loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 16
يکشنبه 28 بهمن 1403 زمان : 17:36


احقاق حق یا این که عفووبخشش؟
مطابق تحلیلی که مصباح یزدی فیلسوف کردار شیعه ارائه می‌نماید، در رفتار اسلامی هم بخشش و هم اِحقاق حق مقام ویژه‌ای دارا‌هستند و تعیین فی مابین این دو بستگی به موقعیت داراست. رحمت وقتی گرانبها میباشد که به تربیت و اصلاح شخص یا این که پرهیز از جراحت‌های بیشتر یاری دهد. در اینگونه مواقعی، سپری شد خیر‌فقط نماد بزرگواری، بلکه عاملی برای بیداری وجدان و تغییر‌و تحول اخلاق شخص متجاوز میباشد. ولی در مواقعی که عفو و بخشش سبب ساز جَری‌شدن ظالم، بسط ظلم، یا این که جراحت به بقیه افراد گردد، اسلام احقاق حق و حتی قصاص را سفارش می‌نماید. در غایت، عفو وبخشش و سپری شد، در‌حالتی که از روی اقتدار و برای رضای پروردگار باشد، قیمت بالاتری دارااست و نماد‌دهنده روح بلندمرتبه شخص میباشد، البته می بایست با حکمت و مصلحت همپا باشد تا تاثیر مثبتی بر شخص و جامعه پک پذیرایی ترحیم مشهد بگذارد.[۲۷]

امام علی(ع)[۲۸] رحمت را تا جایی پسندیده می‌شمارد که به آیین ضربه نزد یا این که توان حاکمیت اسلام را تضعیف نکند.[۲۹] همینطور در تعبیر و تفسیر دیگری روضه خوان اثر گذار از وی نقل می‌نماید: عفو وبخشش هراندازه که موجب اصلاح آدمِ کریم و مهربان میگردد، بشر فرومایه را فاسد می‌سازد.[۳۰]

آورده‌اند که صاحب و مالک اشتر از بازار کوفه عبور میکرد، یکی اشخاص بازاری اورا مضحک کرد و یک گلوله گِلی به قصد تحقیر به سوی وی پرتاب کرد، وی توجهی نکرد و به راهش خاطر نشان نمود. در‌این در میان کسی به آن بازاری اعلام‌کرد: وای بر تو! آیا فهمیدی که به طرف چه کسی گلوله را انداختی؟ خاطرنشان کرد: خیر. گفتند: بیچاره، وی صاحب اشتر صحابی امیر مؤمنان (علیه السّلام) بود، آن مرد به خویش لرزید، و پیرو صاحب و مالک رفت، تا از وی عذرخواهی نماید. زمانی که آمد مشاهده کرد وی وارد مسجد گردیده و سرگرم نماز میباشد. نمازش را که به پایان رسانید، آن مرد روی پاهای صاحب به‌زمین‌خورد و استارت به بوسیدن پاهای صاحب و مالک کرد، صاحب رو به آن مرد کرد و فرمود: این چه کاری میباشد؟ پهنا کرد، از کاری که کرده‌ام معذرت میخواهم صاحب اظهار‌کرد: چیزی وجود ندارد، به خداوند پیمان وارد مسجد نشدم مگر این که برای تو طلب مغفرت نمایم.

ورام بن ابی فراس حلی، دسته ورام، ۱۳۶۹ش، ص۱۹.

بخشش در سیره معصومان
در سیره نبی اکرم (ص) و سیره امامان موردها متعددی از مثال‌های عفو و بخشش و سپری شد وجود داراست. ازجمله:

فرستاده (ص) در جریان فتح مکه، تک تک معاندان خویش را که در حق وی و یارانش ظلم کرده بودند، عفو و بخشش نموده و فرمود: «اذهبوا فأنتم الطلقاء» (بروید که همه آزادید.)[۳۱]
بعد از نقطه پايان نزاع جمل، امام علی (ع) با معاندان خویش که علیه وی طغیان کرده بودند، با بلندمرتبه‌منشی و عفو و بخشش خلق و خوی کرد. وی فرمان دادند که فراریان پایین تعقیب نباشند، به اسیران و مجروحان آسیبی نرسد و حتی به آنها یاری خواهد شد. همینطور، اموالی که از سپاه معاند به غنیمت گرفته گردیده بود، به صاحبانش بازگردانده شد.[۳۲]
حر بن یزید ریاحی که منش را بر امام حسین(ع) بسته بود، در روز عاشورا توبه کرده و گزینه بخشش امام حسین(ع) قرار گرفت.[۳۳]
رحمت در حکمرانی
آموزه‌های فقاهتی حاکمان به بخشش و سپری شد عموم پیشنهاد کرده‌اند. در تعبیری، امام علی(ع) بخشش را زیبایی سیاست دانسته میباشد.[۳۴] در عهدنامه صاحب و مالک اشتر نیز امام علی (ع) به صاحب و مالک پیشنهاد می‌نماید: همان طور که دوست داراست خدا اورا ببخشد، وی نیز عموم را گزینه عفووبخشش خویش قرار دهد.[۳۵]

در ایران، رحمت محکومان در ضابطه پیش‌بینی شد‌ه‌است. در حایل ۱۱ اصل ۱۱۰ قانون اساسی کشور، عفو و بخشش یا این که تخفیف مجازات محکومین نزدیک به موازین اسلامی بعداز سفارش رییس قوه قضاییه، ازجمله اختیارات رهبری میباشد.[۳۶] در ایامی زیرا دهه فجر انقلاب اسلامی،[۳۷] عید باستانی،[۳۸] عید غدیر،[۳۹] عید فطر،[۴۰] عید قربان،[۴۱] عید مبعث،[۴۲] تولد رسول (ص)[۴۳] و نصفه شعبان[۴۴] تنی چند از محکومان دربرگیرنده اجرای این ضابطه میگردند.

بازدید : 15
شنبه 27 بهمن 1403 زمان : 11:34


توریه
توریه مخفی کردن مراد و معنای اساسی و ظواهر کردن معنای غیر از آن میباشد به صورتی که استفاده کننده یا این که مخاطبان درباره حقیقت در گیر خطا شوند. توریه با کذب تفاوت داراست و موضوعاً از آن بیرون میباشد. در منابع دینی، توریه به‌تیتر یک کدام از طرق نجات از دروغگویی و قسم و سوگند لاف، در ابواب متفاوت مطرح پک پذیرایی ترحیم مشهد گردیده است.

کلمه توریه در قرآن نیامده؛ اما در تفاسیر و منابع حدیثی، آیه ها زیادی از مصادیق توریه شمرده شد‌ه‌است. همینطور در بعضا روایات به توریه پیامبران و امامان(ع) که به اقتضای مصلحت اعمال‌ گردیده، اشاره شد‌ه‌است. توریه دارنده قوانینی میباشد که مثلا آن‌ها می‌اقتدار به توانگری بر توریه کردن و ضایع نشدن حق الناس در شکل توریه اشاره نمود. درباره تایید صلاحیت و عدم مجوز توریه و اخلاقی بودن یا این که نبودن آن دربین عالمان خلق و خوی اختلافاتی وجود دارااست.

معناشناسی
توریه به معنای نهفته کردن معنای مهم و ظواهر کردن غیر از آن و یا این که پوشانیدن و فاش نکردن صحبت میباشد.[۱] به‌طور کلی می‌قدرت توریه را نهفته کردن شیء پشت شیء دیگر تعریف‌و‌تمجید کرد.[۲] در علم ها متفاوت معانی متفاوتی برای این کلمه استفاده گردیده‌است. در علم ها قرآنی و به تفسیر منابع ادبی، توریه از محسِّنات معنوی کلام به‌شمارمی‌رود. در اینجا توریه به‌معنای استعمال از لفظی میباشد که دو معنای مجاورت و بدور داراست و گوینده به قرینه‌ای مخفی، معنای بدور را عزم نماید. هرچند ممکن میباشد استفاده کننده به‌معنای مجاورت دقت کند. توریه با کلمه‌هایی زیرا ایهام و تخیل و مغالطه و توجیه هم معرفی و اقسامی برای آن اورده شده میباشد.[۳]

در متن‌ها حدیثی و فقاهتی به ویژه فقه اهل سنّت، کاربرد کلمه مِعراض یا این که مَعاریض به مکان توریه[۴] هم رایج میباشد و گاه تعابیری دیگر مانند «تأویل»[۵] و «تعریض»[۶] به فعالیت رفته میباشد. بایستی دقت داشت که معنای تعریض و توریه دارنده وجوه متفاوتی نیز میباشند.[۷] در اصطلاح دینی توریه آن میباشد که متکلم از کلام خویش معنایی را جز آنچه کاربر میفهمد(معنای مغایر ظواهر) عزم نماید.[۸]

مصادیق توریه در قرآن و احادیث
مصداق توریه در حالتی‌که درست میباشد که خواسته گوینده عرفاً پر‌نور باشد و در حالتی‌که که مستمع به دلیلی از قبیل کوتاهی در ادراک متوجه صحبت گوینده نشود، توریه مصداق نمی‌یابد.[۹] بعضی نیز توریه را فهماندن معنایی غیر از معنای اورده شده بوسیله گوینده تمجید کرده‌اند.[۱۰] برخی از فقها قائلند که توریه خلال اقوال، در افعال هم شکل میگیرد.[۱۱] بایستی اعتنا داشت که در قرآن کلمه و واژه توریه استعمال نشده، البته در تعبیروتفسیر بعضا آیه‌ها به آن اشاره گردیده است.

بیماری حضرت ابراهیم(ع)
در ماجرا بت‌شکنی حضرت ابراهیم(ع)، زمانی که فامیل او‌را دعوت به کمپانی در پایکوبی کردند او در پاسخ آنها بیماری را عذری برای نرفتن خویش به جشن و پای کوبی ذکر می‌نماید.[۱۲] برخی از مفسران شیعه[۱۳] و اهل سنت[۱۴] این سخن حضرت ابراهیم را بر توریه حمل کرده و اینگونه تعبیر و تفسیر نموده‌‎اند که خواسته او، مریض شدن در آتی و یا این که بیماری پیش از مرگ و همینطور خویش مرگ بوده میباشد.[۱۵]

علامه مجلسی تصریح داراست که بخش اعظمی از احادیث جهت تجویز توریه بدین آیه‌ها استناد کرده‌اند.[۱۶] در مقابل این لحاظ، علامه طباطبایی اینگونه دلیل میاورد که ادله بر مریض نبودن حضرت ابراهیم(ع) نیست[۱۷] و اساساً صحبت بیان کردن به نحوه توریه، زیرا موجب سلب اتکا از گفتار پیامبران میگردد، برای آن ها جایز وجود ندارد.[۱۸]

شکستن بت‌ها بوسیله ابراهیم(ع)
بعد از شکستن بت‌ها به وسیله حضرت ابراهیم(ع) زمانی که اورا بازداشت و از وی بازخواست کردند، او این شغل را به بت تبارک نسبت میدهد. مفسران اینگونه ذکر می‌نمایند که منظور حضرت ابراهیم(ع) این بوده که چنانچه این بت‌ها کلام میگویند پس شکستن آنان نیز شغل بت تعالی میباشد و برای ثابت بطلان اعتقادوباور بت‌پرستان شغل را به شرطی محال تعلیق می‌نماید.[۱۹] در پذیرش این لحاظ روایاتی نیز نقل شده میباشد.[۲۰]

همینطور بعضا از مفسران واژه و کلمه خطیئه در سوره شعرا[۲۱] که درباره گفتارهای حضرت ابراهیم مذکور را توریه تعبیر کرده‌[۲۲] و لحاظ مخالف آن مبتنی بر لاف بیان کردن و جاری ساختن گناه به وسیله وی، که با طهارت انبیا ناسازگار میباشد را رد نموده‌اند.[۲۳]

ماجرا سرقت برادران یوسف(ع)
ماجرا برادران حضرت یوسف(ع) در برگشت از مصر که اشاره به اعلان سرقت بوسیله آن ها و پیدا شدن استکان شاه همپا کاروان آنها گردیده[۲۴] برخی از مفسرین آن را توریه دانسته و خواسته از آن را سرقت یوسف از پدرش و یا این که در رده استفهام گرفته‌اند. این تعبیروتفسیر در احادیث نیز پذیرش شد‌ه‌است.[۲۵]

آیه ها دیگری نیز می‌باشند که مفسران آنها را مصداق توریه و یا این که دارنده اشاره بدین مورد دانسته‌اند. از این آیه‌ها می‌قدرت به آیه ۷۳ سور کهف[۲۶] و آیه ۱۲۵ سوره نحل[۲۷] و همینطور نشانه‌ها دیگری از سوره یوسف اشاره کرد.[۲۸]

همینطور به موجب روایات و ماجرا‌های تاریخی، گاه مصالح مهمی وجود داشته که به اقتضای آن ها پیامبران و امامان(ع) و بزرگان فقهی دربارۀ اموری با توریه کلام می‌گفتند.[۲۹]

پیامبر اکرم(ص): مورد ها زیادی در سیره نبی اکرم(ص) نقل گردیده‌است که وی توریه نموده و یا این که آن را تجویز نموده است، از آن گزاره اینکه آن حضرت زمانی که موزیک هجرت یا این که جهاد داشت، با توریه قصد خویش را مخفی میکرد تا معاندان از آن با خبر نشوند،[۳۰] همینطور آن حضرت قسم و سوگند سُوَید بن حنظله را بر طبق آنکه وائل بن حجر اخوی اوست، با حمل کلام وی بر توریه تأیید فرمود.[۳۱]
ائمه اطهار(ع): در سیره امامان شیعه(ع) و رهروان آنان نیز توریه کردن تحت عنوان یک کدام از شیوه های تقیه در مورد ها اضطرار، مورد قبول بوده میباشد.[۳۲]
برای مثال می‌اقتدار به روایتی اشاره نمود که بر پایه ی آن امام درستگو(ع) توریه یکی یاران خویش را در قبال شخصی از معارضان که در حضور وی بود، تأیید فرمود.[۳۳] در سخنان امامان، تقیه و توریه مایه عفووبخشش الاهی بر شیعه ها و موجب نگهداری و تندرست مؤمنان از شر کافران و بدکاران خوانده گردیده است.[۳۴] با اعتنا به کثرت وقوع توریه در سخنان امامان، آن ها خویش بر بایستگی دوراندیشی و تأمل در روایات، به مراد بازشناسی مفاد تقیه و توریه از سایر موردها، تأکید کرده‌اند.[۳۵]

صحابه و تابعین: از صحابه و تابعین نیز مورد ها زیادی از توریه گزارش گردیده‌است.[۳۶]
مؤمن آل فرعون: ضمن پیامبران، به فعالیت بردن توریه از سوی بعضا صالحان نیز گزارش گردیده، برای مثال درباره حزقیل، مؤمن آل فرعون، که با توریه کردن در قبال سوال فرعون، خویش را نجات اعطا کرد.[۳۷]

بازدید : 16
پنجشنبه 25 بهمن 1403 زمان : 10:59


آسیه همسر فرعون
آسیه همسر فرعون در نجات حضرت موسی(ع) از رود نیل نقش داشت و به وی ایمان آورد؛ اگرچه ایمان خویش را مخفی کرد. بعداز آنکه فرعون از ایمان وی با خبر شد، بر تاثیر شکنجه، کشته شد. در قرآن و احادیث از وی به خوبی خاطر گردیده و در بعضی احادیث شیعی، همنشین حضرت خدیجه(س) پک پذیرایی ترحیم مشهد در پردیس معرفی شد‌ه‌است.

نسب و قوم و قبیله
آسیه دختر مزاحم بن عبید و همسر فرعون بود.[۱] بعضی منابع قولی را نقل کرده‌اند که وی از بنی‌اسرائیل بوده میباشد.[۲] و حتی بعضی اورا عمه حضرت موسی دانسته‌اند.[۳]

قرآن
اسم آسیه در قرآن نیامده میباشد؛ البته مفسران مراد از ﴿امْرَأَةَ فِرْعَوْنَ﴾ [تحریم:11] را که دو توشه در قرآن آمده، آسیه دانسته‌اند؛ بنابر آیه ۹ سوره قصص زمانی که موسی را از آب گرفتند آسیه حاضر بود و فرعون را به زنده نگاه داشتن موسی ترغیب کرد.[۴] همینطور در آیه ۱۱ سوره تحریم از آسیه، در قبال زنانی مانند همسر نوح و همسر لوط که با وجود معاشرت با پیامبران، به آفریدگار شرک می‌ورزیدند، به خیر و خوبی و تحت عنوان مَثَل خاطر گردیده است.[۵] درین آیه آمده میباشد که آسیه از پروردگار خواست منزل‌ای در فردوس برای وی قرار دهد و اورا از فرعون و قبیله ظالمین نجات دهد.﴿إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ﴾ [تحریم:11]

ایمان
مبتنی بر بعضی آیه‌ها قرآن، آسیه با آن‌که در دربار فرعون می‌زیست ولی به خدا ایمان داشت؛ آسیه وقتی که اعجاز عصای موسی را روئت کرد به وی ایمان آورد. وی ایمان خویش را از فرعون مخفی نگاه می‌داشت و زمانی که فرعون از ایمان وی مطلع شد، از وی خواست تا از پرستش خداوند دست بردارد، ولی آسیه نپذیرفت و فرعون اورا شکنجه کرد.[۶] فرعون، امر کرد دست و پای اورا به میخ‌هایی (اوتاد) بسته، بدنش را در آفتاب قرار داده و سنگ بزرگی بر راز وی فرود آورند که در تاثیر همین شکنجه‌ها،‌ کشته شد.[۷]

در بعضی احادیث دیگر از او در کنار علی بن ابی طالب(ع)، مؤمن آل یاسین تحت عنوان عده ای که قبل از اسلام هیچ گاه بی دینی نورزیدند، خاطر گردیده‌است.[۸]

احادیث
در برخی احادیث از آسیه در کنار مریم، خدیجه(س) و فاطمه(س) تحت عنوان برگزیدگان و سیده زنان فقید حافظه گردیده‌است.[۹] اما در احادیث دیگر صرفا حضرت زهرا سیده زنان فقیه معرفی شد‌ه‌است. علامه طباطبایی بر این یقین میباشد که سیده زنان بودن هر چهار بدن منافاتی ندارد با این‌که که در میان آنها یک کدام از سایر افراد بلندتر باشد.[۱۰] مرتضی مطهری، كامل‌ترين زنان دنیا را مبتنی بر احادیث اهل بیت علیهم السلام چهار نفر‏ شمرده که دو نفرشان آسیه و مریم در اُمم پيشين بوده‏ اند و دو نفر دیگر خدیجه(س) و فاطمه(س) در اسلام. وی تأکید کرده که برگزیدگان زن کمال یافته، فاطمه(س) میباشد.[۱۱]

بر اساس روایتی از امام درست گو(ع) که در بعضا منابع حدیثی شیعه آمده میباشد، هنگام میلاد حضرت زهرا(س) زنان قریش حضرت خدیجه(س) را فقط گذاشتند، آفریدگار زنانی را به سوی خدیجه ارسال کرد که حضرت مریم و آسیه از آن گزاره بودند، درین رویات از آسیه تحت عنوان همنشین حضرت خدیجه(س) در پردیس خاطر شد‌ه‌است.[۱۲] همینطور بر شالوده روایتی دیگر وقتی که حضرت خدیجه از جهان رفت، حضرت فاطمه عذر و بهانه مادرش را گرفت، پیامبر آفریدگار رده خدیجه را در پردیس علامت فاطمه(س) اعطا کرد که در کنار حضرت مریم و آسیه قرار داشت.[۱۳] مبتنی بر همین احادیث، علی جلالوند در کتاب "آسیه الگوی مقاومت"، گستردن هم اکنون و کیفیت ایمان و مقاومت آسیه در قبال فرعون را توضیح داده میباشد. [۱۴]

خودداری از تقیه
ناصر مکارم شیرازی با طرح این سوال که چرا آسیه تقیه نکرد؟ در جواب بر دو دلیل تأکید می ورزد:

تقیه، در واقع تغییر تحول صورت نزاع میباشد و در صورتى واجب میباشد که فارغ از بهره اصلیّى، اظهار نظریه جان بشر را به خطر بیندازد ولى گاهى عشق و علاقه آدم به پروردگار چنان بر افروخته می ‏خواهد شد که خلق و اخلاق و رفتار و حرکات و سکنات وی به روشنى نشانگر آن میباشد، هر یک سری در گفتار آن را مخفی نماید. علاقه به آفریدگار چنان در قلب تمیز آسیه بر افروخته شده و سوداى وصال به حق به سیرتکامل‏ اى در جان و دل وی پر نمک افکنده بود که هیچ چیز نمی ‏توانست آن را نهفته نماید.
اظهار ایمان آسیه و شهید شدن وی و بعد از آن نقل و پخش این خبر، تأثیرگذارتر بود البته در صورتی تقیه می‌کرد ایمان قلبی وی تأثیر چندانی بر عموم نمی گذاشت. شهید شدن آسیه خویش مدرک محکمى بر حقانیت موسی (ع) و فسخ بودن ادّعاى فرعون و سبب ساز دلگرمى و پر‌نور شدن لامپ آرزو در قلب و جان مؤمنان شد. [۱۵]
جستارهای متعلق

بازدید : 60
چهارشنبه 24 بهمن 1403 زمان : 14:56


کثرت‌گرایی در حقانیت
گفته می شود خواسته از کثرت‌گرایی شرعی، زمانی که به طور مطلق به‌شغل می‌رود، همین کثرت‌گرایی در حقانیت میباشد[۲۸] و به این مفهوم میباشد که همگی ادیان میتوانند بر حق باشند.[۲۹] براساس این عقیده همگی ادیان رخ‌های متعدد یک واقعیت‌اند که اختلافشان فقطً ناشی از اختلاف در فهم و شعور و برداشت از آن واقعیت واحد میباشد.[۳۰] عبدالکریم سروش، از طرفدران عقیده کثرت‌گرایی فقاهتی،[۳۱] گفته میباشد: برپایه این عقیده، اختلاف ادیان، اختلاف بر راز حق و فسخ وجود ندارد، بلکه اختلاف در نظرگاه میباشد؛ به‌این مضمون‌ که واقعیت یکی از میباشد و سه نبی ادیان یهودیت، مسیحیت و اسلام از سه زاویه متفاوت و در موقعیت هنگامی، زبانی و قومی متعدد، به آن لحاظ نموده‌اند و لذا سه آیین عرضه کرده‌اند.[۳۲] تایید کثرت‌گرایی در حقانیت، تایید دو نوع دیگر کثرت‌گرایی؛ یعنی کثرت‌گرایی در خلق و خوی و کثرت‌گرایی در رستگاری را نیز به یار و پک پذیرایی ترحیم مشهد همدم دارااست.[۳۳]

شواهد قرآنی کثرت‌گرایی در حقانیت
گروهی از دوستداران مسلمان این نوع کثرت‌گرایی به آیاتی از قرآن تمسک کرده‌اند که بعضی از آن ها به تفصیل ذیل میباشد:

آیاتی که قرآن، تورات و انجیل را روشنایی و مایه هدایت قرار داده میباشد.[۳۴] مانند نشانه‌ها ۴۴ و ۴۶ سوره مائده.[۳۵] ولی جعفر سبحانی بر این حیث میباشد این نشانه‌ها و نشانه‌ها شبیه آن، مرتبط با آن نصیب از نشانه‌ها تورات و انجیل میباشد که تحریف نشده و شریعت اسلام نیز محتوای آن‌ها‌را به رسمیت شناخته میباشد و لذا حمد این قسمت از آیه ها، از سوی قرآن به‌ معنای رسمیت دادن به ادیان پیشین وجود ندارد.[۳۶]
با اعتنا به آیه «رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَینِ لَک وَمِنْ ذُرِّیتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً»، حضرت ابراهیم از آفریدگار برای خودش و ذریه‌اش درخواست اسلام نموده است[۳۷] و در آیه ۸۴ سوره یونس، حضرت موسی خاندان خود را «مسلمین» خوانده میباشد.[۳۸] اسلام درین آیه ها و آیاتی مانند آن، به معنای «تسلیم شدن» و «راز تعظیم فرود آوردن» میباشد و به آنچه در تاریخ تحت عنوان آئین اسلام ظهور کرده، تخصیص ندارد و کلیه ادیان، به‌ویژه ادیان ابراهیمی را نیز در برمی‌گیرد و قرآن آیین خاصی را تحت عنوان آیین حق معرفی نکرده میباشد.[۳۹] محمدحسن سپاسگذار قراملکی در نوشته‌ی‌علمی‌ای با تیتر «عیب گیری مدعیات قرآنی پلورالیسم فقاهتی» گفته میباشد: کلمه «اسلام» و هم‌خانواده‌های آن ۳۱۸ توشه در قرآن به‌شغل رفته و اینگونه وجود ندارد در تمامی این مورد ها و کلیه جا به معنای «تسلیم شدن» باشد؛ بلکه در بعضی نشانه‌ها مانند آیه ۳ سوره مائده و آیه ۲۰ سوره آل عمران، به معنای اسلام تحت عنوان آئین و آیینی خاص یا این که به عبارتی شریعت رسول خاتم(ص) میباشد.[۴۰] محمد لگنهاوزن، محقق فلسفه و آئین‌پژوه، نیز گفته میباشد اسلام به‌معنای عام که به عبارتی تسلیم شدن میباشد بر تمامی ادیان الهی قابل اطلاق میباشد، البته معنای خاص اسلام تنها ناظر به همین آئین خاصی میباشد که نبی خاتم(ص) ابلاغ کرده و در حالت فعلی آدم فقط آئین الهی به حساب میآید.[۴۱]
با دقت به آیاتی نظیر آیه ۴۸ سوره مائده، آیه ۴۲ سوره شوری و آیه‌ها ۱۱۸ و ۱۱۹ سوره هود، خدا در‌حالتی که می‌خواست، عموم را امت واحد و بر اساس آیین واحد قرار می‌اعطا کرد، ولی این فعالیت را نکرد،[۴۲] پس معین می گردد کثرت ادیان به خواست و عزم او بوده میباشد.[۴۳] بدین ادله اینگونه جواب داده‌اند که مراد قرآن از این آیه‌ها این میباشد که در صورتی معبود می‌خواست، می‌توانست که با اقتدار مطلق خویش، کلیه بشر‌ها را بر آیین حق مکلف نماید؛ البته عزم و مشیت الهی بر این قرار گرفته میباشد تا آدم‌ها با عزم و به تفویض خویش آیین حق را برگزینند و اصولاً این نشانه‌ها ارتباطی با رسمیت دادن به ادیان متعدد ندارند.[۴۴]
کثرت‌گرایی در رستگاری
این نوع کثرت‌گرایی، رستگاری که زیر‌ترین رتبهٔ آن، رهایی از عذاب جاودانی میباشد، را به آئین خاصی مخصوص نمی‌نماید و رهروان ادیان متعدد را با اعتنا به موقعیت خاصی، اهل نجات می داند.[۴۵] برخی هواداران مسلمان این عقیده برای ثابت آن به آیه ۶۲ سوره بقره اینگونه ادله کرده‌اند که قرآن دسته‌های متفاوت مسلمان، یهودی، نصرانی و صابئی را که به معبود و روز قیامت ایمان داشته و شغل با تقوا جاری ساختن دهند را در رستگاری و نجات یکسان دانسته میباشد، پس برای نجات و رستگاری، ایمان و شغل باتقوا کافی میباشد و این دو شرط در تمامی ادیان قابل تحقق میباشد.[۴۶] ولی بعضی نیز محتوای آیه را با کثرت‌گرایی بی‌رابطه دانسته و بر این نظرند که با اعتنا به آیه ۱۸ سوره مائده، یهود و نصاری خویش را فرزندان و حبیبان خداوند معرفی می‌کردند[۴۷] و بر اساس آیه ۱۳۵ سوره بقره، صرف یهودی و نصرانی بودن را موجب هدایت و رستگاری می‌دانستند[۴۸] و آیه ۶۲ سوره بقره در جایگاه ابطال این پندارها میباشد و رستگاری را خیر به باعث یهودی یا این که نصرانی بودن؛ بلکه فقطً در گرو ایمان به معبود و کار پارسا دانسته میباشد.[۴۹]

بازدید : 125
سه شنبه 23 بهمن 1403 زمان : 10:43


شرایط دیوانگان:

دیوانگان نیز تا‌هنگامیکه در‌این عالم عقل ندارند و اقتدار تشخیص حق را ندارند، تکلیف ندارند و در آخرت گزینه بازخواست قرار نخواهند گرفت، چون یکی موقعیت تکلیف، عقل میباشد. امام راست گو(ع) در روایتی ذکر می‌نماید:
آفریدگار در قیامت در اکانت بندگان به‌اندازه عقلی که در عالم به آن‌ها داده میباشد، اعتنا و سختگیری می‌نماید.[۲۳]
موقعیت طفل‌ها و خردسال ها: اشخاصی که در کودکی و وقتی که هنوز قدرت تشخیص حق از فسخ را نیافته‌اند و بابا و مادرشان مسلمان بوده‌اند، به پدر و مادر خویش ملحق گردیده و به پردیس میروند:
وَ الَّذینَ ءامَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذرّیتُهُمْ بإِیمن أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرّیتُهُمْ (ترجمه:و آن‌ها که ایمان آوردند و فرزندانشان به تاسی از آن ها ایمان سپردن کردند، فرزندانشان را [در فردوس] پک پذیرایی ترحیم مشهد به آن ها ملحق میکنیم.)[طور–۲۱.]

شیوه عکس العمل پروردگار با فرزندانی که پدر و مادر آن‌ها کافر می‌باشند، معلوم وجود ندارد، هرچند به اعتقادوباور شیعه ها و مبنی بر آیه ها قرآن مهربان، مسلما عذاب نخواهند شد؛ چون عذاب چنانچه میباشد که پیام معبود به فرد رسیده باشد و وی در حالی که به سن تکلیف رسیده و عقل داراست، با تفویض خویش با امر آفریدگار مخالفت نماید. به این ترتیب، هر که در کودکی از جهان می‌رود، تکلیفی نداشته تا به دوزخ وجهنم برود.[۲۴]

رستاخیز حیوان ها
از بعضا آیه ها[۲۵] و احادیث به کار گیری میگردد که حیوان‌ها نیز مانند بشر‌ها در روز قیامت برانگیخته می‌گردد و به‌اندازه دانایی و مسئولیتشان، حسابرسی میشوند. ولی برخلاف بشر‌ها که پس از حسابرسی به پردیس یا این که دوزخ می روند، حیوان ها بعد از حسابرسی و اجرای عدل و داد در حق آن ها، مجدد می‌میرند و خاک می شوند؛ یعنی در حالتی‌که ستمی کرده باشند، در صحنه قیامت قصاص میگردند.[مستلزم منبع]علامه طباطبایی رجوع همگی نشانه‌ها مرتبط با حشر آدم‌ها را انتقام از ظالم و احسان در حق در‌ستکار دانسته و زیرا به طور اجمال این دو خصوصیت ( احسان وظلم) در حیوان‌ها مشاهده می شود در فیض حشر در آن‌ها را ممکن دانسته و این را به معنای برابری حیوان‌ها با بشر درشعور و عزم ندانسته میباشد. [۲۶] سید محمد حسین طهرانی نیز معاد رابرای کل موجودات دانسته و در تبیین سخنش گفته که کل موجودات اين فقید معاد دارا هستند و حركت به‌ سوى معبود متعال. نفس آدم، نفس حيوان، نفس نبات و حتّى جمادات نيز معاد دارا‌هستند؛ و نفوس ملائكه و انبيا، و مجموع موجودات مجرّده فقیه عِلوى معاد دارا هستند؛ و معاد آنان عبارت میباشد از: اندکاک و فناء در به عبارتی اسمى از اسماء ذات حقّ كه از آن به وجود آمده‌اند. از جمله پشّه كه معاد دارااست، يعنى به عبارتی قوس نزولى را كه در خلقت پيموده میباشد بايد بعد از آن ترفیع نموده و در آن نام و صفتى كه موجب پيدايش وی شد‌ه‌است مضمحلّ و فانى و مندکّ شود.آیاتی از قرآن نیز این داعیه را تأیید می نمایند مانند: كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ(سوره اعراف آیه ۲۹) همانگونه كه شما‌را پديد آورد [به سوى وی] برمى‌گرديد.» و معدودَا بَدَأنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ. (سوره انبیاء آیه ۱۰۴) «همانگونه كه توشه در آغاز آفرينش را شروع كرديم، مجدد آن را بازمى‌گردانيم.» [۲۷] در حدیثی از ابوذر غفاری بیان شده روزی در محضر نبی(ص) بودند و در پیش روی آن ها، دو بز به یکدیگر شاخ می‌زدند. حضرت از آن‌ها پرسید: می‌دانید چرا اینها به یکدیگر شاخ زدند؟ حاضران گفتند: خیر حضرت فرمود: البته آفریدگار میداند و به زودی میان آن‌ها داوری خواهد کرد.[۲۸]

طومار انجام

بازدید : 21
يکشنبه 21 بهمن 1403 زمان : 11:16


اعتبار احادیث مرسل
نزد علما و محدثان، اعتبار و قابل استناد بودن احادیث مرسل، از مسائل اختلافی محسوب گردیده[۱۷] و اقوال گوناگونی در این مورد مطرح گردیده‌است:

۱. عدم حجیت کل مراسیل: توده کثیری از علمای شیعه قائل به عدم اعتبار احادیث مرسل می‌باشند.[۱۸] فقیهانی زیرا متفحص حلی، علامه حلی، شهید نخستین، شهید ثانی[۱۹] و آیت الله خویی[۲۰] از مدافعان این عقیده می‌باشند. از علمای اهل سنت که قائل بدین عقیده می باشند می‌قدرت به حاجبی، عضدی، بیضاوی، رازی و شافعی اشاره کرد.[۲۱] آنان احادیث مرسل را به‌طور مطلق نمی‌پذیرند و آن را سبب ساز ضعف مدرک پک پذیرایی ترحیم مشهد می دانند.[۲۲]

۲. شرح: بعضا معتقدند در‌حالتی که ماجرا مرسل با لفظ غیر واحد داستان گردد ادله بر این میباشد که ماجرا را بیش تر از یک نفر قصه کرده‌اند و این دستور باعث اعتقاد و باور و ظن موفق میباشد؛ لذا می‌قدرت بدان اتکا کرد به بر خلاف روایاتی که با لفظ ها عن رجل، عن بعض اصحابنا آمده میباشد.[۲۳] بعضا از علمای اهل سنت همانند شافعی شروطی را برای تایید حدیث مرسل قائلند به عنوان مثال آنکه ناقل حدیث مرسل از بزرگان تابعین باشد در‌این‌صورت‌ ضعف آن جبران می شود.[۲۴]

۳. حجیت کل احادیث مرسل به‌طور مطلق: تک تک احادیث مرسل با هر راوی‌ای، چه صحابی باشد چه غیر صحابی، یک نفر محذوف باشد یا این که یک سری نفر، حجت و دارای اعتبار می باشند.[۲۵]به عنوان مثال فقهایی که قائل به‌این عقیده می باشند محمد بن خالد برقی و بابا اوست.[۲۶] طرف داران این عقیده از اهل سنت، آمدی، صاحب، ابوحنیفه،[۲۷] ابوهاشم و اتباع آن‌ها از معتزله می باشند.[۲۸]

برهان اعتبار و عدم اعتبار احادیث مرسل
دارای شهرت علمای شیعه که قائل به عدم اعتبار همگی مراسیل میباشند عدم اعتقاد به وثاقت راوی محذوف و همینطور به کارگیری از راویان ضعیف و مجهول در نقل حدیث از سوی برخی از مشایخ و قابلیت غلط در تشخیص ثقه به وسیله آن ها و همینطور گوناگونی در ملاک‌های تشخیص وثاقت را عامل بر عدم اعتبار احادیث مرسل دانسته‌اند.[۲۹]

برخی از فقیهان با دقت به‌این مقاله که برخی از مشایخ همانند محمد بن ابی عمیر در کتاب‌های رجالی در غایت وثاقت قرار داشته و صرفا از ثقات قصه نقل می‌نمایند، احادیث مرسل آنان‌را در حکم مسند دانسته و قائل به اعتبار مراسیل آنها گشته‌اند همان دیگر راوی محذوف نیز در حکم ثقه خواهد بود.[۳۰]

این اختلاف در حجیت و عدم حجیت در علمای اهل سنت نیز مشاهده می شود که اکثر محدثان، فقها و اصولیین به انگیزه فقدان شرط مقبولیت (اتصال مدرک) و جهل نسبت به اوضاع و احوال راوی و احتمال غیر صحابی یا این که ضعیف بودن آن، حدیث مرسل را ضعیف و مردود دانسته‌اند و برخی دیگر با اعتنا به آنکه غالباً راویان محذوف در گواهی، صحابی می‌باشند و صحابه نیز کلیه عادل میباشند و عدم آشنایی وی ضرری به وثاقت آن ها نمی‌زند، قائل به اعتبار حدیث مرسل گردیده‌اند.[۳۱]

حجیت بعضی از مراسیل
بعضا از علما با اصل قرار دادن عدم اعتبار مراسیل، مواقعی را استثنا کرده‌اند که مهم ترین آن ها عبارت‌اند از:

آشنایی راوی محذوف: راوی محذوف شناخته گردیده و ثقه میباشد. این سیرتکامل از احادیث در‌حالتی که چه مرسل میباشد البته در واقعیت مسند تلقی می شود و ارسال آن ضرری به اعتبار آن وارد نمی‌نماید. بعضی معتقدند که راوی محذوف از دو طرز قرائن فرنگی و آشنایی راوی از مدرک دیگر، قابل شناسایی می‌باشند.[۳۲]

حجیت احادیث مرسل جبران گردیده با آوازه: ضعف ماجرا مرسل، توسط آوازه عملی یا این که روایی جبران گردیده باشد؛ یعنی در حالتی‌که فقها طبق قصه مرسل کار کرده باشند عامل بر حجیت آن می باشد؛[۳۳] هرچند در ارتباط با اعتبار و عدم آن بین علما اختلاف وجود دارااست.[۳۴]

حجیت احادیث مرسل جبران گردیده با اجماع: در حالتی‌که خبری ضعیف باشد، ولی اجماع فقها، فعالیت به آن ماجرا باشد، در‌این‌صورت‌ آن خبر حجت و قابل استناد خواهد بود.[۳۵]

حجیت احادیث مرسل جبران گردیده با عمومات: در شرایطی که قصه مرسل موافق با عمومات و کتاب و سنت باشد، دارای اعتبار خواهد بود.[۳۶]

مراسیل مشایخ ثلاثه: مراد از مشایخ ثلاثه در نقل احادیث محمد بن ابی عمیر، [یادداشت ۳] احمد بن ابی نصر بزنطی [یادداشت ۴] و صفوان بن یحیی [یادداشت ۵] میباشند. بعضا معتقدند که مرسلات وی دارای اعتبار میباشد و ضرری به ماجرا نمی‌رساند و همینطور در صورتی‌که از یک راوی، ماجرا نقل نمایند عامل بر توثیق وی خواهد بود.

مراسیل اصحاب اجماع: اصحاب اجماع مشتمل بر ۱۸نفر از اصحاب امامان که محمد بن قدمت کشی بدان‌ها در سه تیم اشاره نموده است. بخش اعظمی از فقها مراسیل آن ها را دارای اعتبار دانسته‌اند.[۳۷] مجموعه نخستین مشمول زراره بن اعین، پر اسم و رسم بن خربوذ، برید بن معاویه، ابوبصیر اسدی، فضیل بن یسار، محمد بن مسلم از اصحاب امام باقر(ع) و امام درستگو(ع)[۳۸] و دسته دوم جمیل بن دراج، عبدالله بن مسکان، عبدالله بن بکیر، حماد بن عثمان، حماد بن عیسی، ابان بن عثمان از اصحاب امام راستگو(ع)[۳۹] و دسته سوم، یونس بن عبدالرحمن، صفوان بن یحیی، بیاع الصابری، محمد بن ابی عمیر، عبدالله بن مغیره، حسن بن دوستداشتنی، احمد بن محمد بن ابی نصر از اصحاب امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) هستند.[۴۰]

مراسیل صدوق: مراسیل صدوق از حیطه بخش اعظمی از علما مثلا روضه خوان حر عاملی[۴۱] گزینه تایید قرار گرفته و مراسیل اورا همانند مسانیدش دارای اعتبار دانسته‌اند.[۴۲] در کتاب اینجانب لایحضره الفقیه وی ۲۰۵۰ ماجرا مرسل نام برده میباشد؛[۴۳] هرچند برخی زیرا شهید ثانی و آیت الله خویی قائل به عدم اعتبار مراسیل او شدند و بعضا دیگر زیرا متفحص داماد و امام خمینی قائل به شرح در احادیث مرسل روحانی صدوق می‌باشند[۴۴]

مراسیل روحانی طوسی: بعضی زیرا فاضل مقداد با دقت به اینکه وی صرفا از راویان ثقه نقل قصه می‌نماید قائل به اعتبار مراسیل او می‌باشند.[۴۵]

مراسیل محمد بن ادریس حلی: از فقهای متقدم و از بزرگان شیعه به حساب می‌آید. بعضی معتقدند که احادیث مرسل او حجت و دارای اعتبار بوده و می‌اقتدار به آن استناد کرد. برخی دسترسی او به اصول نخستین حدیثی را عامل بر حجیت مراسیل او میدانند.[۴۶]

مرسلات ثقات: بعضا معتقدند در‌صورتی‌که راوی ثقه روایتی را به طور مرسل نقل نماید روایتش حجت و دارای اعتبار است؛ چه از اصحاب اجماع، چه از مشایخ ثلاثه و چه از غیر اینها باشد. مثلا معتقدان به‌این عقیده، روضه خوان انصاری میباشد.[۴۷]

مراسیل کافی: مجموع احادیث مرسل نام برده در کتاب الکافی حجت و دارای اعتبار میباشند. برای مثال افرادی که به اعتبار احادیث کتاب این نظر را دارد، میرزای نائینی میباشد.[۴۸]

برای مثال مراسیل دیگر که در حجیت و عدم حجیت آن اختلاف وجود دارااست مراسیل حسن بن علی بن ابی عقیل العمانی، محمد بن احمد اسکافی، نجاشی[۴۹]و مرسلات بنوفضال[۵۰] میباشد.

بازدید : 25
شنبه 20 بهمن 1403 زمان : 12:15


سید علی حسینی خامنه‌ای
سید علی حسینی خامنه‌ای (زاده ۱۳۱۸ش) دومی رهبر جمهوری اسلامی و از مراجع پیروی شیعه میباشد. وی قبل از گزینش به سمت رهبری در سال ۱۳۶۸ش، دو زمان مدیر‌جمهور و مدتی نیز نماینده مجلس شورای اسلامی بوده میباشد. منصب امامت آدینه طهران از سوی امام خمینی نیز از مناصب دینی اوست. خامنه‌ای همینطور از روحانیان مؤثر در انقلاب اسلامی به شمار می‌رود.

مخالفت با قمه‌زنی و برخی صورت‌های سوگواری، و حرام‌درک کردن توهین به مقدسات اهل‌سنت از فتاوای پر اسم و رسم و مؤثر وی در عالم اسلام به شمار می‌رود. اصطلاحات تهاجم فرهنگی، بیداری اسلامی و اقتصاد مقاومتی از مفاهیمی میباشد که به‌دنبال سخنرانی‌های آیت‌الله خامنه‌ای وارد ادبیات سیاسی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران شد‌ه‌است. تامل‌های وی در گروه حدیث ولایت عده شد‌ه‌است. کتاب‌های زیادی نیز به طور موضوعی از سخنان و پیام‌های او عده گردیده‌است. تعدادی تاثیر مکتوب دربرگیرنده تألیف و ترجمه از او منتشر نیز گردیده که تألیف طرح کلی درنگ اسلامی در قرآن و ترجمه صلح امام حسن به عنوان پک پذیرایی ترحیم مشهد مثال آنهاست.

آیت‌الله خامنه‌ای به ادبیات عشق دارااست و با مدل‌های ادبی آشناست. وی اشعاری نیز سروده و تخلص «امین» را برگزیده میباشد. رسیدگی کتاب ها تاریخی بخشی از اپ مطالعاتی مستمر او میباشد، به گونه ای که به مباحث و موضوعات تاریخ معاصر اشراف دارااست.

منزلت
آیت‌الله خامنه‌ای از مراجع تاسی شیعه میباشد و دومی رهبر نظام ایران میباشد. وی در سال‌های پیش از انقلاب اسلامی کشور ایران از مبارزان علیه حکومت پهلوی بود و به همین خیال سال‌هایی را در زندان و تبعید پهلوی سپری نموده است. خامنه‌ای بعد از انقلاب اسلامی و صورت‌گیری نظام کشور‌ایران مسئولیت‌های مختلفی را بر ذمه داشته میباشد. نظرها و تفکر‌های وی به نظر منزلت رهبری‌اش از عنایت ویژه‌ای شامل است.

بستگان
سید علی خامنه‌ای در ۲۹ فروددین ماه ۱۳۱۸ش (۲۸ صفر ۱۳۵۸ق/ ۱۹ آوریل ۱۹۳۹م)، در مشهد زاده شد.[۱] پدرش سید جواد خامنه‌ای (درگذشت: ۱۳۶۵ش) مجتهد و علم‌آموخته حوزه علمیه نجف،[۲] در مشهد به درس دادن علم ها حوزوی، و امامت مسجد صدیقی‌های بازار مشهد (مسجد آذربایجانی‌ها) درگیر بود.[۳] وی همینطور از امامان جماعت مسجد جامع گوهرشاد بود.[۴]

نسب خامنه‌ای به سادات افطسی و پادشاه سید احمد میرسد که با پنج واسطه از نوادگان امام سجاد(ع) میباشد.[۵] امامزاده محمد که در تَفْرِش[یادداشت ۱] مدفون میباشد، از اجداد وی میباشد.[۶]

سید حسین خامنه‌ای (درگذشت: ۱۳۲۵ق) از علمای مشروطه‌خواه و پدرزن محمد خیابانی، جد اوست.[۷] سید محمد خامنه‌ای (درگذشت: ۱۳۵۳ق) معروف به پیغمبر و از علمای طرفدار مشروطه نیز عموی اوست.[۸]

نسب آیت‌الله خامنه‌ای از طرف مامان به محمد دیباج فرزند امام راست گو(ع) میرسد.[۹] مامان وی، خدیجه میردامادی (درگذشت: ۱۳۶۸ش) فرزند سید هاشم میردامادی (درگذشت: ۱۳۸۰ق) میباشد.[۱۰]

بازدید : 63
پنجشنبه 18 بهمن 1403 زمان : 11:05


رساندن خبر شهید شدن امام
بعداز اینکه امام حسین از اسب به زمین زمین خورد ذوالجناح بر بالین وی آمد و دور جسد بی‌حالا امام میچرخید و او‌را رایحه میکرد و می‌بوسید. آن گاه پیشانی‌اش به خون تن امام حسین آغشته کرد در حالیکه پاهایش را بر زمین می‌کوبید و شیهه رمز می‌بخشید به سوی چادر‌گاه رفت[۸] مطهری مجتهد اسلام پژوه می گوید زمانی تیری به سینه مقدس امام جلسه و از روی اسب به زمین زمین‌خورد؛ این اسب که یک حیوان تربیت‌‏گردیده برای میدان مبارزه بود در همین ضمن‌ها- یا این که پس از برش دادن رمز مقدسش- آمد یال‌های خودش را به خون اباعبدالله خونین کرد و به پایگاه مهم خودش رجوع. [۹]زمانی که به چادر‌گاه رسید شیهه می کشید و رمز خویش را به زمین می‌کوبید، زمانی که اهل بیت امام حسین ذوالجناح را به آن حالا دیدند از چادر‌ها خارج آمده و بدور ذوالجناح گرد آمده و دست بر راز و شکل و پای وی می‌کشیدند ام کلثوم دو دست خویش را بر بالای راز خود گذاشت و اعلام‌کرد: وامحمداه واجداه وانبیاه..[۱۰] این قصه از نوحه‌هایی میباشد که در مجالس سوگواری حسینی به وسیله مداحان خوانده میشود.[۱۱] مقرم در کتاب مقتل از از امام باقر(عليه السلام) نقل نموده است كه اسب آن حضرت در شيهه اش مى اعلام‌کرد: «اَلظَّليمَةَ اَلظَّليمَةَ مِنْ أُمَّة قَتَلَتْ ابْنَ بِنْتِ نَبِيِّها»؛ (پشتیبانی از ظلم و ستمِ امتى كه فرزند دختر پک پذیرایی ترحیم مشهد پيامبرشان را كشتند). [۱۲]

خونی که روی یال تو پیداست، ذو الجناح
خون مدام سرازیر مولاست، ذو الجناح
یک قطره آفتاب به روی تنت گرد‌همایی
بوی آفریدگار ز یال تو برخاست، ذو الجناح


آخر و عاقبت
تاریخ‌نگاران درباره ی عاقبت ذوالجناح در بعد از ظهر عاشورا اختلاف دارا هستند؛

گروهی بر این باروند که ذوالجناح بعداز رساندن خبر شهید شدن سیدالشهداء به قبیله وی آنقدر رمز خویش را به زمین کوبید تا اینکه مقابل چادر‌گاه مرد.[۱۳]
بعضی نیز میگویند قبل از شهیدشدن امام کشته شد و امام هنگامی را پیاده با لشکر عبیدالله بن زیاد جنگید تا به شهیدشدن رسید.[۱۴]
بعضی دیگر میگویند وی از چادر‌گاه به سوی شط فرات رفت و خویش را در آن انداخت و غرق شد.[۱۵]

بازدید : 118
چهارشنبه 17 بهمن 1403 زمان : 10:56


چادر‌سوزان (دین)
چادر‌سوزان از دین‌های عزاداری محرم میباشد که در جمهوری اسلامی ایران، عراق و هند برگزار میشود. درین مراسم، گروهی با خرقه سرخ که علامت سربازان ابن‌زیاد میباشد، چادر‌های نمادین از خیام امام حسین(ع) را به حریق می کشند.

این مراسم، از دیرین‌ترین مراسم‌های سوگواری شیعه ها تعریف گردیده‌ میباشد که قدمتش به عصر آل‌بویه (حکومت ۳۲۲-۴۴۸ق) می رسد. امروزه در شهرهای مختلفی این مراسم برگزار پک پذیرایی ترحیم مشهد می شود.

عنایت و رده
چادر‌سوزان، از آیین‌های مذهبی شیعه ها در سوگواری‌های ماه محرم میباشد.[۱] بر‌شالوده گزارش‌ها، شیعه ها جمهوری اسلامی ایران،[۲] هند[۳] و عراق عموماً با این مراسم، دهه سوگواری محرم را به نقطه پایان می رسانند.[۴]

به نظریه بلوکباشی، محقق علم ها اجتماعی، وقوع اتفاقاتی زیرا سوزاندن چادر امام حسین(ع) و اصحابش بوسیله سپاهیان ابن‌زیاد، در صورت‌گیری فرهنگ وتمدن عاشورایی شیعی نقش کلیدی و اساسی داشته‌میباشد.[۵]

مبنی بر گزارش‌های تاریخی، چادر‌های امام حسین(ع) در اتفاق کربلا سال ۶۱ق بوسیله سپاهیان قدمت بن سعد به حریق کشیده شد.[۶] بر مبنا روایتی که مکارم شیرازی از کتاب مأساة الحسین نقل نموده است امام راست گو(ع)، انگیزه حزن خویش در ماجرای حریق تصاحب کردن منزل‌اش به دست منصور دوانیقی را یاد آوری روز عاشورا و گریزو فرار دختران و زنان کاروان امام حسین(ع) از چادر‌ها ذکر نموده است.[۷]

سید علی خامنه‌ای از مراجع تاسی شیعه در استفتائی، برپائی این مراسم درصورت یار نبودن با لاف، مفسده و وَهْن مذهب با دقت به مقتضیات فرصت، سوای گونه های دانسته؛ گرچه از نگاه او مجالس وعظ مصائب حسینی و مرثیه‌خوانی خوب میباشد.[۸]

تاریخچه
چادر‌سوزان با اسم «التشابیه و حرق الخیام» یکی‌از سابق‌ترین مراسم‌های سوگواری در ماه محرم به‌شمار رفته‌ میباشد[۹] و عمر آن را به زمان آل‌بویه نسبت داده‌اند.[۱۰] درین مراسم‌، چادر‌های سبز، سیاه و سپید که در روز اولیه محرم برافراشته گردیده، در روز دهم محرم[۱۱] به‌شکل نمادین، حریق زده میگردد تا یادآور به حریق کشیده شدن چادر‌های امام حسین در بعدازظهر روز عاشورا باشد.[۱۲]

بر طبق پاره‌ای از گزارش‌ها، این مراسم در کشور‌ایران از زمانه صفویه (حکومت ۹۰۷ -۱۱۳۵ق) در شهر اهواز استارت شده است.[۱۳] در عصر قاجار نیز مراسم تعزیه‌خوانی با حریق‌زدن چادر‌های نمادین امام حسین(ع) در روز عاشورا شناخته می شد. در‌این مراسم، گروهی با خرقه سرخ که نشان سربازان ابن‌زیاد بود، به چادر‌های نمادین برافراشته گردیده هجوم می‌آوردند و چادر‌ها را حریق می‌زدند.[۱۴] این طرز عزاداری در زمان حکومت رضاشاه پهلوی هم‌زیرا بعضا دیگر از طریق‌های سوگواری امام حسین(ع)، ممنوع اعلام شد و به طور مخفیانه برگزار میشد.[۱۵]

مراسم چادر‌سوزان در سرزمین عراق در قرنِ سیزدهم هجری قمری برگزار میشد. به‌گفته ادیب‌الممالک، جهانگرد اهل ایران (متوفی ۱۳۳۶ق)، عزاداران روز عاشورا، در مقبره امام حسین(ع) در کربلا انباشته شده و بعداز سوزاندن چادر‌های نمادین امام حسین(ع) و یارانش، عزاداری را به نقطه نهایی می‌رساندند. مبتنی بر این گزارش، در زمان این مراسم، عزاداران شعار «والخِیام حَرَقوه» (به فارسی: «چادر‌ها را حریق زدند») را رمز می‌دادند.[۱۶]

شیعه‌ها هند نیز در امامباره‌ها، در گودی‌هایی حریق پر‌نور می‌نمایند و با پای لخت بر روی آنها تکان می‌نمایند تا به خاطر سوختن چادر‌های حسین بن علی(ع) سوگواری نمایند.[۱۷]

بازدید : 64
سه شنبه 16 بهمن 1403 زمان : 13:47


حسینیه در بخشها متفاوت

نمایی از حسینیه اعظم زنجان
نامگذاری جای ‌های ویژه سوگواری حسینی، در بخش ها متعدد شیعه‌نشین تابع مناسبات و ادبیات محلی بوده میباشد؛ به عنوان مثالً در کشور‌ایران و عراق، بیشتر از کلمه و واژه توکل به کار گیری می‌گردیده و در روندی رو به پرورش، حسینیه در کنار کلمه و واژه‌هایی زیرا میدان و چهارسوق به عمل می‌رفته میباشد. در کشور ایران معاصر، بیشترِ جای ‌هایی که برای برگزاری مراسم سوگواری حسینی سازه میگردند حسینیه نامیده می شوند[۳]و نسبتاًً دیگر هیچ جای نوساخته‌ای را با این کاربرد، توکل نمی‌نامند و حتی‌د‌ر مرمت‌ها، اسم توکل‌ها را به حسینیه یا این که مسجد پک پذیرایی ترحیم مشهد برمی‌گردانند.[۴]

شیعه‌ها عمان و بحرین درباره این جای ‌ها از کلمه و واژه مَأتَم، شیعه‌ها شبه مجموعه کشور ها و پاکستان از امام بارا/ امامباره، عاشورخانه و عزاخانه، و در افغانستان از کلمه و واژه منبر استعمال می‌کرده‌اند.[۵]

کارکردها
برپایی عزاداری
با وجود التفات زیاد مساجد، حسینیه‌ها در اجرای مراسم ویژه عزاداری شیعی (سینه زنی، نوحه خوانی و وعظ و در بعضا بخش ها، تعزیه خوانی) جایگاهی ویژه دارااست. بارزترین کارکردهای حسینیه‌ها عبارتند از: برپایی عزاداری دردهه اولیه محرّم یا این که نخستین محرّم تا ۲۸ صفر برای امام حسین(ع)؛ مراسم عزاداری یا این که ولادت، برای نبی(ص) یا این که دیگر معصومان(ع) در دیگر روزهای سال قمری؛ مراسم ماه رمضان، به ویژه در شبهای قدر؛ مجالس تلاوت قرآن؛ اجرای مجالس ترحیم شهروندان؛ و بقیه اپلیکیشن‌های مذهبی و فرهنگی.

تقویت روحیه همدلی
پررونق‌ترین راءس رابطه جمعی شیعه‌ها در محرّم و صفر، حسینیه‌ها میباشند. حضور و همکاری عموم در‌این مکانها برای مهیا سازی و تأمین سرویس ها و اجرای مراسم، فارغ از حدس سن و جنسیت و حال و روز مالی و مقام و جايگاه اجتماعی، قابلیت کبیر‌ای برای تقویت احساس همدلی و همبستگی شیعه‌ها آماده می آورد.

زیرا حسینیه‌های هر محل، معمولا حائز نام و نشانِ محلی ویژه خویش می باشند، این کارکرد اجتماعی حسینیه‌ها در مقیاس محله، مناسبات عمیق و ریشه داری را دربین ساکنان، ساخت و تقویت می‌نماید؛ تقویت همبستگی در حسینیه‌های وابسته به جمعیتهای مهاجر یا این که مسافر در شهرهای دیگر، از جمله حسینیه‌های آذربایجانیها و حسینیه کربلایی‌ها در طهران[۶] و حسینیه‌های ایرانیان در عتبات عالیات، بارزتر میباشد.

شغل های عام‌المنفعه
در زمان‌های اخیر، حسینیه‌ها مرکزی برای نرم‌افزار‌های عام‌المنفعه، برای مثال تشکیل صندوق‌های قرض الحسنه، نیز میباشند.

سکونتگاه موقت زائران در شهرهای زیارتی
در شهرهای زیارتی پراهمیتی زیرا کربلا و نجف، حسینیه‌ها برای پذیرایی از مسافران نیز به فعالیت میروند؛ مانند حسینیه تهرانی‌ها در کربلا، که گرانقدر‌ترین حسینیه آنجا به شمار می رفت و با هدایا و نذورات عموم طهران تشکیل شده بود. این حسینیه، علاوه برداشتن شبستانی عظیم در طبقه نخستین و زیرزمین‌های والا و مختلف، بیشتراز دویست اتاق برای سکونت زائران داشت اما در جریان قیام شیعه ها عراق، در ۱۳۷۰ش به دست ارتش بعث ویران شد.[۷] حسینیه احکام و محدودیت‌های مسجد را ندارد.[۸]

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 502
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه