تیتر کرده‌اند که زیرا در قوم و قبیله بنی‌هاشم کسی که عباس اسم داشت، ابوالفضل خوانده می شد، به عباس(ع) نیز حتی‌در کودکی ابوالفضل گفته میشد.[۱۰] سید عبدالرزاق موسوی مقرم به گزارش کتاب «الجریدة فی أصول أنساب العلویین» نقل کرده که عباس (َع) فرزندی به اسم ادب داشت. ازاین‌رو، اورا ابوالفضل می خوانند.[۱۱]
ابوالقاسم: به جهت اینکه عباس(ع) فرزندی به اسم قاسم داشت، به وی ابوالقاسم نیز گفته می شد. این لقب در زیارت اربعین نیز آمده میباشد.[۱۲]
ابوالقِربَة: برخی معتقدند که‌این لقب بدین استدلال به وی داده گردیده است که در اتفاق کربلا یکسری توشه مشک آب به چادر‌ها پیروزی. این لقب در یک سری منبع مذکور میباشد.[۱۳] قِربَة به معنای مشک آب میباشد.[۱۴]
ابوالفَرجَة: عامل این لقب این میباشد که عباس(ع) در فعالیت افرادی که به وی متوسل می گردند گشایش تولید می‌نماید.[۱۵] فرجه به معنای گشایش و برطرف کردن حزن میباشد.[۱۶]ابوالفرجه لقبی در پوسته لقب می ماند. برهان آن هم برطرف کردن ناراحتی و گشایش در مشقت‌ها در فیض توسل به اوست.[مستلزم منبع]
لقب‌ها
زیارت الشهداء
السَّلَامُ عَلَی الْعَبَّاسِ بْنِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ، الْمِوَاسِی أَخَاهُ بِنَفْسِهِ، الْآخِذِ لِغَدِهِ مِنْ أَمْسِهِ، الْفَادِی لَهُ الْوَاقِی، السَّاعِی إِلَیهِ بِمَائِهِ الْمَقْطُوعَهِ یدَاهُ
درود بر عباس بن امیرالمؤمنین، که با جان خود برادرش را امداد میکرد، و به خیال وی از خویش می‌سپری شد، برای فردای قیامتش از دنیایش منفعت گرفت، خودش را فدای برادرش کرد و برای وی دربان و سرباز فداکاری بود، با وجودی که خویش تشنه بود همت کرد آبی رنگ را که داشت به حسین برساند، آنکه دو دستش بریده شد.
سید ابن طاووس، اقبال الاعمال، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۵۷۴.
برای عباس(ع) لقب‌ها زیادی مذکور که بعضا از این ا‌لقاب دیرین‌اند و بعضی نو که عموم مبنی بر صفات و فضایلش به وی نسبت داده‌اند.[۱۷] بعضی از لقب ها وی عبارتند از:

قمر بنی‌هاشم:[۱۸] بیان شده عباس را به دلیل صورت زیبایش، ماه بنی‌هاشم می‌گفتند.[۱۹]
باب‌الحوائج:[۲۰] به گفته بغدادی این کنیه دربین تمامی شیعه‌ها به‌ویژه شیعه‌ها عراق معروف میباشد.[۲۱] اکثری از عموم معتقدند که در شکل توسل به حضرت عباس، معبود حاجت آن ها را برآورده می‌نماید.[۲۲]
سقّا: بعضی معتقدند این کنیه در میان مورخان و نسب‌شناسان دارای شهرت میباشد.[۲۳] عباس(ع) سه توشه در کربلا برای اهل بقعه آب آورد.[۲۴]در رجزهای حضرت عباس(ع) به‌این کنیه تصریح گردیده‌است مانند انی انا العباس اغدوا بالسقی؛ اینجانب عباسم و شب را با منصب سقایی صبح میکنم.[۲۵]
الشهید[۲۶]
پرچمدار و علمدار.[۲۷]
باب الحسین: بعضی با استناد به مکاشفه سید علی حکم کننده طباطبایی عارف شیعه و اخذ این خبر که «حضرت ابوالفضل العباس(ع) کعبه اولیاست». این کنیه را به حضرت عباس(ع) داده‌اند.[۲۸]
معاش‌طومار
به گفته بعضا محققان، دربارهٔ معاش عباس تا پیش از رخداد کربلا داده ها تاریخی چندانی در دسترس وجود ندارد.[۲۹] فقط ماجرایی که از معاش وی آورده شده حضور در نبرد صفین میباشد و نیز یک نکته در هنگام دفن امام حسن مجتبی(ع) میباشد.[۳۰] باقی آنچه وجود داراست مرتبط با رخداد کربلا میباشد.[۳۱]

بازدید : 23
سه شنبه 21 اسفند 1403 زمان : 15:36


ده دستور
دَه فَکتاب داستان آیاتی از تورات میباشد که در کوه سینا بر حضرت موسی(ع) نازل شد و دربرگیرنده اوامر اساسی توحیدی و اجتماعی میباشد. به‌این فرامین در انجیل و قرآن کریم و مهربان هم اشاره پک پذیرایی ترحیم مشهد گردیده است.

محتوا
ده امر از ریشه یونانی deda logoi و در عبری aseret ha-dvarim به معنای ده گفتار میباشد.[۱] تعبیر و تفسیر ده دستور از خویش تورات گرفته گردیده‌است: «(آفریدگار) سخنان این عهد، (یعنی) به عبارتی ده‌ دستور را روی آن لوح‌ها نوشت».[۲] اسم دیگر ده امر، احکام ده‌گانه موسی(ع)‌ میباشد.[۳] سه ماه بعداز خروج بنی اسرائیل از مصر، حضرت موسی(ع) به یاور یوشع به کوه سینا رفت و چهل روز در آنجا ماند. در همین برهه زمانی الواح بر وی نازل شد.

ده امر، دستوراتی بود که بر روی الواحل درج شده بود و بر حضرت موسی(ع) نازل شوید.[۴]به گفته تورات این ده دستور به انگشت آفریدگار در دو لوح سنگی مندرج میباشد ولی بقیه احکام تورات را موسی(ع) نوشت.[۵] این ده امر را ریشه بقیه امرها و احکام تورات دانسته‌اند. ده دستور به طور‌های مختلفی در تورات شمارش گردیده است. که محتوای پر اسم و رسم آن به گستردن ذیل میباشد:


از سابق‌ترین سنگ‌نبشته‌های ده امر
پروردگار با موسی صحبت اذعان کرد و این احکام را صادر کرد:

اینجانب معبود، خدای تو هستم، به عبارتی خدایی که تو‌را از اسارت و بندگی مصر آزاد کرد.
تورا خدایان دیگر غیر از اینجانب نباشد. هیچ‌سیرتکامل بتی به صورت حیوان یا این که پرنده یا این که ماهی برای خویش مساز. در قبال آن ها زانو نزن و آنان را پرستش مکن؛ چون اینجانب که معبود، خدای تو می باشم خدای غیوری هستم و عده ای را که با اینجانب دشمنی نمایند، مجازات میکنم. این مجازات مشمول درحال حاضر فرزندان آن ها تا نسل سوم و چهارهم می‌شود. البته بر افرادی که من‌را دوست داشته باشند و اوامر من‌را تاسی نمایند تا هزار پشت عفووبخشش میکنم.
از اسم اینجانب که معبود، خدای تو هستم سوءاستفاده مکن. در‌صورتی‌که اسم من‌را با بی‌احترامی به گویش بیاوری یا این که به آن پیمان لاف بخوری تورا مجازات میکنم.
روز سبت (روز شنبه) را به خاطر داشته باش و آن را مقدس بدار. در هفته، شش روز عمل کن، اما در روز هفتم که سَبْتِ پروردگار میباشد هیچ کاری مکن؛ خیر خودت، خیر پسرت، خیر دخترت، خیر غلامت، خیر کنیزت، خیر مهمانت و خیر چهارپایانت. زیرا خدا در شش روز عرش و زمین و دریا و هرچه را که در آنهاست آفرید و روز هفتم دست از فعالیت کشید. پس وی روز سَبْت را خوش یمن خواند و آن را روز استراحت انتخاب نمود.
بابا و مادرت را احترام کن تا در سرزمینی که خدا، خدای تو به تو خواهد داد قدمت وقت گیر داشته باشی.
قتل نکن.
زنا نکن.
دزدی نکن.
لاف مگو.
دیده طمع به فرآورده و ناموس دیگر افراد نداشته باش. به پندار تصاحب غلام و کنیز، گاو و خر و اموال اهل یک محل‌ات مباش.[۶]
توضیحی درباره‌ی محتوا
می‌قدرت اعلام کرد دستور اول به تهیه ارتباط آدم و آفریدگار میپردازد و اوامر آتی مرتبط با دستورها اجتماعی میباشد.[۷]

در دستور اولیه به توحید می پردازد و در آن خصوصیت حلول‌گرایی به معنای ارتباط خاص آفریدگار با بنی‌اسرائیل و کینه ورزی از غیر یهودی‌ها یعنی مصری‌ها چشم می شود.
در خصوص دستور چهارم یعنی تعطیل بودن شنبه دو استدلال اورده شده میباشد اولیه اینکه این روز مقدس میباشد؛ چون روزی میباشد که آفریدگار در آن خاندان بنی‌اسرائیل را از مصر بیرون کرد و استدلال دوم اینکه روزی میباشد که پروردگار بعداز خلقت فقید در شش روز، شنبه را به استراحت پرداخت پس شما هم درین روز شغل نکنید و استراحت فرمایید.[۸][۹]
عیب گیری
بعضا از دانشمندان معاصر غربی اشکالاتی را مطرح کرده و معتقدند این ده دستور نمی‌توانسته در آن فرصت نازل گردیده باشد. جان ناس بعد از بیان آیه ها ده دستور در تورات اینگونه میاورد: «به خیر و خوبی بدیهی میباشد که‌این کلمات نمی‌تواند اصل میثاق خویشاوندان با یهوه باشد چونکه فحوای آن با زندگانی یک جانبه فلاحتی و کشاورزی هم خوانی میباشد و با حیات صحراگردی و کویر‌نشینی سازگار وجود ندارد.(فرصت نزول ده دستور، خاندان بنی‌اسرائیل در کویر بوده‌اند) معین می گردد که آن عبارات زمانی گفته شد که بستگان در مملکت خویش سکنی گزید».[۱۰]

سرگذشت
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: الواح موسی(ع)
حضرت موسی(ع) بعداز رجوع از میقات و دیدن گوساله پرستی قبیله، الواح را بر زمین زد که در تاثیر آن الواح شکسته شد[۱۱] بقایای الواح اولیه و یا این که الواح دوم که ده دستور بر آن درج شده بود را حضرت موسی(ع) در صندوقی قرار بخشید[۱۲] که به آن، از این جهت که الواح و ده امر یعنی پیمان خدا با بنی‌اسرائیل در آن بود، تابوت قسم گفته می شد.[۱۳][۱۴]

در غایت بعد از حمله بُخْتُنَصَّر به اورشلیم و فساد محل پرستش، تابوت قسم و الواحی که در داخل آن بودند، مفقود شد.[۱۵] براساس بعضی احادیث،‌ امام فرصت(عج) بعداز ظهور، تابوت عهدوپیمان را از غاری در انطاکیه بیرون خواهد کرد.[۱۶]

براساس کتاب مقدس،‌ سلیمان(ع) این تابوت را در محل عبادت اولیه اورشلیم و در قدس الاقداس قرار اعطا کرد و بعداز آن نیز در همانجا ماند.[۱۷]

بازدید : 15
دوشنبه 20 اسفند 1403 زمان : 16:08


طرز درس دادن
خویی، در درس دادن مباحث علمی، غالب‌دست و مسلط خوانده گردیده که مطالب را شمرده، فصیح، منظم و فارغ از داخل شدن به زواید و حاشیه ها ذکر می‌کرده، به مباحث فلسفی نمی‌پرداخته، به کارگیری فراوانی از احادیث می‌کرده و به سندهای احادیث دقت ویژه می‌نموده است.[۲۶] درس او، خلاصه‌ای از آراء و مبانی علمی مجالس درس آقا ضیاء عراقی، محمدحسین غروی نائینی و محمدحسین غروی اصفهانی و ایده ها خویش او تعریف پک پذیرایی ترحیم مشهد گردیده است.[۲۷]

اثر ها و تقریرات
نوشته‌علمیٔ اساسی: فهرست اثرها سید ابوالقاسم موسوی خویی
سید ابوالقاسم خویی، اثراتی در موضوعات فقه، اصول فقه، رجال، حرف و علم ها قرآنی نگاشته میباشد. اثر ها وی در دسته‌ای پنجاه جلدی با تیتر «موسوعة الامام الخوئی» جمع گردیده[۲۸] و ورژن دیجیتال این موسسه نیز، بوسیله راءس پژوهش ها کامپیوتری علم ها اسلامی روشنایی در دسترس میباشد.[۲۹]

برخی از شناخته‌گردیده‌ترین اثرها وی عبارتند از:

اجود التقریرات
معجم رجال الحدیث
البیان فی تعبیر و تفسیر القرآن

خویی و شاگردانش: به ترتیب از سمت راست: سیدجعفر خویی، سید موسی صدر، سید عبدالله شیرازی، ابوالقاسم خوئی، سید نصرالله مستنبط و سیدمرتضی حکمی.
شاگردان
ابوالقاسم خویی، شاگردان فراوانی داشته و بعضا منابع بیش تر از ۶۰۰ طلبه برای او برشمرده‌اند.[۳۰] تنی چند از شاگردان در جلسات استفتاء حضور داشتند.

اعضای هیئت استفتاء اولیه:[۳۱] روحانی صدرا بادکوبه‌ای، روضه خوان مجتبی لنکرانی، میرزا جواد تبریزی، میرزا کاظم تبریزی، روضه خوان حبیب‌الله اراکی، سید جعفر مرعشی.
اعضای هیئت استفتاء دوم:[۳۲] سید علی سیستانی، سید علی حسینی بهشتی، سید مرتضی خلخالی، روضه خوان محمداسحاق فیاض، روحانی علی‌اصغر احمدی شاهرودی، روحانی محمدجعفر نائینی
بعضی دیگر از شاگردان وی عبارتند از:

محمدعلی توحیدی تبریزی [۳۳]
حاج آقا تقی قمی
سید محمدباقر صدر
علی فلسفی تنکابنی
سید موسی صدر
مرتضی بروجردی
ابوالقاسم گرجی[۳۴]
حسین وحید خراسانی
محمدآصف محسنی قندهاری[۳۵]
سید علی هاشمی شاهرودی
سید جواد آل‌علی شاهرودی
محمدتقی جعفری
سید عبدالکریم رضوی کشمیری[۳۶]
سید محمدحسین ادب الله
باقر شریف قرشی
سید محمدحسین حسینی تهرانی
بشیر حسین نجفی
سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
حسین حقیقت کاشانی
آرا و دیدگاه ها علمی
سید ابوالقاسم خویی، در فقه و اصول فقه، نظرها و آرای قابل توجهی داشته که گاه با نظرها معروف فقیهان شیعه گوناگون بوده و به نقل از بعضی، ۳۰۰ فتوا خلاف فتواهای دارای اسم و رسم فقیهان شیعه، در بین فتاوای خویی چشم می‌گردد.[۳۷] برخی از این مورد ها عبارت میباشد از:

مخالفت با ملزم بودن کافران به فروع آیین: خویی مانند یوسف بحرانی و خلاف لحاظ تمامی علمای شیعه که معتقدند کافران ضمن اصول آیین، موظف به فروع آیین هم گردیده‌اند،[۳۸] بر این اعتقاد و باور میباشد که کافران تا وقتی که اسلام را نپذیرند، ملزم به فروع آئین نمی شوند.[۳۹]
عدم تایید نسبی بودن شروع ماه قمری: به اطمینان خویی، خلاف لحاظ دارای اسم و رسم، شروع ماه قمری برای همگی یکسان میباشد و نمی‌اقتدار آن را چیزی نسبی دانست. به دلیل آن که میزان استارت ماه قمری، بر طبق آرای خویی، خارج رفتن ماه از محاق میباشد که پدیده‌ای تکوینی میباشد و به اوضاع قرارگیری خورشید، ماه و زمین مرتبط میباشد و متعلق به اجزا و بخشها متفاوت زمین وجود ندارد.[۴۰]
مخالفت با آوازه فتوایی و اجماع: سید ابوالقاسم، دربارهٔ آوازه فتوایی، نظراتی به کلی متعدد با ایده ها پر اسم و رسم عالمان شیعه داشت. به اطمینان بیشتر اصولیان شیعه، در صورتی یک فتوا میان فقیهان، دارای اسم و رسم باشد، داستان معتبری که با آن ناسازگار میباشد، اعتباری ندارد. خویی ولی با این اصل مخالف میباشد و «آوازه فتوایی» را در ترجیحات باب تعارض در اصول فقه بیان نکرده و اعتقاد دارد، آوازه عملی ضعف گواهی قصه را جبران نمی‌نماید؛ به عبارتی‌طور که بی‌توجهی فقها به یک حدیث درست، آن را از حجیت ساقط نخواهد کرد.[۴۱] او اعتبار و حجیت اجماع را هم پایین سؤال برده میباشد؛ چه اجماع منقول و چه اجماع محصَّل. با این حالا خویی در فتاوای خویش احتیاط کرده و به اجماع اعتنا نموده است.[۴۲]
فتاوای مخالف دارای شهرت: مجوز بیرون شدن زن از منزل سوای اذن همسر، تایید صلاحیت سقط جنین برای زن در شکل احتمال مرگ خویش، مجوز وصلت مرد مسلمان با زن اهل کتاب، منوط نبودن جهاد ابتدایی به حضور امام معصوم، شرط نبودن اجتهاد برای حکم کننده، و همینطور پاکی چرم‌های وارداتی از کشورهای غیرمسلمان که ذبح فقاهتی آن‌ها مشکوک میباشد.[۴۳]
اقدامات سیاسی

مدد از انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران
در ارتباط با حکومت‌های باطن جمهوری اسلامی ایران، سید ابوالقاسم خویی، تا قبل از مرجعیت، بیانیه‌ها و اطلاعیه‌هایی در محکومیت اقدامات حکومت پهلوی صادر کرده، در یک عصر بیش تر از ده ساله، به طور تقریبً سیاست بی سروصدا را در پیش گرفته و بعد در شروع موفقیت انقلاب اسلامی در کشور ایران در بهمن ۱۳۵۷ش، به هواخواهی از امام خمینی و انقلاب اسلامی پرداخته میباشد. راجع به با حکومت عراق نیز جانبداری خویی از انتفاضه شعبانیه عراق شیعه‌ها عراق، به حصر خانگی وی انجامید.[۴۴] بعضا از اقدامات اجتماعی و سیاسی آیت‌الله خویی عبارتند از:

موضع‌ها علیه حکومت پهلوی

بازدید : 18
شنبه 18 اسفند 1403 زمان : 15:10


مختصات اخلاقی
سید موسی شبیری زنجانی از میرزا هاشم آملی اینگونه نقل نموده است که سید ابوالحسن، در اعمال نیازهای عموم خیلی کارایی میکرد.[۴۰] طومار‌هایی که به وی می‌نوشتند را بعداز رسیدگی پاره میکرد تا در حالتی که اظهار حاجت یا این که توهینی در آن ها وجود داشت، سایرافراد اگاهی پیدا پک پذیرایی ترحیم مشهد نکنند.[۴۱]

سید ابوالحسن شاگرد‌ها را عائله خویش می‌دانست و هزینه های آن‌ها‌را تاجران قرض میکرد و بعداز آن با وجوه فقاهتی قرض خویش را ادا می کرد.[۴۲]

در شب ۱۶ صفر ۱۳۴۹ قمری، فردی به اسم روحانی علی قمی، به خیال شدت فقر و تصور این که پسر سید ابوالحسن در یاری به وی کوتاهی کرده، بعد از نماز جماعت مغرب سید ابوالحسن در صحن بقعه امیرالمؤمنین پسرش را به قتل رساند و آن گاه خویش را به پلیس معرفی کرد. اصفهانی آدم کش پسرش را داد.[۴۳] [یادداشت ۱]


نقل عهد بهجت از مخالف اصفهانی با قمه‌زنی
نرفتن به حج
شبیری زنجانی گفته سید ابوالحسن به هیچ وجهً به حج مشرف نشد و انگیزه آن را از عهدوپیمان او، عدم بضاعت و توان برای احیای مراقد ائمه بقیع و پایین سؤال رفتن احتمالی رده مرجعیت شیعه تیتر کرده بود.[یادداشت ۲] مرتضی حائری نیز نقل کرده بعداز وفات اصفهانی اورا در خواب رویت کرد و متوجه شد که مورد نیاز میباشد از طرف او حج به جا آورده گردد؛ لذا پولی را پرداخت و فردی را به نیابت از ابوالحسن به حج ارسال کرد.[۴۴]

مخالفت با قمه‌زنی
به نقل سید موسی شبیری زنجانی در نجف نسبت به قمه‌زنی، دو گروه‌گی وجود داشت. مقدسین قمه زنی را تحریم کردند و پر‌نور‌فکرها روا دانستند. سید ابوالحسن مخالف قمه زنی بود و بعضی از مقلدین بصره به همین جهت از تقلیدش عدول کردند.[۴۵] آیت‌الله بهجت هم در اختیار‌نوشته‌ای نقل نموده است که سید ابوالحسن اصفهانی تا پایان قدمت با قمه‌زنی مخالف بود و اذن نداد.

نگارخانه
سید ابوالحسن اصفهانی
سید ابوالحسن اصفهانی

سید ابوالحسن اصفهانی در حالا نماز جماعت
سید ابوالحسن اصفهانی در اکنون نماز جماعت

سید ابوالحسن اصفهانی در نجف
سید ابوالحسن اصفهانی در نجف

از راست: سید ابوالحسن اصفهانی، جهانگیرخان قشقایی، میرزا عبدالرحیم صاحب و مالک فصول.
از راست: سید ابوالحسن اصفهانی، جهانگیرخان قشقایی، میرزا عبدالرحیم صاحب و مالک فصول.

محل دفن آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی
محل دفن آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی

سید ابوالحسن اصفهانی در کنار روضه خوان جواد مالک جواهر و میرزای نائینی
سید ابوالحسن اصفهانی در کنار روضه خوان جواد صاحب و مالک جواهر و میرزای نائینی

سید ابوالحسن اصفهانی در کنار سید محمد بهبهانی و تعدادی از علمای دیگر
سید ابوالحسن اصفهانی در کنار سید محمد بهبهانی و تعدادی از علمای دیگر
پانویس
وجیزه در زندگانی آیةالله اصفهانی، ص۱۲–۱۳
نک: الذریعه، ج۱۳، ص۳۲۵؛ تذکرة القبور یا این که محققان و بزرگان اصفهان، ص۳۸.
شبیری زنجانی، جرعه‌ای از دریا، ۱۳۹۴ش، ج۲، ص۵۳۹.
شبیری زنجانی، جرعه‌ای از دریا، ۱۳۹۴ش، ج۲، ص۵۳۹.
زمانه نزاع، خاطرات، تصویرها، اسنادهاشمی رفسنجانی، ج۱، ص۱۱۸؛ نیز نک: هدایت، خاطرات و مخاطرات، ص۴۵۵
حیات جاودان، ص۲۵
اعیان الشیعة، ج۲، ص۳۳۲
معارف الرجال فی تراجم العلماء و الادباء، ج۱، ص۴۶–۴۷؛ الامام السید ابوالحسن، ص۳۳–۳۶؛ «نجوم امت: آیت‌الله العظمی سید ابوالحسن موسوی اصفهانی»، ص۹۵، ۹۶
امین، حسن، «اصفهانی سید ابوالحسن»، ج۴، زیر مدخل.
حیات جاودانی، ص-۲۰–۲۱
اعیان الشیعة، ج۲، ص۳۳۲؛ قس: طبقات اعلام الشیعة، ج۱، ص۴۱
مشاهیر پژوهشگران اسلام، ج۴، ص۳۷۵؛ تذکرة القبور یا این که محققان و بزرگان اصفهان، ص۳۸؛ وجیزه در زندگانی آیةالله اصفهانی، ص۱۷–۱۸
به عبارتی، ص۵۴
الشیعة و الرجعة، ج۱، ص۲۷۹
الامام السید ابوالحسن، ص۴۶؛ نیز نک: «نجوم امت: آیت‌الله العظمی سید ابوالحسن موسوی اصفهانی»، ص۹۵–۹۶.
الشیعة و الرجعة، ج۱، ص۲۷۹.
نک: اعیان الشیعة، تحقيق و تخريج :حسن الأمين، ج۲، ص۳۳۳؛ الشیعة و الرجعة، ج۱، ص۲۷۹
نک: حیات جاودانی، ص۵۳ و ۶۰.
نک: حیات جاودانی، ص ۷۵ و ۷۸.
شریف، گنجینه پژوهشگران، ج۷، ص ۱۲۷
تبریزی، اسنادی دربارهٔ کتاب گنجینه محققان…، ص۱۰۴۷
شریف‌رازی، گنجینه محققان، ۱۳۵۲ش، ج۷، ص۱۵۵.
مقر اگاهی‌رسانی حوزه.
نک: اثرها حجة، ج۲، ص۵۱، ۶۷؛ ماضی النجف و حاضرها، ج۳، ص۲۳۷، ۵۳۴، ۵۵۸
تذکرة القبور یا این که پژوهشگران و بزرگان اصفهان، ص۴۰؛ وجیزه در زندگانی آیةالله اصفهانی، ص۲۷
نک: الامام السید ابوالحسن، ص۶۵–۶۶
آقابزرگ، الذریعة، ۱۴۰۸ق، ج۱۰، ص۱۶
تذکرة القبور یا این که محققان و بزرگان اصفهان، ص۴۰
الامام السید ابوالحسن، ص۶۶
«نجوم امت: آیت‌الله العظمی سید ابوالحسن موی

بازدید : 24
پنجشنبه 16 اسفند 1403 زمان : 11:55


گناهکار
فاسِقْ هر که از امرها خدا نافرمانی می‌نماید. تکذیب آیه‌های قرآن، قسم‌شکستن، انقطاع صله‌ رحم و خرابی کردن از خصوصیت‌های گناه کار دانسته‌ گردیده است. گناه کار أحکام خاصی در فقه و سخن دارااست؛ برای مثال این که گناهکار نمی‌تواند به منزلت امامت رسد، نمی‌تواند امام جماعت باشد و شهادتش قابل قبول وجود ندارد. متفکران شیعه امامیه معتقدند، صرفا کافر (خیر مسلمان گناه کار) به عذاب ابدی در گیر پک پذیرایی ترحیم مشهد میگردد.

مضمون‌‌شناسی
فسق در لغت به معنای نافرمانی و سوراخ امر خداوند و خروج از راه و روش حق و تصمیم به گناه میباشد؛ از این رو، گناهکار کسی میباشد که در قبال دستورها معبود، نافرمانی می‌نماید و از راه و روش حق بیرون می شود.[۱] بعضی از لغت شناسان بیرون شدن اشتباه و توأم با خرابی هر چیزی از چیز دیگر را فسق دانسته‌اند مانند بیرون شدن رُطَب از پوستش.[۲] حسن مصطفوی، کلمه و واژه شناس قرآن، در باره فسق میگوید: ریشه کلمه فسق به معنای بیرون شدن از ضوابط فقاهتی، عقلی یا این که طبیعی میباشد و مصادیقش می تواند بیرون شدن مخلوق از دستور آفریدگار و اطاعت از وی و نیز خروج آشکارا و علنی از احکام و قوانین و مقررات اسلامی و اخلاقی مانند حسادت، بخل، تکبر و طمع باشد. خارج زدن رطب از پوستش نیز مثال‌ای از تحقق فسق در قانون ها حکم دهنده بر طبیعت میباشد. او مفاهیمی مانند شکاف و انحراف و ظلم و جور را از اسباب معنای لغوی فسق دانسته میباشد.میباشد. [۳]

اوصاف گناه کار در قرآن
در قرآن برای گناه کار خصوصیت‌های مختلفی نام برده‌میباشد؛ برای مثال: نقض عهدوپیمان خداپرستی، جدا لینک‌های خویشاوندی و دوستی، خرابی در زمین[۴][۵]، تکذیب آیه ها الهی[۶]، ظلم کردن[۷]، عدم تاسی از امرها آفریدگار[۸]، مستکبر بودن[۹]، از ذهن بردن آفریدگار و در سود، ابتلا به خودفراموشی[۱۰] و غیره.

ایمان و عذاب گناهکار
شیعه امامیه این نظر را دارد گناهکار، کافر وجود ندارد؛ و خلود(عذاب ابدی) مختص به کافر میباشد؛ و مسلمان حتی در شرایطی‌که گناه کار باشد، برای مدام در عذاب الهی باقی نمی‌ماند و در معرض شفاعت یا این که رحمت پروردگار میباشد.[۱۱]
البته وعیدیه -که گروهی از خوارج میباشند- معتقدند که فعالیت باتقوا بخشی از ایمان میباشد[۱۲]؛ و به همین جهت، هر که مرتکب گناهان کبیره می‌گردد، کافر میشود و در سود، مدام در عذاب باقی میماند.[۱۳]
مرجئه در مقابل وعیدیه میباشد و معتقدند که فعالیت پارسا بخشی از ایمان وجود ندارد و هر که گناه کبیره اجرا میدهد، به ایمانش لطمه وارد نمیشود و بهشتی و جهنمی بودنش در آخرت معین میگردد و موقتی معلوم وجود ندارد.[۱۴]
ولی معتزله در مخالفت با این نظرها، عقیده «المنزلة در میان المنزلتین» (جایگاهی دربین دو مقام شرک و ایمان) را طرح نموده است: گناه کار خیر زاهد میباشد و خیر کافر بلکه جایگاهش فی مابین آن دو میباشد؛ و به همین جهت، سرانجام اخروی وی نیز خیر مشوق خوب میباشد و خیر عذاب شدید بلکه عذاب ساده میباشد.[۱۵] به اعتقاد معتزله، هر که در حریق دوزخ وجهنم وارد گردد، برای وی خروجی از آن وجود ندارد.[۱۶]
اختلافی وجود ندارد که در‌حالتی که گناهکار توبه نماید، معبود او‌را می‌بخشاید و هدایت می‌کند و به خلود در عذاب گرفتار نمی شود:[۱۷] «ای اشخاصی که ایمان آورده اید، به سوی آفریدگار توبه فرمایید، توبه‌ای خالص؛ امید خواهیم داشت(با این شغل) پروردگارتان گناهانتان را ببخشد.»[۱۸]

بازدید : 40
سه شنبه 14 اسفند 1403 زمان : 15:54


موفقیت
موفقیت توفیق در اعمال عملی عبادی میباشد که سبب ساز تقرب بشر به خداوند میشود. بر پایه ی آیه‌ها قرآن و احادیث، موفقیت تنها از جانب پروردگار و لطفی از سوی وی به بندگان میباشد. اندیشمندان فرق کلامی اسلامی بر پایه ی مبانی کلامی خویش، نظرها مختلفی را در تمجید و منشأ مضمون‌ موفقیت ارائه داده‌اند. مبتنی بر حیث شیعه و معتزله، موفقیت از مقوله لطف الهی و بر پایه ی حیث اشاعره، موفقیت، خلق و خوی توان بر طاعت از سوی آفریدگار پک پذیرایی ترحیم مشهد میباشد.

معنای موفقیت
موفقیت در لغت به معنای موافق بودن یا این که موافق گرداندن، واقعه لحاظ داشتن، موافقت و تصدیق کردن، فی مابین عده ای را تصحیح کردن و آشتی دادن، ارشادوراهنمایی شدن کسی به وسیله آفریدگار و آماده شدن وضعیت کافی برای اعمال فعالیت نه برای یک شخص از سوی خداست.[۱] دو معنای اخیر، با معنای اصطلاحی آن نزد متکلمان (رجوع‌نمایید به ادامه نوشته‌ی علمی) سازگار میباشد.

مشتقات این ریشه در قرآن کریم و مهربان چهار توشه به شغل رفته[۲] که صرفا یک آیتم از گویش شعیب (... و ماتوفیقی اِلاّ باللّه...)[۳] ناظر به معنای اصطلاحی موفقیت میباشد. طبق این آیه، موفقیت منحصراً از جانب خداست. روحانی طوسی در تعبیر و تفسیر این آیه، موفقیت را لطفی الهی دانسته که به واسطه آن طاعت اجرا می‌گردد و تأکید نموده است که صرفا خداوند می تواند مطابق علمی که دارااست آدم را برنده بر طاعت بدارد،[۴][۵] بر این محور، محققان مسلمان در بخش‌های گوناگون از اثر ها خویش، در پیشگفتار آن[۶][یادداشت ۱] یا این که در اولِ هر سوژه[۸] یا این که در انتهای آن،[۹] با لغات متفاوت بدین مقاله اذعان نموده‌اند.

التفات و مقام موفقیت در احادیث
التفات اعتقاد و باور به موفقیت الاهی از کلام امام علی علیه‌السلام بر طبق جداگانه نبودن آیین از موفقیت[۱۰] و نیز کثرت درخواست موفقیت از معبود در دعاهای رسیده از روش شیعه[۱۱][یادداشت ۲] و اهل سنّت[۱۲] دانسته میگردد. طبق روایات، اجرا دادن بعضا امور به موفقیت الاهی نتیجه ها شود. برای مثال آنهاست : موفقیت در توبه[۱۳]، موفقیت در آشنایی اولیای دستور و تمسک به ائمه اطهار علیهم السلام[۱۴]، موفقیت در اعمال دادن اموری که رضای خدا در آن میباشد،[۱۵] موفقیت در اجرای دستورات الاهی و ادای فرایض،[۱۶] موفقیت در سپاس از نعمت‌های الاهی،[۱۷] موفقیت در حصول دانش و مراقبت تجارب ها،[۱۸] موفقیت در هم‌نشینی با پرهیزگاران،[۱۹] و موفقیت در مشورت کردن با عاقل.[۲۰]

به صورت کلی، مبتنی بر حدیثی از امام علی علیه‌السلام هر خیری به موفقیت الاهی نتیجه ها میگردد.[۲۱] روایات دیگری نیز درباره ی موفقیت وجود دارااست، برای مثال آنکه: توقف و به کاری دست نیازیدن در هنگام حیرت و سرگردانی، از توفیقات الاهی میباشد؛[۲۲] خوشبختی، از اجتماع نیت، اقتدار، موفقیت و وصال به غرض نتایج میشود؛[۲۳] بالاترین نعمتها عافیت و بالاترین سکو عافیت استعانت و ملازمت موفقیت و بالاترین رتبه موفقیت تایید اندرز میباشد؛ همینطور حسن نیت برهان جلب موفقیت و میانه‌روی در حرف از اثرها موفقیت میباشد و طلب موفقیت به طبعً بایستی با کارایی خویش شخص یار باشد. افزون بر این، موفقیت، اهمیت، عفو، اولی نعمت، شایسته ترین کاپیتان، برگزیدگان حظّ و فایده، قله موفقیت و روشن بختی، کلید مدارا، شالوده‌ای سفت، یاریگر عقل و جذبه‌ای الاهی معرفی شد‌ه‌است.[۲۴] به معنی استخاره نیز بعضا از لغت شناسان گفته‌اند که عبارت میباشد از درخواست موفقیت از خدا چهت نیل به شایسته ترین چیزهایی که بشر خواستار آنهاست.[۲۵] روضه خوان اثرگذار در کتاب ارشادوراهنمایی به بر خورداری امیرالمؤمنین علیه‌السلام از موفقیت در همگی وضع و اوضاع و حالات اشاره نموده است.[۲۶] [یادداشت ۳]

موفقیت در صحبت اسلامی
موفقیت که در بخش اعظمی از مورد ها در کنار تسدید و در مقابل خذلان به فعالیت می‌رود در حرف اسلامی به مفهومی اساسی تبدیل گردیده که هر یک از فرق و مذهبها کلامی، سازه بر مبانی خویش، آن را به طور‌های گوناگون تعریف و تمجید کرده و توضیح داده‌اند. این معنی کلامی اصولا مأخوذ از تعبیر و تفسیر قرآنی ذکر شده در آیه ۸۸ سوره هود میباشد که موفقیت را به آفریدگار نسبت داده میباشد و با دیگر آیاتی که هدایت و ضلالت را به خدا نسبت می دهد نیز رابطه دارااست.[۲۷]

این معنا سوال‌های کلامی مختلفی ساخت نموده است: در شرایطی که موفقیت کمک رساندن خداوند به مخلوق میباشد (این معنی فی الجمله آیتم توافق متکلمان میباشد)، این کمک رساندن را چه طور می‌اقتدار توضیح اعطا کرد؟ آیا موفقیت و کمک رساندن آفریدگار به بندگان بر مبنای فعالیت آنهاست یا این که صرف عزم خداست که برای آن نباید پیرو ادله و علتی بود؟ درصورتی که بر مبنای موفقیت فعالیت بندگان میباشد آیا به عبارتی جاری ساختن گذشته نیز بر مبنای موفقیت الاهی نبوده میباشد؟ و در صورتی‌که بالعکس، تنهاً بر مبنای خواست و عزم خداست آیا این خواست و عزم گزافی میباشد و ریشه در انجام و افعال بندگان ندارد؟ آیا موفقیت فقطً در اعمال دادن اجرا نیک و عبادات میباشد (به اصطلاح «موفقیت طاعت») یا این که موفقیت در ایمان نیز مدخلیت دارااست (به اصطلاح «موفقیت ایمان»)؟ موفقیت در ایمان با دعوا هدایت و ضلالت لینک تام داراست و ذکر دیگری از هدایت میباشد. در صورتی‌که موفقیت ایمان و هدایت از خداست آیا بندگان در مؤمن یا این که کافر بودن مختارند؟ همچنانکه چنانچه «موفقیت طاعت» از خداست آیا این دستور با کاربر باید ها و نباید ها الاهی و ملزم بودن که لازمه شان سپردن انسانی میباشد سازگار میباشد؟[۲۸]

اعتنا بدین سوال‌ها و لوازمی که هر پاسخی بدین سوال‌ها می‌توانسته پیرو داشته باشد، به موضع گیریهای مختلفی در حوزه صحبت انجامیده و هر تیم سازه بر مبانی نظری خویش و تعریفی که از این مضمون‌ و مفاهیم در حدود آن، مانند لطف و طهارت و غیر اینها داشته، به گونه ای بدین پرسشها جواب گفته و بر جنبه‌هایی از گفت و گو تأکید نموده است.[۲۹]

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 502
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه